بررسی امکان تحقق برخی از رؤیاهای مطرح شده در فیلم‌های علمی – تخیلی

0

آیا روزی می توانیم روبات ها را با ذهنمان مانند فیلم «پاسیفیک ریم» کنترل کنیم؟

خوب شما ممکن است هواپیماهای بدون خلبان را دیده باشید یا حتی تجربه هدایت آنها را داشته اید و از انجام خودکار وظایف آن زیاد تعجب نکنید. اما وسیله ای که مستقیما به وسیله مغز انسان کنترل شود (BCI) بسیار هیجان انگیزتر و فوق العاده تر خواهد بود و خب، طبیعتا خیلی بهتر و دلپسندتر از حالت قبل نیز هست. همان طور که بازی بازهای حرفه ای می دانند، یک محدودیت چند هزارم ثانیه ای بیوشیمیایی بین ارسال دستور مغز تا اجرای آن توسط ماهیچه های دست و پا وجود دارد و این اختلاف، به خصوص در بازی هایی که در لحظه باید تصمیم گیری شود، مانند بازی های نبرد تن به تن، به خوبی ملموس است. این بدین معناست که دانشمندان هنوز با آن نقطه مطلوب فوق انسان های خیالی فاصله دارند. BCIها که دانشمندان از آنها برای کنترل روبات ها استفاده می کنند، هنوز قدری تخیلی به نظر می رسند. هنوز این کار دشواری است که یک سیگنال حاوی دستورات و اخطارها را از الگوی امواج مغزی دریافت و بلافاصله به زبان قابل فهم یک روبات تبدیل کنند. فرانسیسکو سپولودا که یک مهندس ژنتیک در دانشگاه ساسکس انگلستان است و ۲۰ سال است که روی واسطهای مغزی کار می کند معتقد است، وقتی در مورد BCIها صحبت می کنیم، نباید آن را مانند بسیاری از تکنولوژی های تکامل یافته دیگر بشر، تمام شده بدانیم. هنوز برای تحقق این رویا، راه حل مستقل و محکم عملی اثبات نشده است. پیشرفت BCIها ممکن است روزی به کسانی که دچار فلج بدن شده اند کمک کند تا کارهای روزمره شان را راحت تر انجام دهند. اما پیش از آنکه BCI به میزان دلخواه انسان پیشرفت کند، دانشمندان امیدوارند تا نمونه هایی از آن را که با دستورات صوتی یاحرکت پلک و مردمک چشم دستور می گیرند، عملی کنند. با این وجود اگر قرار باشد این تکنولوژی به هواپیماها، ماشینهایا روبات های ۲۷۰۰ تنی وارد شود، اجرای دستورات از مغز به صورت مستقیم، گزینه مطمئن تر و بهتری است خلبان های فیلم پاسفیکریم، نمونه کامل شده این ایده را به کار می گرفتند. آنها چندین جفت از روبات های جنگنده خود را با نوعی از دستورات ذهنی که «پل عصبی» نام داشت هدایت می کردند. گروه سپولودا تاکنون توانسته اند چند آزمایش در بردارنده این ایده را طراحی کنند. در یکی از این آزمایشهاچند نفر به دو گروه تقسیم می شوند و نرم افزار سیگنال های مغزی افراد هر دو تیم برای هدایت یک سفینه شبیه سازی شده را می خواند. آنها در حال تکمیل نرم افزار خود برای بالا بردن دقت و سرعت آن هستند.)

 آیا ما روزی قادر خواهیم بود مثل  فیلم «پیشتازان فضا در تاریکی» از سلاح های قدرتمند لیزری استفاده کنیم؟

از وقتی این ایده در ۱۳۴۵ / ۱۹۶۶ و در فیلم پیشتازان فضا به کار برده شد، در بسیاری از فیلم های دیگر هالیوودی هم میشد سراغ آن را گرفت و اصلا به عنوان ایده ترکی معروف شد. اما بعید نیست که ایده تفنگهای انرژی مستقیم در جنگهای واقعی هم به کار گرفته شده. به عنوان مثال بوئینگ در حال تکمیل سلاح جدیدی به نام HELMD است که با قدرتی معادل ۱۰ کیلووات لیزری هوشمند تولید می کند و کار آن انهدام اهداف متحرک مانند دسته هواپیماهای بدون سرنشین، توپ و خمپاره اندازهای زمینی است. در ازای یک میلیون دلاری که برای هر شلیک باید خرج این سلاح شود، این اسلحه لیزری قادر خواهد بود اهداف متعدد را همزمان و با قدرت بالا و دقت کافی منهدم کند. اما از سویی، دود و تراکم ذرات معلق، موجب کاهش قدرت آتش لیزر می شود و به همین خاطر نمی توان از آن برای انهدام اهدافی که نزدیک انفجارهای قبلی بوده اند استفاده کرد. همچنین بوئینگ در حال آزمایش س لاح کوچکتری به نام «سیستم لیزر تاکتیکی» نیز هست؛ سلاحی که می تواند روی قایق های جنگی و تیربارهای Mk38 سوار شود. این سلاح می تواند برای انهدام اهداف کوچکتر مانند پهپادها، قایق های نفربر کوچک یا اختلال و از کاراندازی سنسورهای هوشمند جنگ افزارهای بزرگ تر به کار برده شود.

اما ساختن تفنگهای اشعهای (مثل لیزرافکن ها) در ابعاد کوچک کار دشوارتری است و با محدودیت بیشتری روبه روست. مثلا بوئینگ در حال تکمیل و آزمایش یک نمونه دو کیلوواتی لیزری است که قادر به تخریب هدفهای نامشخص خواهد بود. اما حتی این سلاح هم به اندازه ای کوچک نیست که بتوان در مانور سریع از آن استفاده کرد و حداقل دو سرباز برای استفاده و جابه جایی آن باید به کار گرفته شود. این سلاح بیشتر می تواند برای عملیات های مخفی وخفته به کار گرفته شود؛ زیرا می توان آن را در مکان مناسب کار گذاشته و از راه دور آتش آن را با حداقل نور و صدا هدایت کرد. بزرگترین چالش در ساخت سلاح های انرژی مسقیم (لیزری) که روی دست سوار شوند، خود انرژی است. یک لیزر ۱۰۰ کیلوواتی برای یک شلیک چهار ثانیه ای به سوختی معادل ۲ فنجان گازوئیل نیاز دارد. این مقدار مصرف سوخت را می توان با سوخت مورد نیاز یک خمپاره انداز مقایسه کرد. اما یک سلاح چندمنظوره قابل حمل برای سرباز پیاده نظام به قدری نیاز به سوخت دارد که ساخت آن برای صنعتگران عرصه جنگ بیشتر شبیه یک رویا خواهد بود. س ووین ماتودا، مهندس مواد اداره تحقیقات ارتش ایالات متحده نیز بر این باور است که دانشمندان هنوز نتوانسته اند به اندازه کافی به این مرحله عملیاتی این ایده نزدیک شوند. او معتقد است برای تحقق این ایده به یک تحول و پیشرفت جدی در تکنولوژی گداخت نیاز است

آیا روزی مانند فیلم «مرد آهنین» با اسکلتهای خارجی پرواز خواهیم کرد؟

در مرد آهنی، لباس و تجهیزات تونی استارک به طرز شگفت انگیزی قدرتمند است؛ لباسی که در آن سلاح های متعدد تعبیه شده است و به وسیله آن می تواند ماشین ها را پرتاب کند و در آسمان از جت های فوق سریع پیش بیفتد. در واقع، این ایده ترکیبی از دو تکنولوژی است؛ یک پک پرواز جت و یک اسکلت خارجی. هرچند رسیدن به میزان قدرتی که استارک در فیلم داشت، نه امروز و نه شاید هیچوقت دیگر برای انسان مقدور نباشد؛ اما سیستم های کمکی یا داروهای نیروزای ویژه ای وجود دارد که بخش ناچیزی از این رویا را محقق می کند. برخی شرکت ها مانند آرگومدیکال تکنولوژیز و اکسو بیونیکس، وسایل موتورداری ساخته اند که به معلولان اجازه می دهد با پوشیدن آنها، بعضی کارهایی را که قادر به انجام آنها نبودند انجام دهند. کارایی های دیگری هم می توان برای اسکلتهای خارجی مثال زد. در ناسا محققان روی لباس هایی مجهز برای سفرهای فضایی تحقیق می کنند. در یکی از انواع این لباس ها، فضانوردان قادر خواهند بود برای مدت طولانی روی مریخ پیاده روی کنند؛ در حالی که انرژی بسیار کمی از آنها صرف می شود.

تبلیغ: رایگان: تست MBTI + تفسیر ویدیویی تیپ شخصیت و سازگاری شغلی

در این میان، طراحی کمربندهای راکتی (که می تواند بخشی از پروژه لباس پرواز جت باشد) از نظر تحقیقاتی تا مراحل جالبی پیش رفته است. در دهه گذشته، مدلهایی از این طراحی ها ساخته و آزمایش شدند که یکی از آنها جت پک اینترناسیونال H202 و راکت بلتTAM بود. در این سیستمها تلاش می شود تا شخص برای مدت قابل قبول و با ایمنی لازم، در ارتفاع مشخصی از سطح زمین قرار گرفته و در صورت امکان حرکت صفحه ای داشته باشد و ضمنا با توجه به محدودیت توانایی حمل سوخت، به انرژی زیادی هم نیاز نداشته باشد. در این میان، یک مشکل عمده، وزن ابزار و تجهیزاتی است که یک مجموعه اسکلت خارجی خواهد داشت. چنانچه در آینده اسکلتهای خارجیهادیده می شود، مهندسان ناسامانند کریس بک، معتقدند سیستم های امروزی مانند X1که خودناسا در حال تکمیل آن است، می تواند نویدبخش وجود سوپرمن های واقعی در آینده باشد. یک می گوید اسکلت خارجی شبیه آنچه در حال ساخت آن هستیم، یا نمونه پیشرفته تر آن، تنها یک ماشین تولید دود نخواهد بود، ما به وسیله ای می اندیشیم که بتواند مدت ها بالای سطح زمین قرار بگیرد و حتی قدرت نظامی نیز داشته باشد. لاری جاسینسکی مدیرعامل شرکت آرگو که اولین اسکلت خارجی کاربردی برای انسان را ساخته است، می گوید ساختن یک مجموعه اسکلت خارجی که قابل پرواز هم باشد، از ساختن یک هواپیمای فوق سبک بدون سرنشین هم مشکل تر خواهد بود. به جای صندلی خلبان و سیستم کنترلی سنتی رایج، ممکن است شخص پرواز کننده، از یک دست لباس مجهز که تمام این امکانات در آن تلفیق شده است استفاده کند. در این صورت ممکن است به این تکنولوژی هم نیاز شود که شما تنها با صدا دستور دهید و اکسواسکلتون با اجزایش کلیه دستورات را اجرا کند.

آیا انسان ها می توانند روزی مانند فیلم «الیسیوم» در یک جامعه بالای سطح زمین به طور دائمی زندگی کنند؟

با وجود مناظر دیدنی و فوق العاده، زندگی در فضا بسیار مشکل است. نیروی ریزگرانشی جرم گوشت و استخوان ها را بیرون می کشد و تشعشعات کیهانی که در غیاب سد میدان مغناطیسی زمین حالا به راحتی به بدن برخورد می کند، باعث کوتاه شدن عمر خواهد شد. بنابراین بشر با معمایی بزرگ روبه رو خواهد بود؛ چرا باید نازپرورده ترین ساکن زمین با هزینه سرسام آور و سنگین جایی را برای زیستن انتخاب کند که زندگی و سلامت او را شکننده و خطرناک می کند؟

در فیلم الیسیوم این سوال پاسخ داده می شود: پول می تواند عامل هر اتفاق مهم و عجیبی باشد. در این ایستگاه فضایی مراقبت های سلامتی به وسیله ابزار و وسایلی، باهر بیماری زمینی، حتی سرطان با موفقیت مبارزه می کند. برای مقابله با گرانش کم به عنوان یک خطر مشترک، الیسیوم از یک بازوی لاستیکی استفاده می کند که اولین بار در سال ۹۴۳۱ / ۰۷۹۱ ایده آن داده شد؛ جایی که عده ای در یک چرخ گردنده غول پیکر با نیروی جانب مرکز زندگی می کردند.

این بازوی لاستیکی روی کاغذ کار می کند و مشکل گشا هم خواهد بود؛ اما در واقعیت ساخت آن تقریبا غیر ممکن است. این کار مستلزم به کار بردن میلیون ها تن مواد اولیه داخل حلقه گردشی است.

جان بی چارلس، مدیر پروژه تحقیق انسانی ناسا می گوید: «ساکن شدن در کره ماه در عمل ساده تر از ساخت این بازوی لاستیکی استنفوردی خواهد بود.» از سوی دیگر به سختی می توان اطمینان داد که زندگی در مرز میدان مغناطیسی زمین، خطرات جدی برای سلامتی انسان در پی نداشته باشد. امروزه با به کارگیری تکنولوژی های پیشرفته فضانوردان قادرند بین دو تا سه سال در ایستگاه بین المللی فضایی زندگی کنند. اما یک زیستگاه دائمی برای زندگی بشر باید بتواند برای مواد در دسترس خود مانند آب و فاضلاب برنامه ای داشته باشد و حتی المقدور آنها را بازیافت کند. می توان امیدوار بود که با بازیافت و ارزشمند پنداشتن این پسماندها بخشی از مشکلات این تئوری در عمل حل بشود.

منبع: مجله دانستنیها – تیر ۱۳۹۲


 
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.