چربی خطرناکی که در بدن پنهان است و میتواند ریسک مرگ را افزایش دهد

تا به حال تصور میشد که شاخص توده بدنی یا BMI (Body Mass Index) معیار قابل اعتمادی برای ارزیابی سلامت قلبی و خطرات ناشی از اضافه وزن و چاقی است. اما یک پژوهش جدید نشان داده که این معیار چندان دقیق نیست و نمیتواند همه افرادی را که در معرض خطر بیماریهای قلبی هستند، شناسایی کند. به نظر میرسد یک عامل دیگر، یعنی چربی بینعضلانی (Intermuscular Adipose Tissue – IMAT)، نقشی بسیار مهم اما نادیده گرفتهشده در سلامت قلب دارد.
این تحقیق نشان داده است که حتی در افرادی که BMI طبیعی دارند، وجود مقادیر بالایی از این نوع چربی میتواند خطر مرگ و بستری شدن بر اثر بیماریهای قلبی را افزایش دهد. این یافتهها نگرش ما را نسبت به چربی بدن و نحوه توزیع آن تغییر میدهند و نشان میدهند که توجه صرف به وزن یا شاخص توده بدنی کافی نیست.
چربیای که درون عضلات پنهان شده است
بدن انسان برای عملکرد طبیعی به مقداری چربی نیاز دارد. برخی از این چربیها زیر پوست ذخیره میشوند، برخی دیگر اطراف اندامهای داخلی را میپوشانند، و مقدار کمی نیز درون بافتهای عضلانی قرار دارد. این چربی بینعضلانی که به اختصار IMAT نامیده میشود، در میان الیاف عضلانی اسکلتی یافت میشود و میزان آن در هر فرد متفاوت است.
وجود مقدار کمی از این چربی طبیعی است، اما در برخی افراد، مخصوصاً با افزایش سن یا در شرایط خاص، مقدار آن بیشتر از حد معمول میشود. این وضعیت که نفوذ چربی در عضلات یا مایوستئاتوز (Myosteatosis) نام دارد، میتواند عوارض مختلفی به همراه داشته باشد، از جمله کاهش قدرت عضلانی، مشکلات حرکتی، و اختلالات متابولیکی.
اما تأثیر IMAT بر سلامت قلب هنوز بهطور کامل شناخته نشده بود. این پژوهش تلاش کرد تا مشخص کند که آیا این نوع چربی میتواند عاملی خطرساز برای بیماریهای قلبی باشد یا خیر.
ارتباط بین چربی عضلانی و بیماریهای قلبی
در این تحقیق، پژوهشگران تلاش کردند تا رابطه بین کیفیت عضلات و اختلال عملکرد ریزگردش خون کرونری (Coronary Microvascular Dysfunction – CMD) را بررسی کنند. CMD نوعی آسیب به رگهای خونی کوچک تغذیهکننده قلب است که میتواند زمینهساز بیماریهای قلبی جدی مانند حمله قلبی (Heart Attack) و نارسایی قلبی (Heart Failure) باشد.
این پژوهش روی ۶۶۹ بیمار انجام شد که به دلیل درد قفسه سینه (Chest Pain) یا تنگی نفس (Shortness of Breath) به بیمارستان مراجعه کرده بودند، اما نشانهای از تنگی عروق کرونری (Obstructive Coronary Artery Disease) در آنها مشاهده نشده بود.
حدود ۷۰ درصد از این افراد زن بودند، ۴۶ درصد از نژادهای غیرسفیدپوست بودند، و میانگین سنی آنها ۶۳ سال بود.
پژوهشگران با استفاده از اسکن PET/CT (Positron Emission Tomography/Computed Tomography) وضعیت قلب بیماران را بررسی کردند. علاوه بر این، با استفاده از سیتیاسکن (CT Scan) ترکیب بدن آنها را تحلیل کرده و میزان چربی بینعضلانی را اندازهگیری کردند.
نتایج: خطر بیشتر برای افراد با چربی بینعضلانی بالا
بررسیها نشان داد که بیمارانی که IMAT بیشتری داشتند، به میزان قابلتوجهی بیشتر در معرض CMD بودند و احتمال مرگ یا بستری شدن بر اثر بیماریهای قلبی در آنها بیشتر بود.
به ازای هر ۱ درصد افزایش در میزان چربی بینعضلانی، خطر ابتلا به CMD حدود ۲ درصد افزایش یافت. علاوه بر این، خطر وقوع یک حادثه جدی قلبی، مانند حمله قلبی (Heart Attack) یا نارسایی قلبی (Heart Failure)، ۷ درصد بیشتر شد.
این ارتباط حتی پس از در نظر گرفتن سایر عوامل خطرساز، از جمله BMI، فشار خون، و سطح کلسترول، همچنان برقرار بود. درواقع، این یافتهها نشان میدهند که چربی عضلانی ممکن است یک عامل خطر مستقل برای بیماریهای قلبی باشد.
ترکیب بدن مهمتر از وزن کلی بدن است
یکی از یافتههای جالب این پژوهش این بود که محل ذخیره چربی در بدن اهمیت زیادی دارد. برخلاف تصور رایج، افرادی که چربی بیشتری را زیر پوست خود ذخیره میکنند (چربی زیرپوستی – Subcutaneous Fat) لزوماً در معرض خطر بیشتر بیماریهای قلبی نیستند.
اما کسانی که چربی بیشتری در عضلات خود دارند، با خطرات بالاتری مواجهاند. این موضوع نشان میدهد که چربی بینعضلانی ممکن است باعث ایجاد التهاب (Inflammation) و اختلال در متابولیسم گلوکز (Glucose Metabolism) شود. این فرایندها میتوانند زمینهساز مقاومت به انسولین (Insulin Resistance) و سندروم متابولیک (Metabolic Syndrome) شوند، که هر دو از عوامل اصلی بیماریهای قلبی محسوب میشوند.
به گفته پژوهشگران، چربی بینعضلانی احتمالاً باعث آسیبهای تدریجی و مزمن به رگهای خونی، از جمله رگهایی که عضله قلب را تغذیه میکنند، میشود. این آسیبها در نهایت میتوانند به نارسایی قلبی (Heart Failure) و حتی مرگ زودرس منجر شوند.
پژوهشهای بیشتری لازم است
با وجود این نتایج مهم، پژوهشگران تأکید میکنند که این تحقیق محدودیتهایی دارد و برای درک کامل تأثیر IMAT بر سلامت قلب، به مطالعات بیشتری نیاز است.
سؤال مهم این است که آیا کاهش چربی بینعضلانی میتواند خطر بیماریهای قلبی را کاهش دهد؟ و اگر چنین است، بهترین روش برای کاهش این چربی چیست؟
آیا تغییرات در رژیم غذایی و ورزش میتوانند میزان IMAT را کاهش دهند؟ یا اینکه باید به دنبال روشهای درمانی جدیدتری برای کنترل این نوع چربی باشیم؟
پاسخ به این پرسشها میتواند به ایجاد راهکارهای مؤثرتر برای کاهش خطر بیماریهای قلبی کمک کند و جان بسیاری از افراد را نجات دهد.
منبع: European Heart Journal





