چرا شرکتهای بزرگ اصرار دارند طراحیهای دوستداشتنی قدیمی را خراب کنند؟
تغییر ناگهانی و ناخواسته رابط کاربری اپلیکیشنها و وبسایتهای محبوب، همواره با اعتراض شدید کاربران روبرو میشود، اما غولهای فناوری همچنان به این کار ادامه میدهند. در این مقاله میخواهیم بررسی کنیم چرا شرکتهای بزرگ فناوری اصرار دارند طراحیهای دوستداشتنی قدیمی را با تغییرات مداوم خود خراب کنند و رفتارهای تکراری آنها چه تاثیری بر کاربران دارد. آیا واقعاً این تغییرات در جهت بهبود تجربه کاربری است یا پای انگیزههای مالی، الگوریتمهای جدید و اهداف تجاری پنهان در میان است؟ با نگاهی منتقدانه، دلایل روانشناختی، اقتصادی و فنی پشت پرده این بازطراحیهای جنجالی را تحلیل خواهیم کرد.
فهرست مطالب
- ۱. روانشناسی تغییر گریزی کاربران و اصرار شرکتها بر نوآوری اجباری
- ۲. نقش دادههای بزرگ و تستهای کور در تصمیمگیریهای طراحی
- ۳. انگیزههای مالی پنهان در پس بازطراحیهای رابط کاربری
- ۴. تغییر الگوهای مصرف محتوا و نیاز به فضای تبلیغاتی بیشتر
- ۵. یکپارچهسازی پلتفرمها در دستگاههای مختلف و چالشهای آن
- ۶. مدگرایی در دنیای طراحی وب و تاثیر سبک مینیمالیسم افراطی
- ۷. پیامدهای منفی تغییرات ناگهانی بر بهرهوری کاربران حرفهای
- ۸. لزوم توجیه موجودیت تیمهای طراحی داخلی در شرکتهای بزرگ
- ۹. اثر زوال ویژگیها و پیچیدهتر شدن بیهوده ابزارهای ساده
- ۱۰. واکنشهای شدید جامعه کاربری و نحوه مدیریت بحران برندها
- ۱۱. بررسی چند نمونه واقعی از شکستهای تاریخی در بازطراحی وب
- ۱۲. راهکارهای حفظ اصالت طراحی در عین بهروزرسانیهای فنی
💡پاسخ کوتاه | مختصر و مفید بخوانید که چرا طراحیها خراب میشوند؟
غولهای فناوری به دلیل افزایش درآمدهای تبلیغاتی، یکپارچهسازی کدها روی دستگاههای مختلف و نیاز به توجیه فعالیت تیمهای بزرگ طراحی خود، ظاهر اپلیکیشنها را تغییر میدهند. این تغییرات اغلب بر اساس تحلیل دادههای کلان رفتار کاربران انجام میشود، هرچند که در ابتدا باعث نارضایتی شدید مخاطبان قدیمی و عادتکرده به ظاهر قبلی شود.
روانشناسی تغییر گریزی کاربران و اصرار شرکتها بر نوآوری اجباری
مغز انسان به شدت تمایل دارد تا کارها را با کمترین مصرف انرژی ممکن انجام دهد و به همین دلیل به عادتهای حرکتی و حافظه تصویری خود در کار با نرمافزارها وابسته است. هنگامی که یک دکمه پرکاربرد در گوشی هوشمند شما پس از یک بهروزرسانی جابهجا میشود، زنجیره عادتی مغز میشکند و این موضوع حس ناامنی و عصبانیت ایجاد میکند. کاربران تغییر رابطهای کاربری را که سالها با آنها خو گرفتهاند، نه به عنوان یک پیشرفت، بلکه به عنوان یک مزاحمت در روند کارهای روزمره خود میبینند. این واکنش منفی روانشناختی، یکی از دلایل اصلی مخالفت همیشگی با بازطراحیهاست.
در مقابل، شرکتهای بزرگ فناوری بقای خود را در نوآوری مداوم و ارائه تصویر پویا از برند خود میبینند. آنها معتقدند که سکون در دنیای دیجیتال به معنای مرگ تدریجی و عقب ماندن از رقباست. حتی اگر یک طراحی کامل و بینقص باشد، مدیران محصول احساس میکنند برای جلب توجه نسل جدید کاربران باید همواره چیز جدیدی ارائه دهند. این تضاد منافع میان آرامشطلبی کاربر و پویایی اجباری شرکتها، ریشه اصلی تنشهای مداوم در زمان بهروزرسانی برنامههای محبوب است.
نقش دادههای بزرگ و تستهای کور در تصمیمگیریهای طراحی
امروزه شرکتهای بزرگ دیگر بر اساس سلیقه طراحان خود تصمیم نمیگیرند، بلکه تمامی تغییرات را بر پایه تحلیل دادههای کلان و تستهای موازی (A/B Testing) اعمال میکنند. در این روش، طرح جدید ابتدا برای درصد بسیار کوچکی از کاربران فعال میشود تا رفتار آنها نظیر میزان کلیک، مدت زمان ماندگاری در صفحه و نرخ تبدیل بررسی شود. اگر دادهها نشان دهند که طرح جدید حتی نیم درصد تعامل کاربران را افزایش داده است، شرکت آن را برای همه فعال میکند، بدون اینکه به اعتراضات کلامی کاربران در شبکههای اجتماعی اهمیت دهد.
مشکل این رویکرد دادهمحور این است که احساسات انسانی و تجربه کیفی کاربری را به عددهای خشک ریاضی تبدیل میکند. دادهها ممکن است نشان دهند که کاربران روی دکمه جدید بیشتر کلیک میکنند، اما این لزوماً به معنای رضایت آنها نیست؛ بلکه شاید به این دلیل است که دکمه قدیمی را پیدا نکردهاند و به اشتباه روی گزینه جدید ضربه میزنند. تکیه بیش از حد به دادههای کمی و نادیده گرفتن بازخوردهای کیفی، یکی از دلایل اصلی پدید آمدن طراحیهای سرد و آزاردهندهای است که روح انسانی خود را از دست دادهاند.
انگیزههای مالی پنهان در پس بازطراحیهای رابط کاربری
در پس بیشتر تغییرات ظاهری وبسایتها، اهداف مالی و اقتصادی بسیار قدرتمندی نهفته است که به ندرت به طور علنی به آنها اشاره میشود. شرکتها با تغییر چیدمان صفحات تلاش میکنند توجه کاربران را به بخشهای سودآورتر پلتفرم خود جلب کنند. برای مثال، جابهجا کردن آیکون جستجو یا سبد خرید و نزدیک کردن آن به بخش تبلیغات، شانس خریدهای ناگهانی و بدون برنامه کاربران را افزایش میدهد. هر تغییر کوچکی در زاویه دید کاربر، میتواند میلیونها دلار درآمد اضافی برای یک غول فناوری ایجاد کند.
همچنین، بازطراحیها فرصت مناسبی برای معرفی ویژگیهای اشتراکی جدید و محدود کردن امکانات رایگان قدیمی در پشت دیوارهای پرداخت است. شرکتها با تغییر چیدمان منوها، گزینههای رایگان را پنهانتر میکنند تا کاربر را به سمت خرید نسخههای پولی سوق دهند. این ترفندهای روانشناختی که به الگوهای تاریک طراحی (Dark Patterns) معروف هستند، به طور مستقیم سودآوری شرکت را هدف قرار میدهند و رضایت واقعی کاربر در اولویتهای بعدی آنها قرار دارد.
تغییر الگوهای مصرف محتوا و نیاز به فضای تبلیغاتی بیشتر
با تغییر نسل کاربران و تمایل شدید به مصرف محتوای ویدیویی کوتاه و سریع، طراحیهای قدیمی که مبتنی بر متن و چیدمانهای شلوغ بودند کارایی خود را از دست دادهاند. شرکتها مجبورند رابط کاربری خود را خلوتتر کنند تا فضای بیشتری برای نمایش ویدیوها و البته تبلیغات ویدیویی باز شود. پلتفرمهای اجتماعی بزرگ نمونه بارز این تغییر هستند که ظاهر خود را شبیه به تیکتاک کردهاند تا بتوانند تبلیغات تمامصفحه بیشتری را به خورد کاربران دهند.
تبلیغات منبع درآمد اصلی اکثر سرویسهای رایگان اینترنتی است و هرچه طراحی یک سایت برای جاسازی بنرها و ویدیوهای تبلیغاتی منعطفتر باشد، ارزش تجاری آن بیشتر است. در بسیاری از موارد، خراب شدن یک طراحی دوستداشتنی و ساده، بهای سنگینی است که کاربران برای رایگان ماندن آن سرویس پرداخت میکنند. طراحان مجبورند به جای راحتی کاربر، خواستههای آژانسهای تبلیغاتی را در مرکز توجه خود قرار دهند تا جریان درآمدی شرکت قطع نشود.
یکپارچهسازی پلتفرمها در دستگاههای مختلف و چالشهای آن
یکی از بزرگترین چالشهای فنی شرکتهای فناوری، نگهداری و توسعه همزمان کدهای مختلف برای نسخههای وب، اپلیکیشن اندروید و آیاواس است. برای حل این مشکل، شرکتها به سمت طراحیهای واکنشگرا و یکپارچهسازی کامل ظاهر برنامهها روی تمامی دستگاهها حرکت میکنند. این کار باعث میشود که تجربه کاربری روی کامپیوترهای رومیزی دقیقاً مشابه گوشی هوشمند شود که متاسفانه همیشه نتیجه خوبی به همراه ندارد.
طراحیهایی که برای صفحات لمسی کوچک گوشیها بهینهسازی شدهاند، وقتی روی مانیتورهای بزرگ کامپیوتر اجرا میشوند، بسیار خالی، بیروح و فاقد کارایی به نظر میرسند. دکمههای بسیار بزرگ، فاصلههای خالی بیش از حد و حذف میانبرهای کیبورد، نتیجه این یکپارچهسازیهای ناشیانه است. شرکتها برای کاهش هزینههای توسعه خود، تجربه کاربری کاربران دسکتاپ را قربانی میکنند تا بتوانند با یک تیم کوچکتراز طراحان و برنامهنویسان، کل سیستم را مدیریت کنند.
مدگرایی در دنیای طراحی وب و تاثیر سبک مینیمالیسم افراطی
دنیای طراحی وب نیز مانند صنعت پوشاک دچار موجهای مدگرایی میشود و طراحان به شدت تحت تاثیر روندهای سالانه قرار دارند. در سالهای اخیر، گرایش شدیدی به سمت مینیمالیسم افراطی و حذف هرگونه عنصر تزئینی شکل گرفته است. این رویکرد که با نامهای مختلفی شناخته میشود، تلاش میکند تا حد امکان خطوط مرزی، سایهها و آیکونهای رنگی را حذف کند و همه چیز را در فضایی سفید و یکدست شناور سازد.
اگرچه این طراحیها در نگاه اول بسیار شیک و مدرن به نظر میرسند، اما در عمل کارایی فوقالعاده پایینی دارند. وقتی خطوط مرزی جدولها یا دکمهها حذف میشوند، کاربر دیگر نمیداند کدام بخش صفحه قابل کلیک است و کدام بخش صرفاً متن ساده است. این ابهام در طراحی، بار شناختی مغز را افزایش میدهد و فرآیند تعامل با سایت را خستهکننده میکند. متاسفانه طراحان جوان اغلب زیبایی بصری و پرستیژ کاری خود در جوامع طراحی را بر کارآمدی واقعی محصول ترجیح میدهند.
پیامدهای منفی تغییرات ناگهانی بر بهرهوری کاربران حرفهای
کاربران عادی ممکن است تغییر ظاهر یک برنامه را فقط با چند دقیقه سردرگمی پشت سر بگذارند، اما برای کاربران حرفهای که روزانه ساعتها با ابزارهای تخصصی کار میکنند، این تغییرات یک فاجعه به شمار میرود. برنامهنویسان، تدوینگران، گرافیستها و نویسندگان، سیستمهای کاری خود را بر اساس حافظه عضلانی و سرعت عمل بالا چیدهاند. تغییر ناگهانی منوها و میانبرها، سرعت کار آنها را به شدت کاهش داده و بهرهوری پروژههای بزرگ را با اختلال مواجه میکند.
این کاربران حرفهای که معمولاً وفادارترین و سودآورترین مشتریان شرکتها هستند، بیشترین آسیب را از بازطراحیهای غیرضروری میبینند. آنها بارها اعلام کردهاند که ترجیح میدهند ابزارهای کاریشان ظاهری قدیمی اما پایدار داشته باشند تا اینکه هر سال با ظاهری جدید اما با کارایی کمتر روبرو شوند. بیتوجهی شرکتها به نیازهای این گروه خاص از کاربران، گاهی منجر به مهاجرت جمعی آنها به سمت ابزارهای رقیب و متنباز میشود.
لزوم توجیه موجودیت تیمهای طراحی داخلی در شرکتهای بزرگ
یک جنبه کمتر دیده شده اما بسیار واقعی در پشت صحنه شرکتهای بزرگ، ساختار سازمانی و بقای تیمهای داخلی است. غولهای فناوری دارای دپارتمانهای بزرگی از طراحان تجربه کاربری (UX) و رابط کاربری (UI) هستند که حقوقهای بالایی دریافت میکنند. این تیمها برای اثبات کارآمدی و توجیه بودجههای سالانه خود به مدیران ارشد، مجبورند پروژههای جدید تعریف کنند و به طور مداوم طرحهای موجود را تغییر دهند.
اگر یک تیم طراحی بگوید: «محصول فعلی کامل است و نیازی به تغییر ندارد»، عملاً موجودیت خود را زیر سوال برده و ممکن است با تعدیل نیرو مواجه شود. بنابراین، طراحان همواره در تلاشند تا بخشهای مختلف را بازطراحی کنند، حتی اگر آن بخشها هیچ مشکلی نداشته باشند. این پدیده سازمانی منجر به تولید تغییرات مصنوعی و غیرضروری میشود که هدف آن حفظ جایگاه شغلی طراحان است، نه بهبود تجربه کاربران واقعی در دنیای بیرون.
اثر زوال ویژگیها و پیچیدهتر شدن بیهوده ابزارهای ساده
بسیاری از نرمافزارها کار خود را به عنوان یک ابزار ساده و کارآمد برای حل یک مشکل مشخص آغاز میکنند. اما با گذشت زمان و برای جذب مشتریان بیشتر، ویژگیهای جدیدی به آنها اضافه میشود که به این پدیده زوال ویژگیها (Feature Creep) میگویند. اضافه شدن امکانات جانبی فراوان، رابط کاربری اصلی را شلوغ و غیرقابل استفاده میکند و طراحان ناچار میشوند برای جا دادن این ویژگیهای جدید، کل ظاهر برنامه را تغییر دهند.
این فرآیند به مرور زمان یک نرمافزار سبک و دوستداشتنی را به غولی سنگین و پیچیده تبدیل میکند که دیگر کاربری ساده گذشته را ندارد. برای مثال، پیامرسانهای سادهای که در ابتدا فقط برای ارسال متن بودند، اکنون مجهز به بخش بازی، پرداخت، استوری و کانالهای مختلف شدهاند. این انباشت ویژگیها، تمرکز اصلی برنامه را از بین میبرد و کاربران قدیمی را که فقط به دنبال کارکرد اولیه بودند، ناامید و فراری میکند.
واکنشهای شدید جامعه کاربری و نحوه مدیریت بحران برندها
هنگامی که موج تغییرات آغاز میشود، شبکههای اجتماعی مملو از اعتراضات، امضاهای اینترنتی و درخواستها برای بازگرداندن طرح قبلی میشود. در تاریخ فناوری، نمونههای زیادی وجود دارد که کاربران با اتحاد خود توانستهاند شرکتها را مجبور به عقبنشینی کنند. با این حال، در بیشتر موارد، شرکتها ترجیح میدهند در برابر این طوفانهای توییتری مقاومت کنند، چرا که میدانند کاربران پس از چند هفته به ظاهر جدید عادت خواهند کرد.
مدیریت بحران در این شرایط معمولاً شامل انتشار بیانیههای توجیهی، ارائه آموزشهای کوتاه برای کار با رابط جدید و در برخی موارد نادر، قرار دادن گزینهای برای بازگشت موقت به نسخه قدیمی است. شرکتهای هوشمند تلاش میکنند این تغییرات را به صورت تدریجی و فاز به فاز اعمال کنند تا از شوک ناگهانی به جامعه کاربری جلوگیری کنند. اما شرکتهای مغرورتر معمولاً با بیاعتنایی کامل به کاربران، آنها را مجبور به پذیرش استانداردهای جدید خود میکنند.
بررسی چند نمونه واقعی از شکستهای تاریخی در بازطراحی وب
یکی از معروفترین نمونههای شکست بازطراحی در تاریخ وب، مربوط به شرکت دیگ (Digg) در سال ۲۰۱۰ است. این وبسایت که زمانی رقیب اصلی ردیت بود، با انتشار نسخه ۴ خود و تغییرات بنیادی در الگوریتم و ظاهر سایت، موج عظیمی از خشم کاربران را برانگیخت. این تغییرات باعث شد کاربران در عرض چند روز سایت را ترک کرده و به ردیت مهاجرت کنند؛ شکستی که دیگ هرگز نتوانست از آن کمر راست کند.
نمونه دیگر، تغییرات مداوم نرمافزار اسنپچت در سال ۲۰۱۸ بود که حتی صدای سلبریتیهای بزرگ را هم درآورد و باعث ریزش شدید ارزش سهام این شرکت در بازار بورس شد. این شکستها نشان میدهند که بیتوجهی به عادات و راحتی کاربران تا چه حد میتواند برای کسبوکارهای میلیارد دلاری خطرناک باشد. تاریخ نشان داده است که وفاداری کاربران همیشگی نیست و اگر مرزهای تحمل آنها رد شود، به راحتی پلتفرم محبوب خود را کنار خواهند گذاشت.
راهکارهای حفظ اصالت طراحی در عین بهروزرسانیهای فنی
برای جلوگیری از خشم کاربران و حفظ کارایی محصول، شرکتها باید تعادل ظریفی میان بهروزرسانیهای فنی و حفظ اصالت ظاهری برقرار کنند. یکی از بهترین راهکارها، جداسازی کامل کدهای پشت صحنه از پوسته ظاهری است؛ به طوری که ارتقای سرورها و امنیت برنامه نیازی به تغییر دکمهها و منوها نداشته باشد. همچنین ارائه پوستههای مختلف (Themes) به کاربران اجازه میدهد تا ظاهر برنامه را مطابق سلیقه و عادت خود شخصیسازی کنند.
روش دیگر، استفاده از سیستمهای انتقال تدریجی است که در آن کاربر خود انتخاب میکند چه زمانی به نسخه جدید منتقل شود و میتواند هر زمان که خواست به نسخه کلاسیک بازگردد. احترام به انتخاب کاربر و مشارکت دادن فعالانه آنها در فرآیند بازطراحی از طریق نظرسنجیهای واقعی، میتواند مقاومت در برابر تغییر را به همکاری تبدیل کند. در نهایت، هنر طراحی در سادهتر کردن کارهاست، نه در پیچیدهتر کردن زیباییهای ساده گذشته.
جمعبندی نهایی
اصرار شرکتهای بزرگ فناوری بر بازطراحیهای مداوم رابطهای کاربری دوستداشتنی، برآیندی از محاسبات مالی، تلاش برای افزایش فضاهای تبلیغاتی، مدگرایی و ساختارهای درونسازمانی است. اگرچه این تغییرات غالباً با تکیه بر دادههای کلان توجیه میشوند، اما نادیده گرفتن روانشناسی تغییرگریزی انسان و نیازهای کاربران حرفهای میتواند پیامدهای مخربی مانند افت بهرهوری و حتی نابودی برندها را به همراه داشته باشد. راهکار پایدار، ایجاد توازن میان نوآوری فنی و احترام به عادات بصری کاربران است.









دمتون گرم:)
اگرامکاندارد چگونگی وارد کردن عکس بر روی ساییت را بگویید
ممنون دکتر
قدیم بهتر بود , مقاومت کنید در برابر تغییرات.
سلام
درسته که در این سیستم جستجو کلی عکس در یک صفحه میاد ولی همه آنها لود نمیشن و با اسکرول صفحه عکسها لود می شوند
منم با این جدیده راحت ترم!
مطمئنید ؟؟
چون تا اسکرول نکنید صفحه دوم لود نمیشه !!
عجیبه !
اتفاقا من با این سیستم بیشتر حال میکنم تا اون قدیمیش.
آقا هیچ نیازی به این روش ها نیست . یه مرورگر به نام Netscape 9.5 رو نصب کن نیازی به این کارا نیست . هم از این کارا راحت میشی هم تازی میگیرید مرورگر یعنی چی ؟
از هر لحاظ فکرشو بکنی از همشون سرتره.
آخ جونن مرسییی
واقعا مفید بود …
روش دیگر هم استفاده از مرورگر اپرا هست
یکی لطف کنه بگه این عبارت “جستجو در akan.co” که به جای عبارت “جستجو در صفحات فارسی” در گوگل من میاد چیه؟؟؟
دیگه نمیتونم یه عبارت رو در سایت های فارسی به راحتی جستجو کنم! و با انتخاب این گزینه هم مینویسه چیزی پیدا نشد!!!
چگونه این مشکل حل میشه؟
یک روش هم من میگم که دارم استفاده میکنم
یک کلمه مثلا persian gulf رو در قسمت جستجو عکس وارد کنید
بعد switch to standard version رو بزنید حالا این صفحه رو
bookmarks یا favorit کنید حالا کافیه تو آدرس بار بنویسید persian gulf
البته ننوشته این صفحه میاد مثل:
http://www.google.com/images?num=10&hl=en&client=firefox-a&hs=28C&rls=org.mozilla:en-US:official&q=persian+gulf&um=1&ie=UTF-8&source=og&sa=N&tab=wi&sout=1&biw=1280&bih=802
یا علی
چرا توی گوگل ریدر مطلباتون دو بار نشون داده میشن؟
یک در دنیا، ده در آخرت خیر ببینی دکتر … داشتم دیوونه می شدم!!!
خیلی مفید بود من دقیقا دنبال همچین چیزی بودم مخصوصاً روش آخر خیلی به صرفه هست.
خدا خیرت بده! یعنی من مدتها بود که دیگه از گوگل، تصویر سرچ نمیکردم.
حق با شماست جناب مجیدی…این طرح شاید تقلیدی از موتور بینگ باشه ولی بینگ یکم قابل تحمل تر هست و گوگل باید بیشتر روی زیبایی صفحه کار کنه.