بازی مریلین مونرو در نقش رز لومیس در فیلم Niagara (1953) | فتانه، قاتل، خائن، تاریک، وسوسه‌انگیز

تماشای فیلم «نیاگارا» (Niagara) برای درک دگردیسی مریلین مونرو از یک بازیگر نقش‌های فرعی به یک ستاره تمام‌عیار، نه تنها ضروری بلکه برای هر گیک سینما بسیار لذت‌بخش است. در این مقاله می‌خواهیم ببینیم چگونه مریلین در نقش «رز لومیس» (Rose Loomis)، یکی از تاریک‌ترین و وسوسه‌انگیزترین نقش‌های دوران کاری‌اش را ایفا کرد. آیا او واقعا در این فیلم فقط از جذابیت فیزیکی‌اش بهره برد یا توانست پیچیدگی‌های یک زن خائن و قاتل را با ظرافت‌های بازیگری به تصویر بکشد؟ این فیلم که با سیستم رنگی تکنی‌کالر (Technicolor) خیره‌کننده ساخته شده، مریلین را در فضایی «نوآر» (Noir) قرار می‌دهد که تضاد عجیبی با چهره همیشه خندان او دارد. چرا منتقدان معتقدند سکانس «پیاده‌روی طولانی» او در این فیلم، تاریخ فیلم‌برداری از بازیگران زن را تغییر داد؟ با هم بررسی می‌کنیم که مریلین چگونه از پس ایفای نقش یک «فتانه» (Femme Fatale) مرگبار برآمد و چهره‌ای متفاوت از خود در تاریخ سینما ثبت کرد.

فهرست مطالب تخصصی

۱. شناسنامه اثر و معرفی تیم تولید

فیلم «نیاگارا» (Niagara) محصول سال ۱۹۵۳، درامی هیجان‌انگیز و جنایی به کارگردانی هنری هاتاوی (Henry Hathaway) است. این فیلم توسط کمپانی فاکس قرن بیستم ساخته شد و یکی از اولین آثاری بود که از پتانسیل‌های سیستم رنگی سه-نوار تکنی‌کالر برای خلق فضایی دراماتیک و تاریک استفاده کرد. مریلین مونرو در نقش رز لومیس، ستاره اصلی فیلم است که نامش برای اولین بار در تیتراژ بالاتر از بقیه قرار گرفت. در کنار او، جوزف کاتن (Joseph Cotten)، بازیگر محبوب اورسن ولز، نقش شوهر زجرکشیده او، جورج لومیس، را بازی می‌کند. ژان پیترز و کیسی آدامز نیز ایفاگر نقش زوج جوانی هستند که ناخواسته وارد ماجرای خطرناک این دو می‌شوند. فیلم‌نامه توسط چارلز برکت نوشته شده که سابقه همکاری در درخشان‌ترین آثار کلاسیک را داشت. این فیلم با بودجه‌ای مناسب و با تاکید بر لوکیشن‌های واقعی آبشار نیاگارا ساخته شد و توانست مریلین را به عنوان یک بازیگر پول‌ساز و جدی به دنیا معرفی کند.

۲. خلاصه داستان: جنایت در کنار آبشار

داستان فیلم در حاشیه آبشار بزرگ نیاگارا اتفاق می‌افتد. جورج و رز لومیس برای گذراندن تعطیلات و بهبود رابطه متزلزل‌شان در یک کلبه توریستی اقامت دارند. جورج که از جنگ برگشته، دچار مشکلات روانی و حسادت‌های بیمارگونه است. اما رز، که زنی بسیار زیبا و بی‌پروست، با معشوق جوان خود نقشه‌ای برای قتل جورج طراحی کرده است. آن‌ها قصد دارند جورج را در نزدیکی آبشار به قتل برسانند و آن را یک حادثه یا خودکشی جلوه دهند. در این میان، زوج جوانی به نام‌های پالی و ری کاتلر که برای ماه عسل به همان‌جا آمده‌اند، شاهد رفتارهای عجیب رز و تنش‌های این زوج می‌شوند. پالی متوجه رابطه پنهانی رز می‌شود و در میانه یک تعقیب و گریز خونین قرار می‌گیرد. نقشه قتل به درستی پیش نمی‌رود و جورج که از مهلکه جان سالم به در برده، به جای مقتول، به یک شکارچی تبدیل می‌شود. فیلم با تمپوی بالا و فضایی پر از تعلیق، به سمت یک پایان فاجعه‌بار در دل جریان‌های خروشان آبشار حرکت می‌کند.

۳. رز لومیس؛ کالبدشکافی یک شخصیت شرور

شخصیت رز لومیس در کارنامه مریلین مونرو یک استثناست. او در اینجا نه مهربان است و نه قربانی؛ بلکه یک فتانه (Femme Fatale) کلاسیک است که از زیبایی‌اش به عنوان ابزاری برای نابودی استفاده می‌کند. مریلین این نقش را با نوعی سردی و بی‌رحمی پنهان بازی می‌کند. او در صحنه‌هایی که در حال فریب دادن همسرش است، از نگاه‌های تیز و لبخندهای مصنوعی استفاده می‌کند که به خوبی خیانت درونی او را نشان می‌دهد. رز لومیس زنی است که از محیط خفه‌کننده ازدواجش به تنگ آمده و برای آزادی دست به هر جنایتی می‌زند. مریلین توانسته است این استیصال و شرارت را به شکلی باورپذیر ترکیب کند. او در این فیلم ثابت کرد که می‌تواند فراتر از نقش‌های کمدی، در نقش‌های منفی و دراماتیک نیز بدرخشد. بازی او در نقش رز، ترکیبی از قدرت بدنی، جذابیت بصری و یک نوع بدذاتی غریزی است که مخاطب را هم‌زمان جذب و دفع می‌کند.

۴. تکنی‌کالر و جادوی بصری مریلین مونرو

استفاده از سیستم رنگی تکنی‌کالر در نیاگارا، تجربه‌ای منحصر به فرد در آن دوران بود. کارگردان هنری هاتاوی و مدیر فیلم‌برداری، جو مک‌دونالد، از رنگ‌های تند برای تاکید بر احساسات شخصیت‌ها استفاده کردند. لب‌های قرمز براق مریلین و لباس‌های رنگین او (به ویژه لباس زرد مشهورش) در تضاد با آبی تیره و خاکستری آبشار، جلوه‌ای خیره‌کننده به او بخشیده است. مریلین مونرو اولین ستاره‌ای بود که فیزیک و چهره‌اش به شکلی کامل با این سیستم رنگی هماهنگ شد. پوست درخشان و موهای پلاتینه او زیر نورهای استودیویی تکنی‌کالر، حالتی فرازمینی پیدا می‌کرد. این رنگ‌آمیزی عمدی، به شخصیت رز لومیس بعدی وسوسه‌انگیز بخشید که در نسخه سیاه و سفید هرگز تا این حد اثرگذار نبود. رنگ در این فیلم نه تنها برای زیبایی، بلکه به عنوان ابزاری برای روایت داستان و برجسته کردن خطر در پس زیبایی رز به کار گرفته شده است.

۵. تحلیل سکانس پیاده‌روی؛ رکورد طولانی‌ترین برداشت

یکی از مشهورترین سکانس‌های تاریخ سینما، پیاده‌روی مریلین مونرو در فیلم نیاگارا است. در این صحنه، دوربین از پشت سر، راه رفتن او را در یک برداشت نسبتاً طولانی (حدود ۳۵ متر حرکت دوربین) دنبال می‌کند. این سکانس در آن زمان انقلابی بود، زیرا بر حرکت ریتمیک بدن مریلین تاکید داشت. او با سبکی خاص راه می‌رفت که بعدها به «راه رفتن مریلینی» مشهور شد. هاتاوی کارگردان فیلم می‌گفت: «مریلین تنها کسی بود که می‌توانست با راه رفتنش یک داستان کامل را تعریف کند.» این پیاده‌روی صرفاً برای نمایش جذابیت نبود، بلکه اعتماد به نفس، قدرت و بی‌باکی رز لومیس را نشان می‌داد که به سوی قرار ملاقات با معشوقش می‌رفت. منتقدان معتقدند این صحنه نقطه عطفی در نمایش تمایلات انسانی بر پرده سینما بود و مریلین با تسلط کامل بر فیزیک بدنش، آن را به یک کنش هنری تبدیل کرد که هنوز هم در دانشکده‌های سینما تحلیل می‌شود.

۶. تقابل با جوزف کاتن؛ بازی در سکوت و تعلیق

شیمی بین مریلین مونرو و جوزف کاتن در این فیلم بر پایه تنفر و ترس استوار است. جوزف کاتن با آن چهره استخوانی و بازی متین خود، تضاد عجیبی با شور و حرارت مریلین ایجاد کرده است. در صحنه‌های مشترک، مریلین اغلب با بی‌تفاوتی به او نگاه می‌کند، در حالی که کاتن با نگاه‌های لرزانش، فروپاشی عصبی شوهر را به تصویر می‌کشد. مریلین در این فیلم یاد گرفت که چگونه در سکوت بازی کند. او می‌دانست که در مقابل بازیگری قدرتمند مثل کاتن، نباید غلو کند. سکانس‌هایی که این دو در فضای بسته کلبه با هم روبرو می‌شوند، مملو از تعلیق (Suspense) است. مریلین با استفاده از مکث‌های طولانی و بازی با اشیاء (مانند سیگار یا رادیو)، فضای سنگین و مسموم رابطه آن‌ها را به خوبی منتقل می‌کند. این تقابل نشان داد که مریلین می‌تواند پایاپای بازیگران بزرگ کلاسیک حرکت کند و از فضای امن خود خارج شود.

۷. نیاگارا به مثابه یک نوآر رنگی

فیلم نیاگارا از نظر ساختاری تمام ویژگی‌های «فیلم نوآر» (Film Noir) را دارد: زنی خطرناک، مردی درمانده، نقشه‌ای برای قتل و فضایی پر از سایه و روشن. اما تفاوت بزرگ آن در استفاده از رنگ است. برخلاف نوآرهای کلاسیک که در تاریکی شب و سایه‌های سیاه و سفید می‌گذرند، نیاگارا جنایت را در زیر نور درخشان خورشید و در کنار یکی از زیباترین مناظر طبیعی جهان به تصویر می‌کشد. مریلین مونرو تجسم این «نوآر رنگی» است. او خطرناکی خود را پشت رنگ‌های گرم و لبخندهای درخشان پنهان می‌کند. فیلم نشان می‌دهد که شرارت لزوماً در تاریکی نیست، بلکه می‌تواند در زیباترین کالبدها و در روشن‌ترین روزها رخ دهد. این رویکرد پیشرو، بر فیلم‌های جنایی بعدی تاثیر گذاشت و مریلین را به عنوان ملکه جدید این ژانر هیبریدی معرفی کرد. او با این فیلم ثابت کرد که زیبایی می‌تواند مرگبارترین سلاح در یک درام جنایی باشد.

۸. موسیقی و تم وسوسه در فیلم

موسیقی متن فیلم نیاگارا، به ویژه ترانه «بوسه» (Kiss) که مریلین در یکی از سکانس‌های کلیدی آن را لب‌خوانی می‌کند، نقشی اساسی در شخصیت‌پردازی رز دارد. این ترانه به عنوان تم اصلی وسوسه و خیانت در طول فیلم تکرار می‌شود. در سکانسی که رز در میان جمع توریست‌ها شروع به زمزمه این آهنگ می‌کند، خشم شوهرش برانگیخته می‌شود. مریلین این صحنه را با چنان طنازی و وقاحتی بازی می‌کند که مخاطب کاملاً متوجه قصد او برای شکنجه روانی همسرش می‌شود. صدای او در این آهنگ، ترکیبی از نیاز و تمسخر است. موسیقی در اینجا به عنوان یک کاراکتر عمل می‌کند که رازهای رز را فاش می‌سازد. مریلین با هماهنگی کامل بدن و ریتم موسیقی، نشان می‌دهد که چگونه یک ملودی ساده می‌تواند به ابزاری برای تحریک و نابودی تبدیل شود. این استفاده هوشمندانه از موسیقی، لایه‌های شنیداری فیلم را به اندازه لایه‌های بصری آن قدرتمند کرده است.

۹. چالش‌های فیلم‌برداری در محل واقعی آبشار

فیلم‌برداری در لوکیشن‌های واقعی آبشار نیاگارا چالش‌های فنی و فیزیکی زیادی برای تیم تولید و به ویژه مریلین مونرو داشت. صدای کرکننده آبشار مانع از ضبط مستقیم صدا در بسیاری از صحنه‌ها می‌شد و بازیگران مجبور بودند بعدها در استودیو دیالوگ‌ها را دوبله کنند. مریلین در بسیاری از سکانس‌ها مجبور بود در نزدیکی پرتگاه‌ها و زیر بارش مداوم ذرات آب بازی کند. او با وجود اضطراب همیشگی‌اش، در این فیلم شجاعت زیادی از خود نشان داد. صحنه نهایی فیلم که روی قایق در آستانه سقوط از آبشار می‌گذرد، یکی از هیجان‌انگیزترین سکانس‌های اکشن آن دوران است. مریلین در این شرایط سخت، توانست تمرکز خود بر شخصیت رز را حفظ کند. حضور واقعی در محل آبشار، به بازی او نوعی فوریت و واقع‌گرایی بخشید که در دکورهای استودیویی قابل دستیابی نبود. این پیوند میان بازیگر و طبیعت وحشی، به اتمسفر تاریک فیلم غنای بیشتری بخشید.

۱۰. بازتاب‌های اجتماعی و اعتراضات مذهبی

پس از اکران نیاگارا، بازی مریلین مونرو موجی از جنجال‌های اجتماعی را به راه انداخت. گروه‌های مذهبی و انجمن‌های اخلاق، فیلم را به دلیل نمایش بی‌پروای جذابیت‌های زنانه و تم خیانت مورد انتقاد شدید قرار دادند. برخی معتقد بودند که راه رفتن مریلین در فیلم بیش از حد تحریک‌آمیز است. اما همین جنجال‌ها باعث شد که نیاگارا به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سال تبدیل شود. مریلین در مواجهه با این انتقادات، با هوشمندی سکوت کرد و اجازه داد بازی‌اش روی پرده حرف بزند. او به نمادی از آزادی‌های جدید در سینمای پس از جنگ تبدیل شد که دیگر نمی‌خواست در چارچوب‌های تنگ سنتی باقی بماند. نیاگارا به مریلین کمک کرد تا از تصویر یک دختر معصوم فاصله بگیرد و به عنوان زنی که قدرت تاثیرگذاری بر توده‌ها را دارد، شناخته شود. این فیلم در واقع نبرد میان سنت‌های اخلاقی هالیوود و موج نوین ستاره‌سازی را به نفع مریلین به پایان رساند.

۱۱. مرگ و شهوت؛ درون‌مایه‌های روانشناختی

از منظر روانشناختی، نیاگارا پیوند عمیقی میان میل به زندگی (Eros) و میل به مرگ (Thanatos) برقرار می‌کند. شخصیت رز لومیس تجسم این پیوند است. او با شهوت زندگی می‌کند اما در نهایت مرگ را برای خود و دیگران به ارمغان می‌آورد. مریلین مونرو این دوگانه را به زیبایی در بازی‌اش منعکس کرده است. او در صحنه‌هایی که به آبشار نگاه می‌کند، نوعی شیفتگی به نابودی را در چشمانش نشان می‌دهد. آبشار نیاگارا در این فیلم فراتر از یک منظره، نمادی از قدرت غیرقابل کنترل طبیعت و غرایز انسانی است. مریلین با بازی دراماتیک خود، نشان می‌دهد که چگونه رز لومیس در جریان‌های تند غرایز خودش غرق شده است. این نگاه عمیق روانشناختی، نیاگارا را از یک فیلم جنایی ساده به یک مطالعه شخصیتی پیچیده تبدیل می‌کند. مریلین با درک این لایه‌ها، توانست یکی از تراژیک‌ترین و در عین حال جذاب‌ترین فیگورهای سینمای کلاسیک را خلق کند.

۱۲. جایگاه نیاگارا در کارنامه هنری مونرو

نیاگارا همان فیلمی بود که مریلین مونرو را به مقام «الهه سینما» رساند. پیش از این فیلم، او تنها یک بازیگر خوش‌آتیه بود، اما پس از نیاگارا به یک پدیده جهانی تبدیل شد. این فیلم به استودیوها ثابت کرد که مریلین می‌تواند بار اصلی یک درام سنگین را به تنهایی بر دوش بکشد. بازی او در نقش رز لومیس، استانداردهای جدیدی برای بازیگران زن در نقش‌های منفی تعریف کرد. او نشان داد که می‌توان هم‌زمان هم منفور بود و هم تماشاگر را تا لحظه آخر با خود همراه کرد. نیاگارا راه را برای شاهکارهای بعدی او مثل «ایستگاه اتوبوس» و «ناجورها» باز کرد. امروزه، نیاگارا به عنوان یکی از بهترین نمونه‌های سینمای هالیوود در دهه ۵۰ میلادی شناخته می‌شود که در مرکز آن، مریلین مونرو با بازی مقتدرانه و متفاوت خود، همچنان می‌درخشد و نسل‌های جدید را شیفته هنر خود می‌کند.

جمع‌بندی نهایی

مریلین مونرو در فیلم «نیاگارا» با عبور از پیله نقش‌های کلیشه‌ای، پروانه‌ای سمی و خیره‌کننده را به نمایش گذاشت که تاریخ سینما را تکان داد. او در نقش رز لومیس، ترکیبی مرگبار از زیبایی، خیانت و استیصال را ارائه داد که در بستر رنگ‌های درخشان تکنی‌کالر و خروش آبشار نیاگارا، جاودانه شد. این فیلم نه تنها نقطه عطف شهرت جهانی او بود، بلکه توانایی‌های بازیگری او در ژانر نوآر و درام جنایی را به اثبات رساند. مریلین با این نقش نشان داد که قدرت ستاره‌ای او فراتر از کمدی‌های سبک است و می‌تواند با لایه‌های تاریک روح بشر نیز به همان زیبایی بازی کند.

سوالات رایج

۱. آیا مریلین مونرو واقعاً در آبشار نیاگارا شنا کرد؟
خیر، مریلین مونرو در جریان‌های تند آبشار شنا نکرد، زیرا این کار بسیار خطرناک و عملاً غیرممکن بود. سکانس‌های نزدیک به آب با رعایت نکات ایمنی شدید و در بخش‌های کنترل‌شده فیلم‌برداری شدند و برای صحنه‌های خطرناک از بدل‌کار استفاده شد. با این حال، او ساعت‌های زیادی را در محیط مرطوب و سرد لوکیشن سپری کرد که باعث بیماری خفیف او در طول تولید گشت. مریلین با وجود خطرات، بسیاری از صحنه‌های لبه پرتگاه را خودش ایفا کرد تا حس ترس واقعی را منتقل کند.
۲. چرا لباس‌های مریلین در این فیلم تا این حد جنجالی شدند؟
لباس‌های طراحی شده توسط دوروتی جیکینز برای مریلین در نیاگارا، به ویژه لباس صورتی یقه باز و لباس زرد، برای استانداردهای سال ۱۹۵۳ بسیار جسورانه بودند. این لباس‌ها به گونه‌ای طراحی شده بودند که انحناهای بدن او را در هنگام حرکت به وضوح نشان می‌دادند که باعث اعتراض گروه‌های محافظه‌کار شد. طراحان قصد داشتند با این لباس‌ها، شخصیت بی‌باک و سنت‌شکن رز لومیس را برجسته کنند. تاثیر این لباس‌ها به قدری بود که مد سال ۱۹۵۳ به شدت تحت تاثیر استایل مریلین در این فیلم قرار گرفت.
۳. واکنش جوزف کاتن به بازی در کنار مریلین مونرو چه بود؟
جوزف کاتن، که بازیگری بسیار باسابقه و جدی بود، ابتدا نسبت به توانایی‌های بازیگری مریلین تردید داشت اما در طول کار به شدت تحت تاثیر او قرار گرفت. او در خاطراتش نوشته است که مریلین غریزه‌ای فوق‌العاده برای درک دوربین دارد و می‌تواند احساسات پیچیده را با کمترین حرکت نشان دهد. کاتن معتقد بود که حضور مریلین به او کمک کرده تا نقش شوهر رنج‌دیده را بهتر ایفا کند. احترام متقابل این دو بازیگر باعث شد که تنش‌های میان شخصیت‌هایشان در فیلم بسیار واقعی و تاثیرگذار از کار درآید.
۴. آیا فیلم نیاگارا بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است؟
خیر، فیلم‌نامه نیاگارا کاملاً تخیلی است و بر اساس هیچ حادثه واقعی نوشته نشده است. با این حال، نویسندگان از تاریخچه حوادث و خودکشی‌های واقعی در آبشار نیاگارا الهام گرفتند تا فضایی تیره و واقع‌گرایانه خلق کنند. ایده استفاده از آبشار به عنوان یک ابزار قتل، یک نوآوری در ژانر جنایی آن زمان محسوب می‌شد. فیلم توانست به خوبی از شهرت و ابهت این مکان طبیعی برای پیشبرد داستان دراماتیک خود استفاده کند و به آن هویتی رازآلود ببخشد.
۵. تاثیر فیلم نیاگارا بر گردشگری این منطقه چه بود؟
پس از اکران جهانی فیلم، تعداد توریست‌هایی که به آبشار نیاگارا سفر می‌کردند به طرز چشمگیری افزایش یافت. بسیاری از مردم می‌خواستند کلبه‌هایی را که مریلین در آن‌ها اقامت داشت ببینند و در همان مکان‌هایی که او قدم زده بود، عکس بگیرند. مقامات محلی ابتدا نگران بودند که تصویر جنایی فیلم به شهرت منطقه آسیب بزند، اما موفقیت فیلم باعث شد نیاگارا به محبوب‌ترین مقصد ماه عسل در آمریکا تبدیل شود. هنوز هم تورهایی در نیاگارا وجود دارد که لوکیشن‌های فیلم‌برداری مریلین مونرو را به گردشگران نشان می‌دهند.
۶. مریلین مونرو برای این نقش چه تمرینات خاصی انجام داد؟
مریلین برای ایفای نقش رز لومیس، ساعت‌ها وقت صرف تمرین راه رفتن و کنترل بیان خود با مربی‌اش ناتاشا لایتس کرد. او می‌خواست نوعی خونسردی و وقاحت را در حرکاتش بگنجاند که قبلاً در نقش‌هایش دیده نشده بود. او همچنین به تماشای فیلم‌های نوآر کلاسیک نشست تا با کلیشه‌های زن فتانه آشنا شود و سپس تلاش کرد آن‌ها را به سبک خودش بازآفرینی کند. تمرکز او بر جزئیات کوچکی مثل نحوه روشن کردن سیگار یا نگاه کردن به آب، نشان‌دهنده تعهد عمیق او به این نقش متفاوت بود.
۷. چرا پایان‌بندی فیلم نیاگارا یکی از متفاوت‌ترین‌ها در زمان خودش بود؟
پایان‌بندی فیلم به دلیل خشونت عریان و سرنوشت محتوم شخصیت‌ها، برای مخاطب سال ۱۹۵۳ شوکه‌کننده بود. برخلاف بسیاری از فیلم‌های آن دوران که پایان خوشی داشتند، نیاگارا با مرگ تلخ شخصیت‌های اصلی به پایان می‌رسد. این پایان‌بندی نشان‌دهنده تعهد کارگردان به منطق سینمای نوآر بود که در آن گناهکاران راه فراری ندارند. مریلین مونرو با پذیرش این سرنوشت برای شخصیتش، نشان داد که به دنبال جلب رضایت سطحی تماشاگر نیست و می‌خواهد در آثار هنری ماندگار و واقع‌گرایانه بازی کند.
دکتر علیرضا مجیدی
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک»
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان‌گذار وبلاگ «یک پزشک».
با بیش از ۲۰ سال نویسندگی «ترکیبی» مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.
باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

27 دیدگاه

  1. دقیقاً 47 سال پیش، روز 12 آپریل 1961، دوره فضانوردی در تاریخ بشریت آغاز شد، سفینه “واستوک” (بمعنای شرق) پرتاب شد و “یوری گاگارین” اولین انسانی بود که پا به فضا گذاشت.
    یعنی یک روسی–(اقای m شما باید مطالعه کنی نه امیر خان)

  2. چقدر خنده داره پزشک میگه تو فضا به دلیل جاذبه نمیشه گلاب به روتون… یعنی دقیقترش … نمیتونه خارج بشه اونوقت یکی میاد کامنت میزاره بیایید ایران آفتابه بخرید!!

  3. یه سوال تخصصی
    مگه توی فضا از چه مواد غذایی استفاده می کنن که نیاز به دس شویی و دفع اون ها دارن ؟
    اما یه نکته :
    شاید اون بنده خدای روسی که اون تجهیزات رو ساخته عقده فضا رفتن داشته و می خواسته هر چند وقت ببرنش فضا و برای اینکه مطمئن بشه این اتفاق حتما می افته این کار رو کرده :‌دی

  4. سلام
    دکتر جان اینقدر از کالاهای روسی بد گفتی که مرا وادار کردی این مطالب را بنویسم .!
    من بر عکس شما به کالا های روسی ایمان دارم.
    برای مثال من یک ریش تراش سه تیغ روسی دارم که از سال 1369 تا حالا دارد کار میکند من این ریش تراش را از یک دست فروش لوازم دست دوم به مبلغ 1000 تومان در آن سال خریدم و هر هفته حداقل 3 مرتبه دارم ازش استفاده می کنم و هنوز که هنوزه سالمه و مشکلی نداره.
    اونوقت بگو جنس روسی بده .
    بعضی کالاهای روسی فقط مشکلشان ظریف نبودن آنها است.
    کلی مورد دیگه هم از کالاهای روسی در صنعت دیدم که بهتر از انواع اروپایی و امریکایی کار میکرد…..

  5. آره آقا چند وقت پیش هم سیستم موقعیت یابی ایستگاه بین المللی که روسی بود خراب شده بود. و به دوستمون هم بگم که اولین بار اپولو11 آمریکا روی ماه نشست نه روسیه و اینکه 93% ایستگاه فضایی ساخت آمریکاست.

  6. چقدر باحال ! یه ضرب المثل قدیمی میگه تنگت نگرفته که گشنگی از یادت بره!
    دکتر این چه جور نتیجه گیری بود بابا !

  7. بابا یکی به اینا بگه عوض اینکه به فکر ساخت پمپ مکش و از این قرتی بازیا باشند، میومدن ایران چند دست (گلاب به روتون) آفتابه ی مشتی میخریدن با خودشون میبردن که الان اینجوری به پیسی نخورن! D:

  8. ا…این موضوع منو یاد اون موضوع اون خودکاره انداخت که تو فضا رنگ نمی داد!و روس ها و امریکایی ها قرار بود راه حل پیدا کنن براش!!
    نتیجه:تا الان روس ها احتمالا صورت مسئله رو عوض کردن و مسئله جدید و حل کردن!!!!

  9. اینو بگم که این دست شوی خیلی‌ پیشرفتست
    گلاب به جمالتون هیچ وقت فضا نورد نشین ولی‌ این سامانه دستشویی‌ آب فضولات را میگیره تسویه میکنه و برای استفاده دوباره تحویل میده

  10. شما انگار از دیا هیچ خبری نداریا.
    روس ها اولین ماهواره رو فرستادن
    روس ها اولین انسان رو به فضا فرستادن
    روس ها اولین بار به ماه دست پیدا کردن
    روس ها اولین بار ایستگاه فضایی درست کردن
    روس ها اولین بار زمین روبا ماهواره بررسی کردن
    هنوزم
    وقتی شاتل می ترکه و چند ده نفر می میرن ناسای امریکا با سایوز روسی خدمه می فرستهه و میاره
    وقتی توی استگاه فضایی خدمه نیازه اولین کشوری که نیروی فوری اعزام می کنه روسیه است.
    تمام مواد مورد نیاز ایستگاه فضایی رو روس ها می برن برای ایستگاه و می آرن.
    یا یه چیزی رو بدونید و بگید یا نگید.
    با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]