خانه اُلانا؛ جلوه باشکوه معماری ایرانی و ویکتوریایی در قلب نیویورک

فردریک ادوین چرچ (Frederic Edwin Church)، نقاش نامدار آمریکایی قرن نوزدهم و از چهره‌های درخشان مکتب هادسون ریور (Hudson River School)، با خلق آثاری سرشار از جزییات دقیق طبیعی و ابعاد معنوی عمیق، جایگاه ویژه‌ای در تاریخ هنر جهان دارد. او فراتر از بوم نقاشی، بزرگ‌ترین شاهکار تجسمی خود را در قالب یک اثر معماری بی‌نظیر به نام خانه اُلانا (Olana) خلق کرد. این عمارت باشکوه که فرآیند ساخت آن نزدیک به دو دهه از سال ۱۸۷۲ تا ۱۸۹۱ میلادی به طول انجامید، در ایالت نیویورک و برفراز تپه‌های مشرف به رودخانه هادسون خودنمایی می‌کند.

در این مقاله می‌خواهیم اسرار معماری شگفت‌انگیز این بنای تاریخی را بررسی کنیم و ببینیم چگونه یک نقاش برجسته آمریکایی، شیفته تمدن و هنر شرق شد. آیا خانه اُلانا صرفاً یک اقامتگاه ییلاقی ساده است یا مانیفستی از تلفیق جسورانه هنر سنتی ایران و سبک ویکتوریایی (Victorian style)؟ با ما همراه باشید تا زوایای پنهان، تاریخچه پرفراز و نشیب و جزییات خیره‌کننده ساختار این عمارت بی‌نظیر را که نشان‌دهنده پیوند عمیق فرهنگی میان شرق و غرب است، با هم مرور کنیم.

فهرست مطالب

💡مختصر و مفید

عمارت تاریخی اُلانا واقع در ایالت نیویورک، شاهکار معماری شخصی نقاش برجسته آمریکایی، فردریک ادوین چرچ است که با الهام مستقیم از معماری سنتی ایران و تلفیق آن با سبک ویکتوریایی ساخته شده است. چرچ پس از سفر به خاورمیانه و بازدید از شهرهای تاریخی، مجذوب تقارن، کاشی‌کاری‌ها و طاق‌های قوسی خاورمیانه‌ای شد و با همکاری معماران برجسته، این ویلای رویایی را طراحی کرد. این بنا امروزه به عنوان یک سایت تاریخی ملی، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های سبک شرق‌شناسی در معماری قرن نوزدهم آمریکا به شمار می‌رود.

فردریک ادوین چرچ و مکتب هادسون ریور

فردریک ادوین چرچ به عنوان یکی از پیشگامان برجسته مکتب نقاشی هادسون ریور شناخته می‌شود که با تمرکز بر مناظر بکر طبیعی، پیوندی عمیق میان معنویت و طبیعت بکر قاره آمریکا برقرار کرد. او شاگرد توماس کول (Thomas Cole)، بنیان‌گذار این مکتب بود و به سرعت توانست با خلق آثاری در ابعاد بزرگ و با جزییات حیرت‌انگیز علمی و نورپردازی‌های دراماتیک، به شهرتی بین‌المللی دست یابد. نقاشی‌های او تنها بازنمایی ساده از طبیعت نبودند، بلکه نوعی مکاشفه مذهبی و ستایش عظمت خالق در پهنه زمین به شمار می‌رفتند.

چرچ با سفر به مناطق مختلف جهان از جمله آمریکای جنوبی، قطب شمال و خاورمیانه، دایره تجربیات بصری خود را به شدت گسترش داد. این سفرهای اکتشافی نه تنها منبع الهام تابلوهای نقاشی ماندگار او شدند، بلکه دیدگاه هنری او را درباره معماری و فضاسازی تغییر دادند. هنر او در واقع تلفیقی از دقت علمی یک دانشمند علوم طبیعی و احساسات پرشور یک هنرمند رمانتیک بود که در نهایت در طراحی خانه شخصی‌اش متجلی شد.

تولد رویای اُلانا در دره هادسون

ایده ساخت عمارت اُلانا زمانی در ذهن چرچ شکل گرفت که او قطعه زمینی مرتفع و جنگلی را در منطقه هادسون نیورک خریداری کرد. این منطقه به دلیل اشراف کامل به رودخانه زیبای هادسون و کوه‌های کاتسکیل (Catskill Mountains)، منظره‌ای بی‌بدیل و الهام‌بخش را در اختیار هنرمند قرار می‌داد. او ابتدا یک کلبه کوچک در این زمین ساخت اما پس از ازدواج و تولد فرزندانش، تصمیم گرفت عمارتی بزرگ‌تر و متناسب با دیدگاه‌های هنری جدید خود بنا کند.

این پروژه شخصی برای چرچ به معنای واقعی کلمه یک اثر هنری سه‌بعدی بود که خود او نظارت بر تمامی مراحل طراحی و ساخت آن را بر عهده داشت. او این خانه را نه فقط به عنوان یک سرپناه، بلکه به عنوان کادری طبیعی برای تماشای مناظر پیرامون طراحی کرد، به طوری که هر پنجره عمارت مانند قاب یک تابلوی نقاشی زنده عمل می‌کرد. فرآیند تکمیل جزییات داخلی و خارجی این خانه تا آخرین سال‌های زندگی چرچ ادامه یافت و به نوعی به وصیت‌نامه هنری او تبدیل شد.

نمای بیرونی خانه تاریخی الانا با تلفیق معماری ایرانی و ویکتوریایی در نیویورک

تاثیر شگفت‌انگیز معماری ایرانی بر ساختار عمارت

بزرگ‌ترین ویژگی که خانه اُلانا را از تمامی بناهای هم‌دوره خود در ایالات متحده متمایز می‌کند، تاثیرپذیری عمیق و آشکار آن از معماری ایرانی و اسلامی است. چرچ در طول سفرهای خود به استانبول، بیروت و بیت‌المقدس، مجذوب هندسه دقیق، طاق‌های قوسی شکل و تزیینات پرکار بناهای شرقی شده بود. او کتاب‌ها و اسناد متعددی درباره هنر اسلامی و معماری دوران صفوی مطالعه کرد تا بتواند روح این هنر را در عمارت خود بدمد.

استفاده از قوس‌های جناغی در پنجره‌ها و ورودی‌ها، به‌کارگیری کاشی‌های لعاب‌دار با نقوش اسلیمی و طراحی ایوان‌های فراخ، همگی نشان‌دهنده ادای احترام این نقاش آمریکایی به سنت‌های معماری ایران است. او تلاش کرد تا حس خنکی، سایه‌روشن‌های شاعرانه و آرامش موجود در کوشک‌های ایرانی را در دل اقلیم سرد و مرطوب نیویورک بازآفرینی کند که حاصل کار یک پیوند بصری فوق‌العاده شد.

همکاری با ریچارد موریس هانت و بازطراحی بنا

چرچ برای پیاده‌سازی ایده‌های بلندپروازانه خود ابتدا با معمار برجسته آمریکایی، ریچارد موریس هانت (Richard Morris Hunt) مشورت کرد. هانت طرح اولیه عمارت را آماده کرد، اما چرچ که می‌خواست بنا کاملاً شخصی‌سازی شده و فراتر از الگوهای رایج غربی باشد، طرح‌ها را به طرز چشمگیری تغییر داد. او تصمیم گرفت خودش به عنوان طراح اصلی عمل کند و از معمار دیگری به نام کالورت واکس (Calvert Vaux)، که از طراحان پارک مرکزی نیویورک بود، برای جزییات فنی کمک بگیرد.

همکاری میان چرچ و واکس منجر به خلق سازه‌ای شد که اصول مهندسی مدرن قرن نوزدهم را با ظرافت‌های هنری خاورمیانه‌ای ترکیب می‌کرد. واکس به خوبی توانست ذهنیات فانتزی و شرقی چرچ را به نقشه‌های اجرایی تبدیل کند، بدون آنکه پایداری ساختاری بنا به خطر بیفتد. این همکاری نزدیک نشان داد که چگونه تلفیق خلاقیت یک نقاش و مهارت یک معمار می‌تواند مرزهای سنتی ساخت‌وساز را جابه‌جا کند.

طراحی داخلی سالن اصلی عمارت الانا با طاق های قوسی و تزیینات شرقی

تزیینات داخلی و کاشی‌کاری‌های شرقی

فضای داخلی عمارت اُلانا مانند یک موزه زنده از هنرهای تزیینی خاورمیانه است که بازدیدکنندگان را در بدو ورود شگفت‌زده می‌کند. چرچ دیوارهای خانه را با طرح‌های اسلیمی متقارن، کتیبه‌های خوش‌نویسی عربی و فارسی و رنگ‌های گرم و درخشان آراسته است. او بسیاری از کاشی‌ها، فرش‌ها، ظروف سفالی و مبلمان را مستقیماً در طول سفرهای خود به شهرهای دمشق و بیت‌المقدس خریداری کرده و به آمریکا فرستاده بود.

یکی از زیباترین بخش‌های داخلی، تالار مرکزی یا دادگاه کارگاه (Court Hall) است که با الهام از حیاط خانه‌های سنتی دمشق طراحی شده است. دیوارهای این بخش با رنگ‌های اخرایی، طلایی و لاجوردی تزیین شده‌اند و نوری که از پنجره‌های رنگی به درون می‌تابد، فضایی معنوی و رویایی ایجاد می‌کند. هماهنگی میان نقاشی‌های خود چرچ و اشیای عتیقه شرقی در این فضا، سلیقه بی‌نظیر هنری او را به نمایش می‌گذارد.

چشم‌انداز طبیعی و طراحی فضای سبز پیرامون

فردریک چرچ اعتقاد داشت که محوطه بیرونی خانه باید به اندازه خود بنا هماهنگ و چشم‌نواز باشد، از این رو سال‌ها وقت صرف طراحی چشم‌انداز اطراف عمارت کرد. او هزاران اصله درخت کاشت، راه‌های مالرو متعددی ایجاد کرد و حتی یک دریاچه مصنوعی در پایین‌دست تپه حفر نمود تا انعکاس تصویر عمارت روی آب نمایان شود. این طراحی هوشمندانه محوطه به گونه‌ای انجام شد که پیاده‌روی در اطراف خانه، زاویه‌های دید متفاوتی را مانند پرده‌های یک تئاتر طبیعی در برابر بیننده بگشاید.

طراحی فضای سبز اُلانا نمونه‌ای بارز از سبک باغ‌سازی رمانتیک آمریکایی است که با ویژگی‌های باغ‌های ایرانی (Persian Gardens) مانند تمرکز بر آب‌نماها و ایجاد سایه‌بان‌های طبیعی ترکیب شده است. مسیرهای پرپیچ‌وخم اطراف تپه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که حرکت صعودی به سمت عمارت را به یک تجربه کشف و شهود تدریجی تبدیل کنند. هر گوشه از این باغ بزرگ، گویی بخشی از یک تابلوی نقاشی منظره است که به واقعیت تبدیل شده است.

چشم انداز زمستانی و برفی خانه الانا اثر فردریک ادوین چرچ در نیویورک نمای پنجره های قوسی به سبک اسلامی در خانه تاریخی الانا تزیینات سقف و گچ بری های شرقی در تالار مرکزی عمارت الانا دکوراسیون داخلی عمارت الانا با قالی های ایرانی و نقاشی های منظره شومینه سنگی مجلل و ظروف تزیینی عتیقه در خانه تاریخی الانا نمای جانبی عمارت الانا با ستون ها و بالکن های چوبی سنتی پنجره های بزرگ با فریم های چوبی تیره رنگ در بنای تاریخی الانا گچ بری های رنگارنگ دیوارها و درهای ورودی خانه الانا نیویورک کاشی کاری های لعاب دار با طرح های گل و مرغ ایرانی در خانه الانا

تلفیق با عناصر بومی دوران ویکتوریا

اگرچه روح شرقی در سراسر خانه اُلانا جریان دارد، اما ساختار کلی و کاربری فضاهای آن کاملاً با نیازهای زندگی طبقه مرفه دوران ویکتوریا در آمریکا منطبق است. اسکلت اصلی ساختمان از سنگ‌های بومی منطقه و آجر ساخته شده و برج مرتفع آن یادآور قلعه‌های اروپایی قرن نوزدهم است. چرچ به شکلی هوشمندانه توانست تقارن و صراحت سبک ویکتوریایی را با جزییات تزیینی و اسلیمی‌های پیچیده خاورمیانه ادغام کند.

سیستم‌های گرمایشی، آشپزخانه مجهز و اتاق‌های خواب بزرگ همگی بر اساس استانداردهای مدرن عصر صنعتی آمریکا طراحی شده بودند. این تلفیق ساختاری نشان می‌دهد که چرچ به دنبال بازسازی کورکورانه یک خانه خاورمیانه‌ای نبوده، بلکه قصد داشته سبکی نوین و فراملی ایجاد کند. این رویکرد التقاطی (Eclecticism)، ویژگی شاخص هنر اواخر قرن نوزدهم بود که در اُلانا به اوج کمال خود رسید.

سفر تاریخی چرچ به خاورمیانه و الهام‌بخشی آن

در سال ۱۸۶۷ میلادی، چرچ به همراه خانواده‌اش سفری طولانی را به اروپا و خاورمیانه آغاز کرد که نقطه عطفی در زندگی هنری او شد. او از شهرهای باستانی پترا، بیت‌المقدس، دمشق، بیروت و استانبول بازدید کرد و از نزدیک با معماری اسلامی و بیزانسی آشنا شد. او در طول این سفر صدها طرح و اسکچ از تزیینات معماری، مساجد، بازارها و پوشش مردم محلی تهیه کرد.

این مواجهه مستقیم با فرهنگ غنی شرق، چرچ را به شدت تحت تاثیر قرار داد و دیدگاه او را نسبت به رنگ، نور و فضا دگرگون کرد. او در بازگشت به ایالات متحده، صندوق‌های متعددی از صنایع دستی، منسوجات، ظروف فلزی و کاشی‌های لعاب‌دار را با خود آورد. این اشیای گران‌بها بعداً به عنوان مواد اولیه و الگوهای اصلی برای تزیین خانه جدیدش یعنی اُلانا مورد استفاده قرار گرفتند.

تلاش برای نجات و بازسازی عمارت در قرن بیستم

پس از درگذشت فردریک چرچ در سال ۱۹۰۰ و فوت همسرش، عمارت اُلانا برای چندین دهه در اختیار خانواده و وارثان او باقی ماند و به همین دلیل ساختار اصلی آن دست‌نخورده حفظ شد. اما در دهه ۱۹۶۰ میلادی، با فوت آخرین بازمانده خانواده، خطر بزرگی این بنا را تهدید کرد؛ تصمیم بر این بود که خانه و زمین‌های اطراف آن به مزایده گذاشته شود و کلکسیون بی‌نظیر آثار هنری داخل آن به فروش برسد.

در این زمان، یک کارزار عمومی بزرگ توسط مورخان هنر، معماران و دوستداران میراث فرهنگی به راه افتاد تا مانع نابودی این اثر ملی شود. سازمان غیرانتفاعی «یاران اُلانا» تشکیل شد و توانست با جمع‌آوری کمک‌های مالی و همکاری دولت ایالتی نیویورک، کل ملک و مجموعه هنری آن را خریداری کند. این اقدام به موقع مانع از تخریب یکی از منحصربه‌فردترین خانه‌های تاریخی آمریکا شد و آن را برای نسل‌های آینده حفظ کرد.

نمادشناسی نام اُلانا و ریشه‌های باستانی آن

نام «اُلانا» که چرچ برای خانه خود انتخاب کرد، ریشه در متون باستانی و زبان‌های شرقی دارد. بر اساس پژوهش‌های تاریخی، این نام احتمالاً تغییریافته واژه‌ای باستانی به معنای «قلعه یا کوشک بلند» در زبان‌های خاورمیانه است که به موقعیت جغرافیایی عمارت بر فراز تپه اشاره دارد. چرچ با انتخاب این نام فرنگی و پررمزوراز، می‌خواست حس سفر به یک سرزمین افسانه‌ای و دوردست را در ذهن بازدیدکنندگان تداعی کند.

این نام‌گذاری همچنین منعکس‌کننده تمایل رمانتیک‌های قرن نوزدهم به پیوند دادن آثار خود با تمدن‌های باستانی شرق بود. اُلانا در ذهن چرچ تنها یک نشانی پستی نبود، بلکه نمادی از یک پناهگاه معنوی بود که هنرمند را از هیاهو و آلودگی‌های ناشی از انقلاب صنعتی در شهرهای بزرگ آمریکا دور نگه می‌داشت.

جایگاه امروزی خانه به عنوان موزه ملی تاریخی

امروزه عمارت و باغ‌های پیرامون اُلانا به عنوان یک سایت تاریخی ملی در ایالات متحده ثبت شده‌اند و سالانه هزاران گردشگر، پژوهشگر و دوستدار هنر از آن بازدید می‌کنند. این خانه به عنوان یکی از کامل‌ترین نمونه‌های حفظ‌شده از اقامتگاه‌های هنرمندان قرن نوزدهم آمریکا شناخته می‌شود که تزیینات داخلی آن دقیقاً به همان شکلی که چرچ چیده بود، نگهداری می‌شود.

علاوه بر تماشای معماری شگفت‌انگیز بنا، بازدیدکنندگان می‌توانند از گالری نقاشی‌های فردریک چرچ که در داخل عمارت برپا است دیدن کنند. این موزه به خوبی نشان می‌دهد که چگونه یک هنرمند می‌تواند تمام ابعاد زندگی خود از نقاشی تا خانه، باغ و سبک زندگی را به یک اثر هنری یکپارچه و ماندگار تبدیل کند.

تحلیل روان‌شناختی و جامعه‌شناختی ساخت این بنا

از منظر جامعه‌شناختی، ساخت خانه اُلانا بازتاب‌دهنده جریان فکری «شرق‌شناسی» (Orientalism) در اواخر قرن نوزدهم در جامعه آمریکا است. در این دوران، نخبگان غربی خاورمیانه را به عنوان منبعی از خرد باستانی، هنر تزیینی ناب و معنویت از دست رفته در دنیای مدرن جست‌وجو می‌کردند. چرچ با ساخت این ویلا، در واقع فضایی آرمانی خلق کرد که پلی میان خرد شرقی و پیشرفت فنی غربی بود.

از دیدگاه روان‌شناختی نیز، این خانه مأمنی برای فرار چرچ از غم از دست دادن دو فرزند اولش بر اثر بیماری دیفتری بود. طراحی و ساخت طولانی‌مدت اُلانا برای او به نوعی روان‌درمانی از طریق هنر تبدیل شد؛ پروژه‌ای زندگی‌بخش که او را وادار می‌کرد به جای غرق شدن در اندوه گذشته، بر خلق زیبایی و آینده تمرکز کند.

جمع‌بندی نهایی

خانه اُلانا فراتر از یک شاهکار معماری تلفیقی، تبلور فیزیکی ذهن خلاق و جست‌وجوگر فردریک ادوین چرچ است. او با پیوند زدن هندسه صلب ویکتوریایی با ظرافت‌های شاعرانه و اسلیمی معماری ایرانی، نشان داد که هنر مرزهای جغرافیایی را به رسمیت نمی‌شناسد. این عمارت باشکوه در دره هادسون، یادآور زمانی است که شرق‌شناسی نه یک ابزار سیاسی، بلکه منبعی برای کشف زیبایی‌های ناشناخته و الهام‌بخش برای هنرمندان غربی بود. حفظ این بنا تا به امروز، فرصتی بی‌نظیر برای درک پیوندهای عمیق فرهنگی میان تمدن‌ها است.

سوالات متداول

۱. آیا فردریک ادوین چرچ شخصاً به ایران سفر کرده بود؟
خیر، فردریک چرچ در طول سفرهای خاورمیانه‌ای خود به ایران سفر نکرد اما با هنر ایرانی از طریق کتاب‌ها آشنا شد. او تصاویر بناهای اصفهان و شیراز را به دقت مطالعه کرد و شیفته جزییات هندسی آن‌ها شد. همچنین او صنایع دستی و کاشی‌های ایرانی را از بازارهای دمشق و استانبول برای خانه‌اش خریداری می‌کرد. این اطلاعات نشان می‌دهد که الهام‌پذیری او از معماری ایرانی کاملاً آگاهانه و از روی مطالعه بوده است.
۲. سبک معماری خانه اُلانا دقیقاً چه نام دارد؟
معماری این خانه نمونه‌ای کلاسیک از سبک شرق‌شناسی یا پرشین-ویکتورین (Persian-Victorian) به شمار می‌رود. این سبک حاصل تلفیق ساختار و حجم‌پردازی خانه‌های ویلایی دوره ویکتوریا با تزیینات، قوس‌ها و کاشی‌کاری‌های اسلامی است. طراحان در این شیوه تلاش می‌کردند تا تزیینات شرقی را روی اسکلت بناهای مدرن غربی پیاده‌سازی کنند. خانه اُلانا موفق‌ترین و شاخص‌ترین نمونه از این سبک تلفیقی در سراسر خاک ایالات متحده آمریکا است.
۳. چه تعداد از آثار نقاشی چرچ در این عمارت نگهداری می‌شوند؟
امروزه در موزه تاریخی اُلانا صدها اثر نقاشی، اسکچ و طراحی از فردریک چرچ نگهداری می‌شود. این مجموعه شامل اتودهای اولیه او از مناظر خاورمیانه و همچنین برخی از شاهکارهای اصلی او است. علاوه بر آثار خود چرچ، نقاشی‌هایی از معاصران و شاگردان او نیز در گالری خانه به نمایش درآمده است. این کلکسیون غنی، ارزش هنری این عمارت تاریخی را به عنوان یک موزه تخصصی دوچندان کرده است.
۴. آیا محوطه پیرامون خانه اُلانا برای بازدید عموم باز است؟
بله، پارک و محوطه بیرونی این عمارت به صورت روزانه و رایگان پذیرای عموم بازدیدکنندگان است. مردم می‌توانند در مسیرهای پیاده‌روی طراحی‌شده توسط خود چرچ قدم بزنند و از مناظر هادسون لذت ببرند. با این حال، بازدید از داخل خانه نیازمند خرید بلیط ورودی و هماهنگی با تورهای راهنما است. این فضا یکی از محبوب‌ترین نقاط تفریحی و فرهنگی در ایالت نیویورک محسوب می‌شود.
۵. نقش کالورت واکس در ساخت این بنا چه بود؟
کالورت واکس به عنوان معمار همکار، وظیفه تبدیل رویاهای هنری چرچ به نقشه‌های مهندسی را بر عهده داشت. او که در زمینه طراحی پارک‌ها و فضاهای عمومی مهارت داشت، به چرچ در جای‌گذاری عمارت کمک کرد. واکس توانست تناسبات ساختمانی را به گونه‌ای تنظیم کند که تزیینات سنگین شرقی آسیبی به پایداری بنا نزنند. حضور او تضمین‌کننده دوام ساختاری این عمارت تاریخی در طول زمان بوده است.
۶. چه موادی در تزیین نمای خارجی ساختمان به کار رفته است؟
نمای بیرونی خانه اُلانا ترکیبی از سنگ‌های نتراشیده محلی، آجرهای رنگی و کاشی‌های لعاب‌دار است. چرچ از سنگ‌های خاکستری و قهوه‌ای برای ایجاد حس استواری و پیوند بنا با صخره‌های طبیعی تپه استفاده کرد. در بالای پنجره‌ها و حاشیه‌ها نیز آجرهای قرمز و زرد با الگوهای هندسی شرقی چیده شده‌اند. این ترکیب هوشمندانه مصالح، بافت بصری بسیار غنی و منحصربه‌فردی به نمای بیرونی بخشیده است.
۷. مرمت‌های اخیر عمارت بر روی چه بخش‌هایی تمرکز داشته است؟
پروژه‌های مرمتی اخیر بیشتر بر روی احیای رنگ‌آمیزی اصلی دیوارهای داخلی و بازسازی کاشی‌های آسیب‌دیده متمرکز بوده‌اند. کارشناسان با استفاده از روش‌های علمی توانستند لایه‌های رنگ قدیمی را تحلیل کرده و به ترکیب رنگی اولیه چرچ دست یابند. همچنین سیستم‌های تهویه و کنترل رطوبت پیشرفته‌ای برای محافظت از آثار هنری نصب شده است. این تلاش‌ها تضمین می‌کند که کیفیت بصری عمارت مانند روز اول ساخت آن باقی بماند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

16 دیدگاه

  1. موافقم با دوستان…به عربی و عثمانی بیشتر میخوره…توی خونه های ایرانی این همه رنگ وجود نداره…ما که تو فیلما و عکسا اینجور دیدیم…حالا اونا که درسشو خوندن بگن صفویه و قاجاری و این و اون…اللاه اعلم

  2. با سلام
    البته معماری داخلیش بیشتر به معماری هندی میخوره تا ایرانی!
    البته طاق های خونه هم شبیه معماری عربی – اسلامی است تا ایرانی

    1. طرف خودش گفته از معماری ایرانی الهام گرفتم ، بعضی از دوستان قصه تعریف میکنن ، بطور مشخص معماری دوره صفوی است، که در آثار دوره های بعدی ایران هم دیده میشود
      معماری در دوره اسلامی ، دلیل بر اینکه اون معماری مال اعراب بوده نیست عزیزم ، در دوره اسلامی در اسپانیا بناهایی ساخته اند که اعراب بادیه نشین خوابش را هم نمیدیدند ، بعضی از دوستان تعاریف ساده تاریخی را هم در جریان نیستند!

  3. رنگ های تندش بیشتر شبیه معماری چینی هست تا ایرانی
    اما خیلی قشنگه… تا حالا ایده ای از ترکیب معماری ایرانی با ویکتوریایی نداشتم… :)

  4. معماری ویکتوریایی خودش تلفیقی از معماری سنتی اروپایی و آمیزه ای از معماری آسیایی و خاورمیانه هست ، پس این سبک معماری خودش اندکی از الگوهای ایرانی داره. تو تصاویر هم معماری ایرانی اونقدر تو چشم نیس که لازم باشه به عنوان یه سبک مجزا در طراحی بنا ازش یاد کرد.از خصوصیات دیگه سبک ویکتوریایی استفاده از رنگ های گرم ، پرداخت تیره و طراحی شلوغ -پلوغه که تو تصاویر فضای داخلی خونه کاملن مشهوده.

  5. فرم و تقسیمات پنجره تو عکس اول و رواق و نقوش استفاده شده در فضاهای داخلی، آدم رو یاد بناهای صفوی میندازه.
    جالب اینجاست که تو بعضی جاها قوسها کاملا تناسبات ایرانی دارن و تو بعضی دیگه ناشیانه و عجولانه اجرا شدن!!
    ۱۹ سال زحمت بکشی و جایی که با سلیقت همخوان هست رو بسازی و فقط ۹ سال بتونی توش زندگی کنی!

  6. با سلام ممنون از مطلبتون بنظرم تلفیقی از معماری اسلامی باشه در ایرانم بعد از حمله ی عربها به ایران طرحهای اسلیمی تو ایران دیده شده که ناشی از طرح های اسلیمی هست که بخوبی معماران ایرانی با طرح های ابداعی خودشون به بهترین نحو اون و تکمیل کردن چون ایرانیان در زمان قدیم به خونه و خونواده اهمیت میدادن وگرنه عربها بادیه نشینی بیش نبودن نیستند و نخواهند بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]