نشانه شوستوک؛ وقتی ضربه ملایم به صورت از رازهای کلسیم خون پرده برمیدارد
شناخت علائم بالینی در پزشکی مدرن، با وجود پیشرفتهای خیرهکننده تکنولوژیک، هنوز هم جایگاه ویژهای دارد و گاهی یک ضربه کوچک انگشت میتواند بیش از یک آزمایش خون پیچیده، وضعیت حیاتی بیمار را بازگو کند. دانستن و آشنایی با نشانه شوستوک (Chvostek’s sign) نه تنها برای کادر درمان ضروری است، بلکه برای هر فردی که به دنبال افزایش دانش سلامت خود است، بسیار کاربردی و جالب خواهد بود. در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم که چرا یک تحریک مکانیکی ساده روی پوست صورت، میتواند منجر به انقباضات ناگهانی و غیرارادی لبها یا پرههای بینی شود و این پدیده دقیقاً چه ارتباطی با سطح کلسیم خون دارد. آیا واقعاً هر پرش عضلانی در صورت نشانه یک بیماری جدی است یا عوامل دیگری هم در بروز این واکنش دخیل هستند؟ با ما همراه باشید تا از منظر فیزیولوژی، تاریخ و دانش روز به کالبدشکافی این نشانه کلاسیک بپردازیم.
فهرست مطالب
- ۱. ماهیت بیولوژیک نشانه شوستوک
- ۲. کلسیم؛ نگهبان مرزهای الکتریکی سلول
- ۳. آناتومی عصب صورت و تحریکپذیری
- ۴. ریشههای تاریخی و کاشف این پدیده
- ۵. تفاوتهای فردی و خطاهای تشخیصی
- ۶. شوستوک در برابر نشانه تروسو
- ۷. ارتباط با اختلالات غدد پاراتیروئید
- ۸. بازتاب در سینما و ادبیات پزشکی
- ۹. سناریوهای اورژانسی و مراقبتهای بالینی
- ۱۰. تاثیر سبک زندگی بر سطح الکترولیتها
- ۱۱. یافتههای نوین در نوروفیزیولوژی
- ۱۲. سوءبرداشتهای رایج درباره پرش عضلانی
۱. ماهیت بیولوژیک نشانه شوستوک
نشانه شوستوک در واقع یک واکنش عصبی عضلانی غیرطبیعی است که در آن، ضربه زدن به مسیر عبور عصب صورتی (Facial Nerve) منجر به انقباض ناگهانی عضلات همان سمت صورت میشود. این پدیده به طور مستقیم با وضعیت پتانسیل غشای سلولهای عصبی در ارتباط است و زمانی رخ میدهد که آستانه تحریک این اعصاب به شدت کاهش یافته باشد. در حالت عادی، ضربه زدن به پوست نباید باعث تخلیه الکتریکی عصب شود، اما در شرایط خاص بیوشیمیایی، کوچکترین فشار مکانیکی میتواند مانند یک کلید برق عمل کرده و موجی از انقباض را در عضلات صورت به راه بیندازد که معمولاً در گوشه دهان یا لبها به وضوح دیده میشود.
این واکنش فیزیکی به قدری سریع است که گاهی با یک پلک زدن اشتباه گرفته میشود، اما دقت بالینی نشان میدهد که حرکت عضلات در این حالت، کاملاً در مسیر شاخههای عصب هفتم جمجمهای است. محققان بر این باورند که این نشانه، ویترینی از وضعیت عمومی سیستم عصبی خودمختار و محیطی فرد است و میتواند هشداری زودهنگام برای اختلالات متابولیک عمیقتر باشد. در دنیای امروز که استرس و رژیمهای غذایی نامناسب تعادل مواد معدنی بدن را به هم میزنند، درک مکانیسم این نشانه میتواند به پیشگیری از تشنجها و اسپاسمهای شدید عضلانی کمک شایانی نماید، چرا که این پرش ساده، در واقع فریاد سیستم عصبی برای تقاضای ثبات الکترولیکی است.
۲. کلسیم؛ نگهبان مرزهای الکتریکی سلول
نقش کلسیم در بدن فراتر از استحکام استخوانهاست؛ این یون حیاتی وظیفه تثبیت غشای سلولهای عصبی را بر عهده دارد و مانند یک عایق هوشمند عمل میکند. وقتی سطح کلسیم یونیزه در خون کاهش مییابد (Hypocalcemia)، کانالهای سدیمی روی غشای عصب به شدت حساس میشوند و تمایل دارند بدون دلیل باز شوند. این باز شدن خودبهخودی منجر به ورود یونهای سدیم به داخل سلول و ایجاد یک جریان الکتریکی ناخواسته میشود. در نتیجه، اعصابی که باید در حالت استراحت باشند، در وضعیتی به نام هیپراکسیتابیلیتی (Hyperexcitability) یا تحریکپذیری بیش از حد قرار میگیرند و با کمترین فشار فیزیکی، پیام انقباض را به عضلات صادر میکنند.
افت کلسیم میتواند ناشی از کمبود ویتامین دی، مشکلات کلیوی یا اختلال در غدد پاراتیروئید باشد که وظیفه تنظیم دقیق این فلز قلیایی خاکی را در خون دارند. هنگامی که پزشک با انگشت خود به فاصله بین لاله گوش و گوشه چشم ضربه میزند، در واقع در حال تست کردن پایداری این غشاهای سلولی است. اگر سطح کلسیم کافی نباشد، غشای عصب صورتی پایداری خود را از دست داده و ضربه مکانیکی را به عنوان یک سیگنال عصبی قدرتمند تفسیر میکند. اینجاست که ما شاهد پرش ناگهانی لبها هستیم؛ پدیدهای که نشان میدهد تعادل ظریف بین یونهای داخل و خارج سلول به هم خورده و بدن در آستانه وضعیتهای خطرناکتری مانند تتانی یا انقباضات دردناک عضلانی قرار دارد.
۳. آناتومی عصب صورت و تحریکپذیری
عصب صورتی یا عصب هفتم از میان غده پاروتید عبور کرده و به شاخههای متعددی تقسیم میشود که کنترل حرکات ظریف صورت را بر عهده دارند. در محلی که این عصب از جلوی گوش عبور میکند، بسیار سطحی است و تنها توسط لایه نازکی از پوست و بافت همبند پوشیده شده است. همین ویژگی آناتومیک باعث میشود که این نقطه، بهترین مکان برای تست نشانه شوستوک باشد. فشار مکانیکی در این ناحیه باعث جابجایی فیزیکی رشتههای عصبی میشود و در صورتی که غشای نوردونها به دلیل کمبود کلسیم ناپایدار باشد، این جابجایی منجر به دپلاریزاسیون (Depolarization) یا همان تولید جرقه الکتریکی میشود که مستقیماً به عضلات لب و بینی میرسد.
دقت در محل ضربه زدن بسیار حیاتی است؛ پزشکان معمولاً دو سانتیمتر جلوتر از لاله گوش و زیر استخوان گونه را هدف قرار میدهند. جالب است بدانید که مسیرهای عصبی در هر فرد ممکن است تفاوتهای جزئی داشته باشند، اما اصل تحریکپذیری در همه یکسان است. اگر اعصاب به خوبی توسط کلسیم پوشش داده شده باشند، نسبت به این فشار بیتفاوت میمانند. اما در غیاب کلسیم، اعصاب صورت مانند سیمهای لخت و بدون روکش عمل میکنند که با هر تماسی جرقه میزنند. این آناتومی دقیق و آسیبپذیری خاص، به علم پزشکی اجازه داده است تا بدون نیاز به تجهیزات گرانقیمت، تنها با یک معاینه فیزیکی ساده، به عمق اختلالات بیوشیمیایی بدن پی ببرد.
۴. ریشههای تاریخی و کاشف این پدیده
این نشانه پزشکی به افتخار فرانتیشک شوستوک (František Chvostek)، جراح اتریشی که در قرن نوزدهم میلادی زندگی میکرد، نامگذاری شده است. او در سال ۱۸۷۶ برای نخستین بار این واکنش را در بیماران مبتلا به تتانی مشاهده و توصیف کرد. نکته جالب اینجاست که در آن زمان، دانش بشر درباره الکترولیتها و نقش دقیق کلسیم بسیار محدود بود و شوستوک بیشتر بر اساس مشاهدات بالینی دقیق خود به این نتیجه رسید که این پرش صورت، با وضعیتهای ضعف عمومی و گرفتگیهای عضلانی پیوند دارد. کمی بعد، ناتانائیل وایس (Nathanael Weiss) نیز به طور مستقل این پدیده را توصیف کرد، به طوری که در برخی متون قدیمی به آن نشانه شوستوک-وایس نیز میگویند.
تاریخچه این نشانه نشاندهنده دورانی است که نگاه تیزبین پزشک و لمس دست او، اصلیترین ابزار تشخیص بود. شوستوک با مطالعه بر روی سربازان و بیماران بخش عمومی متوجه شد که این واکنش در افرادی که دچار سوءتغذیه یا مشکلات گوارشی هستند، شایعتر است. بعدها با پیشرفت علم شیمی و کشف هورمون پارادورمون، قطعات پازل کنار هم قرار گرفتند و مشخص شد که مشاهدات او دقیقاً با سطح کلسیم خون در ارتباط است. امروزه این نام در تمام کتابهای مرجع پزشکی از «هاریسون» تا «سیسیل» میدرخشد و یادآور این است که مشاهدات بالینی ساده میتوانند پایه گذار اکتشافات بزرگ علمی در آینده باشند.
۵. تفاوتهای فردی و خطاهای تشخیصی
یکی از چالشهای بزرگ در مورد نشانه شوستوک، میزان حساسیت و ویژگی (Specificity) آن است. مطالعات نوین نشان میدهند که حدود ۱۰ تا ۲۵ درصد از افراد کاملاً سالم نیز ممکن است به ضربه روی عصب صورت واکنش نشان دهند، بدون اینکه لزوماً کمبود کلسیم داشته باشند. این موضوع به دلیل تفاوتهای فردی در آستانه تحریک پذیری عصبی و ضخامت پوست در ناحیه صورت است. بنابراین، مثبت بودن این تست به تنهایی همیشه به معنای بیماری نیست و باید در کنار سایر علائم بالینی و آزمایشهای آزمایشگاهی تفسیر شود. از سوی دیگر، ممکن است فردی دچار کمبود کلسیم باشد اما نشانه شوستوک در او ظاهر نشود که این امر ضرورت دقت بیشتر را دوچندان میکند.
عواملی مانند اضطراب شدید، تنفس تند و عمیق (Hyperventilation) و آلکالوز (Alkalosis) یا قلیایی شدن خون نیز میتوانند منجر به مثبت شدن کاذب این تست شوند. در حالت آلکالوز، کلسیم بیشتری به پروتئینهای خون متصل میشود و سطح کلسیم آزاد یا یونیزه کاهش مییابد، حتی اگر مقدار کل کلسیم خون نرمال باشد. این پیچیدگیها باعث شده است که پزشکان امروزی تنها به یک پرش ساده لب اکتفا نکنند و تمام جوانب فیزیولوژیک بیمار را در نظر بگیرند. تشخیص درست مستلزم درک این نکته است که بدن انسان یک ماشین خطی نیست و واکنشهای عصبی میتوانند تحت تأثیر متغیرهای متعددی از جمله وضعیت روانی و تعادل اسید و باز قرار گیرند.
۶. شوستوک در برابر نشانه تروسو
در دنیای معاینات فیزیکی، نشانه شوستوک معمولاً با برادر بزرگتر و دقیقتر خود یعنی نشانه تروسو (Trousseau’s sign) مقایسه میشود. در حالی که شوستوک با یک ضربه ساده انجام میشود، نشانه تروسو نیاز به استفاده از کاف فشار خون دارد. با بستن بازوبند فشار خون و باد کردن آن به مدتی کوتاه، جریان خون به دست قطع شده و در صورت وجود کمبود کلسیم، دست بیمار دچار انقباض شدیدی به نام «دست ماما» میشود. جالب است بدانید که نشانه تروسو بسیار حساستر و اختصاصیتر از شوستوک عمل میکند و احتمال مثبت کاذب در آن بسیار کمتر است، اما اجرای آن زمانبرتر و برای بیمار کمی آزاردهنده است.
بسیاری از دانشجویان پزشکی این دو را با هم به خاطر میسپارند: شوستوک برای صورت (C برای Cheek) و تروسو برای دست (T برای Tension). اگرچه شوستوک به دلیل سرعت اجرا در معاینات اولیه محبوبیت بیشتری دارد، اما متخصصان غدد ترجیح میدهند برای اطمینان از وضعیت متابولیک بیمار، هر دو تست را انجام دهند. مقایسه این دو نشان میدهد که چگونه محرکهای مختلف (مکانیکی در شوستوک و ایسکمیک در تروسو) میتوانند ضعفهای پنهان سیستم عصبی ناشی از اختلالات معدنی را آشکار کنند. این دو نشانه در کنار هم، یک ابزار تشخیصی قدرتمند را میسازند که حتی در دورافتادهترین مناطق دنیا بدون امکانات آزمایشگاهی، میتواند جان بیمار را نجات دهد.
۷. ارتباط با اختلالات غدد پاراتیروئید
علت اصلی پشت پرده مثبت شدن نشانه شوستوک، معمولاً به عملکرد ضعیف غدد پاراتیروئید (Hypoparathyroidism) برمیگردد. این چهار غده کوچک که در پشت تیروئید قرار دارند، هورمونی به نام PTH ترشح میکنند که وظیفه اصلی آن بالا نگه داشتن سطح کلسیم خون است. اگر این غدد در جریان جراحی تیروئید آسیب ببینند یا به دلایل خودایمنی از کار بیفتند، سطح کلسیم به سرعت سقوط میکند. در چنین شرایطی، نشانه شوستوک اولین زنگ خطری است که به صدا در میآید و به جراح یا پزشک هشدار میدهد که بدن بیمار در حال ورود به فاز بحرانی است و نیاز فوری به دریافت کلسیم و ویتامین دی دارد.
علاوه بر این، کمبود منیزیم (Hypomagnesemia) نیز میتواند باعث بروز نشانه شوستوک شود، زیرا منیزیم برای ترشح و عملکرد صحیح هورمون پاراتیروئید ضروری است. در واقع بدون منیزیم کافی، حتی اگر غدد پاراتیروئید سالم باشند، نمیتوانند کلسیم خون را تنظیم کنند. این ارتباطات زنجیرهای نشان میدهد که بدن چقدر به تعادل ریزمغذیها وابسته است. پزشکی نوین تاکید دارد که در صورت مشاهده این نشانه، باید یک پنل کامل از الکترولیتها شامل کلسیم، فسفر و منیزیم چک شود تا ریشه اصلی مشکل که در عمق غدد درونریز نهفته است، شناسایی و درمان شود. این نشانه بالینی مانند یک دریچه کوچک است که منظرهای بزرگ از توازن هورمونی بدن را به ما نشان میدهد.
۸. بازتاب در سینما و ادبیات پزشکی
نشانه شوستوک به دلیل ماهیت بصری و دراماتیکی که دارد، گاهی در آثار هنری و مستندهای پزشکی نیز مورد توجه قرار گرفته است. در سریالهای محبوبی مانند «دکتر هاوس» (House, M.D.)، بارها از این نشانه برای به تصویر کشیدن نبوغ تشخیصی و سرعت عمل در شناسایی بیماریهای نادر استفاده شده است. نمایش یک پزشک که با یک حرکت ساده انگشت، رازی بزرگ را کشف میکند، برای مخاطب بسیار جذاب است. این سکانسها به تماشاگر القا میکنند که بدن انسان دفتری خواندنی است که تنها افراد متخصص و دقیق قادر به رمزگشایی از خطوط پنهان آن هستند و هر حرکت کوچک میتواند معنایی عمیق داشته باشد.
در ادبیات آموزشی پزشکی نیز، داستانهایی از تشخیصهای نجاتبخش با استفاده از این نشانه نقل میشود؛ از جراحانی که بلافاصله پس از عمل تیروئید با دیدن این نشانه متوجه خطای غیرعمدی در آسیب به پاراتیروئید شدهاند و با درمان سریع، جلوی مرگ بیمار را گرفتهاند. این روایتها باعث شدهاند که شوستوک فراتر از یک واژه در لغتنامه پزشکی، به بخشی از فرهنگ و هویت حرفهای پزشکان تبدیل شود. در واقع، این نشانه نمادی از قدرت مشاهده (Observation) است؛ مهارتی که در عصر دیجیتال و وابستگی مفرط به اسکنها و آزمایشهای رایانهای، بیش از هر زمان دیگری نیاز به یادآوری و پاسداشت دارد.
۹. سناریوهای اورژانسی و مراقبتهای بالینی
هنگامی که نشانه شوستوک در یک محیط اورژانسی مثبت میشود، تیم درمانی باید به سرعت وارد عمل شود. افت شدید کلسیم میتواند منجر به انقباض حنجره (Laryngospasm)، تشنج و آریتمیهای قلبی کشنده شود. در این سناریوها، مشاهده پرش لبها صرفاً یک یافته جالب نیست، بلکه یک وضعیت قرمز پزشکی است. پرستاران و پزشکان با دیدن این واکنش، بلافاصله پروتکلهای تزریق وریدی کلسیم گلوکونات را آغاز میکنند. مانیتورینگ قلبی در این لحظات حیاتی است، زیرا همان ناپایداری الکتریکی که در اعصاب صورت دیده میشود، میتواند در گرههای الکتریکی قلب نیز رخ دهد و باعث ایست قلبی شود.
یکی از سناریوهای رایج، بیمارانی هستند که دچار حملات پانیک و اضطراب شده و شروع به تندنفسی میکنند. این کار باعث دفع بیش از حد دیاکسید کربن و در نتیجه قلیایی شدن خون میشود که به طور موقت کلسیم در دسترس را کاهش داده و نشانه شوستوک را مثبت میکند. در چنین حالتی، درمان نه تزریق کلسیم، بلکه آرام کردن بیمار و بازگرداندن الگوی تنفس به حالت عادی است. تشخیص تفاوت بین این دو حالت (کمبود واقعی کلسیم در مقابل تغییرات گذرا) هنری است که پرستاران بخشهای ویژه به خوبی به آن مسلط هستند و نشان میدهد که یک علامت بالینی ثابت، بسته به شرایط بیمار میتواند تعابیر کاملاً متفاوتی داشته باشد.
۱۰. تاثیر سبک زندگی بر سطح الکترولیتها
در دنیای مدرن، عواملی در سبک زندگی وجود دارند که میتوانند فرد را به سمت مثبت شدن نشانه شوستوک سوق دهند. مصرف بیش از حد کافئین، الکل و رژیمهای غذایی سرشار از فستفود که فاقد سبزیجات سبز و لبنیات هستند، به تدریج ذخایر کلسیم و منیزیم بدن را تخلیه میکنند. همچنین، استفاده طولانیمدت از داروهایی مانند مهارکنندههای پمپ پروتون (PPIs) که برای درمان معدهدرد استفاده میشوند، جذب مواد معدنی را مختل کرده و ریسک تحریکپذیری عصبی را بالا میبرند. بسیاری از افراد با شکایت از پرش پلک یا لب به پزشک مراجعه میکنند که در واقع ریشه در همین کمبودهای تغذیه ای و سبک زندگی پراسترس دارد.
فعالیت بدنی شدید بدون جبران الکترولیتهای از دست رفته از طریق تعریق نیز یکی دیگر از عوامل زمینهساز است. ورزشکاران حرفهای باید بدانند که تعادل یونها برای عملکرد بهینه عضلات و اعصاب حیاتی است. مثبت شدن نشانه شوستوک در یک فرد به ظاهر سالم میتواند هشداری برای بازنگری در عادات غذایی و میزان دریافت ویتامین دی باشد. با توجه به اینکه بخش بزرگی از جامعه با کمبود ویتامین دی مواجه هستند، این نشانه بالینی میتواند به عنوان یک ابزار غربالگری ساده در مطبهای عمومی برای شناسایی افرادی که نیاز به مکمل یاری دارند، مورد استفاده قرار گیرد. اصلاح سبک زندگی نه تنها این نشانه را ناپدید میکند، بلکه سلامت عمومی سیستم عصبی را تضمین مینماید.
۱۱. یافتههای نوین در نوروفیزیولوژی
تحقیقات جدید در حوزه علوم اعصاب نشان میدهند که حساسیت به نشانه شوستوک ممکن است با برخی ویژگیهای ژنتیکی در کانالهای یونی غشای سلول مرتبط باشد. دانشمندان دریافتهاند که برخی افراد به طور مادرزادی دارای کانالهای سدیمی هستند که تمایل بیشتری به فعالیت دارند و این افراد حتی با کاهش اندک کلسیم، واکنشهای شدیدی نشان میدهند. این دانش جدید به ما کمک میکند تا بفهمیم چرا این نشانه در همه بیماران دچار هیپوکلسمی به یک میزان دیده نمیشود. در واقع، ترکیب ژنتیک و محیط (سطح الکترولیتها) تعیینکننده نهایی بروز این پدیده فیزیکی است که ما آن را در معاینه بالینی مشاهده میکنیم.
همچنین، مطالعاتی بر روی ارتباط بین میکروالمانها (Microelements) و ثبات عصبی در حال انجام است. مشخص شده که تنها کلسیم و منیزیم دخیل نیستند و تعادل بین پتاسیم و سدیم نیز در شدت واکنش شوستوک نقش دارد. استفاده از تکنیکهای تصویربرداری پیشرفته از اعصاب محیطی نشان داده است که در افراد با نشانه مثبت، سرعت هدایت عصبی در شاخههای عصب صورت به طور غیرعادی نوسان دارد. این یافتهها مسیر را برای درمانهای هدفمندتر در بیماریهای عصبی که با پرشهای عضلانی همراه هستند، هموار میکند. شوستوک دیگر فقط یک تست ساده نیست، بلکه مدلی برای مطالعه تحریکپذیری عصبی در سطح سلولی و مولکولی به شمار میرود.
۱۲. سوءبرداشتهای رایج درباره پرش عضلانی
بسیاری از افراد با دیدن کوچکترین پرش در عضلات صورت خود دچار وحشت میشوند و تصور میکنند به بیماریهای سختی مانند اماس (MS) یا ایالاس (ALS) مبتلا شدهاند. در اینجا باید تاکید کرد که نشانه شوستوک یک واکنش «تحریکشده» توسط پزشک است و با پرشهای خودبهخودی عضله (Fasciculation) که ناشی از خستگی یا مصرف زیاد قهوه است، تفاوت ماهوی دارد. پرش لب در نشانه شوستوک تنها زمانی رخ میدهد که ضربهای به عصب وارد شود. بنابراین، هر لرزش گذرا در صورت نباید با این نشانه بالینی اشتباه گرفته شود و باعث اضطراب بیمورد در افراد گردد، چرا که استرس خود میتواند این حالات را تشدید کند.
سوءبرداشت دیگر این است که مثبت بودن این تست حتماً به معنای نیاز به تزریق فوری کلسیم است. همانطور که گفته شد، برخی افراد سالم نیز این واکنش را نشان میدهند. تشخیص نهایی همیشه بر عهده پزشک است که با بررسی مجموعهای از شواهد شامل آزمایش خون، نوار قلب و تاریخچه پزشکی بیمار نظر میدهد. نکته کلیدی این است که نشانه شوستوک یک «نشانه» (Sign) است و نه یک «بیماری» (Disease). درک این تفاوت به بیماران کمک میکند تا با آرامش بیشتری روند درمان خود را طی کنند و بدانند که این واکنش فیزیکی تنها قطعهای از یک پازل بزرگتر در سیستم پیچیده و شگفتانگیز بدن انسان است.
جمعبندی نهایی
نشانه شوستوک یکی از زیباترین و در عین حال سادهترین ابزارهای تشخیصی در تاریخ پزشکی است که پیوند عمیق میان بیوشیمی خون و عملکرد سیستم عصبی را به نمایش میگذارد. این واکنش که با یک ضربه ملایم بر روی عصب صورت پدیدار میشود، فراتر از یک پرش ساده عضله، نشاندهنده ناپایداری در مرزهای الکتریکی سلولها به دلیل کمبود کلسیم است. اگرچه پیشرفتهای آزمایشگاهی دقت تشخیص را بالا بردهاند، اما ارزش این نشانه بالینی در معاینات سریع و آگاهیبخشی درباره تعادل الکترولیتها همچنان پابرجاست. درک صحیح این پدیده به ما یادآوری میکند که بدن انسان با ظرافت تمام، کوچکترین تغییرات داخلی را در ظاهر خود منعکس میکند و توجه به این پیامهای کوچک میتواند کلید حفظ سلامتی و پیشگیری از بحرانهای بزرگتر باشد.









با سلام. متاسفانه دوستان ما گاهی ازین اشتباهات هم! مرتکب میشوند. با شرمندگی اصلاح شد.
salam aziz
سلام،امیدوارم همیشه موفق باشی، مطالبتون خیلی خوب و مفیده.همیشه چیزی برای آدم داره.
بابا اینا کین دیگه….1 روز هم مهلت ندادن…20 ام نتیجه تحقیقاتشون ! رو دادن بیرون….
دکتر جان…این دلالیسم…به استخون ما رسیده….به این راحتی بیرون برو نیست….ای بسوزه پدر دلالی…
شرمنده . اینترنت اکسپلورر 6 منظورم . بود .
dont forget the pic !
علی جان همچنان با مرورگر اینترنت اکسپلورر 7 نمی توانم سایتت را باز کنم . تا باز می شود ارور می دهد . قبلا اینطور نبود. چند روزیست که اینگونه شده .
الان بافایر فاکس نسحه ی 2… آمده ام .
شاد باشی.
سلام
من تقریبا هر روز به وبلاگ شما سر می زنم و از مطالب خوبتون استفاده می کنم ولی الان چند روز است که وقتی وبلاگ شما رو باز می کنم این ارور را می بینم و بعد سایت بسته میشه ؟؟؟
Windows Internet Explorer cannot open the site http://www.1pezeshk.com
Operation aborted
سلام دکتر جان
وبلاگ زیبایی داری
آرزو می کنم همیشه موفق باشی.