بیوگرافی روبرت کخ، کاشف باسیل بیماری سل: مایکوباکتریوم توبرکلوزیس

روبرت کخ در یازدهم دسامبر سال ۱۸۴۳ در شهر کلاوس‌تال (Clausthal) به دنیا آمد. او که در مجموع ۱۲ خواهر و برادر داشت، سومین فرزند خانواده بود.

از میان این فرزندان تنها نه پسر و دو دختر توانستند از دوران شیرخوارگی زنده بمانند. روبرت کخ به هنگامی که چهارساله بود با نگاه کردن به تکالیف مدرسه برادران بزرگترش نوشتن و خواندن را آموخت.

در سال ۱۸۵۱ در کلاوستال وارد دبیرستان شد. او به زبان‌های کلاسیک لاتین و یونانی که آن زمان در دبیرستان تدریس می‌شد علاقه چندانی نشان نمی‌داد و برعکس به یادگیری فرانسوی و انگلیسی علاقه فراوانی داشت و همین آموختن زبان انگلیسی سپس، به او در پژوهش‌هایش در آفریقا و هندوستان کمک شایانی کرد. در اکتبر ۱۸۶۲ با موفقیت امتحانات دبیرستان را گذراند و دیپلم گرفت.

او در سال ۱۸۶۲ پس از اتمام دوران دبیرستان در شهر گوتینگن نخست به تحصیل در رشته زبان‌شناسی پرداخت اما در همان ترم اول رشته تحصیلی خود را عوض نمود و به پزشکی روی آورد.

از استادانی که کخ همواره به خاطر داشت گئورگ مایسنر، یکی از استادان کار با حیوانات بود که بعدها نقش مهمی را در زندگی پژوهشی کخ ایفا کرد. در سال ۱۸۶۵ کخ تحت نظر مایسنر دربارهٔ تشکیل اسید سوکسینیک در انسان به مطالعه پرداخت. کخ حتی بخشی از آزمایش‌های را روی خودش انجام می‌داد و رژیم غذایی خاصی را به خود تحمیل می‌کرد و هر روز ادرار خود را برای وجود اسید سوکسینیک مورد آزمایش قرار می‌داد.

کخ در سال ۱۸۶۶ یعنی در زمان همه‌گیری بیماری وبا به عنوان پزشک‌یار در درمانگاهی در هامبورگ کار می‌کرد. اکثر بیمارانی که به این درمانگاه انتقال می‌یافتند در برابر وبا طاقت نیاورده و جان می‌سپردند.

وی بعدها در پی کشف عوامل بیماری‌های مختلفی از جمله بیماری خواب، طاعون و تیفوس برآمد و به سفرهای زیادی دست زد. روبرت کخ همواره آن جا بود که مردم در پی اپیدمی‌های وسیع دسته دسته جان خود را از دست می‌دادند.

کخ مانند دیگر پزشکان مشهور دوران خود در برلین، پاریس یا لندن آغاز به کار نکرد، بلکه در شهرهای کوچکی مانند لانگن‌هاگن، وول‌اشتاین یا برسلاو به کار پرداخت.

زندگی پزشکی کخ در مقام محقق در یک مؤسسه‌ی به‌نام سلطنتی آلمان آغاز نشد. بلکه او به عنوان پزشک معمولی در مطب خصوصی خود شروع به طبابت کرد. حتی سیر شغلی‌اش با موفقیت همراه نبود. پزشک جوان بارها مجبور شد مطب خود را ببندد، تنها به این دلیل که قادر نبود هزینه‌ها را بپردازد.

با این حال همه‌ی اینها نتوانست بر میل جویایی و تحقیق کخ غلبه کند. روبرت کخ در کنار طبابت به تحقیقات خود نیز ادامه می‌داد. نخستین چالش بزرگ او پیدا کردن عامل بیماری سیاه‌زخم بود. سیاه‌زخم یا Anthrax بیماری باکتریایی است که دام‌‌ها را آلوده می‌کند.

کخ از حیوانات زیادی برای آزمایش‌های خود استفاده کرد و تیمی از متخصصان را با مدیریت خود گرد هم آورد، تا اینکه توانست در سال ۱۸۸۲ نخستین موفقیت بزرگ خود را به اطلاع عموم برساند.

کشف عامل بیماری سل

روبرت کخ در سال ۱۸۸۲ اعلام کرد که عامل سل – ماکوباکتریوم توبرکلوزیس- را پیدا کرده است. این خبر به سرعت پخش شد. بیماری سل که به “طاعون سفید” معروف بود، عامل حدود ۲۰ درصد از مرگ و میرها شناخته می‌شد. برای این بیماری که بیشتر جوان‌ها را مبتلا می‌کرد درمانی وجود نداشت چون عامل آن ناشناخته مانده بود. اینک دست کم مشخص شده بود که این بیماری از چه راه‌هایی انتشار می‌یابد، ‌چرا در محلات فقیرنشین بیداد می‌کند و چگونه می‌توان خود را در برابر آن ایمن کرد.

زندگی شخصی

در ژوئیه 1867، کخ با اِما (امی) آدولفین ژوزفین فراتز ازدواج کرد و هر دو صاحب یک دختر به نام گرترود در سال 1868 شدند. ازدواج آنها پس از 26 سال در سال 1893 به پایان رسید و در اواخر همان سال، او با هنرپیشه هدویگ فرایبرگ (1872-1945) ازدواج کرد.

اعلام زودهنگام کشف داروی سل

۸ سال بعد کخ محافظه‌کاری خود را کنار گذاشت و اعلام کرد، به ماده‌ای دست یافته که می‌تواند علیه بیماری سل به کار برود، اگر چه تا آن زمان آزمایش‌های اساسی بر روی این ماده انجام نگرفته بود.

روبرت کخ در ۴ اوت ۱۸۹۰ در کنگره‌ی بین‌المللی پزشکی در برلین در حضور ۵ هزار محقق از ۴۰ کشور دنیا اعلام کرد، به ماده‌ای دست پیدا کرده که می‌تواند سل را درمان کرده و از ابتلا به آن پیشگیری کند. نام این ماده “توبرکولین” بود.

اعلام کشف “توبرکولین” منجر به پیدایش “موج توبرکولین” شد. هزاران تن از بیماران به برلین شتافتند تا درمان یابند. دیری نگذشت که برلین از مردمی لبریز شد که آخرین امید خود را در این ماده می‌یافتند. هتل‌ها به بیمارستان و برلین به بیمارستان صحرایی تبدیل شد.

اما توبرکولین اثر نمی‌کرد. کخ و عده‌ای از همکارانش با انجام آزمایش‌هایی توانستند عوارض جانبی این ماده را بشناسند اما از خاصیت درمانی خبری نبود. کخ که به بی‌حاصلی درمانی توبرکولولین آگاهی یافته بود قبل از آنکه با آتش خشم هزاران بیمار نومید روبرو شود در یک سفر تحقیقاتی به مصر گریخت.

سفر به مصر تنها یکی از سفرهای تحقیقاتی کخ محسوب می‌شد. سراسر زندگی این دانشمند سرشناس با سفرهایی همراه بود که او برای کشف باکتری‌ها، ویروس‌ها و عوامل بیماری‌زا انجام می‌داد.

درگذشت

روبرت کخ، کاشف عامل بیماری سل یا باسیل کخ، در ۲۷ مه ۱۹۱۰ زندگی را بدرود گفت. علت مرگ این پزشک و باکتری‌شناس آلمانی را سکته‌ی قلبی احتمالی تشخیص دادند و نه عفونت. و این شگفتی‌برانگیز است. چون او که تمامی زندگی‌خود را وقف کشف عوامل بیماری‌ها کرده بود، دستش به بزرگ‌ترین آلودگی‌ها آلوده بود، از اجساد انسان‌ها و لاشه‌های حیوانات نمونه تهیه می‌کرد، با گیاهان فاسد سر و کار داشت و مناطق متعفن را می‌کاوید، خود توانسته بود تا ۶۶ سالگی از مرگ در امان بماند.

منبع: دویچه وله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]