زن در ادبیات نوجوانان رابرت آنسون هاین‌لاین

ماریتا ای فرانک – ترجمهٔ کاتارینا ورزی

رابرت انسون هینلین  (1907 تا 1988)، بدون شک یکی از بزرگان ادبیات علمی تخیلی است. او علاوه بر دریافت سه جایزهٔ هوگو 3، بزرگ‌ترین جایزهٔ رشتهٔ علمی تخیلی برای آثارش، نخستین جایزهٔ گرند مستر 4 را دریافت کرد و جامعهٔ نویسندگان علمی تخیلی، او را در کنار آیزاک آسیموف و آرتور سی کلارک، به عنوان یکی از «سه غول تخیل علمی» می‌شناسد. او به مدت پنجاه سال زندگی حرفه‌ای خود «پدر» ادبیات علمی تخیلی آمریکا به شمار می‌رفت و مانند پدر یک خانواده، در میان خوانندگان و نویسندگان محبوب بود و در عین حال، مورد مخالفت‌های بسیار قرار می‌گرفت. نویسندگان جدیدتر، از خط فلسفی و سبک نوشتاری او انتقاد می‌کنند، اما در تقلید از او می‌کوشند. به عنوان یک فیزیکدان و یک اقسر بازنشستهٔ نیروی دریایی، دست توانایی در ساختن کلمات و واژگانی داشت که چه در ادبیات و چه در حیطهٔ علم، پایدار مانده‌اند. او نیز در کنار آسیموف، یکی از پایه‌گذاران داستان‌های «تاریخ آینده»5 است که تعدادی از داستان‌های نوجوانانش، از جمله دانشجوی فضایی 6 و خانوادهءفضایی استون 7 از نظر خط داستانی، در همان مجموعه قرار دارند. تأثیر آثار وی بر این رشته ادبی، حتی پانزده سال پس از مرگش، هنوز ملموس و پایدار است.

هینلین در آثار بزرگسالان خود، دقت خاصی بر روند تکامل و مشکلات اجتماعی داشت که در آثار نوجوانانش نیز منعکس شده است. برای مثال، می‌توان به پافشاری وی در آخرین داستان‌هایش، بر اهمیت کانون خانواده هسته‌ای و نیاز زنان به داشتن فرزند اشاره کرد.

هم‌چنین، شخصیت‌های زن در داستان‌هایش، مانند مردها توانا و مستقل هستند و در حرفه‌های پیچیدهٔ فنی تخصص دارند و بزرگ کردن فرزندان، امری مربوط به تمامی اعضای خانواده است.

با وجود تأکید بر مسایل اجتماعی، هینلین توجه به علوم سخت را در داستان‌هایش فراموش نکرد. پیشرفت‌های فنی در داستان‌هایش، معقول و منطقی است. او به ویژه در داستان‌های نوجوانانش، بر اهمیت ریاضی و فیزیک در پیشروی نژاد بشری تأکید می‌کرد و معتقد بود که با یک نظام تدریس صحیح، کودکان قادر به فراگیری این علوم در سطحی ورای دانشگاه‌های امروزی‌اند. او از نظر علوم کامپیوتری در جبهه‌ای جدا از آسیموف قرار گرفته بود؛ در جایی که آسیموف، روبوت‌ها را بررسی کرد، هینلین توجه خاصی به ابر کامپیوترهای هوشیار داشت. یکی از ابر کامپیوترهای وی، رهبری انقلاب برای آزادی ساکنین کرهٔ ماه را به عهده گرفته بود.8 جالب توجه است که به جز در یک مورد، ابر کامپیوترهای هینلین، همگی اسم و شخصیت زنانه داشتند و در یک مورد استثنا نیز کامپیوتر «دو شخصیته» بود و می‌توانست به دلخواه، مسایل را از دیدگاه یک زن یا مرد بررسی کند.

سبک نوشتاری هینلین، بسیار روان است و به ویژه در داستان‌های فلسفی‌تر، با طنزی ظریف همراه می‌شود که با وجود تلخی خطداستان اصلی، موجب تفریح و خنداندن خواننده می‌شود. در عین حال، تعدادی از کتاب‌ها و داستان‌های وی که عنوان «کودک و نوجوان» ندارند، با چنان زبان ساده‌ای نوشته شده‌اند که مناسب مطالعات نوجوانان هستند. آثار هینلین در کنار اهمیت خود در رشتهٔ ادبیات علمی تخیلی، بینش فلسفی دو نسل از خوانندگان آمریکایی را تحت تأثیر قرار داد؛ به گونه‌ای که چاپ غریبه‌ای در سرزمینی غریب 9، از جمله رخدادهای تاریخی این کشور قلمداد می‌شود. او در داستان‌هایی مانند جنگاوران اختر ناو 10، گسترش خشونت و استعمال مواد مخدر در مدارس آمریکا را تا حد تأسف‌بار امروزی پیش‌بینی کرد، اما هشدارهای وی تنها موجب سانسور شدن برخی از آثارش برای بیش از سی سال شد.

قابل ذکر است که از میان آثار رابرت هینلین، کتاب‌های موشکی به نام گالیله 11(نام دیگرش مقصد: کرهٔ ماه 12)، جنگاوران اختر ناو و خیمه شب‌بازان 13 به فیلم سینمایی تبدیل شده‌اند.

شخصیت‌های زن در مجموعه داستان‌های نوجوانان رابرت ای هینلین 14 که از سال 1947 تا 1963، برای نخستین بار به چاپ رسیدند 15‌، با تصویر رایج زنان در ادبیات علمی تخیلی نمی‌خوانند.16 هینلین داستان‌های نوجوانان خود را با شخصیت‌های زن باهوش و توانا می‌آمیزد که مهندس، پزشک، خلبان و یا سرباز جنگی هستند. در این داستان‌ها برخورد با دختران نوجوان که متخصص ریاضیات و علوم فضایی هستند، امری عادی است. این دختران نوجوان، در صورت نیاز، با سیستم شلیک اسلحه سفینه نیز کار می‌کنند. درحالی‌که زنان کودن و احمق نیز در داستان‌های نوجوانان هینلین یافت می‌شوند، به همان تعداد مردان کودن و احمق نیز وجود دارند. با آن‌که زنان به تصویر کشیده شده در ادبیات نوجوانان هینلین، نقش کلیشه‌ای اکثر زنان در ادبیات علمی تخیلی، به خصوص داستان‌های نوشته شده از اواخر دههٔ 1940‌ تا اوائل دههٔ 1960 را می‌شکنند، منتقدان فمینیست، تخیل علمی او را نادیده می‌گیرند.17 همان‌طور که رونالدو سارتی 18 اشاره می‌کند: «قهرمان زن هینلین باهوش و شجاع و نمایندهٔ تصویری جدید و مثبت از زنانگی است؛ تصویری که از چشم خواننده پنهان نمی‌ماند…این قهرمان در ذهن یک نسل از خوانندگان، تجسم «زن به عنوان یک انسان توانا بود.» شاید داستان‌های نوجوانان هینلین، با معیارهای کنونی تخیل علمی فمینیست مطابقت  نداشته‌باشند، اما باید از هینلین برای کوشش‌های پیشگامانه‌اش قدردانی کرد.

از چهارده کتاب نوجوانان هینلین، سیزده عنوان مخصوص پسران نوشته شده بود و به همین سبب، تقریبا تمامی شخصیت‌های اصلی این کتاب‌ها پسر هستند. شاید خوانندگان و منتقدان امروزی برای این مسئله از هینلین انتقاد کنند، اما در آن زمان، این روشی پسندیده بود. در سال 1947 که هینلین نخستین داستان نوجوانان خود را نوشت و حتی تا اواسط دههٔ 1970 ناشران، نویسندگان و مدرسان بر این باور بودند که دختران، پس از نه یا ده سالگی، تصمیم به خواندن کتاب «دخترانه» یا «پسرانه» می‌گیرند، اما پسرها فقط کتاب «پسرانه» می‌خوانند. بنابر گفتهٔ مارشا کاباکو رودمن 19، ناشران استدلال می‌کردند: «از آن‌جا که اکثر کودکانی که به ادبیات برای آموزش جبرانی مهارت خواندن نیاز دارند، پسر هستند، پس باید داستان‌هایی در دسترس‌شان قرار گیرد که برای آن‌ها جذاب باشد.» سپس توضیح می‌دادند که چون خواننده از خواندن مطلبی لذت می‌برد که او را از جنبه‌ای مثبت نشان دهد، پس اکثر شخصیت‌ها باید پسر باشند.

بیشتر شخصیت‌های به تصویر کشیده شده در کتاب موشکی به نام گالیله 20 که نخستین جلد از مجموعه داستان‌های نوجوانان انتشارات اسکریبنر 21 و اولین داستان نوجوانان هینلین بود، مذکر هستند. این کتاب به گفتهٔ مولسون 22 «نخستین داستان علمی تخیلی کودک و نوجوان آمریکاست که لیاقت توجه و بررسی دارد.» این داستان در عین حال، ضعیف‌ترین داستان نوجوانان هینلین است و کم‌ترین تعداد شخصیت زن را دارد. خود هینلین، یان کتاب را چنین توصیف می‌کند: «یک کوشش اولیه دست و پا شکسته که هرگز از آن راضی نبودم…هر وقت به نقص‌هایش فکر می‌کنم، به خود می‌لرزم.» هینلین در کتاب به شش شخصیت زن اشاره می‌کند، اما فقط دو نفر آن‌ها دیالوگ دارند. مادر آرت 23 و مادر راس 24 دو زنی هستند که در صحنه‌هایی کوتاه حاضر می‌شوند. مادران این دو پسر و پدر راس، باید راضی بشوند تا به فرزندان خود اجازه بدهند در ساخت موشکی برای حمل آن‌ها و دوست‌شان موری 25 و دایی آرت به کرهٔ ماه، شرکت کنند. با مادران دو پسر، برخورد منفی صورت نمی‌گیرد.26 آن‌ها زمانی که اطلاعات لازم را که خواننده آن‌ها را می‌داند، دریافت می‌کنند، به فرزندان خود اجازهٔ رفتن می‌دهند. در واقع، مادر راس است که به پدر راس، داستان اجدادشان را یادآوری می‌کند که با وجود جوانی، با موفقیت در عرض قارهٔ آمریکا مهاجرت کرده ‌ بودند. در کتاب، به مادر موری فقط اشاره‌ای می‌شود. پدر موری به او می‌گوید که دربارهٔ مسئله با مادرش صحبت خواهد کرد و وی از این جریان خوشحال نخواهد بود. از سه شخصیت زن دیگر کتاب، فقط به صورت گذرا یاد می‌شود. دایی آرت می‌گوید که «دختر» مستخدم خانوادهٔ راس، او را به محل آزمایش موشک باشگاه گالیله راهنمایی کرد. دوست دختر راس، نامی ندارد و موری به شوخی، او را به عنوان «آن مو طلایی مصنوعی که کشته مرده شی» توصیف می‌کند. موری خود ادعا می‌کند که در بازکن کنسروهای غذا را به این دلیل فراموش کرده که «یه زن خبرنگار داشت از من سؤال‌های چرند و پرند می‌کرد.» اما پس از موشکی به نام گالیله، تعداد بیشتری از زنان در داستان‌های نوجوانان هینلین ظاهر می‌شوند و نقش‌های مهم‌تری را نیز به عهده می‌گیرند.

هینلین جامعه‌ای زن سالار را در دومین کتاب خود، یعنی دانشجوی فضایی 27 طراحی کرد. بحثی میان قهرمانان داستان صورت می‌گیرد که آیا هیچ اهل زهره مذکری وجود دارد یا نه. اسکار 28 که در زهره بزرگ شده است، پاسخ می‌دهد: «البته که هست. زهروی‌ها بدون تردید دو جنسی هستند. اماشک دارم که ما هرگز عکس یکی‌شون رو ببینیم و یا فرصت معاینهٔ یکی رو پیدا کنیم…من فرضیهٔ عمومی رو قبول دارم: مردهاشون کوچک و بی‌دفاع هستند و باید محافظت بشن.» هینلین ایده جامعهٔ زن سالار را با توصیف آداب و رسوم و طریقهٔ گفت‌وگوی آن‌ها در داستان گسترش می‌دهد. الگوی گفتار آن‌ها رسمی است و از ضمایر و اسامی مونث. برای معرفی رهبرها و مردم استفاده می‌کنند: «شهر من و دختران (شهروندان) من، همیشه بنابر سنت زندگی می‌کنند…و هرگز نشنیدم که در ادای سنت کاستی داشته باشیم.» اسکار پاسخ می‌دهد: «کلامت را می‌شنوم، ای مادر بسیار (رهبر زهروی)، اما معنا را نمی‌فهمم. ما آمدیم؛”خواهرانم”(دیگر دانشجویان) و من و تقاضای سرپناه و یاری کردیم برای خودمان و “مادرمان”(فرماندهٔ گروه) که به سختی بیمار است. من خود مجروح هستم و نمی‌توانم از”خواهران” جوان‌ترم محافظت کنم.» زمانی که زهرویان متوجه می‌شوند دانشجویان، با بورک 29 که قبل از رسیدن آن‌ها باعث دردسر شده بود،”فامیل” نیستند، به آن‌ها کمک می‌کنند.

منتقدان فمینیست تخیل علمی، شاید از جامعهٔ زن سالاری که هینلین در دانشجوی فضایی وصف کرده است، راضی نباشند. پاملا سارجنت 30‌ نگران طریقهٔ به تصویر کشیده شدن جوامع زن سالار، در آثسار به جای نتیجه‌گیری منطقی وجدی، بیشتر از انعکاسی از هراس‌ها یا امیدهای نویسندگان‌شان است. بسیاری از چنین داستان‌هایی، بیانگر یک تغییر نقش ساده هستند (که در آن مردها کار خانه انجام می‌دهند و زنان صاحبان قدرتند) یا آینده یا محلی دور دست را به تصویر می‌کشند که در آن زنای بسیار خشن‌تر از مردان، در چنین وضعیتی نشان داده می‌شوند (فرزندان ذکور کشته و تعدادی اندک برای تولیدمثل حفظ می‌شوند). زهروی‌های هینلین، کوچک و دوزیستی توصیف شده‌اند، اما هوشیار، زرنگ و قوی هستند. آن‌ها ذهنی عدالت‌جو دارند و حاضرند برای نجات یکی از هم‌نوعان خود مبارزه کنند. شاید این زهروی‌ها بیش از «هراس» هینلین، «امید» وی را ارضا می‌کنند. سارجنت می‌تواند هینلین را به «تغییر نقش» در جامعهٔ زهروی متهم کند، اما هینلین به اندازهٔ کافی اطلاعات دربارهٔ جامعهٔ زهروی در اختیار ما نمی‌گذارد تا بتوانیم  قضاوت کنیم. اطلاعات ارائه شده، نشان می‌دهد که زهرویان صاحبان فرهنگی قابل تحسین هستند. بخش دیگر نگرانی سارجنت نیز ناموجه است؛ چون زهرویان به هیچ عنوان خشن و بی‌تمدن نیستند. در واقع، این بورک و گروهش هستند که خشن و بی‌فرهنگ نشان داده می‌شوند. شاید اگر مقدار بیشتری از کتاب دربارهٔ زهرویان بود، هینلین به پرسش‌های مربوط به «تغییر نقش» پاسخ می‌داد.

دانشجوی فضایی، آخرین موردی نیست که هینلین جامعهٔ زن سالار را وارد داستان‌های نوجوانان خود کرد. جامعهٔ زن سالار دیگری در هیولای ستاره‌ای 31 و دو جامعهٔ دیگر در شهروند کهکشان 32 معرفی می‌شوند. با آن‌که هینلین اطلاعات زیادی دربارهٔ چگونگی کارکرد جامعهٔ زن سالار هیولای ستاره‌ای نمی‌دهد، اشاره می‌کند که نه تنهابسیار کهن‌تر، بلکه بسیار پیشرفته‌تر از هر جامعه‌ای در زمین است. به نظر می‌رسد که هینلین به بررسی فرهنگ‌های مختلف این‌گونه جوامع علاقه‌مند بود؛ زیرا هیچ‌کدام از جوامع زن سالاری او، کارکرد یکسان ندارند. او در شهروند کهکشان، دو جامعهٔ زن سالار متفاوت را نشان می‌دهد. جامعهٔ اول توسط دکتر مارگارت میدر 33‌، یک مردم‌شناس در حال مطالعهٔ جامعهٔ تجار آزاد، این‌گونه توصیف می‌گردد: «افسر ارشد، رئیس است. باعث تعجبم شد. فکر می‌کردم فقط این سفینه این‌طور باشد، اما در تمامی فرهنگ تجار رواج دارد. مردها تجارت می‌کنند، فرماندهی سفینه را به عهده دارند و مراقب نیروگاه سفینه هستند، اما رئیس همیشه یک زن است.» در این چارچوب، افسر ارشد یا همسر و یا مادر کاپیتان است. کاپیتان و افسر ارشد، همیشه بر سر راه حل مشکلات توافق ندارند. افسر ارشد قصد دارد برای تربی 34 همسری انتخاب کند، اما کاپیتان احساس می‌کند که برای ادای دین خود به بازلیم لنگ 35، باید جست‌وجوی جدی‌تری برای یافتن والدین تربی انجام دهد. کاپیتان مخفیانه تربی را از سفینه خارج می‌کند تا او فرصت جست‌وجوی برای خانواده‌اش را داشته باشد. اگر تربی با تاجران ازدواج می‌کرد، دیگر هرگز امکان ترک آن‌ها را نمی‌داشت. در این مورد، کاپیتان از تصمیم افسر ارشد پیروی نکرد.

جامعهٔ زن سالار دیگر، زمانی معرفی می‌شود که کاپیتان، تربی را برای دیدن یکی از خانواده‌های لوزیان 36 می‌برد. کاپیتان برای تربی توضیح می‌دهد که باید انتظار چه مسایلی را داشته باشد: «پسرشان حضور نخواهد داشت. فقط دختر هست و شخصی که ملاقات می‌کنم، مادرشان است، نه پدرشان. مردهاشون در اندرونی زندگی می‌کنند… دست‌کم من این‌طور فکر می‌کنم.» کاپیتان در ادامه توضیح می‌دهد که: «از ضمیر مذکر استفاده می‌کنم…چون به اندازهٔ کافی دربارهٔ فرهنگ ما اطلاع دارن که بدونن جنس مذکر، یعنی رئیس خانواده. اگر درست فکر بکنی، منطقی است.» تربی گیج می‌شود و از خود می‌پرسد: «چه کسی رئیس خانواده است؟ پدر؟ و یا مادربزرگ؟ البته وقتی افسر ارشد دستوری می‌داد با «به فرمان کاپیتان» امضا می‌کرد، فقط به این سبب بود که…نه…تربی ناگهان شک کرد که آداب و رسوم خانواده، شاید گاهی غیر منطقی باشد.»

همان‌طور که تربی متوجه می‌شود که تمامی قوانین خانوده منطقی نیستند، پاملا سارجنت نیز به آن‌چه به عنوان نمونه‌هایی از توصیف‌های غیر منطقی در آثار نوجوانان هینلین می‌بیند، اشاره می‌کند. بنابر گفتهٔ سارجنت: «داستان‌های هینلین مملوهستند از زنان و دخترانی که وارد ارتش می‌شوند، در سفینهٔ فضایی خلبانی می‌کنند، مهندس یا پزشک هستند، یا با ریاضیات عالی آشنایی دارند…اما بسیاری از شخصیت‌های زن هینلین، به طریقی رفتار می‌کنند که مناسب اشخاصی با چنین استعدادها توانایی‌هایی نیست.» یکی از مثال‌هایی که خانم سارجنت برای این مسئله ذکر می‌کند، از شهروند کهکشان گرفته شده است. لویین 37 به عنوان همسری مناسب تربی، به سفینه آورده می‌شود. وقتی او در کنار تربی است، به نظر می‌رسد که اطلاعی از ریاضیات نداشته باشد، اما تربی کشف می‌کند که تخصص لویین، ریاضیات و به‌خصوص هندسهٔ چندبعدی است. هینلین توصیه نمی‌کند که لویین، یا زنان جامعهٔ ما، باید کودن به نظر برسند تا تربی، یا مردان جامعهٔ ما، باهوش‌تر نشان داده شوند. او نشان می‌دهد که این رسم چقدر مضحک ‌ و غیر منطقی است. سارجنت می‌گوید که این یک مورد از «نفوذ فرهنگی» است. در واقع، همان‌طور که سارتی 38 اشاره می‌کند، هینلین از «نفوذ فرهنگی» سارجنت استفاده می‌کند که «اعتقادات و اخلاق جنسی خودمان را وارد داستان کند تا بتواند آن‌ها را به یاد انتقاد گیرد.»

درحالی‌که سارجنت، با وجود آن‌چه وی به عنوان نکته‌های متناقض می‌بیند، از هینلین برای توصیف زنان در آثارش تمجید می‌کند، برخی منتقدان دیگر مانند رابینسون 39، به او اتهام تبعیض جنسی می‌زنند. سام‌جی لوندوال 40، هینلین را به سختی نکوهش می‌کند و بدون آن‌که مثالی بیاورد، می‌گوید: «این که جایگاه زن در جامعه قابل بحث است و می‌توان از آن به عنوان پایه‌ای برای تخیل استفاده کرد، هرگز به ذهن نویسندگانی که در زمینه‌های دیگر بسیار پیشرفته هستند، نرسیده است. نادرند آن‌هایی که این مسئله به ذهن‌شان رسیده باشد. رابرت ای هینلین که متعصبانه معتقد است زنان، فقط مناسب حرمسرا هستند، نمونه‌ای بارز برای این پدیده است.» اما هینلین در هیچ‌کدام از داستان‌های نوجوانان خود اعلام نمی‌کند که «جای زنان در حرمسراست.»41برعکس، هینلین جایگاه زن در جامعه را وارد بحث می‌کند. سالیوان 42 می‌گوید که در ادبیات نوجوانان هینلین، «در تمامی مجموعهٔ داستان‌ها زنانی در جایگاه قدرت و مسئولیت وجود دارند.» در تونلی در آسمان 43، هلن 44 یک «سروان مهاجم در هنگ آمازون‌ها»45 است. توصیه‌های وی به برادرش راد 46‌، دربارهٔ آن‌که چه چیزهایی را برای آزمایش بقا با خود ببرد و نبرد، به راد کمک می‌کند که زنده بماند. راد از همان آغاز داستان، متوجه می‌شود که: «توصیه‌های خواهرش همین حالاثمره داده‌اند.» پاملا سارجنت، به سبب علاقهٔ هلن برای یافتن شوهر و داشتن خانواده، از هینلین انتقاد می‌کند. کسی به هلن اجبار نمی‌کند که نقش خود به عنوان یک سروان را کنار بگذارد و یا این که ازدواج کند و مادر شود؛ هلن از حق انتخاب خود استفاده می‌کند. در این نقطه از آینده‌ای که هینلین توصیف می‌کند، زنان می‌توانند دربارهٔ آیندهٔ خود تصمیم بگیرند.

کارمن ایبانز 47، در جنگاوران اختر ناو 48، شخصیتی است که دقیقا می‌داند برای آیندهٔ خود چه می‌خواهد و در دورهٔ دبیرستان، خود را برای این آینده آماده کرده است. او نمونهٔ دیگری است از یک شخصیت زن هینلین که زرنگ و تواناست. کار من می‌خواهد خلبان سفینهٔ فضایی باشد. در این آینده خیالی، اعتقاد بر آن است که زنان بهترین خلبان‌ها هستند: «آن‌ها در قیاس با مردان، خلبان‌های بهتری هستند؛ سرعت عکس العمل آن‌ها بیشتر است و تحمل جاذبهٔ بیشتری را دارند. آن‌ها سریع‌تر وارد می‌شوند، سریع‌تر خارج می‌شوند و این‌طوری شانس زنده ماندن همه را بالا می‌برند؛ هم برای شما و هم برای خودشان.» از زنان انتظار می‌رود که در کنار مردان، در فضاپیماها خدمت کنند و حتی به جنگ بروند…جانی (خوان) ریکو 49، شخصیت اصلی کتاب است و نسبت به آیندهٔ خود چنان مطمئن نیست. او کار من را چنین توصیف می‌کند: «کوچک و مرتب، سلامت عالی و عکس العمل عالی. می‌توانست یک مسابقهٔ شنای رسمی را مانند بازی بچه‌ها جلوه دهد و در ریاضیات سریع بود…تمامی واحدهای ریاضی مدرسهٔ مارا می‌گرفت و درکنارش تدریس خصوصی هم می‌کرد.» به خاطر کار من است که جانی به فکر خود عمل می‌کند و داوطلب نیروهای فدرال می‌شود. او می‌خواهد در چشم کار من، خوب جلوه کند. ما بعدها در کتاب، دوباره با کار من روبه‌رو می‌شویم. او افسر شده است و اجازه می‌گیرد که جانی را که دانشجوی مدرسهٔ افسری است، برای شام بیرون ببرد. جانی متوجه می‌شود که کار من، سر خود را تراشیده است: «برجسته‌اش کرده بود و به او وقار می‌داد و برای نخستین بار، به خوبی متوجه شدم که او واقعا یک افسر و یک مبارز بود.»

نمونه‌های دیگری از زنان با مقام‌های مسئولیت‌پذیر، در دیگر داستان‌های نوجوانان هینلین دیده می‌شوند. در کشاورز در آسمان 50‌ هینلین کاپیتان هاتی 51 را معرفی می‌کند؛ یک زن، خلبان موشک که «عجوزه‌ای پیر و پر حرف»، اما بسیار متبحر است. در پادکین از سیارهٔ مریخ 52، مادر پادکین «مجوز منظومه‌ای به عنوان استاد مهندس» دارد و خدماتش بسیار مورد درخواست است. در خانوادهٔ فضایی استون 53، ادیت استون 54 یک پزشک است که برخلاف میل همسرش، تصمیم می‌گیرد به سفینه‌ای برود که نوعی بیماری مسری در بین سرنشینانش رواج دارد.

هینلین نه تنها جایگاه زن در جامعه را وارد داستان می‌کند، بلکه مواردی را مورد بحث قرار می‌دهد که قاعدتا نباید در آن موارد تبعیض جنسی وجود داشته باشد، اما وجود دارد. در خانوادهٔ فضایی استون، هینلین عادت به ارتقای مردان، به جای زنان ماهرتر را مطرح می‌کند. هیزل 55 برای پسرش توضیح می‌دهد که چرا از شغل مهندسی استعفا داد: «دلایل من فرق می‌کرد. من دیدم که سه تا مرد نره خر پشمالو رو از بالای سر من ارتقا دادن، درحالی‌که هیچ کدومشون نمی‌تونست یه معادلهٔ انتگرال رو بدو کاغذ و قلم حل کنه. بالاخره متوجه شدم که قوانین مدنی به کنار، کمیسیون انرژی اتمی دربارهٔ زن‌ها تبعیض قائل می‌شه.»

هینلین علاوه بر ارائهء موقعیت‌های مسئولیت‌پذیر برای بسیاری ازشخصیت‌های زن خود و یا بررسی مشکلات آن‌ها، چندین شخصیت زن باهوش به وجود آورد که نقش دوست و همراه را برای شخصیت‌های مذکر وی ایفا کنند. در واقع و به گفتهٔ سولیوان، در تعدادی از داستان‌های نوجوانان وی «ثابت می‌شود که «دخترها» از «پسرها» زرنگ‌تر هستند.» بتی 56، دوست چان توماس 57 در هیولای ستاره‌ای، از خود جان توماس باهوش‌تر و جسورتر است. بتی به علت عدم توافق، والدین خود را ترک کرده، اما جان توماس تحت سلطهٔ مادرش مانده است. بتی به جان توماس توصیه می‌کند «به اون چه مادرت می‌گه توجه نکن…تو نه پدرت هستی و نه مادرت. اما کمی دیر داری متوجه می‌شی…جرأت این‌رو داشته باش که زندگیت رو خراب بکنی.» در انتهای کتاب، جان توماس برخی از تصمیم‌ها را خودش می‌گیرد، اما سرانجام، مادری را که زندگی‌اش را اداره می‌کرد، با همسری که احتمالا زندگی‌اش را اداره خواهد کرد، عوض می‌کند.

رابطهٔ میان پیوی 58 و کیپ 59، شخصیت اصلی کتاب لباس فضایی دارم، پس سفر می‌کنم 60، متفاوت است. پیوی و کیپ باید همکاری بکنند تا به هدف برپاسازی فرستندهٔ مامان چیز 61 برسند. پیوی مقادیری اطلاعات و درکی از موقعیت دارد که باید به کیپ انتقال دهد. کیپ در انتهای کتاب، پیوی را ستایش می‌کند: «چهار پنج مرتبه جون من رو نجات داد. می‌تونه دیوونه‌تون بکنه. اما شجاع و وفادار و زرنگ بود و جربزه داشت.»62 چندین شخصیت زن «زرنگ»، در تونلی در آسمان وجود دارند. دختران در آزمایش بقا، تحت همان شرایط و مانند پسرها شرکت می‌کنند. درصدی از دخترها فنا می‌شوند، اما درصدی از پسرها نیز از بین می‌روند.

فیلیس 63، خواهر جیم 64 نقش بزرگی در سیارهٔ سرخ 65 ایفا نمی‌کند، اما نسخهٔ اولیهٔ این کتاب، نمونه‌ای جسورتر از فیلیس را معرفی می‌کرد. ویراستار هینلین، خانم آلیس دالگلیش 66، بر تغییر یکی از صحنه‌های اولیهٔ فیلیس اصرار داشت. صحنهٔ اولیهٔ فیلیس، او را در حال سربه‌سر گذاشتن جیم نشان می‌داد. فیلیس به رخ جیم می‌کشید که بهتر تیراندازی می‌کند و از پدرشان درخواست مجوز اسلحه می‌کرد. دالگلیش می‌خواست که این صحنه تعییر یابد و هینلین قبول کرد؛ البته نه بدون گله‌مندی. در صحنهٔ اولیه، فیلیس اسلحهٔ جیم را از دستش قاپید. در داستان چاپ شده، فیلیس بی‌رنگ و رو و فراموش شدنی است.

در ستاره‌نورد جونز 67، به نظر می‌رسد نمونه‌ای از همراه مؤنث «استریو تایپ تخیل علمی»‌ دیده می‌شود که در دههٔ 1950‌ معمول بود. الی 68 یک مسافر شانزده ساله در فضاپیمای آزگارد 69 است که با شخصیت اصلی داستان، مکس 70 دوست می‌شود. او شخصیتی جسور دارد، اما خیلی باهوش به نظر نمی‌رسد. از مکس می‌خواهد که جهش فضایی را توضیح دهد. او توضیح می‌دهد، اما الی هنوز مبهوت به نظر می‌رسد. مکس از الی می‌پرسد که چقدر ریاضیات خوانده است. الی پاسخ می‌دهد: «من؟ من کسر ناسره رو افتادم!» مکس به الی شطرنج سه بعدی یاد می‌دهد، اما بعدها الی اعتراف می‌کند که مدت‌هاست شطرنج می‌داند و در واقع، قهرمان ردهٔ منی نوجوانان است. او توضیح می‌دهد که چرا مهارتش را پنهان کرده بود: «اصلا به ذهنت خطور نکرد که با این وضعیت دنیا، زن‌ها شاید نخواهند خیلی زرنگ به نظر برسن؟» این وضعیت، شبیه رابطهٔ لویین و تربی در شهروند کهکشان است، اما پیچیده‌تر. مکس در آزگارد، تحت شرایطی کاذب است. در این‌جامعهٔ آینده، شخص باید عضو یک صنف باشد یا عضویت را به ارث ببرد تا بتواند در صنف مورد علاقه خود به کار مشغول شود. مهم نیست که شخص چقدر مهارت و قابلیت داشته باشد، تا زمانی که عضو صنف نباشد، او به آن شغل دسترسی نخواهد داشت. مکس بیش از هر چیزی دوست دارد مانند دایی مرحومش، یک ستاره‌بر 71 باشد. او یک فامیل در صنف و کتاب‌های نقشهٔ ستارگان را داشت، اما چون دایی‌اش او را رسما به عنوان شاگرد معرفی نکرده بود، نمی‌توانست عضو صنف ستاره‌برها شود. مکس به کمک اسناد جعلی، عضو خدمهٔ آزگارد می‌شود. وظایفش شامل ستاره‌بری نمی‌شود، اما دست‌کم به فضا می‌رود. مکس باید «تظاهر» کند تا به هدف خود برسد. این‌جامعهٔ آینده فقط برای مکس سرکوبگر نیست، برای الی نیز سرکوبگر است. او نیز باید «تظاهر» کند و استعدادهای خود را پنهان بدارد. این‌جامعه، به گفتهٔ سارتی، منعکس‌کنندهٔ «محدودیت‌های قرن بیستمی برای آزادی زنان» است.

پادکین از سیارهٔ مریخ، در سال 1963 به چاپ رسید و منعکس‌کنندهٔ همان محدودیت‌های قید شده توسط سارتی است. اما با آن‌که بورلی فرند 72 پادکین 73 را به عنوان «نخستین قهرمان زن نوجوان علمی تخیلی» خطاب می‌کند، در عین حال از توصیف پادکین توسط هینلین، انتقاد می‌کند: «نگاهی دقیق نشان می‌دهد که خط ذکور باستانی، هنوز غلبه دارد؛ حتی اگر یک دختر نام کتاب را از آن خود کرده باشد…شاید ضریب هوشی پادکین 145 باشد، اما ضریب هوشی برادرش 160 است.»74 شاید کلارک 75 از پادکین باهوش‌تر باشد، اما فاقد ارزش‌های اخلاقی است و در نسخهٔ اول کتاب، سبب کشته شدن پادکین است. فرند از هینلین انتقاد می‌کند که: «پادکین، شعار تبلیغاتی را قبول می‌کند: «ما برای بچه‌دار شدن طراحی شدیم. یک بچه جالب‌تر از معادلات دیفرانسیل است.» او به این ترتیب، از آرزوی سوزان خود برای فرماندهی یک سفینه دست می‌کشد و به  پزشکی اطفال روی می‌آورد (تنها قدمی فراتر از مادر بودن).» خانم فرند متوجه نمی‌شود که پادکین، فقط از امکانات خود استفاده می‌کند، اما تصمیمی نمی‌گیرد. پادکین از خود می‌پرسد: «پس کدام بهتر است؟ مهندسی مهد کودک و پزشکی اطفال بخونم و رئیس یک بخش فضاپیما بشم؟ یا به زور به کلاس خلبانی برم…و یک خلبان زن باشم که هیچ کس استخدام نمی‌کنه؟ خب، حالا که لازم نیست تصمیم بگیریم…»

پادکین از سیارهٔ مریخ داستانی مبهوت‌کننده است. هینلین اعتراف می‌کند: «تراژدی اصلی این داستان در شخصیت مادر است؛ زنی حرفه‌ای و بسیار موفق که حاضر نیست وقتش را صرف رسیدگی به فرزندان خود کند و در نتیجه، اجازه می‌دهد پسرش به یک هیولای کودکانه مبدل شود.» آیا هینلین واقعا قصد دارد تمام تقصیر را به گردن مادر بیندازد؟ پادکین و کلارک همان مادر را داشتند. کلارک حتی مزیت پادکین را داشت که در بزرگ‌کردنش، او را یاری می‌کرد. اما پادکین و کلارک دو شخصیت کاملا متفاوت دارند. عمو تام 76 به پادکین می‌گوید: «در کمال هوشیاری هیچ شخصی نمی‌تواند مسئول انسان دیگری باشد. هرکدام ما به تنهایی با جهان روبه‌رو می‌شود و جهان همان است که هست و قوانینش را برای هیچ‌کدام ما لغو نمی‌کند.» در انتهای نسخهٔ اصلی، تقصیر به گردن والدین نمی‌افتد. وقتی هینلین مجبور می‌شود که آخر داستان را تغییر دهد و پادکین را زنده نگه دارد، از طریق عمو تام، مسئولیت اتفاقات رخ داده برای پادکین را بر شانهٔ والدین قرار می‌دهد؛ با این که این با گفتهٔ قبل عمو تام تضاد دارد.

از موشکی به نام گالیله تا پادکین از سیارهٔ مریخ، هینلین هرگز از شخصیت زن «استریو تایپ علمی تخیلی» استفاده نمی‌کند و با این حال، هینلین و داستان‌های نوجوانانش توسط اکثر منتقدان فمینیست این رشته، نادیده گرفته می‌شود.77 شاید به این سبب باشد که آثارش در خطمشی تخیل علمی فمینیستی جای نمی‌گیرند. رابین رابرتز 78 تفاوت میان تخیل علمی «سخت» و «نرم» را چنین بیان می‌کند:

«در تخیل علمی، اصطلاح «سخت» به داستان‌های اشاره می‌کند که در آن‌ها علوم فنی داستان دقیق و معتبر هستند. هیچ مطلبی در یک داستان علمی تخیلی سخت، با علوم شناخته شدهٔ روز تضاد ندارد؛ دست‌کم با واقعیت‌های شناخته شده در زمان خلق اثر…از سوی دیگر، تخیل علمی نرم بیشتر بر علوم انسانی تمرکز دارد: روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و حتی فراروان‌شناسی.»

خانم رابرتز، به‌طور مفصل دربارهٔ استفاده از فراروان‌شناسی (به انضمام تله‌پاتی و سحر و جادو) توسط نویسندگان زن داستان‌های علمی تخیلی بحث می‌کند. او توضیح می‌دهد که: «نویسندگان زن، سحر و جادو را به عنوان اعتبار بخش زنان و علم معتبر بیان می‌کنند.» هینلین که رابرتز از او نام می‌برد، وابسته به تخیل علمی «سخت» است. با آن‌که اکثر داستان‌های نوجوانان وی بر پایهٔ علم و تکنولوژی قرار گرفته‌اند، او به طریقه‌ای مثبت، استفاده از «جادو» را در تعدادی از این داستان‌ها جای داد.79 زهرویان در دانشجوی فضایی، به ظاهر قادر هستند که بدون دستگاه‌های شناخته‌شده برای دانشمندان، ترکیبات شیمیایی تهیه کنند. مت 80 درک می‌کند که امکانات دیگری نیز وجود دارد و می‌گوید: «چیزی که می‌خوام بگم، اینه که شاید راه‌های مهندسی دیگه‌ای به جز روش بزرگ و پر سروصدا و زورکی که ما استفاده می‌کنیم، وجود داشته باشه.» علم و پزشکی اهالی زهره، با آن‌چه دانشجویان تا آن زمان آموخته یا تجربه کرده‌اند، بسیار متفاوت، اما واقعی است. با آن‌که علم و پزشکی زهرویان، از طریق دانش ما قابل شناسایی نیست، هینلین به چشم تحقیر به آن نگاه نمی‌کند، بلکه برخوردی توأم با بهت و احترام دارد. زهرویان مشمول تعریف خانم رابرتز، از تخیل علمی «نرم» می‌شوند. هینلین در عین حال، در داستان‌های خانوادهٔ فضایی استون، زمانی برای ستارگان 81 و لباس فضایی دارم، پس سفر می‌کنم، از عنصر تله‌پاتی استفاده می‌کند.

سارا لفانو 82 نیز دربارهٔ استفادهٔ نویسندگان علمی تخیلی فمینیست، از تخیل علمی «نرم» سخن می‌گوید و قید می‌کند که بسیاری نویسندگان زن در این رشته از: «سنت فاجعه استفاده می‌کنند؛ به عنوان وسیله‌ای برای انتقاد از جامعهٔ مرد سالار و تصور جامعه‌ای متفاوت و اغلب جدایی طلب. سنت فاجعه، امکان قطع تاریخی می‌دهد و به این ترتیب، مشکل تبدیل یک جامعه به جامعهٔ دیگر از بین می‌رود.» به عبارتی، نویسندگان علمی تخیلی فمینیست، می‌توانند دربارهٔ جامعه‌ای به میل خود (مثلا جامعهٔ اعتزالی یا با تساوی حقوق) داستان بنویسند. هینلین، آینده را در داستان‌های نوجوانان خود به دو روش به تصویر می‌کشد. یا در آینده تساوی حقوق وجود دارد یا این ‌ که آیندهٔ وی نمایندهٔ برخی از ناعدالتی‌های قرن بیستم است که بر آینده تأثیر گذاشته‌اند. باوجوداین، هینلین هرگز در این کتاب‌ها از «سنت فاجعه» استفاده نمی‌کند.

خانم لفانو دربارهٔ مقاله‌ای از جوانا روس 83 صحبت می‌کند که در آن گفته شده است که حتی با آن‌که تعداد بیشتری نویسنده مرد، در به تصویر کشیدن جوامع با تساوی حقوق می‌کوشند، جنبه‌های مهمی از این جوامع نادیده گرفته می‌شوند. بنابر گفتهٔ خانم لفانو: «جالب توجه‌ترین مسئله دربارهٔ این داستان‌ها…همان است که ذکر نمی‌کنند. روابط شخصی و جنسی شخصیت‌ها توصیف نمی‌شود (تا آن‌جا که من اطلاع دارم)

ضوابط بزرگ کردن فرزندان هرگز ذکر نمی‌شود و زنانی که در این داستان‌ها ظاهر می‌شوند یا جوان هستند و بدون فرزند و یا میان‌سال با فرزندانی بالغ.» هینلین از مطرح کردن روابط جنسی در داستان‌های نوجوانانش منع شده بود. شخصیت‌های مذکر او از این جنبه از روابط میان زن و مرد بی‌اطلاع به نظر می‌رسند 84. اما او ضوابط و مشکلات بزرگ کردن کودکان را در داستان‌های در میان راه سیاره‌ها، لباس فضایی دارم، پس سفر می‌کنم و خانوادهٔ فضایی استون درج کرده است. در این کتاب‌ها یا هر دو نفر والدین، شغل و حرفهٔ خود را کنار گذاشته‌اند تا در خانه نزد فرزندان‌شان بمانند و یا فرزند، به مدرسهٔ شبانه‌روزی فرستاده شده است تا والدین بر شغل خود متمرکز باشند. شاید هینلین جرأت توصیف مفصل روابط خانوادگی را نداشته باشد، اما نشان می‌دهد که هر دو والد (چه مادر و چه پدر)، به خاطر فرزندان خود گذشت‌هایی می‌کنند. با آن‌که همراهان مؤنث قهرمانان همه جوان هستند، هینلین زنانی از همهٔ سنین و با یا بدون فرزند را توصیف می‌کند. در واقع، هینلین پاسخگوی اکثر اما نه تمام شرایطی است که خانم روس، برای جهانی با تساوی حقوق به تصویر کشیده شده توسط یک نویسندهٔ مرد دارد.

به گفتهٔ مارلین اس‌بار 85‌، تخیل علمی فمینیستی جایی برای داستان‌های نوجوانان هینلین ندارد. او توضیح می‌دهد: «تخیل علمی فمینیستی با ارائه رویاهای قدرت زنانه، خود را به رخ محتوای سرکوب شدهٔ ادبیات سنگین زنان می‌کشاند. این رویاهای گزندناپذیری زنان، مجموعه‌ای از قواعد اجتماعی غیر مرد سالاری ارائه می‌دهد و طریقه‌های مختلف تعریف زن گزندناپذیر را بررسی می‌کند. هدف تخیل علمی فمینیستی، تغییر و پیشروی زنان به سوی قدرت است و نه علم.»

خانم بار، با پذیرفتن مطالعات ویلیام سمیز بینبریج 86 دربارهٔ «تفاوت جنسیت میان نویسندگان و خوانندگان ادبیات علمی تخیلی»، اعلام می‌دارد که: «زنان هینلین را دوست ندارند» و او را نادیده می‌گیرند.

خواننده در داستان‌های نوجوانان هینلین، نمونه‌هایی از زنان در نقش‌های اجتماعی سنتی خواهد یافت. در عین حال، هینلین در این داستان‌ها شخصیت‌های زن قوی ارائه می‌دهد که اغلب در نقش‌های غیر سنتی هستند. از آن‌جا که هینلین تصمیم گرفت زنان را در هر دو نوع نقش به تصویر کشد و با آن‌که وی بیش از پنجاه سال پیش شروع به نوشتن این کتاب‌ها کرد، داستان‌های وی منعکس‌کنندهءجامعهءامروزی هستند. اما به همین سبب و شاید چون برخی منتقدان زن، داستان‌های نوجوانان وی را با دقت لازم مطالعه نکرده‌اند، او توسط منتقدان فمینیست تخیل علمی نادیده گرفته می‌شود. باید از او برای اقدامات پیشگامانه‌اش تقدیر کرد. همان‌طور که سارتی می‌گوید: «در کل، بر پایهٔ جایگاه قهرمان مؤنث و جایگاه زن قادر باید قضاوت کرد…برای استریو تایپ‌هایی که [در این داستان‌ها] در هم شکسته می‌شوند و دیدگاه پیشرو آن‌ها باید از (داستان‌های نوجوانان هینلین) تقدیر کرد. آن‌ها در زمان خود، هم برای تخیل علمی و هم برای ادبیات به‌طور کلی، پیشرفتی بزرگ به حساب می‌آیند.»

نام کتاب‌های نوجوانان هینلین و ترجمهٔ آن‌ها: جنگاوران اختر ناو Starship Troopers پادکین از مریخ Padkayne of Mars موشکی به نام گالیله Rocket ship Galileo‌ دانشجوی فضایی Space Cadet هیولای ستاره‌ای The star Beast شهروند کهکشان Citizen‌ of the Galaxy تونلی در آسمان Tunnel in the Sky کشاورز در آسمان Farmer in the Sky خانوادهٔ فضایی استون The Rolling Stones (Space Family Stone سیارهٔ سرخ The Red Planet‌ ستاره‌نورد جونز Starman Jones زمانی برای ستارگان Time for the Stars لباس فضایی دارم، پس سفر می‌کنم Have‌ Space‌ Suit-Will Travel در میان راه سیارات Between Planets

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]