عنوان بلوک
- کتاب| معرفی، نقد و تحلیل

فهرستی از کتابهای تازه قابل تامل فعلی ایران
کتابها گران شدهاند و شاید الان فرصت خوبی برای خرید کتاب نباشد. اما همیشه وضعف العیش، نصق العیش! کتاب اهریمن جزیرهی متروک The Demon of the Lonely Isle نویسنده: ادوگاوا رانپو مترجم: نعیمه زنگنه انتشارات: هفت اقلیم هنر کتاب از دل بینظمی تقلای مدام ما با اختلال ADHD برای داشتن…
- گوناگون

در بیکاری و بیخبری ناشی از اینترنت محدود چه میتوان کرد؟
تصور کنید که اینترنت به مدت نامعلومی قطع بماند. در این مدت مسلما کسانی که کار و عادتشان وابسته به اینترنت مانده، دچار علائم فقدان میشوند و نمیدانند چه کنند. اما مسلما کارهایی است که میتواند ما را از این حال و هوا خارج کند: 1- مرتب کردن هارد دیسک…
- گوناگون

10 سال پیش در همین خرداد پرماجرا در «یک پزشک» چه نوشته بودیم؟
10 سال زمان زیادی است. زمانی است که فناوری میتواند حسابی جهش کند (همین طور هم شد)، زمانی است که خواندن و دیدن و اندیشه، فلسفه ذهنتان میتواند عوض میشود. در عرض 10 سال زندگی شخصیتان میتواند از این رو به آن رو شود. اما کلیت پستهای سال 1394 را…
- هنر

چرا و چگونگی بازسازی خانههای ۱۰ تا ۱۵ سال ساخت ضروری است؟
در بسیاری از کشورها، یک خانه حتی با گذشت ۲۰ یا ۳۰ سال از ساخت، همچنان قابل سکونت، چشمنواز و باارزش تلقی میشود. ساختمانهایی که بهمرور و با تعمیرات جزئی و برنامهریزیشده، سالها دوام میآورند. اما در ایران، متأسفانه عمر کاربردیِ زیباییشناختی خانهها بسیار پایین است. آپارتمانی که تنها ۱۰…
- سینما و تلویزیون

چرا خاطره سینمایی داریم، اما دیگر سالن سینمایی در یادمان نمانده؟ بازخوانی نقش سینمای محلی در شکلگیری حافظه جمعی
۱- سالن سینما، مکانی برای شکلگیری حافظهٔ عاطفی بود تا پیش از فراگیر شدن رسانههای خانگی، سالنهای سینما نهفقط مکانی برای نمایش فیلم، بلکه بستری برای شکلگیری تجربهٔ مشترک و خاطرهٔ عاطفی بودند. این سالنها با نورهای کمرمق، صدای بلندی که در گوشها می نشست و انبوهی از صندلیهای یکدست،…
- ادبیات

آیا رُمان ۱۹۸۴ هنوز در سال ۲۰۲۵ کاربرد دارد؟ از نظارت دیجیتال تا اطاعت الگوریتمی
در سال ۲۰۱۳، وقتی ادوارد اسنودن از برنامههای جاسوسی آژانس امنیت ملی آمریکا پرده برداشت، دنیا برای لحظهای به خودش لرزید. عکسی از یک مانیتور که روی آن واژهٔ «PRISM» نقش بسته بود، بههمراه آرم NSA، در سراسر اینترنت دستبهدست میشد. تا آن روز، کابوس «برادر بزرگتر» فقط صفحات کتاب…
- پزشکی و سلامت

چرا برخی عادتهای روزمره شما را زودتر پیر میکنند؟ | راههای ساده برای کاهش روند پیری پنهان
فرض کنید پشت میز کارتان نشستهاید، لیوان قهوه نیمهتمام در دست، هدفون در گوش، ساعت از ۷ شب گذشته و هنوز در حال پاسخ دادن به ایمیلها هستید. گوشیتان بیوقفه نوتیفیکیشن میفرستد، عضلات شانههایتان گرفته و چشمهایتان خشک شدهاند. شاید گمان کنید این سبک زندگی بخشی طبیعی از دنیای مدرن…
- گوناگون

«ظاهرا» اینترنت از ساعتی پیش ملی شده، اما من زندهام تا تخیل و روایت کنم!
بدون جستجو نوشتن هم عالمی دارد. از ساعتی پیش اینترنت «ظاهرا» ملی شده و دستکم من نمیتوانم از هیچ سایت خارجی مثل گوگل استفاده کنم. اما چه باک. سوژههای ذهنی را مینویسم و همچنان دستانم روی کیبورد میرقصند. وقتی ارتباطها کم میشوند و نگرانی ما را فرامیگیرد، زمان خوبی برای…
- پزشکی و سلامت

ایمپلنت دندان هوشمند که حس طبیعی هم دارد؛ قدمی نوین در دنیای دندانپزشکی
تصور کن ایمپلنت دندانی در دهانات کار گذاشته شود که نهتنها جای خالی را پر میکند، بلکه حس طبیعی جویدن را هم بازمیگرداند. ایمپلنت دندان هوشمند، پروژهای از پژوهشگران دانشکدهٔ پزشکی تافتس، قصد دارد این رؤیا را به واقعیت بدل کند. آنها از روشی نوین استفاده کردند تا سلولهای عصبی…
- دانش

دارپا انرژی را از فاصله ۸٫۶ کیلومتری بهصورت بیسیم ارسال کرد و با آن پاپکورن درست کرد
در یکی از پایگاههای نظامی نیومکزیکو، پرتو لیزری قدرتمند خارج شد و بدون عبور از هیچ کابل یا سیمی، بهسوی مقصدی ۸ کیلومتر آنسوتر روانه شد. تنها چند ثانیه بعد، در سمت دیگر آزمایش، نیروی منتقلشده با این پرتو، دستگاهی را روشن کرد تا پاپکورن بسازد — نه فقط برای…
- پزشکی و سلامت

وقتی تصاویر خاصی از بیماری سیفلیس، فراتر از آموزش پزشکی، جامعه و اخلاقیات را مخاطب خاص خود میکنند
در یکی از کلاسهای آموزشی دههٔ ۱۹۴۰، استادان پزشکی تصویری را برای دانشجویان نمایش دادند؛ تصویری از بیماری سیفلیس، که در آن چهرهای انسانی میان درد و استیصال به نمایش گذاشته شده بود. این تصویر — یا بهتر بگوییم، تصاویری شبیه به آن — نهفقط ابزاری برای آموزش علمی، بلکه…
- سینما و تلویزیون

چه کسی ایدهی «ترمیناتور» را به جیمز کامرون داد؟ رازهای پشت پرده این فیلم ماندگار علمیتخیلی
در اتاقی تاریک در لسآنجلس، جیمز کامرون با تب شدیدی در رختخواب افتاده بود. ذهنش نیمههوشیار بود و بدنش درگیر ویروسی سمج. در میانهی کابوسها و خیالات تبزده، ناگهان تصویری واضح به ذهنش هجوم آورد: اسکلتِ فلزیای از دل آتش بیرون میآید، با چشمانی سرخ که بیوقفه به سمتش خیره…








