با تداوم قطعی اینترنت واقعا چه بر سر چرخه زندگی عموم مردم، تولیدکنندگان محتوا و SEO و فرهنگ دیجیتال ایران خواهد آمد؟!

هیچ سرویس فرنگی، برای ما و متناسب با شرایط ویژه ایران کار نمیکند. هر شرکتی میزان سود و زیان و برند و آینده خود را در نظر میگیرد و رفتار میکند. گوگل لنگ وب فارسی نیست و دایه مهربانتر از مادر نیست و نگران این نیست که دو یا شاید چند ماه قطعی اینترنت و تصمیمگیری برای خداحافظی همیشگی با اینترنت به سبکی که قبلا میشناسیم چه بر سر مردم و نوشتهها و روح آنها میآورد.
در سطح دنیا، رقیق شدن فرهنگ و بیعلاقگی به محتواهای متنی مدتهاست که رخ داده. شبکههای اجتماعی به فرم تیک تاک و اینستاگرام تنها به نگه داشتن کاربر در داخل خود با الگوریتمهایشان فکر میکنند. متن ترانههای به قهقرا رفته و الان میبینیم که ترانههای ستارههای پاپ دهههای نودی نسبت به حالا به مانند نسبت شعر حافظ با گفتگوی روزمره شده!
میخواهم بگویم که ما در چنین زمانه سختی زیست میکنیم و دست و پا میزنیم. در سطح وب فارسی البته این روزها بیشتر صحبت از زبان فروشگاههای بزرگ یا خرد، آنهایی که سایت فروشگاهی دارند یا همه کارشان با یک پیچ اینستاگرامی انجام میشود، بیشتر است.
اما همان طور که قبلا اشاره کردم، چه بر سر محتواهای دیگر خواهد آمد، دیگر چطور قریحه و تخیل و سوژهپردازی و بسط دادن ایده و امید و آرزو را دوباره در خود شکل بدهیم؟
ما در خلا نمینویسیم. نیاز به مخاطب داریم. نیاز داریم که مطالب به اصطلاح «همیشه سبز»، یعنی مطالبی که اخبار روزانه نیستند و چند سال دیگر هم اعتبار آنها باقی میماند با سرچ گوگلی دوباره توسط گروههای جدید مردم خوانده شوند.
ما دوست داریم که دغدغهها و روزمرههایمان بنویسیم. هر چند به حکم زندگی در این روزگاران خیلی مبهم و تیتروار و دست و پا شکسته و محو!
اگر قرار باشد که دوره اینترنت فقط «وایت لیست» و اینترنت «طبقاتی» بیاید (به عبارت دقیقتر رسما اعلام و همهگیر شود) و دیگر من نوعی نتوانم چند سایت منبع چک کنم و از خبرهای روزها مطلع شوم، چه خواهد شد؟
چه فکری برای سلامت روان و سرگرمی مردم شده؟ لابد چند سرویس استریم؟!
یا شاید هماینک کسانی هستند که به دنبال موتور جستجوی ملی هستند که مثلا هر سایتی ماهی یکی دو میلیون برای اندکس به آن بپردازد و به طور پیشفرض برخی خبرگزاریها هر چه مینویسند در آنها در رتبهها نخست باشد و بقیه به صورت رندم و بر اساس محاسبات غیرفنی دیگر چینش شوند! لابد با کلی تبلیغ در بالا و پایین و سایدبارها؟!
فرض کنید که من نوعی مثلا به خاطر ضعیفالنفس بودن پا پس کشیدم و وارد دوران جدیدی شدم و کیبورد را بوسیدم و کنار گذاشتم، چه بر سر نیروهای تعدیل شده در بخش بازاریابی و SEO سایتها خرد و کلان خواهد آمد و صاحبان مشاغل خانگی زنده با یک پیچ، چه خواهند کرد و زمستان را چگونه بهار خواهند کرد؟
و البته همان طور که قبلا اشاره کردم فقط یکی از اهداف اینترنت کسب و کار است. در بعدی اصیلتر و کلانتر اینترنت آمده بود که صدای همه شهروندان باشد.
و سوال انتهایی:
دیگر چه کسی به عنوان حرفه اصلی یا فرعی سراغ چنین چیزهایی خواهد رفت؟






سلام
دکتر جان چندین سال است وبلاگ شما را دنبال می کنم. بیشتر از 20 سال است در زمینه فروشگاه اینترنتی، برنامه نویسی و … فعالیت می کنم. واقعا چه کار خواهیم کرد؟ با این وضعیت اینترنت. واقعا این فضا را ول کنیم و برویم؟ مهاجرت کنیم؟ با کدام پول؟ مگر فقط مشکل پول است؟ ریشه هایمان را چه بکنیم؟ پدر مادر و … عجب در زمانه ای گیر کرده ایم. پس رفت پس رفت و ….