رفتار همکارانه چگونه تکامل یافت؟ با هم دویدن

الیزابت پنیسی
ترجمه: کاوه فیض اللهی
هنگامی که چارلز داروین نظریه عظیم خویش درباره منشاء گونهها را تدوین میکرد، از رویارویی با این واقعیت غرق در حیرت بود که جانوران از مورچه گرفته تا انسان، گروههایی اجتماعی میسازند که در آن بیشتر افراد برای تامین منافع همگانی تلاش میکنند. ظاهراً این با پیشنهاد داروین که کلید بقا در بلندمدت شایستگی فرد است تناقض داشت.
اما هنگامی که «نسب انسان» را مینوشت به چند تبیین دست یافته بود. پیشنهاد کرد که انتخاب طبیعی میتواند رفتار فداکارانه را در میان خویشاوندان رواج دهد تا توان تولیدمثلی «خانواده» را افزایش دهد. گذشته از این ایده تقابل (reciprocity) را نیز مطرح کرد: اینکه افراد ناخویشاوند اما آشنا چنانچه هر دو فداکار باشند، در گرفتاری به هم کمک خواهند کرد. یک قرن کار با چندین گونه اجتماعی ایدههای داروین را تا حدودی تائید کرده است، اما هنوز خیلی مانده تا معلوم شود که همکاری چگونه و چرا تکامل یافته است. پاسخهای این معما میتوانند به تبیین آن عده از رفتارهای انسان که از دیدگاه تکاملی صرف تقریباً بی معنا به نظر میرسند، برای مثال اینکه کسی جان خود را برای نجات غریقی بیگانه به خطر اندازد، کمک کنند.
جانوران به راههای گوناگون یکدیگر را یاری میدهند. در گونههای اجتماعی از زنبور عسل گرفته تا مول رات برهنه، خویشاوندی به همکاری میدان میدهد: مادهها از تولیدمثل چشم پوشی کرده و در عوض به ماده غالب کمک میکنند تا فرزندانش را پرورش دهد و دستور کارهای مشترک کمک میکند تا افراد ناخویشاوند با هم کار کنند. برای مثال شمپانزههای نر در برابر شکارچیان با هم متحد میشوند و با خریدن خطر بالقوه به جان خویش از یکدیگر محافظت میکنند. گذشت در میان اقوام انسانی فراگیر است. در واقع برخی انسانشناسان معتقدند که تکامل گرایش به اعتماد به خویشاوندان و همسایگان در اینکه انسان مهره دار چیره روی زمین شود بسیار موثر بوده است: توانایی کار کردن با هم موجب میشد تا نیاکان نخستین ما غذای بیشتری به دست آورند، بهتر از خودشان محافظت کنند و از بچههایشان مراقبت بهتری به عمل آورند که به نوبه خود موفقیت تولیدمثلی را افزایش میدهند.
با این حال میزان همکاری متغیر است. «متقلبان» میتوانند از بقیه بشریت دست کم در کوتاه مدت سواری بگیرند. اما همکاری در میان بسیاری از گونهها رواج دارد و نشان میدهد که این رفتار با وجود تمام درگیریهای قومی، مذهبی، سیاسی و حتی گروههای خانوادگی که در گونه ما شایع است، در بلندمدت استراتژی بهتری برای بقاست.
زیستشناسان تکاملی و پژوهشگران رفتار جانوران در جست وجوی شالوده ژنتیکی و محرکهای مولکولی رفتارهای همکارانه و نیز عوامل فیزیولوژیک، محیطی و رفتاری جامعه گرایی (sociality) هستند. آن عده از متخصصان علوم اعصاب که پستانداران را از ولها گرفته تا کفتار بررسی میکنند، در آغاز راه کشف ارتباطهای کلیدی میان مواد شیمیایی و استراتژیهای اجتماعی هستند.
آنها که تمایلات ریاضی بیشتری دارند از نظریه بازیهای تکاملی استفاده میکنند که رهیافتی است در مدلسازی که در اصل برای اقتصاد ایجاد شده بود تا همکاری را کمی سازد و پیامدهای رفتاری را در شرایط مختلف پیشبینی کند. نظریه بازیها موجب شده تا گرایشی ظاهراً ذاتی به انصاف آشکار شود: بازیکنان این بازیها برای تنبیه اعمال غیرمنصفانه وقت و انرژی مصرف میکنند حتی اگر از این کار هیچ چیز گیر خودشان نیاید. پژوهشهای مشابه نشان دادهاند که حتی هنگامی که دو نفر فقط یک بار با هم روبه رو شوند، تمایل دارند که نسبت به یکدیگر منصف باشند. تبیین این اعمال دشوار است زیرا به نظر نمیرسد که از این اصل پایه که همکاری در واقع مبتنی بر منافع شخصی است پیروی کنند.
مدلهایی که براساس این بازیها ساخته شده هنوز ناقص است. برای مثال این مدلها تاثیر عواطف و هیجانات بر همکاری را به قدر کافی در نظر نمیگیرند. با این حال با پیچیدهتر شدن نظریه بازیها پژوهشگران امیدوارند بتوانند از قوانین حاکم بر جوامع پیچیده درک روشنتری به دست آورند.
این تلاشها روی هم رفته به دانشمندان علوم اجتماعی و دیگران کمک میکند مشاهدات داروین درباره همکاری را بسط دهند و به جایی برسانند. همان طور که داروین پیشبینی کرده بود رابطه متقابل (معامله به مثل) از جمله تاکتیکهای موثر شایستگی است. اما پدیدهای فراگیر نیست. پژوهشگران امروزی کشف کردهاند که پیش نیاز این کار حافظهای قوی است. ظاهراً تنها جاندارانی اقدام به عمل متقابل میکنند که میتوانند یاد افراد به دردخور و به دردنخور را در خاطر داشته باشند.
انسان برای به خاطر سپردن چهرهها حافظه بسیار خوبی دارد و به همین خاطر میتواند احساسات خوب یا بد خویش نسبت به کسانی که سالها ندیده است را تا پایان عمر حفظ کند. اما در بیشتر گونههای دیگر عمل متقابل یا اصلاً وجود ندارد یا در مدتی بسیار کوتاه دیده میشود.
داروین که به مشاهدات شخصیاش محدود میشد تنها میتوانست به دلایل منطقی کلی برای رفتار همکارانه برسد. اکنون با بینشهای جدید حاصل از نظریه بازیها و سایر رویکردهای تجربی نویدبخش، زیستشناسان سرگرم اصلاح ایدههای داروین هستند و امیدوارند ذره ذره روزی دریابند که روح همکاری در ما از کجا منشا میگیرد.
Science, 1Jul. 2005
شنبه ۷ آبان ۱۳۸۴ – شرق





