حباب هوش مصنوعی چه تفاوتی با بحران‌های مالی گذشته دارد؟

شاید تا حالا تصور می‌کردید که حباب‌های اقتصادی همگی شبیه به هم هستند و با ترکیدنشان، اقتصاد کل دنیا را به دردسر می‌اندازند، اما مطابق تازه‌ترین تحلیل‌ها، ماجرا درباره فناوری‌های نوین کمی متفاوت است. در این پست با هم می‌بینیم که چطور جریان مالی فعلی پیرامون و پشتیبان‌‌کننده هوش مصنوعی (AI) با بحران‌های تاریخی بازار تفاوت دارد و چرا کارشناسان نگران ابعاد پنهان آن هستند.

ویژگی‌های غیرمعمول حباب هوش مصنوعی در بازار سرمایه

چند سالی است که بازار سهام ایالات متحده آمریکا (US stock market) روزهای پررونقی را تجربه می‌کند و این رشد شگفت‌انگیز را بیش از هر چیز مدیون فناوری هوش مصنوعی است. غول‌های فناوری میلیاردها دلار وام می‌گیرند تا بتوانند استعدادهای این حوزه را جذب کنند، تراشه‌ها و سخت‌افزارهای پیشرفته بخرند و مراکز داده عظیم بسازند. ناظران بازار کم‌کم نگران شده‌اند؛ چون می‌بینند سرمایه‌گذاران مبالغ هنگفتی را به استارتاپ‌های نوپایی تزریق می‌کنند که هیچ مسیر واقع‌بینانه‌ای برای سودآوری ندارند. شرکت‌های فناوری برای رشد درآمد خود به شدت به یکدیگر وابسته‌اند و کسب‌وکارهای غیرفناورانه هم دستاورد چشمگیری از سرمایه‌گذاری‌های کلان خود در این زمینه نداشته‌اند.

ارزش شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی در سه سال گذشته بیست و هفت تریلیون دلار افزایش یافته است که معادل سی و شش درصد ارزش کل بازار سهام امروز آمریکاست. اگرچه درآمدهای آینده ممکن است این قیمت‌های نجومی را توجیه کنند، اما انتظارات سودآوری نیازمند خوش‌بینی بسیار زیادی است.

سم التمن (Sam Altman) که خود یکی از چهره‌های اصلی این جریان است، اذعان می‌کند که ما در یک حباب اقتصادی قرار داریم. صندوق بین‌المللی پول (IMF) نیز این وضعیت را یک خطر جدی برای ثبات مالی می‌داند و درباره پیامدهای ترکیدن آن هشدار می‌دهد؛ پیامدهایی مانند کاهش سرمایه‌گذاری، انقباض اعتباری، افت مصرف و اختلال در جریان‌های تجاری که معمولاً پس از ترکیدن هر حباب مالی رخ می‌دهند.

تفاوت ساختاری حباب فناوری با بحران‌های سنتی بازار

حباب دات‌کام (dot-com bubble) در اواخر دهه نود میلادی و بحران مسکن در اواخر دهه اول قرن بیست و یکم، مقیاسی بسیار فراگیرتر داشتند. در آن زمان، افراد عادی سرمایه خود را روی رویای اینترنت یا رشد بی‌وقفه قیمت مسکن قمار می‌کردند و اعتبار ارزان‌قیمت به این رفتارهای هیجانی دامن می‌زد. اما وضعیت کنونی تفاوت‌های بنیادینی دارد. مردم عادی و سهام‌داران خرد نقش چندانی در این تب‌وتاب ندارند و سهم خانوارهای آمریکایی از مالکیت سهام تغییر چشمگیری نکرده است.

در واقع با دو حباب هم‌پوشان روبه‌رو هستیم. هوش مصنوعی از یک سو هزینه‌های سرمایه‌ای سرسام‌آوری را در بخش زیرساخت‌های فیزیکی و توسعه نرم‌افزار ایجاد کرده و از سوی دیگر به جهش بی‌سابقه ارزش شرکت‌ها منجر شده است.

نوآوری‌های دیجیتال معمولاً به تجهیزات سنگین نیاز ندارند، اما هوش مصنوعی بسیار پرهزینه است و شرکت‌های بزرگ فناوری مبالغ هنگفتی را صرف ساخت هزاران مرکز داده و خرید تراشه‌های نیمه‌هادی (Semiconductor chips) می‌کنند. این سرمایه‌گذاری‌ها بخش عمده‌ای از رشد اقتصادی آمریکا را تشکیل می‌دهند و بدون آن‌ها احتمالاً اقتصاد وارد رکود می‌شد.

چرخه مالی بسته و پیامدهای پنهان اقتصاد هوش مصنوعی

رونق کنونی ارزش زمین‌ها، هزینه‌های ساخت‌وساز و سود شرکت‌های خدماتی را بالا برده، اما ذی‌نفعان اصلی همچنان غول‌های فناوری هستند. شرکت‌هایی مانند انویدیا (Nvidia)، متا (Meta) و آمازون (Amazon) در حال دادوستد خدمات و تجهیزات با یکدیگرند و این چرخه درآمدی، ارزش سهام آن‌ها را به شدت بالا برده است. با این حال، شرکت‌های بزرگ برای توجیه این ارزش‌گذاری‌ها به سودهای کلانی نیاز دارند و اگر تقاضا برای خدمات هوش مصنوعی کاهش یابد یا موانعی بر سر راه ساخت مراکز داده ایجاد شود، احتمال یک اصلاح بزرگ در بازار وجود دارد.

از طرفی، تأمین مالی این زیرساخت‌های پرهزینه دیگر تنها از طریق پول نقد نبوده و شرکت‌ها به اوراق قرضه شرکتی و اعتبار خصوصی (Private credit) روی آورده‌اند. این یعنی ریسک‌های پنهان و پیچیده‌ای در ترازنامه‌های مالی شکل گرفته که شفافیت بازار را کاهش می‌دهد. وقتی این حباب سرانجام بترکد، حتی افرادی که مستقیماً در این بازار سرمایه‌گذاری نکرده‌اند نیز از طریق صندوق‌های بازنشستگی و محدودیت‌های اعتباری آسیب خواهند دید.

چرا سرمایه‌گذاران خرد این بار غایب بزرگ بازار هستند؟

یکی از پرسش‌های کلیدی این است که چرا برخلاف بحران مسکن یا حباب دات‌کام، این بار مردم عادی و سرمایه‌گذاران خرد درگیر تب‌وتاب خرید سهام نشده‌اند. پاسخ تا حد زیادی به ساختار خصوصی شرکت‌های پیشرو در این حوزه مربوط می‌شود. استارتاپ‌های بزرگ مانند اوپن‌ای‌آی (OpenAI) یا آنتروپیک (Anthropic) شرکت‌های سهامی عام نیستند و مردم عادی نمی‌توانند به راحتی سهام آن‌ها را بخرند. از طرف دیگر، خاطره تلخ بحران‌های مالی گذشته باعث شده است تا خانواده‌ها رویکرد محتاطانه‌تری نسبت به بدهی و سرمایه‌گذاری‌های پرخطر داشته باشند و به همین دلیل، حباب فعلی بیشتر یک بازی میان بازیگران بزرگ سازمانی و شرکت‌های فناوری باقی مانده است.

نقش کلیدی تراشه‌ها و سخت‌افزار در تغییر چهره اقتصاد دیجیتال

در دهه‌های گذشته، انقلاب‌های دیجیتال بیشتر بر پایه نرم‌افزار و با سرمایه‌های سبک شکل می‌گرفتند که نیاز کمتری به تجهیزات سنگین داشتند. اما هوش مصنوعی قوانین بازی را تغییر داده است. آموزش و اجرای مدل‌های پیشرفته نیازمند قدرت پردازشی نجومی است و به همین دلیل، تراشه‌ها به ارزشمندترین کالای قرن تبدیل شده‌اند. این وابستگی شدید به سخت‌افزار باعث شده است که صنایع سنتی مانند انرژی، آب و ساخت‌وساز نیز به طور مستقیم درگیر این چرخه شوند و اقتصاد کلان کشورها به شکلی بی‌سابقه به روند توسعه هوش مصنوعی گره بخورد.

بررسی پیشینه تاریخی و خطاهای ارزیابی در فناوری‌های نوظهور

نگاهی به تاریخ فناوری نشان می‌دهد که هرگاه موجی از خوش‌بینی افراطی درباره یک نوآوری شکل گرفته، بازار دچار خطای محاسباتی در زمینه زمان‌بندی سودآوری شده است. در دوران اینترنت نیز زیرساخت‌های فیبر نوری بسیار فراتر از نیاز واقعی بازار کشیده شدند و سال‌ها طول کشید تا کسب‌وکارها بتوانند مدل‌های درآمدی پایدار بسازند. امروز نیز سرمایه‌گذاری‌های سنگین در مراکز داده و مدل‌های زبانی بزرگ با این فرض انجام می‌شود که تقاضا با همین سرعت رشد خواهد کرد، در حالی که تاریخ اقتصاد ثابت کرده است که پذیرش فناوری توسط بازار معمولاً آهسته‌تر و پرنشیب‌وفرارتر از پیش‌بینی‌های اولیه سرمایه‌گذاران است.

پیامدهای احتمالی ترکیدن حباب بر بازار کار و زنجیره تأمین

اگر روند فعلی متوقف شود یا اصلاح شدیدی در ارزش شرکت‌های فناوری رخ دهد، پیامدهای آن تنها به سهام‌داران محدود نخواهد شد. بخش قابل‌توجهی از رشد اقتصادی اخیر به صورت مستقیم وابسته به ساخت‌وساز و تجهیز این زیرساخت‌ها است. توقف پروژه‌ها می‌تواند به کاهش تقاضا در صنایع وابسته، تعدیل نیرو در بخش فناوری و انقباض اعتباری در سایر بخش‌های کسب‌وکار منجر شود. به همین دلیل است که نهادهای مالی بین‌المللی با دقت رفتار غول‌های فناوری را رصد می‌کنند تا از سرایت احتمالی این بحران به کل اقتصاد جلوگیری کنند.

منبع: آتلانتیک

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]