فیلم منطقه سبز – خلاصه داستان، نقد و بررسی – Green Zone 2010

0

کارگردان پال‌گرین کراس، بازیگران: مت دیمون (ستوان روی میلر)‌، گرک کی‌نیر (کلارک پاندستون)‌، برندان گلیسون (مارتین براون)‌، ایمی ریان (لوری دیان)‌، خالد عبداله (فردی)‌. ۱۱۴ دقیقه، درجهٔ نمایشی. R

منطقهٔ سبز یک رسالهٔ سیاسی دربارهٔ دلایل شکل‌گیری جنگ عراق و اشغال این کشور توسط آمریکا نیست. این فیلم یک کار به اصطلاح‌تریلر (هیجانی) سرگرم‌کننده از پال‌گرین گراس، سازندهٔ دو فیلم از مجموعه فیلم‌های هیجانی و سرگرم‌کنندهٔ بورن، است، اما با این حال، آنچه فیلم دربارهٔ جنگ عراق با در واقع عراق در مقطع آغاز جنگ (سال ۲۰۰۳‌) می‌گوید از حیث سیاسی قابل اعتناست. به قول برایان هلگلند، فیلمنامه‌نویس منطقهٔ سبز (و برندهٔ جایزهٔ اسکار بهترین فیلمنامه به خاطر نگارش فیلمنامهٔ محرمانهٔ لس آنجلس)‌، ((همیشه این موضوع اهمیت داشته که چرا ما درگیر جنگ‌ها می‌شویم و آن‌ها (حکومت) چگونه موفق به قانع کردن ما (ملت) برای این کار می‌شوند. ‌))

منطقهٔ سبز که عنوان‌اش اشاره به منطقهٔ حفاظت شده‌ای در مرکز عراق است که وزارتخانه‌ها و سفارتخانه‌ها در آن مستقر هستند، با صحنه‌هایی از حملات هوایی ارتش آمریکا (در سال ۲۰۰۳) به شهر بغداد آغاز می‌شود. سپس با ستوان روی میلر (مت دیمون) آشنا می‌شویم که رهبری یک گروه زبده و از جان گذشتهٔ ارتش آمریکا را بر عهده دارد. حالا که آمریکایی‌ها موفق به تسخیر عراق شده‌اند، هدف اصلی آن‌ها بافتن سلاح‌های کشتار جمعی صدام حسین است و وظیفهٔ گروه تحت امر ستوان میلر نیز یافتن همین سلاح‌هاست. این موضوع اهمیت بسیاری برای آمریکایی‌ها دارد زیرا نئوکان‌ها (محافظه کاران حاکم بر آمریکا) جنگ عراق را با این بهانه آغاز کردند که صدام حسین دارای سلاح‌های کشتار جمعی است و با این سلاح‌ها می‌تواند امنیت جهان غرب را به خطر بیندازد، اما میلر و گروه وی در اولین یورش خود به انباری که ((سیا)) از آن به عنوان انبار ((سلاح‌های کشتار جمعی)) نام برده هیچ سلاحی در آن پیدا نمی‌کنند. گروه میلر در حملهٔ بعدی به اثباری که از قرار معلوم باید انبار سلاح‌های شیمیایی باشد چیزی جز فضله‌های انباشته شدهٔ کبوتران در آن پیدا نمی‌کند.

از آنجایی که یورش‌های مذکور پاره‌ای تلفات انسانی به جا گذاشته، ستوان روی میلر در یک جلسهٔ کاری علنا به اطلاعات نادرست سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا در مورد جا و مکان سلاح‌های کشتار جمعی صدام اعتراض می‌کند. این اعتراض باعث رویارویی میلر با پاندستون (گرگ کی‌نیر)‌، مأمور اطلاعاتی آمریکا، می‌شود. پاندستون همان روایت کلیشه‌ای مورد تأیید حکومت بوش را تحویل میلر می‌دهد و از وی می‌خواهد که صرفا به وظایف محولهٔ خود عمل کند. سخنان انتقادی میلر به گوش مارتین براون (برندان کلیسون)‌، مأمور قدیمی سیا که از سالیان دور در عراق بوده. می‌رسد، براون در دیدار با میلر، وی را تلویحا در جریان واقعیت امور قرار می‌دهد، موقعی که میلر به براون می‌گوید: ((فکر می‌کردم که ما همه در یک اردو قرار داریم)). براون به وی پاسخ می‌دهد: ((این قدر ساده لوح نباش.))

میلر در ادامه جستجوهای خود با لوری دین (ایمی ریان) خبرنگار ناآگاه وال استریت ژورنال آشنا می‌شود: خبرنگاری که در گزارش‌های خود مدعی شده که صدام واقعا دارای سلاح‌های کشتار جمعی بوده است، میلر از طریق لوری دین پی می‌برد ژنرال ال‌راوی (ایگال نائور)، که در ارتش صدام خدمت می‌کرده، در دیداری محرمانه با پاندستون در اردن به وی اطمینان خاطر داده که صدام هیچ سلاح کشتار جمعی‌ای نداشته است، میلر به این ترتیب پی می‌برد که دلایل آغاز جنگ عراق که از سوی حکومت آمریکا و سازمان‌های اطلاعاتی‌اش به مردم آمریکا و جهانیان ارائه شده بود، دروغ و عاری از هر حقیقتی بوده است.

منطقهٔ سبز گرچه یک فیلم داستانی است اما مبتنی بر واقعیت‌های تاریخی است. بسیاری از کاراکترهای فیلم مابه ازای واقعی دارند. مثلا لوری دین خبرنگار همان جودیت میلر معروف است که با گزارش‌های بی‌پایه و اساس خود دربارهٔ عراق در روزنامهٔ نیویورک تایمز نقش مهمی در ترغیب افکار عمومی آمریکاییان به آغاز جنگ داشت، احمد چلبی، سیاستمدار عراقی‌ای که با دادن اطلاعات نادرست دربارهٔ عراق و صدام در سوق دادن آمریکا به طرف دخالت نظامی در عراق نقش تعیین‌کننده‌ای داشت، نیز مابه ازای خودش را در فیلم دارد و همین طور پل برمر، حاکم موقت عراق پس از سرنگونی صدام حسین.

منطقهٔ سبز گرچه أساسا یک فیلم‌تریلر (هیجانی) است اما نقطه نظرات سیاسی خود را به صراحت بیان می‌کند، درگیر شدن آمریکا در جنگ عراق مبتنی بر فرضیات کاملا نادرست بود؛ جنگ عراق توطئهٔ نئوکان‌های آمریکایی بود؛ صدام هیچ سلاح کشتار جمعی‌ای نداشت؛ آمریکا هیچ برنامهٔ مشخصی در عراق برای بعد از دوران سرنگونی صدام نداشت؛ انحلال ارتش صدام و اخراج ارتشیان عراقی بدون خلع سلاح کردن آن‌ها کار نادرستی بود و…

البته آنچه در فیلم از منظر سیاسی مطرح شده جای بحث دارد. تونی بلر، نخست وزیر سابق بریتانیا، اخیرا در برابر هیاتی که راجع به دخالت بریتانیا در جنگ عراق تحقیق می‌کند، سخنانی گفت که قابل اعتناست، بلر گفت که خود صدام حسین یک سلاح کشتار جمعی بالقوه بود که با ادامهٔ حکومت‌اش می‌توانست جهان متمدن و همسایگان عراق را به خطر بیندازد، نکته‌های دیگری هم وجود دارد که باید به آن توجه کرد، مثلا صدام حسین در گفتگوهایی که طی سال آخر حیات‌اش با بازجویان آمریکایی‌اش داشت اعتراف کرد که وی طی دوران حکمرانی خود مخصوصا طوری جلوه می‌داد که انگار عراق دارای سلاح‌های کشتار جمعی است تا به این ترتیب ایرانی‌ها را از ((حملهٔ احتمالی به عراق بترساند. اما جدای از همهٔ این‌ها، جنگ عراق گرچه خسارت‌های زیادی برای مردم عراق به بار آورد اما باعث شد که آن‌ها از شر یک دیکتاتور بی‌رحم خلاص شوند. فاجعه‌ای که عراقی‌ها در زیر دیکتاتوری صدام تحمل کردند به مراتب فجیع‌تر، خونین‌تر و گسترده‌تر از خسارت‌هایی بوده که طی این ۸ سال گذشته کرده‌اند. اما مسئله اینجاست که جنایت‌های استبداد و دیکتاتوری معمولا ((سرد)) و ((خاموش)) است اما خسارت‌ها و تلفات جنگ معمولا ((گرم)) و ((پرسروصدا)) است.

در هر حال، منطقهٔ سبز فیلم خوبی است چرا که به قول راجر ایبرت، برای اولین بار شاهدیم که یک فیلم آمریکایی با یک نگاه تقریبا غیرهالیوودی به یک جنگ آمریکایی نگاه کرده و ((قهرمانان)) این جنگ را همچون مشتی فریب خورده به تصویر کشیده. البته فیلم عاری از اشکال نیست، فصل‌های اکشن پایانی فیلم که در آن گرایشات هالیوودی به چشم می‌خورد، تناسبی با بقیهٔ فیلم ندارد. این فیلم که از حیث داستان و پرداخت کاراکترها بسیار غنی و گیراست اساسا نیازی به این فصل‌های اکشن پایانی نداشت.

منبع: نشریه دنیای تصویر

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.