تفاوت هذیان و توهم؛ راهنمای ساده برای شناخت مرز بین باورهای غلط و خطاهای حسی
شناخت دنیای شگفتانگیز روان انسان نه تنها جذاب بلکه برای درک بهتر رفتارهای اطرافیان بسیار کاربردی است. در این مقاله میخواهیم تفاوت هذیان و توهم را به شکلی علمی بررسی کنیم تا ببینیم مرز باریک میان این دو پدیده کجاست. آیا واقعا کسانی که صداهایی غیرواقعی میشنوند همانهایی هستند که فکر میکنند تحت تعقیب سازمانهای جاسوسی قرار دارند؟ چرا مغز ما گاهی اطلاعات نادرست را به عنوان واقعیت مطلق میپذیرد؟ آیا ممکن است همه ما در طول زندگی خود سطحی از این تجربهها را پشت سر گذاشته باشیم؟
فهرست مطالب
- ۱. تفاوت بنیادین درک و باور
- ۲. توهم چیست و چگونه در مغز رخ میدهد؟
- ۳. هذیان چیست و چرا ذهن به باورهای اشتباه میچسبد؟
- ۴. تاریخچه و سوءبرداشتهای علمی گذشته
- ۵. نظریه کدگذاری پیشبینانه در عصبشناسی مدرن
- ۶. بازتاب هذیان و توهم در سینما و ادبیات
- ۷. ریشههای فرهنگی و جامعهشناختی
- ۸. تفاوت در نحوه پاسخدهی به درمانهای دارویی
- ۹. سناریوهای واقعی برای درک ملموس تفاوتها
- ۱۰. پدیده پاریدولیا؛ خطای شناختی یا توهم خفیف؟
- ۱۱. نقش شبکههای اجتماعی در شکلگیری هذیانهای جمعی
- ۱۲. بررسی پدیده توهم در اثر محرومیت حسی
- ۱۳. تفاوت هذیان با دروغپردازی و خیالبافی
- ۱۴. نقش واسطههای شیمیایی مغز مانند دوپامین
- ۱۵. چگونه با فردی که دچار توهم یا هذیان است رفتار کنیم؟
۱. تفاوت بنیادین درک و باور
برای شروع باید بدانیم که مغز ما یک پردازشگر اطلاعاتی بسیار پیچیده است. توهم (Hallucination) به معنای تجربه حسی چیزهایی است که اصلاً وجود خارجی ندارند. در مقابل هذیان (Delusion) یک باور غلط، ثابت و غیرقابل تغییر است که با واقعیتهای بیرونی همخوانی ندارد. این یعنی در توهم شما چیزی را میبینید یا میشنوید ولی در هذیان شما به یک ایده عجیب معتقد هستید. درک این تفاوت به ما کمک میکند تا منشأ رفتارهای غیرعادی را بهتر شناسایی کنیم.
پزشکان برای تشخیص اختلالات روانی ابتدا این مرزبندی دقیق را بررسی میکنند. یک فرد ممکن است بدون داشتن هیچ توهم حسی دچار هذیانهای شدیدی باشد. عکس این موضوع نیز در بیماریهای مغز و اعصاب به وفور دیده میشود. بنابراین یکی به سیستم حسی و دیگری به سیستم شناختی مغز مربوط میشود.
۲. توهم چیست و چگونه در مغز رخ میدهد؟
سیستم حسی ما اطلاعات را از جهان بیرون دریافت کرده و به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند. وقتی این پردازش بدون وجود محرک بیرونی در قشر حسی مغز فعال شود توهم رخ میدهد. به عنوان مثال شنیدن صدای موسیقی در یک اتاق کاملاً تاریک و ساکت نمونهای از این پدیده است. مطالعات جدید تصویربرداری مغزی نشان میدهند که در این حالت بخشهای مربوط به شنوایی دقیقاً مانند زمان شنیدن صدای واقعی فعال میشوند. این یعنی تجربه فرد کاملاً واقعی به نظر میرسد و صرفاً یک تخیل ساده نیست.
۳. هذیان چیست و چرا ذهن به باورهای اشتباه میچسبد؟
ذهن انسان همیشه به دنبال پیدا کردن الگوها و معنا بخشیدن به رویدادها است. هذیان زمانی شکل میگیرد که این سیستم معناساز دچار انحراف شدیدی شود. فرد هذیانی باوری را میپذیرد که از نظر منطقی و فرهنگی کاملاً غیرممکن است. این باورها با هیچ دلیل و مدرک منطقی تغییر نمیکنند و فرد به شدت از آنها دفاع میکند.
برای نمونه فردی ممکن است متقاعد شود که اعضای خانوادهاش با بدلهای آنها جایگزین شدهاند. این پدیده که به سندرم کاپگراس (Capgras syndrome) معروف است نمونهای از هذیانهای شناختی است. مغز در این حالت نمیتواند پیوند عاطفی چهرهها را پردازش کند. در نتیجه برای توجیه این نقص حسی یک باور هذیانی عجیب میسازد. درمان این اختلالات معمولاً نیاز به مداخلات روانپزشکی پیچیده دارد. تفاوت اصلی در این است که بیمار هذیانی نیازی به دیدن یا شنیدن چیزهای عجیب برای باور خود ندارد.
۴. تاریخچه و سوءبرداشتهای علمی گذشته
در گذشتههای دور مردم بر این باور بودند که توهمها نشانه ارتباط با دنیای ارواح هستند. کسانی که هذیان میگفتند اغلب به عنوان افراد تسخیرشده توسط شیاطین شناخته میشدند. با پیشرفت علم پزشکی در قرن نوزدهم این دیدگاههای خرافی به مرور رنگ باختند. پزشکان دریافتند که این حالات ناشی از بیماریهای مغزی و عدم تعادل شیمیایی هستند. متاسفانه روشهای درمانی اولیه بسیار خشن و غیراثرگذار بودند. امروز با درک بهتر انتقالدهندههای عصبی رویکردهای درمانی بسیار انسانیتر و موثرتر شدهاند.
۵. نظریه کدگذاری پیشبینانه در عصبشناسی مدرن
یکی از جذابترین نظریههای جدید در علوم اعصاب کدگذاری پیشبینانه (Predictive Coding) است. طبق این نظریه مغز ما مدام در حال پیشبینی اتفاقات محیط اطراف خود است. مغز فقط منتظر دریافت اطلاعات حسی نمیماند بلکه ورودیها را پیشبینی میکند. اگر این سیستم پیشبینی دچار اختلال شود مغز خطاهای درونی خود را به عنوان واقعیت بیرونی تفسیر میکند. اینجاست که توهمها تولید میشوند و فرد تصاویر یا صداهای ذهنی را واقعی میپندارد.
در حالت هذیان نیز مغز فرضیههای اشتباه را به جای واقعیت تایید میکند. سیستم بهروزرسانی باورها در مغز این افراد به درستی کار نمیکند. آنها اطلاعات جدیدی را که باورشان را رد میکند به سادگی نادیده میگیرند. این نظریه به ما کمک میکند تا درمانهای هدفمندتری طراحی کنیم.
۶. بازتاب هذیان و توهم در سینما و ادبیات
هنرمندان همواره از این حالتهای غیرعادی ذهن برای خلق آثار ماندگار الهام گرفتهاند. فیلم معروف ذهن زیبا (A Beautiful Mind) به خوبی نشان میدهد که چگونه قهرمان داستان با هذیانهای گزندآمیز دستوپنجه نرم میکند. در این اثر تماشاگر همراه با شخصیت اصلی مرز بین واقعیت و توهم ذهنی را گم میکند. شاهکارهای ادبی زیادی نیز به بررسی روانپریشی و تاثیر آن بر زندگی انسان پرداختهاند. این آثار به جامعه کمک میکنند تا با همدلی بیشتری به بیماران اعصاب و روان نگاه کنند.
۷. ریشههای فرهنگی و جامعهشناختی
فرهنگ جامعه نقش مهمی در شکلگیری محتوای هذیانها و توهمها دارد. یک بیمار در یک کشور صنعتی ممکن است هذیان کنترل شدن توسط ریزتراشهها را داشته باشد. در حالی که فردی در یک روستای سنتی ممکن است هذیان تسخیر توسط اجنه را تجربه کند. در واقع مغز از نمادها و هراسهای موجود در فرهنگ خود برای ساختن این باورها استفاده میکند.
این تفاوتهای فرهنگی نشان میدهند که روانپریشی کاملاً از محیط اجتماعی تاثیر میپذیرد. پزشکان باید در هنگام تشخیص به پسزمینه فرهنگی بیمار توجه ویژهای داشته باشند. گاهی برخی باورهای جمعی در یک جامعه از دید ناظر بیرونی هذیان به نظر میرسند. اما اگر این باورها در آن فرهنگ پذیرفته شده باشند هذیان تلقی نمیشوند. مرز بین باورهای خرافی و هذیانهای بیمارگونه بسیار باریک و حساس است. بررسی این مرزها به درک عمیقتر پدیدههای اجتماعی کمک شایانی میکند.
۸. تفاوت در نحوه پاسخدهی به درمانهای دارویی
درمان توهم و هذیان معمولاً با داروهای ضدروانپریشی (Antipsychotics) انجام میشود. با این حال پاسخ این دو نشانه به درمانهای دارویی متفاوت است. توهمهای حسی معمولاً سریعتر به داروهای مسدودکننده دوپامین پاسخ میدهند و کاهش مییابند. هذیانها به دلیل ساختار ریشهدار شناختی خود مقاومت بیشتری در برابر درمان نشان میدهند. برای تغییر باورهای هذیانی اغلب به درمانهای شناختی رفتاری مکمل نیاز است. این تفاوت روانپزشکان را مجاب میکند که برنامههای درمانی چندبعدی تنظیم کنند.
۹. سناریوهای واقعی برای درک ملموس تفاوتها
برای درک بهتر بیایید یک موقعیت فرضی ساده را با هم تصور کنیم. فردی که دچار توهم شنوایی است صدای پچپچ چند نفر را در اتاق خالی میشنود. او ممکن است به دنبال منبع صدا بگردد یا از شنیدن آن وحشتزده شود. اما فردی که دچار هذیان گزند و آسیب است باور دارد که همسایهها از طریق دیوارهای خانه گاز سمی وارد اتاقش میکنند. او ممکن است هیچ صدایی نشنود ولی این توطئه خیالی را کاملاً باور داشته باشد.
در سناریوی اول مشکل اصلی در اندامهای حسی و پردازش صوتی مغز است. در سناریوی دوم مشکل اصلی در سیستم استدلال و نتیجهگیری ذهن بیمار قرار دارد. شناخت این مثالها کار را برای اطرافیان بیمار بسیار سادهتر میکند. به این ترتیب میتوانیم واکنش مناسبتری در مواجهه با آنها نشان دهیم.
۱۰. پدیده پاریدولیا؛ خطای شناختی یا توهم خفیف؟
همه ما گاهی چهرههایی را در میان ابرها یا روی بافت دیوار دیدهایم. این پدیده ذهنی جالب پاریدولیا (Pareidolia) نام دارد و یک خطای شناختی طبیعی است. پاریدولیا با توهمهای واقعی که ریشه در بیماری دارند تفاوتهای اساسی دارد. در این پدیده ما میدانیم که تصویر واقعی نیست و به راحتی از آن عبور میکنیم. اما در توهمهای روانپزشکی فرد توانایی تشخیص واقعیت از خیال را به طور کامل از دست میدهد.
۱۱. نقش شبکههای اجتماعی در شکلگیری هذیانهای جمعی
دنیای دیجیتال امروز بستر مناسبی برای انتشار سریع ایدههای عجیب فراهم کرده است. گاهی تئوریهای توطئه در فضای مجازی به هذیانهای جمعی تبدیل میشوند. افراد زیادی بدون داشتن بیماری روانی خاصی این باورهای غلط را به شدت میپذیرند. الگوریتمهای شبکههای اجتماعی نیز با تایید مکرر این باورها به این چرخه دامن میزنند.
این پدیده نشان میدهد که مرزهای هذیان فراتر از دیوارهای بیمارستانها رفته است. در گذشته این نوع باورها به سرعت در جامعه پخش نمیشدند. اکنون با فشردن یک دکمه هزاران نفر میتوانند به یک ایده هذیانی مشترک بپیوندند. این چالش جدیدی برای روانشناسان اجتماعی و متخصصان بهداشت روان است. آنها باید روشهای جدیدی برای مقابله با این باورهای مخرب دیجیتالی پیدا کنند. آموزش تفکر انتقادی میتواند یکی از بهترین سدها در برابر این موجها باشد.
۱۲. بررسی پدیده توهم در اثر محرومیت حسی
اگر مغز انسان را از تمام محرکهای محیطی مانند نور و صدا محروم کنیم اتفاقات عجیبی رخ میدهد. در اتاقهای محرومیت حسی مغز برای جبران سکوت شروع به تولید صداها و تصاویر درونی میکند. این حالت نشان میدهد که مغز زنده همواره به ورودیهای حسی نیاز دارد. توهمهای ناشی از محرومیت حسی کاملاً موقتی هستند و با بازگشت به محیط عادی از بین میروند. آزمایشهای علمی زیادی روی این پدیده برای درک مکانیسمهای رویا و توهم انجام شده است. این پدیده ثابت میکند که حتی یک مغز کاملاً سالم نیز در شرایط خاص توهم ایجاد میکند.
۱۳. تفاوت هذیان با دروغپردازی و خیالبافی
گاهی افراد هذیان را با دروغگویی یا خیالبافیهای شدید اشتباه میگیرند. فرد دروغگو آگاهانه حقیقت را کتمان میکند تا به هدفی خاص برسد. فرد خیالباف نیز میداند که داستانهایش واقعی نیستند و صرفاً جنبه تفریحی دارند. اما بیمار هذیانی هیچ کنترل ارادی بر باورهای خود ندارد و آنها را واقعیت محض میداند. او از این باورها سودی نمیبرد و حتی ممکن است به خاطر آنها رنج زیادی بکشد.
بنابراین قصد و نیت فرد مرز اصلی بین این حالتها است. دروغگویی یک رفتار اجتماعی است در حالی که هذیان یک نشانه بالینی جدی به شمار میرود. تشخیص این دو از هم برای ارزیابیهای حقوقی و قضایی بسیار حیاتی است. متخصصان با مصاحبههای دقیق بالینی به راحتی این مرزها را مشخص میکنند.
۱۴. نقش واسطههای شیمیایی مغز مانند دوپامین
دوپامین (Dopamine) یکی از مهمترین پیامرسانهای عصبی در بروز توهم و هذیان است. افزایش فعالیت این ماده در مسیرهای خاصی از مغز باعث برجستهسازی بیش از حد محرکها میشود. مغز در این شرایط به چیزهای بیاهمیت اهمیت زیادی میدهد و برای آنها داستان میسازد. بیشتر داروهای ضدروانپریشی با کاهش فعالیت دوپامین به بهبود علائم کمک میکنند. البته انتقالدهندههای دیگری مانند سروتونین و گلوتامات نیز در این فرآیندها نقش دارند.
۱۵. چگونه با فردی که دچار توهم یا هذیان است رفتار کنیم؟
مواجهه با فردی که در دنیای غیرواقعی زندگی میکند بسیار دشوار و حساس است. بحث کردن مستقیم و تلاش برای اثبات اشتباه بودن باور او معمولاً نتیجه معکوس دارد. این کار باعث میشود بیمار اعتمادش را به شما از دست بدهد و منزوی شود. بهترین راهکار این است که احساسات او را تایید کنید بدون اینکه روی صحت باورهایش صحه بگذارید.
برای مثال میتوانید بگویید میدانم که ترسیدهای ولی من این صدا را نمیشنوم. ایجاد فضایی امن و آرام میتواند به کاهش شدت حملات کمک کند. هرگز فرد را مسخره نکنید یا او را به خاطر باورهایش سرزنش نکنید. در اولین فرصت باید از یک متخصص بهداشت روان کمک بگیرید. درمانهای زودهنگام میتوانند از پیشرفت بیماری و بروز خطرات احتمالی جلوگیری کنند. صبوری و همدلی کلیدیترین ابزار ما در حمایت از این بیماران است.
جدول جامع انواع هذیان با توضیحات مفصل
| نوع هذیان | توضیح علمی بالینی | مثال و سناریوی کاربردی |
|---|---|---|
| گزند و آسیب (Persecutory) | شایعترین نوع هذیان که در آن فرد معتقد است گروه، شخص یا سازمانی به طور مداوم در حال توطئه، تعقیب یا تلاش برای صدمه زدن به او است. | فرد باور دارد که سازمانهای اطلاعاتی در وسایل خانهاش میکروفون کار گذاشتهاند تا مکالماتش را شنود کنند. |
| خودبزرگبینی (Grandiose) | باور افراطی و غیرواقعی فرد به داشتن قدرت، ثروت، دانش، هویت خاص یا رابطه ویژه با یک شخصیت بسیار برجسته یا خداوند. | فردی با درآمد متوسط معتقد است که مالک پنهان تمام بانکهای کشور است و فرمول نجات بشریت را در اختیار دارد. |
| بیوفایی و خیانت (Jealousy) | اعتقاد محکم و بدون شواهد کافی به اینکه همسر یا شریک عاطفی فرد در حال خیانت است؛ این حالت به سندرم اتلو نیز معروف است. | فرد هرگونه تاخیر چند دقیقهای همسرش یا حتی جهت پارک شدن ماشین همسایه را نشانه خیانت عاطفی قلمداد میکند. |
| انتساب (Reference) | باور به اینکه رویدادها، اشیاء یا رفتارهای تصادفی دیگران در محیط اطراف، دارای معنای خاص و مستقیمی برای شخص او هستند. | بیمار با تماشای اخبار تلویزیون متقاعد میشود که گوینده با حرکات دست خود در حال فرستادن پیامهای رمزی به اوست. |
| بدنی یا سوماتیک (Somatic) | اعتقاد راسخ به اینکه بدن دچار تغییرات غیرطبیعی، بیماریهای لاعلاج یا کارکرد عجیب شده است در حالی که آزمایشهای پزشکی چیز دیگری میگویند. | فرد اصرار دارد که یک انگل فلزی در حال خوردن بافتهای داخلی مغز و معده او است. |
| نیستانگاری یا کوتارد (Nihilistic) | باور به اینکه خود فرد، بخشهایی از بدنش یا کل جهان دیگر وجود ندارد یا مرده و نابود شده است. | بیمار از غذا خوردن امتناع میکند زیرا معتقد است قلب او دیگر نمیتپد و اساساً یک مرده متحرک است. |
جدول جامع انواع توهم با توضیحات مفصل
| نوع توهم | اندام حسی درگیر | مکانیسم و توضیحات عصبشناختی | مثال کاربردی |
|---|---|---|---|
| شنوایی (Auditory) | گوشها و قشر شنوایی مغز | شایعترین نوع توهم در بیماران روانی که در آن فرد صداهایی (مانند زمزمه، گفتوگو یا دستور دادن) را بدون وجود منبع صوتی میشنود. | شنیدن صدای دو نفر که در حال نقد و بررسی رفتارهای روزمره فرد هستند. |
| بینایی (Visual) | چشمها و قشر بینایی مغز | دیدن اشخاص، اشیاء، نورها یا الگوهایی که وجود خارجی ندارند؛ در بیماریهای نورولوژیک و مصرف مواد شایع است. | دیدن سایهها، حیوانات کوچک در گوشه اتاق یا افراد فوتشده در بیداری. |
| لامسه (Tactile) | پوست و قشر حسی-پیکری | احساس لمس شدن، فشار یا راه رفتن حشرات روی پوست یا زیر پوست بدون وجود هیچ عامل محرک فیزیکی. | احساس خزیدن مورچهها روی دستها که اغلب در ترک الکل یا مصرف شیشه رخ میدهد. |
| بویایی (Olfactory) | سیستم بویایی و پیاز بویایی | احساس بوی بسیار بد یا بسیار خوب که دیگران آن را حس نمیکنند؛ اغلب با صرع لوب گیجگاهی مرتبط است. | استشمام بوی شدید گوگرد، سوختگی یا تعفن در یک محیط کاملاً تمیز. |
| چشایی (Gustatory) | زبان و گیرندههای چشایی | احساس طعمهای عجیب (معمولاً تلخ یا فلزی) در دهان بدون اینکه ماده غذایی خاصی مصرف شده باشد. | احساس طعم آهن یا زهر در آب آشامیدنی که ممکن است به شکلگیری هذیان مسمومیت کمک کند. |
سوالات متداول (FAQ)
جمعبندی نهایی
در نهایت مرزبندی بین هذیان و توهم کلید اصلی درک بسیاری از اختلالات پیچیده روانپزشکی و عصبشناختی است. توهمها خطاهای حسی بدون وجود محرک بیرونی هستند در حالی که هذیانها باورهای کاذب و تزلزلناپذیری هستند که سیستم استدلال مغز را به بند میکشند. دنیای مدرن امروز با چالشهای جدیدی مانند هذیانهای دیجیتال و تحریکهای کاذب حسی روبهروست که اهمیت این تمایز را دوچندان میکند. شناخت دقیق این پدیدهها نه تنها به پزشکان در تشخیص درست کمک میکند بلکه به ما به عنوان اعضای جامعه میآموزد تا با همدلی صبر و دانش علمی بیشتری با افراد آسیبدیده مواجه شویم و از قضاوتهای شتابزده بپرهیزیم.










I have been using firefox since it’s first version.
I like the fact that it’s faster and lighter. But it’s been walking on my nerve recently.
As a web developer I’d say that the strength of firefox is that it’s open source and has got tons of extensions and plugins.
However when it comes to compatibility with java, javaScript, ActionScript and…It is just pain in the buttom.
در ضمن ، فایرفاکس خوبه اما اپرا عالیتر از عالیه…
تنها دلیل معروف شدن فایرفاکس هم تبلیغ هست…
این تبلیغ هم تنها روی خراب کردن IE هست ، نه چیز دیگه…
یکی از دوستان گفته چون روی اپرا اضافه شونده ( احتمالا منظورشون توسعه یا extension بوده… ) نصب نمیشه بدرد نمیخوره و فایرفاکس خوبه…
باید بگم که سری رو که درد نمیکنه بیخودی دستمال نمیبندن…
خیلی ها میان توسعه نصب میکنن تا شاید بتونن درصدی از امکانات فایرفاکس رو افزایش بدن ، درحالی که 80% امکانات توسعه های فایرفاکس بصورت پیش فرض روی اپرا وجود داره… 10% دیگه اش هم با نصب فلان چیز ( مترادف widget !!! ) روی اپرا نصب میشه…
میمونه 10% که اونهم میشه براش فلان ( widget ) چیز نوشت!
به طرفداران افراطی فایرفاکس توصیه اکید میکنم که این تاپیک رو بخونن:
http://forum.p30world.com/showthread.php?t=120703
انشاء الله که به راه راست هدایت میشوید!!!
اینترنت همان آیکون آبی رنگ برنامه اینترنت اکسپلورر روی دسکتاپ نیست ، بلکه همان آیکون قرمزرنگ برنامه اپرای روی دسکتاپ است!!!
من وقتی یک صفحه فارسی رو ذخیره می کنم تمام حروف های اون در فایر فاکس به هم می ریزد چاره چیست
با سلامی دوباره
نظر قبلی رو دو روز قبل نوشتم. دیروز مجدداً Firefox رو دانلود کردم. یک مشکل عجیب دارم باهاش. وقتی روی یک لینک برای دانلود کلیک میکنم، بجای اینکه دانلود شروع بشه، یک Tab جدید باز میشه که توش کد نمایش داده میشه. با خودم فکر کردم شاید برای چنین کار مختصری هم نیاز به پلاگین باشه!
از مراحل کارم، دوتا تصویر تهیه کردم. ببینید:
http://i9.tinypic.com/4uc4uaq.jpg
http://i12.tinypic.com/6cyuknk.jpg
لینک مطلب:
http://punish.wordpress.com/2007/08/24/stone_killing
Internet Explorer 6 که اینجوری نیست! آقای مجیدی، شما میدونید دلیلش چیه؟
پاسخ : شما باید کلیک راست کنید و save link as را بزنید. اون فایل ، یه فایل هست که با برنامه quickTime قابل دیدنه.
آقا به هرکی رسیدیم، گفت Firefax رو دانلود و استفاده کن. یکسال پیش دانلود کردم، نصب کردم اما هربار که سیستمم بالا میومد با پیغام خطا مواجه میشدم. و همین شد که خیلی زود Firefax رو پاکش کردم و Internet Explorer 6 رو ترجیح دادم. وجود Internet Explorer 7 فکر میکنم دیگه نیازی به این برنامهای که شاید الکی معروف شده، نباشه.
به به ! میبینم که چه بازار داغی درست کرده این FF ! بابا ! یواشتر چرا اینقدر شلوغش کردین بابا !
من 2 ساله که تو کار FF هستم دیگه بهش عادت کردم خیلی خیلی باحاله و مثل موشک میمونه ! کی میگه FF رو بینداز دور ؟ بیاد خودشو معرفی کنه تا حسابشو برسونم !
دکتر جون ! تا میتونی از FF بگو و مطلب بزار.اصلا وبلاگت رو من برای همین مرورگر مامانی میخونم!
تنها یک مشکل کوچولو داره اونم اینه که بیشتر از 10 تب باز کنی باید دی سی بشی و همه تبها را با Scrapbook سیو کنی و ببندی تا هنگ نکنه !!! ایرادش فقط همینه ! حالا شایدم رم من کمه چون 256 است!
کاملا موافقم که اینترنت رو همون ایکن آبیه میدونن! ولی خب تقصیر سیستم آموزشی ما هم هست وقتی توی دوره های آموزشی فنی حرفه ای و کتابهای کاردانش و جاهای دیگه همش از اکسپلورر عکس میزارند و آموزشش میدن خب ملت از کجا بدونن که فایرفاکسی هم اصلا هست ؟؟!!
من خودم 6 ماهه که توی سایت دانشجو دات آی آر عضوم اوائل آواتارم لوگوی فایرفاکس بود حتی یک تاپیک هم برای فایرفاکس باز کردم که تمام اکستشنهای باحال رو گذاشتم توش.الان هم هست.میتونید تشریف بیارید و حالشو ببرید !
ولی وقتی بحثی ایجاد کردم که به نظر شما کدوم مرورگر بهتره بدجوری دعوا شد بین اکسپلورری ها و FF ها ! مجبورم شدم بحث رو قطع کنم !
اون عزیزی که گفته فقط اپرا خب عزیزم اپرا خیلی خوبه ؟ من خودم یک مدتی باهاش کار میکردم خیلی هم خوب نبود درسته که سرعتش توپ بود ولی دیگه قابلیتهای اضافه شونده اش نسبت به FF خیلی کمه ! تازه یکسری مشکلاتی داشت که یادم نیست الان.
با نظر ممد جون رییس شرکت چرت سافت کاملا موافقم خیلی بیجا میکنند این هایی که هاست مجانی میدن واسه ملت که بیان وبلاگ باز کنن روشون بعد نمیان با FF تستشون کنن! نمونش همون بلا….!
هرچی به مدیرش ایمیل دادم گوش نکرد که نکرد ! منم گفتم نخواستم هاست مزخرفتو ! میرم توی هاستای خارجی مثل ورد پرس !
یک بار خواستم با بیلی رییس ماکی سافت چت کنم حالشو بگیرم بخاطر این اکسپلورر مزخرفش ! تا فهمید من عضو گروه توسعه FF هستم زد زیر قولشو و نیامد چت کنه !!!
ولی خودمونیم واسه کنکور امسال و انتخاب رشته مجبور شدم از IE7 استفاده کنم سرعتش بد نبود ! نزدیک بود به دوست چندین و چند ساله ام FF خیانت کنم که ناگهان وبلاگ زیبای شما رو دیدم و کلا صرف نظر کردم ازش ! همون FF خودمون رو چسبیدم !
ببخشید زیاد فک زدم ! دوست داشتین بمیلانین منو !!!
در ضمن این رو هم بدونید که فایرفاکس به عنوان استانداردترین مرورگر شناخته شده.پس اگر سایتی در اون درست نشون داده نمی شه بدونید مشکل از اون سایته که استاندارد نیست نه فایرفاکس.
دقیقا مشکل همین آشنا نبودم مردم با فایرفاکسه.دوستانی که میگن IE هم اکسنشن دار شده حاضرم باشون بحث کنم.اگر اکستنشن هایی رو که من نشون میدم توی IE هم بود من خودم فایرفاکس رو میذارم کنار!!!
می دونید مشکل چیه؟بعضی ها بلد نیستن از یه برنامه جدید استفاده کنن (یا تنبلیشون میشه آزمایش کنن) از برنامه قدیمیشون حمایت می کنن!
از این ها که بگذریم به آزادی نرم افزار فکر کنید.اگر این ننگ رو تحمل می کنید که برای سیستم عامل مذخرفی مثل ویندوز به چشم یه دزد به شما و کشورتون نگاه کنن حداقل از نرم افزارهای آزاد در اون استفاده کنید.
دوستانی که از IE طرفداری می کنند مطمئنا نمی تونن انکار کنن که مایکروسافت به فکر کاربر نیست و فقط به پول فکر میکنه.داشتن نسخه ۷ مرورگر مسخرتون هم مدیون فایرفاکس هستید.مطمئن باشید اگر همین فایرفاکس نبود حالا حالاها باید با همون نسخه ۶ حال می کردید.شما بگید اگر فایرفاکس نبود و مایکروسافت بازار مرورگرشو در خطر نمی دید هیچوقت میومد یه نسخه جدید بده و حالا هم بخواد تند و تند نسخه های جدیدشو بده بیرون؟
من خودم با همه برنامه ها (IE 7 , Fire Fox ,Sea Monkey,Opera ) کار کردم و طی کلی بررسی به این نتیجه رسیدم که Opera یه چیزه دیگس . کار کردن باهاش فوق العادس ، سرعت باز شدن صفحات که دیگه حرف نداره .
من به همتون پیشنهاد میکنم IE 7 , Fire Fox ,Sea Monkey,….
رو بریزید دور و فقط با Opera کار کنید
والسلام …
با شما موافقم دکتر جان.
نمیدانم چیگونه فریادم را به بل گیت برسانم و بگویم که ترا بخدا، به غیر از سیستم عامل و آفیس دیگه هیچ سافتی نساز !!
مایکروسافت را همان سیستم عامل خوب است و آفیسش
دیگر چیز هایش نتوانستند دنیای رقابت امروزی را موفقانه طی کنند. یا شاید هم بل بیگت میخواهد، جای برای نان خوردن دیگران هم توی این سیستم عامل بگذارد، و یا اینکه واقعا نمیتواند رقبای سخت گیر را ورشکست سازد؟؟؟!!
شاید این نوع برداشت شما به خاطر این باشه که فکر می کنید که فایرفاکس « به طور مطلق» بهتر از دیگر براوزرهاست. من هم یکی از داونلود کنندگان فایرفاکس هستم که بعد از مدتی کار کردن با آن، کنار گذاشتمش. برتری فایرفاکس تنها در تب دار بودن و افزونه هایش بود. که هر دو قابلیت هم در اکسپلورر 7 ارائه شده. بماند که اضاف کردن هر افزونه به فایرفاکس موجب کندی آن میشود و در عمل، موجب غیرقابل مصرف شدنش می شود.
من شخصاً سالهاست که به طور معمول از ماکستون (همان اکسپلورر با لباس جدید!) استفاده می کنم. خیلی از فایرفاکس سبکتر هست و تا به حال هم هیچ ارور خاصی نداده. ورژن جدید آن هم قابلیت اضاف کردن افزونه های مختلف را دارد که من حتی یکی را هم نصب نکرده ام. سبک بودن نرم افزار از هر چیز دیگر برایم اهمیت دارد. اگر اکسپلورر7 یکی از مشکلاتش بر روی تب ها رو حل کنه، بی شک از ماکستون هم دست خواهم شست و به اکسپلورر 7 بازخواهم گشت. تنها استفاده ای که از فایرفاکس می کنم، به خاطر افزونهء ویدیو داونلودر آن در هنگام گشت و گذار در یوتیوب هست. اگه این قابلیت روی ماکستون یا اکسپلورر7 بود، بی شک فایرفاکس رو از روی دستگاه پاک می کردم.
از برتریهاش چیه؟ حتی یه بار هم به این اشاره نکردین …
من هم به عنوان رییس شرکتی روز به روز دشماننش بیشتر می شوند باید بگم با حرف دکی جون (آقای مجیدی) موافقم.
راستش رو بخواید من هم خودم از IE 7 که برو بچ خودمون ساختنش استفاده نمی کنم. میدونی (با لحن حامد) FF با IE قابل مقایسه نیست اصلا …
اما یک نکته ای هم به نظرم اومد اینکه خیلی از سایت های ایرانی و یا وبلاگ ها اصلا نمیان این سایتشون رو روی FF تست کنن (یا بهتر بگم فقط روی IE تست میکنن) بعد این کد نویسی هاشون هم غلط هست روی FF خوب باز نمیشه، همه چیز قاطی میشه
قربان همتون
ریاست محترم چرت سافت
این ققط IE نیست که از رده خارج شده. Windows XP/Vista هم با وجود linux دیگه مثل سابق یکه تاز نیستن
ظاهرا تغییر عادت برای بسیاری از ایرنیها موجب مرضه. من به عنوان یه فایرفاکسی سعی زیادی برای جا انداختن این مرورگر در میان دوستام کردم ولی در نهایت دیدم که درصد بالایی از اونا هنوز دارن از IE6 استفاده میکنند.اینجا بود که برای تلاش های خودم تاسف خوردم.
من هم از فایر فاکس و هم اکسپلورر استفاهده می کنم . واقعیت این است که سرعت باز شدن صفحات در فایر فاکس خیلی سریعتر است و کمتر با پیغامهای خطا روبرو می شوم . تنها اشکالی که دارد ( شاید هم من بلد نیستم ) این است که برخی نوشته های فارسی را نمی خواند و مجبور می شوم دوباره همان صفحه را در IE باز کنم. یعنی امکان تبدیل به یونیکد را ندارد ( یا آنکه من بلد نیستم )
یکی از دلایل استفاده از IE عادت کردن به اون هست من هم برای یکی از آشنایان که در یک کافی نت کار میکنه FF نسب کردم منتها بعدا دیدم پاکش کرده وقتی دلیلش رو پرسیدم گفت به IE عادت کرده. جالب تر اینه که گفتم این همه پنجره IE پایین صفحه ویندوز اذیتت نمی کنه گفت اینجوری راحت تر هستم وقتی صفحات توی تب باز میشن اذیتم میکنن!
من هم با این نظرتون که مردم ایران اینترنت رو با همون آیکئن آبی رنگ می شناسند شدیدا موافقم.
به نظر من هم که 1 سال است که از کاربران حرفه ای فایرفوکس هستم و قبلا هم با اپرا و صد البته اینترنت اکسپلورر کار می کردم، این روباه قرمز اصلا یه چیز دیگست.
موفق باشید.
خودمونیم شاید فایر فاکس 1 انقلابی بود ولی 2 واقعا یک ورژن جدیدتر نبود. کما اینکه بدون اکستنشن ها زیاد چیز خاصی نسبت به بقیه نداره. یکی دیگه از دلایل هم که وبلاگ های فارسی بیشتر با آی ایی دیده میشه اینه که بعضی از سایتها و بلاگهای فارسی با فایر فاکس خوب نمایش داده نمیشه.
با این جملهتان موافق نیستم: “کسانی که با اینترنت بیشتر آشنا هستند ، میدانند که برتری فایرفاکس بر مرورگرهای دیگر غیرقابل تردید است”
با اینکه فایرفاکس مرورگر خیلی خوبی است، اما برتریاش بیتردید نیست. من به شخصه Safari را ترجیح میدهم (و البته نمیگویم Safari بیتردید بهتر از فایرفاکس است).
بدبختانه تر از همه این که یه عده میگن ما از maxton استفاده می کنیم که قابلیت های بیشمارتری نسبت به IE داره. هرچی هم میگی بابا جان این همونه منتها لباسش عوض شده کو گوش شنوا؟
راستش من خیلی ها رو دیدم که به آیکون اینترنت اکسپلورر میگن نرم افزار اینترنت!
سلام
در مورد آیکن آبی رنگ با شما موافقم. هنوز هم وقتی خییلی ها میخوان از اینترنت حرف بزن ربطش میدن به همون آیکن!!!
راستی من امروز فهمیدم که وبلاگ شما وبلاگ برگزیده سال شده…
خیلی خیلی خوشحالم. واقعا انتخاب درستی بوده. شاید من اینجا کم نظر بدم ولی همیشه پست ها و لینکهایی که این بغل میذارید رو میخونم. راستش رو بگم این لینکهای این بغل رو بیشتر از پستهاتون دنبال میکنم! البته بعضی از پستها که به مقوله فناوری اطلاعات مربوط میشن رو کامل میخونم و لینکهای مرتبطش رو هم دنبال میکنم.
باز هم تبریک میگم. امیدوارم در تمام امور زندگی تون موفق و موید باشید.
به عنوان یک اپرا باز قبول دارم که فایرفکس در خیلی از جهات مروگر عالی ای است و بهترین مروگر برای وب 2 است.هیچ مرورگری به اندازه فایرفکس با آجاکس هماهنگ نیست.ولی استفاده زیاد فایرفکس از رم برای بسیاری از افراد که سیستم هایی سطح پایین یا معمولی دارند عذاب آور است.ولی بازهم با شما موافقم که درصد استفاده از فایرفکس عادلانه نیست.
حق با شماست!
شاید یکی از دلایل این باشد که اکثر کاربران ایرانی در مواردی که ویندوز برنامه ای را در اختیارشان گذاشته به همان برنامه های دیفالت ویندوز بسنده می کنند و به آن عادت می کنند.
یکی از دوستان من که مدتی کافی نت داشت می گفت توی همه ی سیستم هاش فایرفاکس رو مرورگر پیشفرض قرار داده بود منتها با این ابتکار ! که آیکون فایرفاکس رو همون آیکون اینترنت اکسپلورر قرار داده بود !!!
به همین سادگی . :D