چرا مردم محتواهای کمارزش اینترنتی را بیشتر از محتواهای خوب دوست دارند؟ (در مقام عمل و نه حرف!)

کلیک کن!
مسئله عادت کردن کاربران اینترنت به محتوای کمارزش و گریزان بودن از مطالب جدی، طولانی یا استدلالی چندین علت روانشناسی، اجتماعی و فناورانه دارد. این پدیده ریشه در نحوه کارکرد مغز انسان در مواجهه با اطلاعات سریع و سطحی، ساختار رسانههای دیجیتال و الگوریتمهای شبکههای اجتماعی دارد. در ادامه به چند عامل مهم که باعث این نوع رفتار میشود میپردازیم.
۱. الگوریتمها و محتوای کوتاه
یکی از دلایل اصلی این پدیده، طراحی الگوریتمهای شبکههای اجتماعی است که برای افزایش مدت زمان تعامل کاربران با پلتفرمها بهینه شدهاند. این الگوریتمها به محتوایی که بیشتر توجه کاربران را جلب میکند و سریعتر پاسخ احساسی ایجاد میکند، اولویت میدهند. اخبار سلبریتیها، حواشی سیاسی و محتوای سطحی به دلیل جذابیت لحظهای و سطحی بودن بیشتر به کاربر نمایش داده میشود. بر خلاف محتوای جدی یا تحلیلی که نیازمند تمرکز و زمان بیشتری است، این نوع مطالب به سرعت قابل هضم هستند و با ایجاد لذت فوری و کوتاهمدت، باعث میشوند کاربران به تکرار این رفتار عادت کنند.
۲. اقتصاد توجه
در دنیای دیجیتال، جلب توجه کاربران، یک فاکتور اقتصادی مهم است و رقابت شدیدی برای جلب توجه کاربران وجود دارد. از آنجایی که مغز انسان به صورت طبیعی به سمت پاداشهای سریع و دسترسی فوری به اطلاعات متمایل است، محتوای سطحی و جذاب با تحریک این مکانیزم مغزی به سرعت باعث میشود که افراد به آن عادت کنند. محتوای طولانی یا استدلالی که نیاز به تفکر عمیق دارد، برخلاف این نوع مطالب، نتایج فوری ارائه نمیدهد و ممکن است برای بسیاری از کاربران به خصوص در شرایط پرمشغله روزمره، جذابیت خود را از دست بدهد. بنابراین تولیدکنندههای محتوا هم یاد میگیرند که مطلب سطحی تولید کنند.
۳. خستگی شناختی
مطالعات نشان دادهاند که مصرف محتوای طولانی و استدلالی، نیاز به تمرکز و تلاش ذهنی بیشتری دارد که مغز انسان، به خصوص در شرایط پراسترس و با وجود حجم زیاد اطلاعات روزانه، کمتر تمایل به انجام آن دارد. خستگی شناختی و فشار روانی ناشی از اطلاعات بیش از حد (information overload) باعث میشود که کاربران به سمت محتوای ساده و آسان هدایت شوند. اخبار فوری و مطالب کمارزش به دلیل سادگی و قابلیت دسترسی سریع، به سرعت به انتخابهای اول تبدیل میشوند.
۴. نیاز به تعلق اجتماعی و مقبولیت
در شبکههای اجتماعی، کاربران به دنبال جلب توجه و تعامل هستند. از آنجا که بسیاری از محتوای سطحی مانند اخبار سلبریتیها یا درگیریهای سیاسی بحثبرانگیز به سرعت توسط دیگران لایک و به اشتراک گذاشته میشود، کاربران به صورت ناخودآگاه به سمت این نوع مطالب کشیده میشوند تا احساس تعلق به گروهی خاص یا جامعه داشته باشند. در مقابل، محتوای عمیق یا طولانی ممکن است جذابیت کمتری برای تبادل اجتماعی داشته باشد و افراد را از جریان اصلی دور نگه دارد.
۵. اثر تایید و اطلاعات تاییدکننده
مغز انسان تمایل دارد به دنبال اطلاعاتی بگردد که دیدگاههای موجود او را تایید میکنند. محتوای سطحی و اخباری که اغلب سادهسازی شده و به گونهای طراحی شدهاند که سریعاً احساسی را برانگیزند، باعث تقویت این نوع از «تایید شناختی» میشوند. این نوع اخبار و محتوا به کاربران اجازه میدهد بدون نیاز به تلاش برای درک مطالب پیچیده، احساس رضایت داشته باشند. این در حالی است که محتوای جدی و تحلیلی ممکن است به چالش کشیدن باورهای موجود منجر شود که برای بسیاری از افراد ناراحتکننده است.
۶. مصرفکنندههای منفعل
اینترنت باعث شده است که بسیاری از کاربران به مصرفکنندگان منفعل محتوا تبدیل شوند. به این معنی که بیشتر از آن که به دنبال تفکر و تحلیل باشند، فقط اطلاعاتی را که سریع و آسان در دسترس است، میبلعند. این امر به مرور زمان باعث کاهش علاقه به مطالعه و تفکر عمیق میشود و کاربر به جای آنکه به دنبال کشف و درک جهان از طریق محتوای جدی باشد، به دنبال سرگرمیهای سریع و سطحی میرود.
۷. سرعت زندگی دیجیتال
سرعت بالای زندگی دیجیتال و حجم زیاد محتوای تولید شده، باعث میشود که افراد نتوانند زمان کافی برای پردازش محتوای پیچیده اختصاص دهند. به دلیل کمبود زمان و فشار روانی، کاربران به مصرف محتوای کوتاه و سطحی روی میآورند که نیاز به زمان و انرژی کمتری برای درک دارد.
به نظر شما با روندی که طی میکنیم، آینده محتوا به جه صورت درخواهد آمد؟