علیرغم همه چیز، از «امید» بگوییم

خیالبافی و متوهم بودن بد است. اما اگر کمی فکر کنیم بدون اینترنت کارهای زیادی می‌شود کرد.

در زمینه کارهای شخصی، می‌توان با دقت بیشتر به احوالات پدر و مادر و خواهر و برادر نگریست و به آنها کمک واقعی کرد.

می‌توان فایل‌های مختلف از فیلم و موسیقی تا پروژه‌ها را مرتب کرد.

می‌توان به اصطلاح برین استورمینگ کرد و روی کاغذ آورد و نقشه شروعی قوی‌تر در آینده را ریخت.

می‌توان تصور کرد که گرچه اینترنت، یکی از حقوق مسلم آدمی در زمان کنونی است، اما غم نداشتن آنها در میان انبوه ضرورت‌ها و اندوه‌های این روزها، اصلا چیزی نیست. پس باید دل‌ها را قوی داشت و جسم را سالم.

زمانی بود که اینترنتی اصلا نبود و من با «فرانت پیج» صفحات ابتدایی‌ای درست می‌کردم و به هم لینک می‌کردم و تصور می‌کردم در اینترنتی که روی هاردم درست کرده‌ام، دارم سیر می‌کنم.

زمانی بود که همه معلومات ما در کتاب‌ها نهفته بود و البته برداشت ذهنی و توسعه‌ای فکری که به آنها می‌دادیم. من هنوز آن عصرهای داغ تابستانی را از یاد نمی‌برم که به کتابخانه عمومی شهرم می‌رفتم و در مخزن کتاب خاک گرفته،همچون معدن‌کاری، به دنبال رگه‌ای از کتاب‌های باارزش می‌گشتم. بعد از سال‌ها یکی یکی آنها را به یاد آوردم و از اینجا و آنجا خریدم و الان وقتی به آنها نگاه می‌کنم موجی از شادی و نوستالژی در رگ‌ها تنم می‌دود.

این روزهای بی‌اینترنتی هم سپری می‌شود و چنان کنیم که وقتی این روزها را به یاد آوردیم، بگوییم چه خلاقیت و مقاومتی، در چه اوجی از پریشانی از خود بروز دادیم.

زمانی بود که اوج آرزوی من به عنوان کودک نوشتن مقاله‌ای تاییدشده برای مجله دانشمند بود و با خودم می‌گفتم می‌شود من روزی از نیوساینتیست (یکی رفرنس‌های مجله در آن زمان) منتشر کنم؟! با خودم می‌گفتم مدیا کاشیگر این داستان‌های علمی تخیلی را از کدام کتاب و مجله برمی‌گزیند و آیا روزی می‌رسد من هم به آنها دسترسی داشته باشد؟

علیرغم این میل به بیشتر دانستن و فکر کردن، سعی می‌کردم غم دسترسی نداشتن، مانع کارم نشود. همچون خیالی شیرین زمانی را تصور می‌کردم که بتوانم فیلم‌های کلاسیک را ببینم، به مجلات روز دسترسی داشته باشم و یک دنیا کتاب بخوانم.

خلاصه اینکه اینترنت به معنی واقعی کلمه و نه اینترانت و نه اینترنت حقیر شده، گرچه بسیار مهم است، اما حاکم ذهن ما نیست و انسان در هنگام لزوم، ظرفیت‌های تاب‌آوری فوق‌العاده‌ای از خود نشان می‌دهد.

ذهن را کاراتر می‌کنیم و قوی‌تر برمی‌گردیم و بیشتر شاد می‌کنیم و مهربان‌تر می‌شویم. این در توانایی همه ما است.

می‌دانم!

2 دیدگاه

  1. تا زنده ایم نمیشه نامید شد وگرنه از حرکت باز میمونیم.
    جالب این که هر وقت اینترنت قطع میشه من یه سر به سایت شما میزنم چون احساس بهتری پیدا میکنم.

  2. از پا نیفتادم رفیق در جستجوی آرزو
    با هر نفس سوی هدف با من تو از امید بگو

    زنجیر ترس رو پاره کن، بگذر از این روزهای سخت
    به زیر سقف آسمون ایستاده می‌میره درخت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]