مرور رده

سینما و تلویزیون

«ادوارد دست‌قیچی»

فرانک مجیدی: 1-یکی از واضح‌ترین خاطرات نخستین زندگیم را، قیچی شکل داده! شاید 2 سالم بود که داشتم گوشه‌ی اتاق نشیمن خانه‌مان بازی می‌کردم که علیرضا که حدود ده، یازده سالش بود قیچی به دست آمد و برای بازی و خنده گفت:لپشو قیچی کنم؟! البته به…

سینما پارادیزو

فرانک مجیدی: خواننده‌ی عزیز! چقدر میانه‌ات با سینما خوب است؟ چقدر فیلم می‌بینی؟ چقدر شده با یک فیلم تکان بخوری، اشک بریزی، از آن یاد بگیری یا بخندی؟ اگر سینما را دوست داشته‌باشی، واقعاً، "سینما پارادیزو"ی جوزپه تورناتوره، محصول مشترک…

بررسی و تحلیل فیلم فارست گامپ، شاهکار تام هنکس

فرانک مجیدی: فکر می‌کنم سال 84 بود که در مجموعه‌ای که "انتشارات نگاه" از کارهای ترجمه‌ی داستان کوتاه شادروان احمد شاملو منتشر کرد، داستانی از عزیز نسین خواندم درباره‌ی پیرمردی که شرط قبول درخواست ازدواج جوانی با نوه‌اش را توانایی‌اش در…

درخت گلابی

فرانک مجیدی: «من فولادم و فولاد هرگز زنگ نمی‌زند.» هنوز این جمله‌ی «گلی ترقی» در داستان کوتاه «پدر» توی کتاب «دو دنیا» ( و البته «خاطره‌های پراکنده») من را به همان حالی می‌اندازد که تابستان سال 82 وقتی «دو دنیا» را می‌خواندم دچارش شدم. «…

طعم گیلاس

فرانک مجیدی: من به اتفاق‌های ساده باور دارم. اینکه ترافیک اعصاب خرد کن تهران و چراغ قرمزهای ابدی کاری مفید از دستشان بر آید، هر چند که دور از ذهن به نظر می‌آید، اما توانست زندگی «همایون ارشادی» را عوض کند و متضمن قدمی محکم برای «عباس…

فراست/ نیکسون

فرانک مجیدی: سئوال اول: آیا از سیاست و تاریخ معاصر خوشتان می‌آید؟ اگر جواب منفی است، خداحافظ! این پست به درد شما نمی‌خورد! اما اگر جواب مثبت است... سئوال دوم: آیا فیلم ساختن درباره‌ی ماجرایی معاصر و واقعی که کلی نوار و کتاب و مدارک…

جاده‌ی رولوشنری

فرانک مجیدی: شاید اگر بخواهیم پس از "خرده جنایت‌های زناشویی" از درام زن و شوهری خوبی نام ببریم، رمان "جاده‌ی رولوشنری" به حق بیان ظریفی در این گونه باشد. این اثر شاخص به نویسندگی "ریچارد ییتز" در سال 1961 در پیشخوان کتابفروشی‌ها قرار گرفت…

در حاشیه پخش فیلم Il Divo از شبکه چهارم سیما

با وجود پخش فیلم‌های سینمایی زیاد از شبکه‌های سیمای ایران، مشتاقان سینما کمتر می‌توانند به معنی واقعی با این فیلم‌ها ارتباط برقرار کنند و در این مدت کمتر توانسته‌اند شاهد پخش پاکیزه فیلم‌های ارزشمند با دوبله خوب باشند. یکی از معدود…

شک

فرانک مجیدی: وقتی 9 سالم بود، کتابی از آیزاک آسیموف را می‌خواندم به اسم "باشگاه معما". داستان چند دوست که هر از چند گاهی در باشگاهی خصوصی دور هم جمع می‌شدند و هر بار معمایی که برای یکی از آنها پیش می‌آمد را حل می‌کردند. آن باشگاه، پیشخدمت…

فیلم والکی‌ری، تقابل خیانت به سیستم حاکم و خدمت به بشریت

فرانک مجیدی: گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر یکی می‌توانست از زمان حال به گذشته سفر کند، به شرط آنکه دانسته‌هایش در این سفر زمانی پاک نشود، می‌شد جلوی خیلی از فجایع را بگیرد؟ یا می‌شد سیر تاریخ را تغییر داد؟ این البته ایده‌ی یکی از داستان‌های…

کتابخوان

فرانک مجیدی: "ساعت‌ها"، مثل یک معجزه بود. فیلمی که عمیقاً در اعماق وجودم رسوخ کرد. حالا، بعد از 6 سال بی‌خبری از استیفن دالدری او با یک فیلم خارق‌العاده‌ی دیگر اسم خود را بر سر زبان‌ها انداخت. "کتابخوان" The Reader با اقتباس از کتابی به…

درباره فیلم پسچندیل

نویسنده این پست: فرانک مجیدی «من مطمئنم اون برگشته کلبه، ری! -خدای من! ما بدون ماشین، تو سرمای 30 درجه زیر صفر توی برف و گل گیر کردیم، حتی کفشم نداریم! آخه تو از کجا می‌تونی اینقد مطمئن باشی؟! چون مردی که آینده نداره، به گذشته‌اش بر…