نوستالژی تماشای فیلم در تلویزیون دو کاناله دهه شصت و هفتاد: بازخوانی آثار کلاسیک و خاطرهانگیز

در روزگاری که تمام سهم ما از دنیای تصویر، دو کانال تلویزیونی با برفکهای مداوم و ساعتهای پخش محدود بود، تماشای یک فیلم سینمایی در روزهای آخر هفته حکم یک جشن ملی کوچک را در خانهها داشت. آن روزها تلویزیونهای مبله در گوشه سالن پذیرایی، کانون تجمع اعضای خانواده بودند و بوی نم باران و نفت بخاری ارج با صدای گوینده اخبار ادغام میشد تا فضایی فراموشنشدنی بسازد. در این جستار میخواهیم به اعماق آن سالهای پر از معصومیت و سادگی سفر کنیم و ببینیم چرا فیلمهای آن دوران با وجود کیفیت بصری پایین، تا این حد در اعماق قلب ما نفوذ کردهاند؛ فیلمهایی که دوبلههای بینظیر فارسی جان تازهای به کالبدشان دمیده بود و هر کدام پنجرهای به دنیای ناشناخته و جذاب بیرون برای ما باز میکردند.
فهرست مطالب
- ۱. فلسفه سینمای دو کاناله و جادوی تصویر در عصر برفک
- ۲. هنر دوبلاژ ایران؛ آفرینندگان هویت دوم کلاسیکها
- ۳. آیین تماشای جمعی؛ وقتی سینما یک امر خانوادگی بود
- ۴. فیلم این زندگی است (Questa è la vita)؛ خمره پیراندلو
- ۵. فیلم پدرسالار (Padre Padrone)؛ طنین سختکوشی در ساردینیا
- ۶. سریال داستانهای نامنتظره (Tales of the Unexpected)؛ چرخشهای داستانی رولد دال
- ۷. فیلم وحشیهای سرزمین گمشده (The Land That Time Forgot)؛ سفر به دنیای ماقبل تاریخ
- ۸. فیلم کامیکازه (Kamikaze)؛ جنون رسانهای و داوطلب مرگ
- ۹. فیلم آخرین نبرد (The Last Battle)؛ شاهکار صامت لوک بسون
- ۱۰. فیلم ترور یا ای مثل ایکاروس (I as in Icarus)؛ توطئه سیاسی در سایه حقیقت
- ۱۱. فیلم صد روز در پالرمو (Cento giorni a Palermo)؛ نبرد خونین با مافیا
- ۱۲. فیلم تکخال در حفره (Ace in the Hole)؛ سقوط اخلاقی در رسانه
- ۱۳. فیلم لباس سیاه برای قاتل (Une robe noire pour un tueur)؛ وکالت در مرز عدالت
- ۱۴. فیلم دزد دوچرخه (Bicycle Thieves)؛ اوج واقعگرایی خیابانی
- ۱۵. فیلم معجزه در میلان (Miracle in Milan)؛ فانتزی فقر و امید
- ۱۶. فیلم ماجرای نیمروز (High Noon)؛ تنهایی قهرمان در برابر تقدیر
- ۱۷. فیلم مزد ترس (The Wages of Fear)؛ دلهره جادههای مرگبار نیتروگلیسیرین
- ۱۸. فیلم زد (Z)؛ فریاد آزادیخواهی علیه دیکتاتوری نظامی
- ۱۹. فیلم حکومت نظامی (State of Siege)؛ گروگانگیری سیاسی در اروگوئه
- ۲۰. فیلم اعتراف (The Confession)؛ محاکمههای نمایشی پشت پرده آهنین
- ۲۱. فیلم دایره سرخ (The Red Circle)؛ تقدیرگرایی پلیسی در فرانسه
- ۲۲. فیلم ارتش سایهها (Army of Shadows)؛ حماسه خاموش مقاومت فرانسه
- ۲۳. فیلم نبرد الجزیره (The Battle of Algiers)؛ خشم کوچه پسکوچههای قصبه
- ۲۴. فیلم راشومون (Rashomon)؛ هزارتوی حقیقت و نسبیت اخلاق
- ۲۵. فیلم هفت سامورایی (Seven Samurai)؛ حماسه دفاع از دهقانان بیدفاع
- ۲۶. فیلم یوجیمبو (Yojimbo)؛ بازی دو سر برد سامورایی تنها
- ۲۷. فیلم جاده (La Strada)؛ تنهایی غمانگیز دلقکهای سرگردان
- ۲۸. فیلم سینما پارادیزو (Cinema Paradiso)؛ عشق به سینما و نوستالژی کودکی
- ۲۹. فیلم عصر جدید (Modern Times)؛ خنده بر چرخدندههای خشن صنعت
- ۳۰. فیلم دیکتاتور بزرگ (The Great Dictator)؛ هجو نمادین فاشیسم جهانی
- ۳۱. فیلم پسربچه (The Kid)؛ ترکیب جاودانه کمدی و اشکهای کودکانه
- ۳۲. فیلم برخورد کوتاه (Brief Encounter)؛ عاشقانهای آرام در ایستگاه قطار
- ۳۳. فیلم همشهری کین (Citizen Kane)؛ راز گل رز در قصر انزوا
- ۳۴. فیلم پنجره پشتی (Rear Window)؛ فضولی مرگبار در حیاط خلوت همسایه
- ۳۵. فیلم شمال از شمال غربی (North by Northwest)؛ فرار بزرگ در دشتهای پهناور
۱. فلسفه سینمای دو کاناله و جادوی تصویر در عصر برفک
در دهههای شصت و هفتاد خورشیدی، قاب کوچک تلویزیون حکم پنجرهای سحرآمیز را داشت که ما را از محدودیتهای روزمره و فضای سنگین دوران جنگ و پس از آن به جهانهای شگفتانگیز ناشناخته میبرد. تلویزیونها در آن دوران غالبا مبله، سیاه و سفید یا در بهترین حالت رنگیهای لامپی بزرگی بودند که روشن شدنشان نیازمند گرم شدن لامپ تصویر بود و صدای ویزویز خاصی را تولید میکرد. تماشای هر برنامه نیازمند تنظیم مداوم آنتنهای تلسکوپی یا چرخاندن آنتنهای هوایی روی پشتبام بود تا از شر خطوط متقاطع و برفکهای متراکم رها شویم و همین چالشهای فنی، ارزش و لذت تماشا را در ذهن ما دوچندان میکرد. دو کانال تلویزیونی موجود در آن دوران، برنامههای خود را از اواسط بعدازظهر آغاز میکردند و با سرود ملی در اواخر شب به پایان میرساندند و این محدودیت شدید زمانی، ارزش تماشای فیلم را بالا میبرد.
فیلمهای سینمایی که در این دوره پخش میشدند، با دقت بسیار زیادی انتخاب میشدند و به دلیل نبود دسترسی به اینترنت یا ویدئوهای خانگی در سالهای اولیه، تنها منبع تغذیه بصری جامعه به شمار میرفتند. این آثار گستره وسیعی از سینمای ایتالیا، فرانسه، ژاپن و هالیوود کلاسیک را شامل میشدند که از فیلترهای سختگیرانه عبور کرده و روی آنتن میرفتند. مخاطب آن روزگار یاد گرفته بود که به جزئیات تصویر خیره شود، داستانها را عمیقا درک کند و دیالوگها را در حافظه جمعی خود ثبت نماید. این مواجهه با سینما یک تجربه زیستی یگانه بود که نسلهای مختلف را در کنار هم مینشاند و بستری مشترک برای گفتگو در مدرسه، محل کار و مهمانیهای خانوادگی فراهم میآورد که امروز با تکثر رسانهها کاملا از بین رفته است.
۲. هنر دوبلاژ ایران؛ آفرینندگان هویت دوم کلاسیکها
یکی از ارکان اصلی ماندگاری فیلمهای خارجی در ذهن مخاطبان ایرانی دهههای شصت و هفتاد، هنر بیبدیل دوبلورهای ایرانی بود که به جرأت میتوان گفت کیفیتی فراتر از نسخه اصلی به بسیاری از فیلمها میبخشیدند. مدیران دوبلاژ بزرگ با درک عمیق از بافت فرهنگی جامعه ایران، ترجمهها را به گونهای بومیسازی میکردند که لحن و اصطلاحات برای تماشاگران ملموس باشد، بدون آنکه اصالت اثر هنری از بین برود. صداهای جادویی و خشداری که از گلوی اساتید دوبله خارج میشد، به کاراکترهای فرنگی هویتی شرقی و صمیمی میبخشید که گویی آنها را در کوچههای تهران یا اصفهان دیدهایم. تماشای فیلم بدون این صداهای مخملی و باابهت غیرممکن بود و بسیاری از ما هنوز هم شخصیتهای بزرگ سینمای جهان را با صدای دوبلورهای ایرانیشان به یاد میآوریم.
این هنرمندان برجسته توانستند با هدایت درست حس و دیالوگها، ظرافتهای دراماتیک فیلمهای سختفهم اروپایی یا جناییهای پیچیده فرانسوی را برای مخاطب عام ایرانی ساده و لذتبخش کنند. در غیاب ابزارهای مدرن امروزی، دوبلورها با تکیه بر نبوغ شخصی و تسلط بیپایان خود بر ادبیات فارسی، آثاری ماندگار خلق کردند که تماشای چندباره آنها را لذتبخش میکرد. دوبله فیلمها در آن سالها کارگاهی خلاقانه بود که در آن صداپیشگان بزرگ با هماهنگی کامل با تصاویر، حس تعلیق، وحشت، شادی و غم را در جان تماشاگر تزریق میکردند. این صداها اکنون بخشی از نوستالژی شنیداری نسلی هستند که با صدای زنگدار گویندگان خبر و نجوای لطیف دوبلورها بزرگ شد و هنوز هم در جستجوی آن نسخههای کمیاب و قدیمی است.
۳. آیین تماشای جمعی؛ وقتی سینما یک امر خانوادگی بود
در سالهای گذشته، تماشای فیلم در خانه یک رویداد اجتماعی تمامعیار بود که تمام اعضای خانواده، از بزرگسالان تا کودکان را به دور یکدیگر جمع میکرد. این تجربه اشتراکی به معنای نشستن روی فرشهای لاکی، تکیه دادن به پشتیهای بزرگ و تقسیم کاسههای تخمه و چای داغ در کنار اعضای خانواده و حتی همسایهها بود. در آن زمان تبلتها، تلفنهای همراه و کامپیوترهای شخصی وجود نداشتند تا افراد را در انزوای اتاقهای خود فرو ببرند؛ بنابراین همه ناچار و البته مشتاق بودند که یک اثر را با هم تماشا کنند. این موضوع باعث میشد که پس از پایان فیلم، بحثهای داغی درباره پایانبندی داستان، انگیزههای شخصیتها و پیامهای اخلاقی فیلم در میان اعضای خانواده شکل بگیرد که خود کلاس درسی غیررسمی بود.
این شکل از تماشای جمعی به ما یاد داد که چگونه با تفاوت سلیقهها کنار بیاییم و صبوری را در مواجهه با آثار طولانی یا کند تمرین کنیم. امروزه با شخصی شدن ابزارهای نمایش، هر کس در گوشهای با هندزفری خود مشغول تماشای محتوای دلخواهش است و آن ارتباط عاطفی و همزمانی احساسات که در دهههای گذشته تجربه میشد، رنگ باخته است. لذت بردن از یک صحنه کمدی به صورت همزمان یا گریستن دستهجمعی برای قهرمانی فداکار، پیوندهای خانوادگی را در آن دوران بحرانی مستحکمتر میکرد. مرور آن روزها ما را به یاد زمانی میاندازد که سینما فراتر از یک سرگرمی ساده، بهانهای برای کنار هم بودن و تقسیم کردن لحظات زندگی در یک دنیای آرامتر و کمشتابتر بود.
۴. فیلم این زندگی است (Questa è la vita)؛ خمره پیراندلو
فیلم این زندگی است (Questa è la vita) محصول سال ۱۹۵۴ کشور ایتالیا، اثری اپیزودیک است که بر اساس داستانهای کوتاه نویسنده شهیر ایتالیایی لوییجی پیراندلو (Luigi Pirandello) ساخته شده است. این اثر تماشایی توسط چهار کارگردان برجسته آن دوران یعنی آلدو فابریزی (Aldo Fabrizi)، جورجیو پاستینو (Giorgio Pastina)، ماریو سولداتی (Mario Soldati) و لوییجی زامپا (Luigi Zampa) کارگردانی شده و بازیگرانی نظیر توتو (Totò) و آلدو فابریزی در آن به ایفای نقش پرداختهاند. داستان معروف این فیلم که در ذهن بسیاری از تماشاگران ایرانی حک شده، اپیزود خمره است؛ جایی که یک چینیبندزن ماهر برای تعمیر خمره بزرگ و گرانبهای یک ارباب خسیس به درون خمره میرود اما پس از اتمام کار متوجه میشود که دهانه خمره برای خروج او تنگ است و در آن به دام میافتد.
کشمکش طنزآمیز و در عین حال تلخ میان ارباب که نگران شکستن خمره است و کارگری که جان و آزادیاش در خطر افتاده، نمادی درخشان از اختلاف طبقاتی و لجاجتهای انسانی است. سرانجام در پی بگومگوهای بیپایان و خشم سرریز شده ارباب، خمره غلت میخورد و میشکند تا کارگر آزاد شود اما خمره گرانبها از دست میرود. این فیلم با لحنی گزنده و نئورئالیستی، زوایای تاریک طمع انسانی را به تصویر میک این اثر از تلویزیون ایران با دوبلهای روان، سالها به عنوان یکی از تمثیلهای اخلاقی محبوب در میان مردم روایت میشد و یادآور سادگی و عمق سینمای کلاسیک ایتالیا بود.


۵. فیلم پدرسالار (Padre Padrone)؛ طنین سختکوشی در ساردینیا
فیلم پدرسالار (Padre Padrone) ساخته برادران تاویانی یعنی ویتوریو و پائولو تاویانی (Paolo and Vittorio Taviani) در سال ۱۹۷۷ است که بر اساس کتاب خودزندگینامهای ژاوینو لدا (Gavino Ledda) ساخته شده است. در این فیلم تاثیرگذار، بازیگرانی چون اومرو آنتونوتی (Omero Antonutti) و ساوریو مارکونی (Saverio Marconi) نقشآفرینی کردهاند و داستان پسر بچهای ساردینیایی را روایت میکنند که توسط پدر خشن و مستبدش از تحصیل محروم شده تا در کوهاردینیایی را روایت میکنند که توسط پدر خشن و مستبدش از تحصیل محروم شده تا در کوهستانها به چوپانی بپردازد. محیط خشن، تنهایی مطلق در طبیعت و تنبیهات بدنی وحشتناک پدر، از این کودک موجودی لال و منزوی میسازد که ارتباطش با دنیای متمدن کاملا قطع شده است. اما نقطه عطف زندگی او زمانی رخ میدهد که به خدمت سربازی میرود و در آنجا با سواد، زبان ایتالیایی رسمی و جادوی آموزش آشنا میشود.
او با تلاشی خستگیناپذیر و ارادهای پولادین شروع به تحصیل میکند و نه تنها بیسوادی خود را شکست میدهد، بلکه در رشته زبانشناسی فارغالتحصیل شده و کتابی درباره زبان محلی خود مینویسد. فیلم پدرسالار برنده جایزه معتبر نخل طلای جشنواره فیلم کن در سال ۱۹۷۷ شد و به عنوان نمادی از مبارزه انسان با جهل و استبداد خانوادگی در تاریخ سینما ثبت گردید. تماشای این فیلم از تلویزیون در دهههای گذشته، اثری عمیق بر ذهن جوانان آن دوره گذاشت و نشان داد که چگونه دانش و کلمات میتوانند به عنوان قویترین سلاحها برای رهایی از چنگال سرنوشت تحمیلی و فقر فرهنگی به کار گرفته شوند.

۶. سریال داستانهای نامنتظره (Tales of the Unexpected)؛ چرخشهای داستانی رولد دال
مجموعه تلویزیونی داستانهای نامنتظره (Tales of the Unexpected) یک سریال آنتولوژی بریتانیایی جذاب است که بین سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۸ پخش میشد و در ایران با نام داستانهای باورنکردنی به نمایش درآمد. این اثر بر اساس داستانهای کوتاه رولد دال (Roald Dahl)، نویسنده شهیر بریتانیایی نروژیالاصل ساخته شده است که خود او نیز در ابتدای هر قسمت به عنوان راوی حضور مییافت و با لحن مرموزش بیننده را آماده رویارویی با ماجرا میکرد. در این سریال بازیگران مهمان متعددی نظیر جان گیلگد (John Gielgud) و جوآن کالینز (Joan Collins) بازی میکردند و هر قسمت داستانی مستقل با تم جنایی، معمایی یا روانشناختی را با پایانی کاملا غافلگیرکننده و سیاه روایت میکرد.
چرخشهای داستانی ناگهانی در آخرین دقایق هر اپیزود، امضای اصلی این مجموعه بود که تماشاگر را در بهت و شگفتی فرو میبرد و به او نشان میداد که حقیقت چقدر میتواند فریبنده باشد. رولد دال که بیشتر برای کتابهای کودکانش مانند چارلی و کارخانه شکلاتسازی شناخته میشد، در این کاراکترها جنبههای تاریک و شیطانی روح انسان را با طنزی ظریف به تصویر میکشید. پخش این سریال از تلویزیون ایران در دهههای گذشته، مخاطبان تشنه هیجان را به شدت مجذوب خود کرد و ساختار روایی منحصربهفرد آن باعث شد که نام این مجموعه با مفهوم رودست خوردنهای داستانی گره بخورد.

۷. فیلم وحشیهای سرزمین گمشده (The Land That Time Forgot)؛ سفر به دنیای ماقبل تاریخ
فیلم وحشیهای سرزمین گمشده با نام اصلی سرزمینی که زمان فراموش کرد (The Land That Time Forgot) محصول سال ۱۹۷۴ به کارگردانی کوین کانر (Kevin Connor) است. این فیلم ماجراجویانه و فانتزی بر اساس رمانی به همین نام نوشته ادگار رایس باروز (Edgar Rice Burroughs) ساخته شده و بازیگرانی چون داگ مککلور (Doug McClure) و جان مکانری (John McEnery) در آن به ایفای نقش پرداختهاند. داستان فیلم در زمان جنگ جهانی اول رخ میدهد؛ جایی که یک زیردریایی آلمانی پس از درگیری با نیروهای بریتانیایی مسیر خود را گم کرده و سر از یک جزیره ناشناخته و منزوی در اقیانوس منجمد جنوبی درمیآورد که زمان در آن متوقف شده است.
سرنشینان زیردریایی در این جزیره با موجودات ماقبل تاریخ، دایناسورهای غولپیکر و قبایل انسانهای اولیه روبرو میشوند و برای بقای خود ناچار به همکاری با یکدیگر میگردند. جلوههای ویژه مکانیکی و ماکتهای دایناسورها در آن زمان برای ما که فرسنگها از سینمای مدرن دور بودیم، بسیار واقعی و هولناک به نظر میرسید و هیجان تماشای آن فراموشنشدنی بود. این اثر با ترکیب ژانر بقا و تخیل علمی، یکی از آثار پرطرفدار بعدازظهرهای روز جمعه بود که تخیل کودکان و نوجوانان آن دوره را به شدت تحریک میکرد و حس ماجراجویی را در کالبد آنها میدمید.

۸. فیلم کامیکازه (Kamikaze)؛ جنون رسانهای و داوطلب مرگ
فیلم کامیکازه یا داوطلب مرگ (Kamikaze) محصول سال ۱۹۸۶ سینمای فرانسه به کارگردانی دیدیه گراولین (Didier Grousset) و تهیهکنندگی لوک بسون (Luc Besson) است. این فیلم علمیتخیلی و جنایی با بازی ریچارد بورینژه (Richard Bohringer) و میشل گالابرو (Michel Galabru) داستان مهندس نابغه اما روانی و منزوی را روایت میکند که از برنامههای مبتذل تلویزیون خشمگین است. او دستگاهی اختراع میکند که از طریق فرستندههای تلویزیونی موجی مرگبار ارسال کرده و گویندگان و مجریان برنامههای زنده را مستقیما در برابر دوربینهای استودیو به قتل میرساند و موجی از وحشت را در جامعه ایجاد میکند.
پلیس ناچار میشود پرونده را به یک کارآگاه باسابقه و عجیب بسپارد تا با نفوذ به دنیای فناوریهای الکترونیکی، این قاتل نامرئی را پیش از وقوع فاجعه بعدی متوقف کند. فیلم با نگاهی انتقادی به قدرت رسانهها و تاثیر مخرب تلویزیون بر ذهن انسان، جلوتر از زمان خود حرکت میکرد و فضایی تاریک و دلهرهآور داشت. پخش این اثر از تلویزیون ایران با دوبله بینظیرش، لرزه بر اندام مخاطبان میانداخت و ماجرای تفنگی که از پشت شیشه تلویزیون شلیک میکرد، تا مدتها کابوس شبانه بچههای دهه شصتی بود.

۹. فیلم آخرین نبرد (The Last Battle)؛ شاهکار صامت لوک بسون
فیلم آخرین نبرد (The Last Battle) با عنوان اصلی (Le Dernier Combat) محصول سال ۱۹۸۳ فرانسه، نخستین فیلم بلند کارگردان نامدار لوک بسون است که به صورت سیاه و سفید و تقریباً بدون هیچ دیالوگی ساخته شده است. در این اثر پساآخرالزمانی، بازیگرانی چون ژان رنو (Jean Reno) و پییر جولیو (Pierre Jolivet) نقشآفرینی میکنند و دنیایی ویرانشده را نشان میدهند که در آن فاجعهای نامعلوم باعث شده تا انسانها قدرت تکلم خود را از دست بدهند و برای بقا در خرابهها بجنگند. داستان روی مرد جوانی تمرکز دارد که با ساختن یک گلایدر دستساز از قلمرو خطرناک تبهکاران فرار کرده و با پزشک پیر مهربانی آشنا میشود که در یک کلینیک مستحکم پناه گرفته است.
آنها به کمک یکدیگر تلاش میکنند تا در برابر حملات وحشیانه مهاجمانی که ژان رنو نقش یکی از خشنترین آنها را بازی میکند، ایستادگی کنند و ارزشهای انسانی را زنده نگه دارند. فیلم با استفاده خلاقانه از صداهای محیطی و بازیهای حسی قدرتمند، اتمسفری به شدت گیرا و خفقانآور خلق میکند که بینیازی سینما از کلام را به رخ میکشد. تماشای این اثر سیاه و سفید و صامت از تلویزیون ایران، برای مخاطبان عادتکرده به دیالوگهای پرگو یک شوک هنری بزرگ بود که عمق تنهایی و سقوط اخلاقی بشر را در بستری از تصاویر شاعرانه به نمایش میگذاشت.

۱۰. فیلم ترور یا ای مثل ایکاروس (I as in Icarus)؛ توطئه سیاسی در سایه حقیقت
فیلم ترور یا با عنوان اصلی ای مثل ایکاروس (I as in Icarus) محصول سال ۱۹۷۹ فرانسه به کارگردانی آنری ورنوی (Henri Verneuil) است که بر اساس تئوریهای توطئه پیرامون ترور جان اف کندی ساخته شده و داستان را به یک کشور خیالی غربی منتقل کرده است. بازیگر افسانهای سینمای فرانسه، ایو مونتان (Yves Montand) در نقش بازرس ویژه دادستانی، هنری ولنی، وظیفه تحقیق درباره ترور رئیسجمهور را بر عهده میگیرد؛ در حالی که کمیسیون رسمی پرونده اصرار دارد قتل کار یک ضارب روانی تنها بوده است. ولنی با هوش سرشار و پشتکار فراوان خود، وارد هزارتویی از دسیسههای سازمانهای اطلاعاتی، آزمایشهای روانشناختی مربوط به اطاعت از قدرت و قتلهای زنجیرهای شاهدان عینی میشود.
او با به خطر انداختن جان خود گامبهگام به سرنخهای بزرگی نزدیک میشود و پی میبرد که ترور رئیسجمهور بخشی از یک کودتای نرم دولتی بوده است. موسیقی شاهکار و دلهرهآور انیو موریکونه (Ennio Morricone) اتمسفر سرد و پارانویید فیلم را به اوج میرساند و سکانس گوش دادن به نوار کاست و تحلیل صداهای پسزمینه برای کشف موقعیت شلیک، از درخشانترین بخشهای تاریخ سینمای سیاسی است. سرانجام بازرس درست در لحظه کشف حقیقت و مانند ایکاروس افسانهای که بیش از حد به خورشید نزدیک شد، با گلوله تکتیرانداز کشته میشود تا حقیقت همچنان در سایه بماند.

۱۱. فیلم صد روز در پالرمو (Cento giorni a Palermo)؛ نبرد خونین با مافیا
فیلم جنایی و زندگینامهای صد روز در پالرمو (Cento giorni a Palermo) محصول سال ۱۹۸۴ به کارگردانی جوزپه فررا (Giuseppe Ferrara) است که به عنوان تولید مشترک ایتالیا و فرانسه ساخته شد. در این فیلم واقعگرایانه، بازیگران مطرحی چون لینو ونتورا (Lino Ventura) و جولیانا دسیو (Giuliana De Sio) نقشآفرینی کردهاند و داستان واقعی صد روز پایانی زندگی ژنرال کارلو آلبرتو دالا کیهسا را به تصویر میکشند. ژنرال که قهرمان مبارزه با تروریسم در ایتالیا بود، به عنوان بخشدار ویژه به سیسیل فرستاده میشود تا با نفوذ رو به رشد مافیا مبارزه کند اما با دیواری از سکوت، کارشکنیهای سیاسی و بیتوجهی مقامات رم روبرو میشود.
او شجاعانه تلاش میکند تا شبکههای مالی مافیا را متلاشی کند اما در این مسیر کاملا تنها رها میشود و در سوم سپتامبر ۱۹۸۲ به همراه همسر جوانش در خیابانهای پالرمو توسط آدمکشهای مافیا ترور میشود. فیلم با لحنی مستندگونه و بدون قهرمانپروریهای هالیوودی، فساد رخنه کرده در ارکان قدرت و بیرحمی بیحدومرز مافیا را آشکار میسازد. دوبله فارسی این اثر با صدای باابهت دوبلورهای ایرانی، اتمسفر غمانگیز و یاسآور مبارزه ژنرال را به خوبی به تماشاگران ایرانی منتقل کرد و تا مدتها به عنوان یکی از نمادهای سینمای ضدمافیای افشاگر در یادها ماند.


۱۲. فیلم تکخال در حفره (Ace in the Hole)؛ سقوط اخلاقی در رسانه
فیلم کلاسیک تکخال در حفره (Ace in the Hole) محصول سال ۱۹۵۱ آمریکا به کارگردانی و نویسندگی فیلمساز نابغه بیلی وایلدر (Billy Wilder) است. در این فیلم درخشان، کرک داگلاس (Kirk Douglas) در نقش چارلز تاتم، روزنامهنگار باهوش اما بیاخلاق و جاهطلبی بازی میکند که به دلیل رسواییهای مختلف از روزنامههای بزرگ اخراج شده و در یک روزنامه محلی کوچک کار میکند. او به طور تصادفی با ماجرای مردی به نام فلوید روبرو میشود که در یک غار باستانی فرو ریخته به دام افتاده است و تاتم تصمیم میگیرد با طولانی کردن روند عملیات نجات، این حادثه را به یک جنجال خبری ملی تبدیل کند.
او با همدستی کلانتر فاسد محل، مسیرهای نجات ساده را مسدود کرده و افکار عمومی را برای روزها بازی میدهد تا فروش روزنامهاش بالا برود و خودش دوباره به اوج شهرت بازگردد اما این بازی کثیف سرانجام به قیمت جان فلوید تمام میشود. بیلی وایلدر در این اثر با نگاهی بسیار جلوتر از زمان خود، ابتذال رسانهها، سوءاستفاده از مصائب انسانی برای کسب سود و جنون تودههای مردم برای تماشای فاجعه را به سختی به نقد میکشد. بازی پرانرژی و هیستریک کرک داگلاس در نقش خبرنگاری که در پایان با وجدان معذب خود روبرو میشود، این فیلم را به یکی از قلههای سینمای انتقادی تبدیل کرده است.
۱۳. فیلم لباس سیاه برای قاتل (Une robe noire pour un tueur)؛ وکالت در مرز عدالت
فیلم لباس سیاه برای قاتل با نام فرانسوی (Une robe noire pour un tueur) محصول سال ۱۹۸۱ به کارگردانی خوزه جووانی (José Giovanni) است که در ایران با نام لباس سیاه برای قاتل پخش شد. این درام جنایی فرانسوی با بازی درخشان آنی ژیراردو (Annie Girardot) در نقش وکیل زنی به نام فلورنس و کلود براسور (Claude Brasseur) در نقش متهم به قتل، سیمون ریسلر، ساخته شده است. داستان با شکست تقاضای عفو سیمون و فرار خونین او در روز اعدام آغاز میشود؛ جایی که او دادستان را گروگان گرفته و پس از زخمی شدن در درگیری با پلیس، به خانه وکیل شجاع خود پناه میبرد تا بیگناهیاش را اثبات کند.
فلورنس که به سیستم قضایی شک دارد، سیمون را پناه میدهد و وارد بازی خطرناکی با پلیس فاسد و شرکای جنایتکار سابق سیمون میشود تا مدارک تبرئه او را به دست آورد. فیلم با ریتمی تند و تعلیقی جذاب، مفاهیمی چون وفاداری، فساد در لایههای بالای نیروی پلیس و فداکاری حرفهای یک وکیل را به تصویر میکشد که تا پای جان برای موکلش میایستد. فرجام تلخ فیلم و ترور سیمون و رقیب پلیسش در پایان، نشاندهنده بنبستهای عدالت در جامعه مدرن غربی بود و بازی پرقدرت آنی ژیراردو اتمسفری دراماتیک و تکاندهنده به اثر بخشیده بود.

۱۴. فیلم دزد دوچرخه (Bicycle Thieves)؛ اوج واقعگرایی خیابانی
فیلم دزد دوچرخه (Bicycle Thieves) محصول سال ۱۹۴۸ ایتالیا به کارگردانی ویتوریو دسیکا (Vittorio De Sica) یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین آثار جنبش نئورئالیسم ایتالیا است. در این فیلم ماندگار، بازیگران غیرحرفهای مانند لامبرتو ماجورانی (Lamberto Maggiorani) در نقش ریچی بازی میکنند که پس از ماهها بیکاری در رمِ پس از جنگ جهانی دوم، شغلی برای چسباندن پوستر پیدا میکند اما شرط داشتن این شغل، داشتن دوچرخه است. همسر ریچی ملحفههای خانه را میفروشد تا دوچرخه شوهرش را از گرو درآورد اما در همان اولین روز کار، دوچرخه ریچی دزدیده میشود و او به همراه پسر کوچکش برونو، جستجویی ناامیدکننده را در خیابانهای بیرحم شهر آغاز میکند.
تصویر دویدنهای مداوم پدر و پسر در پی دوچرخه گمشده و برخورد سرد جامعه با نیاز حیاتی آنها، یکی از انسانیترین روایتهای تاریخ سینما را شکل میدهد که فقر را بدون شعارهای سیاسی به تصویر میکشد. پایانبندی فیلم که در آن ریچی خود در آستانه ارتکاب دزدی قرار میگیرد، سقوط اخلاقی ناشی از استیصال شدید مالی را با ظرافت نشان میدهد. این فیلم با دوبله حسی و فوقالعادهاش از تلویزیون ایران، برای مخاطبانی که سختیهای دوران جنگ و تحریم را لمس کرده بودند، بسیار ملموس و تاثیرگذار بود و اشکهای زیادی را بر گونهها جاری ساخت.
۱۵. فیلم معجزه در میلان (Miracle in Milan)؛ فانتزی فقر و امید
فیلم معجزه در میلان (Miracle in Milan) دیگر اثر برجسته ویتوریو دسیکا در ژانر فانتزی نئورئالیستی محصول سال ۱۹۵۱ است که بر اساس رمانی از چزاره زاواتینی (Cesare Zavattini) ساخته شده است. بازیگرانی چون فرانچسکو گولیسانو (Francesco Golisano) در نقش توتوی یتیم و سادهدل در این فیلم بازی میکنند که پس از خروج از پرورشگاه به حلبیآباد حاشیه میلان میرود و با روحیه شادابش به فقرا امید میدهد. زمانی که در این منطقه نفت کشف میشود و مالکان طماع تصمیم به بیرون راندن فقرا میگیرند، فرشته نگهبان توتو به او یک کبوتر جادویی میدهد که هر آرزویی را برآورده میکند.
فیلم با تلفیق واقعیت خشن فقر و فانتزیهای سوررئال، اثری بسیار لطیف و شاعرانه خلق میکند که سرشار از نقدهای گزنده اجتماعی به سرمایهداری نوظهور است. سکانس فانتزی پرواز فقرا با جاروهای پرنده بر فراز کلیسای جامع میلان به سمت دنیایی بهتر، یکی از نمادینترین تصاویر تاریخ سینما به شمار میرود. پخش این فیلم از تلویزیون در سالهای دور، پیامآور صلح، نوعدوستی و حفظ کرامت انسانی در اوج سختیها بود و فضای فانتزی آن برای کودکان و بزرگسالان جذابیت مضاعفی داشت.
۱۶. فیلم ماجرای نیمروز (High Noon)؛ تنهایی قهرمان در برابر تقدیر
فیلم وسترن کلاسیک ماجرای نیمروز (High Noon) محصول سال ۱۹۵۲ آمریکا به کارگردانی فرد زینمان (Fred Zinnemann) و بازی جاودانه گری کوپر (Gary Cooper) و گریس کلی (Grace Kelly) است. داستان در طول یک نیمروز و به طور همزمان با زمان واقعی فیلم روایت میشود؛ جایی که کلانتر ویل کین درست در روز بازنشستگی و ازدواجش باخبر میشود که تبهکاری خطرناک با قطار ظهر برای انتقامجویی به شهر بازمیگردد. کین تلاش میکند تا از اهالی شهر که سالها به آنها خدمت کرده کمک بگیرد اما هر کدام به بهانهای از ترس یا منافع شخصی او را تنها میگذارند و او ناچار میشود به تنهایی در برابر باند تبهکاران بایستد.
فیلم انتقادی آشکار به دوران مککارتیسم و انفعال و ترس تودههای مردم در برابر بیعدالتی است که قهرمانی تنها را در کانون درام خود قرار میدهد. بازی سرد و پر از اضطراب گری کوپر که با اسکار بهترین بازیگر نقش اول همراه شد، به همراه تدوین موازی ساعتهای شهر، تعلیق فوقالعادهای ایجاد میکند. دوبله فارسی این فیلم که با صداپیشگی اساتید بزرگ انجام شد، کین را به عنوان نمادی از وظیفهشناسی و تنهایی شکوهمند اخلاقی در ذهن ایرانیان جاودانه کرد.
۱۷. فیلم مزد ترس (The Wages of Fear)؛ دلهره جادههای مرگبار نیتروگلیسیرین
فیلم فرانسوی مزد ترس (The Wages of Fear) محصول سال ۱۹۵۳ به کارگردانی هانری ژرژ کلوزو (Henri-Georges Clouzot) شاهکاری بیبدیل در سینمای دلهرهآور جهان است. در این فیلم بازیگرانی چون ایو مونتان (Yves Montand) و شارل وانل (Charles Vanel) در نقش چهار مرد ناامید و آسوپاس بازی میکنند که در یک شهر دورافتاده در آمریکای جنوبی سرگردان هستند. یک شرکت نفتی آمریکایی برای مهار آتشسوزی در چاههای نفت خود، نیاز به انتقال دو کامیون حامل نیتروگلیسیرین مایع و به شدت حساس به ضربه دارد و این چهار نفر در ازای دستمزدی کلان، رانندگی این کامیونهای مرگبار را در جادههای کوهستانی ناهموار میپذیرند.
هر ثانیه از حرکت کامیونها روی سنگلاخها، چالهها و پلهای پوسیده با خطر انفجار آنی همراه است و تنش روانی میان شخصیتها را به اوج خود میرساند. کلوزو با استادی تمام، تعلیقی مرگبار خلق میکند که ضربان قلب بیننده را به شدت بالا میبرد و سقوط اخلاقی انسانها را در شرایط بحرانی نشان میدهد. این فیلم نفسگیر با دوبله فارسی حسی خود، در سالهای دور از تلویزیون ایران پخش شد و تجربه بینظیری از هیجان خالص سینمایی را برای تماشاگرانی که به سینمای حادثهای علاقه داشتند، به ارمغان آورد.
۱۸. فیلم زد (Z)؛ فریاد آزادیخواهی علیه دیکتاتوری نظامی
فیلم سیاسی و افشاگر زد (Z) محصول سال ۱۹۶۹ به کارگردانی کوستا گاوراس (Costa-Gavras) و بازی ایو مونتان (Yves Montand) و ژان لویی ترنتینیان (Jean-Louis Trintignant) است. این اثر که بر اساس رمان واسیلیس واسیلیکوس ساخته شده، روایتی داستانی از ماجرای واقعی ترور یک نماینده مجلس چپگرا و صلحطلب یونانی به نام گریگوریس لمبراکیس توسط پلیس مخفی و گروهکهای راستگرای افراطی در اوایل دهه شصت میلادی را ارائه میدهد. بازرس جوان و شجاع پرونده با وجود فشارهای شدید مقامات نظامی و دولتی برای بستن پرونده به عنوان یک حادثه رانندگی ساده، به تحقیقات خود ادامه میدهد تا توطئه بزرگ حکومت را برملا کند.
فیلم با ریتمی بسیار تند، موسیقی پرانرژی میکیس تئودوراکیس (Mikis Theodorakis) و تدوینی انقلابی، خفقان حاکم بر یک جامعه نظامی و شجاعت تکافتاده عدالتخواهان را به تصویر میکشد. نام فیلم یعنی حرف زد (Z) در زبان یونانی باستان به معنای او زنده است است که به نمادی برای مقاومت تبدیل شد. پخش این شاهکار سیاسی با دوبله فوقالعادهاش از تلویزیون ایران در دهههای گذشته، شور و حرارت عجیبی در میان جوانان پرانگیزه آن دوران ایجاد کرد و به عنوان مانیفست سینمای افشاگر شناخته شد.
۱۹. فیلم حکومت نظامی (State of Siege)؛ گروگانگیری سیاسی در اروگوئه
فیلم حکومت نظامی (State of Siege) محصول سال ۱۹۷۲ دیگر اثر درخشان کوستا گاوراس در ژانر سیاسی و افشاگر است که باز هم با بازی ایو مونتان (Yves Montand) ساخته شده است. داستان فیلم بر اساس رویداد واقعی ربودن و اعدام دن میتریون، مامور سازمان توسعه بینالمللی آمریکا توسط چریکهای توپامارو در اروگوئه در سال ۱۹۷۰ شکل گرفته است. میتریون که در فیلم با نام فیلیپ مایکل سانتوره شناخته میشود، به عنوان کارشناس پلیس وظیفه آموزش شکنجه و روشهای سرکوب به نیروهای امنیتی حکومت دیکتاتوری اروگوئه را بر عهده دارد و چریکها با گروگان گرفتن او خواستار آزادی زندانیان سیاسی خود میشوند.
فیلم در قالب بازجوییهای چریکها از سانتوره، مداخلات پنهان ایالات متحده در آمریکای لاتین و روشهای خشونتآمیز پلیس برای حفظ قدرت را با نگاهی تحلیلگرایانه و بدون تعارف به تصویر میکشد. موسیقی متن فراموشنشدنی این اثر ساخته میکیس تئودوراکیس با استفاده از سازهای بومی آمریکای جنوبی، فضایی حماسی و تلخ به فیلم بخشیده است. دوبله حسی این اثر از تلویزیون ایران، برای نسلی که به تحولات سیاسی جهان علاقه داشت، منبعی مهم از آگاهی سیاسی و زیباییشناسی سینمای متعهد به شمار میرفت.
۲۰. فیلم اعتراف (The Confession)؛ محاکمههای نمایشی پشت پرده آهنین
فیلم اعتراف (The Confession) محصول سال ۱۹۷۰ سومین همکاری درخشان کوستا گاوراس با بازی ایو مونتان (Yves Montand) و سیمون سینیوره (Simone Signoret) است. این فیلم تکاندهنده بر اساس کتاب خاطرات آرتور لندن، معاون وزیر امور خارجه چکسلواکی ساخته شده است که در سال ۱۹۵۱ قربانی تصفیههای درونی حزب کمونیست شد. داستان دستگیری ناگهانی، شکنجههای روانی طولانیمدت، بیخوابی دادنهای مداوم و شستشوی مغزی او را نشان میدهد تا او را وادار کنند در یک دادگاه نمایشی به جاسوسی برای امپریالیسم اعتراف کند.
فیلم با دقتی ترسناک نشان میدهد که چگونه یک مبارز وفادار به آرمانهای حزب، تحت فشار سیستمی توتالیتر مجبور میشود هویت و افتخارات گذشته خود را تکذیب کرده و به دروغ متوسل شود تا چرخدندههای ایدیولوژی به حرکت خود ادامه دهند. بازی فرساینده و درخشان ایو مونتان در نقش متهمی که ذرهذره متلاشی میشود، سندی تاریخی از جنایات استالینیسم را به نمایش میگذارد. تماشای این فیلم از تلویزیون در اواخر دهه شصت، ابعاد هولناکی از انحراف ایدیولوژیک را برای مخاطبان ایرانی فاش کرد و قدرت سینمای مستندگونه سیاسی را نشان داد.
۲۱. فیلم دایره سرخ (The Red Circle)؛ تقدیرگرایی پلیسی در فرانسه
فیلم نئو-نوآر و جنایی دایره سرخ (The Red Circle) محصول سال ۱۹۷۰ فرانسه به کارگردانی ژان-پییر ملویل (Jean-Pierre Melville) شاهکاری فراموشنشدنی از سینمای پلیسی است. بازیگران بزرگی چون آلن دلون (Alain Delon)، جیان ماریا ولونته (Gian Maria Volontè)، ایو مونتان (Yves Montand) و بورویل (Bourvil) در این اثر درخشان ایفای نقش کردهاند. داستان درباره یک دزد تازه آزاد شده از زندان، یک فراری فراری از دست پلیس و یک تکتیرانداز سابق پلیس است که به الکل اعتیاد دارد؛ این سه نفر با یکدیگر متحد میشوند تا یک سرقت جواهر فروشی بزرگ و پیچیده را انجام دهند در حالی که کمیسر پلیسی سرسخت در تعقیب آنهاست.
ملویل با سبک مینیمالیستی، دیالوگهای بسیار کم و سکانس سرقت طولانی و صامت خود، فضایی سرشار از تقدیرگرایی، تنهایی و اصول اخلاقی مردانه را خلق میکند که در آن شخصیتها محکوم به سرنوشتی محتوم هستند. موسیقی جاز سرد و طراحی صحنههای بارانی و خاکستری، اتمسفر نوآر فیلم را به اوج زیباییشناختی خود میرساند. دوبله فارسی این اثر با صدای خاطرهانگیز دوبلورهای آلن دلون و ایو مونتان، تا مدتها در ذهن تماشاگران ایرانی به عنوان نمونه اعلای جذابیت و خونسردی فرانسوی باقی ماند.
۲۲. فیلم ارتش سایهها (Army of Shadows)؛ حماسه خاموش مقاومت فرانسه
فیلم ارتش سایهها (Army of Shadows) محصول سال ۱۹۶۹ دیگر شاهکار ژان-پییر ملویل درباره فعالیتهای مخفیانه گروهی از مبارزان مقاومت فرانسه در دوران اشغال توسط نازیها است. در این فیلم بازیگران برجستهای چون لینو ونتورا (Lino Ventura)، سیمون سینیوره (Simone Signoret) و پل موریس (Paul Meurisse) بازی میکنند که تصویری واقعی، خشن و بدون قهرمانپروریهای رمانتیک از مبارزه زیرزمینی ارائه میدهند. داستان روی تصمیمهای سخت و بیرحمانهای تمرکز دارد که این افراد برای لو نرفتن شبکه خود ناچار به اتخاذ آنها هستند؛ از جمله اعدام دوستان نزدیک یا زندگی در انزوای مطلق و هراس دائمی از دستگیری و شکنجه.
ملویل که خود در دوران جنگ عضو مقاومت فرانسه بود، فیلم را با لحنی سرد، واقعبینانه و عاری از هرگونه سانتیمانتالیسم کارگردانی کرده تا فداکاریهای بینامونشان این سایهها را به تصویر بکشد. بازی پرسکوت و نگاههای نافذ لینو ونتورا اتمسفری سنگین و پر از تعلیق به فیلم میبخشد که خستگی و فرسایش روحی مبارزان را نشان میدهد. پخش این اثر از تلویزیون ایران، کلاس درسی درخشان از سینمای ضدجنگ و تصویرگر واقعیتهای تاریک پشت پرده حماسههای ملی بود.
۲۳. فیلم نبرد الجزیره (The Battle of Algiers)؛ خشم کوچه پسکوچههای قصبه
فیلم تاریخی و مستندگونه نبرد الجزیره (The Battle of Algiers) محصول سال ۱۹۶۶ به کارگردانی جیلو پونتهکوروفو (Gillo Pontecorvo) یکی از شاهکارهای سینمای انقلابی و ضد استعماری جهان است. این فیلم که با بازیگران غیرحرفهای و در لوکیشنهای واقعی محله قصبه الجزیره ساخته شده، مبارزات جبهه آزادیبخش ملی الجزایر را در برابر چتربازان ارتش فرانسه به فرماندهی سرهنگ ماتیو به تصویر میکشد. فیلمساز با بیطرفی ظاهری و با استفاده از دوربین روی دست و نورپردازی طبیعی، فضایی شبیه به فیلمهای خبری جنگی خلق کرده که تماشاگر را در میان معرکهها و بمبگذاریهای خیابانی قرار میدهد.
موسیقی حماسی انیو موریکونه به همراه تصاویر کوبنده از شکنجهها، اعتصابها و مقاومت سرسختانه مردم الجزایر، اثری بسیار تکاندهنده ساخته است که مکانیسمهای استعمار و مقاومت را به خوبی تحلیل میکند. این فیلم بارها از تلویزیون ایران به مناسبتهای مختلف پخش شد و به عنوان نمادی از مبارزات ضدامپریالیستی، تاثیری عمیق بر حافظه تاریخی تماشاگران ایرانی در دهههای گذشته گذاشت.
۲۴. فیلم راشومون (Rashomon)؛ هزارتوی حقیقت و نسبیت اخلاق
فیلم راشومون (Rashomon) محصول سال ۱۹۵۰ ژاپن به کارگردانی فیلمساز افسانهای آکیرا کوروساوا (Akira Kurosawa) اثری انقلابی است که ساختار روایی سینما را برای همیشه تغییر داد. در این شاهکار بازیگرانی چون توشیرو میفونه (Toshiro Mifune) و ماچیکو کیو (Machiko Kyō) بازی میکنند و داستان قتل یک سامورایی و تجاوز به همسرش را از دیدگاه چهار شخصیت مختلف یعنی راهزن، همسر سامورایی، روح سامورایی مقتول و یک هیزمشکن که شاهد ماجرا بوده روایت میکنند. هر یک از این راویها داستان را به گونهای تعریف میکند که گناه خود را پاک کرده و تصویری قهرمانانه یا مظلوم از خود ارائه دهد و همین امر دستیابی به حقیقت مطلق را غیرممکن میسازد.
کوروساوا با فیلمبرداری درخشان در جنگلهای بارانی و استفاده از نور خورشید که از میان شاخوبرگ درختان میتابد، نسبیت حقیقت و خودخواهی بنیادی روح انسان را به نمایش میگذارد. اصطلاح اثر راشومون از همین فیلم وارد علوم اجتماعی و روانشناسی شد تا توصیفکننده روایتهای متناقض از یک رویداد واحد باشد. پخش این اثر کلاسیک عمیق با دوبله فارسی فوقالعادهاش، ذهن تماشاگران ایرانی را به چالشی فلسفی درباره قضاوت و اخلاق کشاند و یکی از متفاوتترین تجربههای نمایشی تلویزیون را رقم زد.
۲۵. فیلم هفت سامورایی (Seven Samurai)؛ حماسه دفاع از دهقانان بیدفاع
فیلم هفت سامورایی (Seven Samurai) محصول سال ۱۹۵۴ ژاپن دیگر شاهکار جاودانه آکیرا کوروساوا است که به عنوان یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینما شناخته میشود. در این حماسه باشکوه، توشیرو میفونه (Toshiro Mifune) و تاکاشی شیمورا (Takashi Shimura) بازی میکنند و داستان دهکدهای از دهقانان فقیر را روایت میکنند که برای دفاع از محصولات خود در برابر غارتگری راهزنان بیرحم، تصمیم میگیرند چند سامورایی بیکار و سرگردان را استخدام کنند. رهبر ساموراییها با جمعآوری شش مبارز دیگر با روحیات مختلف، شروع به آموزش جنگی به دهقانان و آمادهسازی سیستم دفاعی دهکده میکند که به نبردی خونین و بارانی در پایان فیلم منجر میشود.
فیلم با بررسی دقیق تفاوتهای طبقاتی میان ساموراییها و دهقانان، مفاهیمی چون شرف، وظیفه و فداکاری را در بستری از سکانسهای اکشن فوقالعاده و تدوین پویا مطرح میکند. نبرد نهایی در گلولای و باران شدید، یکی از قلههای کارگردانی در سینما است که هیجانی بیپایان به همراه دارد. دوبله این فیلم طولانی و حماسی در ایران، شخصیتهای ساموراییها را به قهرمانانی بسیار صمیمی و دوستداشتنی برای تماشاگران ایرانی تبدیل کرد و بارها در روزهای تعطیل روی آنتن رفت.
۲۶. فیلم یوجیمبو (Yojimbo)؛ بازی دو سر برد سامورایی تنها
فیلم یوجیمبو (Yojimbo) محصول سال ۱۹۶۱ ژاپن به کارگردانی آکیرا کوروساوا و بازی بینظیر توشیرو میفونه (Toshiro Mifune) اثری درخشان در ژانر سامورایی با چاشنی طنز سیاه است. داستان درباره یک رونین (سامورایی بدون ارباب) سرگردان و باهوش است که وارد شهر کوچکی میشود که توسط دو باند تبهکار رقیب اداره میشود و زندگی مردم عادی را تباه کردهاند. رونین تصمیم میگیرد با استفاده از هوش سرشارش خود را به عنوان بادیگارد به هر دو طرف بفروشد و با ایجاد تفرقه و درگیری میان این دو گروه، آنها را به دست خودشان نابود کند.
بازی کاریزماتیک توشیرو میفونه در نقش سامورایی که مدام شانههایش را تکان میدهد و خلال دندانی در دهان دارد، این کاراکتر را به یکی از نمادهای ماندگار سینما تبدیل کرد که بعدها الهامبخش ساخت فیلم به خاطر یک مشت دلار توسط سرجیو لئونه شد. موسیقی متفاوت و قاببندیهای عریض کوروساوا اتمسفری پویا به فیلم بخشیده است. پخش این فیلم از تلویزیون با دوبله فارسی روانش، لحظات شاد و در عین حال پرتعلیقی را برای خانوادهها رقم میزد و هوش قهرمانش بسیار تحسین میشد.
۲۷. فیلم جاده (La Strada)؛ تنهایی غمانگیز دلقکهای سرگردان
فیلم جاده (La Strada) محصول سال ۱۹۵۴ ایتالیا به کارگردانی فدریکو فلینی (Federico Fellini) اثری شاعرانه، تلخ و بسیار انسانی است که برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجیزبان شد. در این فیلم درخشان، همسر فلینی جولیتا ماسینا (Giulietta Masina) در نقش جلسومینا، دختر سادهدل و معصومی بازی میکند که توسط مادرش به یک معرکهگیر خشن و قویهیکل به نام زامپانو با بازی آنتونی کوئین (Anthony Quinn) فروخته میشود. جلسومینا با نواختن ترومپت در سفرهای جادهای زامپانو را همراهی میکند و با وجود بیرحمیها و بدرفتاریهای مداوم او، تلاش میکند تا معنای زندگی و محبت را در کنار او بیابد.
فیلم با نگاهی به زندگی فقیرانه هنرمندان خیابانی، تقابل معصومیت خالص روح جلسومینا و وحشیگری حیوانی زامپانو را به تصویر میکشد که سرانجام به تراژدی ختم میشود. موسیقی سوزناک و جاودانه نینو روتا (Nino Rota) روح غمانگیز جادهها را به تصویر میکشد و بازی خیرهکننده آنتونی کوئین در سکانس پایانی و گریه کردنش در کنار ساحل، یکی از ماندگارترین صحنههای تاریخ سینماست. پخش این فیلم از تلویزیون در دهههای گذشته، مخاطبان را با دنیای عاطفی و عمیق سینمای فلینی آشنا کرد و تاثیری عمیق بر روح و جان تماشاگران گذاشت.
۲۸. فیلم سینما پارادیزو (Cinema Paradiso)؛ عشق به سینما و نوستالژی کودکی
فیلم ایتالیایی سینما پارادیزو (Cinema Paradiso) محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی جوزپه تورناتوره (Giuseppe Tornatore) نامهای عاشقانه به هنر سینما و دوران کودکی است. فیلم با بازی سالواتوره کاسچو (Salvatore Cascio) در نقش توتوی کوچک و فیلیپ نوآره (Philippe Noiret) در نقش آپاراتچی پیر سینما، آلفردو، ساخته شده و داستان بزرگ شدن پسربچهای شیفته سینما را در یک روستای کوچک سیسیلی روایت میکند. دوستی عمیق میان توتو و آلفردو در اتاقک تاریک آپارات، جایی که فیلمهای سانسورشده توسط کشیش روستا جمعآوری میشوند، روح اصلی این درام پرکشش است.
فیلم با موسیقی سحرآمیز انیو موریکونه، به بررسی مفاهیمی چون دلتنگی برای گذشته، بلوغ، عشق اول و فداکاریهای پیرمردی میپردازد که توتو را وادار میکند روستا را ترک کند تا به رویاهای بزرگش برسد. سکانس نهایی تماشای فیلمهای سانسورشده و بوسههای کاتشده که آلفردو برای توتوی بزرگسال به یادگار گذاشته، از احساسیترین بخشهای سینمای جهان است. پخش این فیلم از تلویزیون در دهه هفتاد، تجسم عینی عشق ما به سینما و جادوی تاریکی سالنها بود و اشک شوق و اندوه را بر چشمها نشاند.
۲۹. فیلم عصر جدید (Modern Times)؛ خنده بر چرخدندههای خشن صنعت
فیلم کمدی کلاسیک عصر جدید (Modern Times) محصول سال ۱۹۳۶ به کارگردانی، نویسندگی و بازی چارلی چاپلین (Charlie Chaplin) یکی از بزرگترین شاهکارهای سینمای صامت (با جلوههای صوتی اندک) است. در این اثر درخشان، کاراکتر ولگرد کوچولو در یک کارخانه صنعتی مدرن کار میکند که در آن سرعت بالای خط تولید و رفتارهای جنونآمیز مدیران برای کسب سود بیشتر، او را دچار روانپریشی و اختلال عصبی میکند. پس از ترخیص از بیمارستان، او با دختر یتیم و بیخانمانی با بازی پائولت گادرد (Paulette Goddard) آشنا میشود و این دو با هم تلاش میکنند تا در شرایط سخت بحران اقتصادی بزرگ، خانهای ساده و کاری برای بقا بیابند.
چاپلین با نبوغ بصری خود و کمدی فیزیکی بینظیرش، نقدی تند و طنزآمیز به ماشینیسم، از خودبیگانگی انسان مدرن در کارخانهها و فقر تحمیلی بر طبقه کارگر ارائه میدهد. سکانس بلعیده شدن چارلی توسط چرخدندههای غولپیکر کارخانه، نمادی جاودانه از فشرده شدن روح انسان زیر چرخهای صنعت مدرن است. پخش مداوم فیلمهای چارلی چاپلین از تلویزیون ایران در دهههای گذشته، یکی از معدود منابع خنده و شادی برای خانوادهها در دوران سخت جنگ بود که همزمان پیامهای انسانی عمیقی را منتقل میکرد.
۳۰. فیلم دیکتاتور بزرگ (The Great Dictator)؛ هجو نمادین فاشیسم جهانی
فیلم دیکتاتور بزرگ (The Great Dictator) محصول سال ۱۹۴۰ نخستین فیلم کاملا گویای چارلی چاپلین و هجویهای بیرحمانه علیه آدولف هیتلر، نازیسم و فاشیسم است. در این فیلم چاپلین در دو نقش بازی میکند: یکی آدنوید هینکل، دیکتاتور بیرحم کشور خیالی تومینیا که سودای فتح جهان را دارد، و دیگری یک سرباز و آرایشگر یهودی سادهدل که پس از سالها بستری در بیمارستان به دلیل فراموشی، به محله قدیمی خود بازمیگردد و از ظلم دیکتاتوری بیخبر است. شباهت ظاهری کامل این دو شخصیت باعث میشود که در پایان فیلم، آنها با یکدیگر اشتباه گرفته شوند و آرایشگر ساده در جایگاه دیکتاتور پشت تریبون قرار گیرد.
سکانس بازی هینکل با کره جغرافیایی بادکنکی به همراه موسیقی با ابهت، تجسمی عالی از حماقت و جنون قدرتطلبان است. سخنرانی پایانی و انساندوستانه آرایشگر یهودی در نقش دیکتاتور که در آن از صلح، دموکراسی و برابری انسانها دفاع میکند، یکی از تاثیرگذارترین مونولوگهای تاریخ سینماست. دوبله فارسی درخشان این فیلم بارها در دهههای گذشته از تلویزیون پخش شد و پیام جاودانه آزادیخواهی و مبارزه با استبداد را در دل تماشاگران زنده نگه داشت.
۳۱. فیلم پسربچه (The Kid)؛ ترکیب جاودانه کمدی و اشکهای کودکانه
فیلم پسربچه (The Kid) محصول سال ۱۹۲۱ نخستین فیلم بلند چارلی چاپلین در مقام کارگردان است که با بازی درخشان خودش و بازیگر خردسال نابغه جکی کوگان (Jackie Coogan) ساخته شده است. داستان درباره ولگرد کوچولویی است که نوزاد رها شدهای را در خیابان پیدا میکند و با وجود فقر شدید خود، سرپرستی او را بر عهده میگیرد و او را بزرگ میکند. چند سال بعد، این دو به یک تیم کاری دونفره برای کسب درآمد تبدیل میشوند؛ پسربچه شیشههای پنجره خانهها را با سنگ میشکند و چارلی به عنوان شیشهبر به طور تصادفی از آنجا عبور کرده و شیشهها را تعمیر میکند.
فیلم با ترکیب بینظیری از کمدی پرتحرک و درام عمیقا احساسی، رابطه عاطفی عمیق میان پدرخوانده و پسر را نشان میدهد که وقتی مقامات رفاهی قصد دارند کودک را به نوانخانه ببرند، به اوج خود میرسد. سکانس گریههای پسربچه پشت ماشین ماموران و تلاش جانانه چارلی برای نجات او، هنوز هم هر بینندهای را تحت تاثیر قرار میدهد. این اثر کلاسیک دوستداشتنی از برنامههای ثابت تلویزیون برای بخشهای کودک و نوجوان در سالهای دور بود که مفاهیم انسانی فداکاری و عشق خانوادگی را آموزش میداد.
۳۲. فیلم برخورد کوتاه (Brief Encounter)؛ عاشقانهای آرام در ایستگاه قطار
فیلم برخورد کوتاه (Brief Encounter) محصول سال ۱۹۴۵ بریتانیا به کارگردانی دیوید لین (David Lean) یکی از زیباترین و خویشتندارانهترین فیلمهای عاشقانه تاریخ سینما است. در این اثر درخشان، سلیا جانسون (Celia Johnson) و ترور هاوارد (Trevor Howard) در نقش زن و مردی متاهل بازی میکنند که به طور کاملا تصادفی در کافه یک ایستگاه قطار با یکدیگر آشنا میشوند. این آشنایی ساده به قرارهای هفتگی منظم در ایستگاه تبدیل میشود و به تدریج عشقی عمیق اما نافرجام میان آنها شکل میگیرد که با تعهدات خانوادگی و اخلاقیات جامعه آن دوران در تضاد است.
فیلم با استفاده خلاقانه از موسیقی کنسرتو پیانوی شماره ۲ راخمانینف و صدای سوت قطارها، حسرت، اندوه و تردیدهای درونی شخصیتها را به زیبایی به تصویر میکشد. ساختار روایی فلاشبک و مونولوگهای ذهنی زن، عمق درام را افزایش میدهد و پایان واقعبینانه آن بر مسئولیتپذیری اخلاقی تاکید میکند. پخش این ملودرام آرام و عمیق از تلویزیون ایران، فرصتی عالی برای آشنایی مخاطبان با تواناییهای دیوید لین پیش از ساخت فیلمهای حماسی بزرگش بود.
۳۳. فیلم همشهری کین (Citizen Kane)؛ راز گل رز در قصر انزوا
فیلم همشهری کین (Citizen Kane) محصول سال ۱۹۴۱ آمریکا به کارگردانی، تهیهکنندگی و بازی اورسن ولز (Orson Welles) نابغه، همواره به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای هنری تاریخ سینما تدریس میشود. داستان فیلم با مرگ چارلز فاستر کین، غول رسانهای و ثروتمند بزرگ آغاز میشود که در آخرین لحظه زندگیاش کلمه مرموز غنچه رز (Rosebud) را بر زبان میآورد و خبرنگاری مامور میشود تا با مصاحبه با دوستان و نزدیکان کین، راز این کلمه را کشف کند. فیلم در خلال این روایتها، مسیر صعود کین از فقر به اوج قدرت و ثروت و سپس انزوای روحی و سقوط اخلاقی او را نشان میدهد.
اورسن ولز با استفاده انقلابی از فوکوس عمیق، زوایای دوربین پایین، نورپردازی اکسپرسیونیستی و ساختار روایی غیرخطی، شاهکاری ساخت که زبان فنی سینما را دگرگون کرد. راز غنچه رز که در پایان مشخص میشود نام سورتمه دوران کودکی کین بوده، نمادی از معصومیت از دست رفتهای است که با هیچ ثروتی قابل بازگشت نیست. تماشای این شاهکار کلاسیک از تلویزیون با تحلیلهای سینمایی بعد از آن، کلاس درسی ارزشمند برای علاقهمندان جدی سینما در دهههای گذشته بود.
۳۴. فیلم پنجره پشتی (Rear Window)؛ فضولی مرگبار در حیاط خلوت همسایه
فیلم پنجره پشتی (Rear Window) محصول سال ۱۹۵۴ آمریکا ساخته استاد دلهره، آلفرد هیچکاک (Alfred Hitchcock) و بازی جیمز استوارت (James Stewart) و گریس کلی (Grace Kelly) است. داستان درباره یک عکاس خبری حرفهای است که به دلیل شکستگی پا روی صندلی چرخدار در آپارتمانش محبوس شده و برای سرگرمی، با تلسکوپ و دوربین عکاسی خود به تماشای زندگی همسایههای ساختمان مقابل از طریق پنجرههایشان میپردازد. او به تدریج به رفتارهای مشکوک یکی از همسایهها که همسر بیمارش ناگهان ناپدید شده ظنین میشود و حدس میزند که قتلی رخ داده است.
هیچکاک با محدود کردن لوکیشن به یک اتاق و نقطه دید دوربین به چشم عکاس، تعلیقی بینظیر ایجاد میکند و تماشاگر را در موقعیت یک چشمچران قرار میدهد که به اندازه قهرمان فیلم در کشف راز ناتوان و نگران است. فیلم نقدی هوشمندانه به ماهیت تماشای سینما و کنجکاویهای خطرناک بشر است. پخش این فیلم پرتعلیق و جذاب از تلویزیون در دهههای گذشته، یکی از پربینندهترین برنامههای آخر هفته بود که همگان را میخکوب قاب تلویزیون میکرد.
۳۵. فیلم شمال از شمال غربی (North by Northwest)؛ فرار بزرگ در دشتهای پهناور
فیلم ماجراجویانه و مهیج شمال از شمال غربی (North by Northwest) محصول سال ۱۹۵۹ اثر دیگری از آلفرد هیچکاک با بازی کاریزماتیک کری گرانت (Cary Grant) و اوا ماری سنت (Eva Marie Saint) است. داستان درباره یک مدیر تبلیغاتی ساده به نام راجر تورنهیل است که به طور کاملا اشتباهی توسط یک باند جاسوسی خطرناک به جای یک مامور مخفی فرضی دزدیده میشود و پس از فرار، متهم به قتلی میشود که مرتکب نشده است. او ناچار میشود برای نجات جان خود و اثبات بیگناهیاش، سفری طولانی و پرمخاطره را در سراسر آمریکا آغاز کند در حالی که هم پلیس و هم جاسوسان در تعقیب او هستند.
سکانس معروف تعقیب تورنهیل توسط هواپیمای سمپاش در دشتهای خلوت و نبرد نهایی روی مجسمههای سنگی کوه راشمور، از نمادینترین و هیجانانگیزترین صحنههای تاریخ سینمای جهان به شمار میروند. فیلم با لحنی پرانرژی، شوخیهای ظریف و موسیقی پرشور برنارد هرمان، ترکیبی عالی از ژانر بقا، جاسوسی و رمانس را ارائه میدهد. دوبله فارسی این فیلم با صدای شیک و جذاب کری گرانت، تماشای آن را به یک تجربه مفرح و فراموشنشدنی برای مخاطبان تلویزیونی در سالهای دور تبدیل کرده بود.
جمعبندی نهایی
مرور فیلمهای کلاسیک دهههای شصت و هفتاد خورشیدی فراتر از یک خاطرهبازی ساده، بازخوانی دورانی است که سینما پیونددهنده دلها و آموزشدهنده اخلاق و صبوری بود. این آثار ارزشمند با دوبلههای فاخر و داستانهای عمیق خود، در دنیای بدون اینترنت، تخیل ما را پرواز دادند و مفاهیم انسانی را در وجودمان نهادینه کردند. امروز تماشای دوباره این گنجینهها، یادآور اصالتی گمشده در هیاهوی سینمای مدرن است.









با عرض سلام . من سالهاست که بدنبال نسخه ای از فیلم بسیار قدیمی حادثه تایتانیک هستم که در اوایل دهه 60 شمسی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد اما هرچه سرچ میکنم این تایتانیک داستان عشق و عاشقی می اید که هیچ سنخیتی با حادثه هولناک غرق کشتی ندارد ایا فیلم منظور من نام دیگری داشته؟ استدعا دارم کمکم بفرمایید
من بدنبال فیلمی از تایتانیک هستم که در دهه 60 شمسی از صدا و سیما پخش شد و تمام اینترنت را کاویده ام اما هیچ اثری از ان نیست هروقت کلیک میکنم همین تایتانیک عاشقانه می اید که هیچ سنخیتی با حادثه تایتانیک ندارد اگر سراغ دارید راهنماییم کنید استدعا دارم
majidebbehzadii@yahoo.com
سلام دوستان
توروخدا کسی میدونه کمک کنه ،
یه خواهر و برادر کوچیک بودن که از هر دری که رد میشدن، زمان عوض میشد و میرفتن به یه زمان دیگه،
مثلا زمان طاعون تو قرون وسطی،
یا زمان یه دانشمندی که یه میکروب رو کشف کرده بود
فکر کنم چیزی رو توی یه ساعت ایستاده ، جا گذاشتن
بله کلاه برادرش توی ساعت افتاده بود که میگردند و سازنده ساعت رو پیدا میکنند ساعت سازه تعجب میکنه میگه من تازه این ساعت رو درست کردم و هنوز به کسی نشان ندادم بعد میره و کلاه رو براشون میاره و دوباره اونا از توی همون ساعت برمیگردن زمان خودشون
سلام من یه فیلمی رو دنبالش مردم، یه خواهر و برادر کوچیک بودن که از هر دری که رد میشدن، زمان عوض میشد و میرفتن به یه زمان دیگه، مثلا زمان طاعون تو قرون وسطی، یا زمان یه دانشمندی که یه میکروب رو کشف کرده بود
سلام دوستان دنبال یه فیلم هستم که خواهر و برادری وارد یه ساعت بزرگی میشن و زمانی که میخواهند بیرون بیاییند از یه جای دیگه سر در میارن و در زمان سفر میکنند
وای من در به در این فیلمم
سلام چهل سال قبل تلویزیون یک فیلم پارتیزانی نشون دادبه نام غرنطینه های خونین اگه کسی فیلم راداشت به 09173326421 پیام بده ممنون
سلام. چهل سال قبل تلویزیون یک فیلم وسترن پخش کرد چندکابوی یک دلیجان رابردن توی یک روستاونمیگزاشتن کسی نزدیک بشه یک روزاهالی روستاراجمع کردند وازدلیجان یک توپ بیرون آوردندوبااون به مردم شلیک کردند یک نفربه رییس کابوی هاگفت عجب شلیکی ولی رییس آدمکشها باپا محکم زدبه صورت اون اگه کسی اسم فیلم رودونست به 0917332642 پیام بده ممنونم
سلام.سی سال قبل تلویزیون یک فیلم نشان دادبه نام کاروان..درباره جنگ یونیتابودووقهرمان فیلم همیشه یک میمون روی شونه اش بود.کلی ضدهوایی دولول بودکه به طرف دشمن شلیک میکردند.یک هلیکوپتربزرگ هم دشمن رابمباران میکرد..اگه کسی فیلم روداشت به09173326421 پیام بده
یه فیلم جنگی بود که دهه شصت پخش شد به اسم تیزپا ، درباره خلبانی که هواپیماش تو مجارستان سقوط کرد و کشاورزها مجاری اون رو از دست آلمانیها نجات دادن ،خیلی دوست دارم دوباره پخش بشه
سال ها قبل فیلمی دیدم که یه راننده تریلر (که تازه از زندان ازاد شده بود) و یه پرستار زن مامور بردن دارو و کمک های اولیه از فرانسه یا المان به یوکسلاوی برای کودکان می شوند. در طی مسیر ماجراهای زیادی اتفاق می افته. در هنگام گذشتن از مرز سرباز ها به اونها شلیک می کنن. راننده مجروح می شه و پرستاره تریلر رو رد می کنه و …..آهنگ متن فیلم هم خیلی قشنگ بودخیلی گشتم ولی نتونستم اسم فیلم روپیداکنم
سلام دوستان. سال ها قبل فیلمی دیدم که یه راننده تریلر (که تازه از زندان ازاد شده بود) و یه پرستار زن مامور بردن دارو و کمک های اولیه از فرانسه یا المان به یوکسلاوی برای کودکان می شوند. در طی مسیر ماجراهای زیادی اتفاق می افته. در هنگام گذشتن از مرز سرباز ها به اونها شلیک می کنن. راننده مجروح می شه و پرستاره تریلر رو رد می کنه و …..صدا و سیما اون فیلم رو با نام سفر پرماجرا یا پرحادثه پخش کرد. اما من هیچ اثری ازش در وب ندیدم با این نام.
ماجرای سریال هم عاشقانه بود
سلام دنبال یه سریال ژاپنی هستم که از تلویزیون ایران پخش شده اواخر دهه۵۰ یا اولیل دهه ۶۰ توی تیتراژ آغازین فیلم گوینده میگفت “عصر بخیر کوچولو” ماجرای سریال هم ژاپنی بود
اگه کسی اسم سریالو میدونه لطفا بهم اطلاع بده
ممنون
سلام منم چندوقته دنبال اسم ی فیلم سینمایی هستم که در اون فیلم ماجرای دزدی از بیتالمال و اینا هست که شهردار دستور میده افراد رو جمع کنند اونا رو بیهوش کرده و جوری وانمود کنند که سرشون رو از تن جدا کردند و یادمه کاسه ای سفالی رو می شکستن و دور گردن افراد قرار می دادن و اینگونه هر کی کار اشتباهی کرده بود از ترس اعتراف کرد.
سلام
آیا کسی از دوستان نام فیلمی که حدودا تو دهه شصت پخش شد را میدونه ؟ درباره مردی بود که روی لبه پنجره یک ساختمان ایستاده بود و قصد خودکشی داشت و یک روان شناس جوان سعی میکرد او را منصرف کند اما نتوانست و بعد یک روان شناس مسن تر به کمک آمد (هنگام ورود با دوچرخه اومد و ژاکتش رو به دور گردنش بسته بود) و توانست آن شخص را منصرف کند. در مورد مردی حرف زد که توی کشتی مسافری در حین عبور از اقیانوس خودش را به داخل آب انداخته بود و البته در آخر گفت که اون شخص خودش بوده.
دقیقا یادمه دوبلور اون روانشناس مسن مرحوم پرویز بهرام بود .اسم فیلم پنجره ای رو به دریا ، اگه اشتباه نکنم
جای فیلم حفره فرانسوی خالی هستش. شاید باورتون نشه یکساله هر شب موقع خواب میبینمش. عاشق شخصیت ژیو بودم و هستم.
با سلام
دنبال اسم یک فیلم امریکایی میگردم که دهه شصت پخش شد که در مورد کشیدن خط راه اهن در غرب بود و کسی رو که مسوول انجام کار گذاشته بودن همسرش طلاق گرفته بود و پسرش رو هم با خودش برده بود و از کلمه سلطان متنفر بود و الان که میخواستن راه اهن رو بسازن پسرش هم در پروژه استخدام شده بود و حین کار پسرش در صحرا گم میشه و یک سرخپوست هم بود که انگشتهاش توی کار قطع شدن
سلام
من یه فیلمی رو در سال 1381 دیدم که یه معلمی بود داشت با الاغش به مدرسه ی روستا کتاب می برد که گرگها بهش حمله کردن و معلم به بالای درخت رفت. الاغه هم به روستا رفت و کتابها رو زمین ریخته بود. روستاییا بدنبال اقا معلم رفتن و پیداش کردن آوردنش انداختن تو حوض آب. ممنون میشم اسمشو بفرمایین .
سلام
من یه فیلمی رو در سال 1381 دیدم که یه معلمی بود داشت با الاغش به مدرسه ی روستا کتاب می برد که گرگها بهش حمله کردن و معلم به بالای درخت رفت. الاغه هم به روستا رفت و کتابها رو زمین ریخته بود. روستاییا بدنبال اقا معلم رفتن و پیداش کردن آوردنش انداختن تو حوض آب. ممنون میشم اسمشو بفرمایین . لازم به ذکر که اسم فیلم ” جاده های سرد” نیست.
سلام دوستان , دهه شصت فیلمی پخش شد به نام ایستگاه خونین داستان چند پارتیزان که وارد ایستگاه قطار میشن و میخوان اونجا رو منهدم کنن که با سربازهای المانی که در یک واگن مخروبه پنهان شدن مواجه میشن و درنهایت درگیر میشن و موفق میشن با قطاری از انجام فرار کنن و یکی از دوستانشونو در ایستگاه جا میذارن، یکبار این فیلم پخش شد و متاسفانه نام فیلم رو هم تغییر داده بودند اگر از دوستان این فیلم رو یادش هشت و اسم اصلی فیلم رو میدونه لطفا راهنمایی کنه
مدتهاست دنبال یه فیلم سیاه و سفید درباره جنگ جهانی میگردم.تنها چیزی که یادمه اینه که دو مرد برای خنثی کردن یه بمب خیلی بزرگ عمل نکرده وارد یه خونه اشرافی میشن و اونجا با دیدن لباسهای گرون قیمت و غذاهای مجلل صاحبخونه حسابی از خودشون پذیرایی میکنن.
خواهش میکنم اگه اطلاع دارید حتما اسمش رو بگید.
ممنونم
من سالهاست دنبال اسم این فیلم میگردم.به انواع روشها هم دنبالش گشتم ولی متاسفانه هنوز چیزی پیدا نکردم.امیدوارم هرچه زودتر حداقل بتونم اسم فیلم رو پیدا کنم.
منم دنبال دو تا فیلمم که یک هنر پیشه تووش بود…یک مرد جوونی که تکنسین ماهواره و دیش بود به کوههای برفی فرستاده میشه که از یک دیش نگهداری کنه اتفاقی خط روو خط میوفته دوربین های جاسوسی جایی رو میبینه و یک پسر کوچیک در اروپا یا روسیه سعی میکنه با تلفن و نوشته پسر کوچیکه رو نجات بده در همین حین پیداش میکنند و ماهواره از بالا نمایی از ساختمونی که خودش توشش بوده رو نشون میده…. همین هنر پیشه در یه فیلم دیگه… یه جزیره است که اتفاقی یه زیر دریایی اتمی پیدا میکنند…و با اون شروع میکنند به تهدید دولت مرکزی و خواستار جدا شدن از اونها رو میشن….. یک فیلم سیاه و سفیدم بود که یه دانشمند روسی بعنوان یک ناشناس میاد یک جزیره اونها مسابقات اتیش بازی داشتند توو یه جشنی…و براشون یه موشک درست میکنه و برنده میکنه اونهارو…. یک نوشته در اسمون مینویسه با اتیش بازی… اخرشم ارتش با قایق میاد دنبالش میبردش…خیلی ادم خوش اخلاقی بده به مردم کمک میکرده.
High Frequency
https://www.imdb.com/title/tt0095940/
با سلام من هم چند تا فیلم یادم میاد لطفا راهنمایی کنید
اولی فیلمی ایتالیایی که یک نفر در داخل یک باجه تلفن گیر میافته و بعدش به یک مکان وحشتناک می برنش
دومی فیلم ژاپنی درباره یک مهندس که مشکلات مالی داره
سومی فیلم هندی که یک زندان بان سعی داره به یک تعداد مجرم و تبهکار رفتار انسانی یاد بده
فیلم اولی
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%A7_%DA%A9%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7
سومی
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88_%DA%86%D8%B4%D9%85_%D9%88_%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87_%D8%AF%D8%B3%D8%AA_(%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85_%DB%B1%DB%B9%DB%B5%DB%B7)
سلام یه فیلم قدیمی ایتالیایی شبکه ۴ فک کنم پخش شد داستان دو مردی ک تصمیم میگیرن زیر خاک بخوابن، و اینکه کی بیشتر اون زیر میمونه
یه نفرشان یوگا کار میکرد و پرادعا بود اون یکی ورزشکار نبود
آخر داستان اونیکه ورزشکار نبود و فک میکنن مرده ولی خودش صبر میکنه ک اون یوگی برنده بشه و بیاد بیرون و تو رسانه ها مطرح بشه
بعد خودش از خاک میاد بیرون و وقتی همه رسانه ها رفتن، میره پیش دختری ک دوستش داره و با هم میرن
لطفا اگر کسی چیزی یادش میاد بهم بگه ممنونم
درود به همه … بحث جالبی مطرح شده …
من هم دنبال اطلاعاتی از یک فیلم ژاپنی که با اسم تولدی دیگر پخش شد هستم … فیلم در مورد یک دختر به اسم ( فکر می کنم) نوریکو بود که بر اثر تاثیرات بمباران هسته ای هیروشیما بدون دست بدنیا آمده بود و….
اسم خود فیلم هم نوریکو بود
سلام
مرسی از سایت بی نظیرتون
دنبال یه فیلم پارتیزانی که اوایل دهه 60 پخش میشد
که اسمش فکر میکنم
درخت سیب بود
البته شک دارم
در مورد 2 پسر بچه که تو جنگ بودن
فیلم سیاه و سفید بود
چرا کارتون مارکوپولو با گویندگی متن آقای ممدوح دیگه هرگز پخش نشد؟
سلام سال ۷۱ فیلم سینمایی ایرانی بود به نام از بلور خون هر چی می گردم لینگ دانلودش رو پیدا نمی کنم چه طوری میشه پیدا کرد لینگ دانلودش رو؟
با سلام سال ۷۱ یه فیلم سینمایی بود به نام از بلور خون با بازی آقای محمود دینی که در سینما نگاه کردم الان هر چی می گردم لینگ دانلودش رو پیدا نمی کنم چطوری میشه لینگ دانلودش رو پیدا کرد؟
باسلام، من دنبال یه فیلم هستم که دهه شصت در واقع نوروز۶۷ شبکه یک فک کنم نشون داد به اسم سروان کروتزر ..داستانش هم در مورد یه افسر پلیس یا ارتش بود که به دلایلی از کارش استعفا داده بود ولی دو تا از همکاراش میخوان اون رو برگردونن که داخل قطار با دو تا سارق بانک مسلح درگیر میشن…
شما نمیدونید اسم اصلی فیلم چی هست؟
ممنون میشم پاسخ بدین
آره من هم دنبالش بودم ،این فیلم آلمانیه،،،اسم انگلیسی فیلم kerutzer هست اما نام کاملش همین کلمه و قبلش کلمه سروان به زبان آلمانی،،کل اینترنتو جستجو کردم دانلودش کنم نبود ..فقط مشخصاتش توی سایت آی ام دی بی هست اگه سرچ کنی
باسلام. دنبال فیلمی هستم توی دهه هفتاد… فک کنم حداقل دوبار پخش شد. یه روز فیلم عصر جمعه و یکبار فیلم پنجشنبه شب شبکه ۱ …
ماجرای مردی که برای یک قطعه زمین پدری مراجعه میکنه و با دیدن لانه کبوترای توی زمین، خاطرات قدیم رو مرور میکنه. فیلم همزمان داره یه کبوتر جلد رو که توی مسابقه شرکت داده رو دنبال میکنه که چجوری و با چه اتفاقاتی داره بسمت خونه برمیگرده …
سلام . فکر میکنم اسم فیلم Where Pigeons Go To Die
هستش
سلام.من دنبال یه فیلم ایتالیایی میگردم که با صحنه یه تشییع جنازه تو پالرمو یا سیسیل شروع میشه.مافیاییه و تو کار قاچاق سیگار هستند.اسم یکی از شخصیتهای فیلم هم فرانچی بود که با یه قایق تو جزیره سیگار میبردن.کسب اسمشو میدونه؟
https://www.imdb.com/title/tt0067237/
سلام حدود 10یا 15سال پیش،یک فیلم از شبکه 4پخش،شد یک مرد لنگ بود که عصا داشت اینده رو می دید یک پسر بچه هم میاد پیشش درس میخواند انتخابات نزدیک بود و اون می دونست کی نماینده میشه با دست دادن و دیدن چهره فرد اینده شو میدید یک بار تو بیمارستان بستری بود تا به پرستار نگاه کرد فهمید خونه پرستار آتیش،میگیره و بچه اش می میره این مرده همش تنها بود وزیاد با دیگران معاشرت نمی کرد فکر کنم فیلم بود یا شاید سریال بود خیلی دلم میخواد بدونم اسمش چی بود خود این مرده تحت درمان روان پزشک بود
اسمش dead zoneبود
منطقه مرده
سلام.
یه فیلم در مورد اتهام قتل فرزند به نامادریه (شبیه فیلم ایرانیِ میخواهم زنده بمانم) که اگر اشتباه نکنم قتل، شب کریسمس رخ میده. اواسط دهه ی شصت، عصر جمعه از شبکه یک پخش شد.
لطفا اسم فیلم اگر کسی میدونه به این ایدی تلگرام بفرسته: mobarazan@
سلام. اگر اشتباه نکنم سریال جنگ سرد بود و شنبه شبها اوایل دهه هفتاد از شبکه دو پخش میشد
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%AD%D8%B8%D8%A7%D8%AA_%D9%87%D9%81%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%DB%8C
سلام . یه فیلم امریکایی پخش شد خیلی سال پیش داستان یه پسر نوجوان بود گه از طریق بیسیم با مردی دوست میشه که تو ایستگاه تلوزیون کار میکنه. اون مرد شاهد یه قتل بوده و پسر میره دنبال کشف حقیقت. کسی میدونه اسم فیلم چیه ؟
اسم فیلم= ماهواره که اسم اصلیش High Frequency و ساخت ایتالیا ….. متاسفانه دوبلشو پیدا نکردم
سلام و سپاس از جناب مجیدی بخاطر مطالب ارزندشون و همه دوستان مشتاق و فرهیخته که دنبال کننده مطالب سایت وزین 1 پزشک هستند.
من یادمه بچه که بودم شاید حوالی سال 56 یه انیمیشن از تلویزیون پخش میشد که شخصیت اصلیش ماشینی سخنگو بود که هر موقع صاحبش میخواست به شکل یه چمدان درمیومد و صاحبش هر جا میخواست اونو میبرد، اگر دوستان این فیلم رو میشناسند ممنون میشم راهنمایی کنند.
سپاس
نمیدانم چرادرآرشیو صدا وسیما فیلم خاطره انگیزکشتارشکارچیان که سه باردردهه شصت پخش شد وجود ندارد ….زندگی کشاورز ی بنام آندریاس اشنایدر زارع مزرعه شالر که تبدیل به یک انتقام گیرسخت ازدولت و ژاندارمها میشود ….آهنگ فیلم آنقدرزیبا ونوستالوژیک است که هنوزدرذهنم باقیست …..محصول کشور آلمان بود ودرطبیعت بکر و کوههای وحشی فیلمبرداری شده بود …..اگرازدوستان نشانی ازاین فیلم دارند که تهیه کنم ممنون میشوم که ما راهم خبردارکنند ?
عالی بود، مرسی، یه فیلم خارجی یادم میا، یه دختر و پدرش توو کلبه ای در جنگل بودن، پدره پاش توو تله گرگ می افته، زمستون بود و برف و یه رودخونه بود، دختره با یه قایق از رودخانه خروشان میره و کمک میاره، ممنون می شم اگه کسی کمکم کنه، اسم فیلم وnaser.nosrati443@gmail.com هرچی که می دونه بهم بگه جی میل
سلام خدمت تمام عزیزان
من دنبال فیلم های خارجی پخش شده از تلویزیون دهه 60 هستم . اسم هاشون رو نمی دونم ولی یه چیزهایی ازشون یادمه .
فیلم اول : یه خلبان جنگنده خیلی شجاع بود که پاهاشو از دست داد ولی به دلیل علاقه زیاد تمرین کرد و تونست دوباره پرواز کنه .
فیلم دوم : یه پسر سفید پوست فکر می کنم گم شده بود که یه مرد سیاه پوست بهش کمک می کنه و بهش غذا میده . پسر با بی ادبی یه سکه جلوش پرت می کنه که مثلا پول غذاشو بده . یه جای دیگه فیلم نشون میده که به سیاه پوسته اتهام قتل زدن و سفید پوست ها می خوان توی زندان کلانتری اون رو زنده زنده آتیش بزنن
فیلم سوم: فیلم هندی هست تعدادی زندانی به جرم قتل و غیره اسیر قانون هستن . ولی زندان بان اونا اعتقاد به شدت عمل نداره . یه روز که یکی از زندانیها در حال تراشیدن ریش زندان بان هست اول قصد بریدن گلوی اون رو داره ولی پشیمون می شه و بعد همگی فرار می کنن .اما بعد پشیمون میشن و برمیگردند
فیلم چهارم : یه قطار به دلیلی از کنترل خارج شده و به سمت پل چوبی قدیمی و متروکی به سرعت در حرکته . فرماندهی عملیات نجات قزار با یک خانم هست . و در نهایت قطار در زمان عبور از پل بدلیل تخریب پل یه رودخانه سقوط می کنه
ممنون میشم اگه کسی اسم فیلم ها رو نی دونه کمک کنه
اسم فیلم فکر کنم، پرواز بر فراز اسمانها بود.
فیلم چهارم گذرگاه کاساندرا هست با شرکت ریچارد هریس ، سوفیا لورن و برت لنکستر
کوزه گر یکی از فیلمهایی است که گهگاهی از ذهنم عبور میکنه
دنبال دو تا فیلم میگشتم که به این سایت وارد شدم و چون جستجوی عکس زده بودم عکس سیاه و سفید فیلم کوزه گر توجه منو جلب کرد.
یکی از فیلم هایی که دنبالش میگردم
پیش گویی ناخودآگاه داخل ضمیر یه شخصه که ده ثانیه بعد پیشگویی میکنه
و فیلم دیگه در مورد دستکاری اتفاقات دوران کودکیه که با هر دستکاری دوران کودکی اتفاقات آینده رو بدتر میکنه
این دو تا فیلم هنوز نتونستم پیدا کنم
اگه از شما کسی اسمشو میدونست برام ایمیل کنه
sedalihos4@gmail.com
حقیقت این است که دل همگی ما گرفته است. و هیچ چیز نمی تواند آنرا شاد کند ، هیچ چیز ، چون بحث عمر رفته است. ما با خاطره ها زندگی می کنم . یعنی خودم را می گویم . و بیشترین خاطرات ما با فیلهمای قدیمی است. یعنی همان زمانی که تلویزیون دو شبکه داشت. من با سریال بادبانهای برافراشته و یا سریال اسکیپی خیلی خاطره دارم. مدتی است چون داشتم افسردگی می گرفتم و هیچ دارویی موثر نبود ، خلاصه با یک آخوند( روحانی ) آشنا شدم اول تمایلی به نصیحت هاش نداشتم. خلاصه مدتی است که به قرآن خواندم رو آوردم یعنی هر روز نباید ترک بشه ! خیلی آرامش پیدا کرده ام. ولی باز هم دلم با قدیمی ها و دوران کودکی ام است. احساس می کنم فقط آن روزها صفا و صداقت و پاکی بود الان زمانه غریبه است. در هر صورت شما را خسته کردم ، ولی مطالب سرگرم کننده و خاطره انگیزی نوشته بودید . یادش بخیر باد . ممنون هستم.
با سلام
مدتهاست به دنبال تصاویر محوی از سریالی که در کودکی دیده ام میگردم اما نمیتوانم ان را پیدا کنم.
اگر بتوانید کمکم کنید ممنون میشوم.
فیلم سیاه و سفید بود البته شاید تلویزیون ما سیاه و سفید بوده.
حدودا بیست و پنج سال پیش پهش اون رو در تلویزیون دیدم اما خاطرم نیست کدام شبکه و یا حتی شبکه ایرانی بوده یا غیر ایرانی اما از پوشش لباس بازیگران فکر میکنم مصری بود چون کلاه های استوانه ای که وسطشان یک ریشه نمی آویزان بود را هاطرم هست.
فیلم داستان زندگی پسری از خانواده فقیر بود که با تلاش و کوشش جزو شاگردان ممتاز میشود و میتواند با هزینه دولتی راهی مدرسه شبانه روزی شود.
صحنه ای از فیلم را به یاد دارم که همراه دوستش در غذاخوری منتظر رفتن دانش آموزان میشدند تا بتوانند باقیمانده غذای انهارا بخورند و جمع کنند.
صحنه دیگری خاطرم هست که ماموران برای تفتیش خانه می آیند و سکه ها را اگر اشتباه نکنم در خمره ای که گندم نگه داری میکنند پیدا میکنند.
متاسفانه چون خیلی ان سالها کوچک بودم تصاویری گنگ و نامفهوم را به خاطر دارم.
اما خیلی دوست دارم بار دیگر ان سریال و یا شاید فیلم را ببینم.
سریال تاراج
فکر کنم سریال خلیل حسن خلیل بود که جمعه شب پخش میشد حدودا سال ۷۳
سلام اون فیلمی که دو نفر با موتور جاوا دنبال راننده کامیون های مست بودن تا انتقام خانواده شوونو بگیرن لطفا بگین اسمشو ممنون
از تلویزیون ایران با نام تحقیقات شخصی پخش شد.
سلام دوستان
یاد وخاطره دوران ده 60 را برای من با نوشته های زیبای شما زنده شده
کسی از دوستان اسم یک سریال آن زمان از شبکه دو پخش میشد را به یاد می اورد یک افسر آلمانی بود به اتهام جاسوسی دستگیر میشه توی زندان با چوب کبریت یک شکال جوجه تیغی را درست میکنه ودر فکرش مرور میکنه ان روز چه اتفاقی افتاده سربازی را بیاد میاره که سرفه میکرده وبیماری سل داشته خانمی همراه نوزادش ویک چمدان وکالسکه که میخواست سوار قطار بشه واین افسر آلمانی به این زن کمک میکنه وچمدون آن را براش میبره واثر انگشتش روی دسته ان چمدون بوده .اگر کسی اسم این سریال یادش آمد تشکر میکنم که بگه
اگر سیاه و سفید بوده شاید سریال روسی لحظات هفده گانه بهاری بوده که گویا از تلویزیون ایران با نام جنگ سرد پخش شده. داستان یک جاسوس روس به نام اشترلیتز بود در آلمان در زمان جنگ جهانی دوم. محصول 1973.
من دنبال موسیقی متن فیلم سینمایی لباس سیاه برای یک قاتل و یک فیلم سینمایی ایتالیایی می گردم که مافیا پسر یکی از افسران پلیس رو گروگان گرفته بود می گردم . اگر کسی این دو تا آهنگ رو داره آدرسش رو برام به شماره 09125068595 بفرسته. ممنون میشم .
اسم اون فیلم ایتالیایی که مافیا پسر کمیسر رو گروگان میگیره the great kidnapping یا آدم ربایی بزرگ بود. محصول 1973
با سلام و تشکر از سایت خوبتان
من دنبال یک فیلم می گردم که در دهه ۶۰ از تلوزیون پخش شد. دو تا شهر باهم می خواستند جنگ کنند
یکی از آنها دارای بمب هیدروژنی بود اما وقتی می خواست اونو پرتاب کنه در داخل توپ منفجر شد و همه یخ زدند.
به نظرم اسمش آتن شهر آهنین بود
لطفاً اکه اشمسو دارین برام ایمیل بزنید
تشکر مجدد
اسم فیلم شهرفولادبود
با درود بسیار بر هموطنان و عوامل سایت پزشک…مطلب جالبی بود…بنده هم سالهاست به دنبال یافتن فیلمی خرجی هستم که در دهه شصت از تلویزیون پخش شد..اسم فیلم یا کارگردانش یادم نیست..ولی داستان فیلم در باره ی یک کشاورز ودامدار اروپایی بود که گاوهاش توسط ارباب منطقه کشته شدن و مورد ظلم لرد و ژاندارمهای منطقه قرار گرفت و چند نفر رو کشت وبه کوهستان زد .اون صحنه های آخر فیلم با موسیقی بینظرش هنوز در خاطرم هست بخصوص موسیقی متنش..ژاندارمهای زیادی برای کشتنش فرستادن ولی همه رو تار مار کرد و در بلندی کوه ها و برف ناپدید شد وافسانه شد..فکر کنم اسم کاراکتر اصلی زارع مزرعه ی شالر بود..لطفا اگر کسی اسم فیلم رو بلده محبت کنه جواب بده…موسیقی فیلم بد جوری بعد از سالها هنوز منو درگیر احساسات میکنه..البته در ذهنم ملودیش مونده…باز هم تشکر میکنم..
هیچ نشانی از این فیلم ندارم، مگر اینکه: زنده یاد احمد رسول زاده، راوی این فیلم بودن. در انتهای فیلم میگفتن: آندریاس اشنایدر زارع مزرعه ی شالر. چیز دیگه ای که یادم هست، به جای قهرمان فیلم، آندریاس اشنایدر، ژرژ پطرسی صحبت میکرد. وقتی که آندریاس به کوه ها گریخت، و آشغالها به دنبالش به کوه رفتن تا او رو بکشن، آندریاس در کوه، با صدای بلند فریاد میزد: آدم کش ها، به درک واصل شید. و یکی یکی همشون رو به درک واصل میکرد. موسیقی بسیار به یاد ماندنی فیلم هم که هرگز از یادم نمیره
کشتارشکارچیان ….محصول آلمان …..بازیگرش آندریاس اشنایدر زارع مزرعه مولر …..درآرشیو صدا وسیما نیست ….فیلم بینظیری بود که دردهه شصت پخش شد ودیگر اصلا ازتلویزیون پخش نشد
اسم فیلم شکار شکارچی بود .
من آهنگ فیلم رو دارم .
اگر آهنگ اون فیلم باشه که من هم مدتهاست دنباش می گردم
درود بر شما
با اینکه خیلی طرفدار تلویزیون نیستم، اما مطلب شما رو کامل خوندم
یک سریال به اسم لبه تاریکی، سریال ناوارو با موسیقی خوبش، سریال ارتش سری با اون عنوان بدی عالیش و سریال 6 قسمتی انتقام هم تو همون سالهای دهه 70 پخش می شد. شخصا فقط یک برنامه رو دنبال می کردم که اون هم سینما ماورا بود که یکی از فیلم هایی که پخش کرد کنستانتین بود.
برقرار باشید
با درود فراوان به دوستان عزیز، دنبال فیلمی میگردم که نام فارسی اش را گذاشتند: کشتی گم شده، در گوگل و یوتیوب دنبال این فیلم میگردم ولی نام اصلی انگلیسی اش این نبود! از دوستان کسی اطلاعاتی داره لطفا کمکم کنه. داستان این فیلم درباره یک کشتی میباشد که ناخدای جوانی آنرا هدایت میکند و از استرالیا به سمت کلمبیا در حرکت می باشد. در مسیر دریای اش یک کشتی در حال غرق شدن را میبیند که دو سیاهپوست در آن گرفتار شدند.به کمک آن دو سیاهپوست میروند. اما در کشتی ملوان دیگری هست که قصد دزدیدن کشتی را دارد ولی ناخدای جوان متوجه میشود و این ملوان را با طناب میبندد. ملوان با استفاده از تاریکی شب دستهای خود را باز میکند و با دستکاری قطب نما مسیر کشتی را به طرف آفریقا منحرف میکند و خودش نیز از کشتی فرار میکند و …
دوستان عزیز اگر درباره این فیلم و نامش اطلاعاتی دارند لطفا به ایمیلم پیام بدهند. ممنون از لطف همه ی دوستان
ایمیلم:
hosseini332@yahoo.com
سلام خدمت دوستان.من دنبال فیلم جنگی میگردم که فقط یادم چند کماندو امریکایی تو ی جنگل رفتن و هر کدومشون به ی طریقی کشته میشدن.فکر کنم وییتنامی بودن.ممنون میشم کمک کنید
با درود، نام این فیلم به فارسی عملیات مرداب بود ولی منم یادم نمیاد که آیا نام انگلیسی هم همین بوده یا خیر
عملیات مرداب
عملیات مرداب
در ایران با نام عملیات مرداب پخش شد اما نام اصلیش southern comfort بود.
سلام
درود بر خاطره سازان بی ادعا
سریال چنگیز خان یا گرگ آبی و مارکوپولو1982 که در دهه شصت یا هفتاد پخش شدند ، خیلی دنبالشون گشتم . اگر سراغ دارید راهنمایی فرمایید . واقعا ممنون میشم و هزینه ای اگه داره حاضر به پرداخت هستم . برای یکی از اعضای خانواده می خوام .
سپاس گزارم
09197760274
سلام دوستان یک فیلم خارجی از تلوزیون پخش شد که سه نفر باهم کنجی رو پیدا میکنند بعد یکی یکی همدیگرو میگشند کسی اسم فیلم رو میدونه ممنون از راهنماییتون
سلام دوستان منم دنباله یه فیلمی میگردم که دهه شصت تو برنامه کودک پخش شد و سه تا ادم کوچولو بودند که داخل یک ساعت دیواری زندگی میکروند که به روزی از ساعت میان بیرون و یکیشون میوفته توی فنجونه قهوه و اونو با کمک یه قاشق بیرون میارن و…
گنجهای سیرا مادره
با عرض سلام و خسته نباشید . حدودا سال 71، 72 فیلمی از شبکه یک پخش شد به اسم ( عملیات صحرا ) که چند کوماندو قصد داشتند هیتلر ترور کنن اما نافرجام موند و آخر همشون کشته شدن . اگر اسم اصلی این فیلمو میدونید بهم بگید . خیلی دنبالش گشتم و پسداش نگردم
سلام
خواستن در مصر چرچیل را ترور کنن نه هیتلر.منم دنبالشم.اگه پیداش کردم حتما خبرت میدم
سلام رفقا یهفیلمی رو ده 60 پخش کردن به نام “دلاوران دوران” ولی از قرار معلوم اسم فیلم چیزه دگه ای بوده اگه اسم اصلی فیلم یا لینکش یا هر نشونه ای بتونید بدید ممنون میشم
یک فیلم روسی بود به نام شمشیر و اژدها
The sword and the dragon
محصول 1956
من بدنبال ی فیلمم ک اسمش یادم نمیادبازیگرش همین طور…. ولی داستانش خیلی خوب بود ….سپیده وسیامک ک بچع دارنمیشدن تویک اپارتمان بدور چشم صابخانه شوهره ارگ میزد وزنه عروسک گردان بود کی یادشه …. خیلی دوسش داشتم فک کنم تودهه هشتادبود من خودم ۷۲ای هستم
اون سریال کژدم 33 بود.
نقش سیامک رو محمدرضا عیوضی بازی می کرد و نقش سپیده رو سمیرا سیاح. سال 1379 پخش شد.
با سلام از همه مطالبی که در مورد همه این فیلم ها گفته شد تشکر میکنم
من هم از قدیم چندتا فیلم رو در یاد دارم اسم هاشون یادم نیست اگه میشه راهنمایی کنید
1 – کسی بود که در جاده همسرش در تصادفی عمدی توسط یک راننده کامیون کشته میشد و اون شخص وقتی از کمک پلیس نا امید میشد خودش میرفت برای انتقام از راننده کامیون و در آخر هم موفق میشد
2 – تلفن وقتی زنگ میخورد افراد کشته میشدند
3 – جاسوس پیری که از دوران جنگ جهانی زنده مانده بود و در یک مجتمع مسکونی شلوغ زندگی میکرد و از دست همسایگانی که اون رو اذیت می کردند ناراحت بود و تصمیم گرفت از هرکدام به یک شیوه جنگی انتقام بگیرد
4 – افسر پلیسی که تمام فرماندهان پلیس خائن را کشت
ممنون میشم اگه اسم این فیلم ها رو بهم بگید و یا لینکش را برام بفرستید
با تشکر
سلام آقا شهرام من مدتهاست دنبال این فیلم هستم
فیلم رو کاملا یادمه دوتا موتور سوار هستن که دوستش در اصل راننده کامیون ها رو میکشته حتی اسم ایرانی این فیلم هم میدونم خیلی گشتم پیدا نکردم
فیلم لهستانی بنام
prywatne sledztwo
مورد دوم که فیلم ایرانیه به اسم زنگها ساخته ی مخملباف
شماره یک با نام تحقیقات شخصی از تلویزیون ایران پخش شد
به نظر می رسد که چند هفته ای است خبرنامه ایمیلی تان را غیر فعال کرده اید
نه، احتمالا مشکل فنی است. بررسی خواهم کرد.
به عنوان یک علاقمند سینما، باید بگویم مطلب گسیخته و پر اشتباهی بود. مثلا از گاوینو لدا (به قول خوتان ژاوینو!!) به عنوان مولف کتاب دستور زبان محلی نام بردهاید، در حالی که او یک زبانشناس بینالمللی بود و خود واقعیاش در ابتدای فیلم «پدر سالار» حضور دارد. نام دهکده زندگی او هم «ساردنی» است نه چیز دیگر. کتاب اقتباس فیلم به نام « آب بابا ارباب» همان سالها توسط مهدی سحابی ترجمه شد ( و چه ترجمه محشری). و همان بیست و هفت هشت سال پیش هوشنگ گلمکانی مطلب درخشانی نوشت با نام «بررسی تطبیقی پدر سالار برادران تاویانی و پدر سالار گاوینو لدا» که در CD آرشیو مجله فیلم خیلی راحت پیدا میشود… مشابه این توضیحات و خیلی مفصلتر از آن را در مورد تقریبا تکتک آثاری که اشارهکردهاید میتوانم بدهم، اما چیزی که مایوسم میکند این است که به جای مراجعه به کتب تخصصی ( مثل کتاب عظیم بهزاد رحیمیان، یا فرهنگ بهروز دانشفر) انتظار دارید با یک جستجوی گوگل به نتیجه برسید
ما هم دقیقا انتظار داریم پست ما را دقیق بخوانید، اگر هدف این باشد که پستهای وبلاگی را از لحاظ اینکه چرا همه زوایای فرعی یک مطلب را پوشش ندادهاند، بررسی کنیم، حق با شماست.
در مورد این پست توجه داشته باشید که:
– هدف بازتاب شوق برای بازیابی خاطرات سینمایی گذشته بود.
– هدف مثلا معرفی گاوینو لدا به عنوان سوژه اصلی پست نبود.
– نوشته بودیم که او یک فرهنگنامه زبان محلی ساردنیایی نوشته است، این گزاره درست است و ننوشته بودیم که او دقیقا چه کارهایی کرده، چون هدف پست تجدید خاطره با آن فیلم خوب بود.
بنابراین توصیه میکنم در مورد پستها، نخست به هدف و سمت و سوی اصلی پست توجه کنید. پست یک سوژه و هدف اصلی دارد و یک چیزهای فرعی.
سلام، پاسخ مناسبی نبود. بهتر بود از نکته سنجی خواننده تشکر می شد و متن با اطلاع درست اصلاح می شد.
یاد فیلم های قدیمی مثل دون دون افتادم.
البته دون دون یکی از شخصیت ها بود. اسم کارتنش رو یادم نمیاد.
حوشحال میشم از پیج من هم دیدن کنید
http://black-mask.ir/
کارتن نبود یه سریال عروسکی بود به نام السون و ولسون
سلام . همانطوری که اشاره فرمودید یکی از دلایل مهم بوجود آمدن حس خوب در ما هنگام برگشت به گذشته و دیدن یا یادآوری این سریال ها یا فیلم ها ، همان حس همراهی و در جمع دیدن این فیلم هاست .. خوب شاید دلیلش هم این بوده که آن وقتها ، کار دیگری برای انجام دادن در خانه نبوده .. در واقع اعضای یک خانواده راه های متنوع امروزی را برای گذران وقت نداشته اند … و شاید تنها سرگرمی مهم در یک بعدازظهر تعطیل ، دیدن یک فیلم سینمایی ( هر چند تکراری ) از تلویزیون بوده ..
به هر حال متن جذابی بود …. ممنون
من هم مدتهاست که به دنبال اسم مجموعه فیلمهایی کمدی هستم که در دهه شصت پخش می شد . همه جا رو همه به دنبال نشانه ای ازشون گوگل کردم .ولی تا کنون اثری ازشون نیافتم .داستان یکی از فیلمها درباره پرفسوری بود که قصد رفتن به امریکا رو با کشتی داشت و در کشتی با خانواده امریکایی آشنا میشه که پسر کوچکشون به شدت ضد انگلیسی و طرفدار ایالات متحده بود .در نهایت کودک گروگان گرفته میشه و این پرفسور بهش کمک می کنه . یا در فیلمی دیگر از همین مجموعه بازیگران، داستان زندانی است که زندانی ها و زندان بانها در کمال دوستی با هم زندگی می کنند ولی قرار هست هیات بازرسی دولت از زندان بازدید کنه و زندانیان و زندانبانان تصمیم می گیرند در همکاری با هم حالت زندان و نوع رفتار با هم دیگر رو به حالت جدی دربیاورند .فیلمهای دیگری هم از این مجموعه پخش گردید . خوشحال میشم اگر بتونم نشانی از این فیلمها با کمک شما و با مخاطبان عزیزتون بدست بیاورم
مجموعه ای فیلمهایی بود که ویل هی will hay کمدین انگلیسی بازی می کرد. اگه اشتباه نکنم فیلمی که میگید اسمش آمریکا آمریکا بود. فیلمهای دیگری هم از این کمدین از تلویزیون ایران پخش شد مثل ناخدای تقلبی یا از پلیس بپرسید.
برای من گذشته به ندرت حس نوستالژی رو زنده می کنه. به نظرم همیشه حال و آینده رنگی تر و جذاب بودن.
اما خب منم با چند تا از این فیلمهایی که گفتین خاطره دارم. مخصوصا اینکه فیلم و سریال شاید رنگی ترین بخش خاطرات کودکی ام باشه. مخصوصا فیلم کامیکازه که یادمه همون موقع که از تلویزیون دیدم خیلی تحت تاثیرش قرار گرفتم؛ تا اینکه بالاخره ده سال پیش به لطف یکی از دوستان فیلمش به دستم رسید.
یادم میاد که فیلم داوطلب مرگ را به نام “تلویزیون” معرفی کرده بودند که اونم من نتونسته بودم پیداش کنم.
سلام اسم این فیلم رو میدونم اسم اصلی فیلم داوطلب مرگ رو من هم توسط خواهر زادم پیدا کردم kamikaze
با تشکر از این معرفی های ناب.
برنامه هنر هفتم در اوایل دهه هفتاد در شب های جمعه پخش میشد که بعد از پخش فیلم یک منتقد در مورد آن فیلم صحبت می کرد. فکر کنم که در اولین قسمت این برنامه یک فیلم از سینمای ایتالیا پخش شد که داستان زندگی دخترکی بود که در سیرک کار می کرد. دقیقا یادم نیست که دویدن دختر در ساحل دریا در شروع فیلم بود یا در آخرش و شایدم در هر دو. من زیاد دنبال این فیلم بودم ولی چیزی پیدا نکردم. ممنون میشم که در مورد این فیلم هم کمکی کرده باشید.
جاده اثر فدریکو فلینی رو نمیگید؟
نام فیلم جاده است . دوبله آنرا از سایت نوستالژیک تی وی بنظرم می تونید پیدا کنید
موفق باشید
وای چقدر مطلبتون خوب بود!
در آرامش شب داشتم نوشته تون رو میخوندم، لذت بردم.
واقعا خوشحالم سالهاست با یک پزشک همراهم..
فیلم های ” قصر مادر ” و ” پدر پر افتخار من ” به نویسندگی کارگردانی مارسل پانیول فرانسوی هم گزینه های خوبی هستن .
دوبله فارسی اونها هم موجود هست .
کار جمعی همیشه بهتر جواب میده و این مثال شما در پیدا کردن لیست فیلم های قدیمی و کمک از دوستان تلگرامی
واقعا آدم رو تو فکر فرو میبره
او زمان خیلی شباهت ها بیشتر از تفاوت ها بود.
اول هفته که میشد یادمه بچه های مدرسه همه در مورد فیلم تکراری جمعه عصر با شور و هیجان صحبت میکردند و جالب اینه که همه هم آن فیلم رو دیده بودند ولی برای هم در مورد اون صحبت میکردند.
مصداق کامل اصطلاح غربی Good Old Days
اما الان درسته لذت بردن از فیلم و سریال اختصاصی شده و کیفیت هم بالاتر شاید رفته باشه ولی ظاهرا یک چیزی در عمق وجود ما آدمها همیشه دنبال یک گروه از دوستان و نزدیکان است که بتونه کمترین مسائل یک فیلم رو حتی در حد اشاره ابروی بازیگر به یاد بیاره.
یک چیزی مانند لذت غذا خوردن در جمع ، که اونم این روزا واسه زندگی های کوچک تک نفره و دونفره یا سه نفره داره کم میشه.
در هر حال آقای مجیدی ، بازم از این چالش ها بود شما مطرح کنید چون اشتراکات ما آدمهای اون دوره خیلی بیشتر از اختلافاتمون هست. :)