نقش ثابت پلانک در تعریف ترازهای انرژی و پایداری ماده چیست؟

در دنیای فیزیک کلاسیک، همه چیز پیوسته و قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسید اما در اواخر قرن نوزدهم، معمایی به نام تابش جسم سیاه تمام محاسبات را به هم ریخت. ثابت پلانک (Planck’s constant) به عنوان یک عدد بسیار کوچک اما سرنوشت‌ساز، مرزی میان دنیای ماکروسکوپیک و دنیای اسرارآمیز کوانتوم ترسیم کرد. این مقاله به بررسی دقیق نقش حیاتی ثابت پلانک در تعریف ترازهای انرژی (Energy levels) و تضمین پایداری ماده (Stability of matter) می‌پردازد. بدون وجود این ثابت، ساختار اتمی وجود نداشت و جهان در کسری از ثانیه در خود فرو می‌ریخت. ما در اینجا از ریشه‌های تاریخی تا کاربردهای مدرن و حتی بازتاب این مفهوم در فرهنگ عامه را بررسی می‌کنیم تا درک کنیم چگونه یک ضریب عددی ساده، نگهبان نظم کل کیهان شده است.

۰۱

تولد کوانتوم از دل فاجعه فرابنفش

در اواخر قرن نوزدهم میلادی فیزیکدانان با مشکلی بزرگ به نام فاجعه فرابنفش (Ultraviolet catastrophe) روبرو بودند که پایه‌های فیزیک نیوتنی را لرزانده بود. بر اساس قوانین کلاسیک، یک جسم سیاه باید در طول موج‌های کوتاه، انرژی بی‌نهایتی ساطع می‌کرد که عملاً با واقعیت در تضاد بود. ماکس پلانک (Max Planck) برای حل این تناقض وحشتناک، فرض کرد که انرژی به صورت پیوسته منتقل نمی‌شود بلکه در بسته‌های مجزایی به نام کوانتا (Quanta) جابجا می‌گردد. این ایده انقلابی منجر به معرفی ثابت پلانک شد که مقدار انرژی هر بسته را به فرکانس موج مرتبط می‌کرد. در واقع او با این کار نشان داد که طبیعت در ریزترین سطوح خود، رفتاری دیجیتالی و پله‌پله دارد.

ثابت پلانک با نماد h شناخته می‌شود و مقدار آن به قدری کوچک است که در زندگی روزمره متوجه اثرات آن نمی‌شویم. با این حال در مقیاس اتمی، این عدد تعیین می‌کند که یک الکترون دقیقاً چقدر انرژی برای جابجایی بین لایه‌های مختلف نیاز دارد. جالب است بدانید که پلانک در ابتدا خودش هم به این کشف ایمان کامل نداشت و آن را صرفاً یک ترفند ریاضی برای حل یک معادله دشوار می‌پنداشت. او سال‌ها تلاش کرد تا این مفهوم را با فیزیک کلاسیک آشتی دهد اما موفق نشد چون جهان کوانتومی قوانین خاص خودش را دیکته می‌کرد. این کشف نه تنها برنده جایزه نوبل شد بلکه تمام درک ما از ماده و تابش را به کلی دگرگون ساخت.

۰۲

پایداری ماده؛ چرا اتم‌ها خودکشی نمی‌کنند؟

اگر طبق قوانین فیزیک کلاسیک پیش می‌رفتیم، الکترون‌هایی که به دور هسته می‌چرخند باید با تابش انرژی، به تدریج سرعت خود را از دست داده و روی هسته سقوط می‌کردند. این یعنی تمام اتم‌های جهان در کمتر از یک میلیاردم ثانیه نابود می‌شدند و هیچ ماده پایداری شکل نمی‌گرفت. ثابت پلانک با معرفی ترازهای انرژی مجاز، مانع از این خودکشی دسته جمعی ذرات در سطح اتمی می‌شود. الکترون‌ها فقط می‌توانند در مدارهای خاصی حضور داشته باشند که ضریب صحیحی از ثابت پلانک را در خود جای داده‌اند. این محدودیت باعث می‌شود که اتم یک حالت پایه (Ground state) داشته باشد که انرژی آن هرگز به صفر مطلق نمی‌رسد.

بیایید کمی خودمانی حرف بزنیم؛ اگر ثابت پلانک وجود نداشت، شما همین الان که این متن را می‌خوانید، به همراه صندلی و گوشی موبایلتان بخار می‌شدید! اتم‌ها شبیه ساختمان‌های چند طبقه‌ای هستند که پله‌هایشان فقط در ارتفاع‌های مشخصی ساخته شده‌اند و هیچکس نمی‌تواند بین دو پله معلق بماند. این «پله‌ای بودن» جهان همان چیزی است که به ماده ساختار، حجم و سختی می‌بخشد و اجازه می‌دهد دنیای ما شکل فیزیکی خود را حفظ کند. در حقیقت اتم‌ها با تکیه بر این ثابت عددی، نوعی مقاومت در برابر فروپاشی از خود نشان می‌دهند که در فیزیک کلاسیک کاملاً غیرممکن به نظر می‌رسید. پایداری ماده مدیون این است که طبیعت اجازه نمی‌دهد انرژی به هر مقداری که دلش خواست تقسیم شود.

نیلز بور (Niels Bohr) اولین کسی بود که این ثابت را به ساختار اتم پیوند زد و مدل منظومه‌ای اتم را با قوانین کوانتومی اصلاح کرد. او متوجه شد که تکانه زاویه‌ای (Angular momentum) الکترون‌ها باید مضربی از ثابت پلانک تقسیم بر دو پی باشد. این کشف بزرگ نشان داد که حتی حرکت چرخشی ذرات هم کوانتیزه است و نمی‌تواند هر مقداری را به خود بگیرد. همین محدودیت‌های ظریف است که باعث می‌شود اتم‌های هیدروژن یا کربن در تمام جهان رفتار یکسانی داشته باشند. به زبان ساده ثابت پلانک پلیس راهنمایی و رانندگی در دنیای زیراتمی است که مسیرهای مجاز را برای ذرات تعیین می‌کند.

۰۳

ثابت پلانک در آینه سینما و رسانه

شاید برایتان جالب باشد که ثابت پلانک راه خود را به دنیای سرگرمی و سریال‌های محبوب هم باز کرده است. در فصل سوم سریال چیزهای عجیب (Stranger Things)، این عدد به عنوان یک کد امنیتی حیاتی برای نجات جهان از یک فاجعه عظیم استفاده می‌شود. البته در آن زمان (دهه هشتاد میلادی) مقدار دقیق این ثابت با آنچه امروز می‌دانیم کمی تفاوت داشت زیرا ابزارهای اندازه‌گیری ما دقیق‌تر شده‌اند. این حضور در رسانه نشان می‌دهد که مفاهیم انتزاعی فیزیک چقدر می‌توانند در فرهنگ عامه جذاب و حتی سرنوشت‌ساز به نظر برسند. کارگردانان از این عدد به عنوان نمادی از دقت نهایی و دانش عمیق بشری درباره قوانین طبیعت استفاده می‌کنند.

در مستندهای علمی مانند کیهان (Cosmos)، از ثابت پلانک به عنوان متر و معیاری برای درک محدودیت‌های حواس انسانی یاد می‌شود. نیل دگراس تایسون توضیح می‌دهد که چگونه این عدد کوچک، مرز بین قطعیت کلاسیک و احتمالات کوانتومی را مشخص می‌کند. نویسندگان علمی-تخیلی اغلب از تغییر مقدار این ثابت در داستان‌هایشان برای خلق جهان‌هایی با فیزیک متفاوت استفاده می‌کنند. مثلاً اگر ثابت پلانک بزرگتر بود، اثرات کوانتومی در ابعاد انسانی ظاهر می‌شد و ما جابجایی‌های پله‌ای اشیاء را به چشم می‌دیدیم. این تخیلات به ما کمک می‌کند تا بفهمیم چقدر خوش‌شانس هستیم که این عدد دقیقاً همین مقدار فعلی را دارد.

۰۴

ارتباط با عدم قطعیت و زندگی خصوصی پلانک

ثابت پلانک در قلب اصل عدم قطعیت هایزنبرگ (Heisenberg Uncertainty Principle) قرار دارد که یکی از جنجالی‌ترین مفاهیم فیزیک است. این اصل بیان می‌کند که حاصل‌ضرب عدم قطعیت در مکان و تکانه یک ذره، هرگز نمی‌تواند از مقداری وابسته به ثابت پلانک کمتر باشد. به زبان ساده، هرچه دقیق‌تر بدانیم یک ذره کجاست، کمتر درباره سرعت آن اطلاعات خواهیم داشت و برعکس. این موضوع نشان می‌دهد که طبیعت در ذات خود نوعی ابهام و رقص احتمالات دارد که ثابت پلانک مقیاس آن را تعیین می‌کند. این کشف ضربه سنگینی به دیدگاه علیت مطلق (Determinism) وارد کرد که معتقد بود همه چیز با دقت کامل قابل محاسبه است.

زندگی شخصی ماکس پلانک هم به اندازه کشفیاتش پر فراز و نشیب و البته کمی غم‌انگیز بود. او مردی بسیار مبادی آداب، سنتی و عاشق موسیقی کلاسیک بود که به هیچ وجه قصد نداشت یک انقلابی در علم باشد. پلانک در طول زندگی خود داغ‌های بسیاری دید و تقریباً تمام فرزندانش را در حوادث مختلف و جنگ از دست داد. با این حال او تا آخرین لحظه به علم وفادار ماند و معتقد بود که قوانین فیزیک، بخشی از نظم الهی حاکم بر جهان هستند. او حتی در دوران پیری با آلبرت اینشتین (Albert Einstein) درباره مفاهیم عمیق فلسفی کوانتوم مباحثه می‌کرد و هرگز از جستجوی حقیقت دست نکشید.

۰۵

سوءبرداشت‌ها؛ کوانتوم جادو نیست!

متأسفانه در سال‌های اخیر نام کوانتوم و ثابت پلانک در بسیاری از مباحث شبه‌علمی مانند درمان‌های کوانتومی یا موفقیت کوانتومی به کار می‌رود. باید بدانیم که اثرات این ثابت فقط در مقیاس‌های بسیار کوچک اتمی و زیراتمی (Atomic and subatomic scales) معنی‌دار است. استفاده از این اصطلاحات برای توجیه پدیده‌های روانشناختی یا ماوراءطبیعی، هیچ پایه و اساس علمی ندارد و صرفاً سوءاستفاده از واژگان پیچیده است. فیزیکدانان همواره تاکید می‌کنند که ثابت پلانک مرزهای فیزیکی جهان را مشخص می‌کند نه اینکه به ما قدرت‌های جادویی فراتر از قوانین ماده ببخشد. در واقع کوانتوم به معنای محدودیت و قانون‌مند بودن است نه رها بودن از قید و بندها.

یک اشتباه رایج دیگر این است که مردم فکر می‌کنند ثابت پلانک به مرور زمان تغییر می‌کند یا در نقاط مختلف جهان متفاوت است. طبق تمام شواهد رصدی و آزمایشگاهی، این ثابت یکی از پایدارترین ویژگی‌های کیهان ماست و در دورترین کهکشان‌ها هم همان مقداری را دارد که در آزمایشگاه‌های زمین دارد. اگر این ثابت حتی به مقدار ناچیزی تغییر می‌کرد، واکنش‌های هسته‌ای درون ستاره‌ها مختل می‌شد و حیات هرگز شکل نمی‌گرفت. این ثبات و دقت باعث شده است که از سال ۲۰۱۹، تعریف واحد جرم (کیلوگرم) را بر اساس ثابت پلانک بازتعریف کنند. حالا دیگر کیلوگرم به جای یک استوانه فلزی در پاریس، بر اساس این ثابت بنیادین طبیعت سنجیده می‌شود.

سوالات متداول (Smart FAQ)

۱. آیا ثابت پلانک می‌تواند به ما در سفر در زمان کمک کند؟
ثابت پلانک به خودی خود مجوزی برای سفر در زمان صادر نمی‌کند بلکه مقیاس‌های زمانی بسیار کوچک را تعریف می‌کند. در فیزیک نظری مفهومی به نام زمان پلانک وجود دارد که کوچکترین واحد زمانی ممکن در جهان محسوب می‌شود. فراتر از این زمان، قوانین شناخته شده فیزیک فعلی ما دیگر کارایی ندارند و فضا-زمان معنای خود را از دست می‌دهد. بنابراین ثابت پلانک بیشتر نشان‌دهنده محدودیت‌های ما در دستکاری زمان است تا راهی برای سفر در آن.
۲. چرا مقدار ثابت پلانک اینقدر کوچک است؟
مقدار عددی این ثابت به واحدهای اندازه‌گیری ما بستگی دارد اما کوچک بودن آن در مقیاس انسانی یک ضرورت برای پایداری است. اگر این عدد بزرگتر بود، دنیای ما به جای پیوستگی ظاهری، به شکلی کاملاً تکه‌تکه و ناهنجار در ابعاد بزرگ دیده می‌شد. طبیعت با انتخاب این مقدار کوچک، اجازه می‌دهد که قوانین کلاسیک در ابعاد بزرگ حاکم باشند و نظم اتمی در ابعاد کوچک حفظ شود. در واقع این کوچکی همان چیزی است که اجازه می‌دهد ما جهان را به صورت نرم و پیوسته تجربه کنیم.
۳. رابطه بین ثابت پلانک و نور چیست؟
نور از بسته‌های انرژی به نام فوتون تشکیل شده است که انرژی هر فوتون دقیقاً با حاصل‌ضرب ثابت پلانک در فرکانس آن برابری می‌کند. این رابطه نشان می‌دهد که رنگ‌های مختلف نور (فرکانس‌های مختلف) حاوی مقادیر متفاوتی از انرژی‌های کوانتیزه هستند. به همین دلیل است که نور فرابنفش انرژی بیشتری نسبت به نور قرمز دارد و می‌تواند باعث آسیب به سلول‌ها شود. ثابت پلانک در واقع مترجم زبان امواج نوری به زبان ذرات انرژی است که به آن دوگانگی موج-ذره می‌گویند.
۴. آیا در آینده ممکن است مقدار این ثابت تغییر کند؟
بر اساس مدل‌های استاندارد فیزیک، ثوابت بنیادین طبیعت از جمله ثابت پلانک در طول زمان و مکان تغییرناپذیر هستند. آزمایش‌های بسیار دقیقی روی نور ستاره‌های کهکشان‌های دور انجام شده که نشان می‌دهد این مقدار در طول میلیاردها سال ثابت مانده است. اگر کوچکترین تغییری در این عدد رخ دهد، ساختار تمام اتم‌ها تغییر کرده و تعادل شیمیایی جهان به هم می‌خورد. بنابراین ما می‌توانیم با اطمینان بگوییم که این عدد یکی از ستون‌های دائمی و تغییرناپذیر بنای کیهان است.
۵. تفاوت ثابت پلانک با ثابت پلانک کاهش‌یافته چیست؟
در بسیاری از معادلات پیشرفته فیزیک مانند معادله شرودینگر، از نمادی به نام اِچ-بار (h-bar) استفاده می‌شود که همان ثابت پلانک تقسیم بر دو پی است. این کار برای ساده‌سازی محاسبات ریاضی در حرکات دورانی و فرکانس‌های زاویه‌ای انجام می‌شود و ماهیت فیزیکی جدیدی ندارد. استفاده از این نماد باعث می‌شود که فرمول‌های کوانتومی تمیزتر و کوتاه‌تر به نظر برسند و ضریب دو پی در محاسبات تکرار نشود. هر دو نماد در نهایت به همان مفهوم کوانتیزه بودن انرژی و تکانه در دنیای ذرات ریز اشاره دارند.

جمع‌بندی نهایی

ثابت پلانک فراتر از یک عدد در کتاب‌های درسی، ستون فقرات واقعیت فیزیکی ماست که مرز میان هستی و نیستی را تعیین می‌کند. این ثابت با کوانتیزه کردن ترازهای انرژی، نه تنها معمای تابش اجسام را حل کرد بلکه به اتم‌ها اجازه داد تا با حفظ ساختار خود، پایداری ماده را در پهنه گیتی تضمین کنند. از درخشش ستارگان تا عملکرد پیچیده پردازنده‌های کامپیوتری، همه و همه تحت حاکمیت این ضریب کوچک اما مقتدر هستند. درک نقش ثابت پلانک به ما یادآوری می‌کند که جهان در لایه‌های عمیق خود، نظمی شگفت‌انگیز و ریاضیاتی دارد که از فروپاشی آن جلوگیری می‌کند. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که پایداری‌اش را مدیون محدودیت‌هایی است که این ثابت بر انرژی تحمیل کرده است.

دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

36 دیدگاه

  1. لام
    از وقتی شنیدم که مبلغه بلیط کنسرت محمد 000/200
    هزار تومنه دیگه ازش نفرت دارم میدونین چرا ؟
    چون تو کالیفرنیا برایه آمریکایا با 20دلار اجرا می کنه ولی برایه هم وطناش خودشو آدم به حساب میاره
    آخه اون عددی نیست
    اینم مثله بقیه دیگه فردا پس فردا کپه ی مرگشو میزاره تا ببینم به غیر از مثلا استاد شجریان ایران باز موسیقی سنتی داره یا تموم میشه
    ولی در مورده موسیقیه فارسی و کردی با کسب اجازه از ناصر خان رزازی در آینده نچندان دور خواننده ی خوش صدایی می اد و اون کسی نیست جز(( اشکان مرادی))

  2. درود بر “یک پزشک” جان
    1- من برای استاد احترام بسیاری قائلم.
    دست کم فکر میکنم از آخرین هنرمندان موسیقی ایرانی هستند که در حال حاضر زنده اند و چقدر حسرت بار است که جوانان میهن در مورد ایشون اینگونه برداشتهایی دارند.
    2- با نظرات دختر کولی کاملن موافقم.
    فدای پزشک نازنین.
    تا درودی دگر بدرود.

  3. اولا که کامنتها رو دکتر جون اشتباه اپرو کردیکامنت من اونی هست که به مهتاب نسبت دادی و من رو بعدش نوشتی؟ حالتون خوبه ؟میشه بگید علم پزشکی در مورد این بختک چه توجیهی داره ؟البته بنده به بختک اعتقاد ندارم اما نمیدوستم اسم علمیش چیه؟

  4. متاسفانه د رمورد ساژم من نظرم دقیقا متفاوته!:) این برداشت بدون ذکر منبع یه توهینه اونم وقتی داره همچین استفاده ای از یه اثر هنری دیگه میشه که الیور استون ساختتش! اصولا رعایت نکردن کپی رایت عادت همیشگی است در نتیجه برنامه های تلویزیونی همش شده کپی برداری نازل ! هیچ ایده و تفکر نویی این وسط فرصت عرض اندام پیدا نمیکنه!

  5. من فکر میکنم شجریان هنرمند ارزشمندیه و نباید اینطور با هنرمندا برخورد کرد . به خصوص وقتی تو نقد هایی که به شدت به شجریان تاختند میبینی که مسائل خانوادگیشو مطرح کردن و با این وسیله میخوان شخصیتشو زیر سوال ببرن آدم احساس میکنه که این نظرات منصفانه نیست و حتی مغرضانه هم هست ! من خودم رفتم و بلیط خریدم البته نه خیلی راحت اما تو مرکز عارف خیلی مرتب لیست نوشتیم و با گذاشتن دو ساعت وقت تونستم کد و بعد هم بلیط بگیرم فقط ایرادی که بود این بود که اول قول دادن به هر نفر دوتا بلیط بدن که بعدا زیر قولشون زدن چون گفتن استقبال زیاد بوده زمانی هم که من رفتم کنسرت همه قشری اونجا بودن البته کتمان نمیکنم که تعداد کثیری رو قشر خاصی تشکیل میدادن اما مگه غیر از اینه که بلیط کنسرت موسیقی خواننده های خیلی جوون و تازه کار حداقل 6000تومنه اونوقت آیا واقعا انصافه که بلیط کنسرت استاد موسیقی سنتی ایران در حال حاضر همون قیمت باشه !!!؟ و تاسف برانگیز تر زمانیه که هنرمندی از دنیا میره و ما مرده پرستی میکنیم و در رثای اون چه خصوصیتهای آسمانی که بهش نمیچسبونیم !!!؟ نمیدونم شاید هم من اشتباه میکنم اما در هر صورت من خیلی از تصنیفهاشو دوست دارم و ازشون خاطره دارم و براش احترام قائلم

  6. در مورد تبلیغ ساژم عرض کنم که یه فیلمی هست به اسم U-turn که شون پن و جنیفر لوپز بازی کردن. این تبلیغ دقیقا از روی صحنه های اون فیلم ساخته شده و حتی اون مکانیک هم شخصیتش و قیافه اش و حرف زدنش عین مکانیک تو فیلمه. حتی بخار کردن ماشین و حتی خود ماشین عینا از روی اون باز سازی شدن. اکه اون فیلم رو دیده باشید خیلی تبلیغ جالب و باحالی به نظر میاد .
    فیلمش هم قشنگه اتفاقا !

  7. خیلی خووب بود. مطلب شما را راجع به شجریان در شرایطی خواندم که چندین مطلب دری وری از این و آن راجه به این موضوع خوانده بودم. فقط یک نکته به حرف های شما اضافه کنم… اگر از طریق دوستی و آشنایی بلیطی می رسید و می شد به کنسرت برویم از هیچ کدام از این نقدها خبری نبود و جایش را وصف العیش شب کنسرت می گرفت.متاسفم که احسا می کنم ریشه بسیری از این نقدها ناراحتی از نبودن در کنسرت است.

  8. سلام
    شجریان؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!فقط می تونم بگم که اگه رفت. دیگه رفته. مثلش که هیچی شبیهش هم دیگه نمی یاد. اون تکه. … من خیلی سال آرزو دارم یه کنسرتش رو ببینم ولی شرایطش رو به دلیل محل زندگیم نداشتم….. بیاdد به خاطر تمامِ لحظاتی که با صداش داشتیم دیگه بهش بی مهری نکنdم… حسرت می خوریم ها!!!!!!!

  9. salam ali jan
    khili mamnon ke sari be in haghir zadin
    khaili khosh hal shodam ke ye dost khaili khob mesle shoma peyda kardam
    az nazaret khaili mamnonam
    rasti mesle in ke ostad ye 2 roozi tamdid kard
    peighiri kon shayad betoni blit ghir byari
    dafeye bad har concerti khastam beram hatman be shoma ham migham ke shayad ba ham berim

  10. سلام دکتر………….
    همین الان برام بلیت کنسرت به دستم رسید
    حالا برم یا نرم؟؟ یا توی بازار سیاه بفروشمش
    راستی می آی لینک بازی کنیم……..
    روش کار کنیم

  11. آقای عزیز
    برای من که واقعا کار آقای شجریان را دوست دارم کی فرصت دیدار از کنسرت آیشان فراهم میشود؟؟؟
    با وجود این همه به قول آن عزیز ” از ما بهتران”.
    خودتان قضاوت کنید آیا ندیده اید در این کنسرتهاچه تیپ آدمهایی در صفوف اول جا دارند….حتما میدانید…پس استاد کی میخواهد برای ما زنده بخواند …انتظار بیشتری از ایشان است…

  12. ای خاک عالم بر سر ما ایرانیها که نمی دانیم چکونه با نخبگان خود چگونه برخورد کنیم. همین ها اگر اتفاقی خدای نکرده برای شجریان بیفتد او را به عرش خواهند برد. می دانید چرا؟ آخر ما ایرانی هستیم و تا بوده همین بوده و تا هست همین خواهد بود

  13. عجب !!!!!!!
    ایکاش ما جناب حضرت استاد ملکی را زودتر از اینها می شناختیم اعجوبه ای که آنقدر شعور موسیقی بالایی دارد که مثل آب خوردن آنهم بااستدلال متقن !!!!! شجریان را به باد انتقاد میگیرد شجریانی که بزرگترین نشان هنری جهان (نشان پیکاسو)را از دستان دبیر کل یونسکو (فدریک مایور) دریافت داشته.
    به آقای ملکی بگویید shajjarian در گوگل سرچ کنید ببینید چقدر نام ایشان در مقالات و مجلات تخصصی خارجی ذکر شده آیا آنها با استاد عقد اخوت بستند و یا عاشق چشم و ابروی ایشان هستند و یا …..
    البته حق با آقای ملکی است و بستن قسمت نظر خواهی شاهدی است بر این مدعا …..

  14. خبر آورده‌اند که جمعه شب آقای ملکی همراه با دخترشون به کنسرت شجریان رفتند.امیدواریم ایشان ادامه بحث وبلاگشون رو حتما بنویسند.

  15. با سلام به شما دوست گرامی خوشحالم که مطالب این وبلاگ را میخوانم و خوشحالتر اینکه از انچه که از سوی خالقم بر ان علم و اگاهی یافته اید به گوش دوستان نیز میرسانید
    اما در مورد کنسرت چقدر خوب است که به بعضی مسائل در جامعه ما بیشتر بها بدهند. اما متاسفانه این گونه نیست باید تغیراتی در اندیشه و تفکر همگان صورت ذیرد که این خود نیازمند اگاهی میباشد
    موفق باشین
    من نیز به روزم
    خدانگهدار

  16. شما از قیمت بلیطها و تجمع مردم بریا این کنسرت خبر دارید؟شجریان ظاهرا هنرمند مردمی هست اما تازگی در واقع….خوش به حال خودم که زیاد با موسیقی سنتی حا نمیکنم ….راستی در مورد اون بسته شدن سایتهای یاهوو گوگل و اقدامات انجام شده مه خیلی جالب گفته بودید اضافه کنید
    به جون هم افتادن وب لاگنویسها
    فحش نثار (…) کردن
    و راه حل های روسای محترم وبلاگستانهای فارسی (یک چندتایی خیلی احساس رئیسی میکنند)

    نوشتن کامنت بد و بیراه از طرف هم برای این و اون
    به (….) دیگه
    دست آخر شنیدن داستانهای آبکی همه ما راجع به زندگیمون (فیدبک به روال عادی)
    جدا ما خیلی تهدید بزرگی برای (…) هستیم
    اینایی که گفتم شامل حال خودم میشه

  17. خوشحالم که نهایتا شخصی پیدا شد تا جوابی به ان نوشته بی منطق بدهد.البته اگر حضرتشان بخش نظردهی را نبسته بودند حتما پیش ترو سریعتر از این جواب مغلطه بافی های خود را دریافت و مطالعه! می کردند.

    شادان باشید

  18. در مورد استاد شجریان “بر این رواق زبرجد نوشته اند به زر” نیازی به انتقاد و اظهار نظر نیست .استاد را دریابیم که “باشد که نتوان یافتن دیگر چنین ایام را”……

  19. در مورد استاد “بر این رواق زبرجد نوشته اند به زر” نیازی به انتقاد و اظهار نظر نیست .استاد را دریابیم که “باشد که نتوان یافتن دیگر چنین ایام را”……

  20. سلام….. خیلی وقته که میام و حرفاتونو می خونم.. خیلی لوس میشه اگه ازتون اجازه گذاشتن لینک وبلاگتون رو توی وبلاگم بگیرم؟؟ ( آخه معنیش این میشه که منم دوست دارم شما این کارو بکنید. آره؟!)

  21. سلام…چقدر گناه به گردن باریک استاد شجریان بود و ما نمی دونستیم ….دوم اینکه تبلیغ ساژم رو فقط یه بار دیدم …جالب بود ..البته من کارشناس نیستم در این زمینه …سوم اینکه در مورد لوبیا و جک چیزی نمی دونم ..چهارم اینکه کتابخانه فوق العاده ای دارید..با اجازه چند داستان دانلود کردم تا ساعاتی غرق لذت باشم…از قدیم دوستانم گفته اند من نباید چیزی را پیدا کنم..پیدا کنم بیچاره اش می کنم…بر می گردم…تا بعد

  22. خسته نباشید من روزی 4-5 بار به سایت شما سر می زنم و بی صبرانه منتظر به روز رسانی سایت شما هستم
    از معرفی لینکها و مطالب خوبتون متشکرم
    موفق باشید

  23. منم با /آقای ملکی موافقم.مخصوصا که بدونی خانمش پری ملکیه (استاد آواز) که من شاگردیشم کردم یه مدتی و واقعا انسانهای خوبین.
    شجریان از محبوبیتش سو استفاده کرده.به نظرم بهتر ازینا می تونست عمل کنه و دل اینهمه آدم هم از ندیدن هنر تکش نگیره.
    کاش شخصیت هنرکندامون مردمی تر بود.

    اسم ام پی تری پلیر میاد جیگرم کباب میشه!خورد زمینه و خرابه!
    خداییش چیز خوبیه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]