اینگرید برگمن: اسطوره‌ای فراتر از زمان – 20 دانستنی جالب در مورد او

اینگرید برگمن را نمی‌توان صرفاً یک بازیگر بزرگ دانست؛ او پدیده‌ای بود که سینمای کلاسیک، مدرن و اروپایی را به هم پیوند داد. در دورانی که بازیگران زن معمولاً در نقش‌های کلیشه‌ای ظاهر می‌شدند، برگمن با جسارت در انتخاب نقش‌هایی پیچیده و چالش‌برانگیز، تعریف جدیدی از زنانگی روی پرده ارائه داد. چهره‌ای آرام، صدایی متین، اما درونی پرهیجان و نافرمان، از او تصویری ساخت که هم محبوب عموم بود و هم تحسین منتقدان را برمی‌انگیخت.

او هم در آمریکا ستاره بود، هم در اروپا هنرمند. هم اسکار گرفت، هم تبعید شد. هم مادر بود، هم زن جنجالی. هم بر صحنه‌ی هالیوود درخشید، هم در سینمای تجربی ایتالیا خودش را بازتعریف کرد. در ادامه، بیست حقیقت مهم و مستند از زندگی و آثار این بازیگر جاودانه را می‌خوانید که بر پایه‌ی همان آزمون سینمایی طراحی شده‌اند.

این پست در واقع پاسخ تشریحی این کوییز سینمایی ما در مورد اینگرید برگمن است. می‌توانید قبل از شروع خواندن این پست پرسشنامه را پاسخ بدهید و معلومات خود را بسنجید.

۱. برگمن در Casablanca درخشید؛ فیلمی که نام او را جهانی کرد

فیلم کلاسیک Casablanca محصول سال ۱۹۴۲، نقطه عطفی در مسیر شهرت جهانی اینگرید برگمن بود. او در این فیلم نقش ایلسا لاند را بازی کرد؛ زنی میان عشق و وظیفه، که در دل جنگ جهانی دوم با همفری بوگارت هم‌بازی شد. نقش‌آفرینی برگمن در این فیلم، ترکیبی از وقار، احساس، و سردرگمی عاشقانه بود که به‌یادماندنی‌ترین دیالوگ‌های عاشقانه‌ی تاریخ سینما را شکل داد. این فیلم برای برگمن تبدیل به نمادی ماندگار شد و چهره‌ی او را در ذهن میلیون‌ها تماشاگر ثبت کرد. Casablanca هم از نظر موفقیت تجاری و هم از نظر جایگاه فرهنگی، اثری ممتاز بود. چهره‌ی صادق و نگاه معصوم برگمن، مکمل سردی و تلخی نقش بوگارت شد. منتقدان نیز در ستایش از بازی او در این فیلم، از واژه‌هایی چون “خلوص احساسی” و “سکوت پرشور” استفاده کرده‌اند. این اثر، آغازگر دوره‌ای از نقش‌آفرینی‌های ماندگار برای برگمن در هالیوود بود.

۲. اصالت سوئدی، منش جهانی

اینگرید برگمن در سال ۱۹۱۵ در شهر استکهلم سوئد به دنیا آمد. او تنها فرزند خانواده‌ای بود که مادرش آلمانی و پدرش سوئدی بود، اما خیلی زود یتیم شد و نزد بستگان بزرگ شد. برگمن از نوجوانی به بازیگری علاقه‌مند بود و وارد آکادمی سلطنتی هنرهای نمایشی سوئد شد. پس از مدتی بازی در تئاتر و سینمای محلی، با بازی در فیلم‌های موفقی چون Intermezzo توجه جهانیان را جلب کرد. شخصیت برگمن، ترکیبی از نظم اسکاندیناوی و حس رهایی هنری بود که در برخورد با سینمای آمریکا هم منحصربه‌فرد ماند. او برخلاف بسیاری از ستارگان هالیوود، زرق‌وبرق را کنار گذاشت و سادگی را ترجیح داد. چهره‌ی طبیعی، رفتار متین و صدای ملایم او، برگمن را از بازیگران هم‌عصرش متمایز ساخت. با آنکه اصالتش سوئدی بود، اما روحیه‌ای جهانی داشت که در سینمای آمریکا، ایتالیا و حتی تلویزیون بریتانیا نیز بدرخشید.

۳. سه اسکار برای سه دهه متفاوت

دریافت سه جایزه اسکار برای یک بازیگر زن، افتخاری بی‌نظیر است که اینگرید برگمن موفق به دستیابی به آن شد. نخستین اسکار خود را برای نقش در فیلم Gaslight در سال ۱۹۴۴ دریافت کرد. دومین اسکار را در سال ۱۹۵۶ برای فیلم Anastasia به دست آورد که بازگشت پیروزمندانه‌ای به هالیوود پس از دوره‌ای جنجالی بود. سومین اسکار نیز در سال ۱۹۷۵ برای نقش مکمل در Murder on the Orient Express نصیب او شد. این جوایز در سه دهه متفاوت به او اهدا شدند که نشان‌دهنده‌ی دوام و کیفیت مداوم کارنامه‌ی هنری اوست. برگمن هم در نقش‌های اصلی و هم در نقش‌های فرعی درخشش ویژه‌ای داشت. او بازیگری نبود که فقط در دوران جوانی بدرخشد، بلکه در میانسالی و حتی سال‌های پایانی عمر نیز توانست عمق بیشتری به نقش‌هایش ببخشد. جایگاه او در تاریخ آکادمی علوم و هنرهای سینمایی همواره محفوظ باقی مانده است.

۴. Gaslight، نقطه عطف در بازیگری روان‌شناختی

فیلم Gaslight یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تریلر روان‌شناختی در سینمای کلاسیک است و برگمن با بازی در نقش زنی تحت فشار روانی، در این ژانر خوش درخشید. در این فیلم، همسر شخصیت اصلی تلاش می‌کند او را نسبت به واقعیت دچار تردید کند و در نهایت عقلش را زیر سؤال ببرد. این مفهوم بعدها به‌صورت مفهومی رایج در روان‌شناسی تحت عنوان “گس‌لایتینگ” شناخته شد. بازی برگمن در این فیلم، پر از ظرافت‌های عاطفی و لحظه‌به‌لحظه است. او موفق شد ترس، تردید، وابستگی و شک درونی را با چشمان خود منتقل کند، بی‌آنکه اغراق کند. همین ویژگی، سبب شد اسکار بهترین بازیگر زن را برای این نقش دریافت کند. Gaslight برای برگمن فرصتی بود تا جنبه‌ی تحلیلی‌تری از توانایی‌های خود را نشان دهد. این فیلم، به‌عنوان اثری پیشرو در روان‌شناسی شخصیت زن در سینما باقی مانده است.

۵. اسکار برای یک نقش کوتاه اما به‌یادماندنی

در فیلم Murder on the Orient Express به کارگردانی سیدنی لومت، برگمن نقش کوتاهی در قالب پرستاری سوئدی ایفا کرد. مدت زمان حضور او در فیلم کوتاه بود، اما چنان صمیمی و باورپذیر بازی کرد که نظر هیئت داوران آکادمی اسکار را جلب کرد. برگمن در این نقش از چهره‌ای بی‌دفاع و متواضع استفاده کرد که با لهجه‌ای سنگین سوئدی صحبت می‌کرد. نکته جالب آن‌که خود او پیشنهاد داده بود این شخصیت را به زبان مادری‌اش نزدیک کند. او به جای استفاده از زبان انگلیسی سلیس، عمداً لهجه‌ای غلیظ برگزید تا شخصیت را انسانی‌تر جلوه دهد. این انتخاب جسورانه، باعث شد کاراکتر او میان سایر نقش‌ها برجسته شود. آکادمی، اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به او اهدا کرد که سومین اسکار دوران حرفه‌ای‌اش بود. این نقش، مثالی از قدرت بازیگری در کمترین زمان ممکن است.

۶. همکاری درخشان با آلفرد هیچکاک

اینگرید برگمن یکی از معدود بازیگرانی بود که بارها با آلفرد هیچکاک همکاری کرد. فیلم Notorious که در سال ۱۹۴۶ ساخته شد، بهترین این همکاری‌ها بود. او در این فیلم در نقش زنی دوگانه ظاهر شد؛ از یک‌سو مأمور مخفی و از سوی دیگر زنی عاشق و فریب‌خورده. بازی او، در کنار کری گرانت، ترکیبی از احساس، سردرگمی، و تعهد را نشان می‌داد. هیچکاک به خاطر دقت بالایش در کارگردانی، از بازیگرانی استفاده می‌کرد که توانایی درونی‌سازی احساسات را داشتند. برگمن با چهره‌ای آرام اما پر از اضطراب‌های زیرپوستی، دقیقاً همان چیزی بود که هیچکاک می‌خواست. صحنه مشهور بوسه طولانی در آشپزخانه نیز از جمله ماندگارترین لحظات سینمای عاشقانه به‌شمار می‌آید. Notorious نه‌فقط یک فیلم جاسوسی، بلکه مطالعه‌ای بر مرزهای اخلاقی و احساسی انسان بود.

۷. ازدواجی که سینمای آمریکا را شوکه کرد

دهه ۱۹۵۰ دوران جنجال‌آفرینی برای برگمن بود. او در جریان ساخت فیلم Stromboli با کارگردان ایتالیایی روبرتو روسلینی رابطه‌ای عاشقانه برقرار کرد. این رابطه، در حالی شکل گرفت که برگمن هنوز در ازدواج رسمی قبلی خود بود. وقتی خبر بارداری او از روسلینی علنی شد، موجی از خشم اخلاق‌گرایانه در رسانه‌های آمریکایی به راه افتاد. حتی سنای آمریکا به‌طور رسمی او را به “بی‌اخلاقی” متهم کرد. برگمن از هالیوود فاصله گرفت و به اروپا بازگشت تا با روسلینی زندگی مشترک و حرفه‌ای خود را ادامه دهد. این تصمیم، هزینه‌ای سنگین برای محبوبیت عمومی او داشت. اما در عین حال، او را از محدودیت‌های نظام استودیویی آمریکا آزاد کرد و به سینمای هنری نزدیک‌تر ساخت.

۸. Anastasia؛ داستانی تاریخی، نه شکسپیری

فیلم Anastasia محصول ۱۹۵۶، درباره‌ی زنی است که ادعا می‌کند دختر گمشده‌ی تزار نیکلای دوم است. این فیلم، برگمن را پس از سال‌ها دوری از سینمای آمریکا، دوباره به صحنه بازگرداند. برخلاف تصور برخی مخاطبان، این اثر هیچ ارتباطی با نمایشنامه‌های شکسپیر ندارد. بلکه روایتی نیمه‌تاریخی است از افسانه‌ای روسی در دوران پس از انقلاب بلشویکی. برگمن در این فیلم نقش زنی آسیب‌دیده اما پرابهام را ایفا می‌کند. شخصیت او، میان دروغ و واقعیت سرگردان است و همین پیچیدگی، به بازی او عمق می‌بخشد. فیلم نه‌تنها موفق شد، بلکه اسکار دوم برگمن را نیز برایش به ارمغان آورد. Anastasia نقطه بازگشت باشکوهی به هالیوود برای بازیگری بود که پیش‌تر طرد شده بود.

۹. Stromboli؛ فرار از جهان متمدن

Stromboli اولین همکاری رسمی برگمن و روسلینی در قالب همسر و کارگردان بود. در این فیلم، برگمن نقش زنی مهاجر را بازی می‌کند که با مردی ماهی‌گیر ازدواج کرده و به جزیره‌ای آتشفشانی در ایتالیا پناه می‌برد. این اثر، ساختاری مستندگونه دارد و فضایی خشک و خشن از طبیعت و جامعه را ترسیم می‌کند. برگمن در نقش زنی بی‌پناه و گرفتار فرهنگ بیگانه، هنرمندانه با تضادهای درونی خود درگیر می‌شود. بازی او در این فیلم فاقد لایه‌های آرایشی و زرق‌وبرق معمول هالیوود بود. او سادگی، خستگی، و ناتوانی را به شکلی واقعی نمایش داد. این فیلم نمایانگر گذار برگمن از سینمای تجاری به سینمای هنری و نئورئالیسم ایتالیا بود. Stromboli آغازگر دوره‌ای متفاوت در کارنامه برگمن بود که بر انتخاب آگاهانه نقش‌ها تأکید داشت.

۱۰. ایزابلا روسلینی؛ دختر ستاره، بازیگر مستقل

ایزابلا روسلینی، حاصل ازدواج برگمن و روسلینی، مسیری متفاوت اما پراحترام در دنیای هنر پیمود. او برخلاف مادرش، بیشتر در فضای سینمای مستقل و تجربی فعالیت کرد. همکاری‌هایش با دیوید لینچ، به‌ویژه در فیلم Blue Velvet، او را به چهره‌ای مهم در دهه ۱۹۸۰ تبدیل کرد. ایزابلا نه‌تنها بازیگر، بلکه مدل و سخنران فرهنگی نیز شد. او در آثارش، مفاهیم بدن، زنانگی و تجربه شخصی را واکاوی می‌کند. هرچند همواره با سایه‌ی مادر بزرگی چون برگمن زندگی کرده، اما توانسته هویتی مستقل برای خود بسازد. شباهت چهره‌ای او با اینگرید برگمن بارها در رسانه‌ها مورد توجه قرار گرفته است. ایزابلا، ادامه‌ی خط خونی استعدادی‌ست که در جهان سینما جاودانه شده است.

۱۱. پایان زندگی، هم‌زمان با روز تولد

اینگرید برگمن در روز ۲۹ اوت ۱۹۸۲، در شهر لندن درگذشت؛ دقیقاً در روز تولد ۶۷ سالگی‌اش. او سال‌ها با سرطان پستان مبارزه کرده بود و در نهایت تسلیم این بیماری شد. در واپسین سال‌های عمرش، با وجود بیماری، همچنان به بازیگری ادامه داد. مرگ او، پایان طبیعی زندگی بازیگری بود که هرگز از میدان رقابت دور نشد. پیکر او بنا به وصیت خودش، سوزانده و بخشی از خاکسترش در دریای سوئد پراکنده شد. واکنش‌ها به مرگ او بسیار گسترده بود و بسیاری از چهره‌های سینما، از فقدان یکی از بزرگ‌ترین بازیگران قرن بیستم سخن گفتند. برخی منتقدان، او را “آخرین الهه سینمای کلاسیک” لقب دادند. مرگ برگمن نه‌فقط پایان یک زندگی، بلکه پایان دوره‌ای از شکوه زنانه در سینما بود.

۱۲. Autumn Sonata؛ دو برگمان در نقطه تقاطع روان

فیلم Autumn Sonata در سال ۱۹۷۸ ساخته شد و یکی از معدود همکاری‌های دو هنرمند بزرگ، یعنی اینگرید برگمن و اینگمار برگمان بود. این فیلم، داستانی تلخ و روان‌شناختی درباره روابط مادر و دختر دارد که در قالب گفت‌وگویی شبانه بروز می‌کند. اینگرید برگمن در این اثر نقش یک پیانیست مشهور را بازی می‌کند که پس از سال‌ها دوری، به دیدار دخترش می‌رود. بازی او، ترکیبی از غرور حرفه‌ای و اندوه مادرانه است. Autumn Sonata برخلاف آثار پرزرق‌وبرق هالیوودی، اثری مینیمالیستی، تاریک و اندیشمندانه است. این فیلم، آخرین حضور سینمایی برگمن در پرده‌ی بزرگ بود و به نوعی وداع هنرمندانه با سینما به‌شمار می‌رود. منتقدان از عمق بازی او در این فیلم، به‌ویژه در لحظات سکوت و تنهایی، بسیار تمجید کردند. نقش او در این فیلم، ترکیبی از خودآگاهی بازیگر و حقیقت نقش بود.

۱۳. گلدا مایر؛ نقش‌آفرینی تلویزیونی در سایه بیماری

در سال ۱۹۸۲، اینگرید برگمن در آخرین نقش خود در فیلم تلویزیونی A Woman Called Golda ظاهر شد. او در این اثر، نقش گلدا مایر را ایفا کرد. با وجود آن‌که برگمن درگیر سرطان بود و بدنش از درمان‌های سخت شیمی‌درمانی ضعیف شده بود، اما با تعهد کامل در صحنه حاضر شد. بازی او در نقش مایر، با ترکیبی از جسارت سیاسی و شکوه انسانی همراه بود. او حتی برخی سکانس‌ها را نشسته یا در بستر بازی کرد، اما تسلطش بر نقش، مخاطب را تحت تأثیر قرار داد. این نقش، برای او جایزه Emmy را به همراه داشت و باعث شد آخرین تصویر عمومی‌اش، تصویری قدرتمند و محترمانه باشد. فیلم به‌ویژه در میان منتقدان آمریکایی مورد ستایش قرار گرفت. برگمن در این اثر، با ضعف جسمانی و قدرت روحی، ترکیبی کم‌نظیر از هنر و استقامت را به نمایش گذاشت.

۱۴. Intermezzo؛ آغازی دوباره در آمریکا

فیلم Intermezzo که در سال ۱۹۳۹ در آمریکا ساخته شد، نسخه‌ی بازسازی‌شده‌ای از فیلم سوئدی همین نام بود که سه سال پیش‌تر با بازی خود برگمن ساخته شده بود. این فیلم، نخستین تجربه‌ی آمریکایی او و آغاز دوران همکاری‌اش با استودیوهای هالیوودی به شمار می‌رفت. در این فیلم، او نقش معلم پیانویی را بازی می‌کند که وارد رابطه‌ای عاشقانه با یک موسیقی‌دان متأهل می‌شود. بازی برگمن، درخشان، بی‌اغراق و بسیار انسانی بود و همین سبب شد بلافاصله مورد توجه مخاطبان آمریکایی قرار گیرد. منتقدان از چهره طبیعی و بازی بی‌پیرایه او استقبال کردند. Intermezzo نه‌فقط یک فیلم عاشقانه، بلکه دروازه ورود یکی از بزرگ‌ترین بازیگران قرن به سینمای آمریکا بود. برگمن با همین فیلم، توانست در مقابل بازیگرانی که با لهجه سنگین یا سبک بازی تئاتری می‌آمدند، بدرخشد. او در همان آغاز، مسیر ستاره شدن را با متانت و هوشمندی انتخاب کرد.

۱۵. The Visit؛ تراژدی انتقام، بر اساس اثری از دورنمات

فیلم The Visit در سال ۱۹۶۴ ساخته شد و بر پایه نمایشنامه‌ای از فریدریش دورنمات، نویسنده‌ی برجسته سوئیسی بود. اینگرید برگمن در این فیلم نقش زنی ثروتمند را بازی می‌کند که پس از سال‌ها به زادگاه فقیر خود بازمی‌گردد تا از مردی که به او خیانت کرده بود، انتقام بگیرد. داستان فیلم، درباره اخلاق، عدالت، و فساد جمعی است. برگمن در این فیلم ترکیبی از قدرت، خشم فروخورده، و زخم‌های عاطفی را به نمایش می‌گذارد. حضور او در این اثر، نشان‌دهنده‌ی تمایلش به نقش‌هایی بود که مرز میان قربانی و جانی را محو می‌کرد. بازی برگمن، با لحنی سرد اما کنترل‌شده، فضای نمایشنامه را به سینما منتقل می‌کرد. The Visit از نظر تماتیک و سبک، فاصله‌ای آشکار با آثار پیشین برگمن داشت. این انتخاب، نشانی دیگر از جسارت هنری او در گزینش نقش‌های متفاوت بود.

۱۶. Spellbound؛ نخستین تجلی روان‌کاوی فرویدی در سینما

فیلم Spellbound یکی دیگر از همکاری‌های مهم اینگرید برگمن با آلفرد هیچکاک بود که در سال ۱۹۴۵ ساخته شد. او در این فیلم نقش روان‌کاوی به نام دکتر پترسن را ایفا می‌کند که تلاش دارد از رازهای ذهن مردی فراری پرده بردارد. این فیلم، یکی از نخستین نمونه‌های جدی استفاده از نظریات فروید در داستان‌پردازی سینما به شمار می‌رود. برگمن در این نقش، ترکیبی از عقل و احساس را به نمایش گذاشت و توانست تصویری باورپذیر از زنی علمی و در عین حال دلسوز ارائه دهد. صحنه‌های رؤیایی طراحی‌شده توسط سالوادور دالی نیز بر فضای روانی فیلم افزوده بود. بازی برگمن، با لحنی سنجیده و واکنش‌هایی کنترل‌شده، نقش یک تحلیل‌گر را از کلیشه‌های مرسوم زنان جدا می‌کرد. Spellbound از نظر روان‌شناسی و سبک بصری، تجربه‌ای خاص در کارنامه اوست. این فیلم، آغازگر رابطه‌ای عمیق‌تر میان سینما و روان‌کاوی بود که در دهه‌های بعد گسترش یافت.

۱۷. ژاندارک در آتش؛ بازگویی رنج و مقاومت

در فیلم کمتر دیده‌شده Joan of Arc at the Stake، برگمن نقش ژاندارک را بازی می‌کند، اما نه در قالبی تاریخی صرف، بلکه در فرمی شبه‌موزیکال و تئاتری. این اثر که براساس اوراتوریوی پلّی اجرا شده، داستان ژاندارک را پس از مرگ او روایت می‌کند؛ زمانی که او در دوزخ بازمی‌گردد و زندگی‌اش را مرور می‌کند. برگمن، با چهره‌ای پررنج و صدایی غم‌بار، شخصیت ژاندارک را از زوایای روان‌شناسانه بازنمایی می‌کند. این نقش، از نظر بازیگری بسیار دشوار بود، چراکه میان آواز، مونولوگ و حرکت‌های سمبلیک در نوسان بود. برگمن با تمام توان جسمی و روحی خود در این نقش ظاهر شد و اجرای زنده او تحسین حضار را در پی داشت. بازی او در این اثر، شاید کمتر شناخته‌شده باشد، اما برای مخاطبانی که آن را دیده‌اند، تجربه‌ای تکان‌دهنده محسوب می‌شود. این فیلم نمادی است از روحیه مقاومت و توان برگمن برای فرو رفتن در نقش‌هایی متفاوت. ژاندارکِ برگمن، زنی است که میان آتش و آمرزش، خود را بازمی‌شناسد.

۱۸. Fear؛ همکاری مجدد با روسلینی در فضای روان‌شناسانه

فیلم Fear محصول ۱۹۵۴، یکی دیگر از همکاری‌های سینمایی اینگرید برگمن با روبرتو روسلینی است. در این فیلم، برگمن نقش زنی را بازی می‌کند که گرفتار روابط پنهانی، تهدید و اضطراب روانی شده است. فضای فیلم، بسیار بسته و تیره است و برگمن باید عمق نگرانی، گناه، و ترس را با سکوت و نگاه منتقل کند. برخلاف آثار آمریکایی آن دوره، این فیلم نئورئالیستی، تأکید ویژه‌ای بر اضطراب فردی و بحران وجدان دارد. برگمن در این نقش، یکی از پیچیده‌ترین زنان سینمای دهه ۵۰ را خلق می‌کند. او نه کاملاً قربانی است و نه کاملاً گناهکار، بلکه در میان مرزهای نامشخص اخلاقی سرگردان است. Fear برای مخاطبان عام شاید سخت‌فهم باشد، اما برای علاقمندان به سینمای روان‌کاوانه، اثری عمیق و چالش‌برانگیز است. این فیلم، ادامه جسارت برگمن در ورود به فضاهای تیره و واقع‌گرایانه است.

۱۹. Under Capricorn؛ درامی روانی در لباس تاریخی

فیلم Under Capricorn محصول سال ۱۹۴۹، سومین همکاری اینگرید برگمن با آلفرد هیچکاک است که در آن نقش زنی آسیب‌دیده از طبقه اشرافی را بازی می‌کند. داستان فیلم در مستعمره‌ای در استرالیا می‌گذرد و در فضای تاریخی اما با درون‌مایه‌ای کاملاً روان‌شناسانه پیش می‌رود. برگمن در این فیلم، باید گذشته‌ای تاریک، احساس گناه، و بیماری روانی را هم‌زمان در خود نمایش دهد. هیچکاک در این اثر از برداشت‌های بلند و سکانس‌های پیوسته استفاده کرده تا حس تنگنا و سردرگمی را تقویت کند. بازی برگمن در این فیلم، آرام، کند، و تدریجی است، اما عمق بسیاری دارد. او نقشی را ایفا می‌کند که از لحاظ درونی بسیار متلاطم و از نظر اجتماعی منزوی است. Under Capricorn شاید در زمان خود چندان مورد توجه قرار نگرفت، اما امروز به‌عنوان یک اثر خاص در کارنامه هیچکاک و برگمن بازخوانی می‌شود. این فیلم نمونه‌ای دیگر از تنوع انتخاب‌های برگمن در اوج شهرتش است.

۲۰. آخرین نقش در تلویزیون، نقطه پایانِ باشکوه

در فیلم تلویزیونی A Woman Called Golda، برگمن در واپسین روزهای زندگی‌اش، بار دیگر توانایی بی‌نظیر خود در ایفای نقش‌های پیچیده را به رخ کشید. او در نقش گلدا مایر ظاهر شد و با وجود بیماری شدید، با تمام توان در مقابل دوربین ایستاد. او در این نقش، تنها به تقلید ظاهری نپرداخت، بلکه روح شخصیت را زنده کرد. A Woman Called Golda به‌نوعی وداع هنری برگمن با مخاطبانش بود. او نشان داد که هنر راستین به جسم و زمان محدود نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]