بازی اینگرید برگمن در نقش آلیسیا هوبرمن در فیلم Notorious (1946) | جاسوس، عاشق، مضطرب، پیچیده، نفوذی
آشنایی با شاهکارهای آلفرد هیچکاک و تحلیل نقشآفرینیهای پیچیده در آنها، یکی از راههای کاربردی و افزاینده دانش برای درک سینمای تعلیق است. در این مقاله قصد داریم به بررسی دقیق بازی اینگرید برگمن (Ingrid Bergman) در نقش آلیسیا هوبرمن (Alicia Huberman) در فیلم نوتوریوس (Notorious) یا همان بدنام، محصول سال ۱۹۴۶ بپردازیم. چرا آلیسیا هوبرمن یکی از مدرنترین و پیچیدهترین شخصیتهای زن در کارنامه برگمن و تاریخ سینما به شمار میرود؟ آیا بازی او در نقش یک جاسوس نفوذی که میان عشق به بازجویش و وظیفه خطرناکش گرفتار شده، توانست استانداردهای جدیدی از درام روانشناختی را خلق کند؟ در این نوشته میخواهیم ببینیم چگونه برگمن با هدایت هیچکاک، توانست اضطراب، عشق و زوال جسمانی را در یک قاب واحد به تصویر بکشد. آیا واقعاً نوتوریوس بهترین همکاری این دو اسطوره سینماست یا صرفاً یک تریلر جاسوسی پس از جنگ جهانی دوم محسوب میشود؟ با ما همراه باشید تا زوایای نایاب این نقشآفرینی را مرور کنیم.
فهرست مطالب
- ۱. شناسنامه اثر و معرفی همکاری افسانهای هیچکاک و برگمن
- ۲. خلاصه داستان فیلم نوتوریوس و ماموریت خطرناک آلیسیا
- ۳. تحلیل شخصیت آلیسیا هوبرمن؛ از زنی دائمالخمر تا جاسوسی فداکار
- ۴. شیمی پیچیده و تنش عاطفی میان برگمن و کری گرانت
- ۵. بررسی سکانس معروف بوسه و دور زدن قوانین سانسور
- ۶. تکنیکهای بصری هیچکاک در نمایش مسمومیت تدریجی آلیسیا
- ۷. نوتوریوس به عنوان یک درام اخلاقی در فضای پس از جنگ
- ۸. نقش کلود رینس و مثلث قدرت و خیانت در فیلم
- ۹. اسرار پشتصحنه و چالشهای برگمن با وسواسهای هیچکاک
- ۱۰. بازتابهای سیاسی و اجتماعی فیلم در زمان اکران
- ۱۱. تحلیل جایگاه آلیسیا هوبرمن در مطالعات فمینیستی سینما
- ۱۲. میراث ماندگار نوتوریوس و تاثیر آن بر فیلمهای جاسوسی مدرن
۱. شناسنامه اثر و معرفی همکاری افسانهای هیچکاک و برگمن
فیلم سینمایی نوتوریوس (Notorious) در سال ۱۹۴۶ به کارگردانی آلفرد هیچکاک (Alfred Hitchcock)، استاد مسلم تعلیق، ساخته شد. این فیلم دومین همکاری از سه همکاری درخشان اینگرید برگمن با هیچکاک (پس از طلسمشده و پیش از تحت جدی) است. نوتوریوس توسط بن هکت (Ben Hecht) نوشته شده که یکی از بهترین فیلمنامهنویسان تاریخ هالیوود به شمار میرود. بازیگران اصلی فیلم شامل اینگرید برگمن در نقش آلیسیا هوبرمن، کری گرانت (Cary Grant) در نقش تی.آر. دولین و کلود رینس (Claude Rains) در نقش الکساندر سباستین هستند. این فیلم در دوران اوج خلاقیت هیچکاک و بلافاصله پس از پایان جنگ جهانی دوم ساخته شد و به موضوعاتی چون بقایای نازیها در آمریکای جنوبی میپردازد. مدیر فیلمبرداری اثر، تدی تتزلاف، با استفاده از نورپردازیهای کنتراست بالا، فضایی پر از شک و تردید خلق کرد که کاملاً با درونیات شخصیتها همخوانی دارد. نوتوریوس نامزد دو جایزه اسکار شد و امروزه به عنوان یکی از کاملترین آثار هیچکاک از نظر ساختار روایی و عمق شخصیتپردازی شناخته میشود. اینگرید برگمن در این فیلم نه تنها به عنوان یک ستاره، بلکه به عنوان بازیگری با تواناییهای شگرف در نمایش لایههای پنهان روان انسانی ظاهر شد.
هیچکاک همیشه برگمن را به عنوان بازیگر محبوب خود ستایش میکرد زیرا او میتوانست بدون نیاز به دیالوگ، پیچیدهترین احساسات را در چهرهاش نمایان کند. همکاری این دو در نوتوریوس منجر به خلق یکی از سمپاتیکترین شخصیتهای زن در تاریخ سینما شد. آلیسیا هوبرمن، برخلاف بسیاری از قهرمانان زن آن زمان، شخصیتی خاکستری، آسیبپذیر و دارای گذشتهای تلخ است. حضور کری گرانت به عنوان پارتنر برگمن، تضاد جذابی میان خشکی و وظیفهشناسی مردانه با بیپروایی و رنج زنانه ایجاد کرد. فیلم در برزیل (ریودوژانیرو) روایت میشود اما تماماً در استودیوهای کالیفرنیا فیلمبرداری شده است. طراحی لباسهای برگمن توسط ادیت هد، به خوبی سیر تحول آلیسیا را از یک زن لاابالی به یک بانوی اشرافی نفوذی نشان میدهد. نوتوریوس بیش از آنکه یک فیلم جاسوسی باشد، یک مطالعه موردی درباره اعتماد، خیانت و قدرت ویرانگر عشق است که با نبوغ هیچکاک به یک اثر هنری جاودانه تبدیل شده است.
۲. خلاصه داستان فیلم نوتوریوس و ماموریت خطرناک آلیسیا
داستان فیلم با محاکمه پدر آلیسیا هوبرمن به جرم جاسوسی برای نازیها در آمریکا آغاز میشود. آلیسیا که از خیانت پدرش شرمسار است، به الکل پناه برده و زندگی بیهدفی را سپری میکند. در این میان، یک مامور مخفی دولت به نام تی.آر. دولین (کری گرانت) به سراغ او میآید و از او میخواهد تا برای پاک کردن نام خود و خدمت به کشور، در یک ماموریت جاسوسی خطرناک شرکت کند. ماموریت او نفوذ به جمعی از نازیهای فراری در ریودوژانیرو است که توسط یکی از دوستان قدیمی پدرش به نام الکساندر سباستین رهبری میشوند. آلیسیا و دولین در حین آمادهسازی برای ماموریت عاشق هم میشوند، اما دولین که مردی وظیفهشناس و بدبین است، عشق خود را ابراز نمیکند. زمانی که سباستین به آلیسیا پیشنهاد ازدواج میدهد، دولین به جای مخالفت، از آلیسیا میخواهد که این پیشنهاد را بپذیرد تا به اطلاعات بیشتری دست یابد.
آلیسیا در موقعیت وحشتناکی قرار میگیرد؛ او باید با مردی که از او متنفر است ازدواج کند در حالی که مردی را که دوست دارد، او را به آغوش دشمن فرستاده است. او موفق میشود کلید انبار شراب سباستین را به دست آورد، جایی که نازیها اورانیوم (ماده اصلی بمب اتم) را در بطریهای شراب پنهان کردهاند. اما سباستین و مادر سلطهگرش به هویت واقعی آلیسیا پی میبرند و تصمیم میگیرند او را به آرامی با آرسنیک مسموم کنند تا از آبروریزی در مقابل سایر نازیها جلوگیری کنند. بخش پایانی فیلم به تلاشهای آلیسیا برای زنده ماندن در آن خانه مرگبار و تردیدهای دولین برای نجات او اختصاص دارد. نوتوریوس به زیبایی نشان میدهد که چگونه یک ماموریت سیاسی میتواند قلبهای دو انسان را به بازی بگیرد و آنها را تا لبه نابودی پیش ببرد. تعلیق فیلم در سکانسهای مربوط به پیدا کردن اورانیوم و مسمومیت تدریجی آلیسیا به اوج خود میرسد.
۳. تحلیل شخصیت آلیسیا هوبرمن؛ از زنی دائمالخمر تا جاسوسی فداکار
آلیسیا هوبرمن یکی از غنیترین شخصیتهایی است که اینگرید برگمن تا به حال بازی کرده است. او در ابتدای فیلم به عنوان زنی «بدنام» معرفی میشود که به دلیل گناهان پدرش و سبک زندگی بیبندوبار خودش، مورد ملامت جامعه است. برگمن در صحنههای اولیه فیلم، بیپروایی و جسارت آلیسیا را با نوعی تلخی و بدبینی ترکیب کرده است. او زنی است که چیزی برای از دست دادن ندارد و به همین دلیل ماموریت جاسوسی را میپذیرد. اما با ورود عشق به زندگیاش، او به تدریج تغییر میکند. برگمن با ظرافت تمام، روند بیدار شدن حس مسئولیت و شرافت را در آلیسیا نشان میدهد. او از زنی که فقط به دنبال فراموشی در الکل بود، به زنی تبدیل میشود که حاضر است جانش را برای هدفی بزرگتر و البته برای جلب احترام مردی که دوست دارد، فدا کند.
پیچیدگی بازی برگمن در این است که او باید همزمان نقش یک جاسوس خونسرد و یک زن عاشق و مضطرب را بازی کند. در صحنههایی که او در حضور الکساندر سباستین است، چهرهاش نقابی از مهربانی و فریب دارد، اما به محض اینکه تنها میشود یا دولین را میبیند، تمام ترسها و رنجهایش در چشمانش ظاهر میشود. برگمن به خوبی نشان میدهد که آلیسیا چقدر از نظر عاطفی شکننده است و این ماموریت چقدر برای روح او گران تمام میشود. او یک «قربانی خودخواسته» است که برای اثبات بیگناهیاش، بدنامی بیشتری را به جان میخرد. این پارادوکس شخصیتی، آلیسیا را به یکی از انسانیترین جاسوسهای تاریخ سینما تبدیل کرده است؛ جاسوسی که نه به خاطر هیجان یا ایدئولوژی، بلکه به خاطر نیاز به بخشش و عشق وارد میدان شده است. برگمن در این نقش، بلوغ بازیگری خود را با نمایش همزمان قدرت و ضعف به رخ میکشد.
۴. شیمی پیچیده و تنش عاطفی میان برگمن و کری گرانت
رابطه میان آلیسیا و دولین در نوتوریوس، یکی از عجیبترین و در عین حال جذابترین روابط عاشقانه تاریخ سینماست. برخلاف فیلمهای رمانتیک معمول، این رابطه سرشار از سوءظن، کنایه و سرکوب احساسات است. کری گرانت نقش مردی را بازی میکند که به شدت عاشق آلیسیاست اما به دلیل بدبینیاش نسبت به گذشته او، مدام او را تحقیر میکند. این تضاد، فشار روانی زیادی بر شخصیت آلیسیا وارد میکند. اینگرید برگمن در مقابل بازی سرد و کنترلشده گرانت، بازیای پر از تمنا و نیاز ارائه میدهد. نگاههای پر از حسرت آلیسیا به دولین در حالی که دولین با بیرحمی او را به ادامه رابطه با سباستین تشویق میکند، قلب مخاطب را به درد میآورد.
شیمی این دو بازیگر نه در کلمات، بلکه در سکوتها و تماسهای کوتاه فیزیکی نهفته است. آنها به خوبی توانستهاند حس دو عاشق را منتقل کنند که غرور و وظیفه میانشان دیوار کشیده است. برگمن در صحنههای مشترک با گرانت، نوعی درماندگی نجیبانه را به نمایش میگذارد؛ او میخواهد دولین مانع او شود، اما دولین این کار را نمیکند. این بازی موش و گربه عاطفی، تعلیق فیلم را فراتر از جنبههای جاسوسی میبرد. تماشاگر بیش از آنکه نگران سرنوشت اورانیومها باشد، نگران این است که آیا این دو نفر در نهایت به هم خواهند رسید یا خیر. برگمن و گرانت در پشتصحنه دوستان بسیار صمیمی بودند و این اعتماد متقابل به آنها اجازه داد تا پیچیدهترین تنشهای عاطفی را با نگاههای ساده و دیالوگهای کوتاه، به شکلی کاملاً باورپذیر خلق کنند. این رابطه، ستون اصلی فیلم است که بدون درخشش این دو بازیگر، هرگز به این سطح از تاثیرگذاری نمیرسید.
۵. بررسی سکانس معروف بوسه و دور زدن قوانین سانسور
یکی از مشهورترین لحظات تاریخ سینما در فیلم نوتوریوس، سکانس بوسه طولانی میان اینگرید برگمن و کری گرانت در بالکن است. در آن زمان، طبق قوانین سانسور هالیوود (Hays Code)، هیچ بوسهای نباید بیش از سه ثانیه طول میکشید. هیچکاک با هوشمندی تمام، این قانون را دور زد. او از بازیگرانش خواست که هر سه ثانیه یک بار بوسه را قطع کنند، چند کلمه زمزمه کنند، دوباره ببوسند و این کار را در حین حرکت از بالکن به سمت تلفن تکرار کنند. نتیجه، یک سکانس عاشقانه دو و نیم دقیقهای شد که یکی از طولانیترین و پرشورترین بوسههای تاریخ سینما به شمار میرود. بازی برگمن در این سکانس بینظیر است؛ او با صدایی لرزان و نگاهی عاشقانه، تمام عطش شخصیت آلیسیا برای محبت را نشان میدهد.
این سکانس فراتر از یک بوسه ساده، به لحاظ فنی و بازیگری یک شاهکار است. دوربین به شکلی بسیار نزدیک (Extreme close-up) آن دو را تعقیب میکند و مخاطب حس میکند در حریم خصوصی آنها حضور دارد. برگمن در این صحنه، ترکیبی از شیطنت، عشق و اضطراب را به نمایش میگذارد. او در حالی که با تلفن صحبت میکند، مدام به سمت دولین متمایل میشود تا ارتباط فیزیکیشان قطع نشود. این صحنه نشاندهنده نبوغ هیچکاک در استفاده از محدودیتها برای خلق هنر است و بازی برگمن در آن، اوج رمانتیسیسم مدرن را نشان میدهد. او ثابت کرد که برای نشان دادن اشتیاق، نیازی به صحنههای بیپرده نیست و میتوان با جزئیات کوچکی در صدا و نگاه، عمیقترین کششهای انسانی را به تصویر کشید. این بوسه نمادی از عشقی است که در تمام طول فیلم تحت فشار و سرکوب قرار دارد و تنها در این لحظات کوتاه فرصت بروز پیدا میکند.
۶. تکنیکهای بصری هیچکاک در نمایش مسمومیت تدریجی آلیسیا
نیمه دوم فیلم نوتوریوس، به نمایش مسمومیت تدریجی آلیسیا توسط الکساندر سباستین و مادرش اختصاص دارد. هیچکاک برای نشان دادن وضعیت روانی و جسمی رو به زوال آلیسیا، از تکنیکهای بصری خیرهکنندهای استفاده کرد که اینگرید برگمن آنها را با بازی فوقالعادهاش تکمیل کرد. دوربین اغلب از زاویه دید آلیسیا (Point of view) دنیا را میبیند؛ تصاویر تار میشوند، فنجانهای قهوه مسموم به شکلی بزرگ و تهدیدآمیز در قاب ظاهر میشوند و سایهها سنگینتر میگردند. برگمن در این بخش از فیلم، تحول فیزیکی خیرهکنندهای دارد. چهره درخشان او به تدریج رنگپریده میشود، چشمانش گود میافتد و حرکاتش کند و لرزان میگردد.
بازیگری برگمن در این سکانسها بر پایه «تحمل درد» است. او باید زنی را بازی کند که میداند در حال مرگ است اما نباید اجازه دهد آزارگرانش متوجه شوند که او حقیقت را میداند. او با مهارتی عجیب، تلاشی را که آلیسیا برای حفظ هوشیاریاش انجام میدهد، به تصویر میکشد. صحنهای که او سعی میکند از پلهها پایین بیاید در حالی که بدنش دیگر یاری نمیکند، اوج درماندگی اوست. هیچکاک با استفاده از نماهای نزدیک از چشمان نیمهبسته برگمن، حس خفگی و مسمومیت را به مخاطب منتقل میکند. برگمن بدون استفاده از اغراقهای دراماتیک، زوال یک انسان را به شکلی واقعگرایانه نشان میدهد. این بخش از فیلم، نوتوریوس را از یک اثر جاسوسی به یک تریلر روانشناختی-جسمانی تبدیل میکند که در آن بدن بازیگر به صحنه اصلی نبرد تبدیل شده است. توانایی برگمن در نمایش این ضعف جسمانی بدون از دست دادن وقار شخصیت، تحسینبرانگیز است.
۷. نوتوریوس به عنوان یک درام اخلاقی در فضای پس از جنگ
نوتوریوس تنها یک داستان جاسوسی نیست، بلکه بازتابدهنده پیچیدگیهای اخلاقی جهان پس از جنگ جهانی دوم است. فیلم به این پرسش پاسخ میدهد که برای رسیدن به یک هدف خیر (نابود کردن بقایای نازیها)، تا چه حد میتوان از ابزارهای غیراخلاقی استفاده کرد؟ شخصیت دولین به عنوان نماینده دولت، از آلیسیا به عنوان یک ابزار جنسی و عاطفی استفاده میکند تا به اهدافش برسد. این بهرهکشی دولتی، لایه تاریکی به فیلم میبخشد. اینگرید برگمن در بازی خود، این فشار اخلاقی را به خوبی بازتاب میدهد. او زنی است که برای جبران گناه پدرش، مجبور به انجام کارهایی میشود که عزت نفسش را لکهدار میکند.
فیلم به نقد سیستمهایی میپردازد که در آنها افراد فدای مصلحتهای سیاسی میشوند. آلیسیا هوبرمن نماد انسانیتی است که در میان چرخدندههای سیاست خرد میشود. برگمن با وقار خاص خود، رنج این فداکاری اجباری را به نمایش میگذارد. او نشان میدهد که قهرمان بودن همیشه به معنای اسلحه به دست گرفتن نیست، بلکه گاهی به معنای تحمل بدنامی و تحقیر برای یک هدف بزرگتر است. نوتوریوس در زمانی ساخته شد که دنیا در حال بازسازی مفاهیم خیر و شر بود و هیچکاک با استفاده از شخصیت آلیسیا، نشان داد که مرز میان این دو چقدر میتواند باریک و خاکستری باشد. بازی برگمن در این فیلم، وجدان بیدار داستانی است که در آن سیاستمداران و جاسوسان، احساسات انسانی را نادیده میگیرند. او با بخشیدن بعد انسانی به این درام سیاسی، آن را به اثری ماندگار تبدیل کرد که هنوز هم در دانشکدههای علوم سیاسی و هنر به عنوان یک مرجع اخلاقی مورد بحث قرار میگیرد.
۸. نقش کلود رینس و مثلث قدرت و خیانت در فیلم
کلود رینس در نقش الکساندر سباستین، یکی از متفاوتترین نقشهای منفی تاریخ سینما را ایفا کرده است. او یک نازی است، اما هیچکاک او را به عنوان مردی عاشق، مودب و به شدت وابسته به مادرش به تصویر کشیده است. این موضوع باعث میشود که رابطه آلیسیا با او پیچیدهتر شود. آلیسیا میبیند که سباستین واقعاً او را دوست دارد و همین امر خیانت او را دردناکتر میکند. اینگرید برگمن در صحنههای مشترک با کلود رینس، بازیای مملو از گناه و فریب ارائه میدهد. او میداند که در حال سوءاستفاده از احساسات مردی است که علیرغم عقاید سیاسیاش، با او مهربان است.
مثلث میان آلیسیا، دولین و سباستین، موتور محرکه درام فیلم است. در حالی که دولینِ «خوب» با آلیسیا بدرفتاری میکند، سباستینِ «بد» به او عشق میورزد. این جابجایی نقشها، چالش بزرگی برای بازیگری برگمن بود. او باید به گونهای بازی میکرد که مخاطب همچنان طرفدار او باقی بماند، در حالی که در حال فریب دادن مردی است که به او اعتماد کرده است. بازی برگمن در سکانسهایی که سباستین به او ابراز علاقه میکند، ترکیبی از ترحم و بیزاری است. حضور مادر سباستین (با بازی لئوپولدین کنستانتین) به عنوان ضلع چهارم، فشار را بر آلیسیا دوچندان میکند. برگمن در برابر این مادر مقتدر و ترسناک، آسیبپذیری آلیسیا را به اوج میرساند. این روابط درهمتنیده، فضایی را ایجاد میکنند که در آن هر حرکت آلیسیا میتواند به قیمت جانش تمام شود. برگمن با هوشیاری تمام، توازن میان این روابط متضاد را حفظ میکند و آلیسیا را در مرکز این طوفان عاطفی و سیاسی، استوار نگه میدارد.
۹. اسرار پشتصحنه و چالشهای برگمن با وسواسهای هیچکاک
کار کردن با آلفرد هیچکاک برای هر بازیگری یک تجربه منحصر به فرد و گاه دشوار بود. هیچکاک به «کنترل مطلق» روی صحنه معروف بود و بازیگران را مانند مهرههای شطرنج در قابهای دقیق خود جابجا میکرد. اینگرید برگمن که بازیگری غریزی و خلاق بود، گاهی با این محدودیتها به مشکل میخورد. در پشتصحنه نوتوریوس، برگمن بارها درباره انگیزههای شخصیت آلیسیا با هیچکاک بحث میکرد، اما پاسخ همیشگی هیچکاک این بود: «فقط انجامش بده، این فقط یک فیلم است!» با این حال، هیچکاک به قدری به تواناییهای برگمن اعتماد داشت که در صحنههای کلیدی، به او اجازه میداد تا با حس خودش بازی کند.
یکی از چالشهای بزرگ فنی، سکانس معروف فیلمبرداری از نمای بالای پلهها تا نمای نزدیک کلید در دست برگمن بود. این حرکت دوربین (Crane shot) یکی از پیچیدهترین نماهای آن زمان بود و برگمن باید در تمام طول حرکت دوربین، استرس و پنهانکاری آلیسیا را در چهره و دستانش حفظ میکرد. او مجبور بود ساعتها یک حالت خاص را نگه دارد تا نورپردازی و فوکوس دوربین دقیق باشد. همچنین برگمن در طول فیلمبرداری مسمومیت، رژیم غذایی سختی گرفت تا چهرهاش واقعاً رنجور به نظر برسد. علیرغم وسواسهای هیچکاک، رابطه آنها بسیار محترمانه بود و برگمن همیشه میگفت که هیچکاک به او یاد داده چگونه با کمترین حرکت، بیشترین تاثیر را بگذارد. این انضباط هیچکاکی و شور سوئدی برگمن، ترکیبی جادویی در نوتوریوس ایجاد کرد که نتیجهاش یکی از دقیقترین نقشآفرینیهای تاریخ سینماست.
۱۰. بازتابهای سیاسی و اجتماعی فیلم در زمان اکران
نوتوریوس در سال ۱۹۴۶، یعنی درست یک سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم، اکران شد. موضوع فیلم که درباره فرار نازیها به آمریکای جنوبی و تلاش برای دستیابی به بمب اتم بود، به شدت با تیترهای خبری آن زمان همخوانی داشت. جالب است بدانید که FBI هیچکاک را به خاطر استفاده از موضوع «اورانیوم» در فیلمنامه تحت نظر گرفته بود، زیرا در آن زمان بمب اتم یک پروژه فوقسری بود و هیچکس نمیدانست نازیها واقعاً به دنبال آن بودهاند یا خیر. این واقعگرایی سیاسی، به بازی اینگرید برگمن اعتباری مضاعف بخشید. او در نقش زنی که با بقایای یک رژیم مخوف مبارزه میکند، برای مخاطبان آن زمان بسیار باورپذیر بود.
فیلم همچنین به موضوعات اجتماعی حساسی مانند «زن بدنام» و قضاوتهای جامعه پرداخت. در دهه چهل، تصویر زنی که الکل مینوشد و روابط متعددی دارد، بسیار جسورانه بود. برگمن با بازی در این نقش، کلیشههای زن پاکدامن هالیوودی را شکست و نشان داد که یک زن میتواند با تمام اشتباهات و نقاط ضعفش، قهرمان باشد. این بعد اجتماعی فیلم باعث شد که نوتوریوس فراتر از یک سرگرمی، به عنوان یک اثر جسورانه شناخته شود. مخاطبان زن آن زمان با آلیسیا همذاتپنداری میکردند زیرا او زنی بود که برای به دست آوردن احترام در دنیایی مردانه میجنگید. موفقیت فیلم در گیشه و میان منتقدان نشان داد که جامعه آماده پذیرش شخصیتهای زن پیچیدهتر و واقعیتر است. برگمن با این نقش، راه را برای نسلهای بعدی بازیگران زن هموار کرد تا نقشهایی چالشبرانگیزتر و انسانیتر را ایفا کنند.
۱۱. تحلیل جایگاه آلیسیا هوبرمن در مطالعات فمینیستی سینما
در دهههای اخیر، فیلم نوتوریوس و شخصیت آلیسیا هوبرمن مورد توجه ویژه تحلیلگران فمینیست سینما قرار گرفته است. برخی منتقدان معتقدند که آلیسیا در این فیلم توسط دو سیستم مردسالار (دولت آمریکا به نمایندگی دولین و نازیها به نمایندگی سباستین) مورد سوءاستفاده قرار میگیرد. او در واقع هیچ ارادهای از خود ندارد و تنها به عنوان یک طعمه استفاده میشود. با این حال، تحلیلهای عمیقتر نشان میدهند که آلیسیا با بازی اینگرید برگمن، به نوعی فاعلیت (Agency) دست مییابد. او آگاهانه خطر را میپذیرد و با استفاده از هوش و جذابیت خود، سیستم دشمن را از درون متلاشی میکند.
برگمن در بازی خود، این قدرت پنهان را به خوبی نشان میدهد. او قربانی نیست که منتظر نجات بماند؛ او کسی است که کلید را میدزدد، وارد انبار میشود و اطلاعات را منتقل میکند. حتی در حالت مسمومیت، او تا آخرین لحظه مقاومت میکند. نگاه فمینیستی به بازی برگمن تاکید دارد که او چگونه توانسته است از کلیشه «زن اغواگر» (Femme Fatale) فاصله بگیرد و به یک شخصیت انسانی با انگیزههای عمیق تبدیل شود. او زنی است که برای عشقش میجنگد، نه برای تایید مردان. اینگرید برگمن با بخشیدن استقلال روحی به آلیسیا، او را به شخصیتی تبدیل کرد که علیرغم تمام فشارهای محیطی، هویت خود را حفظ میکند. این لایه از تحلیل، نوتوریوس را به یک اثر پیشرو در نمایش قدرت زنان در شرایط سخت تبدیل کرده است که امروزه در مطالعات جنسیتی سینما به وفور به آن ارجاع داده میشود.
۱۲. میراث ماندگار نوتوریوس و تاثیر آن بر فیلمهای جاسوسی مدرن
نوتوریوس نه تنها یک قله در کارنامه هیچکاک و برگمن است، بلکه الگویی برای تمام فیلمهای جاسوسی-رمانتیک بعد از خود شد. از مجموعه فیلمهای جیمز باند گرفته تا آثاری مانند «آقا و خانم اسمیت» یا «متفقین»، همگی مدیون نوآوریهای نوتوریوس در ترکیب تعلیق سیاسی با تنش عاطفی هستند. ایده نفوذ عاطفی در قلب دشمن و تضاد میان وظیفه و عشق، مضمونی است که هیچگاه قدیمی نمیشود. اما آنچه نوتوریوس را متمایز نگه میدارد، بازی خیرهکننده اینگرید برگمن است که استانداردی غیرقابل دسترس برای بازیگران زن در این ژانر تعریف کرد.
ماندگاری فیلم در این است که به جای تمرکز بر روی ابزارهای جاسوسی، بر روی «روانشناسی جاسوس» تمرکز کرده است. بازی برگمن به ما یادآوری میکند که پشت هر ماموریت سیاسی، یک انسان با تمام ترسها و آرزوهایش قرار دارد. نوتوریوس امروزه در لیستهای معتبر برترین فیلمهای تاریخ سینما (مانند لیست مجله سایت اند ساوند) جای دارد. تماشای دوباره بازی برگمن در این فیلم، مانند کشف یک تابلوی نقاشی کلاسیک است که در هر بار دیدن، جزئیات جدیدی از آن نمایان میشود. او با آلیسیا هوبرمن، به ما نشان داد که سینما میتواند در عین حال که سرگرمکننده و پرتعلیق است، به عمیقترین پرسشهای بشری درباره وفاداری و فداکاری پاسخ دهد. میراث برگمن در نوتوریوس، درخشش چشمان زنی است که در میان تاریکیهای سیاست، نور عشق را جستجو میکرد و در نهایت آن را در آغوش خطر یافت.
جمعبندی نهایی
بازی اینگرید برگمن در نقش آلیسیا هوبرمن در فیلم نوتوریوس، شاهکاری از نمایش اضطراب، فداکاری و عشق در بستر یک تریلر جاسوسی است. برگمن با هدایت هوشمندانه هیچکاک، شخصیتی را خلق کرد که فراتر از کلیشههای زمانه، زنی واقعی با تمام ضعفها و قدرتهای انسانی است. او با نمایش خیرهکننده زوال جسمانی در اثر مسمومیت و تنشهای عاطفی در مقابل کری گرانت، نوتوریوس را به یکی از تاثیرگذارترین درامهای اخلاقی تاریخ سینما تبدیل کرد. این نقشآفرینی ثابت کرد که درخشش واقعی بازیگر در توانایی او برای لمس لایههای پنهان روح و انتقال آن به مخاطب، حتی در میانه یک ماموریت خطرناک نهفته است.









درود بر شما.
تلاشتان به غایت ستودنی ست.
خرد نگهدارتان باد
مرسی دکتر جان لینک دادم
امیدوارم که کلا فیلتر بشه و هیچ جور نشه بهش دسترسی پیدا کرد تا همه معتادان نجات یابند !!!
بالاخره یه جا کاربر حرفه ای شدیم !
مثل همیشه عالیست دکتر جان ، ممممممممممنون
درمان نگهدارنده با متادون!
سلام
خیلی جالب بود. البته داون شدن توئیتر به ترکش کمک میکرد اینطوری ادامه پیدا میکند…