چرا در سندروم پیکا افراد تمایل به خوردن خاک، گچ یا مهر دارند؟
آشنایی با اختلالات تغذیهای نهتنها برای متخصصان سلامت بلکه برای عموم مردم یک ضرورت کاربردی است تا بتوانند ریشههای رفتارهای عجیب بیولوژیک را درک کنند. در این مقاله قصد داریم به بررسی دقیق سندروم پیکا (Pica) بپردازیم و ببینیم چرا برخی افراد ولع عجیبی به بلعیدن مواد بدون ارزش غذایی پیدا میکنند. آیا واقعاً خوردن خاک یا گچ صرفاً یک عادت رفتاری است یا بدن در حال ارسال سیگنالی اضطراری برای جبران یک کمبود عمیق داخلی است؟ بررسی این موضوع که چرا برخی کودکان یا حتی بزرگسالان به سمت خوردن مهر یا دیوارهای گچی میروند، دریچهای رو به دنیای پیچیده مغز و بیوشیمی بدن باز میکند که در ادامه با هم مرور میکنیم.
فهرست مطالب
- ۱. ماهیت بیولوژیک سندروم پیکا
- ۲. ریشههای تاریخی و زمینههای فرهنگی
- ۳. کمبود آهن و ارتباط آن با ولع غیرخوراکی
- ۴. نقش عنصر روی در تغییر حس چشایی
- ۵. ابعاد روانشناختی و وسواس فکری
- ۶. ژئوفاژی یا خاکخواری در دنیای مدرن
- ۷. خطرات فیزیکی و مسمومیت با سرب
- ۸. پیکا در دوران بارداری و باورهای غلط
- ۹. روشهای تشخیص پزشکی و آزمایشگاهی
- ۱۰. استراتژیهای درمانی و مداخلات تغذیهای
- ۱۱. ارتباط پیکا با اوتیسم و اختلالات رشد
- ۱۲. نگاهی به آینده و پژوهشهای نوین
۱. ماهیت بیولوژیک سندروم پیکا
سندروم پیکا (Pica) یک اختلال رفتاری و تغذیهای بسیار عجیب است که در آن فرد بهصورت مستمر و برای حداقل یک ماه، تمایل شدیدی به خوردن موادی پیدا میکند که هیچ ارزش غذایی ندارند. این نام از کلمه لاتین «Pica pica» به معنای زاغی گرفته شده است، پرندهای که به خوردن هر چیزی که در مسیرش باشد شهرت دارد. از منظر علمی این پدیده نباید با رفتارهای اکتشافی نوزادان که اشیاء را به دهان میبرند اشتباه گرفته شود، بلکه پیکا یک ولع هدفمند برای بلعیدن موادی نظیر خاک، گچ، سنگریزه، صابون یا حتی یخ است که در متون علمی به آن پاگوفاژی (Pagophagia) میگویند. مکانیزم دقیق بیولوژیک هنوز بهطور کامل کشف نشده است اما محققان بر این باورند که مغز در پاسخ به کمبودهای خاص، سیستم پاداش دهی خود را به سمت مواد معدنی محیطی منحرف میکند.
در بررسیهای نورولوژیک مشخص شده است که انتقالدهندههای عصبی نظیر دوپامین در ایجاد این ولع نقش کلیدی ایفا میکنند. وقتی بدن با فقر شدید مواد معدنی مواجه میشود، سیگنالهایی به هیپوتالاموس فرستاده میشود که میتواند درک حسی فرد از بو و طعم مواد غیرخوراکی را تغییر دهد. برای مثال فردی که دچار کمبود شدید آهن است ممکن است بوی خاک بارانخورده یا گچ دیوار برایش بسیار مطبوع و حتی لذیذ جلوه کند. این تغییر در دستگاه حسی باعث میشود که بلعیدن این مواد حس رضایت موقتی در فرد ایجاد کند، هرچند که این مواد نمیتوانند نیاز سلولی بدن را برطرف سازند و در درازمدت باعث آسیبهای جدی به دستگاه گوارش و سیستم عصبی میشوند.
۲. ریشههای تاریخی و زمینههای فرهنگی
پدیده پیکا موضوع جدیدی در تاریخ پزشکی نیست و ریشههای آن را میتوان در نوشتههای پزشکان یونان باستان و حتی متون قرون وسطی پیدا کرد. در بسیاری از فرهنگها، خوردن برخی از انواع خاک یا گل نهتنها یک بیماری تلقی نمیشد، بلکه به عنوان یک روش درمانی یا حتی بخشی از مراسمهای آیینی رواج داشت. در برخی از قبایل آفریقایی و مناطق روستایی آمریکا، زنان باردار بهطور سنتی از نوع خاصی از خاک رس استفاده میکردند تا به زعم خودشان تهوع صبحگاهی را کاهش دهند یا مواد معدنی مورد نیاز جنین را تامین کنند. این پیشینه تاریخی نشان میدهد که پیکا یک تداخل پیچیده میان بیولوژی انسان و باورهای سنتی است که در آن مرز بین درمان و اختلال بسیار باریک میشود.
در دوران معاصر نیز در برخی مناطق خاورمیانه، خوردن مهر نماز که از تربت یا خاک فشرده تهیه شده، در بین برخی افراد دیده میشود که ریشه در همین ولعهای ناخودآگاه دارد. با پیشرفت علم پزشکی مشخص شد که این رفتارهای سنتی در واقع واکنشی ناهشیار به کمخونیهای اپیدمیک در آن مناطق بوده است. جامعهشناسان پزشکی معتقدند که پیکا در محیطهای با فقر غذایی بیشتر دیده میشود و به نوعی راهکار بیولوژیک بدن برای زنده ماندن در شرایط سخت است. اگرچه امروزه ما میدانیم که این مواد حاوی باکتریها و فلزات سنگین هستند، اما در گذشتههای دور، این تنها راهی بود که انسان برای جبران مواد از دست رفته بدن خود به صورت غریزی پیدا میکرد.
۳. کمبود آهن و ارتباط آن با ولع غیرخوراکی
یکی از محکمترین شواهد علمی در مورد پیکا، ارتباط مستقیم آن با فقر آهن (Iron deficiency) است. مطالعات اپیدمیولوژیک نشان میدهند که درصد بسیار بالایی از مبتلایان به پیکا، از کمخونی رنج میبرند. نکته شگفتانگیز اینجاست که وقتی این افراد تحت درمان با مکملهای آهن قرار میگیرند، در بسیاری از موارد ولع آنها به خوردن گچ یا خاک در عرض چند روز کاملاً از بین میرود. این موضوع نشان میدهد که مغز ما به نوعی برنامهریزی شده است که وقتی سطح هموگلوبین خون افت میکند، به جستجوی منابع معدنی بگردد. اگرچه آهن موجود در خاک یا گچ به شکلی نیست که توسط روده انسان جذب شود، اما سیستم تکاملی ما هنوز این تفاوت ظریف بیوشیمیایی را درک نکرده است.
دانشمندان در آزمایشگاههای نوین متوجه شدهاند که فقر آهن باعث تغییر در عملکرد آنزیمهای حاوی آهن در مغز میشود که مسئول پردازش بو و طعم هستند. این اختلال باعث میشود مواد غیرخوراکی در نظر فرد جذاب جلوه کنند. جالب است بدانید که ولع خوردن یخ یکی از اختصاصیترین نشانههای فقر آهن است. برخی فرضیات مطرح میکنند که جویدن یخ باعث افزایش جریان خون در مغز و بهبود هوشیاری در افرادی میشود که به دلیل کمخونی دچار سستی و بیحالی شدهاند. بنابراین پیکا نباید به عنوان یک رفتار آزاردهنده یا عجیب دیده شود، بلکه باید آن را به مثابه یک فریاد بلند از سوی سلولهای بدن برای دریافت اکسیژن و آهن در نظر گرفت که نیاز به مداخله سریع پزشکی دارد.
۴. نقش عنصر روی در تغییر حس چشایی
علاوه بر آهن، کمبود عنصر روی (Zinc) نیز یکی از متهمان اصلی در پرونده سندروم پیکا محسوب میشود. روی نقش حیاتی در تکثیر سلولهای پرزهای چشایی و عملکرد صحیح حس بویایی دارد. وقتی سطح روی در بدن به شدت کاهش مییابد، فرد دچار وضعیتی به نام دیسگوزیا (Dysgeusia) یا دگرگونی چشایی میشود. در این حالت، غذاهای خوشمزه ممکن است بیمزه به نظر برسند و در مقابل، مواد بیارزشی مانند چوب، کاغذ یا خاک ممکن است طعمی جالب و مطلوب پیدا کنند. این تداخل حسی باعث میشود که فرد به سمت امتحان کردن مواد غیرمتعارف سوق داده شود و به تدریج به خوردن آنها عادت کند.
تحقیقات نشان داده است که کودکان به دلیل رشد سریع، بیش از بزرگسالان در معرض خطر کمبود روی هستند و به همین دلیل شیوع پیکا در سنین خردسالی بسیار بالاتر است. جبران این کمبود از طریق رژیم غذایی حاوی پروتئینهای حیوانی و حبوبات میتواند به سرعت حس چشایی را به حالت نرمال بازگرداند. با این حال اگر پیکا ناشی از کمبود روی درمان نشود، میتواند منجر به چرخه معیوبی شود؛ چرا که خوردن موادی مثل خاک رس باعث اتصال روی در محیط روده به ذرات خاک شده و مانع جذب اندک روی موجود در غذا میشود. این یعنی پیکا نهتنها واکنشی به کمبود است، بلکه خودش باعث تشدید فقر مواد معدنی در بدن میشود که یک چالش جدی برای سیستم ایمنی و رشد است.
۵. ابعاد روانشناختی و وسواس فکری
در حالی که دلایل بیولوژیک بسیار پررنگ هستند، نباید از ابعاد روانشناختی سندروم پیکا غافل شد. در بسیاری از موارد، پیکا به عنوان بخشی از اختلال وسواس فکری عملی (OCD) طبقهبندی میشود. برای این دسته از بیماران، عمل جویدن یا بلعیدن یک ماده خاص مانند کاغذ یا پارچه، نوعی مکانیسم دفاعی برای کاهش اضطراب است. فشار روانی، استرسهای محیطی و تروماهای دوران کودکی میتوانند فرد را به سمت رفتارهای خودتسکیندهنده سوق دهند که پیکا یکی از اشکال غیرمعمول آن است. در این شرایط، حتی اگر کمبود مواد معدنی وجود نداشته باشد، فرد به دلیل نیاز روانی به تکرار یک عمل فیزیکی، به خوردن مواد غیرخوراکی ادامه میدهد.
روانپزشکان معتقدند که در برخی موارد، پیکا نوعی خودآزاری پنهان است یا راهی برای جلب توجه در کودکانی که از بیتوجهی عاطفی رنج میبرند. در بزرگسالان نیز این اختلال ممکن است با سایر ناهنجاریهای خوردن مانند آنورکسیا تداخل پیدا کند، جایی که فرد برای احساس سیری بدون دریافت کالری، به خوردن پنبه یا دستمال کاغذی روی میآورد. درمان این جنبه از پیکا بسیار پیچیدهتر از تجویز یک قرص آهن ساده است و نیاز به رواندرمانی تحلیلی و رفتاردرمانی شناختی دارد تا ریشههای اضطراب فرد شناسایی و مدیریت شوند. در واقع در اینجا پیکا نه یک بیماری جسمی، بلکه علامتی از یک روح آزرده است که به دنبال آرامش در مواد سخت و بیجان میگردد.
۶. ژئوفاژی یا خاکخواری در دنیای مدرن
ژئوفاژی (Geophagia) که زیرمجموعه اصلی پیکا است، به معنای خوردن خاک و گل میباشد. جالب است که در دنیای مدرن، بازارهایی برای فروش انواع خاصی از خاک رس «خوراکی» وجود دارد که نشاندهنده گستردگی این اختلال است. برخی افراد بر این باورند که خاک دارای خواص سمزدایی است و میتواند به هضم غذا کمک کند، اما از نظر علمی، دستگاه گوارش انسان برای پردازش ذرات سیلیس و مواد معدنی سنگین موجود در خاک طراحی نشده است. مصرف مداوم خاک میتواند منجر به سایش شدید دندانها، یبوست مزمن و انسداد روده شود که در موارد شدید نیاز به جراحیهای اورژانسی برای خارج کردن تودههای سخت شده خاک (Bezoar) از داخل روده دارد.
خاکهای موجود در محیطهای شهری و روستایی غالباً حاوی انگلهای مختلفی نظیر توکسوکارا هستند که میتوانند از طریق ژئوفاژی به بدن انسان منتقل شده و باعث عفونتهای شدید در کبد و چشم شوند. همچنین وجود فضولات حیوانی در خاک خطر ابتلا به بیماریهای قارچی را افزایش میدهد. با وجود این خطرات، افرادی که دچار ولع خاکخواری هستند، اغلب به صورت پنهانی و با احساس شرم به این کار مبادرت میورزند. آگاهسازی جامعه درباره اینکه این رفتار یک نیاز پزشکی است و نه یک تابوی اخلاقی، میتواند به این افراد کمک کند تا سریعتر به پزشک مراجعه کرده و از عوارض مرگبار عفونتهای انگلی در امان بمانند.
۷. خطرات فیزیکی و مسمومیت با سرب
یکی از خطرناکترین عوارض پیکا، مسمومیت با فلزات سنگین، به ویژه سرب (Lead poisoning) است. این مشکل به خصوص در کودکانی که اقدام به خوردن پوستههای رنگ دیوار در خانههای قدیمی میکنند، دیده میشود. رنگهای قدیمی حاوی مقادیر بالایی از سرب هستند که طعم شیرینی دارند و همین موضوع باعث تشویق کودک به ادامه خوردن آنها میشود. سرب یک نوروتوکسین بسیار قوی است که میتواند باعث افت ضریب هوشی، اختلالات یادگیری، تشنج و در موارد حاد مرگ شود. تشخیص پیکا در مراحلی که فرد دچار علائم عصبی شده بسیار دشوار است مگر اینکه پزشک به رفتارهای تغذیهای او مشکاک شود.
علاوه بر سرب، خوردن موادی مثل گچ یا مهر نماز میتواند باعث تداخل در جذب سایر داروهای حیاتی شود. ذرات خاک و گچ در معده به عنوان یک جاذب عمل کرده و داروهای مورد نیاز فرد را به خود پیوند میدهند و از بدن خارج میکنند. همچنین سوراخ شدن روده (Perforation) به دلیل بلعیدن اجسام تیز یا سفت از دیگر خطرات فیزیکی است که زندگی فرد را تهدید میکند. سیستم گوارش ما بسیار ظریف است و تماس مداوم آن با مواد سایندهای مثل شن و ماسه باعث از بین رفتن مخاط محافظتی و ایجاد زخمهای خونریزیدهنده میشود که میتواند منجر به کمخونی ثانویه شده و خود پیکا را تشدید کند.
۸. پیکا در دوران بارداری و باورهای غلط
بارداری دورانی است که بدن زن با تغییرات شگرف هورمونی و بیوشیمیایی روبرو میشود و نیاز به مواد مغذی به شدت افزایش مییابد. بسیاری از زنان در این دوران دچار پیکا میشوند که اغلب به صورت تمایل به خوردن نشاسته خشک، یخ یا خاک رس بروز میکند. یک باور غلط قدیمی وجود دارد که میگوید این ولعها نشاندهنده نیاز جنین به آن ماده خاص است، در حالی که علم مدرن ثابت کرده این موضوع دقیقاً برعکس است؛ پیکا نشاندهنده فقر غذایی مادر است که میتواند برای جنین خطرناک باشد. مسمومیتهای ناشی از خوردن مواد غیرخوراکی میتواند از طریق جفت به جنین منتقل شده و باعث ناهنجاریهای مادرزادی یا زایمان زودرس شود.
پزشکان زنان و زایمان باید در جلسات مراقبتهای دورهای، سوالات دقیقی درباره اشتها و ولعهای غیرعادی بپرسند، چرا که بسیاری از زنان به دلیل ترس از قضاوت شدن، موضوع خاکخواری یا خوردن مواد عجیب را پنهان میکنند. درمان پیکا در بارداری معمولاً ساده است و با اصلاح رژیم غذایی و استفاده از مکملهای آهن و مولتیویتامینها برطرف میشود. با این حال اگر این موضوع نادیده گرفته شود، میتواند باعث افت شدید کیفیت شیر مادر و همچنین ضعف بنیه نوزاد در بدو تولد شود. آگاهی از اینکه پیکا یک پدیده کاملاً بیولوژیک و قابل درمان است، استرس را از مادران باردار دور کرده و سلامت نسل آینده را تضمین میکند.
۹. روشهای تشخیص پزشکی و آزمایشگاهی
تشخیص سندروم پیکا با یک مصاحبه دقیق بالینی آغاز میشود. پزشک باید با دقت بررسی کند که آیا فرد موادی را میخورد که از نظر فرهنگی یا مذهبی به عنوان غذا شناخته نمیشوند یا خیر. گام بعدی انجام آزمایشهای جامع خون است. سطح هموگلوبین، فریتین (ذخیره آهن) و سطح روی در خون اولین مواردی هستند که چک میشوند. در بسیاری از موارد، بررسی سطح سرب خون نیز برای اطمینان از عدم مسمومیت ضروری است. همچنین در صورتی که فرد دچار دردهای شکمی باشد، انجام رادیوگرافی یا سونوگرافی برای بررسی وجود اجسام خارجی در دستگاه گوارش توصیه میشود.
گاهی اوقات پیکا از طریق معاینات دندانپزشکی لو میرود. سایش غیرعادی مینای دندان یا شکستگیهای پیاپی دندانها میتواند نشاندهنده جویدن مواد سخت توسط بیمار باشد. پزشکان همچنین باید به دنبال نشانههای عفونتهای انگلی در آزمایش مدفوع بگردند، زیرا افرادی که خاک میخورند به شدت مستعد ابتلا به کرمهای روده هستند. تشخیص درست پیکا نیازمند همکاری تیمی بین پزشک عمومی، متخصص تغذیه و روانپزشک است تا تمام ابعاد جسمی و روانی این اختلال به دقت مورد واکاوی قرار گیرد و مسیر درمانی درستی برای بیمار ترسیم شود.
۱۰. استراتژیهای درمانی و مداخلات تغذیهای
اولین خط درمان در سندروم پیکا، اصلاح کمبودهای تغذیهای است. اگر آزمایشها نشاندهنده فقر آهن یا روی باشند، تجویز مکملهای با دوز بالا تحت نظارت پزشک آغاز میشود. در بسیاری از بیماران، به محض اینکه سطح آهن خون به حد نرمال میرسد، میل به خوردن مواد غیرخوراکی به طرز معجزهآسایی ناپدید میشود. علاوه بر مکملها، رژیم غذایی فرد باید بازنگری شود تا شامل منابع غنی از پروتئین، سبزیجات با برگ سبز تیره و غلات غنی شده باشد. این مداخلات تغذیهای پایه و اساس درمان هستند و بدون آنها سایر روشها معمولاً شکست میخورند.
در کنار درمان جسمی، مداخلات رفتاری (Behavioral interventions) نیز بسیار حیاتی هستند. یکی از روشهای موثر، «آموزش تمایز» است که در آن به فرد، به ویژه کودکان، آموزش داده میشود که چه موادی خوراکی و چه موادی غیرخوراکی هستند. همچنین استفاده از سیستم پاداشدهی برای پرهیز از خوردن مواد مضر میتواند موثر باشد. در مواردی که پیکا ریشه در استرس یا وسواس دارد، استفاده از داروهای ضد اضطراب یا مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRIs) ممکن است توسط روانپزشک تجویز شود تا فشار روانی که منجر به این رفتار میشود کاهش یابد. رویکرد چندجانبه، کلید موفقیت در درمان پایدار پیکا و جلوگیری از بازگشت مجدد آن است.
۱۱. ارتباط پیکا با اوتیسم و اختلالات رشد
شیوع پیکا در میان افرادی که دچار اختلال طیف اوتیسم (Autism) یا ناتوانیهای ذهنی هستند، به مراتب بیشتر از جمعیت عادی است. در این افراد، پیکا ممکن است به عنوان یک رفتار خودتحریکی یا به دلیل عدم درک صحیح از ماهیت اشیاء بروز کند. همچنین نقص در سیستم پردازش حسی باعث میشود که این افراد لذت خاصی از بافت یا فشار ناشی از جویدن مواد سخت ببرند. در چنین مواردی، پیکا یک چالش بزرگ برای مراقبان و والدین است، زیرا خطر خفگی یا مسمومیت همیشه در کمین است و فرد ممکن است نتواند ناراحتی یا درد ناشی از بلعیدن این مواد را به درستی گزارش کند.
برای مدیریت پیکا در افراد دارای اختلالات رشد، محیط زندگی باید تا حد امکان ایمنسازی شود. حذف دسترسی به مواد خطرناک و جایگزین کردن آنها با وسایل جویدنی ایمن و بهداشتی (مانند گردنبندهای جویدنی مخصوص) میتواند راهگشا باشد. همچنین تحلیل کاربردی رفتار (ABA) میتواند به این افراد کمک کند تا رفتارهای جایگزین سالمتری را یاد بگیرند. نکته مهم این است که در این گروه از بیماران، نباید صرفاً به مسائل رفتاری بسنده کرد و حتماً باید چکآپهای دورهای برای بررسی سطح مواد معدنی انجام شود، چرا که نقص تغذیهای میتواند رفتارهای کلیشهای آنها را نیز تشدید کند.
۱۲. نگاهی به آینده و پژوهشهای نوین
تحقیقات جدید در حوزه میکروبیوم روده (Gut Microbiome) زوایای تازهای از سندروم پیکا را روشن کرده است. دانشمندان در حال بررسی این فرضیه هستند که آیا باکتریهای روده میتوانند بر تمایلات غذایی ما اثر بگذارند و فرد را به سمت خوردن مواد خاصی سوق دهند یا خیر. برخی مطالعات اولیه نشان میدهند که نامتعادل بودن فلور میکروبی روده ممکن است سیگنالهای اشتباهی به مغز ارسال کند که منجر به ایجاد ولعهای غیرطبیعی شود. این یافتهها میتواند در آینده منجر به تولید پروبیوتیکهای خاصی شود که به درمان پیکا و سایر اختلالات خوردن کمک میکنند.
همچنین با پیشرفت ژنتیک، محققان در تلاشند تا ژنهای مسئول در جذب مواد معدنی و تنظیم اشتها را شناسایی کنند. این احتمال وجود دارد که برخی افراد به صورت ژنتیکی مستعد ابتلا به پیکا باشند یا بدن آنها در شرایط استرسزا نتواند مواد معدنی را به درستی بازیافت کند. با شناسایی این نشانگرهای ژنتیکی، میتوان پیکا را حتی پیش از بروز علائم پیشبینی و پیشگیری کرد. تا آن زمان، مهمترین ابزار ما افزایش آگاهی عمومی و نگاه علمی به این اختلال است تا هیچکس به خاطر یک نیاز بیولوژیک مورد تمسخر قرار نگیرد و دسترسی به درمانهای تخصصی برای همه فراهم باشد.
جمعبندی نهایی
سندروم پیکا فراتر از یک عادت عجیب، فریاد بدن برای جبران کمبودهای حیاتی مانند آهن و روی است که در بستری از پیچیدگیهای روانشناختی و فرهنگی شکل میگیرد. این اختلال میتواند عوارض جبرانناپذیری همچون مسمومیت با سرب یا انسداد روده داشته باشد، اما با تشخیص به موقع و مداخلات پزشکی و رفتاری، کاملاً قابل درمان است. درک این مطلب که پیکا یک نیاز بیولوژیک است، به ما کمک میکند تا به جای قضاوت، به دنبال ریشههای علمی آن باشیم. آگاهی از پیوند میان مغز و تغذیه، کلید سلامت جامعه در مواجهه با چنین اختلالات نادری است که علم روز به سرعت در حال گشودن گرههای آن میباشد.











خدا رو شکر که شدیم مرغ! هم به عزا سرمون رو می برن و هم به عروسی!
مفید و سریع و با عجله! مستند4 رو دیدم برنامه ی خوبیه/در مورد دعوای وبلاگی کاملن موافقم.راستی شما که هم به ریاضیات و فیزیک بیشتر از پزشکی علاقه داشتید و تا این حد هم به ای تی علاقه مندید چرا پزشکی خوندید؟
دقیقا منم میخواستم راجع به مستند 4 بنویسم برنامه فوق العاده ایه فقط کاش قسمت اولشو میدی خیلی خیلی جالب و البته ناراحت کننده بود …
من همیشه منتظرم که بلاخره شاید یه روزی شما فرصتی کنید و به وبلاگم سری بزنید. از خوندن نوشته هاتون لدت میبرم ساده و رون و عالی مینویسید. در مورد سرعت اینترنت واقعا متاسفم که تصمیم گیرنده ها تا این اندازه بی اطلاعند…
سلام این مطلبتون خیلی چسبید!
آقا منم از وقتی دیدمش خاطرخواهش شدم. قیمت پیشنهادیش در سوئد از موبایلهای دیگه خیلی زیاد تر نیست. توش 200 تا قسمت نرم افزاری که پاتنت دارن استفاده شده. همون فقط یک کلید داشتنش خیلی عالیه.
حرف های روزانه ات هم خوب و شنیدنیه.
وبلاگت جوریه که آدم وقتی این جا میاد، اصلا این حس رو نداره که وقت اش تلف شده.
راستی شبکه ی چهار، دو سه شب پیش، مستند میکروکاسموس رو هم گذاشت اما اون قدر دیر (حدود یک بعد از نصف شب) که من نتونستم درست و حسابی تماشاش کنم.
آقای دکی جون شما خیلی سطح بالا نوشتی…
من آخرش نفهمیدم شما پزشک رایانه اید یا طبیب علاقه مند به کامپیوتر؟!