1pezeshk logo.jpg

« راحت‌طلبی تا کجا؟! | خانه | پرونده کامل پزشکی جورج بوش »

یکشنبه 4 دیماه

نواهای زمستانی

امسال زمستان تقویمی و زمستان واقعی کاملا بر هم منطبق شده‌اند. از دیروز هوا خیلی سردتر شده است. شاید گوش کردن به قطعات موسیقی درباره زمستان در این شرایط خالی از لطف نباشد. دیروز کلی دنبال سی‌دی mp3 که "زمستان است" شجریان را روی آن داشتم گشتم ، ولی هر چه بیشتر جستجو کردم ، کمتر اثری از آن یافتم.

چاره‌ای نبود ، دست به دامان موتورهای جستجو شدم ، تا ببینم می‌شود دانلودش کرد یا نه. از گوگل که خیری ندیدم ، دست به دامان قسمت جستجوی موسیقی altavista شدم ، به سایت darvish.net راهنمایی شدم. گرچه "زمستان است" را بصورت real  گذاشته بود و لینک دانلود نداشت ، ولی پیدا کردن آدرس فایلها در سرورش کار آسانی بود! (امان از ما ایرانیها) :

:: دانلود قطعه اول

:: دانلود قطعه دوم

:: دانلود قطعه سوم

:: دانلود قطعه چهارم

:: دانلود قطعه پنجم

:: دانلود قطعه ششم

:: دانلود قطعه هفتم

:: دانلود قطعه هشتم

 

winter has come!.jpg

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت

سرها در گريبان است

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت

سرها در گريبان است

كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را

نگه جز پيش پا را ديد نتواند

كه ره تاريك و لغزان است

وگر دست محبت سوی كس يازی

به اكراه آورد دست از بغل بيرون

كه سرما سخت سوزان است

نفس كز گرمگاه سينه مي آيد برون

ابري شود تاريك

چو ديوار ايستد در پيش چشمانت

نفس كين است

پس ديگر چه داري چشم

ز چشم دوستان دور يا نزديك

نفس كز گرمگاه سينه مي آيد برون

ابري شود تاريك

چو ديوار ايستد در پيش چشمانت

نفس كين است

پس ديگر چه داري چشم

ز چشم دوستان دور يا نزديك

 

مسيحاي جوانمرد من

اي ترساي پير پيرهن چركين

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

آي دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوي در بگشاي

منم من ميهمان هر شبت

لولي وش مغموم

منم من سنگ تيپا خورده رنجور

منم دشنام پست آفرينش ، نغمه ناجور

نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بي رنگ بي رنگم

بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم

حريف ،‌ ميزبانا ، ميهمان سال ماهت

پشت در چون موج مي لرزد

تگرگي نيست

مرگي نيست

صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را كنار جام بگذارم

چه مي گويي كه بي گه شد ، سحر شد ، بامداد آمد

فريبت مي دهد

بر آسمان ، اين سرخي بعد از سحرگه نيست

حريفا ، گوش سرما برده است اين

يادگار سيلي سر زمستان است

و قنديل سپهر تنگ ميدان

مرده يا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود

پنهان است

چه مي گويي كه بی‌گه شد ، سحر شد ، بامداد آمد

فريبت می‌دهد

بر آسمان ، اين سرخي بعد از سحرگه نيست

حريفا ، گوش سرما برده است اين

حريفا ، رو چراغ باده را بفروز

شب با روز يكسان است

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت

هوا دلگير

درها بسته

سرها در گريبان

دست ها پنهان

نفس ها ابر

دل ها خسته و غمگين

درختان اسكلتهاي بلورآجين

زمين دل مرده

سقف آسمان كوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است ، زمستان است

زمستان است ، زمستان است

هوا دلگير

درها بسته

سرها در گريبان

دست ها پنهان

نفس ها ابر

دل ها خسته و غمگين

درختان اسكلتهاي بلورآجين

زمين دل مرده

سقف آسمان كوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است ، زمستان است

زمستان است ، زمستان است

 

اما اگر میانه‌ای با موسیقی سنتی ندارید ، به اینجا بروید و به چند ترانه غربی درباره زمستان ، گوش کنید، از Queen و doors گرفته تا chris de burgh. نشد لینک دانلود این مجموعه را پیدا کنم!

پی‌نوشت: هر چه به دنبال عکس مناسب برای این پست گشتم ، چیزی مناسبی پیدا نکردم. اگر چیزی در هارد دارید ، بفرستید.

ارسال این مطلب به گوگل ردیر delicious.med.gif Balatarin دنباله مهندس

نظر رضا (آپدیت بلاگ) December 23, 2005 08:07 PM

من این روزها شدیدا آلوده ی جان لنون شده ام :)

نظر alireza December 25, 2005 08:46 AM

آقا دستتون درد نكنه! دانلودش كردم!
راستش يك همكلاسي داشتم در دانشگاه پرديس اصفهان اسمش شهرام بهمني دهكردي بود، نقاشي اش حرف نداشت اهل شهركرد بود مدتهاست ازش بي خبرم!
او اهل دل و موسيقي بود و تنها كسي است كه او را با موسيقي به خاطر مي آورم، با اين مقدمه و دانلود اين قطعات زيبا، شما را، همچون او به خاطر مي سپارم.

در ضمن حرف از زمستون شد؛ شعر هميشه برفي رو تقديمتون مي كنم:

هميشه برفي

با اولين برف
به بامِ خانه ي تو مي آيم
مرا مي روبي
به درگاهت مي افتم.

دستهايت
به من جان مي بخشد:

آدمك برفي مي شوم
و با خنكايم
از پله هاي مرطوبِ لبت پايين مي روم

آه، چه زيباست جغرافياي تنت
اي هميشه ي برفي
افسوس آب شدم:
- با تو نگفتم حرفي!

راستي درباره (...ولی پیدا کردن آدرس فایلها در سرورش کار آسانی بود! (امان از ما ایرانیها))
بايد بگويم صداي شجريان متعلق به همه ايراني هاست، مگر مي شود هنر را زنداني كرد ؟! دوستي مي گفت؛ كتاب را اگر لازم شد بايد دزديد و خواند!

نظر شما درباره این نوشته

نام شما



مرا به یاد داشته باش