ماسک مدعی است اثرات قطع کمک‌های بین‌المللی آمریکا بزرگ‌نمایی شده، اما تحقیقات جدید روایت متفاوتی دارند

مرور اخبار مربوط به تحولات سیاست خارجی و بودجه‌های حمایتی آمریکا، یک تناقض عجیب را نشان می دهد. از یک طرف ادعا می‌شود کسر بودجه‌های بین‌المللی هیچ تأثیر منفی ملموسی بر سلامت عمومی دنیا نداشته و حتی وضعیت بهتر شده، اما از طرف دیگر آمارهای پژوهشی دقیق چیز دیگری می‌گویند. شاید تا حالا تصور می‌کردید که قطع این دست بودجه‌ها فقط چند عدد و رقم روی کاغذ را تغییر می‌دهد، اما در این پست با هم می‌بینیم که چطور تصمیمات سیاسی در واشنگتن، مستقیماً زندگی و مرگ میلیون‌ها انسان را در دورافتاده‌ترین نقاط زمین تحت تأثیر قرار داده است.

در این مقاله قصد داریم با تکیه بر تازه‌ترین پژوهش‌های منتشرشده، ابعاد واقعی قطع کمک‌های بین‌المللی آمریکا (USAID) را بررسی کنیم. آیا ادعای ساده‌انگارانه‌ای که می‌گوید این قطع بودجه‌ها بی‌ضرر بوده حقیقت دارد؟ یا جامعه جهانی در حال نزدیک شدن به یک فاجعه انسانی خاموش است؟ با هم مرور می‌کنیم که آمارها و روایت‌های میدانی چه تصویر واقعی و هولناکی از این ماجرا ارائه می‌دهند.

📂 فهرست بخش‌های این نوشته
(کلیک کنید)

ماجرای انحلال آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا و ادعاهای جنجالی

توقف ناگهانی بودجه کمک‌های خارجی آمریکا شوک سنگینی به سیستم بهداشت جهانی وارد کرد. این روند که با یک توقف ۹۰ روزه در تمامی برنامه ارسالی آغاز شد، به انحلال کامل آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا (USAID) ختم گردید. ثروتمندترین مرد جهان که در آن زمان به عنوان مشاور ارشد و رئیس اداره کارآمدی دولت فعالیت می‌کرد، نقش کلیدی در این تصمیم داشت. او با فاسد خواندن این نهاد مدعی شد که اثرات منفی این تصمیم بسیار ناچیز بوده و حتی آمار مرگ‌ومیر در آفریقا پس از این قطع بودجه کاهش یافته است. این ادعاها واکنش‌های تندی را در محافل علمی به همراه داشت.

یکی از حیاتی‌ترین برنامه‌هایی که در اثر این تعلیق آسیب دید، سامانه پایش و پیشگیری از ویروس ابولا (Ebola) در مناطق شرقی جمهوری دمکراتیک کنگو و اوگاندا بود. تنها مدت کوتاهی پس از قطع حمایت‌های مالی، شیوع مجدد این ویروس در همان مناطق گزارش شد؛ اتفاقی که به باور متخصصان بهداشت عمومی مستقیماً با خروج سرمایه‌ها و فروپاشی سامانه‌های مراقبتی ارتباط داشت. از سوی دیگر، برنامه اضطراری رئیس‌جمهور برای تسکین ایدز که از سال ۲۰۰۳ میلادی جان بیش از ۲۰ میلیون مبتلا به اچ‌آی‌وی (HIV) را با تامین داروهای ضدبازگشت ویروسی نجات داده بود، یک‌باره متوقف شد. درمانگاه‌های متعددی در سرتاسر قاره آفریقا تعطیل شدند و بیماران بدون هیچ جایگزینی رها گردیدند.

اگرچه بعدها بخش‌های کوچکی از این خدمات به شکل محدود از سر گرفته شد، اما آسیب واردشده به ساختار بهداشت جهانی جبران‌ناپذیر بود. هزاران نیروی متخصص بومی اخراج شدند و شبکه مویرگی ارائه خدمات بهداشتی که طی چندین دهه تلاش شبانه‌روزی شکل گرفته بود، ظرف چند هفته از هم پاشید. این اختلال گسترده نشان داد که بستن شیر کمکی مالی نه یک جابه‌جایی ساده در دفترچه‌های محاسباتی، بلکه اختلالی مستقیم در ادامه حیات میلیون‌ها انسان است.

ابعاد انسانی فاجعه؛ نتایج پژوهش دانشگاه کلمبیا

پژوهشگران دانشکده بهداشت عمومی میلمن در دانشگاه کلمبیا برای ارزیابی دقیق ابعاد این فاجعه، پژوهشی علمی و میدانی انجام دادند که نتایج آن در نشریه معتبر بهداشت عمومی BMJ منتشر شده است. این بررسی نشان داد که قطع ناگهانی بودجه شوکی ساختاری به سیستم‌های بهداشتی و بشردوستانه در سراسر جهان وارد کرده است. بیشترین خسارت‌ها به بخش بهداشت باروری، دسترسی به داروهای حیاتی، شبکه‌های ارجاع بیماران و برنامه‌های حمایتی در بحران‌های سلامت روان وارد شد. پژوهش روشن می‌سازد که این تصمیم پیش از هر چیز، آسیب‌پذیرترین گروه جامعه از جمله زنان، کودکان و پناهندگان را هدف قرار داده است.

نویسندگان این پژوهش تاکید می‌کنند که دولت آمریکا برای چندین دهه بزرگ‌ترین تامین‌کننده مالی سلامت جهانی بوده و قطع ناگهانی این منابع، ضعف‌های بنیادی ساختار مالی بهداشت بین‌المللی را برلا کرد. محققان برای درک عمق این بحران فراتر از آمارهای خام رفتند و با انجام ۵۳ مصاحبه عمیق با پزشکان، کارکنان بهداشت بومی، مقامات دولتی و مدیران نهادهای غیردولتی در کشورهایی مانند نپال، کنیا و کلمبیا، ابعاد انسانی این حادثه را مستند کردند.

یکی از پژوهشگران برجسته کنیایی در این پروژه توضیح می‌دهد که هر نوسان در آمارهای مالی، نماینده یک زندگی واقعی است؛ نوجوانی که دسترسی به خدمات تنظیمی خانواده را از دست داده، زن بارداری که از ورود به درمانگاه منع شده و مادری که خدمات پیش از زایمان دریافت نکرده است. تصمیماتی که در فواصل جغرافیایی بسیار دور و پشت درهای بسته‌ی سیاست گرفته می‌شوند، در کشورهای در حال توسعه مسئله مستقیم مرگ و زندگی هستند.

زبان تلخ آمارها؛ میلیون‌ها مرگ قابل پیشگیری در کمین جهان

پیش از انتشار این پژوهش کیفی نیز آمارهای کمی تکان‌دهنده‌ای درباره نقش بودجه‌های بین‌المللی منتشر شده بود. ارزیابی‌های گذشته نشان می‌دهد برنامه‌های تحت حمایت USAID بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ میلادی موجب نجات جان ۹۲ میلیون نفر در سراسر جهان شده که بیش از ۳۰ میلیون نفر از آن‌ها کودکان زیر پنج سال بوده‌اند. محاسبات ریاضیدانان و متخصصان سلامت نشان می‌دهد بدون وجود این برنامه‌ها، تا سال ۲۰۳۰ میلادی امکان وقوع ۱۴ میلیون مرگ اضافی و قابل پیشگیری در سطح جهان وجود دارد.

همچنین گزارشی که در مجله علمی لانست (The Lancet) به چاپ رسید، تصویر نگران‌کننده‌تری را ترسیم می‌کند. طبق مدل‌سازی‌های این تحلیل، اگر روند قطع بودجه‌های حمایتی به همین شکل ادامه یابد، احتمال وقوع ۲۲ میلیون مرگ قابل پیشگیری تا سال ۲۰۳۰ میلادی وجود دارد که ۵.۴ میلیون نفر از آن‌ها را کودکان خردسال تشکیل می‌دهند. این داده‌ها به روشنی ادعای کاهش مرگ‌ومیر پس از قطع کمک‌ها را رد می‌کنند و نشان می‌دهند که جامعه جهانی با یک بحران انسانی بی‌سابقه مواجه شده است.

فروپاشی این شبکه‌ها نه تنها سلامت افراد را تهدید می‌کند، بلکه امنیت اقتصادی و اجتماعی جوامع میزبان را نیز دستخوش تزلزل شدید کرده است. آسیب دیدن کادرهای درمان بومی که سال‌ها برای آموزش آن‌ها سرمایه‌گذاری شده بود، بازسازی سیستم‌های بهداشتی را در آینده بسیار دشوارتر و هزینه‌برتر خواهد کرد.

ریشه‌های تاریخی و نقش کمک‌های خارجی در دیپلماسی سلامت

برای درک بهتر ابعاد بحران فعلی، باید نگاهی به تاریخچه شکل‌گیری دیپلماسی سلامت داشته باشیم. برنامه‌های حمایتی بین‌المللی در نیمه دوم قرن بیستم میلادی صرفاً ابزارهای خیریه نبودند، بلکه به عنوان یکی از رکن‌های اصلی دیپلماسی عمومی و ایجاد ثبات سیاسی در مناطق بحرانی طراحی شدند. پس از جنگ جهانی دوم و با آغاز جنگ سرد، قدرت‌های بزرگ دریافتند که فقر، بیماری و فروپاشی ساختارهای بهداشتی در کشورهای جهان سوم می‌تواند بستر مناسبی برای ناآرامی‌های سیاسی و نفوذ جریان‌های رادیکال باشد.

تاسیس آژانس‌های توسعه بین‌المللی هدف دوگانه‌ای داشت؛ از یک سو کنترل بیماری‌های واگیردار در مبدا تا از سرایت آن‌ها به کشورهای توسعه‌یافته جلوگیری شود و از سوی دیگر ایجاد وابستگی ساختاری و تصویر مثبت از کشور اهداکننده. در طول دهه‌ها، این سیاست‌ها موجب شد تا ساختار بهداشت عمومی در بسیاری از کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین به طور کامل بر پایه کمک‌های خارجی شکل بگیرد. قطع ناگهانی این جریان مالی بدون دوره گذار مناسب، مانند کشیدن زیرپایی یک سیستم پیچیده است که توانایی ایستادن روی پای خود را ندارد.

سوءبرداشت‌های رایج درباره خودکفایی کشورهای در حال توسعه

یکی از سوءبرداشت‌های رایج در بین تحلیل‌گران حامی قطع بودجه این است که کشورهای دریافت‌کننده کمک، باید بلافاصله منابع داخلی خود را جایگزین بودجه‌های خارجی کنند. منطق ظاهرالصلاح آن‌ها این است که وابستگی مالی موجب تنبلی دولت‌های بومی شده و قطع کمک‌ها آن‌ها را مجبور به مسئولیت‌پذیری می‌کند. اما این نگاه ناظر بر واقعیت‌های اقتصادی کشورهای فقیر نیست.

در واقعیت، بیشتر کشورهای کم‌درآمد با بدهی‌های خارجی سنگین، تورم بالا و بسترهای اقتصادی ضعیف دست‌وپنجه نرم می‌کنند. درآمد ناخالص ملی این کشورها حتی پاسخگوی نیازهای اولیه و زیرساختی نیست، چه رسد به اینکه بتوانند هزینه‌های سنگین خریدهای دارویی، واردات تجهیزات پزشکی پیشرفته و تامین حقوق هزاران کارمند بهداشت را به طور یک‌باره بر عهده بگیرند. قطع ناگهانی کمک‌ها منجر به ایجاد خودکفایی نمی‌شود، بلکه به تعطیلی کامل خدمات و فروپاشی زیرساخت‌های پایه می‌انجامد.

آیا ساختارهای جایگزین جهانی می‌توانند خلأ بودجه آمریکا را پر کنند؟

پرسش مهمی که در ذهن بسیاری از ناظران شکل می‌گیرد این است که آیا نهادهای بین‌المللی دیگر مثل سازمان بهداشت جهانی، اتحادیه اروپا یا خیرین بخش خصوصی می‌توانند جای خالی سرمایه‌های آمریکا را پر کنند؟ پاسخ کوتاه‌مدت به این پرسش متاسفانه منفی است. سهم آمریکا در تامین بودجه‌های سلامت جهانی به قدری حجم عظیمی داشت که هیچ نهاد یا کشور دیگری به تنهایی ظرفیت مالی و اجرایی جبران آن را ندارد.

خیرین بزرگ بخش خصوصی اگرچه منابع مالی قابل توجهی در اختیار دارند، اما اولویت‌های آن‌ها معمولاً بر روی پروژه‌های خاص و تحقیق و توسعه متمرکز است و تمایلی به تامین هزینه‌های جاری و روزمره درمانگاه‌های روستایی در نقاط دورافتاده ندارند. اتحادیه اروپا و سایر کشورهای توسعه‌یافته نیز خود با چالش‌های اقتصادی داخلی و مشکلات بودجه‌ای مواجه هستند. در نتیجه، خروج آمریکا ایجادکننده یک خلا بزرگ است که تا سال‌ها هیچ نهادی توان پر کردن کامل آن را نخواهد داشت.

تاثیر قطع حمایت‌های بهداشتی بر امنیت زیستی کشورهای توسعه‌یافته

سوال مهم دیگری که مطرح می‌شود این است که آیا این قطع بودجه فقط به کشورهای فقیر آسیب می‌زند یا اثرات بازگشتی برای خود کشورهای توسعه‌یافته نیز دارد؟ واقعیت دنیای مدرن و هم‌بسته امروز این است که ویروس‌ها و بیماری‌های واگیردار نیازی به ویزا و گذرنامه ندارند. ضعف در سامانه‌های پایش بیماری در نقاط دورافتاده جهان، ریسک بروز پاندمی‌های جدید را برای کل کره زمین به شدت افزایش می‌دهد.

وقتی شبکه‌های پایش ویروس‌هایی مانند ابولا یا آنفولانزاهای جهش‌یافته به دلیل نقص مالی از کار می‌افتند، زمان تشخیص طغیان‌های بیماری به تاخیر می‌افتد. این تاخیر فرصت طلایی برای مهار بیماری در مبدا را از بین می‌برد و امکان انتشار سریع آن را از طریق سفرهای هوایی بین‌المللی فراهم می‌سازد. بنابراین، هزینه‌ای که صرف پیشگیری در کشورهای در حال توسعه می‌شد، در واقع نوعی بیمه امنیت زیستی برای کل مردم جهان، از جمله خود شهروندان کشورهای غربی بود.

جمع‌بندی نهایی

بررسی‌های دقیق علمی و داده‌های میدانی کذب بودن ادعاهایی را که قطع کمک‌های بین‌المللی را بی‌ضرر می‌دانستند، کاملاً روشن می‌سازد. تصمیمات سیاسی برپایه تقلیل‌گرایی اقتصادی، ساختارهای حیاتی بهداشت عمومی را در فقیرترین نقاط جهان ویران کرده و جان میلیون‌ها انسان را به خطر انداخته است. نگاه منطقی به سلامت جهانی مستلزم درک این واقعیت است که پیشگیری از بیماری‌ها و حمایت از زیرساخت‌های درمان، یک هزینه لوکس یا اقدام خیریه محض نیست، بلکه سرمایه‌گذاری متقابل برای حفظ امنیت، ثبات و حیات بشریت در تمام قاره‌هاست. اتخاذ سیاست‌های شتاب‌زده بدون برنامه‌ریزی جایگزین، فاجعه‌ای خاموش خلق می‌کند که ابعاد واقعی آن تا سال‌ها دامن‌گیر جامعه جهانی خواهد بود.

منبع: BMJ Public Health

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]