مرد بی‌چهره

حدود ۳۵ سال است که خوزه مستره Jose Mestre مبتلا به یک بیماری به نام

همانژیوما
Hemangioma

شده است، در این بیماری وریدها و مویرگ‌های بدن دچار تغیرات ساختاری می‌شوند.
از هنگام تولد خوزه یک ضایعه پوستی به رنگ توت‌فرنگی روی لب بالایش داشت. اما هنگام
بلوغ این ضایعه تغییرات کرد و شروع به بزرگ شدن کرد، طوری که بعد از چند سال وضعیت
چهره خوزه را به کلی برهم زد.
ولی این بیمار با وجود تهاجم این بدخیمی به صورتش و بدشکلی فوق‌العاده‌ای که پیدا
کرده است، به علت اعتقادات مذهبی از انجام جراحی خودداری می کند. او اجازه نمی‌دهد
هیچگونه تزریق خونی در طی جراحی انجام شود
، چیزی که جراحی را در مورد توموری با این
ماهیت و یا این گستردگی زیاد، غیرممکن می‌کند.

سرطان، نخست در لب او تظاهر پیدا کرد و رفته‌رفته آنقدر وسعت
یافت که اکنون اندازه آن به ۴۰ سانتیمتر و وزن آن به ۵.۵ کیلوگرم می‌رسد. تومور، یک
چشم او را نابینا کرده است و غذا خوردن را برای خوزه تبدیل به یک چالش دشوار روزانه
کرده است. کم کم سرطان گستردگی بیشتری پیدا کرده است و اکنون پزشکان از مسدود شدن
مجاری هوایی خوزه، واهمه دارند.

اما اکنون یک جراح برجسته صورت انگلیسی قصد دارد که خوزه ۵۱
ساله را با استفاده از امواج ماورای صوت که خون را قبل از شروع جراحی در عروق خونی
صورت او منعقد می‌کند، مورد جراحی قرار بدهد، این کار باعث می‌شود که خونریزی طی
جراحی کاهش پیدا کند و نیازی به تزریق خون پیدا نشود.

اخطار : تصاویر ناخوشایند هستند.


برای دیدن تصاویر کلیک کنید.

دکتر Loshan Kangesu جراح پلاستیک مشاور بیمارستان برومفلد و
دکتر هاچیسون از بیمارستان سنت St Bartholomew او را مورد معاینه قرار داده‌اند.
دکتر هاچیسون امیدوار است که طی یک عمل جراحی ۸۰ درصد تومور را بردارد و سپس
اقدامات تکمیلی در مورد قسمت‌های دیگر درگیر مثل بینی و لب و زبان انجام دهد. او
قصد دارد نخست به صورت آزمایشی یک ضابعه کوچک‌تر خوزه را با این شیوه عمل کند.

بیماری خوزه، او را تبدیل به یک چهره مشهور انگشت‌نما در لیسیون
کرده است. او که به خاطر قیافه‌اش نه کاری دارد و نه همسری، هر روز از خانه‌اش در
حومه لیسبون بیرون می‌آید و به یکی از میدان‌های اصلی شعر یعنی Rossio می‌رود ،
جایی که باید نگاه‌های خیره و متعجب مردم را تاب بیاورد.

از زمان مرگ مادرش، خوزه به وسیله خواهر دوقلویش به شدت حمایت
می‌شود، فردی که خوزه اعتقادات مدهبی خود را او اخذ کرده است.

تهیه کننده کانال مستند کانال دیسکاوری که خوزه را برای درمان
به انگلیس آورده است می‌گوید که پیدا کردن علت عدم درمان خوزه در گذشته دشوار است،
مجموعه‌ای از عوامل مثل تنگناهای مالی، محدودیت‌های سیستم بهداشت و درمان پرتقال،
تشخیص نادرست و نگرش خاص خوزه به بیماری‌اش در این مورد نقش داشته‌اند.

خوزه در سنین جوانی چندین بار به اسپانیا و آلمان برای درمان
سفر کرد ولی او از این سفرها نتیجه ای نگرفت و نسبت به پزشکان بی‌اعتماد شد. او
گرچه پیرو فرقه‌ای از مسیحیت به عنوان
Jehovah's Witness
است ولی هیچگاه در مراسم کلیسا شرکت نکرده است.

پی‌نوشت: لینک این مطلب را در بالاترین دیدم، یکی از دوستان هم
این لینک را برایم میل کرده بود.

سؤال: فرض کنید در طی جراحی، کارها طبق برنامه‌ریزی پیش نرود.
پزشک چه کاری باید بکند؟

آیا همیشه باید به اعتقادات افراد احترام گذاشت؟ آیا مرز سنت و
اعتقادات و باورهای شخصی با جهالت و نادانی شفاف و مشخص است؟ چه کسی می‌تواند این
مرز را رسم کند و از لحاظ اخلاقی حق مداخله دارد یا نه؟

نظرات

  1. سلام آقای دکتر
    چقدر دلم براش سوخت
    قربون خدا برم که گاهی آدم تعجب میکنه از حکمت کارهاش اما بعدش یاد داستانی میافتم که سالها پیش از قصه شب رادیو شنیدم
    به هرحال امیدوارم که این اقای خوزه وهمه ی بیماران جسمی ظاهری و داخلی وروحی بلطف خداوند شفا پیدا کنند و از صدقه سر همه برادر من هم همینطور
    بنظر من اعتقادات آدما قابل احترامه اما نه تا این حد
    این خانمه خواهر ایشونه؟خوب اگه ایشون هم اینطوری بودند بنظرتون بازم برادرشون رو ترغیب به رعایت چنین اعتقاداتی میکردند؟

    شادوسلامت باشید
    التماس دعا

  2. سلام
    من میتونم به سوالت جواب بدم؟
    ۱.همیشه باید به اعتقادات افراد احترام گذاشت. چرا که احترام به یک اعتقاد.احترام به ان ادم است و ربطی به درست و غلط بودنش ندارد .و هرگز هم نباید برای جلب اعتماد باشد(مخصوصا در پزشکی)
    ۲.نه
    ۳.هیچکس .بستگی به شرایط داره.یک اصل کلی نداره.
    اما چی کار میکردی اگه مادرت(که برات عزیزه)در مورد یک مساله مهم که براشون حیاتی .اشتباه فکر میکردن؟
    اگه همین مریض به تو میرسید .چی کار میکردی؟
    راستی
    چطور خواهر دو قلوی خوزه همانژیوم نگرفت؟

  3. آقای مجیدی مطلب بسیار جالبی بود و واقعا ارزنده.

    اما فقط برای یک پیشنهاد، به نظر عکس مرتبط بیشتر از هشدار شما ممکن است برای کاربران نا خوشایند باشد. لطفا بازدیدکنندگان گرامی ابتدا مطلب را بخوانند و سپس به لینک عکس و فیلم های مربوطه مراجعه کنند. به این ترتیب اصل ماجرا قابل هضم خواهد بود.

  4. می‌گم حالمون‌و با این عکسا گرفتی!
    توی فیدت بدون کلیک کردن تصاویر میاد بالا.

  5. سلام. مرسی دکتر از اطلاعات مفیدتان. خدایا شکرت که سالمیم.

  6. نسخه‌ی فید وبلاگت با خود وبلاگت فرق داره. مرد حسابی عکس‌ها که تو فیدت اومده بود.

  7. سلام
    کاش عکسهاراطوری قرار میدادید که هرکس مایل بود بتواند آنهاراببیند.
    درمورد سوالاتتان :
    اگر همه چیز طبق برنامه پیش نرفت پزشک بایدبه سوگندی که خورده احترام بگذارد و جان بیماررا به هر نحوی نجات دهد اما تا آنجا که میتواند وارد حریم اعتقادات فرد نشود.
    بله همیشه باید به اعتقادات افراد احترام گذاشت مگر آنکه این اعتقادات دردین مرتد اعلام شده باشد-البته برای مامسلمانان-
    مرزاعتقادوجهالت ازلحاظ مذهبی واعتقادی مشخص شده در غیر این صورت نه مرز مشخصی ندارد
    کسی نمی تواند این مرز را مشخص کند در حالت عادی معیار بخصوصی وجود ندارد
    بجز همان مساله خارج شدن از دین -برای مسلمانان-هیچ کس حق دخالت ندارد مگر آنکه باهم وارد بحث شوند.

  8. salam,az didane vaziate in bimar motaser shodam. be nazare man etegadate bedune mantege yek fard gabele ehteram nistand.

  9. من جای پزشکش بودم به اعتقاداتش احترام نمیزاشتم

  10. این جاست که آدم به یاد سلامتی می افته و می گه خدایا شکر

  11. درمورد اعتقاد دینی این آقا و اینکه هیچگاه در مراسم کلیسا شرکت نکرده است باید بگویم افرادی که به این نگرش از مسیحیت اعتقاد دارند( شاهدان یهوا) به هیچ عنوان به کلیسا نمی روند و هیچ از تظاهرات دین مسیح مانند صلیب را قبول ندارند.

دیدگاه بسته است.