فیلم پدرخوانده – قسمت دوم – داستان، نقد و بررسی – The Godfather: Part II (1974)

سال تولید : ۱۹۷۴
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : فرانسیس فورد کوپولا
کارگردان : فرانسیس فورد کوپولا
فیلمنامه‌نویس : ماریو پوزو و فرانسیس فورد کوپولا، برمبنای رمانی نوشته پوزو.
فیلمبردار : گوردون ویلیس
آهنگساز(موسیقی متن) : نینو روتا و کارمینه کوپولا
هنرپیشگان : آل پاچینو، رابرت دووال، دایان کیتن، رابرت دنیرو، جان کازال، تالیا شایر، لی‌استراسبرگ، مایکل گاتسو و ریچارد برایت.
نوع فیلم : رنگی، ۲۰۰ دقیقه.

سال ۱۹۵۸. «مایکل کورلئونه» (پاچینو) در یک مهمانی با مشکلات خانوادگی روبه‌رو می‌شود. از سوی دیگر او درگیر سروسامان بخشیدن به امپراتوری‌ای است که از پدرش، «دون ویتو» به ارث برده است («دون ویتو»)، پس از آنکه پدرش توسط «دون چیچو» به قتل می‌رسد، در هشت سالگی و در ۱۹۰۱ از سیسیل به نیویورک می‌گریزد. جائی که او / دنیرو بزرگ می‌شود، ازدواج می‌کند و صاحب چهار فرزند می‌شود. در این فاصله تنها یکبار به سیسیل باز می‌گردد تا انتقام مرگ پدرش را از «دون چیچو» بگیرد.

«مایکل» در تلاش برای قانونی کردن فعالیت‌های «کورلئونه‌ها»، با «هایمن رات» (استراسبرگ)، یکی از رؤسای یهودی مافیا، کازینو – هتلی در کوبا دایر می‌کند. «فرانکی پنتانجلی» (گاتسو)،یکی از همراهانِ قدیمی خانواده به‌خاطر مشکلی که با «هایمن» دارد، به این معامله جدید اعتراض می‌کند. پس از یک اقدام به ترور، «مایکل» به میامی می‌رود تا به «هایمن» بگوید که به «فرانکی» بی‌اعتماد است و احتمال می‌دهد که ترور کار او بوده باشد. در نیویورک نیز به «فرانکی» می‌گوید می‌داند «هایمن» ترتیب ترور را داده است، اما دنبال کسی می‌گردد که به‌خاطر «هایمن» به او خیانت کرده است. در کوبا، «مایکل » ترتیب معامله را می‌دهد، اما به‌محض آنکه متوجه می‌شود «هایمن» قصد کشتن او را دارد، پول را باز می‌گرداند.

تلاش او برای کشتن «هایمن» بی‌نتیجه می‌ماند؛ اگرچه متوجه می‌شود که «فردو» (کازال)، برادرش خائن است و این درست پیش از انقلاب کوباست. «مایکل» افسرده و مأیوس به‌خاطر سقط جنین همسرش، «کِی» (کیتن) به خانه باز می‌گردد. سنا او را به‌خاطر فعالیت‌های مافیائی احضار می‌کند. اما به‌خاطر آنکه «فرانکی» در دادگاه علیه او شهادت نمی‌دهد از بند می‌رهد. مشکلاتش با «کی» اوج می‌گیرد و او خانه را ترک می‌کند. مادرش می‌میرد و حالا «مایکل» تصمیم به قتل عام دشمنانش می‌گیرد.

«فرانکی» را وادار به خودکشی می‌کنند تا احتمالاً تحت فشار مجبور به شهادت علیه «مایکل» نشود. «هایمن» پس از ورود از اسرائیل به خاک آمریکا کشته می‌شود، و «فردو» نیز هنگامی ماهی‌گیری به قتل می‌رسد. حالا «مایکلِ» تنها و منزوی است.

منتقدان بنا به دلایلی قسمت دوم پدرخوانده (ساخته خود کوپولا، ۱۹۷۲) را برتر از فیلم نخست دانستند: نخست آنکه دیگر خبری از مارلون براندو نیست تا با آن حضور سنگین و تعیین کننده‌اش بر همه چیز سایه افکند و دوم آنکه کوپولا در اینجا به بلوغ تماشائی و مشخصی در پرداخت دنیای گنگسترها رسیده است. ضمن آنکه روایت پیچ در پیچ قسمت دوم که زندگی پسر – پدر را به شکل موازی پیش می‌برد، از پیش، تقدیر این نوع زندگی را آشکار می‌کند.

به همین دلیل قسمت دوم به کالبد شکافی قدرت و فساد تبدیل می‌شود و نشان می‌دهد که قدرت چگونه مثل موریانه‌ای احساسات و عواطف «مایکل» را می‌جود و به مرگ برادرش به دست او منتهی می‌شود. اینجاست که پدرخوانده، قسمت ۲، برخلاف قسمت نخست که تصویری باشکوه و منکوب کننده از دنیای گنگسترها ارائه می‌دهد، فضائی افسرده و غمگنانه دارد، و پاچینو در ترسیم این دنیا غوغا می‌کند و با اندکی جسارت ابعادی درون‌گرایانه به نقش می‌دهد که براندو با آن حضور سنگینش در قسمت نخست، به آن دست نیافته است. نخستین درخشش دنیرو، اما خارج از سبک دنیروئی.

بازی درخشان مجموعه ستارگان فیلم نشان از کمال کوپولا در کار با بازیگران حرفه‌ای دارد. در این مجموعه نبوغ‌آمیز باید به کار ویلیس هم اشاره کرد که تصاویری بدیع از حال و هوای قدیمی آمریکا ارائه می‌کند. در ۱۹۹۰ دنباله‌ای بر فیلم با عنوان پدرخوانده، قسمت ۳ به کارگردانی کوپولا و همین گروه بازیگران ساخته می‌شود. همچنین در ۱۹۸۱، کوپولا، نسخه ویژه‌ای را نیز برای تلویزیون در ۳۸۶ دقیقه تهیه می‌کند.

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.