سرباز آن‌سوی آینه؛ واکاوی روان‌شناختی هویت‌های دوگانه در قاب پروژه هنری دوین میچل

پشت لباس‌های نظامی و پوتین‌های سنگین واکس‌خورده، دنیایی از احساسات، بحران‌های هویتی و زندگی‌های شخصی جریان دارد که اغلب در هیاهوی اخبار جنگ و سیاست گم می‌شود. جامعه معمولا به نظامیان با عینک سیاه و سفید نگاه می‌کند؛ آن‌ها را یا قهرمانانی عاری از ضعف می‌بیند و یا ابزارهایی بی‌روح برای اجرای فرامین جنگی قلمداد می‌کند. با این حال، حقیقت بسیار پیچیده‌تر و انسانی‌تر از این کلیشه‌ها است و عکاسان مستند تلاش کرده‌اند تا این پرده ضخیم را کنار بزنند.

در این مقاله می‌خواهیم پروژه عکاسی تاثیرگذار دوین میچل (Devin Mitchell) با عنوان پروژه هنری سرباز (The Soldier Art Project) را بررسی کنیم و با تکیه بر یافته‌های روان‌شناسی نظامی، به تحلیل بحران هویت و زندگی دوگانه سربازان بپردازیم. آیا تا به حال فکر کرده‌اید که یک سرباز پس از بازگشت به خانه، چگونه با تکه‌های شکسته هویت پیشین خود روبرو می‌شود؟ این نوشتار دریچه‌ای جدید به روان‌شناسی نظامی و هنر مفهومی باز می‌کند که درک ما را از مفهوم خدمت نظامی تغییر خواهد داد.

فهرست مطالب

💡مختصر و مفید

پروژه عکاسی هنری دوین میچل با استفاده از تکنیک فتومونتاژ آینه، هویت دوگانه و ابعاد پنهان زندگی نظامیان را به تصویر می‌کشد. این مجموعه با نمایش همزمان سربازان در لباس رسمی و پوشش شخصی، چالش‌های روانی عمیق نظیر اختلال اضطراب پس از سانحه، اوتیسم فرزندان، سرطان و دغدغه‌های اقلیت‌ها را نمایان می‌سازد. اثر هنری میچل فراتر از کلیشه‌های سنتی قهرمان‌سازی، به بررسی تنش میان هویت فردی و الزامات سازمانی ارتش می‌پردازد و ابزاری برای درک بهتر جامعه از سربازان ترخیص‌شده فراهم می‌کند.

پروژه هنری سرباز و کشف ابعاد پنهان یونیفرم

پروژه هنری سرباز توسط عکاس خوش‌قریحه، دوین میچل، با هدف به چالش کشیدن کلیشه‌های رایج درباره پرسنل نظامی آغاز شد. او متوجه شد که جامعه تصاویر بسیار محدودی از زندگی روزمره، گرایش‌ها، دغدغه‌ها و مشکلات خانوادگی نظامیان دارد. میچل با سفر به نقاط مختلف و گفتگو با اعضای ارتش آمریکا، تلاش کرد تا سناریوهای تصویری خلق کند که در آن، یک فرد همزمان در دو نقش کاملاً متفاوت ظاهر می‌شود؛ یکی در قالب رسمی نظامی و دیگری در قالب زندگی شخصی خود در اتاق خواب یا حمام.

این تصاویر با استفاده از تکنیک‌های دقیق ویرایش تصویر به گونه‌ای طراحی شده‌اند که گویی فرد در حال نگریستن به خود واقعی‌اش در آینه است. تنوع افراد شرکت‌کننده در این پروژه بسیار بالا است؛ از افسران عالی‌رتبه تا سربازان وظیفه و از مادران تنها تا افرادی که با بیماری‌های سخت دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هنر میچل در این پروژه، تبدیل کردن یک ابزار تبلیغاتی خشک به یک بیانیه عمیق انسانی است که چشم هر بیننده‌ای را به خود خیره می‌کند.

روان‌شناسی هویت دوگانه و سازگاری مجدد با جامعه

پوشیدن یونیفرم نظامی صرفاً تغییر لباس نیست، بلکه شروع فرآیند جامعه‌پذیری مجدد است که در آن هویت فردی تا حد زیادی سرکوب می‌شود تا کارآمدی گروهی افزایش یابد. در روان‌شناسی نظامی، این پدیده به عنوان ایجاد یک «خودِ ثانویه» شناخته می‌شود که باید بدون چون‌وچرا دستورات را اجرا کند. چالش اصلی زمانی رخ می‌دهد که این افراد مجبورند بین وظایف خشن نظامی و نقش‌های عاطفی خود به عنوان همسر، پدر یا مادر تعادل برقرار کنند.

انتقال مداوم بین این دو دنیا می‌تواند منجر به گسست‌های روانی جدی شود. سربازانی که از مناطق جنگی بازمی‌گردند، اغلب در بازتعریف خود در محیط غیرنظامی دچار مشکل می‌شوند و احساس بیگانگی می‌کنند. آینه‌های تصویر شده در عکس‌های میچل، نمادی از این شکاف هویتی هستند؛ مرزی شیشه‌ای که دنیای وظیفه و دیسیپلین را از دنیای احساسات و آسیب‌پذیری‌های فردی جدا می‌سازد.

تحلیل تصویر درن اف و چالش‌های نیروی دریایی

درن اف (Darren F.) یکی از اعضای نیروی دریایی است که در این پروژه عکاسی حضور دارد. در تصویر او، تعارض عمیقی میان دیسیپلین نظامی نیروی دریایی و زندگی شخصی‌اش مشاهده می‌شود. نیروی دریایی به دلیل ماموریت‌های طولانی‌مدت بر روی آب، فشار روانی مضاعفی را بر پرسنل خود وارد می‌کند که دوری از خانواده و انزوای اجتماعی را به همراه دارد.

تصویر او نشان می‌دهد که چگونه یک نظامی باید بخش بزرگی از علایق و سبک زندگی شخصی خود را در پشت یونیفرم رسمی پنهان کند. این عکس به خوبی گویای این واقعیت است که تعهد به خدمت در دریا، بهای سنگینی دارد که مستقیماً بر هویت شخصی فرد تاثیر می‌گذارد و او را مجبور به انتخابی سخت میان وظیفه و خودِ واقعی‌اش می‌کند.

سرباز نیروی دریایی درن اف در پروژه عکاسی دوین میچل

زخم‌های جنگ بر تن برد ایوانچان

برد ایوانچان (Brad Ivanchan) نمونه‌ای زنده از بهای فیزیکی و روانی است که سربازان در جنگ‌های معاصر پرداخت می‌کنند. او که به واسطه حضور در عملیات‌های جنگی در عراق و افغانستان مدال‌های متعددی دریافت کرده، هر دو پای خود را در اثر انفجار مین از دست داده است. تصویر او در آینه یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این پروژه هنری است.

نگاه برد در آینه نه تنها نشان‌دهنده از دست رفتن سلامت جسمانی اوست، بلکه بازتاب‌دهنده غرور جریحه‌دار شده و تلاش خستگی‌ناپذیرش برای بقا در دنیای جدید بدون پاهایش است. این پرتره به وضوح به مخاطب یادآوری می‌کند که مدال‌های افتخار نظامی، اغلب با چه دردهای جسمی و روحی ابدی خریداری می‌شوند که تا پایان عمر همراه سربازان باقی می‌مانند.

برد ایوانچان جانباز جنگ عراق و افغانستان در آینه پروژه عکاسی

مایلی وای‌سی؛ مبارزه همزمان با سرطان و کلیشه‌ها

مایلی وای‌سی (Mylee YC) به عنوان متخصص پشتیبانی فرهنگی و امور مدنی در ارتش ایالات متحده خدمت می‌کند. وظیفه او تسهیل ارتباط میان نیروهای نظامی و جوامع محلی در مناطق جنگی است که نیازمند مهارت‌های ارتباطی و درک فرهنگی عمیق است. اما چالش بزرگ‌تر مایلی خارج از میدان جنگ رخ داد؛ مبارزه سخت و پیروزمندانه با سرطان سینه.

تصویر او در آینه نشان‌دهنده ظرافت زنانه و در عین حال قدرت اراده آهنین زنی است که توانسته بر یکی از کشنده‌ترین بیماری‌ها غلبه کند در حالی که همچنان به وظایف نظامی خود متعهد مانده است. این پرتره، کلیشه‌های مردانه ارتش را می‌شکند و نشان می‌دهد که قدرت واقعی سربازان همیشه در شلیک گلوله خلاصه نمی‌شود، بلکه در توانایی بقا در برابر ناملایمات زندگی نهفته است.

مایلی وای سی نجات یافته از سرطان سینه و سرباز ارتش آمریکا

میکوس موریس‌ست؛ تنوع هویت در نیروی هوایی

میکوس موریس‌ست (Mikos Morrissette) عضوی از نیروی هوایی است که پرتره‌اش ابعاد متفاوتی از آزادی‌های فردی و تعهدات سازمانی را به تصویر می‌کشد. در نیروی هوایی، تمرکز بر فناوری‌های پیشرفته و دیسیپلین فنی بسیار بالا است، اما پرسنل همچنان به دنبال حفظ ویژگی‌های منحصربه‌فرد هویت شخصی خود در خارج از ساعات خدمت هستند.

آینه در پرتره میکوس نشان می‌دهد که چگونه یک فرد می‌تواند در محیط کار خود نمادی از نظم مهندسی و نظامی باشد، اما در حریم خصوصی‌اش، سبک زندگی آزادانه و متفاوتی را دنبال کند. این تضاد بصری به ما یادآوری می‌کند که نباید افراد را صرفاً بر اساس پوشش اداری یا نظامی‌شان قضاوت کرد.

میکوس موریس ست عضو نیروی هوایی در آینه پروژه عکاسی خلاقانه

جووان هنری و تقاطع وظیفه و زندگی شخصی

جووان ام هنری (Jovan M. Henry) یکی دیگر از اعضای نیروی دریایی است که تصویرش نشان‌دهنده چالش‌های عمیق عاطفی سربازان است. خدمت در نیروی دریایی اغلب با دوری طولانی‌مدت از خانه همراه است که این امر پیوندهای خانوادگی را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. سربازان در این شرایط مجبورند احساسات خود را سرکوب کنند تا بتوانند وظایف جنگی را به درستی انجام دهند.

تصویر جووان در آینه، نگاهی خسته اما مصمم را نشان می‌دهد که گویی در حال ارزیابی بهای انتخابی است که برای خدمت به کشورش پرداخته است. این پرتره مفهوم ازخودگذشتگی را از یک شعار سیاسی به یک تجربه زیسته و ملموس انسانی تبدیل می‌کند که با غم و امید درآمیخته است.

جووان ام هنری سرباز نیروی دریایی در حال نگریستن به آینه هویت

ریچل جنزن هوپ؛ فرزندان خانواده‌های نظامی

ریچل جنزن هوپ (Rachel Janzen Hope) داستانی متفاوت دارد که نشان‌دهنده تاثیر عمیق ارتش بر ساختار خانواده‌ها است. پدر و مادر ریچل هر دو نظامی فعال بوده‌اند و تا کنون سه بار به صورت همزمان به ماموریت‌های جنگی اعزام شده‌اند. این بدین معناست که ریچل دوران کودکی و نوجوانی خود را در سایه ترس مداوم از دست دادن والدین سپری کرده است.

عکس ریچل نمادی از نسل دوم خانواده‌های نظامی است که جنگ را نه در جبهه‌ها، بلکه در خانه‌های خالی از پدر و مادر تجربه کرده‌اند. این تصویر چالش‌های روانی فرزندانی را نشان می‌دهد که بدون حضور والدین بزرگ می‌شوند و باید با پیامدهای عاطفی این غیبت طولانی‌مدت کنار بیایند.

ریچل جنزن هوپ فرزند زوج نظامی با تجربه اعزام‌های مکرر به جنگ

لیلا وب و بازنمایی زنان در ساختار ارتش

لیلا وب (Layla Webb) به عنوان زنی در نیروی دریایی، با چالش‌های مضاعف جنسیتی در یک محیط سنتاً مردانه روبرو است. حضور زنان در ارتش طی دهه‌های اخیر افزایش یافته است، اما آن‌ها همچنان باید برای اثبات توانایی‌های خود تلاش بیشتری نسبت به همتایان مرد خود انجام دهند.

پرتره لیلا در آینه نشان‌دهنده تعادل ظریفی است که او باید بین هویت زنانه خود و انتظارات سخت‌گیرانه ارتش برقرار کند. این تصویر نشان می‌دهد که زنان در ارتش مجبور نیستند هویت شخصی خود را قربانی کنند تا به سربازانی کارآمد تبدیل شوند، هرچند این مسیر پر از موانع فرهنگی و ساختاری است.

لیلا وب نظامی زن نیروی دریایی در پروژه عکاسی هویت دوگانه

جنیفر مورالس؛ مادری تنها در سایه خدمت نظامی

جنیفر مورالس (Jennifer Morales) نمونه‌ای بارز از فداکاری‌های فراتر از حد تصور در زندگی نظامی است. او علاوه بر خدمت در نیروی دریایی، یک مادر تنها است که فرزندی مبتلا به اوتیسم دارد. مراقبت از کودک مبتلا به اوتیسم به خودی خود نیازمند حضور مداوم و انرژی روانی عظیمی است که با استرس‌ها و ماموریت‌های نظامی به سختی سازگار می‌شود.

تصویر جنیفر در آینه، خستگی شدید و در عین حال عشق بی‌پایان مادری را نشان می‌دهد که باید همزمان در دو جبهه متفاوت بجنگد؛ یکی برای امنیت کشورش و دیگری برای آینده فرزند معلولش. این عکس یکی از قدرتمندترین بیانیه‌های پروژه میچل در دفاع از حقوق و مشکلات نادیده گرفته شده زنان نظامی است.

جنیفر مورالس مادر نظامی با فرزند مبتلا به اوتیسم در آینه

تکنیک فتومونتاژ و کارکرد آینه در روان‌کاوی هنری

استفاده از آینه در هنر عکاسی قدمتی طولانی دارد و همواره به عنوان نمادی از خودشناسی، دوگانگی و بازتاب حقیقت به کار رفته است. دوین میچل در این پروژه با ترکیب مهارت عکاسی پرتره و تکنیک‌های پیشرفته فتومونتاژ در نرم‌افزارهای دیجیتال، توانسته مرز میان واقعیت فیزیکی و واقعیت روانی را از بین ببرد. او به جای استفاده از آینه‌های واقعی که محدودیت‌های نوری ایجاد می‌کنند، صحنه‌ها را بازسازی کرده است.

این رویکرد فنی به او اجازه داده تا زاویه نگاه فرد در آینه را به گونه‌ای تنظیم کند که گویی بیننده در حال تماشای گفتگوی درونی سرباز با خودش است. آینه در اینجا نه یک وسیله دکوری، بلکه ابزاری روان‌کاوانه است که به سوژه اجازه می‌دهد ماسک رسمی خود را بردارد و با درونی‌ترین بخش وجودی خود روبرو شود.

پیامدهای اجتماعی هنر افشاگر در حوزه نظامی

پروژه‌های هنری مانند کار دوین میچل، نقش مهمی در تلطیف نگاه جامعه نسبت به نهادهای نظامی ایفا می‌کنند. با نشان دادن ابعاد انسانی، ضعف‌ها و دغدغه‌های شخصی سربازان، این آثار به کاهش فاصله عاطفی میان غیرنظامیان و ارتش کمک می‌کنند. این پروژه‌ها به جامعه آموزش می‌دهند که حمایت از سربازان صرفاً به معنای تایید سیاست‌های جنگی نیست، بلکه به معنای درک نیازهای روانی و اجتماعی آن‌ها پس از پایان دوره خدمت است.

این تصاویر همچنین بحث‌های مهمی را درباره سیاست‌های حمایتی ارتش از خانواده‌ها، مراقبت‌های بهداشتی برای مبتلایان به سرطان و سیستم‌های حمایتی از کودکان معلول نظامیان باز کرده‌اند. در نهایت، هنر میچل ثابت می‌کند که تصویر می‌تواند بیش از هزاران صفحه گزارش اداری، در تغییر قوانین و نگرش‌های اجتماعی موثر واقع شود.

جمع‌بندی نهایی

پروژه هنری سرباز اثر دوین میچل با نمایش هویت‌های متناقض نظامیان، نشان می‌دهد که یونیفرم‌های نظامی هرگز نمی‌توانند تنوع شگفت‌انگیز انسانی و چالش‌های شخصی افراد را از بین ببرند. این تصاویر با استفاده از استعاره آینه، توجه جامعه را به دردهای پنهان سربازان جلب می‌کنند و یادآور می‌شوند که حمایت واقعی از آن‌ها مستلزم درک عمیق روان‌شناختی و اجتماعی است.

سوالات متداول

۱. هدف اصلی دوین میچل از اجرای این پروژه هنری چه بود؟
هدف اصلی میچل انسانی‌سازی تصویر پرسنل نظامی و نشان دادن زندگی دوگانه آن‌ها فراتر از کلیشه‌های رسمی بود. او تلاش کرد تا چالش‌های شخصی، خانوادگی و هویتی سربازان را که معمولاً توسط رسانه‌ها نادیده گرفته می‌شوند، به تصویر بکشد. این کار به غیرنظامیان کمک می‌کند تا ارتباط عاطفی عمیق‌تری با تجربیات واقعی نظامیان برقرار کنند. پروژه او ابزاری برای گفتگوی اجتماعی درباره بهای روانی خدمت در ارتش شد.
۲. چرا تصاویر این مجموعه تا این حد واقع‌گرایانه و تاثیرگذار به نظر می‌رسند؟
میچل از ترکیب تکنیک‌های حرفه‌ای نورپردازی استودیویی و فتومونتاژ پیشرفته دیجیتالی برای ادغام دو پرتره متفاوت در یک قاب استفاده کرده است. توجه به جزئیات بازتاب نور در آینه‌ها و همخوانی پرسپکتیو دو عکس، حسی کاملاً واقعی به بیننده منتقل می‌کند. سوژه‌ها نیز در محیط‌های شخصی واقعی خود مانند خانه‌هایشان عکاسی شده‌اند که این امر صمیمیت تصاویر را دوچندان کرده است. هر تصویر داستانی واقعی را روایت می‌کند که بر اساس زندگی شخصی خود سوژه طراحی شده است.
۳. اختلال اضطراب پس از سانحه چگونه در پرتره‌های این پروژه منعکس شده است؟
بسیاری از سربازان حاضر در پروژه، علائم پنهان افسردگی و اضطراب ناشی از جنگ را در چشمان خود بازتاب می‌دهند. تضاد بین ایستادگی مغرورانه در لباس فرم و نگاه‌های خسته یا غمگین در پوشش شخصی، نمادی از این نبرد درونی است. برخی پرتره‌ها مانند پرتره برد ایوانچان مستقیماً به معلولیت‌های جسمی و روانی ناشی از جنگ اشاره دارند. این آثار نشان می‌دهند که جنگ حتی پس از بازگشت به خانه نیز در ذهن سربازان ادامه دارد.
۴. واکنش جامعه نظامی ایالات متحده به این پروژه عکاسی چه بود؟
این پروژه با استقبال بسیار گسترده‌ای از سوی نظامیان و خانواده‌های آن‌ها مواجه شد زیرا آن‌ها احساس کردند که بالاخره کسی صدای واقعی آن‌ها را شنیده است. بسیاری از سربازان برای شرکت داوطلبانه در این پروژه به میچل پیام دادند تا داستان زندگی خود را به اشتراک بگذارند. البته برخی از بخش‌های سنتی‌تر ارتش ممکن است با نمایش برخی جنبه‌های آسیب‌پذیر یا خصوصی پرسنل موافق نبوده باشند. با این حال، تاثیر مثبتی بر بهبود درک عمومی از مشکلات نظامیان داشت.
۵. نقش زنان در این پروژه عکاسی چگونه به تصویر کشیده شده است؟
زنان در این پروژه نه تنها به عنوان سربازان وظیفه‌شناس، بلکه به عنوان مادران، همسران و افرادی با چالش‌های بهداشتی خاص مانند سرطان بازنمایی شده‌اند. تصاویر نشان می‌دهند که آن‌ها چگونه باید هویت زنانه و نقش‌های خانوادگی خود را با انتظارات مردانه محیط نظامی هماهنگ کنند. پروژه‌هایی مانند پرتره جنیفر مورالس چالش‌های مضاعف زنان در نگهداری از فرزندان بیمار را برجسته می‌کند. این نگاه واقع‌بینانه به شکستن کلیشه‌های جنسیتی در ارتش کمک شایانی کرده است.
۶. چگونه آینه به عنوان یک نماد روان‌شناختی در این عکس‌ها عمل می‌کند؟
آینه در روان‌شناسی نماد خودآگاهی، بازتاب هویت واقعی و مواجهه با بخش‌های پنهان روان است. در این پروژه، مرز آینه به عنوان خط فاصلی میان انتظارات بیرونی جامعه (یونیفرم) و حقیقت درونی فرد (زندگی شخصی) عمل می‌کند. تماشای خود در آینه نشان‌دهنده یک گفتگوی خاموش میان دو نیمه وجودی سرباز است که به دنبال صلح با یکدیگر هستند. این تکنیک به مخاطب اجازه می‌دهد تا به درون خلوت‌ترین لحظات سوژه‌ها نفوذ کند.
۷. آیا این پروژه توانسته است تاثیری بر سیاست‌های حمایتی از نظامیان بگذارد؟
اگرچه تغییر سیاست‌های کلان دولتی زمان‌بر است، اما این پروژه توجه رسانه‌های بزرگ و سیاست‌گذاران را به موضوعاتی چون سلامت روان سربازان و مشکلات خانواده‌های آن‌ها جلب کرد. نمایش عمومی این عکس‌ها در گالری‌ها و رسانه‌های اجتماعی، آگاهی عمومی را درباره نیاز به برنامه‌های حمایتی ویژه برای مراقبت از فرزندان مبتلا به اوتیسم یا درمان بیماری‌های سخت پرسنل افزایش داد. این هنر مفهومی با ایجاد فشار اجتماعی، زمینه‌ساز توجه بیشتر به حقوق رفاهی نظامیان شد.

12 دیدگاه

  1. یه روز با لباس خدمت تو یه عکاسی بودم یه زنه شروع کرد آه و نفرین که شما پوتین پوشا همتون بی رحم هستید و این حرفا اولش سعی کردم بگم بابا منم سربازم متوجه نشد بی خیال شدم یه چند دقیقه فحش داد و رفت

  2. من الان سربازم واقعا متفاوت در حدی تو نگاه اول اگر کادری ها و هم خدمتی هایتان رو بیرون میبینی نمیشناسی! در ضمن اگر تونستید در مورد سربازی اجباری و تاثیرات آن بر فرد جامعه و کشور می گذارد را بنویسید واقعا سربازی اجباری خالی از هرگونه فایده است

  3. غم انگیزه. جنگ، آدمهای عادی که تارومار می شن و اونهایی که اون بالا به ریش ما و ایده ئولوژی هامون می خندن

  4. تن آدمی شریف است به جان آدمیت
    نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

    لباسها در بسیاری از شرایط گویای شخصیت آن آدمی را که محصور کرده است، نیست و در برخی موارد هست. چه بسیار لباسهایی که تمییز می نمایند در صورتی که … و برعکس.

  5. کاش یه عکاسى هم همین پروژه رو پزشکا خصوصا رزیدنتها اجرا میکرد!ادماىى که شبانه روز تو بیمارستانن و هیچ وقت نتوستن مثل بقیه رو وجوه دیگه زندگیشون تمرکز داشته باشن!ادمهایی که هرروز درد و رنج مردمو میبینن و خیلى روزها مرگ بیماراشونو…. و کسى فکر نمیکنه شاید اونها هم دردهاىى داشته باشن ….شاید اوناهم بیمار باشن…شاید اوناهم عزیزی از دست داده باشن

  6. سلام
    مشکل فید درست شده دستتون درد نکنه، من با لحن تندی از نیومدن پست ها تو فیدلی گله کردم که پشیمون هم نیستم، و شما هم گله کردی که این اهالی فید خوانی که الان اینقدر شکوه میکنند تا حالا چرا نمیومدن واسه ابراز نظر در پست ها مشارکت کنند اما واسه گله به سرعت راه سایت و پیدا کردند و نارضایتی شونو اعلام کردند. باید به خدمت شما عرض کنم که گله شما تمام و کمال به جا و به حق هست، بنده هم با جان و دل پذیرفتم، نمونه بارز این افراد که ازشون یاد کردید خودم هستم که فکر میکنم متوسط کامنت دادنم شاید در حدود یک نظر و نیم در سال بشه. تلنگر به جایی بود که باعث یکه خوردنم شد، با اینکه هرچیزی که نیاز دارمو دانلود می کنم، اما گه گداری از ویدئو کلوپ سر کوچه هم چیزی میخرم تا در کمکی به چرخه اقتصاد محصولات فرهنگی کرده باشم و کسب و کار اون هم پایدار بمونه، یکه خوردنم ازین رو بود که با این چنین نگاه و عملی که دارم چرا تو عرصه وب و با یکی از بهترین عرضه کننده های محتوی و محبوب ترین های خودم این قدر بی مسئولیت برخورد کردم، شرمنده زحماتت هستم و قول میدم که جبران کنم، یک پیشنهاد هم دارم اگر در این سیستم شما میسر هست لینک کامنتدونی مجزا رو انتهای پست اضافه کنید تا توی فید قابل مشاهده باشه.
    و در آخر برای دونستن میزان تاثیر گذاریت باید بگم که وقتی بخوام چیزی بخرم باید زمین و زمان و همه سایت های روییو و … رو چک کنم هر کی هر تعریفی هم بگه هم نخواهم پذیرفت الا با همون روش های خودم اثبات بشه، اما وقتی یه چیزی معرفی میکنی مثل یک اپ پولی ایرانی من فقط میرم و اونو میخرم چون اطمینان دارم بهت.
    دوست دارم خودتو، نوشته هاتو و زحماتتو ایشالا بعد ازین مشارکت بیشتری تو نظرات خواهم داشت.

  7. خیلی جالب بود!
    یاد دوران سربازی خودم افتادم. وقتی صب توی پادگان با لباس نظامی خط اتو دار رژه میرفتیم و بعدش ساعت 6 غروب با لباسای شخصی از همون پادگان میزدیم بیرون واسه گردش! چقدر تفاوت داشتن اون چهره‌های صبح با غروب. همه اون آدم‌های یک شکل و یک‌رنگ حالا واسه خودشون هویت متفاوتی داشتند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]