جنگ جدید غول‌های فناوری؛ چگونه هوش مصنوعی همه اپلیکیشن‌های سرگرمی را شبیه هم می‌کند؟

شاید تا همین چند وقت پیش تصور می‌کردید که تکلیف هر اپلیکیشنی مشخص است؛ برای گوش دادن به موسیقی سراغ اسپاتیفای می‌روید، برای تماشای فیلم نتفلیکس را باز می‌کنید و برای ویدیوهای کوتاه در تیک‌تاک چرخ می‌زنید. اما اگر دقت کرده باشید، مدتی است که مرز میان این برنامه‌ها در حال محو شدن است. در این پست با هم می‌بینیم که چطور پلتفرم‌های بزرگ سرگرمی با تکیه بر ابزارهای نوین هوش مصنوعی (AI) در حال تبدیل شدن به غول‌های همه‌کاره‌ای هستند که می‌خواهند تمام اوقات فراغت شما را به انحصار خود درآورند.

چرا غول‌های سرگرمی به سیم آخر زده‌اند و همه شبیه هم می‌شوند؟

سال‌ها بود که پلتفرم‌های بزرگ بر سر تصاحب یک فرمت خاص با هم می‌جنگیدند. یکی می‌خواست پادشاه بلامنازع موسیقی باشد و دیگری روی تخت پادشاهی ویدیوهای خانگی بنشیند. اما اکنون این جنگ سنتی به پایان رسیده و نبردی به‌مراتب بزرگ‌تر آغاز شده است. هدف جدید ساده و در عین حال جاه‌طلبانه است: تبدیل شدن به همان برنامه‌ای که شما به محض داشتن یک دقیقه وقت خالی، بدون فکر کردن بازش می‌کنید. فرقی نمی‌کند بخواهید بازی کنید، پادکست گوش دهید یا یک فیلم سینمایی تماشا کنید؛ پلتفرم‌ها می‌خواهند همه این کارها را درون کلبه خودشان انجام دهید.

برای این تغییر استراتژی بزرگ، سه دلیل عمده وجود دارد:

نخست اینکه بازار اپلیکیشن‌های سرگرمی به مرحله اشباع و بلوغ رسیده است. دیگر دوران رشد انفجاری و جذب بی‌امان کاربران جدید به پایان رسیده و شرکت‌ها متوجه شده‌اند که به جای جستجو برای کاربر جدید، باید روی افزایش زمان حضور کاربران فعلی و بالا بردن درآمد به ازای هر کاربر تمرکز کنند.

دلیل دوم به خود تولیدکنندگان محتوا برمی‌گردد. خالقان محتوای امروزی دیگر خود را به یک قالب محدود نمی‌کنند؛ یک یوتیوبر معروف ممکن است هم‌زمان پادکست بسازد، کتاب بنویسد و بازی موبایلی روانه بازار کند. بنابراین برای پلتفرم‌ها منطقی است که خانه تمام این قالب‌های مختلف باشند.

دلیل سوم و اصلی‌ترین موتور محرک این جریان، هوش مصنوعی است. این فناوری به شرکت‌ها اجازه می‌دهد به راحتی چندین فرمت محتوایی مختلف را مدیریت کنند و توسعه دهند. هرچه تنوع محتوا بیشتر باشد، کاربر زمان بیشتری را در برنامه می‌گذراند که این امر مستقیماً به معنای افزایش درآمدهای تبلیغاتی و خریدهای درون‌برنامه‌ای است.

نگاهی به میدان جنگ؛ از بازی‌های نتفلیکس تا کتاب‌های صوتی اسپاتیفای

اگر بخواهیم چند مثال واضح از این همگرایی بزرگ بزنیم، نتفلیکس یکی از بهترین نمونه‌هاست. این غول فیلم و سریال، چند سالی است که بخش بازی‌های ویدیویی را به اپلیکیشن موبایل خود اضافه کرده است. آن‌ها فراتر رفته و پخش زنده مسابقات ورزشی و رویدادهای زنده را هم کلید زده‌اند. هدف نتفلیکس کاملاً روشن است؛ آن‌ها می‌خواهند حتی وقتی حوصله تماشای یک فیلم دو ساعته را ندارید، باز هم اپلیکیشن آن‌ها را باز کنید و با یک بازی ساده یا تماشای ویدیوهای کوتاه سرگرم شوید تا زمان شما به هدر نرود و جذب شبکه‌های اجتماعی رقیب نشوید.

در طرف دیگر میدان، اسپاتیفای (Spotify) فرسنگ‌ها از یک ابزار ساده پخش موسیقی فاصله گرفته است. پس از تصاحب بازار پادکست، این شرکت بخش ویدیوپادکست، قابلیت‌های اجتماعی نظیر بخش پرسش و پاسخ، امکان ارسال پیام، کتاب‌های صوتی و حتی دوره‌های آموزشی و تناسب اندام را به پلتفرم خود اضافه کرده است. اسپاتیفای دیگر فقط برای شنیدن آهنگ نیست؛ یک هاب بزرگ فرهنگی و آموزشی است که می‌خواهد تمام نیازهای صوتی و تصویری شما را برطرف کند.

یوتیوب (YouTube) نیز که خانه اصلی ویدیوهای طولانی بود، ابتدا با معرفی بخش ویدیوهای کوتاه به جنگ تیک‌تاک رفت و سپس فضایی اختصاصی برای پادکست، بازی‌های ابری، موسیقی، فیلم‌های سینمایی رایگان با پشتیبانی از تبلیغات، و پخش زنده مسابقات ورزشی ایجاد کرد. حالا دیگر ترکیب کامل یوتیوب با سرویس‌های جانبی‌اش مثل یوتیوب موزیک تنها یک مسئله زمان است و دیر یا زود به یک بسته اشتراکی واحد تبدیل خواهد شد. تیک‌تاک نیز با وجود شهرت در ویدیوهای کوتاه، حالا از ویدیوهای طولانی، برنامه‌ریزی سفر، خرید آنلاین، خرید بلیت رویدادها و حتی مینی‌درام‌ها پشتیبانی می‌کند تا از این قافله عقب نماند.

هوش مصنوعی؛ مغز متفکر پشت پرده این همگرایی بزرگ

وقتی تمام برنامه‌ها شروع به ارائه خدمات مشابه می‌کنند، دیگر نوع محتوا عامل تمایز نخواهد بود. در اینجاست که ارزش واقعی یک اپلیکیشن به توانایی آن در حدس زدن دقیق خواسته بعدی کاربر بستگی دارد؛ وظیفه‌ای سنگین که هوش مصنوعی آن را به دوش می‌کشد. الگوریتم‌های هوش مصنوعی با تحلیل دقیق رفتار شما در قالب‌های مختلف، پیشنهادهای فوق‌العاده شخصی‌سازی‌شده‌ای ارائه می‌دهند. به عنوان مثال، اگر در اسپاتیفای به پادکست‌های جنایی علاقه نشان دهید، هوش مصنوعی متوجه این سلیقه شده و در پیشنهادهای موسیقی یا حتی کتاب‌های صوتی بعدی شما این موضوع را لحاظ می‌کند.

اسپاتیفای در حال آزمایش ابزاری است که به کاربران اجازه می‌دهد پروفایل چشایی یا همان سلیقه شنیداری خود را که توسط هوش مصنوعی ساخته شده است، مستقیماً ویرایش کنند. همچنین کاربران می‌توانند با یک چت‌بات هوش مصنوعی گفتگو کنند تا برای هر حالتی که دارند، لیست‌های پخش سفارشی دریافت کنند. نتفلیکس نیز اعلام کرده است که معماری‌های جدید مدل‌های هوش مصنوعی، شخصی‌سازی محتوا را به شدت بهبود بخشیده و به تیم‌های فنی اجازه می‌دهد با سرعت بیشتری ویژگی‌های جدید را به پلتفرم اضافه کنند.

علاوه بر این، برنامه‌نویسی به کمک هوش مصنوعی سرعت توسعه و عرضه بخش‌های جدید محتوایی را در این شرکت‌ها به طور شگفت‌انگیزی افزایش داده است. پیش از این، راه‌اندازی یک بخش کاملاً جدید مانند بازی در یک اپلیکیشن ویدیویی به ماه‌ها کار مداوم صدها مهندس نیاز داشت، اما اکنون به لطف ابزارهای کمکی کدنویسی، این فرآیند بسیار کوتاه‌تر و کم‌هزینه‌تر شده است.

جدال بی‌پایان خلاقیت انسانی و ابزارهای تولید محتوای هوش مصنوعی

هرچند جنبه‌های فنی و پیشنهادی هوش مصنوعی جذاب است، اما استفاده از هوش مصنوعی مولد (Generative AI) برای تولید خود محتوا همواره موضوعی چالش‌برانگیز و جنجالی بوده است. هنرمندان و نویسندگان نگران هستند که این ابزارها از آثار آن‌ها بدون اجازه برای آموزش استفاده کنند یا در نهایت صندلی‌های شغلی آن‌ها را تصاحب کنند. با این حال، پلتفرم‌های بزرگ با سرعت به این سمت حرکت می‌کنند. به عنوان مثال، نتفلیکس سرمایه‌گذاری‌های سنگینی روی استودیوهای فیلم‌سازی مجهز به فناوری‌های پیشرفته هوش مصنوعی انجام داده تا فرآیند تولید جلوه‌های ویژه و تدوین را سرعت ببخشد.

یوتیوب نیز ابزارهای خلاقانه متعددی مبتنی بر هوش مصنوعی را برای تولیدکنندگان محتوا عرضه کرده است؛ از جمله موتور جستجوی هوشمند برای پیدا کردن ایده، ابزارهای چت تعاملی، ساخت تصاویر پس‌زمینه هوشمند و ابزار دوبله خودکار ویدیوها به زبان‌های مختلف. آمارهای رسمی نشان می‌دهند که میلیون‌ها کانال یوتیوب فعالانه از این ابزارهای ساخت محتوا استفاده می‌کنند و ابزارهای کشف محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی گوگل (Gemini) مخاطبان بی‌شماری پیدا کرده‌اند. تیک‌تاک نیز چت‌بات درون‌برنامه‌ای، ابزارهای ساخت ویدیوی خودکار و قابلیت‌های افزایش دسترسی‌پذیری را با کمک هوش مصنوعی بهینه کرده است تا فرآیند تولید محتوا را برای کاربران عادی ساده‌تر از همیشه کند.

تله شیرین پلتفرم‌های همه‌کاره؛ وقتی دیگر نیازی به خروج از یک برنامه ندارید

برای من و شما به عنوان مصرف‌کننده، این همگرایی در نگاه اول بسیار جذاب و راحت به نظر می‌رسد. دیگر نیازی نیست میان ده اپلیکیشن مختلف جابه‌جا شویم، برای هر کدام اشتراک جداگانه بخریم و رابط‌های کاربری متفاوت را یاد بگیریم. اما این راحتی بی‌دردسر، جنبه تاریکی هم دارد که نباید از آن غافل شد. وقتی شما تمام نیازهای سرگرمی خود را در یک پلتفرم خلاصه می‌کنید، آن اپلیکیشن به حجم عظیمی از داده‌های رفتاری شما دسترسی پیدا می‌کند.

این انحصار داده باعث می‌شود که پلتفرم مربوطه شما را به شدت به خود وابسته کند. فرآیند خروج از چنین سیستمی بسیار دشوار خواهد بود؛ زیرا با رفتن از آن اپلیکیشن، نه تنها تاریخچه تماشای فیلم خود، بلکه لیست‌های پخش موسیقی، کتاب‌های صوتی نیمه‌کاره و امتیاز بازی‌های خود را هم از دست خواهید داد. این وابستگی شدید به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا بدون ترس از ریزش شدید کاربران، قیمت اشتراک‌های خود را افزایش دهند یا کیفیت خدمات رایگان خود را کاهش داده و تبلیغات بیشتری را به خورد مخاطب بدهند.

آیا گوشی‌های هوشمند کشش این همه قابلیت سنگین را در یک اپلیکیشن دارند؟

سوالی که با دیدن این حجم از قابلیت‌ها در یک اپلیکیشن به ذهن می‌رسد این است که آیا سخت‌افزار گوشی‌های هوشمند ما می‌توانند بار ترافیکی و پردازشی چنین برنامه‌های عظیمی را تحمل کنند؟ پاسخ به این سوال در بهینه‌سازی‌های نرم‌افزاری و پردازش ابری نهفته است. غول‌های فناوری به جای اینکه تمام پردازش‌های سنگین را روی پردازنده گوشی شما بگذارند، بخش عمده‌ای از محاسبات پیچیده هوش مصنوعی و اجرای بازی‌ها را به سرورهای ابری خود منتقل می‌کنند.

با این حال، چالش مصرف باتری، اشغال فضای رم (RAM) و حجم حافظه داخلی گوشی همچنان پابرجاست. اضافه شدن ویژگی‌های جانبی متعدد به یک برنامه، آن را به یک نرم‌افزار سنگین تبدیل می‌کند که اصطلاحاً به آن نرم‌افزار پف‌کرده می‌گویند. این موضوع می‌تواند تجربه کاربری را روی گوشی‌های میان‌رده و ضعیف‌تر با کندی مواجه کند. به همین دلیل است که شرکت‌ها تلاش می‌کنند تا با استفاده از معماری‌های ماژولار، کدهای خود را بهینه‌سازی کنند تا تنها بخش‌هایی که کاربر به آن‌ها نیاز دارد روی دستگاه بارگذاری شوند.

آیا این روند به معنای مرگ کامل استارتاپ‌های کوچک و تخصصی سرگرمی است؟

وقتی غول‌های چندصد میلیارد دلاری تمام حوزه‌ها را پوشش می‌دهند، آیا دیگر جایی برای استارتاپ‌های کوچک و نوپا باقی می‌ماند؟ در نگاه اول، رقابت با پلتفرم‌هایی که بودجه‌های عظیمی برای توسعه هوش مصنوعی و خرید حق پخش دارند غیرممکن به نظر می‌رسد. اما تاریخ فناوری نشان داده است که تمرکز بیش از حد غول‌ها بر همه‌چیز، فرصت بی‌نظیری برای برنامه‌های تخصصی ایجاد می‌کند تا با ارائه یک تجربه کاربری فوق‌العاده باکیفیت و بدون حاشیه، مخاطبان خاص خود را جذب کنند.

بسیاری از کاربران پس از مدتی از شلوغی و آشفتگی اپلیکیشن‌های همه‌کاره خسته می‌شوند. کاربری که فقط می‌خواهد در کمال آرامش یک کتاب صوتی گوش کند، شاید ترجیح دهد از یک اپلیکیشن مینیمال و تخصصی کتاب صوتی استفاده کند تا اینکه وارد پلتفرمی شلوغ مثل اسپاتیفای شود که مدام با ویدیوهای کوتاه و پیشنهادهای ورزشی حواس او را پرت می‌کند. بنابراین، گرچه استارتاپ‌های کوچک کار سختی پیش رو دارند، اما با تمرکز روی کیفیت و اصالت همچنان می‌توانند به بقای خود ادامه دهند.

منبع

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]