نقد فیلم «ماریا»: زندگینامه ماریا کالاس با و بازی آنجلینا جولی و به کارگردانی پابلو لارائین ؛ «بیش از حد ستایشآمیز و احترامبرانگیز»

پابلو لارائین، کارگردان شیلیایی، به نظر میرسد که به نمایش زندگی زنان مشهور و ثروتمند قرن بیستم علاقهمند است. پس از پرداختن به زندگی ژاکلین کندی اوناسیس در فیلم «جکی» و پرنسس دایانا در فیلم «اسپنسر»، حالا او با فیلم «ماریا» به زندگی ماریا کالاس، یکی از برجستهترین خوانندگان اپرای تاریخ، پرداخته است. اما در حالی که «جکی» و «اسپنسر» حرفی خاص و متمایز درباره قهرمانان خود داشتند، فیلم «ماریا» به نظر میرسد که همچنان در جستجوی پیام خود سردرگم است.
روایتی از آخرین روزهای ماریا کالاس
فیلم با صحنهای از پاریس در سال ۱۹۷۷ آغاز میشود، زمانی که بدن بیجان ماریا کالاس از آپارتمان مجللش خارج میشود؛ شروعی که چندان نوآورانه به نظر نمیرسد. روایت سپس به یک هفته قبل بازمیگردد و آخرین روزهای زندگی او را به تصویر میکشد. در این مرحله از زندگی، کالاس دیگر از اجرای اپرا دست کشیده و روزهای خود را تحت نظارت خدمتکار و خانهدارش میگذراند، کسانی که با وجود سختگیریهای او همچنان به او وفادار ماندهاند. او در حالی که با توهماتی از تیم تلویزیونی خیالی گفتوگو میکند، در خیابانهای پاریس پرسه میزند و خاطرات گذشتهاش را مرور میکند. این گفتوگوی خیالی در واقع بهانهای برای لارائین است تا لحظاتی از گذشته کالاس را بازسازی کند، صحنههایی که برخی از آنها بهصورت سیاهوسفید و در نسبت تصویرهای مختلف به نمایش درمیآیند.
تمرکز بیش از حد بر زندگی شخصی
با اینکه کالاس بهعنوان یکی از بزرگترین هنرمندان عصر خود شناخته میشود، فیلم بیشتر بر روی رابطه عاشقانه او با آریستوتل اوناسیس تمرکز دارد تا دستاوردهای هنری و کشمکشهای درونیاش. رابطه او با اوناسیس از لحظهای که در یک مهمانی با هم آشنا میشوند، به محور اصلی فیلم تبدیل میشود و توجه زیادی به خود جلب میکند. این در حالی است که بسیاری از جنبههای دیگر زندگی او، که نشاندهنده عظمت و تأثیر او در دنیای موسیقی و فرهنگ است، به حاشیه رانده میشوند. به همین دلیل، صحنههای مربوط به رابطه او با اوناسیس بیشتر شبیه به صحنههای یک درام عاشقانه سطحی هستند تا یک اثر هنری عمیق.
نمایش زیباییها بدون عمق احساسی
با اینکه فیلم از نظر بصری چشمنواز است و دیالوگهای هوشمندانهای دارد، اما فاقد عمق احساسی و تنش دراماتیک است. از همان ابتدا مشخص است که داستان به یک بازگشت شگفتانگیز منتهی نمیشود، بنابراین بیننده نمیتواند با مشکلات و دغدغههای درونی کالاس همراه شود. علاوه بر این، فیلم بیش از حد به زیبایی و شکوه ظاهری کالاس اهمیت میدهد و از نمایش انسانیت و آسیبپذیریهای او غفلت میکند. شخصیت کالاس در فیلم بیشتر بهعنوان یک نماد مقدس و دستنیافتنی به تصویر کشیده شده تا یک انسان واقعی با تمام نقاط ضعف و نگرانیهایش.
احترام بیش از حد به ماریا کالاس
فیلم «ماریا» به جای ارائه یک تصویر واقعی و انسانی از ماریا کالاس، او را به عنوان یک نماد ستایشآمیز و دستنیافتنی نشان میدهد. این رویکرد فیلم را از خلق ارتباط عاطفی عمیق با شخصیت اصلی بازمیدارد و او را به عنوان یک انسان با تمام ضعفها و دغدغههایش به تصویر نمیکشد. در نهایت، فیلم بیشتر به «لا کالاس» (لقب ماریا کالاس) پرداخته تا به «ماریا» به عنوان یک زن واقعی، و این امر باعث میشود که فیلم از نظر احساسی و دراماتیک کمعمق به نظر برسد.

ماریا کالاس که بود؟
ماریا کالاس، خواننده برجسته اپرا و یکی از بزرگترین سوپرانهای قرن بیستم، در سال ۱۹۲۳ در نیویورک متولد شد. او بهعنوان یکی از بانفوذترین و تأثیرگذارترین هنرمندان عرصه اپرا شناخته میشود و اجرایهای درخشانش در نقشهای مختلف اپرایی همچنان در تاریخ موسیقی جاودانه است. با صدایی بینظیر و قدرت بیانی استثنایی، کالاس توانست اجراهایی خیرهکننده از آثار آهنگسازان بزرگ مانند وردی، پوچینی و بلینی به جا بگذارد.
کالاس نه تنها بهخاطر صدای شگفتانگیزش، بلکه بهخاطر شخصیت کاریزماتیک و سبک زندگی جنجالیاش نیز معروف بود. رابطه عاشقانه او با آریستوتل اوناسیس، میلیاردر یونانی، از جمله مواردی است که در زندگی شخصی او بهصورت گستردهای پوشش داده شد. این رابطه، همراه با چالشهای حرفهای و شخصی او، تأثیر زیادی بر زندگی و کار هنریاش داشت.
ماریا کالاس در سال ۱۹۷۷ در پاریس درگذشت، اما میراث هنری او همچنان زنده است. صدای او، که از آن بهعنوان یکی از بهترین صداهای اپرایی تمام دوران یاد میشود، همچنان الهامبخش نسلهای بعدی خوانندگان و دوستداران موسیقی است. کالاس با استعداد خارقالعادهاش توانست دنیای اپرا را متحول کند و جایگاهی بیبدیل در تاریخ موسیقی کلاسیک به دست آورد.




