فیلم پدرخوانده – داستان، نقد و بررسی

سال تولید : ۱۹۷۲
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : آلبرت رودی
کارگردان : فرانسیس فورد کوپولا
فیلمنامه‌نویس : ماریو پوزو و کوپولا، برمبنای رمانی نوشته پوزو
فیلمبردار : گوردون ویلیس
آهنگساز(موسیقی متن) : نینو روتا.
هنرپیشگان : مارلون براندو، آل پاچینو، جیمز کان، ریچارد کاستلانو، رابرت دووال، استرلینگ هیدن، جان مارلی، ریچارد کُنت، دایان کیتن، آل لتی‌یری، ایب ویگودا، تالیا شایر، جانی روسو، جان کازال، آنجلو اینفانتی، رودی باند، آل مارتینو، سیمونتا استفانلی و مورگانا کینگ.
نوع فیلم : رنگی، ۱۷۵ دقیقه.

اوت سال ۱۹۴۵. «دون ویتو کورلئونه» (براندو) که به خاطر حمایت‌ها و کمک‌هایش به مهاجران ایتالیائی در نیویورک به «پدرخوانده» معروف است، مراسم عروسی دخترش، «کانی» (شایر) را با جوانی به‌نام «کارلو ریتزی» «روسو» در خانه‌اش در لانگ بیچ برگزار می‌کند. در بین مراسم، «دون» به دفترش می‌رود تا به صحبت‌ها و درخواست‌های ملاقات کنندگانش گوش دهد؛ از جمله به درددل «جانی فانتین» (مارتینو)، خواننده‌ای که با کمک‌های «پدرخوانده» به موفقیت رسیده است.

«جانی» از «دون» برای بازی در نقش اول یک فیلم هالیوودی کمک می‌خواهد. «دون»، «تام هیگن» (دووال)، دست راست و مشاور حقوقی‌اش را به لس آنجلس می‌فرستد تا با تهیه‌کننده فیلم «جک وولتس» (مارلی) صحبت کند. وقتی «وولتس» مخالفت می‌کند، سرِ بریده محبوبش را در تخت‌خوابش می‌بیند و سپس «جانی» بدون هیچ مشکلی کارش را آغاز می‌کند. در نیویورک، «هیگن» در ملاقاتی که «ورجیل سولوتسو» (لتی‌یری)، یکی از اعضای بانفوذ خانواده «تاتالیا»، رقیب هم‌پای خانواده «کورلئونه» با «دون» ترتیب داده، شرکت می‌کند.

«سولوتسو» از «دون» می‌خواهد که در قاچاق موادمخدر شرکت کند و وقتی «دون» این پیشنهاد را رد می‌کند، «سولوتسو» می‌فهمد که «سانی» (کان)، پسر بزرگ «کورلئونه‌ها» به این کار علاقه‌مند است. «مایکل» (پاچینو)، پسرکوچک خانواده، قهرمان نیروی دریائی و فردی تحصیل کرده و احساساتی است که هیچ علاقه‌ای به فعالیت‌های غیرقانونی خانواده‌اش ندارد و اوقاتش را با محبوبه‌اش، «کی» (کیتن)، دختری غیرایتالیائی می‌گذراند. چند هفته بعد به «دون» در خیابان سوء قصد می‌شود. او جان سالم به در می‌برد و با پیشرفت بهبودی‌اش، «کورلئونه‌ها» انتقام‌شان را شروع می‌کنند.

در اینجا «مایکل»، «سولوتسو» و «مکلوسکی» (هیدن)، رئیس پلیس هم‌دست او را می‌کشد. خانواده برای در امان ماندنش، او را به سیسیل می‌فرستند. «مایکل» در آنجا با دختری به‌نام «آپولونیا» (استفانلی) ازدواج می‌کند و دو سال آنجا می‌ماند تا اینکه خبر مرگ «سانی» می‌رسد. چندی بعد نیز «آپولونیا» در انفجار بمبی که «فابریتسیو» (اینفانتی)، یکی از محافظان «مایکل» به قصد ترور او کار گذاشته، کشته می‌شود. «مایکل» به نیویورک بازمی‌گردد و متوجه می‌شود که «دون» با تمام خانواده‌های رقیب صلح کرده است. او با «کی» ازدواج می‌کند و وقتی «دون» می‌میرد، «مایکل» نقشه‌هایش را عملی می‌کند. او با یک‌سری قتل و کشتار، انتقام سختی از «تاتالیاها» می‌گیرد، و پس از تصفیه خرده حساب‌های قدیمی، افراد ناجور را از گروهش پاکسازی می‌کند و حالا «پدر خوانده» جدید، صاحب قدرتمندترین خانواده در تمام ایالات متحد است.

این اثر باشکوه و عظیم، بر مبنای رمانی پُر آوازه از پوزو، یک شبه کوپولای جوان و مستعد را به گران‌ترین، پول‌سازترین و مطرح‌ترین کارگردان دهه ۱۹۷۰ تبدیل می‌کند. خود فیلم نیز از هر جهت به یک اثر حماسی – چه در موضوع و چه در ساختار – شبیه است و به آسانی می‌توان آن را نمونه‌ای و جریان‌ساز دانست. موسیقی درخشان روتا به این اثر برجسته، جلوه‌ای خاص بخشیده و فیلم‌برداری ویلیس بی‌نظیر است.

بازی‌های تمام بازیگران نیز مثال‌زدنی است و صحنه غُسل تعمید که طی آن با تدوین، موازی (کار ویلیام رنولدز، پیتر زینر، مارک لاب و مورای سولومون) تماشاگر، نظاره‌گر خونریزی‌های «مایکل» است، ازیااد نرفتنی است (با دو دنباله ساخته خود کوپولا در سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۹۰ ادامه می‌یابد و دو قسمت اول آن برای تلویزیون تدوین مجدد می‌شود).

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.