راز قیمتهای باورنکردنی غذای ایکیا؛ چرا ارزانفروشی همیشه به ضرر نیست؟
وقتی سینی غذای ۲ دلاری، مردم را به خرید مبل ۲۰۰۰ دلاری میرساند

بوی قهوه و سس خامهای کوفتههای سوئدی در فضای فروشگاه میپیچد. مشتریها سینیهای آبیرنگ در دست دارند و در سکوتی شاد، میان قفسههای چوبی و صندلیهای مرتبشده در سالن غذاخوری قدم میزنند. کسی که برای خرید کمد یا مبل آمده، حالا در برابر بشقابی از سیبزمینی پخته و سس کرنبری نشسته است. اینجا IKEA است؛ فروشگاهی که در آن غذا نه فقط سوخت بدن، بلکه بخشی از طراحی تجربهٔ خرید است.
غذا در ایکیا از همان آغاز به شکلی طراحی شد که مشتری را در فضای فروشگاه نگه دارد. موسس برند، اینگوار کامپراد، اعتقاد داشت خرید مبلمان میتواند فرساینده باشد و اگر مشتری گرسنه شود، تصمیمش را ناتمام رها میکند. راهحل ساده بود: قیمت غذا باید آنقدر پایین باشد که نهتنها کسی از آن صرفنظر نکند، بلکه حس کند در حال سود بردن از خرید است.
این فلسفه، بعدها به یکی از موفقترین مدلهای بازاریابی تاریخ تبدیل شد؛ مدلی که نشان میدهد ارزانفروشی همیشه به معنای ضرر نیست، بلکه میتواند به شکلی هوشمندانه، سود را چند برابر کند.
۱- تولد ایدهای از دل خستگی مشتری
در دههٔ ۱۹۵۰، ایکیا درحال رشد بود و فروشگاههایش به تدریج به مقصد آخر هفتهٔ خانوادههای سوئدی تبدیل میشد. مشتریها ساعتها میان مسیرهای مارپیچ فروشگاه حرکت میکردند تا انواع مبلمان را ببینند. این تجربهٔ طولانی گرچه به افزایش فروش کمک میکرد، اما به گفتهٔ کامپراد، «گرسنگی دشمن خرید است».
در یکی از جلسات داخلی، او تصمیم گرفت بخشی از فضای فروشگاه را به کافهای کوچک اختصاص دهد. هدف نه سود از غذا، بلکه راحتی مشتری بود. اولین غذاهای عرضهشده شامل قهوه، کیک و سپس کوفتههای معروف سوئدی (Swedish Meatballs) بودند. این غذاها با مواد اولیهٔ ارزان و آشنا برای مردم محلی تهیه میشدند تا حس خانهبودن ایجاد کنند.
ایدهٔ سادهای بود اما نتیجهای خارقالعاده داشت: زمان ماندگاری مشتریها در فروشگاه تا ۳۰ درصد افزایش یافت و فروش مبلمان نیز رشد چشمگیری پیدا کرد. از همانجا بود که غذا به بخشی از DNA برند ایکیا تبدیل شد.
۲- سیاست اقتصادی «زیان کوچک، سود بزرگ»
در دنیای اقتصاد، مدلی وجود دارد به نام Cross-Subsidy Pricing یا «قیمتگذاری جبرانی». در این مدل، شرکت بخشی از محصولات را با قیمت بسیار پایین یا حتی زیانده میفروشد تا مشتری را به خرید کالاهای سودآورتر ترغیب کند. ایکیا استاد اجرای این روش است.
غذا در ایکیا عمداً ارزانتر از بازار فروخته میشود. بر اساس گزارشها، هدف شرکت این است که در شعاع ۳۰ مایلی هر شعبه، ارزانترین قیمت غذا را ارائه دهد، حتی اگر زیانده باشد. در نتیجه، وقتی مشتری برای ناهار ۲ دلاری میآید، احتمال زیادی دارد هنگام خروج با یک میز ۲۰۰ دلاری فروشگاه را ترک کند.
این سیاست به «اثر اقامت طولانی» منجر میشود. هر چه مشتری بیشتر در فروشگاه بماند، احتمال خریدش بیشتر میشود. غذا اینجا نه خدمت جانبی بلکه ابزار فروش است. ایکیا با این مدل، موفق شده میان رفاه مشتری و سود خود تعادلی تقریباً بینقص برقرار کند.
۳- وعدهٔ غذایی بهعنوان بخشی از تجربهٔ طراحی
اینگوار کامپراد همیشه میگفت: «ایکیا فقط فروشگاه نیست، تجربهای طراحیشده است.» از مسیر مارپیچ فروشگاه تا نور و موسیقی پسزمینه، همه چیز با هدف حفظ تمرکز و آرامش مشتری طراحی شده است. غذا نیز ادامهٔ همین فلسفه است.
سالن غذاخوری ایکیا در انتهای مسیر قرار دارد؛ یعنی درست بعد از آنکه مشتری بخش عمدهٔ فروشگاه را دیده و خسته شده است. غذا در این نقطه نقش پاداش را دارد. از نظر روانشناسی مصرفکننده (consumer psychology)، وقتی مغز پس از تلاشی طولانی پاداشی ارزان و دلپذیر دریافت میکند، حس رضایت کلی نسبت به کل تجربه تقویت میشود.
به همین دلیل است که مشتریها پس از صرف غذا، نه تنها خسته نیستند، بلکه انگیزهٔ بیشتری برای خرید دارند. بسیاری از آنها حتی به بخش فروش بازمیگردند تا چیزی را که پیشتر تردید داشتند، حالا با تصمیمی قطعی بخرند. این همان جادوی سادهٔ غذا در خدمت طراحی تجربه است.
۴- منوی هوشمند: غذاهای آشنا با هویت محلی
منوی ایکیا در هر کشور ترکیبی از غذاهای بینالمللی و بومی است. پایهٔ اصلی منو کوفتهٔ سوئدی است که به نوعی امضای برند محسوب میشود، اما در کنار آن، هر کشور گزینههایی مطابق ذائقهٔ محلی دارد. مثلاً در ژاپن سوپ میزو، در هند کاری گیاهی و در خاورمیانه کباب و سالاد سرو میشود.
این سیاست ترکیبی، باعث میشود هر مشتری حس کند بخشی از فرهنگ خودش را در میان ظرفهای سفید ایکیا مییابد. از سوی دیگر، غذاها عمداً سادهاند: نه لوکس و نه فستفود. طراحی بشقابها، رنگها و چیدمان میزها طوری است که با زیباییشناسی مینیمال سوئدی هماهنگ باشد.
در واقع، غذا نیز همان فلسفهٔ مبلمان را دنبال میکند: سادگی، کارایی و مقرونبهصرفه بودن. هر بشقاب، انعکاسی از همان اصول طراحی است که ایکیا را در دنیای مبلمان متمایز کرد. این همزبانی میان «غذا» و «مبلمان» راز پیوند ذهنی مشتری با برند است.
۵- از فودکورت تا برند غذایی جهانی
در آغاز، غذا فقط بخشی از فروشگاه بود. اما با گذشت زمان، بخش «IKEA Food» به یک واحد تجاری مستقل تبدیل شد که اکنون سالانه نزدیک به دو میلیارد دلار فروش دارد. این رقم برای شرکتی که تمرکز اصلیاش مبلمان است، حیرتانگیز است.
ایکیا امروز تولیدکنندهٔ محصولات غذایی بستهبندیشده نیز هست؛ از قهوه گرفته تا سس کرنبری و کوفتههای منجمد که در خانه میتوان پخت. هدف از این کار، گسترش تجربهٔ ایکیا به بیرون از فروشگاه است. به بیان ساده، مشتری حتی در خانه هم میتواند طعم برند را حس کند.
در کشورهای اروپایی، برخی مشتریان تنها برای صرف غذا به ایکیا میروند و حتی خریدی از مبلمان ندارند. این پدیده، شرکت را وارد مرحلهای تازه کرد: جایی که «غذا» دیگر ابزار بازاریابی نیست، بلکه خودش تبدیل به برند دوم ایکیا شده است.
۶- روانشناسی ماندن؛ چگونه غذا خرید را افزایش میدهد
یکی از اصول بازاریابی محیطی (Environmental Marketing) این است که هرچه زمان حضور مشتری در فضا بیشتر شود، احتمال خرید او نیز افزایش مییابد. ایکیا این اصل را به کمال رسانده است.
غذا بهطور ناخودآگاه احساس خانه را تداعی میکند. وقتی فردی در محیطی احساس راحتی و امنیت میکند، ذهنش از حالت دفاعی خرید خارج میشود و به تصمیمگیری مثبت تمایل دارد. پژوهشها نشان میدهد بوی قهوه یا غذای گرم میتواند باعث افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی زمان ماندگاری مشتری در محیطهای فروش شود.
در ایکیا، این اثر مضاعف است. بوی غذا در فضا پخش میشود، نور نرم و رنگهای طبیعی فضا را آرام میکند و موسیقی پسزمینه ریتم تصمیمگیری را کندتر میسازد. این مجموعهٔ حسی، مغز را از «فشار خرید» به «لذت حضور» منتقل میکند. نتیجه آن است که خریدهای برنامهریزینشده افزایش مییابد.
۷- فلسفهٔ کامپراد: «خرید نباید خستهکننده باشد»
اینگوار کامپراد، موسس ایکیا، در مصاحبهای گفته بود: «اگر مشتری در فروشگاه من احساس گرسنگی کند، من شکست خوردهام.» این جمله نه استعاره بلکه دستورالعمل مدیریتی بود. او معتقد بود خرید یک تجربهٔ احساسی است، نه صرفاً اقتصادی.
در دهههای بعد، این فلسفه به بخشی از آموزش کارکنان ایکیا تبدیل شد. مدیران منطقهای یاد میگرفتند که غذای ارزان، فقط یک تخفیف نیست، بلکه سرمایهگذاری در رضایت مشتری است. هر دلار از دسترفته در فودکورت، ده دلار فروش بیشتر در بخش مبلمان به همراه دارد.
این نگاه انسانمحور به کسبوکار، یکی از دلایل موفقیت ماندگار برند شد. ایکیا برخلاف بسیاری از شرکتها که مشتری را صرفاً منبع درآمد میدانند، او را میهمان در خانهٔ خود تلقی میکند. و در فرهنگ اسکاندیناوی، میهمان را همیشه باید سیر نگه داشت.
۸- سود روانی قیمت پایین؛ اثر «احساس پیروزی» در ذهن مشتری
پژوهشهای رفتار مصرفکننده نشان میدهد که پرداخت کمتر از حد انتظار، احساس پیروزی روانی ایجاد میکند. مشتری وقتی میبیند غذایش تنها چند دلار هزینه دارد، مغزش بهطور ناخودآگاه حس «برد اقتصادی» را تجربه میکند.
این حس مثبت، به طور مستقیم به برند منتقل میشود. در نتیجه، مشتری تصور میکند کل فروشگاه منصفانه و مقرونبهصرفه است. حتی اگر مبلمان چندصد دلاری بخرد، ذهنش آن را در چارچوب همان عدالت قیمتی میبیند.
ایکیا از این اثر شناختی (cognitive bias) به نفع خود استفاده میکند. با ارائهٔ غذاهایی با قیمت غیرقابلباور، اعتماد ذهنی مشتری به برند تقویت میشود. در واقع، فودکورت ایکیا نوعی مقدمهٔ روانی برای خرید بزرگتر است. هیچ تبلیغی به اندازهٔ یک وعده غذای ارزان و خوشمزه نمیتواند مشتری را نسبت به برند مهربان کند.
۹- زیان یا تبلیغ؟ نگاهی به اقتصاد پنهان فودکورتها
ممکن است پرسیده شود: اگر ایکیا از فروش غذا سود نمیکند، چرا هر سال سرمایهگذاری بیشتری در بخش خوراک دارد؟ پاسخ ساده است: زیان غذایی، نوعی تبلیغ غیرمستقیم است.
در بازاریابی کلاسیک، شرکتها میلیاردها دلار صرف تبلیغات تلویزیونی و بیلبورد میکنند تا چند ثانیه توجه مخاطب را جلب کنند. ایکیا همان پول را صرف تجربهٔ ملموس میکند. مشتری بهجای دیدن تبلیغ، آن را میچشد. و چیزی که مزهاش را چشیدهای، از ذهن پاک نمیشود.
از نگاه اقتصادی، هر بشقاب غذای ارزان در ایکیا همان نقشی را دارد که آگهی تلویزیونی در برندهای دیگر. اما تفاوت در این است که این تبلیغ نهتنها هزینه دارد، بلکه بخشی از درآمد هم ایجاد میکند. به این ترتیب، ایکیا با هزینهای کمتر از تبلیغات سنتی، تصویری مثبت و ماندگار از خود میسازد.
۱۰- غذا بهعنوان دیپلماسی فرهنگی برند ایکیا
یکی از ویژگیهای درخشان ایکیا، تواناییاش در ترکیب هویت سوئدی با فرهنگ کشورهای دیگر است. غذا در این میان نقشی کلیدی دارد. در هر کشور، فودکورت ایکیا بهنوعی ویترین فرهنگی برند است که از طریق آن، «سادهزیستی و کارکردگرایی» اسکاندیناوی معرفی میشود.
کوفتههای سوئدی (Swedish Meatballs) که از سال ۱۹۸۵ نماد غذایی شرکت شدهاند، اکنون در بیش از ۵۰ کشور با چاشنیهای محلی سرو میشوند. در هند، نسخهای کاملاً گیاهی دارند، در ژاپن با سس شیرین عرضه میشوند و در خاورمیانه از گوشت حلال استفاده میشود.
این انعطاف فرهنگی، به ایکیا کمک کرده تا هم وفادار به ریشههایش بماند و هم از نگاه مشتریان، برندی جهانی و در عین حال بومی تلقی شود. فلسفهٔ پشت این کار، ساده است: وقتی مردم طعم فرهنگ تو را بچشند، دروازهای به درک ارزشهایت باز میشود. ایکیا از همین مسیر توانسته مفاهیم طراحی مینیمال، سادگی و صداقت را از زبان غذا به زبان احساس منتقل کند.
۱۱- تجربهٔ خانوادگی؛ وقتی غذا خرید را به خاطره تبدیل میکند
اینگوار کامپراد باور داشت که خرید، اگر با خانواده انجام شود، باید تجربهای لذتبخش و بدون تنش باشد. از همین رو، فودکورتهای ایکیا طوری طراحی شدهاند که برای همهٔ اعضای خانواده، از کودک تا سالمند، گزینهای در منو وجود داشته باشد.
در بسیاری از کشورها، صرف غذا در ایکیا به بخشی از عادت آخر هفتهٔ خانوادهها تبدیل شده است. والدین غذای خود را میخورند، کودکان بستنی یا نان دارچینی میگیرند و همه با حس آرامش از سالن بیرون میآیند. این تجربه، بر خلاف مراکز خرید پرهیاهو، حس تعلق ایجاد میکند.
از نظر روانشناختی، وقتی خرید با خاطرهای خانوادگی همراه شود، در ذهن مثبتتر ثبت میشود. مغز انسان میان حس «گرسنگی رفعشده» و «رضایت از خرید» ارتباطی ناخودآگاه برقرار میکند. به همین دلیل، احتمال بازگشت دوبارهٔ مشتری به ایکیا بسیار بالاست. در واقع، غذا پلی است میان فروشگاه و خانهٔ مشتری.
۱۲- غذا و وفاداری به برند؛ اثر ماندگاری طعم در حافظه
وفاداری مشتری (Customer Loyalty) در برندهای خردهفروشی معمولاً با کیفیت و قیمت تعریف میشود، اما در ایکیا، طعم هم به آن افزوده شده است. طعم کوفتههای سوئدی با سس خامهای و کرنبری، بهنوعی امضای عاطفی برند است.
در پژوهشهای بازاریابی حسی (Sensory Marketing)، طعم و بو از قدرتمندترین محرکهای حافظهاند. به همین دلیل، طعم خاص غذاهای ایکیا در ذهن مشتری باقی میماند و هر بار او را به تجربهٔ فروشگاه پیوند میدهد. بسیاری از مشتریان گزارش دادهاند که حتی بوی غذا در ورودی فروشگاه برایشان یادآور آرامش و «خانه» است.
این تداوم حسی، باعث شده تجربهٔ ایکیا تنها محدود به مبلمان نباشد، بلکه به احساس کلی زندگی مدرن و آرامشیافته گره بخورد. وفاداری در اینجا نه از تبلیغ، بلکه از لذت شکل گرفته است؛ از تجربهای که با چشیدن آغاز میشود.
۱۳- بومگرایی منو و ارزش اجتماعی
هرچند منوی اصلی ایکیا جهانی است، اما مواد اولیهٔ آن اغلب محلی تهیه میشود. شرکت تأکید دارد که تأمینکنندگان باید از استانداردهای زیستمحیطی و اخلاقی پیروی کنند. این سیاست که با شعار «Better Food, Better World» شناخته میشود، باعث شده ایکیا تصویری از مسئولیت اجتماعی ارائه دهد.
در کشورهای اسکاندیناوی، استفاده از گوشت پایدار و مواد ارگانیک در اولویت است. در آسیا، همکاری با تولیدکنندگان کوچک و روستایی ترویج میشود. به این ترتیب، سیاست غذایی برند به بخشی از مسئولیتپذیری محیطزیستی آن تبدیل شده است.
در دنیایی که مصرفکنندگان به اخلاق برندها حساستر شدهاند، این رویکرد مزیتی بزرگ است. مشتری احساس میکند حتی وقتی در فودکورت غذا میخورد، در حرکتی مثبت برای زمین سهیم است. این حس رضایت اخلاقی، همان چیزی است که ایکیا هوشمندانه آن را در سینیهای سادهاش بستهبندی کرده است.
۱۴- اقتصاد عددی فودکورت؛ میلیاردها دلار سود از مدل زیانده
آمارهای رسمی نشان میدهد که سالانه حدود ۶۵۰ میلیون نفر در فودکورتهای ایکیا غذا میخورند. اگر متوسط هزینهٔ هر نفر را تنها سه دلار در نظر بگیریم، درآمد سالانه از این بخش به حدود ۲ میلیارد دلار میرسد.
اما نکتهٔ جالب اینجاست که این رقم، فقط بخشی از سود واقعی است. تحلیلها نشان میدهد فروش مبلمان در روزهایی که فودکورتها فعالترند، تا ۲۰ درصد بیشتر از میانگین است. به بیان دیگر، هر بشقاب غذای ارزان، نقش محرک خرید را دارد.
مدیران مالی ایکیا به این سیاست «Loop of Satisfaction» یا چرخهٔ رضایت میگویند: غذا رضایت خلق میکند، رضایت باعث خرید میشود، خرید سود ایجاد میکند و سود دوباره امکان ارائهٔ غذاهای ارزانتر را فراهم میآورد. این حلقهٔ مثبت، از نظر اقتصادی یکی از درخشانترین چرخههای بازاریابی قرن بیستم است.
۱۵- از غذای ارزان تا تجربهٔ لوکس احساسی
یکی از تضادهای جالب برند ایکیا در این است که همزمان «اقتصادی» و «دلانگیز» است. مشتری با قیمتی پایین، تجربهای لوکس از طراحی و حس آرامش دریافت میکند. این تناقض ظاهری، راز جذابیت برند است.
در روانشناسی اقتصادی (Behavioral Economics)، این پدیده با نام «Luxury Feel at Low Cost» شناخته میشود. مشتری وقتی در محیطی تمیز و طراحیشده با غذای ارزان روبهرو میشود، احساس میکند در حال تجربهٔ ارزش فراتر از پول پرداختی است.
اینگوار کامپراد به این حس بسیار اهمیت میداد. او باور داشت که شأن مشتری در راحتی اوست، نه در مبلغی که میپردازد. بنابراین در ایکیا، حتی سینی غذای ساده طوری طراحی شده که حس نظم و زیبایی را منتقل کند. غذا در اینجا نه فقط وعدهای برای خوردن، بلکه تجربهای از کرامت انسانی است.
۱۶- اثر جهانی؛ از اروپا تا خاورمیانه و آسیا
امروزه ایکیا بیش از ۴۵۰ فروشگاه در سراسر جهان دارد و تقریباً همهٔ آنها دارای بخش غذایی هستند. اما نکتهٔ جالب، سازگاری منو با فرهنگهای محلی است. در چین، غذاها کمچربتر و همراه برنج سرو میشوند، در کشورهای عربی گوشتها حلالاند، و در آمریکا همبرگر و پیتزا به منو افزوده شده است.
این تطبیق هوشمندانه نشان میدهد ایکیا برند جهانیای است که محلی فکر میکند. حضور در فودکورت، فرصتی برای ارتباط عاطفی با فرهنگ میزبان فراهم میآورد. در بسیاری از کشورها، بخش غذا اولین جایی است که مردم با ایکیا ارتباط برقرار میکنند، حتی پیش از خرید مبلمان.
در نتیجه، فودکورت به ابزار دیپلماسی برند تبدیل شده است؛ پلی میان فلسفهٔ مینیمالیسم سوئدی و فرهنگهای متنوع جهان. غذایی ساده که نقش مترجم فرهنگی را بازی میکند.
۱۷- آیندهٔ سیاست غذایی ایکیا؛ پایداری و تغذیهٔ سبز
در سالهای اخیر، ایکیا سیاست جدیدی برای کاهش اثرات زیستمحیطی خود معرفی کرده است. یکی از محورهای اصلی آن، توسعهٔ غذاهای گیاهی است. کوفتههای گیاهی (Plant Balls) اکنون در بسیاری از کشورها جایگزین نسخههای گوشتی شدهاند و هدف شرکت این است که تا سال ۲۰۳۰ نیمی از منوی جهانی خود را گیاهی کند.
این تغییر صرفاً بهدلیل مد روز نیست. بر اساس مطالعات داخلی، مشتریان جوانتر ارزش پایداری (sustainability) را جزئی از تجربهٔ برند میدانند. بنابراین، تغییر منو به نوعی بیان ارزشهای نسل جدید است.
ایکیا با این اقدام، نشان میدهد که حتی ارزانترین وعدهٔ غذایی هم میتواند حامل پیامی اخلاقی و زیستمحیطی باشد. آیندهٔ غذا در ایکیا ترکیبی از طعم، تعهد و تکنولوژی است؛ سه عنصری که میتوانند همانقدر نجاتبخش باشند که مبلمانی راحت برای استراحت بعد از روزی طولانی.
۱۸- فلسفهای فراتر از فروش: غذا بهعنوان نماد انسانمحوری
در نهایت، استراتژی غذایی ایکیا فقط دربارهٔ سود نیست. بلکه بازتابی از فلسفهای انسانیتر در تجارت است؛ فلسفهای که در آن رفاه مشتری و احساس رضایت، خود هدف است نه وسیله.
وقتی شرکتی تصمیم میگیرد غذای خود را ارزانتر از رقبا بفروشد تا مشتری احساس خوشایندی داشته باشد، در واقع به کرامت انسان احترام گذاشته است. این فلسفه از قلب فرهنگ سوئدی سرچشمه میگیرد که بر سادگی، برابری و رفاه جمعی تأکید دارد.
ایکیا با همین نگاه توانسته میان اقتصاد و انسانیت تعادل برقرار کند. شاید دلیل موفقیت جهانی آن همین باشد: اینکه در دنیایی پر از برندهایی که فقط میفروشند، برندی وجود دارد که ابتدا سیرت میکند و بعد میفروشد.
خلاصه
راز موفقیت غذایی ایکیا در ترکیب هوشمندانهٔ روانشناسی، اقتصاد و فرهنگ نهفته است. سیاست قیمتگذاری پایین غذا، در ظاهر زیانده اما در عمل سودآور است، زیرا حضور و رضایت مشتری را افزایش میدهد. فودکورتها نه تنها ابزار فروش مبلمان، بلکه بخشی از تجربهٔ انسانی برند هستند. طعم، بو، و طراحی سادهٔ فضا باعث میشود مشتری احساس کند در خانهٔ خود است. ایکیا با احترام به فرهنگهای محلی و تعهد زیستمحیطی، از یک فروشگاه مبلمان به نمادی فرهنگی و اجتماعی بدل شده است. در جهان امروز، جایی که برندها با تبلیغات رقابت میکنند، ایکیا با یک بشقاب کوفتهٔ ساده قلب میلیونها نفر را به دست آورده است.
❓ پرسشهای رایج (FAQ)
۱. چرا غذا در فروشگاههای ایکیا اینقدر ارزان است؟
سیاست شرکت این است که در شعاع ۳۰ مایلی، ارزانترین قیمت غذا را ارائه دهد، حتی اگر زیانده باشد، تا مشتری بیشتر بماند و خرید بیشتری انجام دهد.
۲. چه کسی ایدهٔ فودکورت ایکیا را مطرح کرد؟
اینگوار کامپراد، بنیانگذار ایکیا، معتقد بود مشتری گرسنه تصمیم درستی نمیگیرد. او دستور داد غذا بخشی از تجربهٔ خرید شود.
۳. آیا ایکیا از فروش غذا سود میبرد؟
بهطور مستقیم نه، اما فودکورتها موجب افزایش فروش مبلمان تا ۲۰ درصد میشوند. بهاینترتیب، سود نهایی بسیار بالاتر است.
۴. چه تعداد نفر هر سال در فودکورتهای ایکیا غذا میخورند؟
بیش از ۶۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان که مجموع فروش غذایی شرکت را به حدود دو میلیارد دلار در سال میرسانند.
۵. آیا ایکیا در آینده منوی خود را تغییر خواهد داد؟
بله، هدف شرکت این است که تا سال ۲۰۳۰ نیمی از منو گیاهی باشد تا اثرات زیستمحیطی کاهش یابد و با سلیقهٔ نسل جدید سازگار شود.





