آیا واقعا اینشتین مسئول انفجار هستهای هیروشیما و ناکازاکی بود؟ داستان نامه اینشتین به روزولت

در تابستان سال، ۱۹۳۹ شش ماه پس از دستیابی دانشمندان به دانش شکافت هسته اورانیوم، روزنامهها و مجلات آمریکایی به بحث درباره دورنمای دانش انرژی هستهای پرداختند. هرچند تا آن زمان هنوز بسیاری از فیزیکدانان، در قابلیت استفاده از این انرژی و امکان ساخت بمب اتمی شک داشتند. بنیاد دولتی انرژی هستهای نیز تا آن زمان در ایالات متحده تاسیس نگشته بود.
لیو زیلارد (Leo Szilard)، عمیقاً نگرانی خود را از عدم توجه آمریکا به این مقوله ابراز داشت. به نظر او، اگر امکان ساخت بمب اتمی وجود داشت (که وی بر این باور بود که وجود دارد)، آلمان نازی به آن دست یافته و ارتشی با نیروی شکست ناپذیر را تشکیل خواهد داد و دنیا را در ید قدرت خود خواهد گرفت. از سویی توقف صادرات اورانیوم از معادن تحت اشغال آلمان، در چکسلواکی نیز بر نگرانیها در این زمینه افزوده بود.
زیلارد پس از این که نتوانست توجه و حمایت منابع دولتی را به این پروژه جلب کند و نیز موفق نشد تا انریکو فرمی را به ضرورت ادامه آزمایشها در این زمینه راضی سازد، دست به دامان دوست قدیمیاش آلبرت اینشتین شد.
در همان هنگام، اینشتین در حال گذراندن تعطیلات خود در ارتفاعات لانگ آیلند نیویورک بود. در روز دوازدهم جولای، زیلارد به همراه فیزیکدان مجاری، یوگن ویگنر (Eugene Wigner) خود را به محل اقامت اینشتین رساندند. اینشتین نیز با ساده زیستی همیشگی خود، با یک زیرپیراهن کهنه و موهای آشفته و در حالی که پاچههای شلوارش را بالازده بود، از دو میهمان خود استقبال کرد و آنان را به ایوان وسیع خانهاش فراخواند.
زیلارد برای اینشتین توضیح داد که یک تحقیق بینالمللی بر روی پدیده انرژیهای هستهای و غنیسازی اورانیوم در حال انجام است و توجه وی را به این واقعیت جلب کرد که با استفاده از این فناوری میتوان سلاحهای هستهای نیز تولید کرد. با نظر به جدیت موضوع، درخواست زیلارد بسیار ساده و روشن بود. وی از اینشتین میخواست با استفاده از صمیمیتی که با ملکه بلژیک داشت، از وی تقاضا کند که از دستیابی آلمان نازی به معادن هستهای متعلق به بلژیک جلوگیری شود. اینشتین با این نظر موافق بود، ولی ترجیح داد که نامه را به یکی دیگر از دوستانش بنویسد، یعنی به سفیر بلژیک. اینشتین نامهای را به زبان آلمانی نوشت و آن را به دست ویگنر داد.
هر چند پس از چند روز، هنگامی که ویگنر با یک اقتصاددان به نام الکساندر ساچز قضیه را در میان گذاشت، از دادن نامه به سفیر بلژیک منصرف شد. ساچز که مشاور غیررسمی روزولت بود، پیشنهاد داد که اینشتین مستقیماً نامهای برای رئیس جمهور بنویسد. ساچز قول داد که در صورت نوشته شدن چنین نامهای، وی شخصاً آن را به دست روزولت برساند.
اگر آنها موفق میشدند که نظر رئیس جمهور را به این مهم جلب کنند، مسئله معادن اورانیوم بلژیک در رده دوم اهمیت قرار میگرفت. زیلارد پیشنویس نامهای را در چهار صفحه تهیه کرد و آن را در تاریخ نوزدهم جولای برای اینشتین فرستاد. اینشتین تلفنی با زیلارد تماس گرفت و با او کمی درباره محتوای نامه به بحث پرداخت و خواستار حضور وی برای تغییر برخی از فرازهای نامه شد.
در آخرین روزهای ماه جولای زیلارد به خانه ویلایی اینشتین در لانگ آیلند بازگشت. از آنجا که ویگنر در آن زمان در آنجا حضور نداشت، فیزیکدان مجاری دیگر، ادوارد تلر، رانندگی اتومبیلشان را به عهده گرفت. اینشتین بار دیگر به میهمانانش در نهایت سادگی خوشامد گفت و با همان لباسهای کهنهاش، در مهتابی خانه، با چای از آنان پذیرایی کرد.
اینشتین خود مایل بود که نامهای به رئیس جمهور بنویسد. وی به عنوان یک صلح طلب همواره با تولید سلاح مخالف بود، ولی از سویی نیز نمیتوانست اجازه دهد که آلمان نازی به چنان سلاحهای مرگباری دست پیدا کرده و سرنوشت بشریت را تهدید نماید. نظر اینشتین این بود که نامه کمی طولانی و تا حدی نیز چاپلوسانه بود. وی ترجیح میداد که پیغامی کوتاه برای روزولت نوشته شود و در آن رئوس اصلی قضیه به آگاهی وی برسد. اینشتین پیشنویس کوتاهی به زبان آلمانی نوشت و به دست زیلارد داد.
زیلارد چند روز بر روی این پیشنویس کار کرد و آن را ترجمه کرد و چند جایش را تغییر داد. در نهایت، وی دو نسخه نامه تهیه کرد، یکی کوتاه و یکی بلند. در روز دوم آگوست، زیلارد نامهها را دوباره برای اینشتین فرستاد. اینشتین هر دو را امضا کرد و به زیلارد برگرداند. ولی وی این بار تمایل بیشتری برای ارسال نامه طولانی از خود نشان داد. زیلارد نیز همین نسخه را به دست ساچز داد تا آن را به رئیس جمهور برساند.
نامه اینشتین کمی دیر به دست روزولت رسید، هرچند که تفاوت چندانی نیز نداشت. در اول سپتامبر، ۱۹۳۹ آلمان نازی لهستان را اشغال کرد و جنگ جهانی دوم آغاز شد. ساچز سرانجام در تاریخ یازدهم اکتبر با روزولت دیدار کرد و نامه اینشتین را تسلیم وی کرد. رئیس جمهور دستور تاسیس «انجمن اورانیوم» را صادر کرد، اما تنها ۶ هزار دلار به عنوان بودجه برای خرید گرافیت و اورانیوم به منظور انجام آزمایشهایی که مد نظر زیلارد بود، به این انجمن تخصیص داد.
طی دو سال پس از این ماجرا، به دلیل تردیدهای مقامات رسمی ایالات متحده، هیچ کوشش جدی ای در جهت تحقق اهداف این انجمن صورت نگرفت. ولی بالاخره تلاشهای دانشمندان به نتیجه رسید و در تاریخ ششم دسامبر، ۱۹۴۱ نخستین پروژه بزرگ تحقیقات اتمی آمریکا کلید خورد، یعنی درست یک روز پیش از حمله ارتش ژاپن به بندر پرل هاربر.
در آگوست سال، ۱۹۴۲ پروژه «منهتن» آغاز شد.
نامه آلبرت اینشتین به رئیس جمهور فرانکلین روزولت درباره احتمال ساخت بمبهای هستهای
۲ آگوست ۱۹۳۹
با احترام
براساس برخی از پژوهشهایی که به تازگی به وسیله دانشمندان فرمی (Fermi. E) و زیلارد (Szilard. L) صورت گرفته و نتایج آن به صورت مداوم برای این جانب ارسال میگردد، میتوانم چنین نتیجهگیری کنم که عنصر اورانیوم، در آیندهای نزدیک تبدیل به یک منبع پراهمیت و جدید انرژی خواهد گردید. در چنین موقعیتی و به دلیل حساسیت مسئله، به نظر میرسد که در این مقوله، نیاز به مراقبت و مدیریت بیشتری وجود دارد. این جانب بر این باورم که وظیفه دارم تا موارد زیر را به صورت پیشنهاد تقدیم حضرت عالی کنم:
طی چهار ماه گذشته و براساس پژوهشهای ژولیوت در فرانسه و فرمی و زیلارد در آمریکا، این احتمال پدید آمده است که میتوان برخی واکنشهای زنجیرهای میان عناصر رادیواکتیو ایجاد کرد، که در صورت استفاده از احجام بالای اورانیوم در این واکنشها، میتوان مقادیر عظیم انرژی به همراه حجم بالایی از عنصر رادیوم تولید کرد. ما یقین داریم که چنین احتمالی در آینده نزدیک به حقیقت خواهد پیوست.
این پدیده جدید، همچنین میتواند برای تولید بمب به کار رود و ممکن است که _ هرچند یقین ندارم _ بمبهایی جدید با قدرت تخریب بسیار بالا براساس این فرایند تولید شوند. یک عدد از این نوع بمبها، اگر به وسیله قایقی در نزدیکی یک بندر حمل شده و در آن حال منفجر گردد، خواهد توانست به طور کامل تمامی بندر و مناطق اطراف آن را منهدم سازد. چنین بمبی دارای چنان وزن زیادی خواهد بود که حمل و نقل آن از طریق هوایی نیز ممکن نیست.
لازم است به عرض برسانم که ایالات متحده، از نظر منابع معدنی اورانیوم بسیار فقیر است. مقادیر بالای معدنی این عنصر را کشورهای کانادا، چکسلواکی و کنگوی بلژیک دارا هستند.
در این موقعیت، شما ممکن است نیاز داشته باشید تا ارتباط خوب و پیوستهای میان مدیریت در سطح بالای حاکمیت و گروه دانشمندانی که بر روی این واکنشها تحقیق میکنند، برقرار سازید. یکی از راههای دستیابی به این ارتباط، این است که از سوی شما، شخصی با اختیار تام و قدرت کافی، این امر را برعهده گرفته و بتواند در صورت لزوم از ظرفیتهای فراقانونی نیز برخوردار باشد. وظایف چنین شخصی باید دربرگیرنده موارد زیر باشد:
۱- برای ایجاد هماهنگی میان دستگاههای دولتی، تمامی پیشرفتهای صورت گرفته را به اطلاع آنان برساند و دولت نیز پذیرای پیشنهادهای ارائه شده از سوی اهل فن بوده و توجه ویژه خود را به مشکل کمبود منابع معدنی اورانیوم در کشور معطوف سازد.
۲- آزمایشها و پژوهشهایی که در این زمینه در حال انجام است هم اکنون به دلیل مشکلاتی در بودجه آزمایشگاهها به کندی پیش میرود. دولت باید با سرمایهگذاری مناسب در مواقع لزوم، بستری را فراهم کند تا این تحقیقات سرعت بیشتری به خود بگیرد. این کار را میتوان از طریق سرمایهگذاری بخش خصوصی یا آزمایشگاههای مجهز دولتی نیز انجام داد.
خبر رسیده است که آلمان نازی، فروش اورانیوم از معادن چکسلواکی را متوقف ساخته است. این میتواند بدان معنا باشد که آلمانیها مدتی است بر روی این پروژه در حال انجام آزمایشهایی هستند و به نتایجی نیز نایل شدهاند. از سویی پسر معاون وزیر کشور آلمان _ وان ویشلیکر (Von Weishlicker) – نیز ارتباطاتی با انستیتوی کیسر ویلهم (Kaiser wilheim) در برلین برقرار ساخته که برخی از دانشمندان آمریکایی نیز تحت نظر این انستیتو در حال فعالیت بر روی پروژه غنیسازی اورانیوم هستند.
با احترامات صمیمانه-آلبرت اینشتین
شنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۴ – شرق





