بازی فیلیپ سیمور هافمن در نقش پدر فلین در فیلم Doubt (2008) | مرموز، متهم، صمیمی، کلیسایی، مبهم

بررسی یکی از مبهم‌ترین و پرتعلیق‌ترین نقش‌آفرینی‌های سینمای معاصر می‌تواند افزاینده دانش ما در زمینه درام‌های مذهبی و تکنیک‌های ابهام‌آفرینی در بازیگری باشد. در این مقاله قصد داریم بازی خیره‌کننده فیلیپ سیمور هافمن در نقش پدر فلین (Father Flynn) در فیلم تردید (Doubt) را بررسی کنیم. آیا پدر فلین واقعاً گناهکار بود یا قربانی تعصبات خشک سنتی شد؟ هافمن چگونه توانست بدون لو دادن حقیقت، مخاطب را تا آخرین لحظه در حالت تعلیق نگه دارد؟ در این مطلب به زوایای پنهان این بازی درخشان و روابط پیچیده حاکم بر مدرسه کلیسایی می‌پردازیم.

فهرست مطالب

۱. شناسنامه اثر و مشخصات ساختاری فیلم تردید

فیلم سینمایی تردید محصول سال ۲۰۰۸ میلادی به نویسندگی و کارگردانی جان پاتریک شنلی (John Patrick Shanley) است که بر اساس نمایشنامه برنده جایزه پولیتزر خود او ساخته شد. در این درام مذهبی و روان‌شناختی بازیگران تراز اولی چون مریل استریپ (Meryl Streep) در نقش خواهر آلویشس بوویر، فیلیپ سیمور هافمن در نقش پدر برندان فلین، ایمی آدامز (Amy Adams) در نقش خواهر جیمز و وایولا دیویس (Viola Davis) در نقش خانم میلر به ایفای نقش پرداخته‌اند. تهیه کنندگی فیلم بر عهده اسکات رودین (Scott Rudin) بود و موسیقی متن آن را هاوارد شور (Howard Shore) ساخت. این فیلم با بودجه بیست میلیون دلاری توانست مورد توجه گسترده منتقدان قرار گیرد و در پنج رشته مختلف از جمله تمامی بازیگران اصلی نامزد جایزه اسکار شود.

فیلم در محیط خفه و سنتی یک مدرسه کاتولیک در برانکس نیویورک در سال ۱۹۶۴ فیلم‌برداری شده است. طراحی دکوراسیون سرد و لباس‌های سیاه و سفید راهبه‌ها فضایی به شدت دوقطبی و اخلاقی ایجاد می‌کند که بستر مناسبی برای تقابل‌های کلامی قدرتمند میان هافمن و استریپ فراهم می‌آورد. بازی هافمن در این فیلم به عنوان یکی از قوی‌ترین اجراهای مکمل مرد در دهه نخست قرن بیست و یکم شناخته می‌شود که توانست ابعاد جدیدی از تعارض میان صمیمیت مذهبی و رفتارهای مشکوک را به نمایش بگذارد.

۲. داستان فیلم تردید و تقابل قدرت در مدرسه

داستان فیلم در مدرسه کلیسای سنت نیکلاس در سال ۱۹۶۴ رخ می‌دهد. پدر فلین کشیشی محبوب، خون‌گرم و مدرن است که تلاش می‌کند جو خشک و سنتی مدرسه را تلطیف کند و با دانش‌آموزان به خصوص پسری به نام دونالد میلر که تنها دانش‌آموز سیاه‌پوست مدرسه است ارتباط نزدیکی برقرار کند. خواهر آلویشس مدیر سخت‌گیر و محافظه‌کار مدرسه که به روش‌های مدرن پدر فلین و تغییرات کلیسا بدبین است شروع به زیر نظر گرفتن او می‌کند. پس از اینکه خواهر جیمز متوجه رفتار غیرعادی دونالد پس از ملاقات خصوصی با پدر فلین در دفترش می‌شود این موضوع را به خواهر آلویشس گزارش می‌دهد.

خواهر آلویشس بدون داشتن هیچ مدرک قطعی پدر فلین را به سوءاستفاده از این دانش‌آموز متهم می‌کند و جنگی پنهان میان این دو در می‌گیرد. پدر فلین این اتهام را به شدت تکذیب می‌کند و مدام اصرار دارد که کار او تنها حمایت عاطفی از پسری بوده که در مدرسه منزوی است. کشمکش میان آنها بالا می‌گیرد و خواهر آلویشس با تهدید به افشای گذشته پدر فلین در کلیساهای قبلی او را مجبور به استعفا می‌کند. پس از رفتن پدر فلین و ارتقای مقام او در یک کلیسای بزرگ‌تر خواهر آلویشس در مواجهه با خواهر جیمز اعتراف می‌کند که خودش هم درباره گناهکار بودن او دچار تردیدهای بزرگی است.

۳. تحلیل روان‌شناختی شخصیت پدر فلین

پدر فلین شخصیتی به شدت کاریزماتیک، صمیمی و در عین حال مرموز دارد که درک انگیزه‌های واقعی او را بسیار دشوار می‌کند. او از یک سو نماینده مسیحیت مهربان و بخشنده است که می‌خواهد کلیسا را به جامعه نزدیک‌تر کند و با ترجیحات شخصی‌اش مانند نوشیدن الکل، سیگار کشیدن و گوش دادن به موسیقی عامه‌پسند نشان می‌دهد که انسانی معمولی است. از سوی دیگر رفتارهای او با دانش‌آموز پسر مدرسه کاتولیک کدهایی به مخاطب می‌دهد که می‌تواند نشانه‌ای از تمایلات پنهان یا حداقل رفتارهای خارج از عرف یک کشیش باشد.

اضطراب و خشم کنترل‌شده او در صحنه‌های بازجویی توسط خواهر آلویشس نشان‌دهنده این است که او چیزی برای پنهان کردن دارد؛ چه این راز مربوط به زندگی شخصی‌اش باشد و چه ترسی ساده از تخریب شهرت هنری و مذهبی‌اش. هافمن این دوگانگی را با استادی تمام بازی می‌کند؛ او در لحظاتی کاملاً مظلوم و قربانی به نظر می‌رسد و در لحظه‌ای دیگر لحنی تحکم‌آمیز و مشکوک به خود می‌گیرد که مخاطب را در قضاوتش دچار تزلزل می‌کند. این پیچیدگی روان‌شناختی پدر فلین را از یک کاراکتر تک‌بعدی خیر یا شر به انسانی خاکستری تبدیل می‌کند.

۴. تقابل دراماتیک خواهر آلویشس و پدر فلین

هسته اصلی درام فیلم تقابل ایدئولوژیک و شخصی میان خواهر آلویشس و پدر فلین است. خواهر آلویشس نماینده سنت، قانون، تنبیه و بی‌اعتمادی است در حالی که پدر فلین نماد مدرنیته، بخشش، صمیمیت و انعطاف‌پذیری است. این تقابل تنها بر سر متهم کردن یک کشیش نیست بلکه جنگی برای کنترل قدرت و جهت‌دهی به آینده کلیسای کاتولیک در دوران تغییرات بزرگ واتیکان است. خواهر آلویشس معتقد است که عشق و صمیمیت پدر فلین روزنه‌ای برای نفوذ شیطان و گناه است در حالی که فلین قوانین سخت‌گیرانه او را مانع جذب مردم به دین می‌داند.

دیالوگ‌های مکتوب جان پاتریک شنلی در این تقابل‌ها بسیار گزنده و هوشمندانه است. هافمن با فیزیک بدنی تنومند خود در مقابل اندام نحیف و پوشیده مریل استریپ قرار می‌گیرد اما در برابر اراده آهنین او احساس ضعف می‌کند. صحنه ملاقات در دفتر خواهر آلویشس که در آن اتهام به طور رسمی مطرح می‌شود یکی از شاهکارهای بازیگری دونفره در تاریخ سینما است که در آن هر دو بازیگر با استفاده از لحن صدا و سکوت‌های معنادار قدرت خود را به رخ یکدیگر می‌کشند.

۵. هنر ابهام‌ آفرینی در متد بازیگری هافمن

بزرگ‌ترین دستاورد فیلیپ سیمور هافمن در نقش پدر فلین حفظ تعادل بی‌نقص در مرز میان گناهکاری و بی‌گناهی است. اگر او نقش را بیش از حد مظلوم بازی می‌کرد اتهامات خواهر آلویشس احمقانه به نظر می‌رسید و اگر نشانه‌های گناهکاری را پررنگ می‌کرد تعلیق فیلم از بین می‌رفت. هافمن با استفاده از تکنیک‌های ریز بازیگری مانند دزدیدن نگاه در لحظات خاص، دفاع‌های عصبی و در عین حال ابراز دلسوزی‌های عمیق و واقعی برای پسر بچه به این ابهام دامن می‌زند.

او در صحنه ایراد خطابه معروفش درباره شایعه‌پراکنی که با استعاره پرهای رهاشده در باد همراه است تسلط بی‌نظیری بر احساسات مخاطب دارد. لحن صدای او در این صحنه هم‌زمان حاوی اندوهی عمیق و هشداری جدی به کسانی است که بدون مدرک قضاوت می‌کنند. این هنر ابهام‌ آفرینی باعث می‌شود که حتی پس از پایان فیلم تماشاگر نتواند با قاطعیت درباره سرنوشت و گناهکار بودن پدر فلین نظر دهد و این همان تردیدی است که فیلم‌ساز قصد داشته در ذهن مخاطب ایجاد کند.

۶. اصلاحات کلیسا در دهه شصت و بازتاب آن در داستان

داستان فیلم در سال ۱۹۶۴ و هم‌زمان با شورای دوم واتیکان (Second Vatican Council) جریان دارد؛ دورانی که کلیسای کاتولیک تصمیم به انجام اصلاحات گسترده‌ای برای مدرن‌سازی آیین‌ها و نزدیک شدن به مردم گرفت. پدر فلین نماینده این جنبش اصلاحی است که می‌خواهد سرودهای مذهبی شادتری بخواند، به دانش‌آموزان اجازه استفاده از ناخن‌گیر را بدهد و در موعظه‌هایش از مسائل روزمره و عامه‌فهم صحبت کند. در مقابل خواهر آلویشس این تغییرات را تهدیدی برای اقتدار اخلاقی کلیسا می‌داند و به شدت با آن مخالفت می‌کند.

هافمن این تقابل تاریخی را در رفتارهای روزمره پدر فلین نشان می‌دهد. نحوه برخورد او با دانش‌آموزان در زمین بازی بسکتبال و شوخی‌هایش با آن‌ها نشان‌دهنده تمایل او به شکستن دیوارهای سنتی میان روحانیت و مردم است. فیلم به خوبی نشان می‌دهد که چگونه یک اتهام اخلاقی می‌تواند به عنوان ابزاری سیاسی توسط جناح محافظه‌کار برای سرکوب نیروهای اصلاح‌طلب و تغییرخواه در ساختار قدرت کلیسا مورد استفاده قرار گیرد.

۷. تحلیل شیمی بازیگری مریل استریپ و فیلیپ سیمور هافمن

همکاری مریل استریپ و فیلیپ سیمور هافمن در این فیلم کلاس درسی برای بازیگری مقابل یکدیگر است. بازی استریپ متکی بر کنترل شدید حرکات، نگاه‌های نافذ و سرد و لحنی شلاقی و قاطع است در حالی که هافمن بازی روان‌تر، حسی‌تر و پویاتری ارائه می‌دهد. این تضاد در متد بازیگری به خوبی منعکس‌کننده تضاد درونی کاراکترهای آنهاست. تماشاگر در طول فیلم شاهد یک دوئل کلامی و ذهنی است که در آن هیچ‌یک از طرفین حاضر به عقب‌نشینی نیستند.

در صحنه‌های مشترک انرژی روانی فوق‌العاده‌ای میان این دو بازیگر رد و بدل می‌شود. هافمن با تغییرات سریع در تنالیته صدایش از آرامش به خشم و سپس به التماس به بازی سرد و صلب استریپ واکنش نشان می‌دهد. این دینامیک پویا مانع از آن می‌شود که دیالوگ‌های طولانی نمایشنامه‌ای خسته‌کننده شوند و در عوض تعلیق و هیجان درام را در هر ثانیه از تقابل آنها افزایش می‌دهد.

۸. نقش خواهر جیمز به عنوان کاتالیزور تردید

شخصیت خواهر جیمز با بازی ایمی آدامز نقشی کلیدی در انتقال احساس تردید به مخاطب دارد. او راهبه‌ای جوان، ساده‌دل و مهربان است که عاشق تدریس است و در ابتدا هیچ بدبینی نسبت به اطرافیانش ندارد. او که در میان دیوارهای سنگی کلیسا محصور شده ناگهان خود را در میان جنگ قدرت خواهر آلویشس و پدر فلین می‌بیند. مشاهدات اولیه اوست که جرقه شک را در ذهن خواهر آلویشس روشن می‌کند اما خودش هم‌زمان تحت تأثیر مهربانی و توضیحات پدر فلین قرار می‌گیرد.

بازی هافمن در مواجهه با ایمی آدامز بسیار صمیمانه و پدرانه است که حس بی‌گناهی او را تقویت می‌کند. او تلاش می‌کند خواهر جیمز را متقاعد کند که نیت خیری داشته است و این تعاملات دلسوزانه تماشاگر را نیز مانند خواهر جیمز در تشخیص حقیقت دچار سردرگمی می‌کند. خواهر جیمز در واقع نماینده تماشاگر بی‌طرفی است که میان استدلال‌های اخلاقی خواهر آلویشس و جذابیت‌های انسانی پدر فلین معلق مانده است.

۹. چالش‌های پشت‌صحنه و کارگردانی جان پاتریک شنلی

جان پاتریک شنلی برای اقتباس سینمایی از نمایشنامه موفق خود چالش‌های زیادی داشت تا اثرش حس یک تئاتر فیلم‌برداری شده را نداشته باشد. او با استفاده از لوکیشن‌های واقعی در مدارس قدیمی کلیسایی و فضاهای باز بارانی تلاش کرد تا ابعاد بصری کار را گسترش دهد. هافمن برای ایفای این نقش تحقیقات زیادی درباره زندگی کشیش‌های دهه شصت انجام داد و حتی سبک راه رفتن و صحبت کردن کشیش‌های آن دوره را تمرین کرد.

یکی از چالش‌های اصلی فیلم‌برداری حفظ فضای سرد و سنگین کار بود. شنلی اصرار داشت که بازیگران نباید هیچ نشانه‌ای از واقعیت ماجرا را به یکدیگر یا به عوامل فیلم لو بدهند تا حس واقعی تردید در حین بازی حفظ شود. هافمن در مصاحبه‌ای اعلام کرده بود که خودش نیز در حین بازی مدام با این سوال کلنجار می‌رفته که پدر فلین در آن لحظه خاص چه احساسی دارد و این بازی ذهنی مداوم به باورپذیری و عمق نقش‌آفرینی او کمک شایانی کرده است.

۱۰. بازتاب‌های فرهنگی و واکنش جوامع مذهبی به فیلم

فیلم تردید در دورانی اکران شد که کلیسای کاتولیک با بحران‌های شدیدی در زمینه افشای رسوایی‌های اخلاقی کشیش‌ها در سراسر جهان مواجه بود. به همین دلیل فیلم به شدت مورد توجه تحلیل‌گران اجتماعی و رسانه‌ها قرار گرفت. برخی جوامع مذهبی فیلم را به دلیل مطرح کردن این موضوع حساس به چالش کشیدند اما بسیاری دیگر ساختار منصفانه و بدون قضاوت فیلم را ستودند که به جای سیاه‌نمایی مطلق به بررسی ریشه‌های روانی و نهادی این بحران‌ها می‌پردازد.

فیلم نشان داد که چگونه فقدان شفافیت و ساختار هرمی قدرت در کلیسا می‌تواند بستری برای اتهام‌زنی‌های بی‌اساس یا پنهان‌کاری‌های سیستماتیک ایجاد کند. بازی هافمن به عنوان کشیشی که متهم شده است نمادی از رنج انسان‌هایی شد که در سیستم‌های بسته قضایی و مذهبی بدون محاکمه عادلانه قربانی قضاوت‌های اخلاقی جامعه می‌شوند و این بازتاب فرهنگی عمیق اهمیت اجتماعی اثر را دوچندان کرد.

۱۱. ویژگی‌های فنی، فیلم‌برداری و زاویه دوربین

فیلم‌بردار برجسته راجر دیکنز (Roger Deakins) با استفاده از کادربندی‌های دقیق و زوایای دوربین مایل (Dutch angles) به خوبی توانست حس بی‌ثباتی، عدم قطعیت و تعلیق حاکم بر داستان را به تصویر بکشد. استفاده از نورهای طبیعی و سایه‌های تند در فضاهای داخلی مدرسه به اتمسفر رازآلود فیلم کمک شایانی کرده است. دوربین دیکنز در صحنه‌های مواجهه هافمن و استریپ اغلب در زوایای پایین قرار می‌گیرد تا ابهت و تهدیدآمیز بودن شخصیت‌ها را بزرگ‌تر نشان دهد.

هافمن به خوبی می‌دانست چگونه با زاویه دوربین و نورپردازی دیکنز هماهنگ شود. در صحنه‌ای که او در دفتر کارش زیر نور ضعیف چراغ مطالعه نشسته است سایه‌های روی صورتش نیمی از چهره او را تاریک نشان می‌دهند که استعاره‌ای بصری از نیمه تاریک و پنهان شخصیت اوست. این هماهنگی میان بازیگری و تکنیک‌های فیلم‌برداری یکی از دلایل اصلی تأثیرگذاری حسی شدید فیلم بر مخاطبان است.

۱۲. جایگاه پدر فلین در کارنامه هنری فیلیپ سیمور هافمن

نقش پدر فلین یکی از ستایش‌شده‌ترین بازی‌های فیلیپ سیمور هافمن است که توانایی استثنایی او را در ایفای نقش‌های خاکستری و پر از جزییات ظریف به اثبات رساند. این نقش نشان داد که هافمن فراتر از تیپ‌های کلیشه‌ای می‌تواند کاراکترهایی با لایه‌های پیچیده اخلاقی و روانی خلق کند که تماشاگر را تا مدت‌ها پس از تماشای فیلم به فکر فرو ببرد. نامزدی اسکار برای این نقش تأییدی بر هنر بی‌بدیل او بود.

میراث هافمن در نقش پدر فلین درسی بزرگ برای بازیگران جوان است که چگونه می‌توان بدون استفاده از دیالوگ‌های مستقیم و تنها با تکیه بر زیرمتن (Subtext) و کنترل احساسات درونی شخصیتی را خلق کرد که هویتش در تعلیق مطلق تعریف می‌شود. این نقش‌آفرینی همچنان به عنوان یکی از قله‌های بازیگری درام‌های روان‌شناختی قرن بیست و یکم در یادها باقی خواهد ماند.

جمع‌بندی نهایی

بازی فیلیپ سیمور هافمن در نقش پدر فلین در فیلم تردید شاهکاری از بازیگری مینی‌مالیستی و مبهم است که هسته اخلاقی داستان را به دوش می‌کشد. هافمن با نمایش هم‌زمان صمیمیت کشیشی محبوب و اضطراب مردی متهم، مخاطب را در تعلیقی دائمی میان گناهکاری و بی‌گناهی او نگه می‌دارد. تقابل درخشان او با مریل استریپ بستری برای بررسی بحران‌های سنتی و مدرن در ساختار کلیسا فراهم می‌آورد. این نقش‌آفرینی ظریف و پرجزئیات جایگاه هافمن را به عنوان یکی از نوابغ بازیگری نسل خود تثبیت کرده و نشان می‌دهد که چگونه قدرت تردید می‌تواند ایمان و عدالت را به چالش بکشد.

سوالات متداول

۱. آیا نمایشنامه اصلی تردید نیز پایان مبهمی دارد؟
بله، جان پاتریک شنلی نمایشنامه را به گونه‌ای نوشت که هرگز پاسخ قطعی درباره گناهکار بودن پدر فلین داده نشود. اقتباس سینمایی نیز کاملاً به این ساختار پایبند مانده است و هدف اصلی اثر ایجاد حس شک در مخاطب است. این ابهام عاملی است که تماشاگر را به فکر درباره قضاوت‌های شخصی خود وادار می‌کند. بنابراین پایان فیلم دقیقاً بازتاب‌دهنده همان ابهام نمایشنامه اصلی است.
۲. چرا خواهر آلویشس در پایان فیلم شروع به گریه می‌کند؟
گریه او نشان‌دهنده فروپاشی درونی و نفوذ شک به ذهن استوار و سخت‌گیر اوست. او که همیشه خود را نماینده حق مطلق می‌دانست متوجه می‌شود که شاید با اتهام‌زنی بی‌اساس مسیر زندگی یک انسان را نابود کرده باشد. این لحظه اعترافی تلخ به این حقیقت است که هیچ‌کس از گزند تردید در امان نیست. این گریه نشان‌دهنده تنهایی عمیق او در دنیای قوانین سختی است که خودش ساخته است.
۳. علت رابطه نزدیک پدر فلین با دونالد میلر چه بود؟
دونالد میلر تنها دانش‌آموز سیاه‌پوست مدرسه بود که از سوی دیگر بچه‌ها طرد شده و تحت فشار بود. پدر فلین ادعا می‌کرد که به عنوان یک مشاور مهربان می‌خواسته به او کمک کند تا با شرایط سختش کنار بیاید. مادر دونالد نیز در فیلم اشاره می‌کند که همسرش رفتار خشنی با پسر دارد و حضور پدر فلین تنها نقطه امید اوست. با این حال این رابطه صمیمی بستر مناسبی برای اتهامات خواهر آلویشس فراهم کرد.
۴. آیا مریل استریپ و فیلیپ سیمور هافمن قبل از این فیلم با هم همکاری داشتند؟
این دو بازیگر پیش از فیلم تردید در تئاترهای مختلفی از جمله اجرای مرغ دریایی چخوف در سال ۲۰۰۱ با هم همبازی شده بودند. شناخت قبلی آنها از سبک بازی یکدیگر به خلق شیمی فوق‌العاده‌شان در این فیلم کمک زیادی کرد. آنها احترام متقابل زیادی برای هنر یکدیگر قائل بودند و این موضوع در مصاحبه‌هایشان مشهود بود. این همکاری مشترک یکی از نقاط برجسته کارنامه کاری هر دو بازیگر محسوب می‌شود.
۵. نقش ناخن‌های بلند پدر فلین در فیلم چیست؟
ناخن‌های بلند پدر فلین یکی از جزئیات ظاهری است که خواهر آلویشس به آن دقت کرده و آن را نشانه‌ای از نامرتب بودن یا رفتارهای غیرعادی می‌داند. در مقابل پدر فلین توضیح می‌دهد که بلندی ناخن‌هایش به او در نواختن موسیقی و کارهای هنری کمک می‌کند. این جزئیات کوچک تضاد شدید میان دیدگاه سنتی خواهر آلویشس و رویکرد آزادمنشانه پدر فلین را برجسته می‌سازد. نویسنده از این المان برای نشان دادن وسواس‌های بیمارگونه مدیر مدرسه استفاده کرده است.
۶. چرا پدر فلین در نهایت به جای جنگیدن استعفا داد؟
پدر فلین می‌دانست که حتی در صورت اثبات بی‌گناهی‌اش شایعات ایجاد شده زندگی دونالد میلر و شهرت خود او را نابود خواهد کرد. همچنین خواهر آلویشس او را تهدید کرد که به کلیساهای قبلی زنگ می‌زند و پرونده‌اش را شخم می‌زند. او ترجیح داد برای حفظ آرامش مدرسه و جلوگیری از رسوایی بزرگ‌تر تن به خواسته خواهر آلویشس بدهد. این تصمیم او هم‌زمان می‌تواند نشانه‌ای از فرار یک گناهکار یا فداکاری یک بی‌گناه تلقی شود.
۷. واکنش وایولا دیویس در نقش مادر دونالد به اتهامات چه بود؟
مادر دونالد موضع عجیبی می‌گیرد؛ او ترجیح می‌دهد اتهامات را نادیده بگیرد زیرا پدر فلین تنها حامی پسرش در مدرسه است. او نگران است که اخراج دونالد از مدرسه آینده تحصیلی او را نابود کند و او را به محیط خشن خانه بازگرداند. او به خواهر آلویشس می‌گوید که گاهی برای بقای فرزندش باید با واقعیت‌های تلخ کنار بیاید. این نگاه عمل‌گرایانه و دردناک چالش اخلاقی فیلم را پیچیده‌تر می‌کند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

11 دیدگاه

  1. آقا من رفتم این سایت (تبلیغاتی) و خوب یک تستکی زدم!
    اول اینکه نمره من شد ۹۲!
    بد اینکه یکی از مسخره ترین و بدرد نخورترین تستهایی بود که به اسم سنجش هوش (میدونید که از این سایتهای تبلیغاتی زیاد هستند) امتحان کردم.
    میشه یکی به من بگه اینکه بمب اتمی رو در چه تاریخی روی هیروشیما انداختند چه ربطی به هوش داره؟!
    یا معنی لغت فلان در زبان مصری باستان!(-:

    در هر صورت من از فایر فکاس استفاه میکنم روی Mac! ولی کمکی به قضیه نکرد!‌(-:
    ضمنا برای دوستان بگم که منظور از MacPPC مکهایی هست که پردازنده PowerPC دارند پس اگر از مدلهای جدید مک که Intel دارید (مثل من!) جزو اون باهوشها بحساب نمیایید!

  2. هاها بگم که من قبل از دیدن این تحقیق مک رو خریده بودم و هی دل دل می کردم که ترجمه کنم توی سایت خودم یا «ضایع است» (: خوشحالم که تو نوشتی. راستی منبع رو هم معرفی کنه به نظرم قشنگ تره (:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]