چرا عده کمی می‌توانند درست آواز بخوانند و بقیه خارج می‌خوانند؟

صدای خوش یا بد، ریشه در هماهنگی پیچیده عصب و عضله دارد، نه لزوماً یک ضعف ژنتیکی دست‌نیافتنی. فرآیند خواندن در اصل بر پایه مدیریت بازدم و ارتعاش تارهای صوتی (vocal cords) در حنجره (larynx) استوار است. وقتی دیافراگم منقبض می‌شود، فضای ریه‌ها باز شده و هوای واردشده هنگام بازدم از میان دو لایه عضلانی صاف در حنجره عبور می‌کند. ارتعاش این لایه‌ها، ضخامت و میزان کشش آن‌ها که توسط عضلات اطراف تنظیم می‌شود، زیروبم یا همان ارتفاع صوت را شکل می‌دهد. بنابراین بخش بزرگی از زیبایی صدا حاصل کنترل دقیق حرکات ظریف عضلانی است.

دلیل اصلی اینکه برخی افراد خارج می‌خوانند، وجود مشکل در گوش‌ها نیست، بلکه به عدم هماهنگی حافظه عضلانی مربوط است. دانشمندان این فرآیند را به بازی بولینگ تشبیه می‌کنند؛ تقریباً همه مسیر نشانه و هدف را می‌دانند، اما همه کنترل حرکتی (motor control) لازم برای هدایت دقیق توپ به نقطه مورد نظر را ندارند. در خوانندگی نیز فرد نت درست را به خوبی در ذهن تشخیص می‌دهد، اما فرمان‌های عصبی صادره به عضلات حنجره و زبان برای تولید همان فرکانس دقیق، به درستی اجرا نمی‌شوند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند حدود ۳۵ تا ۶۵ درصد افراد جامعه دقیقاً با همین چالش کنترل عضلانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

مکانیسم علمی تولید نت و اختلالات نادر شنوایی

تفکیک دقیق نت‌ها شرط اول آواز خوانی درست است و اگر فردی نتواند فرکانس‌ها را تشخیص دهد، توانایی اجرای درست آن‌ها را هم نخواهد داشت.

اما فقط بین ۱ تا ۴ درصد از مردم جامعه به نوعی اختلال ژنتیکی نادر به نام موزیک‌پریشی مادرزادی (congenital amusia) مبتلا هستند. این افراد به دلیل نقص در پردازش مغزی، توانایی تشخیص فواصل موسیقایی کمتر از یک نیم‌پرده را ندارند. برای این گروه کوچک، تمرین صوتی تأثیر چندانی ندارد چون اشکال اصلی در سامانه دریافت و درک زیروبم صدا در مغز است، نه در عضلات حنجره.

اما بقیه با تمرین می‌توانند خیلی بهتر شوند. آواز خواندن برخلاف صحبت کردن معمولی، یک فعالیت جسمانی کامل است. هنگام خواندن با تکنیک درست، عضلات شکم، دیافراگم و حتی عضلات پا برای حفظ وضعیت مناسب بدن (posture) درگیر می‌شوند. در اجراهای طولانی، فشار واردشده بر عضلات تنفسی و نگه‌داشتن وزن بدن، دست‌کم از نظر درگیری فیزیکی دست‌کم کمی از دویدن یک مسابقه ماراتن ندارد. رعایت دقیق این جزئیات آناتومیک همان چیزی است که صداپیشگان حرفه‌ای را از خوانندگان مبتدی در حمام جدا می‌کند.

بازتاب‌های روانی و پیامدهای بازخورد منفی در کودکی

تجربه‌های بازدارنده دوران کودکی یکی از ناگفته‌ترین دلایل عدم شکل‌گیری مهارت‌های صوتی در بزرگسالی است. بسیار پیش می‌آید که معلم‌های موسیقی یا اطرافیان با مشاهده اولین تلاش‌های ناشیانه یک کودک، به او می‌گویند «تو استعداد نداری، فقط سکوت کن». این بازخوردهای مخرب باعث می‌شوند فرد به کلی آواز خواندن را کنار بگذارد و در نتیجه، کنترل عضلانی حنجره در او هیچ‌گاه تقویت نشود. سیستم عصبی انسان برای یادگیری مهارت‌های حرکتی ظریف به تکرار و آزمون‌وخطا نیاز دارد و حذف این فرآیند در سنین رشد، توانایی خواندن را کاملاً فلج می‌کند.

از نگاه جامعه‌شناسی و روان‌شناسی، خواندن یکی از خالص‌ترین ابزارهای ابراز وجود و تخلیه هیجانات در تاریخ بشر بوده است. تمرین‌های منظم حتی در قالب خواندن همراه با ضبط ماشین یا زیر دوش، می‌تواند مسیرهای عصبی مربوط به هماهنگی عصب و عضله را بازسازی کند. تمرین‌های آوازخوانی گروهی در گروه‌های کر اثرات فوق‌العاده‌ای بر سلامت روان و افزایش ترشح هورمون‌های شادی‌آور دارد. فارغ از اینکه صدای فرد چقدر استاندارد است، خودِ اکوسیستم تولید موسیقی دست‌جمعی باعث ایجاد پیوندهای عاطفی عمیق میان انسان‌ها می‌شود.

آیا همه می‌توانند خواننده شوند؟

بسیاری از باورهای گذشته مبنی بر مادرزادی بودن مطلق توانایی خوانندگی، امروز توسط تحقیقات علوم شناختی رد شده. در گذشته تصور می‌شد که صدای خوش فقط یک موهبت الهی یا ژنتیکی است، اما بررسی علمی نشان داده اکثر افراد قابلیت آموزش‌پذیری بالایی دارند. سلیقه عمومی جامعه نیز در طول تاریخ تغییر کرده است؛ امروزه دیگر فقط صداهای شش‌دانگ آکادمیک مورد توجه نیستند، بلکه لحن، حس و بیان منحصر‌به‌فرد افراد اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده است.

اگر دچار اختلالات نادر مغزی نباشید، راه خروج از بداهه‌خوانیِ خارج، فقط و فقط تمرین مستمر و نترسیدن از اشتباه است. کنترل دقیق تارهای صوتی با تمرین‌های مداوم صداسازی و تقویت گوش به دست می‌آید و مغز به‌مرور یاد می‌گیرد چگونه فرکانس درخواستی را تولید کند. آواز خواندن یک فعالیت زنده و پویاست؛ پس بدون نگرانی از قضاوت دیگران، از ابزار طبیعی بدنتان برای تولید صدا و لذت بردن از موسیقی استفاده کنید.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]