سندروم قلب شکسته (Takotsubo)؛ وقتی شوک عاطفی واقعاً قلب را از کار میاندازد
شنیدن خبرهای ناگوار یا تجربه یک فقدان بزرگ میتواند فراتر از یک درد روحی ساده باشد؛ علم ثابت کرده است که “شکستن قلب” یک اصطلاح شاعرانه نیست، بلکه یک وضعیت پزشکی جدی و گاه خطرناک است. سندروم قلب شکسته که در پزشکی به نام کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو (Takotsubo Cardiomyopathy) شناخته میشود، وضعیتی است که در آن شوکهای عصبی شدید باعث نارسایی موقت عضله قلب میشوند. در این مقاله میخواهیم بررسی کنیم که چگونه هورمونهای استرس میتوانند شکل فیزیکی قلب را تغییر دهند و علائمی دقیقاً شبیه به سکته قلبی ایجاد کنند. آیا واقعاً میتوان از غصه دق کرد؟ در ادامه با مکانیسمهای علمی، تفاوت این سندروم با سکتههای معمولی و روشهای درمان آن آشنا خواهیم شد.
فهرست مطالب
- ۱. تاکوتسوبو چیست؟ ریشهشناسی یک نام ژاپنی
- ۲. فیزیولوژی استرس: هجوم کاتکولامینها به قلب
- ۳. علائم بالینی: اشتباه گرفتن با سکته قلبی (Infarction)
- ۴. تفاوتهای کلیدی در آنژیوگرافی و انسداد عروق
- ۵. محرکهای عجیب: از سوگواری تا شادی بیش از حد
- ۶. چرا زنان یائسه بیشتر در معرض خطر هستند؟
- ۷. تغییر شکل فیزیکی قلب: پدیده بالونی شدن (Ballooning)
- ۸. عوارض احتمالی و خطرات جانی سندروم
- ۹. روشهای تشخیص: اکوکاردیوگرافی و تستهای خونی
- ۱۰. استراتژیهای درمانی و بازسازی عضله قلب
- ۱۱. نقش روانشناسی در پیشگیری و درمان
- ۱۲. بررسی پروندههای مشهور و تاریخچه پزشکی سندروم
۱. تاکوتسوبو چیست؟ ریشهشناسی یک نام ژاپنی
سندروم قلب شکسته برای اولین بار در سال ۱۹۹۰ توسط پزشکان ژاپنی توصیف شد. آنها نام این وضعیت را تاکوتسوبو (Takotsubo) گذاشتند که در زبان ژاپنی به معنای “کوزه سفالی برای صید اختاپوس” است. علت این نامگذاری عجیب، تغییر شکل بطن چپ قلب در طول این عارضه است. در بیمارانی که دچار این سندروم میشوند، بخش انتهایی قلب (Apex) به طور موقت فلج شده و مانند یک بادکنک منبسط میشود، در حالی که بخشهای بالایی منقبض میمانند. این حالت باعث میشود قلب در تصاویر رادیولوژی دقیقاً شبیه به آن کوزههای گرد و گلوتنگی شود که ماهیگیران ژاپنی برای به دام انداختن اختاپوسها در کف دریا قرار میدهند.
این نامگذاری هوشمندانه به خوبی ماهیت پاتولوژیک بیماری را نشان میدهد؛ قلبی که در اثر فشار روانی تغییر شکل داده و کارایی خود را برای پمپاژ خون از دست داده است. جالب اینجاست که تا پیش از این تاریخ، بسیاری از مرگومیرهای ناشی از شوکهای عاطفی به اشتباه “سکته قلبی ناشی از گرفتگی رگ” تلقی میشدند. اما با کشف تاکوتسوبو، پزشکان متوجه شدند که قلب میتواند بدون هیچ انسدادی در رگهای خونی (Coronary Arteries)، صرفاً در پاسخ به فرمانهای عصبی و هورمونی، دچار نارسایی حاد شود. این کشف دریچه جدیدی را در علم “روان-قلبشناسی” باز کرد که به بررسی پیوندهای عمیق میان احساسات و فیزیولوژی بدن میپردازد.
۲. فیزیولوژی استرس: هجوم کاتکولامینها به قلب
مکانیسم اصلی سندروم قلب شکسته به ترشح ناگهانی و عظیم هورمونهای استرس، به ویژه آدرنالین (Adrenaline) و نورآدرنالین مربوط میشود که در مجموع به آنها کاتکولامینها (Catecholamines) میگویند. وقتی فرد با یک شوک عظیم روبرو میشود، سیستم عصبی سمپاتیک دستور ترشح این هورمونها را صادر میکند تا بدن را برای حالت “جنگ یا گریز” آماده کند. اما در برخی افراد، سطح این هورمونها به قدری بالا میرود که برای سلولهای قلبی سمی (Cardiotoxic) میشود. این هجوم هورمونی باعث میشود که مویرگهای ریز قلب منقبض شده یا سلولهای عضلانی قلب به دلیل تحریک بیش از حد، دچار نوعی فلج موقت شوند.
برخلاف سکته قلبی معمولی که ناشی از کمبود خونرسانی به دلیل لخته است، در اینجا عضله قلب مستقیماً توسط مواد شیمیایی خودِ بدن “مسموم” میشود. دانشمندان معتقدند که بخشهای مختلف قلب، حساسیت متفاوتی نسبت به آدرنالین دارند. در سندروم تاکوتسوبو، نوک قلب بیشترین گیرندههای آدرنالین را دارد و به همین دلیل در برابر این سیل هورمونی تسلیم شده و از حرکت باز میماند. این پدیده نشان میدهد که چگونه یک واکنش دفاعی بدن که برای بقا طراحی شده، در شرایط افراطی میتواند بر ضد خود عمل کرده و حیاتیترین عضو بدن را به مرز فروپاشی بکشاند. این تعامل پیچیده میان مغز و قلب، هسته اصلی مطالعات سندروم قلب شکسته است.
۳. علائم بالینی: اشتباه گرفتن با سکته قلبی (Infarction)
یکی از بزرگترین چالشها در مواجهه با سندروم قلب شکسته، شباهت خیرهکننده علائم آن با سکته قلبی (Myocardial Infarction) است. بیمار معمولاً با درد شدید و ناگهانی در قفسه سینه، تنگی نفس، عرق سرد و احساس فشار سنگین روی قلب به اورژانس مراجعه میکند. حتی در نوار قلب (EKG) این بیماران، تغییراتی دیده میشود که برای هر پزشکی تداعیکننده یک سکته قلبی حاد است. تستهای خونی نیز افزایش آنزیمهای قلبی (مثل تروپونین) را نشان میدهند که نشانه آسیب دیدن سلولهای عضله قلب است. به همین دلیل، در مراحل اولیه، تقریباً تمام این بیماران با تشخیص سکته راهی اتاق عمل آنژیوگرافی میشوند.
تشخیص درست زمانی اتفاق میافتد که پزشک متوجه میشود داستان بیمار با یک استرس عاطفی یا فیزیکی بزرگ (مثل مرگ عزیزان، طلاق، یا حتی یک تصادف رانندگی) شروع شده است. تفاوت در اینجاست که در سکته قلبی، درد معمولاً به تدریج یا بدون محرک احساسی خاصی رخ میدهد، اما در تاکوتسوبو، بیمار دقیقاً میتواند لحظهای را که “قلبش ریخت” یا دچار شوک شد، تعیین کند. با این حال، به دلیل خطرناک بودن هر دو وضعیت، پزشکان همیشه بدترین حالت (یعنی سکته) را در نظر میگیرند تا زمانی که شواهد کافی برای تشخیص سندروم قلب شکسته پیدا شود. درک این شباهتها برای گیکهای پزشکی بسیار جذاب است زیرا نشان میدهد که چگونه دو مسیر کاملاً متفاوت (یکی فیزیکی و دیگری عصبی) به یک خروجی بالینی مشابه ختم میشوند.
۴. تفاوتهای کلیدی در آنژیوگرافی و انسداد عروق
لحظه طلایی برای تشخیص سندروم تاکوتسوبو در اتاق آنژیوگرافی (Angiography) رخ میدهد. در یک سکته قلبی کلاسیک، پزشک انتظار دارد که حداقل یکی از رگهای اصلی تغذیهکننده قلب را مسدود یا به شدت تنگ ببیند. اما در بیماران مبتلا به سندروم قلب شکسته، یک اتفاق شگفتآور میافتد: رگهای کرونر کاملاً باز و سالم هستند! هیچ لخته یا پلاک چربی که باعث انسداد شده باشد وجود ندارد. اینجاست که پزشک با تزریق ماده حاجب به درون بطن، متوجه شکل خاص “کوزهای” قلب میشود و تشخیص تاکوتسوبو قطعی میگردد.
این تفاوت نه تنها در تشخیص، بلکه در رویکرد درمانی نیز حیاتی است. در سکته قلبی، درمان شامل باز کردن رگ با استنت یا داروهای حلکننده لخته است؛ اما در سندروم قلب شکسته، چون رگی بسته نیست، این اقدامات بی فایده هستند. درمان در اینجا باید بر حمایت از عضله قلب و مدیریت سطح هورمونهای استرس تمرکز کند. نکته علمی جالب این است که در تاکوتسوبو، کل عضله قلب به صورت محیطی ضعیف میشود، در حالی که در سکته قلبی، فقط ناحیهای که توسط رگ مسدود شده تغذیه میگردد، آسیب میبیند. این تمایز دقیق، مرز بین یک حادثه عروقی و یک بحران نوروشیمیایی را مشخص میکند.
۵. محرکهای عجیب: از سوگواری تا شادی بیش از حد
محرکهای سندروم قلب شکسته همیشه غمانگیز نیستند. اگرچه کلاسیکترین موارد مربوط به سوگواری (Bereavement) و جداییهای عاطفی است، اما تحقیقات جدید نشان داده است که “شادی بیش از حد” نیز میتواند باعث این سندروم شود؛ وضعیتی که به آن “سندروم قلب شاد” (Happy Heart Syndrome) میگویند. برنده شدن در لاتاری، دیدن یک دوست قدیمی پس از سالها، یا حتی جشن تولد غافلگیرکننده میتواند همان سطح از آدرنالین را در بدن آزاد کند که یک خبر ناگوار آزاد میکند. برای مغز، هر نوع هیجان شدید (چه مثبت و چه منفی) یک پاسخ استرس محسوب میشود.
علاوه بر محرکهای روانی، فشارهای فیزیکی شدید نیز میتوانند ماشه این سندروم را بکشند. جراحیهای بزرگ، تشنج، حملات آسم حاد، و حتی بیماریهای عفونی شدید میتوانند بدن را وارد وضعیتی کنند که قلب در برابر سیل کاتکولامینها تسلیم شود. نکته جالب این است که حساسیت افراد نسبت به این محرکها بسیار متفاوت است. چیزی که برای یک نفر یک هیجان ساده است، برای دیگری میتواند منجر به بستری شدن در ICU شود. این موضوع نشاندهنده تفاوتهای فردی در سیستم عصبی خودگردان و چگونگی پردازش استرس در سطح سلولی است که همچنان موضوع تحقیقات گسترده در دنیای پزشکی مدرن است.
۶. چرا زنان یائسه بیشتر در معرض خطر هستند؟
یکی از آمارهای خیرهکننده در مورد سندروم تاکوتسوبو این است که حدود ۹۰ درصد بیماران را زنان تشکیل میدهند، به ویژه زنانی که در دوران پس از یائسگی (Postmenopausal) هستند. دانشمندان بر این باورند که هورمون استروژن (Estrogen) نقش محافظتی مهمی برای قلب در برابر اثرات سمی آدرنالین ایفا میکند. استروژن به گشاد شدن رگها کمک کرده و پاسخهای التهابی را تعدیل میکند. وقتی پس از یائسگی سطح این هورمون به شدت افت میکند، عضله قلب زنان در برابر استرسهای ناگهانی بسیار آسیبپذیرتر میشود.
این جنبه از بیماری، توجه محققان را به سمت “پزشکی جنسیتی” جلب کرده است. به نظر میرسد سیستم قلبی-عروقی زنان واکنشهای متفاوتی به محرکهای روانی نشان میدهد. برخی تئوریها نیز به تفاوت در ساختار مغزی و نحوه پردازش عواطف در زنان اشاره دارند که ممکن است باعث ترشح شدیدتر هورمونهای استرس شود. البته این بدان معنا نیست که مردان یا جوانان در امان هستند، اما الگوی اپیدمیولوژیک بیماری به وضوح به یک فاکتور هورمونی-جنسیتی اشاره دارد. درک این موضوع به پزشکان کمک میکند تا در هنگام مواجهه با یک زن مسن که تحت استرس شدید بوده و علائم قلبی دارد، به سرعت به فکر سندروم قلب شکسته بیفتند.
۷. تغییر شکل فیزیکی قلب: پدیده بالونی شدن (Ballooning)
پدیده “بالونی شدن بخش انتهایی” (Apical Ballooning) شاخصه اصلی سندروم تاکوتسوبو است. در این حالت، بخش بالایی قلب (قاعده قلب) به شدت و با قدرت منقبض میشود تا نبودِ فعالیت در بخش پایینی را جبران کند، اما نوک قلب مانند یک کیسه بیحرکت و متورم باقی میماند. این ناهماهنگی در انقباض باعث میشود که خون به جای خروج موثر از قلب، در داخل بطن بچرخد که این خود ریسک ایجاد لختههای خونی در داخل قلب را بالا میبرد. این تغییر شکل در عرض چند دقیقه پس از شوک رخ میدهد و یکی از دراماتیکترین تصاویر را در اکوکاردیوگرافی خلق میکند.
نکته شگفتآور اینجاست که این تغییر شکل وحشتناک، در اکثر موارد کاملاً برگشتپذیر است. برخلاف سکته قلبی که در آن بخشی از عضله قلب میمیرد و تبدیل به بافت مرده (Scar) میشود، سلولهای قلبی در تاکوتسوبو فقط “گیج” یا “خواب” هستند (Stunned Myocardium). با گذشت زمان و دفع هورمونهای استرس، این سلولها دوباره شروع به فعالیت میکنند و شکل قلب معمولاً ظرف ۲ تا ۴ هفته به حالت کاملاً طبیعی برمیگردد. این قابلیت ترمیم شگفتانگیز، یکی از معماهای بیولوژیک است که دانشمندان سعی دارند با مطالعه آن، راههایی برای بازسازی قلب در سایر بیماریها پیدا کنند.
۸. عوارض احتمالی و خطرات جانی سندروم
با وجود اینکه گفتیم سندروم قلب شکسته اغلب برگشتپذیر است، اما نباید آن را بیخطر دانست. در فاز حاد بیماری (همان چند روز اول)، خطر مرگ واقعی وجود دارد. نارسایی شدید قلب میتواند منجر به تجمع مایع در ریهها (Edema)، افت شدید فشار خون (Cardiogenic Shock) و اختلالات خطرناک ضربان قلب (Arrhythmia) شود. حدود ۱ تا ۲ درصد از مبتلایان ممکن است در اثر این عوارض جان خود را از دست بدهند. بنابراین، این بیماران حتماً باید در بخش مراقبتهای ویژه (CCU) تحت نظر باشند تا وضعیت قلبشان پایدار شود.
علاوه بر خطرات فوری، احتمال عود مجدد سندروم نیز وجود دارد. اگر فرد دوباره با یک شوک عظیم روبرو شود، ممکن است قلب او باز هم به همان شکل واکنش نشان دهد. همچنین، برخی تحقیقات طولانیمدت نشان میدهند که کیفیت زندگی این افراد ممکن است تا مدتی تحت تاثیر قرار گیرد و علائمی مثل خستگی زودرس یا اضطراب مداوم داشته باشند. با این حال، در مقایسه با سکته قلبی، پیشآگهی (Prognosis) تاکوتسوبو بسیار بهتر است، به شرطی که بیمار از مرحله بحرانی اولیه به سلامت عبور کند. این سندروم به ما یادآوری میکند که “دِق کردن” فقط یک مبالغه نیست، بلکه یک پتانسیل بیولوژیک در بدن انسان است.
۹. روشهای تشخیص: اکوکاردیوگرافی و تستهای خونی
تشخیص سندروم قلب شکسته یک فرآیند حذفی است. ابزار اصلی برای دیدن شکل قلب، اکوکاردیوگرافی (Echocardiography) یا سونوگرافی قلب است که به راحتی فلج بودن نوک قلب را نشان میدهد. تستهای خونی برای اندازهگیری آنزیمهایی مثل تروپونین و همچنین فاکتورهای التهابی انجام میشود. سطح این آنزیمها در تاکوتسوبو معمولاً کمتر از سکتههای قلبی وسیع است، در حالی که نارسایی مشاهده شده در اکو ممکن است بسیار شدیدتر به نظر برسد؛ این تضاد (آسیب سلولی کم در مقابل نارسایی حرکتی زیاد) یکی از کلیدهای تشخیص است.
امروزه از امآرآی قلب (Cardiac MRI) نیز برای تشخیص قطعی استفاده میشود. MRI میتواند تفاوت بین التهاب عضله، بافت مرده ناشی از سکته، و حالت “گیجی” ناشی از تاکوتسوبو را به دقت نشان دهد. در MRI بیماران قلب شکسته، معمولاً هیچ اثری از مرگ سلولی دائمی دیده نمیشود. همچنین بررسی سطح کاتکولامینها در خون در لحظات اولیه میتواند به تایید تشخیص کمک کند، هرچند که به دلیل سرعت تغییر این هورمونها، همیشه در دسترس نیست. ترکیب این تکنولوژیهای پیشرفته به پزشکان اجازه میدهد تا با اطمینان به بیمار بگویند که قلبش “نشکسته” است، بلکه فقط موقتاً از کار افتاده و دوباره خوب خواهد شد.
۱۰. استراتژیهای درمانی و بازسازی عضله قلب
درمان سندروم تاکوتسوبو در ابتدا مشابه درمان نارسایی قلب است. استفاده از داروهایی مثل مسدودکنندههای بتا (Beta-blockers) برای مهار اثر آدرنالین بر قلب، و مهارکنندههای ACE برای کاهش بار کاری قلب و کنترل فشار خون معمول است. همچنین ممکن است از داروهای ادرارآور برای تخلیه مایعات اضافی از ریهها استفاده شود. اگر در داخل بطن لختهای دیده شود، داروهای ضد انعقاد خون برای مدتی تجویز میگردند تا از سکته مغزی جلوگیری شود. اما مهمترین بخش درمان، زمان و آرامش است.
پس از گذشت مرحله حاد، تمرکز بر روی مدیریت استرس قرار میگیرد. پزشکان ممکن است مصرف طولانیمدت بتابلاکرها را توصیه کنند تا از قلب در برابر شوکهای احتمالی آینده محافظت شود. نکته جالب این است که برخلاف بیماران سکته قلبی که نیاز به بازتوانی فیزیکی شدید دارند، بیماران تاکوتسوبو بیشتر به “بازتوانی عاطفی” نیاز دارند. قلب این افراد برای ترمیم نیاز به محیطی آرام دارد. پیگیریهای منظم با اکوکاردیوگرافی نشان میدهد که قدرت انقباضی قلب (Ejection Fraction) معمولاً در عرض چند هفته به سطح نرمال برمیگردد، که این یکی از رضایتبخشترین بخشهای درمان برای پزشک و بیمار است.
۱۱. نقش روانشناسی در پیشگیری و درمان
از آنجایی که ریشه این بیماری در روان انسان نهفته است، درمانهای روانشناختی بخش جداییناپذیری از پروتکلهای نوین هستند. تکنیکهای مدیریت استرس، مدیتیشن، و مشاوره برای عبور از بحران سوگ (Grief Counseling) میتواند ریسک تکرار سندروم را کاهش دهد. پزشکان امروزه به این سندروم به عنوان یک اختلال “محور مغز-قلب” نگاه میکنند. این یعنی برای درمان قلب، باید به سراغ مغز رفت. آموزش بیمار برای شناسایی محرکهای استرسزا و نحوه واکنش به آنها، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
برخی مطالعات نشان میدهند که افرادی با سوابق اختلالات اضطرابی یا افسردگی، بیشتر مستعد ابتلا به تاکوتسوبو هستند. این پیوند نشان میدهد که سلامت روان مستقیماً بر روی تابآوری (Resilience) فیزیکی قلب تاثیر میگذارد. در دنیای گیکهای سلامت، این موضوع بر اهمیت “بهداشت روان” تاکید دارد. ما نباید استرس را فقط یک حس بد بدانیم، بلکه باید آن را یک سم شیمیایی واقعی فرض کنیم که میتواند به اندامهای حیاتی آسیب بزند. ادغام روانپزشکی و کاردیولوژی در درمان سندروم قلب شکسته، الگویی برای آینده پزشکی است که در آن بدن و روان به عنوان یک واحد یکپارچه درمان میشوند.
۱۲. بررسی پروندههای مشهور و تاریخچه پزشکی سندروم
در طول تاریخ، داستانهای زیادی از افرادی وجود دارد که بلافاصله پس از مرگ همسر یا فرزندشان از دنیا رفتهاند. یکی از مشهورترین موارد معاصر، مرگ دبی رینولدز (Debbie Reynolds)، بازیگر مشهور آمریکایی، تنها یک روز پس از مرگ دخترش کری فیشر بود. بسیاری معتقدند او قربانی سندروم قلب شکسته شده است. این پروندهها نشان میدهند که پیوند عاطفی انسانها تا چه حد میتواند بر فیزیولوژی بقای آنها تاثیر بگذارد. قبل از شناخته شدن تاکوتسوبو، این مرگها به عنوان “مرگ طبیعی در اثر کهولت یا غم” ثبت میشدند، اما اکنون ما نام علمی و مکانیسم دقیق آن را میدانیم.
مطالعه تاریخچه این سندروم به ما نشان میدهد که علم چگونه از ادبیات و تجربیات انسانی الهام میگیرد. چیزی که سالها در رمانها و اشعار به عنوان یک افسانه رمانتیک تلقی میشد، اکنون در زیر میکروسکوپ و دستگاههای تصویربرداری پزشکی ثابت شده است. سندروم قلب شکسته به ما یادآوری میکند که بدن ما چقدر ظریف و در عین حال قدرتمند است. این بیماری پلی است میان علم سخت پزشکی و مفاهیم نرم انسانی؛ جایی که یک احساس میتواند به یک مولکول تبدیل شود و شکلی را در گوشهای از بدن تغییر دهد. تاکوتسوبو داستانی است از قدرت کلمات، احساسات و پیوندهایی که ما را زنده نگه میدارند یا گاهی، به مرز پایان میرسانند.
جمعبندی نهایی
سندروم قلب شکسته یا تاکوتسوبو، گواهی علمی بر پیوند ناگسستنی میان روان و جسم انسان است. این عارضه که اغلب زنان یائسه را در اثر شوکهای شدید عاطفی یا فیزیکی درگیر میکند، نشان میدهد که هورمونهای استرس چگونه میتوانند فیزیک قلب را تغییر داده و نارسایی حاد ایجاد کنند. اگرچه این وضعیت علائمی مشابه سکته قلبی دارد، اما باز بودن رگهای کرونر و برگشتپذیری عضله قلب، آن را متمایز میسازد. شناخت این سندروم به ما میآموزد که مراقبت از سلامت روان، تنها یک انتخاب اخلاقی نیست، بلکه ضرورتی بیولوژیک برای حفظ حیات است؛ چرا که قلب ما به همان اندازه که از خون تغذیه میکند، از آرامش و امنیت عاطفی نیز نیرو میگیرد.










سلام
میخواهم مشترک شوم – از طریق قسمت اشتراک نشد- در صورت امکان مساعدت فرمائید
با تشکر
bi rabt be matlab
vali raje be lonelygirl 15 ke neveshti
ino negah kon
age hanooz nadidi
http://www.youtube.com/watch?v=vUTnoh7Rybw&NR
:-)
ممنون
من شما رو لینک کردم
تصاویر و فیلمها از انوشه انصاری .. دانلود .. موفق باشید
http://www.5are.blogfa.com
سلام. در نوشتههاى اخیرَت تعدادی مطلب ترجمهکردهبودى که مطلبهایَش جالب بود و بهدردبهخور. برای ِاین کار بیمزدومنّت دستات دردنکند.
اشارهکردهبودی (در مطلب ِ مصاحبهء کمانگر) که “ترجمه کار آسانینیست”. فکرکردم شاید نظر دیگران در مورد ترجمههایَت به بهترشدن ِ کارَت کمککند. ترجمهء سریع ِ خودم از پاراگراف ِ اوّل همان مصاحبه را مىآورم که نظرم را هم نشانمىدهد.
=======================================
– رشتهء تحصیلیات علوم ِزیستشناختی است. چهشد وارد کار ِ فنآوری شدی؟
>> اوّل دانشگاه، تا وقتی مدتى کار ِ پزشکها و بیمارها را تماشانکردهبودم، شوق ِ پزشکشدن داشتم. بعد شوق ِ دانشمندشدن پیداکردم. ولی متوجهشدم کارهای روزمرهء دانشمندها کسلکننده است. بعد از دوهفتهکار پارهوقت در گوگل دیدم کارهای این شغل در من شوق ایجادمىکند. درس ِ این ماجرا برایَم نیاز به شوق ِکارهای روزمرهء شغل، و نه صرفاً شوق ِ تصوّر از شغل، در انتخاب ِ شغلبود
===================================
درمورد ِ “next Google” هم شاید با توجّه به متن “گوگل ِبعدی” بدنباشد. ازقرارمعلوم منظور شرکتدیگری است که درآینده رشد ِ اعجاببرانگیزی مثل ِ رشد ِ گوگل داشتهباشد.
شاد باشی.
…
سلام،لینک سایت شما را در قسمت پیوندها قرار دادیم اگر زحمتی نیست لینک ما را در سایت خود قرار دهید… موفق باشید.
همیشه مطالب شما خواندنی و جالب است. منم این روز رو تبریک می گم. کمتر کسی رو می تونیم به مانند استاد مثال بزنیم.
راستی اگر ممکنه هنگام به روز کردن وبلاگتون اون رو در بلاگرد هم پینک کنید تا بتونم از مطالبتون به موقع استفاده کنم.
ممنون
سلام معلومه در انتخاب خواننده هم خوش سلیقه اید .من یک سئوال کامپیوتری دارم می خواستم بدونم چطور میتونم پینگ کنم؟
سلام آقای مجیدی. ساکن استرالیا هستم. اینجا پژوهشی برای تعیین میزان ویتامین دی در خانمهای مسلمان (با حجاب) بود که شرکت کردم و معلوم شد که فقر شدید ویتامین دی دارم. میخواستم لطف نموده و در این مورد اطلاع رسانی کنید که خانمهای ایرانی این مساله را جدی بگیرند و اگر امکان آفتاب گرفتن ندارند حداقل با مصرف قرص این ویتامین خود را از مضرات کمبود آن برهانند. بسیار سپاسگزارم.
1-جزو یکی از سایت هایی هست که دوست دارم زود به زود بهش سر بزنم.
2-هنوز چیزی دانلود نکردم اما باید خیلی جالب باشه.
سلام.دکترجان.ازاینکه به موسیقی علاقه داری خوشحالم وبرایت ارزوی موفقیت دارم
وبلاگ دود عود با مطلبی به عنوان : ” شجریان و مثنوی افشاری ( مثنوی پیچ ) ” به روز شد .
با تشکر … یا حق …
لذت های کوچک زندگی ف.
امروز : هموراژی ساب آراکنوئید (نوعی خونریزی مغزی)
با سلام
سایت خوبی است من مشتری اش هستم و سر میزنم من هم وبلاگی با موضوع موسیقی سنتی دارم خواستید یک سری بزنید
با تشکر
مهدی معتمد
agha ping bezan
سلام بر آقای دکتر گرامی. احوال شریف؟ تولد استاد مبارک باشد. من هنوز مست آن «همای اوج سعادت…» شان هستم و دیگر هیچ… اما غرض از مزاحم: به قصد دعوت آمدیم… به افطاری و شب شعر: http://eftar.blogfa.com افطار اول با حضور امیرخانی…حضور برای عموم علاقمندان آزاد ست.
سلام جناب آقای دکتر.سلیقه موسیقیایی شمامثل سایرمواردحرف ندارد.من اجرای جدیدمرغ سحرراندیده بودم.هرچندهراجرای استادبه حدیث ناگفته ای می ماند،ولی من اجرای بم وزارت کشوررابیشترمی پسندم.شایدبه خاطرشوروشوق بیشتربرنامه.امیدوارم این برنامه رانیزبه طورکامل ببینم.
یکم پیش که اومدم اینجا یه پست دیگه ای جای این پست بود .چرا برش داشتید پس؟