وقایع‌نگار سفر ابوالحسن خان ایلچی به روسیه- کارخانه سلاح‌سازی شهر تولا

وقایع‌نگار سفر ابوالحسن خان ایلچی به روسیه، در ادامه وصفش از کارخانه سلاح‌سازی شهر تولا (که بخشی از آن را در شماره گذشته خواندید) می‌نویسد: «در این کارخانه‌ها چرخ‌ها و اسباب‌ها هست که خود به خود گردش می‌کند، و پای هر دستگاهی استادی نشسته چیزی می‌سازد. و اصل این‌ها از یک کوره آتش و خمره آهنی آب است که از بخار آن هزار بلکه دو هزار چرخ و دستگاه گردش می‌کند و احتیاج به آدم ندارد و این مقوله چیز‌ها، از تحریر و تقدیر چندان دستگیر نمی‌شود و موقوف به دیدن است. اما اینقدر ملاحظه شد که این کارخانه جات هرروزه، روزی سه هزار و هشتصد نفر عمله مستمراً به کار مشغول می‌باشند و سالی یکصد و پنجاه هزار قبضه تفنگ و اسباب دیگر از این کارخانه ساخته و آماده شده داخل انبار می‌شود. اما اگر این کوره آتش و خمره آب گرم و جوب‌های آبِ جاری نبود، روزی پنجاه هزار عمله هم این کارخانه جات را کفاف نمی‌داد. این است که به علت آب و کوره آتش و بخار چنین دستگاهی به آن عجله گردش می‌کند و دائم در کارند و این عمل را در میان ایشان [یک] شخص انگریزی بر پا داشته و حال ملازم پادشاه اروس شده و این کارخانه جات تمام به دست آن است، الّا اروس خود صاحب اینگونه افکار و اعمال نیستند. آنچه از این مقوله امورات در میان ایشان برپا شده، از جماعت انگریز است که به ولایات آن‌ها آمده هر یک هر حرفه که داشته‌اند به آن‌ها آموخته‌اند و بالفعل هم در کارند.» («دلیل السفراء» سفرنامه ایلچی به روسیه، میرزا محمدهادی شیرازی، به کوشش محمد گلبن)

•نظم

از جمله نکات جالب دیگری که در دلیل السفراء ثبت شده، مشاهدات هیات ایرانی از انبار اسلحه روس‌ها در شهر تولا است. به نوشته میرزا محمدهادی: «صاحبجمعان و بزرگانی که بودند آمده در انبار را گشاده، در کریاس (درگاه) آن از هر اسلحه و هر یراق و هر اسبابی که از این مقوله به خاطر می‌رسد، آویخته و گذاشته بودند. از جمله تفنگی [از] یکترینه که خورشید کلاه باشد و پادشاه بوده (منظور کاترین کبیر است)، به دست خود ساخته، آن تفنگ و چکش و اسبابی که تفنگ را [با آن‌ها] ساخته است در آنجا گذاشته بودند. با وجود زن بودن تفنگ را بسیار خوب ساخته بود. از آنجا داخل انبار شدیم. مکانی دو طبقه از چوب ساخته و سفید کرده بودند، که هر طبقه بیست و پنج قدم عرض و شصت هفتاد قدم طول داشت. در هر طبقه چهار راسته قرارگاه از آنچه به خاطر برسد به خط مستقیم چیده بودند. جاز مضبوطی به نظر آمد که هرگاه چندین هزار سال آن آلات را در آنجا به آن نظم بگذارند، از زنگ و عیوب دیگر محفوظ است. تمامی را جور کرده بودند، که هرگاه خوب و بد و وسط آن‌ها را می‌خواستند، فوراً بر می‌داشتند و احتیاج به جستن نبود. در آنجا سوای توپ که دیده نشد، آلات حرب از هر چیز و هر مقوله بی نهایت موجود بود.»

به نظر می‌رسد از جمله دلایلی که روس‌ها را بر آن می‌داشت میرزا ابوالحسن خان و همراهانش را به تماشای این کارخانه‌ها و انبار‌ها ببرند، هراسی بود که تماشای این تشکیلات عریض و طویل می‌توانست در دل آن‌ها بیندازد. در واقع روس‌ها به این ترتیب، علاوه بر به جا آوردن رسم مهمان نوازی، نمایش قدرتی نیز برای هیات ایرانی داده بودند.

•آتش

ایلچی و همراهانش در همان روزی که به تماشای کارخانه و انبار سلاح رفتند، از آتش نشانی تولا نیز بازدید کردند. میرزا محمدهادی در توصیف آنجا می‌نویسد: «لوله و اساس از آهن و برنج تعبیه کرده، می‌ساختند که آب را از زمین هر قدر خواسته باشند برداشته بالا می‌بردند و این عمل بیشتر در وقتی به کار ایشان می‌آید که خانه و مکان مرتفعی آتش گرفته باشد. فوراً آن اسباب را حاضر کرده، آب از زمین بر پشت بام آنجا برده و ریخته آتش را خاموش می‌کنند.»

مهمانداران روس باز در همین روز میرزا ابوالحسن خان و همراهانش را به تماشای جای دیگری می‌برند: «صورت پادشاه را کشیده، در آنجا گذاشته بودند و تخت بزرگی در وسط گذاشته اسباب بسیاری روی آن چیده بود. مشخص شد که این مکانی است که هرگاه امری بر ایشان روی می‌دهد و چاره آن مشکل است، دانشمندان و بزرگان در آنجا جمع شده از روی فکر و کتاب‌ها و اسباب‌ها آن امر را صورت می‌دهند. اسلحه غریبه در این مکان نیز بسیار است.»

چنانکه پیش‌تر نیز نوشتم، توقف میرزا ابوالحسن خان در شهر تولا نیز ده روز به طول انجامید و این امر با توجه به توقف طولانی در تفلیس و توقف ده روزه در شهر بارونژ باعث خشم او شده بود. «یکی از بزرگان آن‌ها (اهالی تولا) خدمت صاحبی ایلچی آمده وعده ضیافت رقص و بال خواست. صاحبی ایلچی چون بسیار تکدر توقف عرض راه را داشتند و از این جهت بی نهایت دلگیر بودند، وعده نمی‌دادند. آن شخص مأیوس شده بساناویچ (مهماندار ایلچی) را واسطه نمود، آخرالامر نظر به خاطر بساناویچ وعده داده، شب با مهماندار و همراهان در آنجا رفته ضیافت… منعقد بود.» ایلچی و همراهانش سرانجام روز هفتم محرم ۱۲۳۰ ه.ق. شهر تولا را ترک کردند و به سوی مسکو به راه افتادند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]