۱۴ نکته برای مواجهه با افرادی که نوع گفتار یا عملکردشان اثر مخرب یا مسموم روی ما دارد

روابط انسانی همواره شالوده اصلی کیفیت زندگی روان‌شناختی ما را تشکیل می‌دهند اما همه این پیوندها با صلح و صفا همراه نیستند. گاهی در زندگی روزمره با شخصیت‌هایی مواجه می‌شویم که حضور، کلام یا رفتارهایشان مانند یک سم تدریجی، انگیزه و آرامش ذهنی ما را مسموم می‌کند و ما را در وضعیت فرسایش دائم قرار می‌دهد. واکنش غریزی بسیاری از ما در برابر این تنش‌ها انزوا، بریدن روابط یا جنگ‌های بی‌سرانجام است، در حالی که این شیوه‌ها معمولاً به از دست رفتن فرصت‌های شغلی، خانوادگی و فردی منجر می‌شوند.

در این مقاله در پی آن هستیم که با تکیه بر یافته‌های جدید علوم رفتاری و روان‌شناسی شناختی، ۱۴ نکته برای مواجهه با افرادی که نوع گفتار یا عملکردشان اثر مخرب یا مسموم روی ما دارد را مورد تحلیل قرار دهیم. آیا اساساً می‌توان بدون قطع کامل ارتباط، تاثیر منفی این افراد را به حداقل رساند؟ چگونه مغز ما در مواجهه با رفتارهای سمی تحریک می‌شود و چطور می‌توانیم با تکنیک‌های علمی خودکنترلی، سد دفاعی محکمی در برابر فرسودگی روانی ایجاد کنیم؟ در این یادداشت کاربردی به این پرسش‌های کلیدی پاسخ می‌دهیم.

فهرست مطالب

💡مختصر و مفید

مواجهه با شخصیت‌های مسموم نیازمند تغییر تمرکز از تلاش برای تغییر آن‌ها به سمت مدیریت واکنش‌های درونی خود است. با استفاده از تعیین مرزهای مشخص، عدم شخصی‌سازی رفتارها و تکنیک‌هایی مانند سنگ خاکستری، می‌توان اثر مخرب این تعاملات را کاهش داد. پذیرش این واقعیت که ما مسئول اصلاح دیگران نیستیم، اولین گام برای حفظ سلامت روان و پیشگیری از فرسودگی عاطفی در محیط کار و زندگی شخصی است.

راهکارهای مواجهه با افراد سمی و مسموم در زندگی روزمره

رها کردن توقع تغییر در دیگران و پذیرش واقعیت رفتاری آن‌ها

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات ما در روابط انسانی این است که تصور می‌کنیم با استدلال، اصرار یا حتی مهربانی مفرط می‌توانیم رفتار یک فرد مسموم را تغییر دهیم. هنگامی که انرژی خود را صرف اصلاح فردی می‌کنید که خود تمایلی به تغییر ندارد، در واقع وارد یک چرخه فرسایشی بی‌حاصل می‌شوید. در روان‌شناسی شناختی ثابت شده که اصرار بر تغییر رفتارهای تثبیت‌شده دیگران، گارد دفاعی آن‌ها را قوی‌تر کرده و فاصله عاطفی را بیشتر می‌کند.

برای مثال، فرض کنید همکار شما همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بیند و از وضعیت شرکت شکایت می‌کند. تلاش شما برای متقاعد کردن او به دیدن جنبه‌های مثبت، معمولاً با پافشاری بیشتر او بر مشکلات همراه می‌شود؛ چرا که او احساس می‌کند درک نشده است. پذیرش این واقعیت که این افراد با توجه به پیشینه و ساختار روانی خود به این نقطه رسیده‌اند، به شما کمک می‌کند که انرژی خود را به جای تلاش برای تغییر آن‌ها، صرف مدیریت واکنش‌های خود کنید.

حفظ مرزهای شخصی با تکیه بر دوست داشتن خود

احترام به خویشتن و دوست داشتن خود، ستون اصلی ایجاد مرزهای عاطفی است. افرادی که مرزهای ضعیفی دارند، به راحتی اجازه می‌دهند امواج خشم، ناامیدی یا غیبت‌های دیگران وارد حریم ذهنیشان شود. ایجاد مرز به معنای بی‌ادبی نیست، بلکه به معنای تعیین دقیق حدود مجاز برای ورود اطلاعات و احساسات دیگران به فضای روانی ماست.

به عنوان نمونه، وقتی یکی از نزدیکان شروع به تعریف مداوم سناریوهای تکراری و ناامیدکننده از شکست‌هایش می‌کند، شما می‌توانید به جای سکوت تشویق‌کننده، مسیر گفتگو را تغییر دهید. می‌توانید با عباراتی ملایم اما قاطع بگویید «درکت می‌کنم، اما ترجیح می‌دهم در زمان ناهار در مورد موضوعات آرامش‌بخش‌تری صحبت کنیم». این رفتار نشان می‌دهد که شما برای زمان و سلامت روان خود ارزش قائل هستید و اجازه نمی‌دهید فضای ذهنی‌تان به سطل زباله عاطفی دیگران تبدیل شود.

تعیین مرزهای عاطفی و شخصی در روابط با افراد مسموم

حفظ دلسوزی و غمخواری بدون ورود به قلمرو مسموم

افراد مسموم معمولاً خود قربانی شرایط سخت یا آسیب‌های روانی درمان‌نشده گذشته هستند و رفتارهای آزاردهنده آن‌ها ناشی از دردهای درونی‌شان است. درک این موضوع می‌تواند به ما کمک کند که به جای خشمگین شدن، با نگاهی دلسوزانه به آن‌ها بنگریم. با این حال، داشتن شفقت نباید به بهای آسیب دیدن خودمان تمام شود؛ زیرا مرز باریکی میان غمخواری سالم و غرق شدن در باتلاق عاطفی دیگران وجود دارد.

به عنوان مثال، اگر دوستی دارید که به دلیل افسردگی یا شکست شخصی مداوم فرکانس‌های منفی ارسال می‌کند، می‌توانید با او همدلی کنید اما نباید نقش درمانگر او را بازی کنید. ارسال یک پیام دلگرم‌کننده یا شنیدن محدود دردهای او کافی است، اما همراهی با او در تمام لحظات ناامیدی، به مرور زمان انرژی زیستی شما را نیز تحلیل خواهد برد و پویایی شخصی شما را متوقف می‌کند.

نگاه به افراد سمی به عنوان بازیگران مکمل سناریوی رشد فردی

دیدگاهی وجود دارد که بر اساس آن، هر انسان چالش‌برانگیزی که وارد زندگی ما می‌شود، فرصتی برای یادگیری و تقویت مهارت‌های روانی ماست. این افراد مانند بازیگرانی هستند که در سناریوی زندگی ما نقش کاتالیزور رشد را بازی می‌کنند. اگر همه افراد پیرامون ما آرام و مهربان بودند، ما هرگز فرصت یادگیری صبوری، قاطعیت کلامی و تاب‌آوری را پیدا نمی‌کردیم.

یک سناریوی عینی در این زمینه، برخورد با مدیری است که مدام رفتارهای کنترل‌گرانه و میکرو‌منیجمنت (Micromanagement) دارد. مواجهه با این شخص می‌تواند کلاسی عملی برای شما باشد تا یاد بگیرید چگونه گزارش‌های دقیق بنویسید، حریم کاری خود را حفظ کنید و در شرایط پرتنش، خونسردی خود را از دست ندهید. به این ترتیب، تهدید رفتارهای مسموم او را به فرصتی برای تقویت رزومه مهارتی خود تبدیل می‌کنید.

خروج از جایگاه قربانی و حفظ عاملیت ذهنی

قربانی پنداشتن خود در برابر رفتارهای مسموم دیگران، قدرت هرگونه واکنش سازنده را از شما می‌گیرد. وقتی مدام با خود می‌گویید «چرا او با من این‌طور رفتار می‌کند؟» یا «او زندگی مرا خراب کرده است»، عاملیت و کنترل شرایط را به دست فرد سمی می‌سپارید. تحقیقات روان‌شناختی نشان می‌دهد افرادی که کنترل درونی دارند، کمتر در برابر حملات کلامی آسیب می‌بینند.

برای مثال، در مواجهه با متلک‌ها یا کنایه‌های مداوم یکی از آشنایان، به جای اینکه تمام روز خود را با فکر کردن به آن خراب کنید و در نقش قربانی فرو بروید، به خود یادآوری کنید که رفتار او بازتابی از مشکلات درونی خودش است و هیچ ارتباطی با ارزش واقعی شما ندارد. این تغییر زاویه دید به شما کمک می‌کند تا با بی‌تفاوتی از کنار این جریان‌ها عبور کنید.

کشف رفتارهای سمی خود در آینه دیگران

گاه رفتارهایی که در دیگران ما را به شدت آزار می‌دهند، وجوهی از شخصیت خودمان هستند که در سایه قرار گرفته‌اند یا قبلاً آن‌ها را تجربه کرده‌ایم. روابط انسانی مانند آینه‌هایی عمل می‌کنند که بازتاب‌دهنده نقاط تاریک درون خودمان هستند. اگر به رفتاری در دیگران واکنشی بسیار شدید و احساسی نشان می‌دهید، زمان آن رسیده که نگاهی عمیق‌تر به درون خود بیندازید.

به عنوان مثال، اگر از انتقادهای بی‌پایان دوست خود به شدت خشمگین می‌شوید، شاید به این دلیل است که خودتان نیز در خلوت خود، منتقد سرسخت خود یا دیگران هستید. مواجهه با رفتارهای مسموم دیگران، فرصت بی‌نظیری است تا مچ رفتارهای مشابه خودمان را بگیریم و تلاش کنیم تا آن خصوصیات را در رفتار خود با دیگران اصلاح کنیم.

روابط انسانی و گفتگوهای چالشی با افراد مسموم

عبور با عشق و رها کردن میل به اصلاح عمومی

نجات دادن تمام انسان‌های آسیب‌دیده اطرافمان وظیفه ما نیست و تلاش برای این کار اغلب به فرسودگی خودمان منجر می‌شود. رها کردن افراد با عشق به این معناست که شما برای آن‌ها آرزوی بهبودی و آرامش می‌کنید، اما تصمیم می‌گیرید برای حفظ سلامت روان خود، از آن‌ها فاصله بگیرید. این کار نشانه بی‌رحمی نیست، بلکه پذیرش محدودیت‌های انسانی خودمان است.

برای نمونه، اگر در یک رابطه عاطفی متوجه شدید که شریک زندگیتان با وجود تلاش‌های مداوم شما، همچنان به رفتارهای خودتخریبی و مسموم ادامه می‌دهد، گاه بهترین و شجاعانه‌ترین کار عقب‌نشینی است. شما می‌توانید قلباً برای او آرزوی خوشبختی کنید اما مسیر زندگی خود را جدا کنید تا بیش از این در گرداب روانی او غرق نشوید.

استفاده از تکنیک سنگ خاکستری در مکالمات روزمره

تکنیک سنگ خاکستری (Gray Rock Method) یکی از کارآمدترین روش‌ها برای مواجهه با افراد دراماتیک یا خودشیفته است. در این روش، شما تا حد امکان در برابر رفتارهای تحریک‌آمیز آن‌ها بی‌احساس، خسته‌کننده و فاقد واکنش نشان دادن رفتار می‌کنید؛ درست مانند یک سنگ خاکستری بی‌اهمیت در مسیر پیاده‌رو. هدف این است که فرد مسموم هیچ منبع تغذیه عاطفی (خشم یا تایید) از شما دریافت نکند.

مثلاً، اگر یک فامیل فضول تلاش می‌کند با سوالات شخصی شما را عصبی کند، به جای پاسخ‌های تند یا جبهه گرفتن، با پاسخ‌های تک‌کلمه‌ای و بی‌روح مانند «بله»، «نمی‌دانم» یا «شاید» به او پاسخ دهید. وقتی آن‌ها متوجه شوند که کلامشان هیچ واکنشی در شما برنمی‌انگیزد، به سرعت خسته شده و به سراغ سوژه دیگری می‌روند.

شخصی‌سازی نکردن رفتارهای مسموم و درک ریشه‌های آن

دون میگوئل روئیز در کتاب چهار پیمان می‌نویسد: «هیچ‌یک از کارهای دیگران به خاطر شما نیست؛ آنچه آن‌ها می‌گویند و انجام می‌دهند، بازتابی از واقعیت و رویای خودشان است.» وقتی این اصل را درک کنیم، حملات کلامی یا بی‌محلی‌های دیگران دیگر نمی‌تواند اعتماد به نفس ما را خدشه‌دار کند؛ چرا که می‌دانیم این زهر کلام، ربطی به ارزش‌های ما ندارد.

تصور کنید در خیابان راننده‌ای به سمت شما بوق می‌زند و فریاد می‌کشد. عصبانیت او ناشی از عدم تعادل روانی خودش، دیر رسیدن به مقصد یا مشکلات خانوادگی‌اش است، نه کیفیت رانندگی شما. شخصی‌سازی نکردن این رفتارها باعث می‌شود که شما سموم عاطفی دیگران را نبلعید و آرامش درونی خود را در طول روز حفظ کنید.

بررسی بازتاب رفتارهای سمی دیگران بر روان انسان

تقویت شبکه حمایت عاطفی مثبت و بازیابی انرژی

هنگامی که مجبور به معاشرت با افراد مسموم هستید (مثلاً در خانواده یا محل کار)، برای خنثی کردن اثرات مخرب آن‌ها نیاز به یک سیستم جبرانی دارید. تقویت شبکه دوستان صمیمی، مشاوران و افرادی که به شما انرژی مثبت و تایید واقعی می‌دهند، مانند پادزهری در برابر سموم روزانه عمل می‌کند. این شبکه به شما کمک می‌کند تا باتری‌های عاطفی خالی‌شده خود را مجدداً شارژ کنید.

برای مثال، پس از یک روز کاری سخت و تعامل با همکارانی که مدام شایعه‌پراکنی می‌کنند، برنامه‌ریزی برای شام با یک دوست صمیمی و مثبت‌اندیش می‌تواند روحیه شما را کاملاً دگرگون کند. ایجاد این توازن عاطفی مانع از آن می‌شود که اثرات منفی افراد مسموم در ذهن شما ته‌نشین شده و به افسردگی تبدیل شود.

به کارگیری قاطعیت کلامی بدون پرخاشگری

بسیاری از افراد در مواجهه با رفتارهای مسموم یا تسلیم می‌شوند (رفتار منفعلانه) یا با عصبانیت حمله می‌کنند (رفتار پرخاشگرانه). راه سوم و درست، قاطعیت کلامی (Assertiveness) است؛ یعنی بیان واضح، شفاف و محترمانه نیازها و احساسات خود بدون اینکه به حقوق دیگران تجاوز کنیم یا اجازه دهیم آن‌ها به حقوق ما تجاوز کنند.

اگر دوستی مدام بدون هماهنگی به خانه شما می‌آید و برنامه‌هایتان را به هم می‌زند، پرخاشگری یا تحمل پنهانی مسئله را حل نمی‌کند. پاسخ قاطعانه این است: «من خیلی دوست دارم تو را ببینم، اما برای من مهم است که قبل از آمدن با هم هماهنگ کنیم تا بتوانم کارهایم را مدیریت کنم.» این فرمول ساده مانع از بروز سوءتفاهم‌های بعدی می‌شود.

مدیریت پاسخ‌های بیولوژیک بدن در زمان تنش

وقتی با رفتار مسموم یا تهاجم کلامی روبه‌رو می‌شویم، سیستم عصبی سمپاتیک ما فعال شده و هورمون‌های استرس مانند کورتیزول و آدرنالین ترشح می‌شوند. در این لحظات، ضربان قلب بالا رفته و تنفس سطحی می‌شود. یادگیری کنترل این پاسخ‌های فیزیولوژیک از طریق تنفس عمیق شکمی یا تکنیک‌های ذهن‌آگاهی، مانع از تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده و هیجانی می‌شود.

برای مثال، در جریان یک بحث داغ در جلسه کاری، قبل از پاسخ دادن به متلک همکارتان، سه ثانیه مکث کنید، یک دم عمیق بکشید و بازدم را به آرامی خارج کنید. این وقفه کوتاه به مغز پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex) اجازه می‌دهد تا کنترل امور را از بخش هیجانی مغز (Amygdala) بگیرد و پاسخی عقلانی و سنجیده ارائه دهید.

مستندسازی و ایجاد فاصله فیزیکی هوشمندانه

گاهی اوقات رفتارهای مسموم در محیط‌های کاری به مرز آزار شغلی (Mobbing) می‌رسند. در چنین شرایطی، راهکارهای ذهنی به تنهایی کافی نیستند و باید از ابزارهای رسمی و فیزیکی استفاده کرد. مستندسازی رفتارهای نامناسب، ایمیل‌ها و مکالمات، به شما سندیت حقوقی می‌دهد تا در صورت نیاز به مراجع بالاتر یا منابع انسانی سازمان مراجعه کنید.

علاوه بر این، تغییر دکوراسیون میز کار، استفاده از هدفون‌های حذف نویز در محیط‌های شلوغ یا تغییر زمان استراحت چای به منظور عدم تلاقی با افراد مسموم، راهکارهای ساده اما کارآمدی برای ایجاد فاصله فیزیکی هستند. هر چه زمان تماس مستقیم شما با این افراد کمتر باشد، پتانسیل آسیب‌دیدگی روان شما نیز کاهش می‌یابد.

متمرکز شدن بر راه‌حل‌ها به جای غرق شدن در تحلیل چرایی رفتار

افراد مسموم تمایل عجیبی به غرق شدن در مشکلات و نشخوار ذهنی درباره آن‌ها دارند. اگر مراقب نباشید، آن‌ها شما را نیز به درون این مارپیچ تحلیل‌های بی‌پایان می‌کشانند. برای مقابله با این روند، هر بار که گفتگو به سمت شکایت و ناله هدایت شد، مسیر بحث را به سمت یافتن راه‌حل‌های عملی تغییر دهید.

به عنوان نمونه، وقتی همکار شما مدام از کیفیت بد نرم‌افزار جدید شرکت گلایه می‌کند، به جای همدردی بی‌حاصل و تایید حرف‌های او، بپرسید: «به نظرت چه گزینه‌های جایگزینی وجود دارد که می‌توانیم به مدیرمان پیشنهاد دهیم؟» این سوال جهت فکری مکالمه را از منفعل بودن به سمت سازندگی تغییر می‌دهد و معمولاً افراد شاکی را که مایل به حل مسئله نیستند، به سکوت وامی‌دارد.

جمع‌بندی نهایی

مواجهه با افراد مسموم بخشی جدایی‌ناپذیر از واقعیت زندگی در جوامع انسانی است. تلاش برای فرار مطلق یا تغییر دادن این شخصیت‌ها، تلاش‌هایی نافرجام هستند که تنها سرمایه روانی ما را هدر می‌دهند. هنر واقعی در این است که با پذیرش تفاوت‌های شخصیتی، مرزهای عاطفی مستحکمی دور خود بکشیم، واکنش‌های بیولوژیک خود را مهار کنیم و از رفتارهای آن‌ها به عنوان آینه‌ای برای ارتقای خودآگاهی‌مان استفاده کنیم تا سلامت روان ما تحت هیچ شرایطی آسیب نبیند.

سوالات متداول

۱. آیا رفتارهای مسموم دیگران می‌تواند بر روی ژنتیک و سلامت فیزیکی ما تاثیر بگذارد؟
بله، قرار گرفتن مداوم در معرض استرس‌های ناشی از روابط مسموم باعث افزایش مزمن سطح کورتیزول در بدن می‌شود. این تغییرات هورمونی می‌تواند سیستم ایمنی را تضعیف کرده و احتمال بروز بیماری‌های التهابی و قلبی را افزایش دهد. در مطالعات نوین اپی‌ژنتیک مشخص شده که استرس‌های محیطی طولانی‌مدت حتی می‌توانند بیان برخی ژن‌های مرتبط با سلامت روان را تغییر دهند. بنابراین، مدیریت این روابط فراتر از یک توصیه اخلاقی، یک ضرورت حیاتی برای سلامت جسمانی است.
۲. چطور بفهمیم که خودمان در یک رابطه نقش فرد مسموم را بازی می‌کنیم؟
یکی از نشانه‌های اصلی، تکرار الگوهای قطع رابطه یا شکایت‌های مداوم از اینکه همه مردم با شما مشکل دارند است. اگر متوجه شدید که مکالمات شما بیشتر حول محور غیبت، گلایه و سرزنش دیگران می‌چرخد، باید در رفتارهای خود تجدیدنظر کنید. همچنین بازخوردهای منفی مکرر از سوی دوستان نزدیک می‌تواند زنگ خطری جدی برای بررسی رفتارهای شخصی باشد. خودارزیابی صادقانه و مراجعه به روان‌درمانگر بهترین راه برای شناسایی و درمان این الگوهای ناخودآگاه است.
۳. در مواجهه با اعضای مسموم خانواده که امکان قطع رابطه با آن‌ها وجود ندارد چه باید کرد؟
در این سناریوها، تکنیک قطع رابطه کاربردی ندارد و باید از استراتژی کاهش سطح تماس و مدیریت انتظارات استفاده کرد. شما باید بپذیرید که رابطه شما با این افراد صمیمی و عمیق نخواهد بود و گفتگوها را به موضوعات عمومی محدود کنید. تمرکز بر استقلال مالی و فکری به شما کمک می‌کند که زمان کمتری را در محیط مشترک بگذرانید. همچنین تقویت روابط حمایتی خارج از چارچوب خانواده، اثرات مخرب درون خانه را تا حد زیادی خنثی خواهد کرد.
۴. آیا هوش هیجانی بالا می‌تواند به ما در شناسایی سریع‌تر افراد مسموم کمک کند؟
بله، افرادی که هوش هیجانی (EQ) بالایی دارند، در خواندن نشانه‌های غیرکلامی و تحلیل رفتارهای پنهان بسیار قوی‌تر عمل می‌کنند. آن‌ها به سرعت متوجه ناهماهنگی بین کلام و رفتار فرد مقابل شده و اسیر تملق‌ها یا رفتارهای فریبنده اولیه نمی‌شوند. این مهارت به آن‌ها اجازه می‌دهد تا پیش از عمیق شدن رابطه، فاصله‌گذاری ایمنی را رعایت کنند. علاوه بر این، افراد با هوش هیجانی بالا بهتر می‌توانند هیجانات خود را در مواجهه با تحریکات کلامی کنترل کنند.
۵. چه تفاوتی میان یک فرد منتقد و یک فرد مسموم وجود دارد؟
یک منتقد سالم بر روی رفتارها یا نتایج کارهای شما تمرکز کرده و هدفش بهبود شرایط یا ارائه راه‌حل است. اما فرد مسموم به طور مستقیم شخصیت، انگیزه و هویت شما را نشانه می‌رود و نقد او با تحقیر یا سرزنش همراه است. نقد سازنده به شما انرژی و ایده برای پیشرفت می‌دهد، در حالی که انتقادهای مسموم تنها احساس بی‌ارزشی و فلج‌شدن ذهنی ایجاد می‌کنند. تشخیص این تفاوت برای حفظ روابط کاری و حرفه‌ای بسیار حیاتی است.
۶. چگونه می‌توان در محیط کار بدون آسیب به موقعیت شغلی، جلوی همکار مسموم ایستاد؟
بهترین کار برقراری ارتباطات مکتوب و رسمی به جای مکالمات شفاهی است تا مدرکی برای ادعاهای بعدی وجود داشته باشد. در جلسات گروهی بر روی داده‌ها و وظایف مشخص متمرکز شوید و از ورود به بحث‌های شخصی خودداری کنید. اگر رفتارهای همکار شما مخل عملکرد تیم است، بدون رفتارهای هیجانی و با ارائه گزارش‌های مستند به مدیریت سازمان مراجعه کنید. حفظ حرفه‌ای‌گری کامل در گفتار و عمل، بهترین دفاع در برابر بازی‌های سیاسی محیط کار است.
۷. آیا کتاب یا مستند خاصی برای درک بهتر روان‌شناسی افراد مسموم وجود دارد؟
کتاب «آدم‌های سمی» نوشته دکتر لیلیان گلاس یکی از منابع کلاسیک و بسیار کاربردی در این زمینه است که تیپ‌های مختلف رفتاری را تحلیل می‌کند. همچنین کتاب «روابط مخرب» اثر آلبرت برنستین به بررسی رفتارهای مسموم در محیط کار و خانواده و راه‌های خنثی‌سازی آن‌ها می‌پردازد. مطالعه این آثار به شما کدهای رفتاری مشخصی می‌دهد تا پویایی‌های پنهان در پشت نقاب‌های اجتماعی افراد را به راحتی رمزگشایی کنید.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

12 دیدگاه

  1. با قسمتی از شماره 7 اصلا موافق نیستم
    کسی که فقط آرزو میکنه و هیچ کاری نمیکنه جتی برای این دست موارد پایان خودش به همین افراد خاتمه پیدا میکنه
    یا کاری نکنید و به فکرش نباشید یا اگر میخواین کاری کنید انجامش بدید نه اینکه فقط آرزو کنید و منتظر بمونین معجزه اتفاق میفته

    متاسفانه افراد روز به روز مسموم تر میشن
    پسرفت به جای پیشرفت

    مقاله خوبی بود خانم شریف پور ممنون

  2. به نظرم بهتره که از برچسب های بیشتری برای مطالب استفاده کنید. مثلا همین مطلب میتوانست برچسب های خودشناسی روانشناسی گفتگو های دشوار و… داشته باشد.
    ممنون.

  3. سلام ، مرسی بابت مقاله خوبتون ، از اینن جور ادامه تو زندگی من،زیاد بودن . خدا رو شکر خیلی وقته ازشون جدا شدم سخت بود الان اوضام خیلی بهتره . و تعداد دوستان کمتر و خیلی بهتر از قبلی ها هستن ،

  4. – گفت: “نصیحتی کن”
    – گفت: “مرنج و مرنجان”
    -گفت: “مرنجان را فهمیدم یعنی کسى را اذیت نکنم ولى جکونه میتوانم از کسى ناراحت نشوم.”
    – گفت: “علاج آنست که خودت را کسى ندانى. اکر خودت را کسى نداستى دیگر نمیرنجى.”

  5. اگر این فرد سمی والدین ما باشند چه کنیم ؟

    .کسانی که شبانه روز در کنارشان هستیم .پیشنهادتان چیست ؟
    مادر من بعد از 25 سال طلاق هنوز دست از سرزنش پدرم برنداشته بلکه برلیست بلند بالای تمامی انسان هایی که ازشان متنفر است هر روز اضافه میشود .
    برام تحمل این شرایط سخته …تحمل ناسزاها و بد و بیراه ها…داد و فریاد ها و فحشا…توهین و نفرین

    سطل زباله ای از پلیدی ها را به دنبال خود نکشم
    چراکه دیگران از بوی بد و مشمئز فاصله میگیرند .و بزودی تنها میمانی .

    امیدوارم هم دما نشم !

  6. سپاس بیکران شیدا خانوم.مطالب روانشناسی که در سایت میذارید با دقت تمام دنبال میکنم.مطالبتون کاملا با روح وبلاگ یک پزشک در یک راستا هست.
    ممنون

  7. مقاله خیلی جالبی بود
    متاسفانه خیلی اوقات آدم از جانب پدر و مادرش ناراحت میشه که البته دلیلش اینه که آدم های عزیزی توی زندگی ما هستن
    اما متاسفانه با این که فرزند ها پدر و مادرارو مورد احترام قرار میدن والدین یه جورایی انتظار زیادی از نقش فرزندی دارند
    تو کشور ما خیلی از والدین بچه هاشونو آدمای ضعیفی میدونن که نمیتونن از پس زندگی بر بیان به همین خاطر هم بچه ها حتی اگه کاملا بزرگسال و مستقل هم باشن والدین برای تصمیماتشون احترام قایل نمیشن و سعی میکنن حرف خودشونو دیکته کنن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]