فیلم توپهای ناوارون – The Guns of Navarone 1961- معرفی و نقد و داستان کلی

سال تولید : ۱۹۶۱
کشور تولیدکننده : آمریکا و انگلستان
محصول : جاده باز
کارگردان : جان لی تامپسن.
فیلمنامهنویس : کارل فورمن، برمبنای رمانی نوشته آلیستر مکلین.
فیلمبردار : آزوالد موریس.
آهنگساز(موسیقی متن) : دیمیتری تیومکین.
هنرپیشگان : گریگوری پک، دیوید نیون، آنتونی کوئین، استنلی بیکر، آنتونی کوآیل، ایرنه، پایاس، جیا اسکالا، جیمز دارن، جیمز رابرتسن جاستیس و ریچارد هریس.
نوع فیلم : رنگی، ۱۵۷ دقیقه.
جنگ جهانی دوم. مأموران خفیه انگلیسی باخبر میشوند که دو توپ غولآسا در جزیره ناوارون در دریای اژه مستقر شدهاند. این توپهای دوربرد قادر به تخریب هر کشتی انگلیسی هستند که قصد حرکت به سوی خیوس، در نزدیکی ترکیه، را داشته باشد. به این ترتیب نیز تعداد زیادی از نیروهای انگلیسی مستقر در خیوس در خطر قرار گرفتهاند. تا اینکه “ناخدا مالوری” (پک) مأموریت پیدا میکند با گروهی از افراد زبده خود را به ناوارون برساند و توپها را منهدم کند. اعضای گروه “مالوری” عبارتند از: “سرباز عادی پاپادیموس” (دارن)، “سردرجهدار براون” (بیکر)، متخصص انفجار، “سرجوخه میلر” (نیون) و میهنپرست خشن یونانی، “سرهنگ آندره استاوروس” (کوئین)…
فیلمی از نوع “مأموریتهای بالاتر از خطر”، با داستانی کلیشهای، شخصیتهائی تکراری و پایانی قبل پیشبینی. با این همه کار، بهدلیل کارگردانی کارکشته در حادثهپردازی، مجموعهای از بازیگران مناسب و طراحی صحنه مناسب جفری دریک هنوز سرگرم کننده بهنظر میآید. دنبالهای با همکاری هریسن فورد بهنام نیروی ده از ناوارون (گای هامیلتن) هفده سال بعد روی پرده میآید.
در سال 1943، در طول جنگ جهانی دوم، متفقین یک حمله بزرگ در دریای اژه را برنامه ریزی کردند. با این حال، دو اسلحه عظیم آلمانی در جزیره ناوارون یک گذرگاه دریایی کلیدی را کنترل می کنند و از تخلیه 2000 سرباز انگلیسی که در جزیره مجاور خروس به دام افتاده بودند جلوگیری می کنند.
اطلاعات بریتانیا تصمیم به خرابکاری اسلحه ها می گیرد و تیمی از کماندوها را برای این ماموریت جمع می کند. این تیم توسط کاپیتان کیت مالوری، کوهنورد و افسر اطلاعاتی با تجربه هدایت می شود. اعضای دیگر عبارتند از سرهنگ آندره آ استاورو، مبارز یونانی مقاومت. سرجوخه میلر، کارشناس مواد منفجره؛ سرگرد روی فرانکلین، رهبر تیم؛ سرباز Spyros Pappadimos، یونانی-آمریکایی آشنا با زمین. و سرباز براون، همچنین به نام “قصاب” براون، یک جنگجوی متخصص چاقو.
این تیم وظیفه دارد به ناوارون نفوذ کند و اسلحه ها را نابود کند. آنها با بالا رفتن از یک صخره شیب دار در جزیره برای جلوگیری از شناسایی شروع می کنند. با وجود صعود دشوار، آنها به قله می رسند و به ماموریت خود ادامه می دهند.
در طول ماموریت، سرگرد فرانکلین از ناحیه پا دچار آسیب شدیدی می شود که برنامه های آنها را پیچیده می کند. تیم باید او را در حالی که به سفر خود ادامه می دهد حمل کند. آنها موفق می شوند به روستایی نفوذ کنند اما توسط نیروهای آلمانی دستگیر می شوند. سوء ظن نسبت به یک خائن در تیم به وجود می آید که آنها با چالش های متعددی روبرو هستند.
این تیم از اسارت فرار می کند و به ماموریت خود ادامه می دهد. آنها مخفیانه وارد محل اسلحه می شوند و سرجوخه میلر و کاپیتان مالوری مواد منفجره را داخل آن کار گذاشته اند. وقتی مواد منفجره را تنظیم میکنند، با دقت از شناسایی اجتناب میکنند، تنش ایجاد میشود.
با تنظیم مواد منفجره، تیم با آخرین موانع از جمله خیانت ها و مقاومت شدید آلمانی ها روبرو می شود. با وجود این چالش ها، آنها موفق می شوند ماموریت خود را به پایان برسانند.
مواد منفجره درست با نزدیک شدن ناوگان متفقین منفجر می شوند و با موفقیت اسلحه ها را نابود می کنند. این امر عبور امن ناوگان و تخلیه سربازان گرفتار شده را تضمین می کند.
کاپیتان مالوری و سرهنگ استاورو که به دلیل حوادث گذشته درگیری شخصی داشتند، در پایان ماموریت آشتی می کنند. این فیلم با تکمیل موفقیت آمیز ماموریت آنها، نجات جان افراد بی شماری و کمک قابل توجهی به تلاش های جنگی متفقین به پایان می رسد.
نقد فیلم
فیلمبرداری و کارگردانی:
«تفنگهای ناوارون» به کارگردانی جی. لی تامپسون، از نظر بصری فیلمی خیرهکننده است. فیلمبرداری مناظر ناهموار و صحنه های اکشن شدید را به زیبایی به تصویر می کشد و مخاطب را در سفر پرخطر کماندوها غرق می کند. کارگردانی سرعت را محکم و جذاب نگه میدارد و توسعه شخصیت را با سکانسهای جنگی هیجانانگیز متعادل میکند.
بازیگری و شخصیت ها:
بازیگران بازیهای قدرتمندی را ارائه میکنند و گریگوری پک در نقش کاپیتان کیت مالوری به خاطر رهبری قوی و رواقیاش متمایز است. بازی آنتونی کوئین از سرهنگ آندره آ استاورو عمق و پیچیدگی میافزاید، در حالی که سرجوخه میلر اثر دیوید نیون رنگی از شوخ طبعی و عمل گرایی را به تیم میآورد. هر شخصیت به خوبی توسعه یافته است و به وزن عاطفی کلی و صحت داستان کمک می کند.
داستان و فیلمنامه:
این فیلمنامه که از رمان آلیستر مکلین اقتباس شده است، روایتی جذاب و پر از تعلیق، اکشن و لحظات احساسی را بافته است. داستان مضامین فداکاری، شجاعت و رفاقت را در میان وحشت جنگ برجسته می کند. دیالوگ تند است و به انگیزه ها و پیشینه شخصیت ها کمک می کند و سفر آنها را قابل ربط تر و جذاب تر می کند.
جلوه های ویژه و سکانس های اکشن:
برای زمان خود، جلوه های ویژه و سکانس های اکشن فیلم چشمگیر است. تخریب اوج اسلحه ها به طور خاص به خوبی اجرا می شود و احساس فوریت و تماشایی ایجاد می کند که بینندگان را در لبه صندلی خود نگه می دارد. جلوه های عملی و شیرین کاری لایه ای از واقع گرایی را اضافه می کند که تأثیر کلی فیلم را افزایش می دهد.
موسیقی و صدا:
موسیقی متن دیمیتری تیومکین تکمیل کننده مقیاس حماسی و عمق احساسی فیلم است. این امتیاز تنش و درام را افزایش میدهد و پسزمینه شنیداری را فراهم میکند که تجربه تماشا را غنیتر میکند. طراحی صدا، از انفجارها گرفته تا سر و صداهای محیطی، با دقت طراحی شده است تا مخاطب را در محیط زمان جنگ غرق کند.
برداشت کلی:
«تفنگهای ناوارون» یک فیلم جنگی کلاسیک است که ترکیبی از بازیهای قوی، داستانی جذاب و دستاوردهای فنی چشمگیر است. به دلیل توانایی اش در انتقال عناصر انسانی جنگ در کنار اکشن هیجان انگیز، در این ژانر برجسته باقی مانده است. جذابیت ماندگار فیلم در اجرای خوب و مضامین جاودانه آن نهفته است.





