اینترنت به این مرد کمک کرد که خاطرات ناخوانای مادربزرگش از زمانه جنگ جهانی دوم را بخواند

درون کتابخانه‌ها، کمدها، صندوقچه‌ها، زیرزمین‌ها، زیرشیروانی‌ها و انباری‌ها نمور خانه‌های ما قطعا همیشه چیزهای باارزشی پیدا می‌شوند که فکرش را نمی‌کنیم.

یک عکس ساده قدیمی از دهه‌ها پیش، الان اگر اسکن شود و در اینترنت قرار داده شود، کلی لایک می‌گیرد. یک مجله یا کتاب خیلی قدیمی یا رادیو و گرامافون قدیمی، نامه‌های رد و بدل شده بین اعضای خانواده و صدها چیز دیگر …

متاسفانه خیلی از ماها قدر این گنج‌های پنهان را نمی‌دانیم و اینها به تدریج نابود می‌شوند و دور ریخته می‌شوند.

امروز خبر کوتاه جالبی خواندم که من را به این فکر برد:

یک کاربر سایت Imgur تصادفا یادداشت‌های مادربزرگش از زمان جنگ جهانی دوم را پیدا کرد، اما کل خاطرات خیلی تندنویسی‌شده و بدخط بودند و کار هر کسی نبود که بتواند آنها را بخواند.

خوشبختانه او به فکرش رسید که از کاربران اینترنت کمک بگیرد. اما تصور می‌کنید که کاربران کدام شبکه اجتماعی می‌توانستند به او کمک کنند.

اگر خواننده قدیمی یک پزشک بوده باشید، می‌دانید که همیشه در این وقت‌ها کاربران سایت ردیت، دانش و ذوق و روحیه پشتیبانی خوبی دارند.

جالب بود که غریبه‌ای مشتاق پیدا شد که به سرعت در ردیت، این یادداشت‌ها را رمزگشایی کرد.

شما هم می‌توانید نگاهی به این خاطرات بیندازید.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.