بازی آلن دلون در نقش کوری در فیلم Le Cercle Rouge (1970) | کمحرف، حرفهای، فراری، خونسرد، تقدیرگرا
بررسی بازی آلن دلون (Alain Delon) در فیلم دایره سرخ (Le Cercle Rouge) به کارگردانی ژان-پیر ملویل، برای هر کسی که به سینمای جنایی و پلیسی علاقه دارد، ضروری است. این فیلم اوج همکاری دلون و ملویل است و در آن، دلون نقشی را ایفا میکند که تجسم عینی «سکوت گویا» در سینماست. در این مقاله قصد داریم ابعاد مختلف نقش کوری (Corey)، یک سارق حرفهای و کمحرف را بررسی کنیم و ببینیم چگونه او با خونسردی مطلق، تقدیر محتوم خود را میپذیرد. آیا کوری صرفاً یک جنایتکار بود یا مردی که بر اساس اصول اخلاقی خاص خودش زندگی میکرد؟ چرا میگویند این نقشآفرینی، خالصترین شکل بازیگری دلون است؟ با ما همراه باشید تا زوایای نایاب این شاهکار نئو-نوآر را با هم مرور کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و معرفی کوری
- ۲. خلاصه داستان و ریتم ملویلی
- ۳. کمحرفی به مثابه قدرت
- ۴. خونسردی در لبه پرتگاه
- ۵. حرفهایگری و اصول کوری
- ۶. تقدیرگرایی و دایره سرخ سرنوشت
- ۷. فیزیک و میمیک صورت در دایره سرخ
- ۸. رفاقت مردانه و مثلث کوری، ووگل و یانسن
- ۹. تحلیل سکانس سرقت جواهرفروشی
- ۱۰. استایل بصری: بارانی، سیگار و سبیل
- ۱۱. ارتباط با فلسفه شرق و ذن
- ۱۲. میراث کوری در سینمای جنایی جهان
۱. شناسنامه اثر و معرفی کوری
فیلم دایره سرخ (Le Cercle Rouge) محصول سال ۱۹۷۰، یکی از مهمترین آثار ژان-پیر ملویل (Jean-Pierre Melville) در ژانر نئو-نوآر (Neo-noir) است. آلن دلون در این فیلم نقش کوری را بازی میکند؛ سارقی که درست در روز آزادیاش از زندان، نقشه یک سرقت بزرگ از جواهرفروشی را میکشد. در کنار او بازیگران بزرگی چون ایو مونتان (Yves Montand) در نقش یانسن و جیان ماریا ولونته (Gian Maria Volontè) در نقش ووگل حضور دارند. این فیلم به دلیل سکانسهای طولانی بدون دیالوگ و فیلمبرداری سرد و آبیرنگش مشهور است. کوری در اینجا متمایز از سایر نقشهای دلون است؛ او مردی است که از تمام زرق و برقهای زندگی دست شسته و تنها به انجام «کار» فکر میکند. ملویل با وسواس خاص خود، دنیایی را خلق کرده که در آن کوری مانند یک راهب در دنیای جنایت عمل میکند.
شخصیت کوری نماینده بلوغ آلن دلون در بازیگری است. او در این زمان دیگر آن جوان زیبای دهههای قبل نبود، بلکه مردی جاافتاده با چهرهای سنگی و نگاهی نفوذناپذیر بود. ملویل از این ویژگی دلون استفاده کرد تا شخصیتی خلق کند که احساساتش را نه در کلام، بلکه در عمل نشان میدهد. کوری مردی است که از خیانت رنج برده اما به جای انتقامهای خونین و پر سر و صدا، با وقار و آرامش به مسیرش ادامه میدهد. او تجسم مفهوم «حرفهایگری» در سینمای ملویل است؛ کسی که برای هر حرکتش نقشه دارد و هیچ چیز را به شانس واگذار نمیکند، هرچند که در نهایت میداند «دایره سرخ» تقدیر او را در بر خواهد گرفت. این فیلم نقطه اوجی در سینمای پلیسی فرانسه است که در آن دلون به یک شمایل (Icon) تبدیل میشود.
۲. خلاصه داستان و ریتم ملویلی
داستان با آزادی کوری (دلون) از زندانی در مارسی آغاز میشود. او بلافاصله پس از آزادی، با ووگل، یک فراری از دست پلیس، آشنا میشود و پیوندی ناگسستنی بین آنها شکل میگیرد. کوری تصمیم میگیرد با کمک ووگل و یانسن (یک تیرانداز پلیس سابق که دچار توهم است)، از یک جواهرفروشی مشهور در پاریس سرقت کند. کل فیلم بر محور برنامهریزی دقیق، اجرای بینقص و در نهایت مواجهه با سرنوشت میچرخد. ریتم فیلم به شدت کند و با حوصله است، که این خود بخشی از سبک ملویل برای نشان دادن دقت و حرفهایگری شخصیتهاست. دلون در این ریتم آرام، مانند یک وزنه سنگین عمل میکند که به هر صحنه اعتبار میبخشد. او با آرامش حرکت میکند، با آرامش حرف میزند و با آرامش به سوی مرگ میرود.
در دنیای دایره سرخ، پلیس و جنایتکار دو روی یک سکه هستند. بازرس ماتی با بازی بورویل (Bourvil)، کوری را تعقیب میکند، اما بین آنها نوعی احترام متقابل وجود دارد. کوری در این میانه، شخصیتی است که به تنهایی خود وفادار است. او حتی زمانی که با دیگران همکاری میکند، در یک پیله تنهایی باقی میماند. بازی دلون در انتقال این حس تنهایی عمیق بسیار موفق است. او با کمترین کنش بدنی، بیشترین بار معنایی را منتقل میکند. داستان فیلم نه درباره پول، بلکه درباره «وفاداری» و «تقدیر» است. کوری میداند که دایره سرخ در حال بسته شدن است، اما او با چنان مهارتی بازی میکند که گویی هر لحظه از زندگیاش را خودش انتخاب کرده است، حتی لحظه پایانی را.
۳. کمحرفی به مثابه قدرت
یکی از شاخصترین ویژگیهای بازی آلن دلون در دایره سرخ، کمحرفی (Silence) اوست. در دنیای ملویل، حرف زدن زیاد نشانه ضعف یا ناشیگری است. کوری مردی است که فقط وقتی لازم باشد صحبت میکند. دلون با مهارت تمام، قدرت سکوت را در این فیلم به نمایش میگذارد. او از نگاهش برای تایید یا رد کردن استفاده میکند و دیالوگهایش بسیار کوتاه و گزیده هستند. این ویژگی باعث میشود که مخاطب به جای شنیدن، به «دیدن» جزئیات بازی او وادار شود. هر حرکت ابرو یا نحوه قرار دادن سیگار در لب، باری از اطلاعات را با خود دارد. این کمحرفی، کوری را به شخصیتی اسرارآمیز و در عین حال قابل اعتماد تبدیل میکند.
دلون در این فیلم ثابت کرد که بازیگری یعنی «حضور». او لازم نیست فریاد بزند تا اقتدارش را نشان دهد؛ کافی است در یک اتاق تاریک بنشیند و به روبهرو خیره شود. این سبک از بازیگری که ریشه در تئاتر شرق و سینمای صامت دارد، در دایره سرخ به کمال میرسد. سکوت کوری نشاندهنده تمرکز ذهنی بالای اوست. او در حال پردازش اطلاعات و پیشبینی حرکات حریف (پلیس) است. این ویژگی باعث میشود که وقتی او بالاخره دهان باز میکند و جملهای میگوید، آن جمله وزن و اهمیت دوچندانی پیدا کند. بازی دلون در اینجا درس بزرگی برای بازیگرانی است که فکر میکنند با دیالوگهای طولانی میتوانند شخصیتپردازی کنند.
۴. خونسردی در لبه پرتگاه
خونسردی (Coolness) در دایره سرخ صرفاً یک صفت نیست، بلکه یک فلسفه زندگی است. کوری با بازی دلون، در بحرانیترین شرایط هم خونسردیاش را از دست نمیدهد. چه زمانی که در صندوقعقب ماشینش یک فراری پنهان شده و پلیس او را متوقف میکند، و چه زمانی که در میانههای یک سرقت خطرناک است، ضربان قلب او آرام به نظر میرسد. دلون این خونسردی را با نوعی سردی در چهرهاش بازی میکند. او اجازه نمیدهد هیچ ردی از ترس یا اضطراب در میمیک صورتش دیده شود. این ویژگی، کوری را به یک ماشینِ سرقتِ بینقص تبدیل کرده است. او میداند که احساسات، دشمنِ دقت هستند.
این خونسردی در تقابل با شخصیتهای دیگر فیلم بیشتر به چشم میآید. ووگل عصبی است و یانسن با توهماتش دست و پنجه نرم میکند، اما کوری مانند یک ستون محکم، گروه را به هم پیوند میدهد. دلون با حرکات بدنی آرام و شمرده، این حس اطمینان را به اطرافیانش و همچنین به مخاطب منتقل میکند. او حتی در لحظه مواجهه با خیانت معشوق سابقش، تنها با یک نگاه سرد و خونسرد صحنه را ترک میکند. این سطح از تسلط بر خود، کوری را به یکی از جذابترین شخصیتهای «ضدقهرمان» در سینما تبدیل کرده است. دلون در این فیلم نشان داد که خونسردی واقعی نه در بیخیالی، بلکه در آگاهی کامل از خطر و پذیرش آن نهفته است.
۵. حرفهایگری و اصول کوری
کوری یک جنایتکار معمولی نیست؛ او یک «حرفهای» (Professional) است. حرفهای بودن برای او به معنای داشتن نظم، تخصص و اخلاق خاصِ خود است. او به کارهای کوچک و بیاهمیت تن نمیدهد و برای هدفش ماهها صبر میکند. دلون این ویژگی را در نحوه کار با ابزارها، بررسی نقشهها و حتی نحوه پوشیدن لباسهایش نشان میدهد. کوری برای هر مرحله از سرقت، برنامهای دارد. بازی دلون در صحنههایی که او در حال آمادهسازی مقدمات سرقت است، با دقتی وسواسگونه همراه است. او به ما نشان میدهد که جنایت برای کوری، یک «شغل» است که باید به بهترین نحو انجام شود.
اصول اخلاقی کوری نیز جالب است. او به رفقایش وفادار است و هرگز پشت آنها را خالی نمیکند. در دنیایی که همه به هم خیانت میکنند، کوری بر سر اصولش میماند. دلون این وفاداری را با نوعی وقارِ ساموراییوار بازی میکند. او از ووگل محافظت میکند نه به این دلیل که به او نیاز دارد، بلکه چون این بخشی از مرام حرفهای اوست. این نگاه به شخصیت، کوری را از یک سارق ساده به یک قهرمان تراژیک ارتقا میدهد. دلون با این نقش، استانداردی برای شخصیتهای «سارق باوقار» در سینما تعریف کرد که بعدها در فیلمهایی چون «مخمصه» (Heat) مایکل مان به وضوح دیده شد.
۶. تقدیرگرایی و دایره سرخ سرنوشت
ابتدای فیلم با جملهای منتسب به بودا آغاز میشود که درباره «دایره سرخ» تقدیر صحبت میکند: «انسانها حتی اگر ندانند، در نهایت در دایرهای سرخ به هم میرسند.» کل فیلم دایره سرخ و بازی دلون، تحت تاثیر این تقدیرگرایی (Fatalism) است. کوری با بازی دلون، مردی است که میداند پایان خوشی در انتظارش نیست. او با آگاهی از این تقدیر محتوم، مسیرش را طی میکند. این حس «پایان نزدیک است» در تمام حرکات دلون جاری است. او مانند کسی بازی میکند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. این تقدیرگرایی به بازی او عمقی فلسفی بخشیده است.
دلون در این فیلم، نه به دنبال فرار از سرنوشت، بلکه به دنبال مواجهه با آن با سربلندی است. او در سکانسهای پایانی، وقتی میبیند که محاصره شده است، هیچ تلاشی برای التماس یا فرار مذبوحانه نمیکند. او به سوی تقدیرش قدم میگذارد. این نگاهِ فیلسوفانه به جنایت، مدیون دیدگاههای ملویل و اجرای دقیق دلون است. دایره سرخ برای کوری، نه یک بنبست، بلکه یک سرانجام منطقی است. دلون با بازیاش به ما میفهماند که برای کوری، «چگونه مردن» به اندازه «چگونه زندگی کردن» اهمیت دارد. این تقدیرگرایی، فیلم را از یک درام پلیسی معمولی به یک مرثیه برای مردانِ تنها تبدیل میکند.
۷. فیزیک و میمیک صورت در دایره سرخ
چهره آلن دلون در دایره سرخ، سردترین و در عین حال سینماییترین چهره اوست. ملویل از او خواسته بود که تا حد امکان از حرکت دادن عضلات صورتش خودداری کند. نتیجه، چهرهای است که مانند یک نقاب سنگی به نظر میرسد، اما چشمانش تمام داستان را روایت میکنند. دلون با پلک زدنهای کم و نگاههای ثابت، تمرکز فوقالعاده شخصیت کوری را نشان میدهد. میمیک او در این فیلم، نمونهای اعلا از «کمینه گرایی» (Minimalism) در بازیگری است. او حتی زمانی که سیگار میکشد، این کار را با نوعی تامل و آرامش انجام میدهد که گویی هر پک به سیگار، یک تصمیم استراتژیک است.
فیزیک او نیز در این فیلم بسیار کنترلشده است. او همیشه صاف میایستد و حرکاتش نرم و بدون شتاب است. حتی در صحنههایی که باید سریع حرکت کند، نوعی وقار در بدنش دیده میشود. سبیل نازکی که او در این فیلم دارد، به چهرهاش پختگی و جدیت بیشتری بخشیده است. دلون از دستانش به شکلی بسیار ماهرانه استفاده میکند؛ چه زمانی که در حال باز کردن قفل گاوصندوق است و چه زمانی که اسلحه به دست دارد. این دقت فیزیکی نشاندهنده تسلط کامل بازیگر بر نقش و ابزارهای آن است. کوری با بازی دلون، انسانی است که بدنش را کاملاً در اختیار ذهنش قرار داده است.
۸. رفاقت مردانه و مثلث کوری، ووگل و یانسن
یکی از مفاهیم کلیدی در دایره سرخ، رفاقت مردانه (Male Bonding) در دنیای زیرزمینی است. کوری (دلون)، ووگل (ولونته) و یانسن (ایو مونتان) مثلثی را تشکیل میدهند که بر پایه اعتماد مطلق بنا شده است. دلون در این رابطه، نقش رهبر معنوی و عملیاتی را دارد. او کسی است که یانسنِ الکلی و ناامید را دوباره به زندگی برمیگرداند. بازی دلون در صحنههای مشترک با ایو مونتان، آمیزهای از احترام و حمایت است. او به یانسن اعتماد میکند و یانسن هم در پاسخ، بهترین عملکردش را ارائه میدهد. این پیوند بدون نیاز به دیالوگهای احساسی و تنها از طریق همکاری در یک ماموریت مشترک شکل میگیرد.
رابطه کوری و ووگل نیز بر پایه یک غریزه مشترک بقا است. کوری ووگل را در صندوقعقب ماشینش پیدا میکند و بدون پرسیدن سوالی، به او کمک میکند. دلون این سکانس را با چنان خونسردی بازی میکند که گویی این طبیعیترین کار دنیاست. در دنیای دایره سرخ، مردان با اعمالشان شناخته میشوند، نه با حرفهایشان. دلون در این فیلم تجسم این مرام مردانه است. او برای رفقایش جانش را به خطر میاندازد و در نهایت هم در کنار آنها سقوط میکند. این رفاقتِ بیپیرایه، یکی از زیباترین و در عین حال تلخترین جنبههای فیلم است که با بازی درخشان این سه بازیگر به یادماندنی شده است.
۹. تحلیل سکانس سرقت جواهرفروشی
سکانس سرقت از جواهرفروشی در دایره سرخ، شاهکار کارگردانی ملویل و تمرکز بازیگری دلون است. این سکانس حدود ۲۵ دقیقه طول میکشد و تقریباً هیچ دیالوگی در آن شنیده نمیشود. کوری در این صحنه، مانند یک جراح دقیق عمل میکند. دلون با پوشیدن لباسهای مخصوص و ماسک، تمام تمرکزش را بر حرکات فیزیکی گذاشته است. مخاطب میتواند سنگینی نفسهای او و دقت انگشتانش را حس کند. این سکانس اوج «حرفهایگری» است که پیشتر دربارهاش صحبت کردیم. دلون در اینجا نه به عنوان یک ستاره، بلکه به عنوان بخشی از یک فرآیند فنی دقیق بازی میکند.
سکوت مطلق در این سکانس، فشار روانی را بر تماشاگر افزایش میدهد و دلون با خونسردیاش، این فشار را مدیریت میکند. او با آرامش موانع را از پیش رو برمیدارد و گاوصندوق را باز میکند. هر حرکت او در این صحنه، نتیجه ساعتها تمرین و برنامهریزی است که در بازیاش کاملاً منعکس شده است. این سکانس نشان داد که دلون تا چه حد میتواند در نقش حل شود و اجازه دهد که کنش (Action) جایگزین کلام شود. این بخش از فیلم همچنان به عنوان یکی از بهترین سکانسهای سرقت در تاریخ سینما تدریس میشود و حضور مسلط دلون در مرکز آن، کلید موفقیتش است.
۱۰. استایل بصری: بارانی، سیگار و سبیل
استایل آلن دلون در دایره سرخ، شمایل کلاسیک «گنگستر مدرن» را تثبیت کرد. بارانی بلند بژ، کلاه شاپو (در برخی صحنهها) و سبیل مرتب، تصویری از او ساخت که فراتر از زمان است. این پوشش، کوری را به شخصیتی تبدیل کرده که گویی از دل یک نقاشی یا یک فیلم نوآر آمریکایی بیرون آمده است. دلون با بارانیاش به گونهای حرکت میکند که گویی زرهی بر تن دارد. لباس برای او وسیلهای برای پنهان شدن و در عین حال ابراز هویت است. او حتی در میان گل و لای یا در شرایط سخت، سعی میکند وقار ظاهریاش را حفظ کند.
سیگار کشیدن دلون در این فیلم، خود یک هنر است. او سیگار را به عنوان ابزاری برای نشان دادن زمان و تفکر به کار میبرد. در لحظاتی که او منتظر است یا در حال فکر کردن به نقشه بعدی است، سیگار کشیدنش ریتم خاصی به صحنه میدهد. سبیل او نیز در این فیلم، برخلاف نقشهای قبلیاش که چهرهای پسرانه داشت، به او هیبتی مردانه و کمی خشن بخشیده است. این استایل بصری، تاثیر عمیقی بر سینمای بعد از خود گذاشت. از جیم جارموش در «گوست داگ» تا تارانتینو، همگی به نوعی از این شمایلنگاری ملویل و دلون الهام گرفتهاند. کوری ثابت کرد که یک جنایتکار میتواند شیک، مرتب و در عین حال مرگبار باشد.
۱۱. ارتباط با فلسفه شرق و ذن
ژان-پیر ملویل به شدت تحت تاثیر فرهنگ و فلسفه شرق، به ویژه آیین سامورایی و ذن (Zen) بود. کوری در دایره سرخ، قرابتهای زیادی با یک سامورایی تنها دارد. او زندگیاش را وقف یک هدف کرده و در راه آن از تمام لذتهای دنیوی چشم پوشیده است. دلون این جنبه از شخصیت را با نوعی «ریاضتکشی در بازیگری» به تصویر میکشد. او از هرگونه خودنمایی پرهیز میکند و سعی دارد به درونیترین لایههای نقش برسد. آرامش او در مواجهه با مشکلات، یادآور آموزههای ذن است که در آن فرد با پذیرش جریان زندگی، به ثبات میرسد.
حتی نحوه راه رفتن و نشستن کوری، یادآور تمرینات تمرکزی است. او همیشه هوشیار است اما این هوشیاری با تنش همراه نیست. دلون با این بازی، به کوری وجههای عرفانی بخشیده است. او جنایتکاری است که در دنیای مادی زندگی میکند اما روحش در جایی دیگر است. این تضاد، شخصیت کوری را بسیار عمیقتر از یک سارق معمولی کرده است. ملویل و دلون با هم موفق شدند یکی از معدود شخصیتهای سینمای غرب را خلق کنند که واقعاً روح شرق را در کالبد خود دارد. کوری در دایره سرخ، ساموراییِ پاریسی است که با کلت کالیبر ۴۵ خود، به دنبال معنای بودن در میان دایرههای سرخ تقدیر میگردد.
۱۲. میراث کوری در سینمای جنایی جهان
میراث بازی آلن دلون در دایره سرخ را میتوان در بسیاری از آثار جنایی مدرن ردیابی کرد. کارگردانانی چون کوئنتین تارانتینو، جان وو و مایکل مان، همواره از این فیلم و بازی دلون به عنوان منبع الهام بزرگ خود یاد کردهاند. شخصیت کوری، الگویی برای «ضدقهرمانهای ساکت و حرفهای» شد که در دهههای بعدی سینما را تسخیر کردند. دلون با این نقش نشان داد که چگونه میتوان یک شخصیت جنایتکار را بدون ذرهای قضاوت اخلاقی، به گونهای بازی کرد که تماشاگر با او همدلی کند و حتی او را تحسین نماید.
تاثیر او حتی در سینمای آسیا و فیلمهای اکشن هنگکنگی دهه ۸۰ و ۹۰ نیز مشهود است. جان وو بارها گفته است که شخصیتهای فیلمهایش را بر اساس پرستیژ و خونسردی دلون در فیلمهای ملویل طراحی کرده است. کوری در دایره سرخ، نمادی از یک دوران طلایی در سینماست؛ دورانی که در آن شخصیتپردازی بر پایه قدرت تصویر و بازیگریِ ناب بود، نه جلوههای ویژه و تدوینهای پرسرعت. آلن دلون با این نقش، خود را به عنوان پادشاه بلامنازع سینمای پلیسی و جنایی تثبیت کرد و میراثی بر جای گذاشت که هنوز هم پس از نیم قرن، برای فیلمسازان و بازیگران جدید الهامبخش و آموزنده است.
جمعبندی نهایی
بازی آلن دلون در نقش کوری در شاهکار دایره سرخ، نقطه عطفی در سینمای نئو-نوآر و اوج هنرنمایی او در همکاری با ژان-پیر ملویل است. او با ترکیبی از خونسردی پولادین، سکوتهای پرمعنا و تقدیرگرایی عمیق، شخصیتی خلق کرد که فراتر از کلیشههای جنایی، به یک شمایل فلسفی تبدیل شد. کوری نماد حرفهایگری و وفاداری در دنیایی است که بر پایه خیانت و تصادف بنا شده است. دلون با این نقشآفرینی ثابت کرد که قدرت بازیگری در «حضور» و «کنترل» نهفته است و توانست با کمترین ابزار، عمیقترین تاثیر را بر مخاطب و تاریخ سینما بگذارد. دایره سرخ، مرثیهای برای مردانِ تنهاست که دلون آن را با وقاری ساموراییوار به پایان میبرد.








رضا جان. جواب بابک عزیز نبود بلکه جواب آقا و یا خانم دونر48 بود. برای این کار فعلا تنها راه این است که گزینه آپدیت شده ها را در گوگل ریدر انتخاب کنید. البته در مورد فیدهای اصلی اگر چیزی را بخوانید دیگر نسخه دیگرش در شیرشده ها از دید محو نمی شود و حداکثر دو بار می بینید. اگر مثل من دوستانتان زیاد باشد از 10 بار دیدن بهتر است!
آقا جواب بابک عزیز را کسی نمیدونه ؟ اگه کسی میدونه بگه
سلام
به خاطر مطالب مفیدی که در مورد وب مینویسید ممنونم.
اتفاقا همون موقع ها من هم از طریق شما با فید آشنا شدم.
سلام
من همیشه وبلاگ شما را از گوگل ریدرم دنبال می کنم . در مورد وب 2 مطالب زیادی را در وبلاگ شما خواندم . به هر حال وب 2 موضوع ارائه من در درس شیوه ارائه مطالب علمی است . اگر امکانش هست چندتا سایت را بهم معرفی کنین . تو وبلاگ خودتونم وطال خوبی دارین که من آنها را خواندم .
در ضمن یک سوال شخصی ، شما که انقدر وبلاگ نویس فعال و موفق هستین و همچنین در مورد وب و اینترنت و همچنین موضوعات دیگه اطلاعات دارین ، کی و چه جوری به پزشکی و بیمار هاتون مرسین ؟ برنامه ریزتون برام خیلی جالبه .
ممنون
پاسخ: باور کنید پزشکان غربی بسیار فعال و خوب، بدون مرور خبرهای آیتی روزشان شب نمیشود! ایت اصئر مه یک پزشک تنها باید اطلاعات پزشکی آن هم از طرق سنتی داشته باشد، در جهان امروز پذیرفته شده نیست.
دوست عزیز آخرش به ما یاد ندادی چطوری خبرهای تکراری را که از طریق فید متفاوت اشتراکی به گوگل ریدر وارد میشوند حذف کنیم
دکتر یه نگاهی به این لینک بنداز:
http://www.ondd.org/the-top-100-open-source-software-tools-for-medical-professionals
دکتر جان. من هم خیلی خوشحال می شوم شما هم به جمع مشترکین فیدی من بپیوندید.
http://feeds.feedburner.com/ITpedia
البته هم شما و هم همه مشترکین فیدی شما!
درگوشی: خودم می دانم مشترک هستید ورگرنه شما که هیچ وبلاگی را بدون فید نمی خوانید. خواستم کمی مظلوم نمایی کرده باشم!