جادوگر آزمایشگاه؛ چگونه گرترود الیون دنیای داروسازی را زیر و رو کرد؟
گرترود الیون (Gertrude Elion)، دانشمندی که بدون داشتن مدرک دکتری رسمی، قلههای افتخار علم پزشکی را فتح کرد، یکی از تاثیرگذارترین چهرههای قرن بیستم در حوزه درمان بیماریهای صعبالعلاج است. او با تغییر پارادایم سنتی «آزمون و خطا» به سمت «طراحی هدفمند دارو»، مسیری را گشود که امروزه جان میلیونها انسان مبتلا به سرطان، ایدز و بیماریهای ویروسی را نجات میدهد. الیون نه تنها یک بیوشیمیدان برجسته، بلکه نمادی از ایستادگی در برابر محدودیتهای جنسیتی و آکادمیک زمانه خویش بود. در این مقاله، به بررسی عمیق زندگی، کشفیات نایاب و میراث ماندگار این بانوی نوبلیست میپردازیم که نامش در تالار مشاهیر مخترعان جهان میدرخشد.
انقلاب در متدولوژی؛ فراتر از شانس و اقبال
قبل از ظهور الیون و همکارش هیچینگز، کشف دارو بیشتر شبیه به پیدا کردن سوزن در انبار کاه بود. دانشمندان هزاران ترکیب را روی نمونهها آزمایش میکردند تا شاید یکی از آنها اثر مثبتی نشان دهد. این روش سنتی که مبتنی بر شانس بود، زمان و هزینه هنگفتی را بلعیده و اغلب به بنبست میرسید. گرترود با درکی عمیق از بیوشیمی، روش «داروپردازی هدفمند» (Rational Drug Design) را پایه گذاری کرد که تحولی ساختاری در دانش داروسازی ایجاد نمود.
او بر این باور بود که اگر تفاوتهای متابولیک بین سلولهای سالم و سلولهای بیمار (یا پاتوژنها) را بشناسیم، میتوانیم مولکولهایی طراحی کنیم که فقط به هدف شلیک کنند. این رویکرد که امروزه آن را داروشناسی معکوس مینامیم، اجازه میدهد تا دارو مانند یک کلید دقیق، فقط قفل پروتئینهای مخرب را باز یا بسته کند. این دقت عمل، عوارض جانبی را به شدت کاهش داد و اثربخشی درمان را به سطحی بیسابقه در تاریخ پزشکی مدرن رساند.
تراژدی شخصی؛ سوختی برای موتور محرک علمی
داستان گرترود از یک غم بزرگ آغاز شد که مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر داد. مرگ پدربزرگ محبوبش بر اثر سرطان معده، زمانی که او تنها ۱۵ سال داشت، زخمی عمیق بر روحش گذاشت اما همزمان هدفی مقدس برای او خلق کرد. او در خاطراتش میگوید که آن لحظه تصمیم گرفت دانشمندی شود که دارویی برای درمان این بیماری وحشتناک پیدا کند. این انگیزه شخصی چنان قوی بود که او را در سختترین سالهای رکود اقتصادی و تبعیضهای جنسیتی به جلو راند.
جالب است بدانید که او حتی در دوران جوانی با غم از دست دادن نامزدش بر اثر التهاب درونشامه قلب (Endocarditis) مواجه شد. این اتفاقات تلخ به جای ناامیدی، او را نسبت به توسعه آنتیبیوتیکها و داروهای ضد ویروسی حریصتر کرد. او به معنای واقعی کلمه، دردهای زندگیاش را به فرمولهای شیمیایی تبدیل کرد که بعدها مرهم دردهای بشریت شدند. این بُعد از زندگی او نشان میدهد که علم گاهی از دل عمیقترین احساسات انسانی متولد میشود.
استراتژی اسب تروآ در سلولهای سرطانی
یکی از نبوغآمیزترین کارهای الیون، استفاده از مفهوم «آنالوگهای پورین» برای فریب دادن سلولهای سرطانی و باکتریها بود. او مولکولهایی طراحی کرد که از نظر ساختاری شباهت بسیار زیادی به اجزای سازنده DNA داشتند، اما در عمل کارایی لازم را نداشتند. وقتی سلول سرطانی در حال تکثیر سریع بود، این داروهای تقلبی را به جای مواد اصلی جذب میکرد و در نتیجه فرآیند همانندسازیاش متوقف میشد. این دقیقاً مشابه استراتژی اسب تروآ در جنگهای باستانی بود که دشمن را از درون متلاشی میکرد.
داروی ۶-مرکاپتوپورین (6-Mercaptopurine) اولین پیروزی بزرگ او در این مسیر بود که به درمان لوسمی در کودکان کمک شایانی کرد. تصور کنید در دههای که سرطان خون حکم مرگ قطعی را داشت، زنی با لجاجت علمی خود توانست مرگ را به تعویق بیندازد. او ثابت کرد که میتوان با «گول زدن» آنزیمهای سلولی، بدون تخریب کل سیستم بدن، بر بیماری غلبه کرد. این دستاورد نه تنها در سرطان، بلکه بعدها در تولید داروهای ضد ویروسی مثل آسیکلوویر نیز به کار گرفته شد و انقلابی در درمان تبخال و زونا به پا کرد.
راستی، بین خودمان بماند، گرترود در ابتدا آنقدر در محیطهای مردانه جدی گرفته نمیشد که مجبور بود کارهای اداری و منشیگری هم انجام دهد! فکرش را بکنید، مغز متفکر نوبل آینده داشت لیست خرید سوپرمارکت چک میکرد. اما او کم نیاورد و نشان داد که برای یک دانشمند واقعی، هیچ کاری کسر شأن نیست تا زمانی که به آزمایشگاهش برسد.
زنگ تفریح: وقتی نوبل به «بیسوادها» میرسد!
شاید باورتان نشود اما گرترود الیون یکی از معدود افرادی است که بدون داشتن مدرک دکتری (PhD) برنده جایزه نوبل شده است! او یک بار برای گرفتن دکتری اقدام کرد اما وقتی دانشگاه از او خواست کار در آزمایشگاه را رها کند و تماموقت درس بخواند، به آنها گفت: «خداحافظ!» و ترجیح داد به جای مدرک گرفتن، جان آدمها را نجات دهد. سالها بعد همان دانشگاهها التماس میکردند که به او دکتری افتخاری بدهند. نتیجه اخلاقی؟ گاهی اوقات تجربه و پشتکار، خیلی زودتر از کاغذهای آکادمیک شما را به استکهلم میرساند!
آزاتیوپرین؛ کلید طلایی پیوند اعضا
پیش از تلاشهای الیون، پیوند عضو بیشتر شبیه به یک رویای علمیتخیلی بود، چرا که سیستم ایمنی بدن به سرعت عضو جدید را پس میزد. گرترود با اصلاح ساختار مولکولهای ضد سرطان خود، به داروی آزاتیوپرین (Azathioprine) رسید که به نام تجاری ایموران (Imuran) مشهور شد. این دارو توانایی این را داشت که به طور موقت و کنترلشده، واکنشهای دفاعی بدن را سرکوب کند تا عضو پیوندی فرصت زنده ماندن داشته باشد. این کشف، عملاً عصر نوین جراحیهای پیوند اعضا را در جهان آغاز کرد.
او با این کار نشان داد که یک دارو میتواند کاربردهای چندگانه و کاملاً متفاوتی داشته باشد. آنچه برای مهار سرطان طراحی شده بود، تبدیل به فرشته نجات بیماران کلیوی و قلبی شد که نیاز به پیوند داشتند. الیون به خوبی درک کرده بود که زبان شیمی در تمام بخشهای بدن یکی است و فقط باید لهجه درست را پیدا کرد. این نگاه بینرشتهای او باعث شد که امروزه هزاران نفر با اعضای پیوندی، عمری طولانی و باکیفیت داشته باشند، در حالی که در گذشته محکوم به فنا بودند.
آسیکلوویر؛ پایان سلطه ویروسهای سمج
تا اواخر دهه ۱۹۷۰، بسیاری از پزشکان تصور میکردند که ساخت داروی ضد ویروسی موثر و ایمن تقریباً غیرممکن است، زیرا ویروسها از دستگاه همانندسازی سلول خودمان استفاده میکنند. اما الیون بار دیگر غیرممکن را ممکن کرد و آسیکلوویر (Acyclovir) را به جهان معرفی نمود. این دارو چنان هوشمند بود که فقط در حضور آنزیمهای خاص ویروسی فعال میشد و به سلولهای سالم آسیب نمیرساند. این سطح از انتخابگری (Selectivity) در آن زمان یک معجزه علمی به شمار میرفت.
آسیکلوویر نه تنها درمان تبخال را متحول کرد، بلکه راه را برای ساخت داروهای ضد ویروسی پیچیدهتر هموار ساخت. متدولوژی که او در ساخت این دارو به کار برد، سالها بعد مبنای تولید اولین داروهای موثر علیه ویروس HIV یا همان ایدز قرار گرفت. او به ما یاد داد که برای شکست دادن یک دشمن میکروسکوپی، نباید به کل خانه آسیب زد، بلکه باید فقط منبع تغذیه دشمن را قطع کرد. این ظرافت در طراحی دارو، میراثی است که هنوز در آزمایشگاههای مدرن داروسازی تدریس میشود.
چالشهای یک زن در دنیای علم مردانه
مسیر موفقیت گرترود فرش قرمز نداشت؛ او در دورانی وارد عرصه شد که آزمایشگاهها قلمرو اختصاصی مردان بودند. پس از فارغالتحصیلی، او بارها با این جمله مواجه شد که «شما واجد شرایط هستید، اما حضور یک زن در آزمایشگاه باعث حواسپرتی بقیه میشود!» این تبعیضهای آشکار باعث شد او مدتی به مشاغلی روی بیاورد که هیچ ارتباطی با نبوغش نداشتند. او حتی به عنوان بازرس کیفیت مواد غذایی فعالیت کرد تا فقط بتواند شکمش را سیر کند و در کنارش مطالعه نماید.
جنگ جهانی دوم به طور غیرمنتظرهای برای او یک فرصت شد، زیرا با رفتن مردان به جبهه، فضای بیشتری برای زنان در صنایع شیمیایی باز شد. ورود او به شرکت باروز-ولکام (Burroughs Wellcome) نقطه عطف تاریخ داروسازی بود. او ثابت کرد که علم جنسیت نمیشناسد و دقت نظر یک زن میتواند گرههایی را باز کند که دههها بسته مانده بودند. الیون هرگز ازدواج نکرد و فرزند خونی نداشت، اما همیشه میگفت که داروهایش فرزندان او هستند که در سراسر جهان به مردم کمک میکنند.
میراثی که با جایزه نوبل ابدی شد
سرانجام در سال ۱۹۸۸، جهان در برابر عظمت علمی گرترود الیون سر تعظیم فرود آورد و جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را به او اعطا کرد. این جایزه نه برای کشف یک داروی خاص، بلکه برای «کشف اصول مهم درمان دارویی» بود. این تمایز بسیار مهم است؛ زیرا نشان میدهد او یک ماهیگیر نبود، بلکه ماهیگیری را به علم داروسازی آموخت. او نشان داد که چگونه میتوان با تکیه بر دانش پایه، مسیری بیپایان برای خلق درمانهای جدید ایجاد کرد.
الیون تا آخرین روزهای عمرش دست از تحقیق و آموزش برنداشت و به عنوان مربی برای نسلهای جدید دانشمندان فعالیت کرد. او معتقد بود که پاداش واقعی کار او، دیدن کودکی است که به لطف داروهای او از لوسمی نجات یافته و اکنون بزرگ شده است. او نخستین زنی بود که به تالار ملی مشاهیر مخترعان راه یافت، افتخاری که نشاندهنده تاثیر عمیق او بر تکنولوژی سلامت است. زندگی او سندی است بر این ادعا که اشتیاق و هدفمندی، از هر مدرک تحصیلی و جایگاه اجتماعی معتبرتر است.
یک نکته بامزه هم بگویم: او آنقدر به کارش معتاد بود که حتی در روزهای تعطیل هم به آزمایشگاه میرفت. وقتی از او میپرسیدند چرا تفریح نمیکنی، با لبخند میگفت: «کدام تفریح بالاتر از تماشای رقص مولکولها زیر میکروسکوپ است؟» واقعاً که تعریف ما از خوشگذرانی با نوبلیستها زمین تا آسمان فرق دارد!
زنگ تفریح: نامهای عجیب و غریب داروها
تا به حال فکر کردهاید چرا نام داروهای گرترود مثل «۶-مرکاپتوپورین» اینقدر سخت است؟ او یک بار در مصاحبهای به شوخی گفت که نامگذاری داروها گاهی از کشف خودشان سختتر است! اما پشت این اسامی، یک منطق ریاضی و شیمیایی دقیق نهفته است. او عاشق این بود که نامها دقیقاً نشان دهند که در کجای مولکول چه تغییری ایجاد شده است. شاید اگر او امروز زنده بود، برای داروهای جدید نامهای سادهتری انتخاب میکرد تا ما در داروخانه اینقدر تپق نزنیم!
توسعه آزیدوتیمیدین؛ اولین سلاح علیه HIV
اگرچه گرترود الیون در زمان اوج بحران ایدز بازنشسته شده بود، اما تکنولوژی و داروهایی که او و تیمش توسعه داده بودند، کلید ساخت اولین داروی ضد ایدز یعنی AZT (Zidovudine) شد. محققان با استفاده از همان اصول طراحی هدفمند پورینها و پیریمیدینها که الیون ابداع کرده بود، موفق شدند تکثیر ویروس HIV را مهار کنند. این دستاورد در آن برهه زمانی، بارقه امیدی در دل میلیونها مبتلا ایجاد کرد و نشان داد که میراث گرترود حتی پس از خروجش از آزمایشگاه هم زنده است.
این دارو در ابتدا برای درمان سرطان ساخته شده بود اما در آن حوزه شکست خورده بود. با نگاه به تجربیات الیون، دانشمندان متوجه شدند که این ترکیب میتواند آنزیم معکوسنویس (Reverse Transcriptase) ویروس را از کار بیندازد. این یکی از درخشانترین مثالهای «بازکاربرد دارو» (Drug Repurposing) در تاریخ است که ریشه در آموزههای الیون دارد. او ثابت کرد که هیچ تلاشی در علم بیهوده نیست و هر شکست در یک حوزه، میتواند کلید پیروزی در جبههای دیگر باشد.
تأثیر اجتماعی و اخلاق حرفهای الیون
گرترود الیون فراتر از یک دانشمند، یک مصلح اجتماعی در حوزه سلامت بود. او همواره تاکید داشت که دانش باید در خدمت بشریت باشد و نباید پشت درهای بسته آزمایشگاهها محصور بماند. او از حامیان جدی دسترسی ارزانقیمت به داروهای حیاتی بود و بارها با شرکتهای بزرگ داروسازی بر سر قیمتگذاری عادلانه چالش داشت. این روحیه نوعدوستی، ریشه در پسزمینه مهاجرتی و سختیهایی داشت که خود او و خانوادهاش در نیویورک تجربه کرده بودند.
او معتقد بود که یک مخترع دارویی، مسئولیتی فراتر از سنتز یک مولکول دارد و باید به پیامدهای اخلاقی و اجتماعی کشف خود نیز بیاندیشد. او در سخنرانیهایش همیشه به دانشجویان توصیه میکرد که «هدف را گم نکنید؛ هدف شما نجات انسان است، نه فقط ثبت پتنت.» این نگاه انسانی به علم، باعث شد که او به یکی از محبوبترین چهرههای علمی در بین مردم تبدیل شود. الیون به ما یادآوری میکند که علم بدون اخلاق، تنها یک ابزار تکنیکی بیروح است که نمیتواند جهان را به جای بهتری تبدیل کند.
ارتباط با روانپزشکی و فراتر از آن
جالب است بدانید که تحقیقات الیون بر روی متابولیسم پورینها، بعدها در حوزه روانپزشکی و درمان اختلالات عصبی نیز مورد استفاده قرار گرفت. برخی از مشتقاتی که او بر روی آنها کار میکرد، تأثیرات غیرمنتظرهای بر پیامرسانهای عصبی نشان دادند که راه را برای نسل جدید داروهای اعصاب و روان گشود. این نشاندهنده پیوستگی عمیق علوم زیستی است؛ جایی که یک کشف در درمان سرطان، میتواند نوری بر تاریکیهای ذهن انسان بتاباند.
همچنین در حوزه جامعهشناسی علم، زندگی او به عنوان یک مطالعه موردی برای بررسی موانع پیشرفت زنان در قرن بیستم تدریس میشود. او با موفقیت خود، قوانین نانوشته جامعه علمی را تغییر داد و راه را برای هزاران زن دیگر هموار کرد تا در رشتههای STEM (علوم، تکنولوژی، مهندسی و ریاضیات) حضور یابند. میراث او فقط در قفسههای داروخانهها نیست، بلکه در تکتک آزمایشگاههایی است که امروز زنان در آنها با اعتماد به نفس کامل به تحقیق و اکتشاف میپردازند.
سوالات متداول هوشمند (Smart FAQ)
جمعبندی نهایی
گرترود الیون تنها یک برنده جایزه نوبل نبود؛ او معماری بود که نقشهکشی مدرن برای خلق دارو را ابداع کرد. از دل فقر و تبعیض، زنی برخاست که با نبوغ خود، سرطان خون را از یک حکم مرگ به یک بیماری قابل کنترل تبدیل کرد و مرزهای پیوند اعضا را جابجا نمود. میراث او در هر کپسول آسیکلوویر و هر قرص ایموران زنده است و به ما یادآوری میکند که قدرت ذهن انسان، زمانی که با هدف نجات دیگران به کار گرفته شود، مرزی نمیشناسد. الیون ثابت کرد که برای تغییر جهان، نیازی به القاب دهانپرکن نیست؛ بلکه داشتن یک قلب پرتپش برای خدمت به بشریت و یک ذهن پرسشگر کافی است تا نام انسان در جریده عالم برای همیشه ثبت شود.
شما درباره میراث گرترود چه فکر میکنید؟
داستان زندگی گرترود الیون پر از درسهای ایستادگی و نبوغ است. آیا تا به حال از داروهایی که او کشف کرده (مثل آسیکلوویر برای تبخال) استفاده کردهاید؟ یا شاید داستانی از دانشمندان دیگری میدانید که بدون مدرک رسمی به قلههای موفقیت رسیدهاند؟ مشتاقانه منتظر خواندن نظرات و تجربیات شما در بخش دیدگاهها هستیم تا این گفتگو را با هم ادامه دهیم.
نوشتههای مرتبط با تاریخ پزشکی
- یوهان کریستین ریل؛ نابغهای که روانپزشکی را متحول کرد
- از قحطی بیافرا تا جایزه نوبل؛ کالبدشکافی تاریخ پزشکان بدون مرز
- زندگینامه کامل دکتر گانونگ و کالبدشکافی کتاب فیزیولوژی گانونگ
- از فاژ لاندا تا فاکتور باروری؛ میراث ماندگار استر لدربرگ در ژنتیک
- اتوره مارکیافاوا؛ مردی که راز مرگبار مالاریا را از خون بیرون کشید







سلام من دوست دارم همکاری کنم
سلام
خسته نباشید
طرح بسیار جالبی است.
من اقلیت هستم ایا میتوانم در این طرح همکاری کنم.
سپاس
با عرض سلام و وقت بخیر خدمت جناب آقای دکتر مجیدی،من صدای خوبی دارم و در زمینه گویندگی کار کردم .خوشحال میشم که بتونم همکاری با شما داشته باشم .ایده بسیار جالبی دارین و آرزوی موفقیت برای شما دارم.
سلام علاقمند به همکاری با شما هستم در حال حاضر امکان ضبط صدا برام وجود نداره . البته میتونم حضوری تست بدم . ناگفته نمونه پیشنهاداتی برای کار گویندگی هم داشتم .لطفا در صورت تمایل برام ایمیل بزنید . متشکرم
سلام من اولین باره سایتتونو میبینم
میتونم تو این کار تست بدم؟
من حاظرم کمک کنم ولی پیشنهادم اینه که از افراد لهجه دار استفاده کنید
چرا لهجه دار؟
سلام
فراخوان محدودیت زمانی داره؟ تا کی باید فایل صوتی رو براتون ارسال کنیم؟
بله، تا آخر وقت امشب.
سلام.
من حتما صامو براتون ژست میکنم. فقط 2 تا مشکل دارم:
اول اینکه با ژادکست آشنایی ندارم (البته منظورم این نیست که از کامپیوتر و اینترنت و … سردرنمیارم)
و دوم احتیاج به زمان بیشتری دارم تا بتونم صدام روو ضبط کنم و براتون ارسال کنم.
به هرحال علاقمندم باهاتون همکاری کنم خصوصا اینکه مجلتون علمی هست و من عاشق مطالب علمی هستم.
ارادتمند: رضا علی زاده
ببخشید درپست قبلی کلی غلط املایی داشتم که مشکل کیبردم بود.
به هرحال منتظر جوابتون هستم.
ممنون
ارادتمند: رضا علی زاده
ایده جالبیه و از اونجا که من عاشق خوندن مطالب با صدای بلند و با همون حسی که نویسنده میخواد القا کنه هستم وخواننده پرپاقرص وب شما و یک کتاب رو در حال حاضر دارم صوتی میکنم خیلی علاقمند به همکاری باشما هستم و میخوام شانسم رو امتحان کنم
فکر خوبیه، منم میخوام شانس خودم و امتحان کنم.
درود بر تو …
من که خواننده ی دائمی یک پزشک نیستم ولی قدیمی هستم
یعنی در جوانی و دانشجویی که وقت آزاد تری داشتم دائمی بودم اما الان
… … خیلی خوشحال میشم اگر صدام مقبول افتاد حتی بدون هیچ هزینه ای این افتخار را داشته باشم تا در جوار این سایت پربار و پر مخاطب فقط یه سهم کوچیکی ادا کنم
عضو کوچکی از یه جمع بزرگ بودن خیلی توفیق خوبیه .سحر از شهسوار
من خیلی دوست داشتم که توی این زمینه با شما همکاری میکردم. اما متأسفانه تجهیزات ضبط صدا ندارم. اگر بستر فنی آماده شد، بفرمایید که حضوراً برای تست خدمت برسم.
(تعریف از خود نباشه، صدای بدی برای گویندگی ندارم)
کار خوبی هست.امیدوارم موفق باشید
به شخصه که سرعتم در خواندن بیشتر است و ترجیح میدهم بخوانم. خواندن مزیت اسکن کردن و دیدن نکات مهم را دارد که گوش کردن ندارد. (اگر بتوانید همچنین مزیتی را شبیهسازی کنید خوب میشود!)
مثلا پادکست جادی با این که صوتیاش خیلی باحالتر است و توضیحات بیشتری دارد که دوست دارم، ولی به دلیل همان وقت و سرعت، متنش را میخوانم. مخصوصا این که روال زندگیام طوری است که شرایطی که بتوان پادکست گوش داد خیلی کم پیش میآید.
ویدئوهایی که آقای سهندرام تهیه میکردند چی شد؟
ایده خیلی خوبیه
متاسفانه من نه وسایلش رو دارم نه موقعیتش
امیدوارم قسمت جدید مثل مجله هفتگی خیلی خوب باشه
من چند وقته حس میکردم که پادکست ها دوباره دارند مطرح میشن
برام جالبه که شما هم درست توی این بازه زمانی شروع به انجام این کار کردید
./
خیلی خوبه دکتر. به عنوان یه کاربر امیدوارم که پادکست هایی هرچند کم، ولی “با کیفیت” بشنوم.
یک پیشنهاد: تو بعضی پست ها شاید یه آهنگی که به حال و هوای پست بخوره به عنوان پس زمینه بد نباشه.
خیلی خوب میشه و کار جالبیه. من صدای مناسبی ندارم وگرنه حتما شرکت میکردم
افرین..چه کار شیکی!
من که صدام جالب نیست (خط خطیه. خَش مَش داره) .
اما جالب میشه اگه مث مجله هفتگی یه پادکست کامل ( پُر و پیمون) بدین. از آهنگ های معروف (فاخر ;) ) بزارین توش یکم گوشمون وا شه.
مث این البوم
http://www.amazon.com/The-Ennio-Morricone-Themes-Remastered/dp/B009Y6WVXK
البته پولیه. دنبال مجانیشم. پیدا کردم میزارم.
فارسی پادکست تو ویکی نوشته پادپخش…
این پادکست نمیشه اسم داشته باشه؟ اسم بزارین براش مث شبکه های رادیویی. این جوری تو یاد مخاطبا میمونه.
مثلا رادیو پزشک.. رادیو دکتر.. رادیو مجیدیان..
بخش یک پزشک و بخش یک کیمیاگر :)
سلام
ایده ی بکری هست جناب دکتر
این دوستمون
http://1pezeshk.com/members/siagol/
دنبال آهنگ های معروف (فاخر ;) ) مثل این البوم بود
http://www.amazon.com/The-Ennio-Morricone-Themes-Remastered/dp/B009Y6WVXK
من این آلبوم + چند آلبوم دیگه از این سایت خریداری کردم
موسیقی هاش واقعاً بینظیره
اگر کسی خواست لطفاً از طریق ایمیل با من در ارتباط باشه
mrsz61@yahoo.com
درست یادم نیست ولی فکر کنم سال قبل بود که میخواستید خواننده هایتان تکه هایی از کتاب هایی که علاقه مند هستند را بخوانند و برای شما بفرستند که به صورت پادکست منتشر کنید.
خیلی عالیه این ایده.. مرسی دکتر
سلام و درود جناب مجیدی عزیز
یک سوال و یک پیشنهاد
سوال: اگر کسی قبلا پادکست کار کرده میتونه یکی از پادکست هاشو برای نمونه ، برای شما ارسال کنه یا حتما باید فایل صوتی یکی از متن های یک پزشک باشه ؟
پیشنهاد: من فکر می کنم چون کاربرا می خوان به صدای این افراد گوش بدن ، میشه بعد از چندین انتخاب از جانب شما (مثلا 10 مورد از 100 مورد) ، اون صدا ها رو در یک پست منتشر کنید و کاربران با گوش دادن به اون ده مورد صدا ، به صداهای مورد علاقشون رای بدن و 4 نفر اول برای این امر انتخاب بشن
ممنون
درود، دکتر من نمونه اجرام رو فرستادم.
تولید پادکست فکر خوبیه. من چندتا پیشنهاد دارم:
اول اینکه به نظرم بهترین فکر اینکه با صدای خودتون یا اقا مسعود زمانی باشه چون دوتا پادکستی که ایشون منتشر کردن به نظرم خیلی خوب بود. و سوم اینکه پادکستها جدا از پستهای متنی باشه. یعنی یه پست شما یا پادکست باشه یا متنی نه اینکه یه پست به هردوشکل منتشر بشه.
آقای زمانی اگه وقت داشتند که وبلاگشون رو بهروز میکردند(: