وضعیت اینترنت در سال ۲۰۰۷ و سایتهای گلسرسبدِ آن دوره

تصور کنید نشستهاید پشت یک کامپیوتر دسکتاپ در سال ۲۰۰۷؛ هنوز گوشی هوشمند (smartphone) به شکل امروزی فراگیر نشده و مرورگرها، پنجرهٔ اصلی به جهان وب هستند. شما وارد سایت میشوید، ایمیلتان را میبینید، به یکی از شبکههای اجتماعی میروید و ویدیویی را در یک سرویس تازهبهکار گذاشته تماشا میکنید. در آن زمان وضعیت اینترنت در سال ۲۰۰۷ دقیقاً مانند یک انقلاب آرام بود: سرویسهای قدیمی همچنان قدرتمند، و سرویسهای جدید در حال بهدست گرفتن سهم.
در سال 2007 رفتار کاربران و الزامات فنی وب تغییر کرد. با رشد ترافیک ویدیویی، ظهور موبایل و اشتراکگذاری اینترنتی، چشمانداز ثابت وب ترکیب شد با سرعت، تعامل و مشارکت بیشتر. در این زمینه، برخی سرویسها به ویژه در سال ۲۰۰۷ به اوج رسیدند و جایگاهشان تثبیت شد.
۱- گوگل؛ پادشاه مطلق وب
در سال ۲۰۰۷ اگر از هر کاربری میپرسیدی «اینترنت یعنی چه؟»، احتمالاً جوابش «گوگل» بود. موتور جستوجوی گوگل عملاً در آن زمان تبدیل به دروازهٔ ورود به وب شده بود. سرویسهایی مانند Gmail، Google Maps و Google News تازه رشد کرده بودند و هرکدام نشان میدادند که گوگل فقط موتور جستوجو نیست بلکه یک اکوسیستم خدمات آنلاین است.
در همان سال گوگل با معرفی Google Docs & Spreadsheets ایدهٔ کار گروهی آنلاین را جا انداخت؛ حرکتی که بعداً رقیب مستقیم مایکروسافت آفیس شد. سرویس AdSense هم باعث شد هزاران وبلاگ و سایت کوچک از طریق تبلیغات زنده بمانند. در واقع گوگل بهنوعی موتور اقتصادی وب بود. کاربران آن زمان از فایرفاکس یا اینترنت اکسپلورر استفاده میکردند و نوار جستوجوی بالای مرورگرشان تقریباً همیشه با گوگل تنظیم شده بود.
۲- یوتیوب؛ انقلاب ویدیو در وب
یوتیوب تازه دو ساله بود و بهتازگی توسط گوگل خریداری شده بود. در سال ۲۰۰۷ هنوز کیفیت ویدیوها پایین و فرمت اصلی FLV بود، اما این سرویس بهطرز خیرهکنندهای در حال جذب کاربران جدید بود. پدیدهای به نام «viral video» (ویدیوی ویروسی) تازه به فرهنگ آنلاین وارد شده بود؛ مردم برای اولین بار از لینک ویدیوها در ایمیل یا بلاگها استفاده میکردند تا دیگران را بخندانند یا شوکه کنند.
یوتیوب به رسانهٔ مستقل مردم تبدیل شده بود. بسیاری از کاربران، بهجای تماشای تلویزیون، سراغ ویدیوهای کاربرساخته میرفتند. برندهایی مثل Coca-Cola و شرکتهای موسیقی تازه داشتند میفهمیدند که ویدیو در اینترنت میتواند ابزار تبلیغاتی قدرتمندی باشد. در همین سال مفهوم «سازندهٔ محتوا» (content creator) متولد شد؛ هرچند هنوز واژهٔ یوتیوبر (YouTuber) وارد فرهنگ عمومی نشده بود.
۳- مایاسپیس و فیسبوک؛ نبرد برای هویت دیجیتال
در ۲۰۰۷، مایاسپیس (MySpace) هنوز پادشاه شبکههای اجتماعی بود. کاربران میتوانستند صفحهٔ شخصی خود را با HTML و موسیقی دلخواه تزئین کنند. برای نسل جوان، مایاسپیس ترکیبی از شبکهٔ اجتماعی، بلاگ شخصی و نمایشگاه موسیقی بود.
اما در همان سال، فیسبوک با سرعت سرسامآوری در حال رشد بود. در ابتدا فقط برای دانشجویان بود ولی در ۲۰۰۷ عموم مردم توانستند حساب باز کنند. تفاوت اصلی در سادگی طراحی و تمرکز بر روابط واقعی بود. اگر مایاسپیس یک اتاق پر از رنگ و افکت بود، فیسبوک مثل دفتر سادهای بود که فقط دادهها را نشان میداد. الگوریتم News Feed تازه معرفی شده بود و واکنش کاربران به آن نشان داد آینده در تعامل مداوم است، نه صفحههای ساکن.
این رقابت تا چند سال بعد ادامه یافت، اما در سال ۲۰۰۷ هنوز هیچکس باور نداشت که فیسبوک بتواند غول سرگرمکنندهای مثل مایاسپیس را شکست دهد.
۴- ویکیپدیا؛ کتابخانهای که همه ویرایشگرش بودند
در ۲۰۰۷، ویکیپدیا به یکی از پرمراجعهترین سایتهای جهان تبدیل شده بود. مردم برای اولین بار به این نتیجه رسیدند که محتوای جمعی میتواند دقیقتر از دانشنامههای چاپی باشد. نسخهٔ انگلیسی در آن زمان بیش از ۱٫۵ میلیون مقاله داشت و بسیاری از کاربران حتی نمیدانستند چه کسی نویسنده است، اما اعتماد عمومی شکل گرفته بود.
برای دانشآموزان و دانشجویان، ویکیپدیا معادل کتاب مرجع سریع بود. دانشگاهها هنوز نسبت به استناد مستقیم به آن محتاط بودند، اما همه در عمل از آن استفاده میکردند. حتی موتورهای جستوجو هم نتایج ویکیپدیا را در صدر نشان میدادند.
۵- یاهو؛ امپراتوری در حال سقوط
در آغاز سال ۲۰۰۷، Yahoo! هنوز یکی از بزرگترین پورتالهای وب بود: ایمیل، اخبار، گروهها (Yahoo! Groups)، پرسش و پاسخ (Yahoo! Answers)، و حتی یک موتور جستوجوی اختصاصی. اما کمکم نشانههای افول دیده میشد. کاربران از طراحی شلوغ و تبلیغات بیش از حد خسته شده بودند. در مقابل، گوگل و سرویسهای مینیمالتر مثل Gmail تجربهای سریعتر ارائه میدادند.
بااینحال، Yahoo! Mail در آن سال هنوز محبوبترین سرویس ایمیل در جهان بود. بخش خبری و ورزشی یاهو هم ترافیک عظیمی داشت. به بیان ساده، یاهو در ۲۰۰۷ هنوز نمرده بود، اما آیندهاش در سراشیبی بود.
۶- فلیکر و دیلیشس؛ عصر تگها و اشتراک اجتماعی
در سال ۲۰۰۷ مفهوم «اشتراک اجتماعی» (social sharing) تازه در حال بلوغ بود. Flickr برای عکس همان بود که یوتیوب برای ویدیو بود. کاربران عکسهایشان را تگگذاری میکردند و از طریق گروههای موضوعی به اشتراک میگذاشتند.
در کنار فلیکر، سرویس Delicious (del.icio.us) محبوب کاربران حرفهای بود؛ جایی برای ذخیره و دستهبندی لینکها. در آن سال، تگها (tags) تبدیل به زبان مشترک وب شدند. کاربر میتوانست با یک تگ خاص مثل «design» یا «AI» صدها لینک مرتبط پیدا کند. این فضا حس جامعهای واقعی از گیکها و نویسندگان داشت. هر دو سرویس بعدها به یاهو فروخته شدند، و همانطور که میدانیم، آن خریدها هم چندان خوشفرجام نبود.
۷- وبلاگستان؛ دوران طلایی محتوا
در ۲۰۰۷، وبلاگها هنوز قلب تپندهٔ اینترنت بودند. پلتفرمهایی مثل Blogger (متعلق به گوگل)، WordPress و LiveJournal میدان اصلی تولید محتوا بودند. کاربران هنوز مفهوم «پست کوتاه» یا «استوری» را نمیشناختند. وبلاگنویسی جدی بود: نوشتهها طولانی، پر از لینک و اغلب با گفتوگوی زنجیرهای میان نویسندگان.
در ایران هم وبلاگستان فارسی در اوج بود. بسیاری از نویسندگان مستقل، دیدگاه فنی یا فرهنگیشان را در قالب وبلاگ منتشر میکردند. در سطح جهانی، وبلاگهایی مثل TechCrunch، Engadget و Mashable در همین سالها به قدرت رسانهای واقعی تبدیل شدند. این سایتها خط خبری فناوری را شکل میدادند و عملاً جای رسانههای سنتی را گرفتند.
۸- سرویسهای پیامرسان؛ از MSN تا اسکایپ
در دنیای ارتباطات فوری، سه سرویس حرف اول را میزدند: MSN Messenger، Yahoo! Messenger و Skype. کاربران خانگی بیشتر وقت آنلاینشان را در این پیامرسانها میگذراندند. وضعیت «آفلاین – بیکار – در دسترس» نوعی زبان اجتماعی شده بود.
در همان زمان، اسکایپ با قابلیت تماس صوتی رایگان، مرزها را شکست. برای بسیاری از خانوادههای پراکنده در کشورهای مختلف، اسکایپ اولین تجربهٔ تماس بینالمللی بدون هزینه بود. هنوز خبری از تماس تصویری باکیفیت یا واتساپ نبود، اما اسکایپ نشان داد اینترنت میتواند نقش تلفن را هم بازی کند.
۹- اپل، آیتیونز و زایش اکوسیستم جدید
سال ۲۰۰۷ سال معرفی آیفون بود. اگرچه هنوز مرورگر سافاری موبایل خیلی محدود بود، اما ایدهٔ وب روی گوشی شکل گرفت. iTunes Store در اوج محبوبیت بود؛ جایی که کاربران آهنگ میخریدند، نه دانلود غیرقانونی.
در همان سال، پادکستها (podcasts) از مرحلهٔ سرگرمی کوچک به جریان جدی رسانه تبدیل شدند. اپل نقش مهمی در این تحول داشت، چون برای اولین بار در سیستم خود پشتیبانی بومی از پادکست قرار داد. این حرکت عملاً محتوای صوتی مستقل را زنده کرد.
۱۰- وب بهمثابه یک فرهنگ
در سال ۲۰۰۷ اینترنت فقط ابزار نبود، یک «فرهنگ» بود. کاربران با وبلاگنویسی، ویکیپدیا و اشتراک ویدیو احساس مشارکت داشتند. اصطلاحاتی مثل Web 2.0، User Generated Content (محتوای تولیدشده توسط کاربر) و Tag Cloud در همهجا شنیده میشدند.
اینترنت آن سالها هنوز شخصیتر بود. پروفایلها ساده بودند، تبلیغات کمتر آزاردهنده و حس مالکیت دادهها بیشتر بود. کاربران از ایمیل، وبلاگ و RSS برای ارتباط استفاده میکردند. کسی پیشبینی نمیکرد که تنها چند سال بعد، موبایل و الگوریتمها همهچیز را دگرگون کنند.
خلاصه
سال ۲۰۰۷ نقطهٔ اوج وب سنتی بود؛ دورهای که وبسایتها هنوز مرکز تجربهٔ آنلاین بودند و کاربران نقش فعالی در تولید و کشف محتوا داشتند. گوگل، یاهو، فیسبوک، یوتیوب و ویکیپدیا چهرههای اصلی بودند. وبلاگها، فلیکر، دیلیشس و اسکایپ تجربهٔ دیجیتال را انسانیتر کرده بودند.
در این سال اینترنت از فضای استاتیک دههٔ ۹۰ عبور کرد و بهسمت اجتماعیشدن و تعامل پیش رفت. هرچند بسیاری از سرویسهای آن دوران امروز از بین رفتهاند، اما DNA فکری آنها هنوز در سرویسهای مدرن وجود دارد. به بیان دیگر، اینترنت ۲۰۰۷ همان خاکی است که نسل امروز شبکههای اجتماعی و محتوای کاربرمحور از آن روییده است.
❓سؤالات رایج (FAQ)
۱. محبوبترین سایتهای جهان در سال ۲۰۰۷ کدام بودند؟
گوگل، یاهو، یوتیوب، ویکیپدیا، مایاسپیس و فیسبوک از پربازدیدترینها بودند.
۲. چه سرویسهایی در ۲۰۰۷ تازه در حال رشد بودند؟
فیسبوک، توییتر، گوگل داکز و فلیکر در حال گسترش بودند و هنوز به اوج نرسیده بودند.
۳. چرا مایاسپیس سقوط کرد؟
رابط کاربری پیچیده، تبلیغات زیاد و ناتوانی در رقابت با سادگی فیسبوک باعث افت آن شد.
۴. آیا در ۲۰۰۷ اینترنت موبایل رایج بود؟
نه. هنوز در ابتدای مسیر بود. آیفون تازه معرفی شده و وب موبایل در مرحلهٔ آزمایشی بود.
۵. ویژگی متمایز اینترنت ۲۰۰۷ چه بود؟
انسانمحوری. وب در اختیار کاربران بود نه الگوریتمها؛ محتوای تولیدشده توسط کاربر ستون اصلی بود.






سلام . پیرو مکالمه ی شفاهی با جناب عالی هم چنان منتظر مطلب تان هستیم. منتها هر چه سریعتر خوشحال تر می شویم.
بابت 6002 هم شرمنده تقصیر ما نبود در تبدیل از ورد به برنامه ی صفحه بندی این گونه می شود. و اشتباه صفحه بند محترم بود که ….
چون وبلاگش خوبه , خودشم خوش اخلاقه !!! حله ؟ یا حلش کنیم آبجی ؟ D:
سلام
چرا وبلاگ شما رتبه اول شده؟!
یک کنگره قلب روز پنجشنبه برگزار میشه به نظر من ارزش رفتن داره اگه تونستید حتما برید
دکتر جان خسته نباشی
سلام.مرطبت به وب 2 نیست /
میشه از بلاگرولینگ یا بالاخره لیستی به گوگل ریدر ایمپورتی انجام داد یا اینکه مجبور به اضافه کردن دونه دونه لینکها هستیم؟
هیچ ایرادی ندارد، عوضش لینک سکانسهای برگزیده از اینجا که منم باز نمیشود
(http://www.filmsite.org/scenes1.html)
شما چه دکتری هستی که اصلن عین خیالت نیست من سر درد دارم :((
جایی گفته بودید وب فارسی نمی تواند نقشی در سیاست امروز ما داشته باشد. درست است و در حال حاضر علیرغم له شدن دارد به سختی مقاومت میکند و امیدوارم سیر صعودی اش که مشخص نیست ولی بصورت نمایی افزایش خواهد یافت بداد ما و خودش برسد.
این هم برای ابراز همدردی و نکتمصسدل احشرخ4ف اجحشصغف حگکذشئتجشگهغا0ج ف4غج083ض508ض2 435رفلخع اعصاب که برای آدم نمی مونه