درباره رضا عباسی- مشهورترین نقاش زمان شاه عباس صفوی، استاد بنام خطاطی و مینیاتور

هویت رضاعباسی وتمیز او ازعلیرضاعباسی، شرحی برشیوه نقاشی رضا عباسی و مقایسه شیوه نقاشی اوبا سبک بهزاد ومکتب هرات، معرفی نمونه‌هایی از اثار رضاعباسی، معرفی مختصر آقارضا مصور.

راجع بهویت رضا عباسی به قدر کفایت در مقالات مختلف بحث شده. بهتر این است مطالب گفته شده تکرار نشود مبادا مسئله هویت این نقاش پیچیده تر گردد. امروز دیگر کسی رضا عباسی نقاش را با علی رضای عباسی خوش نویس اشتباه نخواهد کرد. ولی شاید بعضی تصور کنند که آقا رضا عباسی است. بنابراین در این مقاله کوشش خواهیم نمود هویت آقا رضا مصور را نیز روشن نمائیم.

خانم زهرا داعی زاده در مجلد 4 شماره 5 – 1945 مجله «روزگار نو» با استفاده از کتاب «گلستان هنر» تألیف قاضی احمد قمی معاصر شاه عباس اول هویت علیرضای خوش نویس و رضا عباسی نقاش را به خوبی مشخص نموده اند. برای اینکه مطلب تکرار نشود و برای کسانیکه دسترس به مجله روزگار نو نداشته باشد خلاصه مقاله خانم زهرا داعی زاده را در اینجا نقل می کنیم:

قاضی احمد قمی نویسنده هم عصر شاه عباس اول علیرضای عباسی خوش نویس و رضا عباسی نقاش بوده و هنگامی که «گلستان هنر» را می نوشته احتمالاً علی رضای در حدود 35 تا چهل سال داشته، زیرا می گوید:

«مولانا علی رضای تبریزی سابقاً در تلو خوش نویسان ثلث و نسخ ذکر ایشان شد اما چون در جبلت بیعلتش مرکوز بود که در فن خط نسخ تعلیق سر آمد زمان و نادر دوران گردد طبع شریفش بدان مایل و ذهن منیعتش بدان راغب گشت و شروع در مشق آن نمود و در اندک زمانی به زور وقوت ام الخطوط که عبارت از ثلث است خوش نویس گشت و خط را به جای بلند رسانید و هر چه از مولانا میر علی نقل می نمایند تفرقه چندان ندارد و آنچه از قلم گوهر ریز ایشان می ریزد روز به روز تفاوت بین ظاهر می شوند. وی بعد از ایامی که در مسجد جامع دار السلطنه قزوین به کتابت و قطعه نویسی اشتغال داشتند به ملازمت فرهاد خان رسیدند و خان مشار الیه او را تربیت و رعایت فرموده جهت مومی الیه کتابت میکردند. دو سال همراه خان به خراسان و مازندارن رفت. چون شاه ممالک رقاب سپهر رکاب بر حقیقیت احوال او اطلاع یافتند ایشان را از خان گرفته ملازم خود ساختند. /

شاه کام بخش کامیاب در جمیع یورشها و یساقها اقدام دارند و از جمله مقربان و مخصوصان آن پادشاه عالمیانند… »

/ اگر فرض کنیم که علی رضا کاتب هنگامی که در مسجد جامع قزوین کتابت میکردند در حدود 18 تا 25 سال داشته، دو سال هم همراه فرهاد خان به خراسان و مازندرن رفته و ده داوزده سال هم در خدمت شاه عباس بوده، در این موقع یعنی هنگامی که قاضی احمد قمی کتاب گلستان هنر را می نوشته، وی احتمالاً در 35 تا 40 سال داشته است. در مقاله خانم زهرا داعی زاده نقل از گلستان هنر راجع به رضای عباسی چنین نگاشته شده:»

«آقا رضا ولد مولا علی کاشانیست. زمانه به وجود با وجود او افتخار می نماید. در تصویر و چهره کشی و شبیه کشی نظیر و عدیل ندارد.

اگر مانی زنده بودی و استاد بهزاد حیات یافتی روزی یکی صد آفرین بروی نمودی ودیگری بوسه بر دست نهادی. همگی استادان و مصوران نادر زمان او را باستادی معلم دارند. هنوز ایام ترقی و جوانی او باقیست. وی در خدمت اشرف شاه کامیاب مالک رقاب سپهر رکاب سلطان شاه عباس خلدالله ملکه می باشد و میل تمام به تماشای کشتی گیران و وقوف در آن و تعلیمات آن دارد. یک مرتبه صورت ساخته و پرداخته بود که شاه عالمیان به جایزه آن بوسه بر دست او نهادند.»

معمولاً علاقه به ورزش در بین 18 تا 25‌ سالگی پیدا می شود. بنابراین می توان فرض نمود هنگامی که علیرضا عباسی خوشنویس در حدود 35 تا چهل سال داشته، رضا عباسی نقاش بحدود 18 تا 25‌ رسیده بود و در حدود 15 تا 20 سال با علیرضا عباسی خوشنویس اختلاف سن داشته است.

مقاله خانم زهرا داعی زاده بسیار روشن است و مطلب را همانطوریکه به حقیقت نزدیک است ادا نموده. تنها در عکسی که در صحیفه 69 در همان شماره مجله داده داده اشتباهی پیدا شده که احتمالاًاز نویسنده مقاله نیست وممکن است هنگام چاپ مقاله رخ داده باشد. /

مرد ریسنده 2/6× 6/11‌ سانتی متر

در واقع در صحیفه مذکور تصویری از رضا عباسی با امضای «معین مصور» شاگرد رضا عباسی درج گردیده و نویسنده مقاله در زیر آن مرقوم داشته که یکی از کارهای رضا عباسی است. احتمال داده می شود که خانم داعی زاده عکس این تصویر را در کتابی یافته اند که نوشته آن واضح نبوده و نتوانسته اند متن عباراتی را که در سمت چپ تصویر نوشته بخوانند.

در کتابی که هنگام نمایشگاه صنایع ایران در لندن در سال 1931 بقلم «بازیل گری» بطبع رسیده تصویری از رضا عباسی داده شده که با اختلاف بسیار جزئی شبیه همان تصویری است که در مقاله خانم داعی زاده در مجله روزگار نو درج گردیده و در گوشه چپ آن عبارت زیر نوشته شده است: «شبیه مرحمت و مغفرت پناهی مرحوم جنت مکانی استادم رضا عباسی علیه الرحمه و الغفران به تاریخ سنه 1040 …. شده بود و به تاریخ شهر صفر …. سنه 1087‌ به یادگار جهت مرقع باتمام رسید. مبارک باد معین مصور عون الله ».

/ / دو کلمه از این متن بعلت واضح نبودن عکس خوانده نشده ولی با این حال مقصود آن بسیار روشن است. معین مصور شاگرد رضا عباسی این تصویر را از استادش در تاریخ 1040 شروع کرده و در تاریخ 1087 یعنی چهل و هفت سال بعد آن را به اتمام رسانیده.

شاه عباس اول در تاریخ 1038 وفات یافته و بنابراین معبن مصور این تصویر را دو سال بعد از مرگ شاه عباس از رضا عباسی کشیده، و در این موقع رضا عباسی آنطوریکه از تصویر مورد بحث مشهود می شود در حدود 70 سال داشته.

بنابراین اگر فرض کنیم هنگامی که گلستان هنر نوشته شده رشا عباسی جوانی در حدود 25 ساله بوده به این نتیجه می رسیم که گلستان هنر در حدود سال 1000‌ نوشته شده است.

خانم داعی زاده اظهار می دارند که تنها نسخه گلستان هنر متعلق به کتابخانه پدرشان است و نگارنده اطلاع ندارد آیا این کتاب تاریخ هم دارد یا خیر. بهر حال اگر تاریخ داشته باشد این فرض را می توان با آن تطبیق و اصلاح نمود.

زندانی 9/6× 7/6 چوگان باز 2 و 10×7/15 سانتی متر

اگر تاریخ مرگ رضا عباسی طبق نوشته روی تصویر کلکسیون کواتریچ، 1044 باشد تاریخ تولد وی در حدود 974 قرار می گیرد.

این فرض با فرض آقای مهندس صدرا صدر در شماره اول فرهنگ جهان تطبیق نمی کند. فرهنگ جهان چنین اظهار می دارد: «در کتاب گلستان هنر منقول است که او در جوانی شهرت عالمگیر یافته و چون در سال 1007 که مقیم مشهد بوده تصویر یکی از دوستانش میرزا خواجگی را طرح نموده که بسیار استادانه است می توان گفت در آن سال لااقل 25 سال داشته. آخرین اثر موجودش متعلق به سال 1054 در گذشته است و جمعاً 70 سال عمر کرده است».

خوانندگان متوجه خواهند شد که طبق عبارات نوشته شده در روی تصویر کلکسیون کواتریچ رضا عباسی نقاش در سال 1044 وفات یافته است.

اگر مقصود از آخرین کار رضا عباسی مورخ به سال 1053 عکس شماره 4 این مقاله می باشد و امضای رضا عباسی را ندارد. بعلاوه عبارت «منتصف شعبان المعظم مشق شد، مبارک باد سنه 1052» که در بالای آن نوشته شده بکلی با خط و امضای رضا عباسی اختلاف دارد و بدون شک کار او نیست ولی به سبک کار او می باشد و شاید به وسیله یکی از شاگردان او ساخته شده باشد.

تصویر مذکور در سال 1931 جزو کلکسیون «انجل گروس» بوده ولی تصویر دیگری ‌ بسیار شبیه به آن در کلکسیون کواتریچ می باشد و آن همان است که خانم داعی زاده در مقاله خود داده و متن عباراتی که در روی آن نوشته شده به قرار زیر است: «تصویر استاد من رحمه الله علیه که به رضا عباسی اشعر معروف است، بود. این تصویر در ماه شوال 1044 شروع شده و در ذالقعده همین سال وی از این دار فانی به سرای جاودانی شتافت. تصویر مذکور چهل سال بعد در چهاردهم رمضان 1048‌ به خواهش فرزندم محمد نصیر اصورت اختتام پذیرفت معین مصور غفرالله ذنوبه».

اما مطلبی که باعث تعجب می باشد این است که بچه علت معین مصور در تصویر کلکسیون «انجل گروس» و در تصویر کلکسیون کواتریچ شبیه استاد را یکی چهار سال پیش از مرگ وی و دیگری در سال مرگش شروع کرده و اولی را چهل سال بعد یعنی در سال 1087‌ و دومی را در سال 1088 باتمام رسانیده است؟

تاریخ جلوس شاه سلیمان دوم در اصفهان سال 1079 و تاریخ مرگش سال 1105 می باشد بنابراین تاریخ اتمام تصویر رضا عباسی بدست معین مصور در حدود ده سال پس از جلوس شاه سلیمان دوم است. شاید در این موقع بدلایلی شاه سلیمان یا نقاشان معاصر وی متوجه این موضوع شده اند که رضا عباسی نقاش بزرگی بوده و تصمیم و تصمیم گرفته اند همانطویکه معین مصور می گوید برای حفظ در آلبوم (مرقع) بعنوان یادگار تصویر او را حفظ کنند (کدام آلبوم؟). اتفاقاً در همین زمان است که بسیاری از نقاشان سبک کار رضا عباسی را پیش می گیرند و سبک مکتب هرات و بهزاد بکلی متروک و فراموش می گردد. / /

بزاز دوره گرد

2 / 11×1/17 سانتی متر مرد پیر و دختر جوان

6 / 12‌×12‌ سانتی متر

در واقع سبک رضا عباسی به نظر تا اندازه ای آسان تر از سبک کار بهزاد و مکتب هرات است. بهزاد احتمالاً برای تهیه یک صحیفه مصور وقت بسیار صرف می نمود زیرا تمام جزئیات کاشیها و نقش چادر و بارگاه و لباس و ریش و غیره را با نهایت دقت نقش می نمود. بر عکس غالب کارهای رضا عباسی با سبک مخصوصی طرح شده که احتمالاً مدت بسیار کمی از وقت او را گرفته. شاید تهیه بسیاری از این نقوش کمتر از یک ساعت وقت لازم داشته اند. با این حال شکی نیست که در بسیاری از نقوش رضا عباسی یک نوع روح و حیات مخصوصی است که در بسیاری از کارهای بهزاد نیست. رضا عباسی وقت خود را صرف نقش تمام جزئیات یک سر در یا یک کاشی کاری نکرده ولی با چند حرکت دست مشکل‌ترین اشکال و زنده‌ترین حرکات را بیان نموده است. در تصاویری که در این مقاله داده می شود خوانندگان خود پی بارزش کار رضا عباسی خواهند برد و متوجه خواهند گردید که اگر چه در این تصاویر رنگ بکار برده نشده ولی حالات مخصوصی چنان با دقت از روی طبیعت نقش شده که بخودی خود در مقابل چشم بیننده به حرکت می آیند، و در فضایی که عمق واقعی دارد جان پیدا می کند. آن مردی که شکم بزرگی دارد، و شالش را از روی تنبلی زیر شکمش بسته، و با حالت مخصوصی با نوک انگشت سرش را می‌خاراند، قطعاً از مقابل چشم رضا عباسی گذشته، و مانند عکس فوری در مغز او مجسم گشته رضا عباسی نمی توانسته است به خانه برود و پس از مدتی کار، این شخص را با تمام جزئیات لباس و ریش و مویش نقش نمایند وی پیش از آنکه این قیافه مضحک از نظرش محو شود با چند حرکت قلم آنرا روی کاغذش ثبت نموده. زیرا حرکت فرار است، و همینکه از نظرش محو شود دیگر بدست نمی آید. این کار را پس از چند قرن اروپائیان شیوه خود قرار دادند، و مکتبها از آن به وجود آوردند. بعضی از سیاه قلمهای رافائل بکارهای میکل آنژ و لئونارد داوینچی شباهت دارد. اگر زندگی هنری رضا عباسی بین 1000 و 1044 هجری (1591  1634 میلادی) قرار گرفته باشد باید متوجه بود که میکل آنژ در تاریخ 1475 متولد شده و در تاریخ 1564 وفات یافته و لئونارد داوینچی در تاریخ 1459 متولد متولد و در تاریخ 1519 وفات یافته است.

از نوشته های فوق چنین بر می آید که رضا عباسی نقاشی حقیقت ساز است ولی با این حال به بسیاری از کارهای رضا عباسی برمی‌خوریم که بر عکس کاملاً خیالی و ایده‌آلی و دور از حقیقت می باشند. در واقع شاهکارهای رضا عباسی مخترع خطوط منحنی و موزونی است که هر کدام یک دنیا شعر و خیال در بر دارند. ولی هر خط منحنی و موزونی زیبا نیست. سر زیبا بودن خطوط منحنی. موزون را باید از هنرمندان عالیقدر عصر حاضر سؤال کرد زیرا ما همین قدر می بینیم که زیباست و دل می برد ولی هیچ دلیل و منطقی برای آن نمی توانیم بیاوریم. کدام شاعر یا موسیقی دانی توانسته است با دلیل و منطق شعر یا قطعه موسیقی خود را توضیح دهد؟ و مزیت آن را بر شعر یا قطعات موسیقی دیگران ثابت نماید. اینجا کار دل است نه منطق. وقتی همه، از شاه عباس کبیر تا ماهگیر کنار دریای مانش متفق القول کار رضا عباسی را می پسندند، دیگر جای دلیل و منطقی برای بیان زیبائی کار او باقی نمی ماند.

/ بهتر این است که ما هم قضاوت و تشخیص درباره کارهای رضا عباسی را با ارائه چند تصویر در این مجله به خوانندگان واگذار نمائیم. ولی بسیاری دیگر از کارهای این هنرمند در ایران و در خارج از ایران موجود است، امیدواریم روزی میسر شود که تعداد کمی از کارهای اصلی این استاد را که در تهران است و تعداد زیادی از عکسهای شاهکارهای وی که در خارج ایران است در معرض نمایش عموم قرار بگیرد. اینک، طبق وعده ابتدای این مقاله، آقا رضا مصور را نیز با چند کلمه معرفی نموده، امیدواریم میسر شود که کارهای وی را نیز در مقاله آتیه معرفی نمائیم.

خوشبختانه غالب کارهای آقا رضا مصور در کتابخانه کاخ سلطنتی گستان موجود است و الحمدالله در نتیجه مراقبتی که مسئولان کتابخانه مذکور نشان داده اند این گنجهای گرانبها در کشور ما باقی مانده، و جزو آثار نادری می باشند که راه خارج را پیش نگرفته اند.

آقا رضا اهل هرات است و هنگامیکه جهانگیر پسر اکبر شاه هنوز سمت ولایت عهدرا داشت به خدمت وی وارد شد، و به هندوستان رفت. قسمت مهمی از حاشیه های مرقع گلشن را برای جهانگیر با تصاویر بسیار زیبایی مزین نموده و امضای او در صفحات 29‌ و 105‌ و 145 و 152 مرقع گلشن دیده می شود.

مرد دو زانو نشسته 7/8*16 سانتیمتر

ولی این مطلب که آقا رضا مصور شاگرد رضا عباسی نقاش بوده باشد، به نظر صحیح نمی آید، زیرا مثلاً یکی از تصاویر مرقع گلشن که به امضای وی رسیده (صحیفه 105 مرقع گلشن) مورخ به تاریخ 1008 است. در این موقع وی در هندوستان در خدمت جهانگیر بوده و حال اینکه طبق نوشته همین مقاله این موقع ابتدای کار رضا عباسی در دربار شاه عباس بوده است.

آقا رضای مصور پسری نیز بنام ابوالحسن داشته است که با دست چپ نقاشی می کرده و بسیار مورد توجه جهانگیر بوده است ولی توضیح احوال اینان گنجایش این مقاله را ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]