چرا بدبینی به آینده محصولات تلویزیونی پیش آمده و آنها دیگر مثل سابق نه درآمدزا هستند و نه دیدنی؟

تولید یک سریال موفق مانند «خرس» Bear که روزگاری راهی به سوی ثروت بیپایان برای بازیگران و سازندگانش بود، اکنون ارزش مالی کمتری دارد. سریالهایی مانند «خرس» که در جوایز امی ۲۰۲۳ تمام جوایز اصلی را به خود اختصاص داد، نماد تغییرات بنیادین در صنعت تلویزیون و استریمینگ هستند.
کاهش سود و مشارکت در سود
در گذشته، موفقیت سریالهای تلویزیونی میتوانست به قراردادهای چندین فصلی و در نهایت به سودهای عظیم از بازپخشها منجر شود، اما در چشمانداز امروزی تلویزیون و استریمینگ، مشارکت در سود تقریباً منسوخ شده و در بسیاری از موارد سودی هم وجود ندارد. شرایط کنونی بهگونهای است که سریالهای موفق کمتر میتوانند به قراردادهای طولانیمدت دست پیدا کنند و سودهای کلان نیز به ندرت مشاهده میشود.
تاثیر اعتصابات و رکود اقتصادی
در سال ۲۰۲۳، اعتصابات کاری تولید تلویزیون را برای نیم سال متوقف کرد و نگرانی از یک رکود اقتصادی دیگر منجر به کاهش بودجه، اخراجهای گسترده و پیشنهادات پایینتر شد. این وضعیت باعث شده تا نمایندگان و مدیران استودیوها بر سر تقسیم درآمد کمتر، به شدت بحث کنند.
تغییر مدلهای درآمدی
مدل سنتی سودآوری از طریق سیستم بازپخش با ظهور استریمینگ تغییر کرده است. در گذشته، یک سریال موفق میتوانست به یک صنعت کوچک تبدیل شود و سودهای کلانی را از بازپخشها به دست آورد، اما اکنون شرکتهای استریمینگ به تنهایی نقش استودیو، شبکه پخش و شبکه بازپخش را دارند و راههای کمتری برای سودآوری از یک موفقیت برجسته وجود دارد.
نمونههایی از سریالهای موفق گذشته
سریالهایی مانند «دوستان» در گذشته توانستند سودهای هنگفتی از بازپخش به دست آورند. اما با تغییر به سمت استریمینگ، درآمد از اشتراکها نسبتاً ثابت باقی مانده است و هزینههای تولید سریال افزایش یافته و شرایط کسب درآمد دشوارتر شده است.
مدلهای جدید جبران خدمات
دیزنی یک مدل جدید به نام «نمایش پاداش سریال» یا SBE معرفی کرده است که در مورد تمامی سریالهای جدید خود اعمال میکند. این مدل شامل امتیازات و پاداشی است که به ازای شرایط خاصی مانند تمدید فصلها، قرار گرفتن در لیست پرمخاطبترینها و نامزدی جوایز پرداخت میشود.
بازگشت به مدلهای سنتی
حتی اگر آینده تلویزیون شبیه به گذشته به نظر برسد، بعید است که برای سریالهای تلویزیونی ارزش اقتصادی ایجاد کند. تبلیغات در استریمینگ بیشتر به هدف بیشتر کردن نمایش و کاهش هزینهها انجام میشود و باعث نمیشود که ارزش یک سریال خاص افزایش یابد.
اختلاف منافع تجاری و هنری
مشکل اصلی اختلاف بین منافع تجاری و هنری است. سریالهایی مانند «خرس» که داستان یک سرآشپز با استعداد در شیکاگو و شاگرد بلندپرواز او را روایت میکند، نمونهای از ساختههای تلویزیون مدرن است. حفظ انرژی این نوع سریالها در فصلهای متعدد دشوار است و با توجه به موفقیت سریال، احتمالا فصل چهارم آن آخرین فصل خواهد بود.
پس اینکه میبینیم سریالهایی که مجابمان کنند یک فصل کامل یا چند فصل نگاه کنیم و در مورد شخصیتهایشان بحث کنیم یا حتی خون دل بخوریم، کمتر شده، ناشی از این است که از بخش تولید فیلمنامه تا شخصیتپردازش، کارگردانی و مقاومت در برابر تغییر داستان و تغییر دیالوگها و انتهاهای سریال، دخالتهایی نهان به صورت مرتب انجام میشود. وقتی معیار تمدید فصلها، قرار گرفتن در لیست پرمخاطبترینها و نامزدی جوایز باشد، مسلما عوامل سریال بر همین اساس خواهند نوشت و ساخت.





