دکتر مجید سمیعی – یک مصاحبه خواندنی با ایشان

روزنامه شرق دیروز، یک مصاحبه خواندنی با دکتر مجید سمیعی ، جراح مغز و اعصاب مشهور ایرانی داشت. توصیه می‌کنم ،حتما این مصاحبه را بخوانید. دکتر سمیعی ایجادکننده زیرشاخه‌ای از جراحی مغز ، به نام جراحی قاعده مغز هستند و در زمینه جراحی میکروسکوپی مغز ابداع‌کننده روشهای تازه و بی‌نظیری بوده‌اند.

ایشان مدتها ریاست کنفدراسیون جهانی جراحان مغز و اعصاب جهان را داشته‌اند. محل کار ایشان در حال حاضر در هانوفر آلمان و در انستیتوی بین‌المللی دانش نورولوژی یا INI است. در این مؤسسه پیچیده‌ترین جراحیهای مغز انجام می‌شود.

ساختمان این انستیتو ، از لحاظ معماری شاهکاری محسوب می‌شود ، چرا که به پیشنهاد دکتر سمیعی آرشیتکتها آن را به شکل مغز انسان ساخته‌اند. با کمی جستجو و سر و کله زدن با گوگل ، عکسهایی از این ساختمان پیدا کردم. معماران به زیبایی چین و شکنجهای مغز را در این ساختمان تقلید کرده‌اند و در وسط ساختمان برای شبیه‌سازی “شیار اصلی مغز” که دو نیمکره مغز را از هم جدا می‌کند ، از نمای شیشه‌ای استفاده کرده‌اند.

عکسهای دیگر را در ادامه پست ببینید:

سایت INI


سبک معماری انستیتو بین المللی جراحی مغز و اعصاب در هانوفر به ابتکار پروفسور سمیعی به شکل مغز طراحی شده است.
جالب توجه آنکه دفتر کار پروفسور در مهمترین بخش این ساختمان که در واقع مرکز تصمیم گیری مغز است قرار دارد. به همین لحاظ سبک معماری ساختمان هانوفر از نکات جالب توجه و سئوال برانگیز همه مراجعین و آشنایان است.

پروفسور مجید سمیعی پزشک ایرانی مقیم آلمان یکی از مشهورترین جراحان مغزو اعصاب و بنیانگذار رشته جراحی قاعده جمجمه در جهان است. مصاحبه زیر در محل کار او در انستیتو بین المللی مغز و اعصاب در هانوفر آلمان با ایشان انجام شده است.


•پروفسور، شما در حال حاضر حرف نهایی را در جراحی قاعده جمجمه در دنیا می زنید. در واقع اتصال دو رشته گوش و حلق و بینی و مغز و اعصاب که بعدها جراحی قاعده جمجمه نام گرفت از ابداعات شما است. با این کشف شما بنای جدیدی را در جراحی مغز و اعصاب ایجاد کرده و به موفقیتی دست یافتید که طی سالیان دراز نصیب هیچ پزشکی در دنیا نشده است. لطفاً در مورد مسیر طولانی و سخت این موفقیت توضیح بفرمایید و بگویید آن را مرهون چه چیزی هستید؟

در جراحی مغز و اعصاب اطلاع پیدا کردیم بیمارانی پیدا می شوند که در قاعده جمجمه مشکل و معماهایی دارند که نه از طرف جراحان مغز و اعصاب و نه از طرف جراحان گوش و حلق و بینی قابل حل است. این مسئله در آن زمان برای من معمایی شد که چرا تاکنون موفق نشدیم این مسائل را با هم حل کنیم. اولین بیماری که از طریق اساتید خیلی معتبر گوش و حلق و بینی به عنوان تومور غیرقابل عمل دیده شد و به ما رجوع کرد، من بیمار را دیدم و حتی مشاهده کردم که تومورش خوش خیم است اما در محلی قرار گرفته بود که به اعصاب جمجمه صدمه رسانده بود و صدای مریض عوض شده و در غذا خوردن هم دچار مشکل بود. شنوایی اش نیز کم کم در حال از بین رفتن بود. مقداری از کاسه قاعده جمجمه نیز از بین رفته بود. آنچه برای همه مشخص بود اینکه قابل عمل نیست زیرا یک مقدار از تومور از جمجمه خارج شده و به ساقه مغز نیز فشار آورده بود. من که این مرد را دیدم [صحبت از سال ۱۹۶۸ یعنی ۳۸ سال پیش است] گفتم باید راهی پیدا کنیم. با یکی از متخصصین گوش و حلق و بینی تماس گرفتم و گفتم من راهی می بینم که خودم را به «تومور» برسانم ولی یک مقدار کار مربوط به گوش و حلق و بینی است اگر می توانی این قسمت را حل کنی بقیه به عهده من. ما سعی کردیم حداقل امتحان کنیم تا او را نجات دهیم. عمل را شروع کردیم. وارد «تومور» شدیم و کپسول را خالی کردیم و آن را از اعصاب و استخوان جدا کردیم. بالاخره بعد از ده ساعت پشتکار تمام «تومور» برداشته شد و مریض روز بعد حالش بسیار خوب بود حتی برخی اعصاب که ناراحت بودند کم کم ترمیم شدند. این هم باعث شد به قدری روی من اثر بگذارد که تصمیم گرفتم در آینده قبول نکنم که روی بیماری نام گذاری شود که قابل عمل نیست. آن هم توموری که در ساقه جمجمه قرار داشته باشد. من با همکارم پروفسور «دراف» که امروز یکی از بزرگترین متخصصین گوش و حلق و بینی در سراسر دنیا است از آن به بعد شروع کردیم که هم در تشخیص هم در اجرای عمل جراحی سهیم باشیم. بعد از چند سال حدوداً ۳ الی ۴ سال که تعداد زیادی مشابه این عمل را انجام دادیم دیدیم یک رشته ای است که باید همکاران دیگر ما در سراسر دنیا و آلمان آن را شروع کنند. تصمیم گرفتیم هرساله دوره ای درسی درست کنیم برای تشخیص گوش و حلق و بینی و اعصاب که هم عمل کنیم و هم کارهایی را که انجام دادیم ارائه دهیم. آن موقع اسم آن را گذاشتم «جراحی قاعده جمجمه». این لغت  از طرف خود من به وجود آمد و تا قبل از این تاریخ کسی از لغت جراحی قاعده جمجمه استفاده نکرده بود یعنی در ترمینولوژی جراحی وجود نداشت و ما اسم دوره ها را هم جراحی قاعده جمجمه گذاشتیم. انجمنی نیز به نام انجمن قاعده جمجمه درست کردیم و به تمام کشورهای دنیا پیشنهاد کردم هر کشوری یک چنین انجمنی درست کند. انجمن قاعده جمجمه در آمریکا ۱۳ سال بعد از تجربه ما توسط یکی از شاگردانم تاسیس شد. در سال ۱۹۹۱ این انجمن شکل گرفت و من اولین کنگره بین المللی بزرگ دنیا را در سال ۱۹۹۲ در هانوفر آلمان اجرا کردم که بالای هزار نفر از بزرگترین جراحان مغز و اعصاب، گوش و حلق و بینی، فک و صورت و پلاستیک شرکت کردند. این کنگره باعث شد هر چهار سال یک بار کنگره در یکی از قاره های دنیا برگزار شود. در ۱۹۹۲ در هانوفر، دومی در آمریکا، سومی در برزیل، چهارمی در سیدنی استرالیا و پنجمین آن قرار است در «ونکوور کانادا» برگزار شود. از آن زمان ۵۵ کشور مختلف هرکدام انجمن قاعده جمجمه درست کردند. به هر حال خوشحالم که در بیش از ۱۲-۱۰ سال پیش در ایران هم این کنگره برگزار شد. در آن زمان دکتر فرهادی که متخصص گوش و حلق و بینی است را به عنوان برگزارکننده کنگره انتخاب کردیم و ایشان با همت زیاد در تهران اولین کنگره قاعده جمجمه را برقرار کردند و بعد از آن هم هر سال این کنگره در ایران برقرار می شود که در مقایسه با ۱۲ سال پیش ایران پیشرفت بسیار زیادی در جراحی قاعده جمجمه به دست آورده است.

•پروفسور، کمی هم در رابطه با جراحی میکروسکوپی و اهمیت استفاده از آن در جراحی مغز و اعصاب توضیح دهید.

قبل از جراحی قاعده جمجمه بسیار مهم است بدانید تحول بزرگی که در جراحی مغز و اعصاب به وجود آمد استفاده از جراحی میکروسکوپی بود که خوشبختانه  من این سعادت را داشتم که جزء چند نفر اولیه ای باشم که با میکروسکوپ شروع به جراحی مغز و اعصاب کردم. در سال ۱۹۶۶ یعنی ۴۰ سال پیش من با میکروسکوپ شروع به جراحی کردم. یک سال تمام فقط در لابراتوار با میکروسکوپ کار کردم و از ۱۹۶۷ به بعد هر روز از میکروسکوپ در اتاق عمل استفاده کردم. این باعث شده بود محیط عمل از نور کافی برخوردار شود و بتوانیم محیط عمل را چندین برابر بزرگتر کنیم و لوازم جراحی ظریفی بسازیم که خود من بانی ساخت مقداری از آنها هستم. بعد از سه چهار سال تجربه در این قسمت از سال ۱۹۷۰ شروع کردم برای همکارانم در سراسر دنیا یک کورس «جراحی زیر میکروسکوپ» درست کنم یعنی یادگیری جراحی زیر میکروسکوپ. من هر روز زنده برایشان عمل می کردم تا ببینند چطور عمل جراحی را زیر میکروسکوپ انجام دهند. استفاده از میکروسکوپ در جراحی یکی از مسائل مهمی بود که ما توانستیم جراحی قاعده جمجمه را که ظرافت مخصوصی دارد انجام دهیم. اگر تسلط بر جراحی زیر میکروسکوپ نبود نمی توانستیم محیط تنگ قاعده جمجمه را که اعصاب عروقی با ظرافت در کنار هم قرار دارند و با خطرات زیادی مواجه است انجام دهیم. از این لحاظ خوشحالم. خیلی سریع و زود به اهمیت میکروسکوپ در اتاق عمل در سال های اوایل دوره جراحی پی بردم و شروع کردم روی آن کار کردن. مسئله دیگری که در سراسر جهان در آن سهیم هستم مربوط به پیوند عصب و اعصاب محیطی است که از کارهای اولیه تحقیقاتی من بود. زیر میکروسکوپ تمام اعصاب محیطی و عصب «فسیال» که مربوط به صورت است [در صورت قطع شدن] پیوند می زدیم که نتایج بسیار خوبی گرفتیم و تاکنون بالای ۲ هزار پیوند روی اعصاب صدمه دیده انجام داده ایم. پیوند عصب باعث شد راه های جدیدی برای ترمیم اعصاب محیطی و جمجمه ای پیدا کنیم. موقعی که عصب قطع می شود ما با برداشتن عصب پوستی در پا حتی در فاصله های ۱۰ تا ۱۵ سانتی عصب از بین رفته پلی ایجاد می کنیم و عصب از توی پل رد می شود و خود را به ماهیچه و پوست می رساند و می تواند فلجی و بی حسی را از بین ببرد و این عمل کمک بزرگی به ما می کند. در واقع می توان گفت جراحی زیر میکروسکوپ جراحی مغز و اعصاب را به طور کلی دچار تحولی بزرگ کرد.

•یکی از روش هایی که در اعمال جراحی مغز و اعصاب انجام می دهید با توجه به اینکه برخی دستگاه ها نیز نمی توانند برخی فعالیت های مغز را حین عمل کنترل کنند این است که جراحی را بدون بیهوشی یعنی در هوشیاری کامل بیمار انجام می دهید. در این باره توضیح دهید؟

جراحی در بیداری بیمار جراحی ای است که خیلی خوب انجام می شود. بیمار هیچ گونه دردی احساس نمی کند و با بیهوشی موضعی می توانید عمل را انجام دهید. علت این عمل آن است که اگر توموری در محل خیلی خیلی حساس قرار گرفته باشد که حتی یک میلی مترش هم ممکن است باعث از دست رفتن حرکت در دست یا پا یا صحبت کردن شود در این موارد و بعد از صحبت مفصل با بیمار تصمیم می گیریم بیمار را بدون بیهوشی عمل کنیم و هنگام عمل با بیمار مرتب در تماس هستیم تا هر قسمتی را که می خواهیم برداریم یا تحریک کنیم اثرش را روی بیمار  ببینیم و با کمال اطمینان می توانیم آن قسمت را برداریم.

البته این عمل تقریباً به صورت روتین نه در مورد تمام بیماران بلکه بیمارانی که بسیار در خطر هستند که شاید یکی از حرکات مهم بدن خود را از دست بدهند انجام می شود.

•به هنگام جراحی و حتی قبل از آن از چنان اعتماد به نفسی برخوردارید که به راحتی این آرامش و اعتماد را به بیماران منتقل می کنید و هر دو پزشک و بیمار در وضعیت بالای روحی به سر می برند. این روحیه از کجا ناشی می شود؟

هنگامی که تصمیم به عمل جراحی می گیرم تقریباً می  توانم بگویم صددرصد مطمئن هستم با تجربیاتی که دارم حداقل صدمه ای به بیمار نخواهم رساند. این مسئله خیلی بزرگی در جراحی است. در جراحی وقتی شما به اندازه کافی تجربه نداشته باشید در عمل یک مقدار ترس و وحشت وجود دارد که خدایی ناکرده چیزی پیش نیاید که نتوانم از عهده آن برآیم. من فکر نمی کنم جراحی در سراسر دنیا وجود داشته باشد که علاقه مند به صدمه زدن به بیمار باشد ولی چون در هر جراحی می تواند خطراتی وجود داشته باشد جراح می تواند ترس و وحشت داشته باشد. اما وقتی شما طبق تجربه قبلی تان دیدید که توانستید اگر معمایی و مشکلی پیش آید آن را برای بیمار طوری حل کنید که صدمه نرسد این هم به خود جراح اعتماد به نفس می دهد هم بیمار می تواند این اعتماد را در رفتار جراح احساس کند. من در مورد خیلی بیماران شنیده ام در کشور یا شهر خودشان با جراح تماس گرفتند و بعد از مدت اندکی حس کرده اند که پزشک از دیدن بیمار ناراحت و دچار اضطراب است سپس با تحقیقات لازم به سراغ ما آمده اند.

•ما شاهدیم شما هر روز در این مرکز اعمال جراحی فوق العاده سنگینی انجام می دهید اما احساس خستگی نمی کنید بلکه در پی پیچیدگی ها و سختی ها و ناشناخته های بیشتری هستید. این روحیه با توجه به سابقه کار و سن شما ناشی از چیست؟ حتی شنیده ایم برخلاف عرف رایج سخت ترین بیماران را گلچین و آنها را به سادگی عمل می کنید و در پی پیچیدگی ها رفتن ویژگی کار شما است.

این پرسشی است که در سراسر دنیا از من می شود و بجاست. من باید در مورد روحیه خودم به شما بگویم که چرا علاقه مند هستم مسائل پیچیده و مشکل را حل کنم. علت این است که وقتی تمام زندگی شما در گذشته با این بستگی بوده که مسائل جدیدی ایجاد و مسائل بغرنج را حل کنید بنابراین حل مسائل بغرنج می شود مرکز ثقل افکار شما. یعنی سلول های مغز من چیز دیگری را نمی تواند دنبال کند. دقیقه ای که بخواهم شروع کنم بگویم از این به بعد فقط کارهای گذشته را انجام می دهم و علاقه به کار جدید ندارم آن روزی است که باید کار را کنار بگذارم و ادامه ندهم. زیرا کارهایی که در گذشته می کردم و موفق بوده به شاگردانم یاد دادم که می توانند انجام دهند. تنها چیزی که من را علاقه مند می کند به چنین کاری یعنی خستگی ایجاد نمی کند همین عشق و علاقه ای است به اینکه چگونه یکی از مسائل لاینحل را حل کنم. این هم سلول های مغز را به تحریک و تحرک می آورد و هم اشتیاق عجیبی ایجاد می کند چون فکر نمی کنم هیچ فردی در زندگی بتواند بیشتر از این لذت ببرد که وقتی در کار پزشکی خصوصاً جراحی مسئله ای را که تاکنون قابل موفقیت نبوده به موفقیت برساند. مسئله به سن و سال اصلاً ارتباطی ندارد. اگر خداوند علاقه مند باشد به بندگانش سالیان دراز خدمت کنم این کار را ادامه می دهم. متاسفانه باید بگویم که هنوز اگر خداوند بخواهد باید روی من حساب شود. همکاران عزیز ما روی این حساب کنند اگر در سلامتی ما خداوند نظر لطفی داشته باشد اطلاعات خودمان و تجربیات خودمان را هم برای همکاران و بیماران چه در آلمان و چه در سراسر دنیا در اختیار قرار خواهیم داد تا اینکه همکاران عزیز ما با موفقیت بیشتری در اختیار بیماران باشند.

•یکی از خدمات شایان شما جهانی کردن این دانش است. چقدر وقت شما با توجه به جراحی های پیچیده صرف کار تحقیق و ارائه این پیشرفت به جامعه پزشکی دنیا می شود؟

در علم و کارهای آموزشی ارتباطات بین المللی یکی از شرایط اولیه است. شما باید حساب کنید اگر من در ۳۵ سال پیش نتایج کار خودم را که در آن زمان برای همه همکارانم در آمریکا، اروپا، ژاپن و کشورهای دیگر مسائل جدیدی بود با سفرهای مکرر ارائه نمی کردم این کارهای تحقیقاتی خصوصاً جراحی که باید در عمل نشان داده شود مورد توجه همکاران در سراسر دنیا قرار نمی گرفت. علتی که این همه شاگرد نزد من آمدند و دوره های مفصلی را گذراندند همین سخنرانی ها در سراسر دنیا بوده که بعد از شنیدن صحبت ها و دیدن نتایج یک جوان فهمیده و علاقه مند به کارش فقط یک آرزو داشته تا اینها را یاد بگیرد. از این لحاظ جزء برنامه زندگی من فقط کار در محیط کار نبوده بلکه جمع کردن تجربیات و ارائه آن به همکاران دیگر در دیگر کشورها بوده که زحمت زیادی دارد اما از اصول برنامه ام بوده است. در این راه خستگی معنا ندارد. اگر قرار باشد با خانواده شب نشینی بروید و امثالهم دیگر نمی رسید به جمع کردن تجربیات و نوشتن مقاله زیرا یکی از مهمترین کارهای علمی نوشتن مقالات علمی و چاپ آن در ژورنال های بزرگ رشته خودمان و نوشتن کتاب است. یکی از کارهای بزرگ ما چاپ دستاوردها در مقالات و یا به صورت کتاب بوده است که در سراسر دنیا پخش می شود و مورد استفاده قرار می گیرد که دارای زحمت زیاد و فشار زیاد است اما جزء برنامه  زندگی فردی است که بخواهد آموزش و تحقیقات را از مراحل مهم کار خود بداند. تقریباً در عرض ۳۵ تا ۳۶ سال اخیر بین سه تا شش ماه در کشورهای مختلف در حال سفر بوده ام و سالی دو سه بار کره زمین را دور می زنم تا بتوانم نتایج کار خود را ارائه کنم. منتها تفاوت سفر من با سفرهای دیگر این است که این کنگره ها، سخنرانی ها و سفرها باعث نمی شود به کار من لطمه بخورد و من اگر جمعه شب عازم سفر شدم روز دوشنبه دوباره در اتاق عمل هستم و این کنگره ها باعث لطمه به کار من نمی شود. منتها سفرهای من به ایران که سه چهار روز طول می کشد طولانی ترین سفرهای من است برای اینکه خیلی علاقه مند هستم بیشتر با همکاران خود در ایران در تماس باشم.

•پروفسور، تا به حال چند کتاب نوشته اید. ظاهراً آخرین کتاب شما نیز مراحل پایانی را طی می کند.

تاکنون ۱۵ کتاب نوشته شده و کتابی که به زودی بیرون خواهد آمد مربوط به «تومورهای ستون فقرات» است که انشاء الله در سال ۲۰۰۶ به چاپ خواهد رسید. در این کتاب نتایج ۱۰۰ تومور ستون فقرات بیان شده است.

•سبک معماری بیمارستان هانوفر (انستیتو بین المللی جراحی مغز و اعصاب)  INI که به شکل مغز طراحی شده است و ظاهراً مبتکر آن خود شما هستید توجه همه از جمله مرا بیش از پیش جلب کرده است. ممکن است درباره تاسیس این مرکز و سبک معماری آن و علت آنکه به این فکر افتاده اید توضیح دهید؟

یکی از عللی که من به این فکر افتادم که مرکز علوم و اعصاب در سطح بین المللی در آلمان ایجاد شود این بود که علوم و اعصاب بخش ها و رشته های زیادی دارد که هر کدام احتیاج به متخصصین خیلی باتجربه و افرادی که علاقه مند به تحقیقات و آموزش هستند دارد. ایجاد یک مرکز علوم اعصاب و حتی مراکز دیگری که حالت تخصصی داشته باشند در مجمع عمومی پزشکی خیلی خیلی مشکل است. در سراسر دانشگاه های دنیا که رشته علوم اعصاب در آنها وجود دارد متاسفانه هیچ دانشگاهی قدرت اینکه بتواند در تمام رشته های مربوط به علوم اعصاب بهترین متخصصین فن را جدا کند، با هم بیاورد و همه آنها را تقویت کند که بتوانند با هم کار فوق العاده ای انجام دهند به این ترتیب برای هیچ دانشگاهی مقدور نیست. علت آن است که در دانشکده های پزشکی رشته های مختلف و زیادی هستند و همه علاقه مند هستند در هر سطح و رشته ای افراد بهترین را جدا کنند و در رشته خودشان داشته باشند. این کار تقریباً می توان گفت در هیچ دانشگاهی در دنیا مقدور نیست. این یکی از عللی بود که من اعتقاد پیدا کردم اگر بخواهیم تجربیات و تحقیقاتی که تاکنون به دست آورده ایم که «خب، تجربیات نسبتاً در سطح بالایی است» و بخواهیم شاهد موفقیت تکاملی این رشته در آینده باشیم تنها راه ایجاد یک مرکز بین المللی علوم و اعصاب با تمام امکاناتی که از نظر تکنولوژیک لازم است و انتخاب بهترین افراد است. به این ترتیب می توانیم به کارهایی دست بزنیم و به ثمر برسانیم که تاکنون هر فردی برای رشته خودش قادر نبوده است. وقتی تقریباً احساس کردیم این فکر قابل اجرا است من به فکر افتادم وقتی تحقیقات در درجه اول راجع به مغز انسان است و کارهایی که روی مغز انجام می شود گفتیم چرا ساختمان به صورت مغز و شکل مغز نباشد. این تفکری بود که نمی شود گفت به سادگی قابل اجرا بود. می بایستی مهندسین و آرشیتکت های مختلفی یکی دو سال روی آن کار کنند تا بتوانند چنین شکلی را از نظر ساختمانی به دست آ ورند که در داخلش هم بتوان کار کرد. خوشبختانه چندین آرشیتکت با هم کار کردند تا مسئله برایشان تا اندازه ای حل شد و پیشنهاداتی ارائه کردند تا آخر سر به این نتیجه رسیدیم که ساختمان به این ترتیب ساخته شد که تا اندازه ای ریزه کاری های شکل مغز را هم به خود گرفت. البته یکی از مسائل دیگری که خیلی مهم است در علوم اعصاب و به دست آوردن موفقیت در درجه اول نداشتن سدها و موانع بوروکراسی در کارهای علمی و آموزش است. در کار تحقیقاتی وقتی چیزی به مغزتان رسید باید بتوانید سریعاً آن را شروع کنید نه اینکه موانع زیادی پیش رو قرار داشته باشد که زمانی طولانی بکشد تا موافقت های لازم و بودجه لازم را به دست آورید. این یکی از موانع بزرگ در سراسر دانشگاه های دنیا است. برای نمونه در دانشگاه نسبتاً بزرگ آمریکا «چارلزویل در ویرجینیا» و «هاروارد در بوستون» ۵ سال است با من در تماس هستند و می  خواهند چنین مرکزی درست کنند اما نتوانستند بودجه را مشخص کنند و موافقت کمیسیون های مختلف را در دانشکده ها و دانشگاه ها به دست آورند زیرا کمیسیون های مختلف می گویند چرا برای علوم اعصاب و برای سایر رشته ها نه و با حسادت همیشگی ای که وجود دارد مانع انجام آن شده اند و قرار است من در ماه ژوئن از طرف «هاروارد» با افراد تصمیم گیر صحبت کنم تا آنها را راضی سازم. به هر حال ما خوشحالیم این ایده که برای INI (انستیتو بین المللی مغز و اعصاب) در نظر گرفتیم در حال اجرا است. این یک بینشی است که تقریباً همه نسبت به آن اعتقاد پیدا کرده اند و می دانند برای آینده کشور خودشان هم مهم است. باید گفت یکی از مسائل دیگری که بسیار بسیار مهم است برای تکنولوژی در علوم و اعصاب، ارتباط این مرکز است با کارخانجات مهمی که لوازم و تکنولوژی پزشکی می سازند. مثل «زیمنس» یا بسیاری از کارخانه هایی که لوازم پزشکی می سازند. اینها افکارشان را در مورد ساخت تجهیزات پزشکی از افرادی می گیرند که شب و روز کار می کنند و می دانند چه وسیله ای برای بیمار مفید است.

• ارتباط پزشکی ایران با هانوفر آلمان

دکتر سمیعی در این باره می گوید: «ما در این مرکز در حال حاضر با کشورهای مختلفی در تماس هستیم که همه آمادگی برقرار کردن چنین مرکز علوم اعصابی را اعلام کرده اند. در درجه اول کشور چین بوده که کار تعلیم را چندین سال است در دانشکده پکن شروع کردیم و چنین مرکزی با همین شکل ساختمان قرار است در آنجا برقرار شود، من هم ریاست آن را قبول کرده ام و یک سال و نیم پیش در ۲۱ جولای ۲۰۰۴ قرارداد آن را امضا کردیم. خوشبختانه این ارتباط با جاهای مختلف برقرار است چنانچه در ایران هم یک برنامه برای آموزش و تعلیم برای سازمان تامین اجتماعی در نظر گرفتیم که ابتدا در بیمارستان میلاد برقرار شده و امیدوارم به زودی به اجرا برسد. خوشبختانه سری اول اطبا برای تعلیم چند ماهی به «هانوفر» آمدند و دوره موفقیت آمیزی گذراندند (فروردین، اردیبهشت) نیز قرار است سری دیگری بیایند. همین طور قرار است پرستاران مخصوص اتاق عمل قسمت CCU و ICU و همین طور تکنسین های مربوط به اتاق عمل و متخصص بیهوشی و قسمتی درباره تشخیص چه از نظر «نوروفیزیولوژی» و «نورورادیولوژی» همه دوره های مخصوص را اینجا بگذرانند و امیدواریم با موفقیت بتوانند در بیمارستان میلاد و دیگر بیمارستان های سازمان تامین اجتماعی فعالیت خود را شروع کنند. اخیراً نیز مسئولین مربوط به بنیاد جانبازان و بنیاد شهید به من رجوع کردند که برای اطبای مربوط به بیمارستان «خاتم الانبیا و ساسان» همین برنامه ای را که برای تامین اجتماعی در نظر گرفتیم برای جانبازان در این دو بیمارستان برقرار کنیم. قرار است سفر کوتاهی هم برای دیدن این دو بیمارستان انجام دهم و گروه پزشکی آنها بتوانند در این برنامه شریک شوند. در استان خراسان با همت آستان قدس رضوی بیمارستان مجهزی در مشهد ساخته شده به نام بیمارستان «رضوی» مسئولین این استان مخصوصاً آیت الله طبسی از من خواهش کردند که ما برنامه  تحقیقاتی و آموزشی این بیمارستان را که یک قسمتی از دانشگاه امام رضا خواهد بود مطابق برنامه های خودمان در سطح بین المللی در آنجا پیاده کنیم. این خدمت بزرگی است از طریق آستان قدس رضوی نه تنها برای استان خراسان بلکه برای سراسر ایران و منطقه. اگر آستان موفق شود یک محیط علمی در سطح بین المللی در این بیمارستان مجهز رضوی با اساتید برجسته بین المللی و ایرانی برقرار کند که مرتباً برنامه های تحقیقاتی برای جوان های بااستعداد ما با برنامه های آموزشی اجرا شود نتایج بسیار بزرگی به دست محققین و بیماران خواهد رسید.»

* این مصاحبه به کمک دو تن از پزشکان ایرانی که جهت آموزش در هانوفر حضور داشتند، دکتر محمود مشهدی زاده و بابک قرایی مقدم، صورت گرفته است.

 
7 نظرات
  1. پاپیون می گوید

    خیلی خوشگله
    به نظرم عکسها رو روی یه هاست دیگه آپلود کنین تا پهنای باند کمتری مصرف بشه

  2. M@hdi می گوید

    فوق العاده س .

  3. منصور می گوید

    لطفا امیل اقای پرفسور سمیعی یا شماره تلفنش را به این شماره تلفن … اطلاع ندهید
    متشکرم

  4. میثم می گوید

    خواهش می کنم اگر پل ارتباطی باپرفسور دارید من را کمک کنید .
    در ناحیه نخاع تومور دارم با یک بار عمل هم خوب نشده وباز رشد کرده.

  5. parvin می گوید

    khili mamnon misham age shomarey tamas ba dr ro dar ekhtiyaram bezarid

  6. پرستو می گوید

    لطفا ادرس میل دکتر را بدهید

  7. سپیده آقاجانی می گوید

    لطفاًدرصورت امکان شماره تلفن ویاآدرس ایمیل پروفسورسمیعی را برای من ارسال کنید،شایدایشان بتوانندخواهرجوانم رانجات دهند.

نظرات بسته شده است.