متفقین چرا به ایران حمله کردند؟

یونس صادقی
کتاب اسنادی از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم
مشخصات نشر: تهران، خانه کتاب،1389، پنج جلد
درآمد
حادثهٔ شهریور 1320 و اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم، از حوادث رقتبار تاریخ معاصر ایران است. چراکه در پس این حادثه، مردم بار دیگر شاهد سلطهٔ کشورهای بیگانه برسرزمین خود بودند. جنگ جهانی دوم در سال 1939 میلادی (1318 شمسی) با حملهٔ آلمان به لهستان آغاز شد. دولت ایران بلافاصله بیطرفی خود را اعلام نمود. رضا شاه در نطق خود در مراسم افتتاح دوازدهمین دورهٔ مجلس شورای ملی براین موضوع تأکید کرد و اظهار امیدواری نمود که دولت ایران، روابط دوستانهٔ خود را با کلیهٔ کشورها اعم از متخاصم یا غیر متخاصم حفظ کند 1. در 11 شهریور 1318 بیانیهٔ رسمی از سوی محمود جم نخستوزیر وقت در مورد بیطرفی ایران در جنگ صادر شد: «در این موقع که متأسفانه نایره جنگ در اروپا مشتعل گردیده است، دولت شاهنشاهی ایران به موجب این بیانیه تصمیم خود را به اطلاع عموم میرساند که بیطرف مانده و بیطرفی خود را حفظ خواهد کرد».2 وزارت کشور ایران نیز بیانیهای خطاب به اتباع بیگانه صادر کرد که در آن آمده بود: «در این موقع که متأسفانه نایره جنگ در اروپا مشتعل گردیده است، به بیگانگان در ایران که تحت هرعنوان زیست مینمایند لزوما آگاهی داده میشود از ابراز هرگونه احساساتی که منافی بیطرفی کشور ایران باشد، جدا خودداری کرده و متوجه باشید که مبادا برخلاف مقررا بیطرفی، حرکتی از آنها ناشی شود و به وسیله وزارت امور خارجه به سفارتخانههای خارجی در ایران این بیطرفی اطلاع داده شد و از آنها خواسته شد که بیطرفی ایران را محترم بشمارند، چراکه ایران مصمم به حفظ بیطرفی خود در تمام احوال میباشد.»
اما پس از آن اتفاقاتی افتاد و این بیطرفی از دیدگاه متفقین نقض شده تلقی گردید و باعث هجوم شوروی و انگلستان از مرزهای شمالی و جنوبی به داخل خاک ایران شد. از مهمترین مواردی که در این مقطع زمانی ذهن متفقین را به خود جلب میکرد حضور آلمانیها در ایران بود که خطری بالقوه برای متفقین به حساب میآمد. با وجودی که دولت جم بلافاصله پس از شروع جنگ اعلام بیطرفی کرده بود، انتخاب دکتر متین دفتری -از رجال ژرمانوفیل-به ریاست دولت، نشانهٔ طرفداری دولت ایران از آلمان تعبیر شد.4 در مورد سپردن پست نخستوزیری از سوی رضا شاه به متین دفتری، آن هم کمتر از دو ماه پس از آغاز جنگ جهانی دوم، بحثهای زیادی انجام شده است. انتقادکنندگان این انتخاب را صرفا ناشی از تمایل رضا شاه به آلمان و اعتقاد او به پیروزی آن کشور دانستهاند.5 آلمانیها خیلی پیشتر از جنگ جهانی دوم در ایران حضور داشتند.
در سال 1927 میلادی امتیاز حمل پست در سراسر ایران به شرکت هواپیمایی آلمانی یونکرس واگذار شد. در سال 1928 ساختمان راه آهن شمال به شرکتهای آلمانی مقاطعه داده شد و در سال 1930 ادارهٔ امور بانک ملی ایران به کارشناسان آلمانی سپرده شد. در 17 فوریه 1929 سه قرارداد مودت-اقامت-تجارت و بحرپیمایی بین دو دولت در تهران منعقد گردید.6 علاوه براین، کامیونها و مهمات ارتش ایران از آلمان میآمد و ماشینهای کارخانهٔ باروتسازی تهران، آلمانی بود. دستگاه فرستندهٔ تهران از کارخانهٔ تلفونکن آلمان تهیه میشد. دو آلمانی به نامهای دوئیزبرگ و اشکودا مأموریت داشتند که کارخانههای بافندگی، شیشهسازی، آهنآلات و ماشینهای کشاورزی را در سراسر ایران تأسیس کنند. بسیاری از دستگاههای هیدرو الکتریک ایستگاههای راهآهن، مراکز تلفن و تلگراف و بندرها را کارشناسان آلمانی اداره میکردند و از طرفی دیگر بسیاری از دکانداران یهودی آلمانی بودند. در سال 1939 چهار استاد آلمانی برای دانشگاه تهران استخدام شدند و همچنین چاپخانهٔ مجلس را نیز یک مدیر آلمانی اداره میکرد.7 این موارد به خوبی حضور سنگین اتباع آلمانی را در اواخر دوران رضا شاه در ایران نشان میدهد.
در زمینهٔ مبادلات تجاری نیز دو کشور همکاریهای منسجمی داشتند. از سال 1316 دولت آلمان برای مبادلهٔ کالاهای مورد نیاز دو کشور قرارداد پایاپای با ایران داشت و به موجب این قرارداد، در برابر محصولات کشاورزی که به آلمان صادر میشد ماشین و وسایل صنعتی از آلمان به ایران حمل میشد و هرسال هیأتی برای تعیین میزان این کالاها به آلمان اعزام میگردید. در یک کمیسیون دوجانبه میزان این کالاها را تعیین میکردند. این مذاکرات با حضور موسی نوری اسفندیاری 8 و مدیر کل وزارت بازرگانی چند هفته ادامه پیدا کرد.9 از طرف دیگر، با حملهٔ آلمان به شوروی بی طرفی ایران نقض شد. روزنامهٔ اطلاعات در این مورد نوشت: «تا چند روز پیش، دولتین شوروی و آلمان روابط و مناسبات نزدیک داشتند و عوامل ماجراجو سعی میکردند، هرلحظه ما را از دولت همسایه شمالی نگران سازند و هرروز با مطرح نمودن مسایلی چون تمرکز قوا در مرزها و نمایش نظامی در نواحی نزدیک ما و یا احتمال سازش آلمان و شوروی به ضرر ایران برآن بودند که موجبات تیرگی روابط ما را با شوروی فراهم ساخته و از این سوء تفاهمات نتیجه بگیرند و حالا هم که ورق برگشته آلمان و شوروی را نسبت به ما نگران ساخته و سعی دارند، روابط ما را با آلمان تیره سازند و حتی صریحا فشار مشترک دولتین شوروی و انگلیس به ایران را تذکر میدهند. در صورتی که روش ایران حفظ کامل بیطرفی و سعی در رعایت دوستی خود با تمام کشورها و به خصوص همسایگان است.»10 از این زمان به بعد کمکم فشار نیروهای متفقین برایران زیاد شد. در 28 تیرماه 1320 سر ریدر بولارد)dralluB(و اسمیرنف)vonrimS(، سفرای انگلیس و شوروی در تهران، اولین یادداشت مشترک دو کشور را تسلیم دولت ایران کردند. در این یادداشت از فعالیت آلمانیهای مقیم ایران ابراز نگرانی شده بود و دو سفیر خواهان اخراج آنها شده بودند. براساس آمار شهربانی ایران،616 آلمانی به عنوان تکنسین در صنایع گوناگون چون راهآهن و معادن و کشاورزی، یا به عنوان مستشار وزارتخانههای مختلف در استخدام دولت ایران بودند. تعدادی نیز در مدارس عالی ایران تدریس میکردند و گروهی نیز به طبابت یا تجارت اشتغال داشتند. حدود 60 ملوان آلمانی نیز در کشتیهایی که در بندر شاهپور گرفتار شده بودند، اقامت داشتند. تعدادی از اتباع آلمان نیز در سفارت آن کشور در تهران و کنسولگری تبریز خدمت میکردند. باقی آلمانیهای مقیم ایران را اعضای خانوادهٔ افراد مزبور تشکیل میدادند.
متفقین به وسیلهٔ حربههای گوناگون سعی در تضعیف موقعیت آلمانیها داشتند. انگلیسیها حضور آلمانیها را بهانهٔ تهاجم خود قرار دادند، چراکه کابینهٔ جنگ انگلیسیها در جلسهٔ محرمانهای که در 4 اوت 13/1941 مرداد 1320 یعنی حدود سه هفته قبل از اشغال ایران برگزار کرد در مورد خطر وقوع کودتای اتباع آلمانی در ایران، به این نتیجه رسید که اتباع آلمانی بدون دخالت مستقیم نظامی و اشغال ایران در موقعیتی نیستند که کودتا کنند. در این گزارش براین نکته تأکید شده که دخالت نظامی آلمان در موقعیتی کنونی ناممکن است، زیرا ترکیه اجازه نخواهد داد سربازان ارتش آلمان برای حمله به ایران از خاک ترکیه عبور کنند.13 در روز 25 مرداد مجددا دولتین شوروی و انگلیس از دولت ایران خواستار شدند که اتباع آلمانی را از خاک خود اخراج کند. همان روز رادیو لندن در گفتاری اعلام کرد که در ایران 2500 تا 2700 آلمانی امنیت همسایگان را به هم میزنند و در اوضاع فعلی، ایران مرکز عمدهٔ جنگ در آسیا محسوب میشود.14 نگرانی دیگر انگلستان تأسیسات و منابع نفتی ایران در جنوب بود. خرابکاری در صنایع و تأسیسات نفت از اهداف مهم آلمان در ایران به شمار میرفت. به علاوه، پیشروی ارتش آلمان در جبههٔ شرق (روسیه) و نزدیکی آنان به قفقاز تهدید دیگری برای متفقین بود.15 روسها نیز برای نفرت از رضا شاه دلایل خود را داشتند. علاوه برنزدیکی وی به آلمانها، در سالهای گذشته حکومت رضاه شاه در قلعوقمع و نابودی مارکسیستها و جریانات چپ در ایران تردیدی به خود راه نداده بود. روابط ایران با شوروی در این دوره بسیار سرد و فعالیتهای اقتصادی و بازرگانی بسیار اندک بود. به علاوه رضا شاه به استالین و کمونیستهای حاکم برمسکو اعتماد نداشت.16
برطبق اسناد از طبقهبندی خارجشدهٔ وزارت امور خارجه انگلستان، آنها به این نتیجه رسیده بودند که باید ایران را اشغال کنند.
«ما باید بدانیم که پاک کردن ایران از حضور آلمانیها برای دفاع از هند ضرورت فوری دارد. اگر این کار انجام نشود امکان دارد حوادثی نظیر آنچه در عراق روی داد، تکرار شود. لازم است با روسها برای اقدام در ایران همدست شویم در صورتی که دولت کنونی ایران آماده برای انجام کمکهای لازم جهت تأمین این کار نباشد، باید حکومت دیگری جایگزین آن شود که حاضر برای انجام آن شود».17 پس از این، دو کشور مصمم به حمله شدند.
نمایندگان سیاسی دو کشور انگلیس و شوروی در یادداشتی به علی منصور نیت خود را به اطلاع دولت ایران رساندند. آنها در یادداشت خود عنوان کردند که: «چون دولت ایران در پاسخ به درخواستهای 21 تیرماه و 25 مردادماه 1320 دولتهای انگلیس و شوروی، در این موقع تاریک و خطرناک، سیاست مبهم در پیش گرفته و اظهارات و تذکرات دوستانه ما را با حسن نیت تلقی نکرد و در بیرون کردن عمال آلمانی هیچ گونه اقدامی ننمود، بدین جهت دولتهای شوروی و انگلیس ناگزیر دیدند، به نیروهای مسلح خود دستور دهند از مرزهای ایران عبور نمایند و اینک با کمال تأسف به آقای نخستوزیر اطلاع میدهیم که واحدهای شوروی و انگلیس طبق دستور ستادهای مربوط خود وارد خاک ایران شدند و مشغول پیشروی هستند. بدیهی است که این اقدام علیه استقلال ایران صورت نگرفته، بلکه منظور از آن جلوگیری از عمال آلمانی است که امنیت شوروی را به مخاطره انداخته و پس از رفع خطر از کشور شوروی، نیروهای انگلیس و شوروی از خاک ایران خارج میشوند و تمامیت ایران را به رسمیت میشناسند.»
پس از این موضعگیری نیروهای متفقین وارد خاک ایران شدند. نیروی انگلیس در جنوب و مغرب خطی که از نقاط خانقین، کرمانشاهان، خرمآباد، مسجد سلیمان، هفتگل، گچساران، رامهرمز و بندر دیلم و نیروی شوروی در شمال خطی که از قصبهٔ اشنو، حیدرآباد، میاندوآب، زنجان، قزوین، خرمآباد، مازندران، بابل، زیرآب، سمنان، دامغان، شاهرود، علیآباد تا رود اترک میگذشت مستقر شدند.19 از سوم شهریور تا بیستم شهریور مکاتبات متعددی بین متفقین و دولت ایران صورت گرفت. رضا شاه چون وضعیت را بحرانی دید فروغی را مأمور انجام مذاکره با متفقین ساخت. او با سفرای روس و انگلیس به مذاکره نشست که نتیجهای در برنداشت.
روزنامهٔ اطلاعات در 19 شهریور مطالبی را منتشر ساخت که از اقدامات دولت مبنی برحل مشکلات مردم انتقاد کرده بود. همچنین چون در تهران به دروغ منتشر شده بود که عدهای از آلمانیهای مقیم ایران فرار کردهاند یا مخفی شدهاند دولتهای روس و انگلیس همین فرار اتباع آلمانی را بهانه کردند و گفتند چون دولت ایران قادر به انجام تعهدات خود مبنی براخراج آلمانیها از ایران نیست لذا چارهای نیست جز آنکه قوای روس و انگلیس تهران را اشغال کنند.20 پایتخت در تب شدید بحران سیاسی میسوخت. مغازههای بزرگ تعطیل شده بودند و شایعهٔ انتقال پایتخت از تهران به اصفهان زبانبهزبان میگشت.21 در چنین شرایطی بود که فروغی استعفانامهٔ رضا شاه را تنظیم کرد که در آن آمده بود: «نظر به اینکه من، همه قوای خود را در این چندساله مصروف امور کشور کردهام و ناتوان شدهام حس میکنم اینک وقت آن رسیده که یک قوه بنیه جوانتری به کارهای کشور که مراقبت دایم لازم دارد بپردازد که اسباب سعادت ملت ایران را فراهم آورد. بنابراین، امور سلطنت را به ولیهعد و جانشین خود تفویض کرده و از کار کناره نمودم. از امروز که 25 شهریورماه 1320 است عموم ملت از کشوری و لشکری، ولیعهد و جانشین قانونی مرا به سلطنت بشناسند و آنچه از پیروی مصالح کشور نسبت به من میکردند نسبت به ایشان هم منظور دارند».22 به این ترتیب، متفقین که از شهریور 1320 تا پایان جنگ جهانی دوم در ایران حضور مستمر داشتند، باعث استعفای رضا شاه شدند. حضور متفقین عواقب اجتنابناپذیری برای ایرانیان داشت.
معرفی کتاب
کتاب اسنادی از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم به همت مرکز پژوهش و اسناد ریاستجمهوری و زیر نظر دکتر فرهاد زیویار و محمد حسن صالحیمرام و جمعی از پژوهشگران در پنج جلد به چاپ رسیده است. در هرجلد از کتاب خواننده با ابعاد گوناگونی از ورود متفقین به ایران و اقدامات آنها آشنا میشود. بنابر پیشگفتار کتاب، این مجموعه در پی روشن نمودن موضوع اشغال و خسارات وارده به ایران است و به همین منظور، این مجموعه اسناد فراهم آمده است. جلد اول کتاب به تحمیل پیمان سهجانبه، اعلام جنگ به آلمان و تصرف اماکن و اموال اختصاص داده شده است. در این جلد از کتاب موضوعاتی مثل اعلان جنگ به آلمان، قطع رابطه با ژاپن و پیوستن به اعلامیهٔ ملل متحد در یک طبقهبندی قرار داده شده است. اشغال مناطق، اماکن و مؤسسات در طبقهبندی جدا، تصرف اموال و کالاهای دول محور و بازرگانان ایرانی در بنادر و گمرکات در طبقهبندی دیگر و فروش سلاح و مهمات به متفقین نیز در یک طبقهبندی جداگانه قرار داده شده است. در هر یک از این طبقهبندیها، اسناد مختلفی متناسب با موضوعات ذکر شده درج شده است. مهمترین مبحث این جلد از کتاب موضوع پیمان اتحاد سهگانه است. متفقین متوجه بودند که عمل آنها در ایران اثرات شومی باقی گذاشته است و صلاح را در آن دیدند که با روش عاقلانه به جبران آن بپردازند. انگلیسیها کوشش بیشتری داشتند که به دنیا وانمود کنند که اگر ما به کشوری قدم میگذاریم برای دوستی و اتحاد متساوی الطرفین است. آنها سعی کردند بین طرفین اتحاد و پیمانی منعقد شود تا آن را به دنیا اعلام کنند.23 از طرفی، ایران نیز تمایل داشت که مسألهاش با متفقین روشن شود. پس فروغی، نخستوزیر، و علی سهیلی، وزیر امور خارجه، وارد مذاکره با شوروی و انگلستان شدند و اشغال ایران را به صورت اتحاد با متفقین درآوردند. مذاکرات در محیطی بحرانی آغاز شد، زیرا افکار عمومی ایران نسبت به دو دولت اشغالگر نظر مساعد نداشت.24 اما این پیمان در عصر روز پنجشنبه نهم بهمنماه 1320 شمسی (29 ژانویه 1942 میلادی) در کاخ وزارت امور خارجه امضا شد.25 پیمان در نه فصل تنظیم شد و در فصل سوم آن متفقین متعهد شدند ایران را در مقابل هرتجاوزی از طرف آلمان یا هردولت دیگر حمایت کنند و ایران هم متعهد شد که با دول متحده همکاری کند 26(سند شمارهٔ 4/2 صص 7 تا 11). مجلس شورای ملی نیز این پیمان را تصویب کرد.
[شیر و خورشید]مجلس شورای ملی، دوره سیزدهم قانونگذاری
مورخه:6 بهمن ماه 1320، شماره 2008
قانون اجازه مبادله پیمان اتحاد منعقده بین دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی و انگلستان
مادهواحده-مجلس شورای ملی پیمان اتحاد بین دولت شاهنشاهی ایران و دول اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و انگلستان را که مشتمل بر 9 فصل و شش نامه میباشد و در تاریخ 24 آذرماه 1320 از طرف نمایندگان سه دولت پاراف شده، تصویب و به دولت اجازه میدهد امضا و مبادله شود. این قانون که مشتمل بریک ماده و متن پیمان اتحاد پیوست آن میباشد در جلسه ششم بهمن ماه 1320 به تصویب مجلس شورای ملی رسید.
رئیس مجلس شورای ملی [امضا: حسن اسفندیاری](سند شمارهٔ 4/1، ص 7)
پس از این پیمان، ایران سیاست بیطرفی خود را کنار گذاشت و به آلمان اعلان جنگ داد و با ژاپن قطع رابطه کرد (سند شمارهٔ 57/1 ص 128). در پیمان اتحاد، بعضی از تعهدات متفقین، غیر از شناسایی استقلال سیاسی ایران، مبهم بود اما تمام تعهدات ایران روشن و مشخص بود. دولت فروغی تمایل داشت از دل این اتحاد خسارات وارد شده به مردم را جبرا کند و برای دستیابی به این مقصود، مسألهٔ اشغال متفقین را به همکاری با دولت ایران تبدیل کرد. در واقع دولت ایران با تن دادن به تحمیل و دخالتهای اشغالگران در این اندیشه بود که شاید از برخی امتیازات این همکاری تحمیلی برخوردار شود. اما این همکاری به دخالتهای خارج از قاعده و فراگیر شدن اشغال منجر شد (ص 18). اتحاد سهگانه خسارات فراوانی را نیز برملت ایران تحمیل کرد. خسارات اقتصادی چون کسر بودجه، مقروض شدن دولت، بیبندوباری در امور تجاری، انتشار پول بدون پشتوانه، قاچاق کالا، و عدم رعایت امور گمرکی و نظارتی از جمله پیامدهای پیمان اتحاد سهجانبه بود.27
جلد دوم کتاب به بررسی سانسور و مداخله در امور پولی و مالیاتی پرداخته است. در این جلد، خواننده با اسنادی از سانسور در امور مطبوعات و رادیو و مخابرات آشنا میشود. بدهیهای مالیاتی، عوارض و حقوق گمرکی بخش دیگر اسناد را تشکیل میدهند. بند ب فصل سوم پیمان اتحاد، اختیارات گستردهای به اشغالگران میداد. طبق این بند، انگلیس و شوروی اجازه مییافتند «جمع وسایل ارتباطی» در خاک ایران را در اختیار بگیرند و براین وسایل «هرگونه عملیات سانسوری» را اعمال و روا دارند. براین اساس، پس از انعقاد پیمان، اولین اقدام متفقین، در ارتباط با سانسور «مخابرات پستی و تلگرافی و تلفنی و رادیو» بود (ص 10). در اسنادی که از سفارت انگلیس در کتاب وجود دارد در خصوص مقررات سرویس سانسور انگلیس و شوروی آمده که «برای اینکه از جریان اطلاعات مربوط به مخابرات پستی و تلگرافی که مضر به منافع دول متفقین است، جلوگیری به عمل آمده باشد مخابرات پستی و تلگرافی و تلفنی و رادیو به طوری که در پیمان انگلیس و روس و ایران مقرر گردیده، تحت سانسور قرار خواهد گرفت»(سند شمارهٔ 1، ص 3). انگلیسیها سعی میکردند که از درج اخبار رادیوهای خارجی در مورد جنگ جهانی دوم جلوگیری به عمل آورند. در همین خصوص مکاتبات زیادی بین سفارت انگلیس و شخص بولارد با نخستوزیر ایران صورت گرفت (سند شمارهٔ 2، صص 6 تا 10). متفقین در امور پولی و مالی ایران نیز دخالت میکردند. در نامهای که بولارد به علی سهیلی نوشت با یادآوری پیمان اتحاد سهگانه از تهیهٔ پول کافی برای تهیهٔ اشیا و جمعآوری کارگران به منظور نگاهداری و اصلاح خطوط مخابراتی خبر داد (سند شمارهٔ 53، ص 16 مقدمه)، که به این واسطه دولت انگلیس را ایران انتظار داشت اقدام به افزایش صدور اسکناس بنماید. هنگامی که دولت ایران در مقابل این فشارها مقاومت کرد، سفیر انگلستان در نامهای به نخستوزیر تهدید به تعطیلی دفاتر بانک شاهنشاهی ایران نمود (سند شمارهٔ 53/1، ص 207). در خصوص حقوق گمرکی نیز متفقین در موارد متعدد از مالیات فرار میکردند و حتی کار به جایی رسید که برخی از مقاطعهکاران و بازرگانان با بستگی خود به متفقین سعی در سودجویی و معافیت از مالیاتهای گوناگون داشتند (سند شمارهٔ 71/3، ص 18). مداخلات متفقین در امور گمرکی با اعتراض وزارت دارایی مواجه شده بود.
[شیر و خورشید]وزارت دارایی، دفتر وزیر
تاریخ:1321/6/22، شماره:19534، ضمیمه:6 برگ، محرمانه، مستقیم
جناب آقای نخستوزیر رونوشت گزارش 37759،1321/4/16 ادارهکل گمرک راجع به مداخلات متفقین در امور گمرکی و اشکالاتی که در جریان کارهای دفاتر گمرک جنوب و شمال و غرب به وجود آمده تقدیم میشود. مستدعی است مقرر فرمایید راجع به رفع اشکالات مزبور و پرداخت حقوق گمرکی و بدهیهایی که دارند اقدام شده و نتیجه را به این وزارت ابلاغ نمایند.
وزیر دارایی [امضا: باقر کاظمی]
جلد سوم کتاب به بحث در مورد راهها، راهآهن و فرودگاهها، قطع درختان، نان و غله، و مهاجرین لهستانی در ایران پرداخته است. مسألهٔ قحطی و کمبود نان و غله مهمترین مسألهٔ مردم در دورهٔ اشغال متفقین بود. پس از انعقاد پیمان سهگانه، و با ورود عدهٔ زیادی از مهاجرین لهستانی از خاک شوروی به ایران و خروج گندم از مرزهای ایران، قحطی و کمیابی بیسابقهای در شهرهای ایران روی داد و وضع آذوقه و ارزاق روزبهروز بدتر شد به طوری که در سال 1321 عموم طبقات دچار مضیقه شدند و عدهٔ زیادی از روستاییان از دهات به شهرهای ایران روی آوردند و جلد سوم کتاب به بحث در مورد راهها، راهآهن و فرودگاهها، قطع درختان، نان و غله، و مهاجرین لهستانی در ایران پرداخته است. مسألهٔ قحطی و کمبود نان و غله مهمترین مسألهٔ مردم در دورهٔ اشغال متفقین بود. پس از انعقاد پیمان سهگانه، و با ورود عدهٔ زیادی از مهاجرین لهستانی از خاک شوروی به ایران و خروج گندم از مرزهای ایران، قحطی و کمیابی بیسابقهای در شهرهای ایران روی داد و وضع آذوقه و ارزاق روزبهروز بدتر شد به طوری که در سال 1321 عموم طبقات دچار مضیقه شدند و عدهٔ زیادی از روستاییان از دهات به شهرهای ایران روی آوردند و در نتیجه وضع کشاورزی به کلی مختل شد.28 کمبود مواد غذایی همراه با تورم که در اثر اتخاذ سیاست پولی قوای اشغالگر به وجود آمده بود، قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داد و در نتیجه هزاران هزار نفر در سراسر کشور دچار گرسنگی شدند. بالاخره مردم در تهران برعلیه کمبود خواروبار دست به راهپیمایی اعتراضآمیز زدند.29 مردم معترض به همراه دانشجویان و دانشآموزان به سمت بهارستان حرکت کردند و در اعتراض به وضعیت نان به مشاجره با نمایندگان پرداختند. بسیاری از مغازهها در سطح شهر غارت شد و حتی خانهٔ نخستوزیر، احمد قوام، به آتش کشیده شد (سند شمارهٔ 50، ص 13). بسیاری از صاحبنظران معتقدند که واقعهٔ 17 آذر یک تصفیه حساب سیاسی بین شاه و قوام بوده است.30
مسألهٔ مهاجرت لهستانیها به ایران نیز از موضوعات مهم ایران در جنگ جهانی دوم بود که اسناد آن در کتاب آمده است. در تاریخ 1 اردیبهشت 1321، گروه کثیری از زنان و کودکان مهاجر لهستانی در بیرون دروازهٔ دوشانتپه در تهران سکنا گزیدند. لهستانیها که از طریق دریا و خشکی وارد ایران میشدند، بیش از 77 هزار سرباز و 43 هزار غیر نظامی بودند.31 بسیاری از این مهاجران از طریق بندر انزلی وارد شدند.
[شیر و خورشید]وزارت دارایی، قسمت اقتصادی
تاریخ:1321/6/30، شماره:17368، ضممیه:2 برگ
جناب آقای نخستوزیر به طوری که ادارهکل گمرک طبق گزارش تلگرافی گمرک بندر پهلوی اطلاع میدهد، در روزهای 21 تا 27 مردادماه گذشته تقریبا 21500 نفر مهاجر لهستانی به وسیله 5 کشتی در بندر پهلوی به کشور شاهنشاهی پیاده شدهاند. رونوشت دو فقره گزارشهای گمرک برای استحضار خاطر مبارک با این نامه تقدیم میگردد.
وزیر دارایی [امضاء: باقر کاظمی](سند شمارهٔ 54/11، ص 308)
ورود این مهاجرین عوارضی نیز برای مردم در پی داشت. برطبق اسناد ارائه شده در کتاب، وزیر بهداری، علی اصغر حکمت، پزشکانی را به بندر پهلوی به منظور بررسی اوضاع بهداشتی مهاجران لهستانی اعزام میکند (سند شمارهٔ 55، ص 309). بسیاری از آنها به بیماریهای مختلف از جمله تیفوس و تیفوئید مبتلا بودند. فرماندار گیلان در نامهای که به علی سهیلی نوشت خواهان آن شد که لباسهای کهنهٔ لهستانیها سوزانده شود تا بیماری آنها منتقل نشود (سند شمارهٔ 55/1، همان). در مدت اقامت سه سالهٔ مهاجران، ایرانیان از آنان مهماننوازی کردند تا جایی که موقع عزیمت آنها، نمایندگان آنها در نامهای به دولتمردان ایرانی از نحوهٔ برخورد ایرانیان نسبت به مهاجرین و به خصوص پناه دادن به اطفال یتیم لهستانی تشکر کردند (سند شمارهٔ 59/3، ص 350).
جلد چهارم کتاب به بررسی موضوعات قتل، تعدی، تجاوز و نقص حاکمیت پرداخته است. متفقین در طول مدت حضور خود بسیاری از مقررات و موازین بینالمللی را زیر پا گذاشتند. در خیلی از موارد پیش میآمد که مهاجمان وارد شهرها میشدند و به غارت شهرها، ادارات و مصادرهٔ خواروبار میپرداختند. «…علاوهبر شکایات اهالی شهرها، و قصبات از چپاول و غارت و تعدیاتی که یا در اثر ورود نیروی شوروی رخ داده و یا بالتبع از طرف اشخاص مفسدهجو و اشرار حادث گردیده، از بازرگانان و ادارات دولتی نیز شکایات و گزارشاتی دائر بر اشغال و تصرف اماکن و ادارات دولتی و بنگاههای خطوط ارتباط، تلگراف و تلفن و راهآهن و غیره رسیده و میرسید.»32 نیروهای آمریکایی نیز اسباب مزاحمت را برای مردم فراهم میآوردند. گزارش تلگرافی زیر نمونهٔ آن است: «چندی است مأمورین امریکایی به خانه اهالی وارد و به نام اینکه کالای نیروی امریکایی دارند مزاحم میشوند.»33 در همین خصوص، شکوائیهای به نخستوزیر (علی سهیلی) در خصوص تشدید بدرفتاری مأموران انگلیسی و آمریکایی با مردم رسید. در این شکوائیه اشاره شده است که «چندی است که از طرف دولت انگلیس و آمریکا به طور دستور با مردم بدرفتاری شروع و مردم منتظر اقدام دولت بوده و تاکنون هیچ گونه رفع نگرانی به عمل نیامد. بلکه روزبهروز برفجایع آنها افزوده شده است.»(سند شمارهٔ 11، ص 62) در گزارش دیگر آمده است که هفت نفر از سربازان نیروی بریتانیا در قصرشیرین در اثر افراط در صرف نوشابهٔ الکلی به منزل مردم رفتهاند و باعث مزاحمت شدهاند (سند شمارهٔ 14، ص 74).
در بعضی موارد، ایرانیان توسط متفقین به قتل رسیدند. در یک مورد در منطقهٔ آذربایجان کار بالا گرفت و باعث اعتراض مردم شد. از اینرو رونوشتی را جمعی از اهالی آذربایجان به مجلس شورای ملی دادند و در آن به سستی دولت در جلوگیری از قتل ایرانیان توسط سربازان متفقین اعتراض کردند (سند شمارهٔ 31، ص 106). در این جلد از کتاب، اسناد مختلفی از دزدی، قتل و جنایت و تجاوز سربازان متفقین آمده است. در یکی از تأسفبارترین سندها، مکاتباتی در خصوص تجاوز یک سرباز شوروی به دختری هشت ساله و قتل وی در ساری آمده است (سند شمارهٔ 42، ص 128). مورد غمانگیز دیگر، مرگ سه کودک اهل طوالش براثر انفجار مین قوای شوروی در آن ناحیه بود (سند شمارهٔ 65، ص 163). متفقین در موارد متعدد به بهانههای مختلف از جمله نقشهبرداری و حملونقل کالا برای نیروهای نظامی، به نقض حاکمیت کشور پرداختند. شورویها با آنکه پیمان اتحاد سهگانه را با ایران به امضا رسانده بودند و حق حاکمیت ایران را به رسمیت میشناختند اما آشکارا به نقض آن اقدام میکردند. در یک مورد خاص، برای برگزاری جشن سالگرد تشکیل ارتش سرخ در ایران، مردم را به اجبار به شرکت در آن فراخواندند (سند شمارهٔ 103، ص 306).
جلد پنجم کتاب با عنوان «بازداشت و تبعید»، به بررسی اسناد این دو مقوله میپردازد. برطبق آنچه که از مقدمهٔ کتاب برمیآید بازداشت اتباع ایرانی از همان ماههای آغازین اشغال به بهانهٔ همکاری با آلمانیها شروع شده بود. از اردیبهشت 1321 برطبق اعلامیهای با موضوع «غیر قانونی» شمردن «اقدامات به نفع دول محور»، عدهای از افراد در نقاط مختلف دستگیر و بازداشت شدند (سند شمارهٔ 2، ص 4). در خیلی از اسناد مجموعهٔ حاضر، از همکاری ایرانیان با اتباع آلمانی سخن رفته است که این مسأله به مذاق متفقین خوش نمیآمد و باعث دستگیری ایرانیان میشد. دستگیرشدگان از قشرهای مختلف جامعه مثل نظامیان، سیاستمداران، مهندسان، پزشکان، تجار، روزنامهنگاران، و روحانیان بودند. آیت اللّه کاشانی جزو معروفترین زندانیان متفقین بود. با افزایش زندانیان، متفقین دو بازداشتگاه یکی در اراک توسط انگلیسیها و یکی در رشت توسط شورویها تأسیس کردند.
در این زندانها زندانیان به بیماریهایی مبتلا میشدند که از معالجهٔ رایگان آنها امتناع میشد. طبق شرحی که به رئیس مجلس شورای ملی، محمد صادق طباطبایی، نوشته شده است غذای بازداشتشدگان هم دور از قواعد بهداشت بود به طوری که «غالبا مصرفکنندگان را دچار امراض سخت» میکرد (سند شمارهٔ 115، ص 300). علاوهبراین، برخوردهای خشن افسران انگلیسی با زندانیان برسختی این دوران میافزود (سند شمارهٔ 130، ص 332). مسألهٔ تبعید ایرانیان پس از رفتن به زندان نیز قصهای جدا دارد. این اقدام از سال 1323 روند رو به رشدی پیدا کرد و بدون اطلاع مقامات ایرانی انجام میشد. یک سند که گزارش شهربانی کل کشور را روایت میکند از اخراج کارگزاران دولتی از شهرهای نوشهر و چالوس توسط مقامات نظامی شوروی خبر میدهد (سند شمارهٔ 114، ص 296). همچنین، در یک سند محرمانه که به وزارت امور خارجه رسید از ضرب الاجل سربازان شوروی به رؤسا و کارمندان شهرهای مازندران و آذربایجان صحبت به میان آمده است. بنابراین سند، به بعضی افراد مجال و فرصت ندادند که به کارهای اداری و شخصی خودشان سروسامان بدهند (سند شمارهٔ 114/2، ص 298).
بررسی ویژگیهای کتاب
کتاب اسنادی از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم نسبت به کتابهایی که بررسی اسناد را دنبال میکنند کتاب موفقتری است. چراکه اسناد به صورت دستهبندی و جداگانه آمده و این مزیت کار خواننده یا پژوهشگری را که میخواهد به بخش مورد نظر خود رجوع کند آسانتر کرده است. هرجلد از کتاب با یک مقدمه در مورد اسناد مورد اشاره آغاز میشود که دید همهجانبهای را به خواننده میدهد و خواننده را به طور کامل در جریان کلیت اسناد قرار میدهد. سپس اسناد به نسبت اهمیتی که دارند به شکل منظم آمدهاند و اگر در یک مورد خاص چندین سند وجود داشته اسناد را با یک شمارهٔ ثابت به اضافهٔ ممیز و شمارههای متوالی نشان دادهاند. تصویر بعضی از اسناد به عنوان تصاویر نمونه در آخر کتاب چاپ شده است. کتاب با نمایه به پایان میرسد. فصلبندی کتاب بسیار خوب تدوین شده و مؤلف اسناد را بنا به اهمیت در این پنج جلدی جای داده است. به نظر میرسد کتاب توانسته است مطالب مربوط به اشغال را به طور مستند و مستدل به خواننده عرضه کند. در بخش تصاویر نمونه، تصویر چند سند دستخطی واضح و قابل رویت نیست. اگر تصاویری با کیفیت بهتر در کتاب انتخاب میشد به قوت کار بیشتر میافزود.





