تفاوت داستان کوتاه، نوول و رمان؛ راهنمای جامع تشخیص قالبهای داستانی
شناخت دقیق تفاوتهای میان فرمتهای مختلف ادبی مانند داستان کوتاه، نوول و رمان، فراتر از یک سرگرمی ساده، دانشی ضروری برای هر خوره کتاب و نویسنده تازهکار است. این مقاله قصد دارد با بررسی دقیق مرزهای این قالبها، به شما کمک کند تا درک بهتری از معماری کلمات داشته باشید و دیگر در مواجهه با یک اثر ادبی، دچار سردرگمی در تشخیص فرم آن نشوید. در این مطلب برآنیم که ببینیم چرا طول کلمات به تنهایی ملاک کافی نیست و آیا واقعاً مرزهای بین این دستهبندیها در ادبیات مدرن کمرنگ شده است؟ آیا درست است که نوول صرفاً یک رمان کوتاه است یا ماهیتی کاملاً مستقل دارد؟ با ما همراه باشید تا با نگاهی گیکوار و فنی، این ساختارهای روایی را کالبدشکافی کنیم.
آنچه در این مقاله میخوانید:
- داستان کوتاه؛ ضربه فنی در کمترین زمان
- بررسی نمونه شاخص: لاتاری اثر شرلی جکسون
- نوولت؛ حلقه گمشده میان کوتاهی و بلندی
- نوول یا رمان کوتاه؛ تمرکز بر یک ایده مرکزی
- بررسی نمونه شاخص: مزرعه حیوانات اثر جورج اورول
- رمان؛ جهانسازی بیحد و مرز
- بررسی نمونه شاخص: بینوایان اثر ویکتور هوگو
- تفاوت در تعداد کلمات؛ استانداردهای صنعتی
- تفاوت در ساختار پیرنگ و تعدد شخصیتها
- زمان روایی و گستره مکانی در انواع داستان
- تأثیر روانشناختی بر خواننده در هر قالب
- اشتباهات رایج در نامگذاری آثار ادبی
- انتخاب قالب مناسب برای نویسندگان تازهکار
- تکنولوژی و تغییر ذائقه؛ عصر داستانهای مایکرو
- آینده روایتگری در رسانههای دیجیتال
داستان کوتاه؛ ضربه فنی در کمترین زمان
داستان کوتاه (Short Story) مانند یک عکس فوری از یک لحظه بحرانی در زندگی شخصیت است که باید در کوتاهترین زمان ممکن، بیشترین تأثیر را بگذارد. در این قالب، نویسنده فرصت زیادهگویی ندارد و هر کلمه باید مانند یک قطعه از پازل، دقیقاً در جای خود قرار گیرد تا تم اصلی (Theme) شکل بگیرد. برخلاف رمان که اجازه شاخ و برگ دادن به شخصیتهای فرعی را میدهد، اینجا همه چیز در خدمت یک ایده واحد است. ادگار آلن پو معتقد بود داستان کوتاه باید به گونهای باشد که بتوان آن را در یک نشست (Single Sitting) خواند و تأثیری واحد دریافت کرد. امروزه در عصر سرعت، داستانهای کوتاه دوباره جایگاه ویژهای در میان اپلیکیشنهای کتابخوان و مجلات آنلاین پیدا کردهاند.
بررسی نمونه شاخص: لاتاری اثر شرلی جکسون
شناسنامه اثر: داستان کوتاه «لاتاری» (The Lottery) در سال 1948 توسط شرلی جکسون (Shirley Jackson) منتشر شد که از مهمترین آثار ادبیات کلاسیک آمریکا محسوب میشود. کاراکترهای اصلی شامل ساکنان یک دهکده کوچک و خانواده هاچینسون هستند که در یک مراسم سنتی سالانه شرکت میکنند.
داستان در یک صبح زیبای تابستانی در دهکدهای آرام شروع میشود که مردم برای انجام مراسم قرعهکشی سالانه جمع شدهاند. در حالی که در ابتدا همه چیز عادی و حتی مفرح به نظر میرسد، به تدریج تنش بالا میرود و مشخص میشود که برنده این قرعهکشی، قربانی یک سنت وحشیانه خواهد شد. جکسون با مهارتی خیرهکننده، از یک موقعیت روزمره به یک نقد تند اجتماعی و روانشناختی در مورد خشونت نهفته در جوامع انسانی میرسد. این اثر به قدری تکاندهنده بود که پس از انتشار در نیویورکر، موجی از لغو اشتراک و نامههای اعتراضآمیز را به همراه داشت. خواننده در عرض چند دقیقه از آرامش به وحشتی عمیق فرو میرود که ویژگی اصلی یک داستان کوتاه موفق است.
نوولت؛ حلقه گمشده میان کوتاهی و بلندی
بسیاری از خوانندگان با واژه نوولت (Novelette) بیگانه هستند، در حالی که این قالب نقشی حیاتی در ادبیات ژانر، به ویژه علمیتخیلی و فانتزی ایفا میکند. نوولت از نظر حجم، طولانیتر از داستان کوتاه و کوتاهتر از نوول است و معمولاً بین 7,500 تا 17,500 کلمه را شامل میشود. این فضا به نویسنده اجازه میدهد تا کمی بیشتر به جزئیات صحنه بپردازد و شاید یک یا دو خردهپیرایت (Subplot) کوچک را نیز وارد ماجرا کند. در نوولت، ما با یک تغییر شخصیت ملموستر نسبت به داستان کوتاه روبرو هستیم، اما هنوز از گستردگی رمان خبری نیست. بسیاری از آثار برنده جایزه هوگو (Hugo Award) در این دستهبندی قرار میگیرند که نشاندهنده اهمیت فنی این قالب است.
تاس ریختم و گزینه «دو پاراگراف: اول 5 جمله، دوم 4 جمله» آمد:
نوولتها اغلب به عنوان پلی برای تبدیل یک ایده درخشان به یک دنیای بزرگتر عمل میکنند و پتانسیل بالایی برای اقتباسهای سینمایی کوتاه دارند. نویسنده در این قالب میتواند روی توسعه اتمسفر (Atmosphere) مانور بیشتری بدهد و خواننده را کمی عمیقتر در درگیری ذهنی شخصیت غرق کند. برخلاف داستان کوتاه که بر «واقعه» متمرکز است، نوولت کمی به «فرآیند» تغییر نزدیک میشود. این فرمت در نشریات کاغذی قدیمی بسیار محبوب بود زیرا دقیقاً فضای یک شماره مجله را پر میکرد.
امروزه با رشد پلتفرمهایی مثل کیندل، نوولتها به عنوان ایبوکهای ارزانقیمت و سریعخوان دوباره متولد شدهاند. بسیاری از نویسندگان برای حفظ ارتباط با مخاطب در فواصل انتشار رمانهای بزرگشان، به نوشتن نوولت روی میآورند. این آثار معمولاً در یک نشست طولانی یا دو نشست کوتاه خوانده میشوند و رضایت خاطر عمیقی ایجاد میکنند. در واقع نوولت نه آنقدر کوتاه است که زود تمام شود و نه آنقدر بلند که خستهکننده باشد.
نوول یا رمان کوتاه؛ تمرکز بر یک ایده مرکزی
نوول (Novella) که در زبان فارسی گاهی به غلط رمان کوتاه نامیده میشود، یکی از سختترین قالبها برای نوشتن و یکی از لذتبخشترینها برای خواندن است. حجم آن معمولاً بین 17,000 تا 40,000 کلمه است و تمرکز شدیدی روی یک پیرنگ مرکزی دارد. در نوول، شخصیتهای فرعی وجود دارند اما همگی در راستای پیشبرد بحران اصلی شخصیت قهرمان حرکت میکنند. برخلاف رمان، در نوول معمولاً شاهد تغییر مکانهای متعدد یا پرشهای زمانی بزرگ نیستیم و همه چیز در یک بستر فشرده اتفاق میافتد. آثار بزرگی در تاریخ ادبیات مانند «پیرمرد و دریا» یا «مسخ» در این دسته قرار میگیرند که نشان از قدرت بیانی این قالب دارد.
بررسی نمونه شاخص: مزرعه حیوانات اثر جورج اورول
شناسنامه اثر: کتاب «مزرعه حیوانات» (Animal Farm) نوشته جورج اورول (George Orwell) در سال 1945 منتشر شد. کاراکترهای اصلی حیوانات یک مزرعه هستند که خوکهایی به نام ناپلئون و اسنوبال رهبری آنها را بر عهده دارند تا علیه استبداد انسانها شورش کنند.
داستان با سخنرانی خوک پیری به نام میجر شروع میشود که آرزوی جهانی بدون بهرهکشی انسان از حیوان را دارد. پس از مرگ او، حیوانات مزرعه صاحب خود را فراری میدهند و سعی میکنند جامعهای برابر بسازند، اما به تدریج خوکها قدرت را قبضه کرده و دیکتاتوری بدتری ایجاد میکنند. این نوول به عنوان یک تمثیل (Allegory) سیاسی از انقلاب روسیه و قدرتطلبی استالین شناخته میشود که به شکلی نبوغآمیز در قالب یک داستان ساده بیان شده است. اورول در این حجم محدود، توانسته است سیر فروپاشی یک آرمانشهر را به دقیقترین شکل ممکن به تصویر بکشد. خواننده با خواندن این اثر، نه تنها یک داستان جذاب، بلکه یک درس تاریخ و جامعهشناسی را در قالب روایتی فشرده تجربه میکند.
رمان؛ جهانسازی بیحد و مرز
رمان (Novel) سلطان بیچون و چرای فرمهای ادبی است که به نویسنده اجازه میدهد یک جهان کامل با قوانین، تاریخ و شخصیتهای متعدد خلق کند. رمان معمولاً از مرز 40,000 کلمه فراتر میرود و محدودیتی برای سقف کلمات ندارد، هرچند رمانهای استاندارد معمولاً بین 80 تا 100 هزار کلمه هستند. در رمان، ما با چندین خط داستانی مواجه هستیم که در نهایت به هم گره میخورند و شخصیتها در طول زمان دچار تحولات عمیق میشوند. این قالب به نویسنده امکان میدهد به مسائل فلسفی، سیاسی و اجتماعی با جزئیات فراوان بپردازد و دیدگاههای مختلف را از زبان کاراکترهای گوناگون بیان کند. رمان مدرن با «دن کیشوت» آغاز شد و تا امروز به عنوان اصلیترین ابزار روایتگری مکتوب باقی مانده است.
بررسی نمونه شاخص: بینوایان اثر ویکتور هوگو
شناسنامه اثر: رمان حماسی «بینوایان» (Les Misérables) در سال 1862 توسط ویکتور هوگو (Victor Hugo) منتشر شد. شخصیتهای اصلی شامل ژان والژان، بازرس ژاور، فانتین، کوزت و ماریوس هستند که در بستر تحولات اجتماعی قرن نوزدهم فرانسه تصویر شدهاند.
داستان با آزادی ژان والژان از زندان پس از نوزده سال حبس به خاطر سرقت یک قرص نان آغاز میشود و تلاش او برای رستگاری را دنبال میکند. در این میان، تعقیب و گریز دائمی او توسط بازرس ژاور که نماد قانون خشک است، موتور محرک بسیاری از اتفاقات کتاب است. هوگو در این رمان عظیم، به مباحثی چون فقر، عشق، ایثار، انقلاب و ماهیت قانون میپردازد و صدها صفحه را به تحلیلهای تاریخی اختصاص میدهد. این اثر فراتر از یک داستان ساده، یک سند اجتماعی از دوران رنج و امید در تاریخ فرانسه است. شخصیتهای بینوایان به قدری در فرهنگ عامه نفوذ کردهاند که نام آنها به نمادهایی برای مفاهیم اخلاقی تبدیل شده است.
تفاوت در تعداد کلمات؛ استانداردهای صنعتی
در صنعت نشر امروز، تعداد کلمات (Word Count) اصلیترین خطکش برای جداسازی این قالبهای ادبی از یکدیگر است. داستانهای کوتاه معمولاً زیر 7,500 کلمه هستند، در حالی که نوولتها تا مرز 17,500 کلمه پیش میروند. اگر متنی بین 17,500 تا 40,000 کلمه داشته باشد، در دستهبندی نوول قرار میگیرد و هر چیزی فراتر از آن، رمان محسوب میشود. البته این اعداد وحی منزل نیستند و گاهی ناشران بر اساس مخاطب هدف یا هزینههای چاپ، این مرزها را کمی جابجا میکنند. دانستن این اعداد برای نویسندگانی که قصد دارند آثارشان را به مسابقات ادبی یا مجلات معتبر بفرستند، بسیار حیاتی و تعیینکننده است. رعایت این استانداردها به ویراستاران کمک میکند تا بلافاصله جایگاه اثر را در ویترین کتابفروشیها یا صفحات مجله تشخیص دهند.
تفاوت در ساختار پیرنگ و تعدد شخصیتها
ساختار پیرنگ (Plot) در داستان کوتاه به شدت متمرکز و خطی است، به طوری که هر حادثه مستقیماً به نقطه اوج ختم میشود. در مقابل، رمان مانند یک رودخانه خروشان است که در مسیر خود به نهرهای متعددی منشعب میشود و دوباره به هم میپیوندد. تعدد شخصیتها در رمان یک امتیاز است که به غنای داستان کمک میکند، اما در داستان کوتاه، وجود بیش از سه یا چهار شخصیت اصلی میتواند باعث سردرگمی شود.
در نوول، ما با یک ساختار میانی روبرو هستیم که پیرنگ اصلی را با دقت بیشتری نسبت به داستان کوتاه میکاود اما از پراکندگی رمان پرهیز میکند. شخصیتها در رمان فضای کافی برای اشتباه کردن، یادگیری و تغییر در طول سالها را دارند، در حالی که در داستان کوتاه تغییرات معمولاً درونی و لحظهای هستند. رماننویس از تکنیکهای تعلیق طولانیمدت استفاده میکند تا خواننده را برای صدها صفحه همراه خود بکشاند. در حالی که نویسنده داستان کوتاه باید در همان پاراگراف اول، قلاب خود را در ذهن خواننده فرو کند. این تفاوت در ساختار، باعث میشود که رویکرد نویسنده به زمان و مکان در هر یک از این قالبها کاملاً متفاوت باشد.
زمان روایی و گستره مکانی در انواع داستان
زمان روایی در داستان کوتاه معمولاً بسیار محدود است و ممکن است تنها چند دقیقه یا چند ساعت از زندگی یک فرد را شامل شود. رمان اما میتواند قرنها را در بر بگیرد و داستان چندین نسل از یک خانواده را روایت کند، مثل آنچه در «صد سال تنهایی» میبینیم. از نظر مکانی نیز، داستان کوتاه اغلب در یک لوکیشن واحد یا محدود اتفاق میافتد تا تمرکز خواننده حفظ شود. رمان به نویسنده اجازه میدهد شخصیتها را به سفرهای دور و دراز بفرستد و قارههای مختلف را به عنوان صحنه نمایش خود برگزیند. این گستردگی در نوول به شکلی متعادل وجود دارد؛ یعنی مکانها محدودتر از رمان اما بازتر از داستان کوتاه هستند.
تأثیر روانشناختی بر خواننده در هر قالب
خواندن یک داستان کوتاه مثل خوردن یک فنجان اسپرسوی غلیظ است که بلافاصله انرژی و تأثیرش را به مغز مخابره میکند. خواننده پس از اتمام آن، معمولاً در یک خلسه کوتاه فرو میرود و به معنای پنهان پشت آن واقعه فکر میکند. اما رمان مثل یک سفر طولانی جادهای است که در آن خواننده با شخصیتها زندگی میکند، با آنها پیر میشود و پس از پایان کتاب، احساس میکند دوستانی صمیمی را از دست داده است. این وابستگی عاطفی در رمان بسیار قویتر است زیرا زمان بیشتری صرف همراهی با کاراکترها شده است.
نوولها تأثیری بینابینی دارند؛ آنها به اندازه کافی طولانی هستند که خواننده را غرق کنند و به اندازه کافی کوتاه که در حافظه کوتاهمدت باقی بمانند. در داستان کوتاه، عنصر غافلگیری (Twist) نقش کلیدی دارد و میتواند کل برداشت خواننده را در یک جمله تغییر دهد. رمانها بیشتر بر روی مکاشفه و درک تدریجی حقایق تمرکز دارند تا شوکهای ناگهانی. در نهایت، هر قالب ادبی بخش متفاوتی از نیازهای روانی انسان به قصه را پاسخ میدهد. انتخاب میان اینها بستگی به این دارد که خواننده در آن لحظه به دنبال یک تلنگر است یا یک زندگی موازی.
اشتباهات رایج در نامگذاری آثار ادبی
یکی از بزرگترین اشتباهات در فضای ادبی فارسی، استفاده از واژه «رمان» برای هر نوشته داستانی بلندتر از دو صفحه است. بسیاری از آثاری که در بازار به عنوان رمان فروخته میشوند، در واقع نوول یا حتی نوولت هستند که با فاصله گذاشتن بین خطوط، قطور به نظر میرسند. همچنین، برخی افراد تصور میکنند «داستان بلند» معادل دقیق رمان است، در حالی که داستان بلند ترجمه لفظی برای نوول است. این تداخل اصطلاحات باعث میشود انتظارات مخاطب از ساختار پیرنگ و توسعه شخصیتها به درستی برآورده نشود. در نقدهای حرفهای، تشخیص درست این قالبها نشاندهنده سواد فنی منتقد و درک او از معماری متن است. اصلاح این رویکرد در میان نویسندگان جوان کمک میکند تا فرم درست را برای بیان ایدههای خود انتخاب کنند.
انتخاب قالب مناسب برای نویسندگان تازهکار
برای کسی که تازه قدم در راه نویسندگی گذاشته، شروع با داستان کوتاه بهترین تمرین برای صیقل دادن نثر و یادگیری ایجاز است. بسیاری از نویسندگان بزرگ ابتدا با انتشار داستانهای کوتاه در مجلات نام خود را سر زبانها انداختند و سپس به سراغ رمان رفتند. نوشتن رمان بدون تسلط بر ساختار داستان کوتاه، مثل این است که کسی بخواهد بدون تمرین دویدن، در ماراتن شرکت کند. نوول میتواند مرحله میانی بسیار خوبی برای تمرین جهانسازی بدون گم شدن در پیچیدگیهای عظیم یک رمان چندصد صفحهای باشد. هر قالب ادبی چالشهای خاص خود را دارد و نویسنده باید ببیند ایده اصلیاش چقدر پتانسیل کش آمدن یا فشرده شدن دارد.
تکنولوژی و تغییر ذائقه؛ عصر داستانهای مایکرو
با ظهور شبکههای اجتماعی، قالبهای جدیدی مثل داستانهای مایکرو (Micro-fiction) یا داستانهای برقی (Flash Fiction) به شدت محبوب شدهاند. اینها نسخههای افراطی داستان کوتاه هستند که گاهی تنها در چند کلمه یا یک توئیت خلاصه میشوند. تکنولوژی باعث شده حوصله مخاطب برای رمانهای کلاسیک قطور کمتر شود و به دنبال تجربههای داستانی سریعتر باشد. با این حال، کیندل و کتابخوانهای الکترونیک باعث احیای نوولها شدهاند، چرا که دیگر هزینه چاپ و ضخامت عطف کتاب ملاک ارزشگذاری نیست.
نویسندگان امروزی باید یاد بگیرند که چگونه در پلتفرمهای مختلف، فرمت مناسب را انتخاب کنند تا دیده شوند. برای مثال، یک داستان کوتاه اپیزودیک ممکن است در یک خبرنامه ایمیلی بسیار موفقتر از یک رمان سریالی باشد. از سوی دیگر، پادکستهای داستانی باعث شدهاند که نوولها به دلیل زمان اجرای مناسب (حدود 2 تا 4 ساعت)، مخاطبان بسیار زیادی پیدا کنند. هوش مصنوعی نیز اکنون وارد میدان شده و میتواند بر اساس تعداد کلمات درخواستی، ساختارهای اولیهای برای این قالبها پیشنهاد دهد. در نهایت، مغز انسان همچنان به دنبال قصه است، چه در قالب یک پاراگراف و چه در قالب هزار صفحه. این تغییرات تکنولوژیک تنها بستهبندی قصهها را عوض کردهاند، نه نیاز بنیادین ما به روایت را.
آینده روایتگری در رسانههای دیجیتال
در آیندهای نزدیک، مرزهای بین کتاب، بازی ویدئویی و سینما بیش از پیش کمرنگ خواهد شد و قالبهای ادبی نیز از این تغییر مصون نخواهند بود. ما احتمالاً با رمانهای تعاملی روبرو خواهیم شد که طول آنها بر اساس تصمیمات خواننده تغییر میکند و میتواند از یک نوول به یک حماسه طولانی تبدیل شود. واقعیت افزوده (AR) میتواند داستانهای کوتاه را به محیط فیزیکی ما بیاورد و تجربه خواندن را به یک تجربه مکانی تبدیل کند. با این حال، قدرت کلمه مکتوب همچنان در تخیلسازی بیرقیب خواهد ماند و اصالت خود را حفظ خواهد کرد. داستان کوتاه، نوول و رمان، هر سه به عنوان ستونهای اصلی ادبیات، با ابزارهای نوین تطبیق مییابند اما ماهیت انسانی خود را از دست نمیدهند. آینده از آنِ نویسندگانی است که میدانند چگونه محتوای خود را در قالب درست و با ابزار درست به دست مخاطب برسانند.
جمعبندی نهایی
تفاوت میان داستان کوتاه، نوول و رمان تنها در تعداد کلمات خلاصه نمیشود، بلکه ریشه در وسعت دیدگاه نویسنده و عمق نفوذ او در جهان شخصیتها دارد. داستان کوتاه ضربهای ناگهانی و بیدارکننده است، نوول تمرکزی عمیق بر یک بحران واحد و رمان تلاشی حماسی برای بازسازی واقعیت در تمام ابعاد آن محسوب میشود. در دنیای پرشتاب امروز، شناخت این فرمها به ما کمک میکند تا به عنوان خواننده، انتخابهای هوشمندانهتری داشته باشیم و به عنوان نویسنده، ظرف مناسبی برای مظروف اندیشههایمان برگزینیم. ادبیات همواره در حال تغییر است، اما نیاز به شنیدن روایتهایی که به زندگی ما معنا میبخشند، ثابت میماند.








جالب بود .
تنها بدی تاهوما در اینه که درحالت بزرگ خیلی زشته که بخاطر همین از آریال استفاده می کنند
این در جواب دوست عزیزمون که میگفت چرابرای تیتر از تاهوما استفاده نمیشه
خوش باشید
Toward Future
سلام دکتر جان عیدو به شما تبریک میگم وامید وارم که سال خوبی داشته باشی واز این همه انرژی به شما حسودیم میشه خدانگهدار
salam aghaye dr
khaste nabashid , man ye moshkel daram mikham hamaye mailaye to mail box gmailamo montaghel konam be box ye gmail dighe , mashkok shodam be hachesh mikham mailamo dashte basham va dige az mail ghablim estefade nakonam , mikham bedonam chetori gorohi mailamo forward konam , mamnon
sanam
salam be dokie azizam
midonid man felan hamintori rahatam
va az inke emroz ye chize jadidi yad gereftam khoshhaltaram GMAIL
دست شما درد نکند. جالب بود
راستی عید شما هم مبارک
بسم الله
سلام
خیلی به کار آمد. بسیار ممنونم. سال نو هم مبارک
یا علی
سلام جناب دکتر.کاش این رو هم توضیح میدادین که چطور ایمیلهای یاهو رو تو جیمیل خوند؟البته جامع.تشکر
سلام
ای« استایلیش قبلا باش کار کردم خیلی اذیتم کرد و فایرفاکسم رو ریخت به هم.
در مورد فونت تاهما در جیمیل راهی که معمولا سادهترینه اینه که از یکی از این صفحات فارسی دو تا حرف تو جیمیل کپی پیست کنین و بعد بینش شروع کنین به تایپ مطلب ارسالیتون.
موفق باشین.
دکتر مجیدی عزیز احتمالا شما تا الان با اپل کار نکردید و فونتهای زیباش رو ندیدید، دوستان من در انجمن ایرانی کاربران مک چند قلم زیبا رو برای ویندوز و لینوکس نوشته اند توصیه می کنم حتما امتحانشون بکنید. کافیه فقط چرخی تو فاروم های یوزهای مک بزنید تا از نظرشون راجع به تاهوما آگاه بشید.
http://wiki.irmug.org/index.php/%D9%82%D9%84%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B3%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B3_%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87%D9%94_%DB%B2
سلام. تغییر فونت ایمیل ها به تاهو ما به همان اندازهزیباست که دو فونته بودن این پست نازیبا . دو پاراگراف از نوشته این پست فونتش فرق مبی کند. ( از طرف گیرنده ایرادهای بنی اسرائیلی!)
Salam
Be nazar mirese ke addresse greasemonkey tooye in post broken hastesh. Lotfan be in link updatesh konid:
https://addons.mozilla.org/firefox/748/
Mamnoon,
Ebrahim
مطلب فوق العاده مفید و خوبی بود.
من که برای نوشتن نامههام همیشه اونها رو اول توی ووردپَد ویندوز مینویسم. هم برنامه سبکیه و هم در حالت آفلاین میشه متن رو بهتر آماده کرد.
سلا من یکی از نوستده های وبلاگ یک فرشته سابق و روی خط آی تی جدید هستم. لطفا نام یک فرشته را به روی خط IT تغییر دهید و آدرس را نیز تغییر دهید و به http://www.itonline.ir نبدیل کنید. ممنون
سلام دکتر جان
خیلی جالب بود.
در مورد فونت تاهوما. من از استایلیش و Google Tahoma (unified font style) v0.2 استفاده میکنم که یک استایل عمومی است در سایت استایلیش و همه فونتها رو در تمام دومینها و ساب دومینهای گوگل تاهوما میکنه.
من فقط سایزش رو دستی بزرگ کردم. در گوگل ریدر و گوگل آی جی و جیمیل هم کار میکنه