معرفی کتاب: داریوش و ایرانیان

«در جهان هیچ چیز تازه‌ای وجود ندارد ، مگر تاریخی که شما چیزی درباره‌اش نمی‌دانید.»
هری ترومن

داریوش و ایرانیان، عنوان کتابی است که توسط والتر هینتس – مورخ آلمانی ایرانی و ایلامی‌شناس نوشته شده است. هینتس در مقدمه کتاب نوشته است که این کتاب حاصل ۳۵ سال تحقیق او بوده است و در آن برای نخستین بار از همه منابع موجود به همه زبان‌ها استفاده شده است. کتاب اصلی دوجلدی بوده است، اما برگردان آن به فارسی توسط «پرویز رجبی» -یکی از شاگردان هینتس- در یک جلد به چاپ رسیده است.

برای ایرانیان که از دیرباز علاقه‌ای به ضبط و ثبت تاریخ ندارند، انتشار ترجمه فارسی این کتاب و مطالعه آن می‌تواند غنیمتی باشد. در هیاهوی کتاب‌های شبه‌تاریخی غیرمستند که در مواردی می‌توان آنها را با مجله‌های تابلوئید قیاس کرد و غالبا علاقه زیادی به روایت داستان‌گونه روابط جنسی و افسانه‌های پیرامون حاکمان گذشته دارند، غیاب چنین کتاب‌های معتبری واقعا احساس می‌شود. اما مثل همیشه چنین کتاب‌های ارزشمندی به هر دلیل، شاید به خاطر تبلیغ نامناسب، قیمت گران و نثر دشوار، مهجور می‌مانند.

به نظر می‌رسد ترجمه بسیار وفادارانه انجام شده باشد، تا حدی که گاهی از روانی جملات هنگام مطالعه می کاهند. کتاب، چاپی بسیار خوب و باکیفیت دارد و مملو از تصاویر سیاه و سفید و رنگی است.


خرید کتاب از نزدیک‌ترین کتاب فروشی شهر

حجم اطلاعات کتاب واقعا زیاد است و گزافه نیست اگر به کتاب دانشنامه هخامنشی لقب بدهیم. در کتاب اطلاعات کم‌نظیری در مورد دربار و دیوان شاهنشاهی، سیستم دادگستری، نیروی نظامی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی ، باورهای دینی، آدب و رسوم مردم و هنر هخامنشی می‌توان خواند.

برای آشنایی بیشتر، بریده کوتاهی از این کتاب را که درباره ساخت کانال سوئز باستانی به وسیله داریوش است، با هم می‌خوانیم:

DARIUS 1.jpg

داریوش و ایرانیان: تاریخ فرهنگ و تمدن هخامنشیان (کتاب اول و دوم)
والتر هینتس
ترجمه پرویز رجبی
نشر ماهی ۱۳۸۶، ۶۴+۴۹۳ صفحه، ۱۵۰۰۰ تومان

ساخت کانال سوئز

در تابستان ۵۱۲ داریوش از کاخ کوروش در پاسارگاد، دیدن کرد. ظاهرا در اینجا ناخدا اسکولاکس که از سوئز آمده بود، گزارش کار خود را از کاوش کرانه‌های دریا تقدیم او کرد. به این ترتیب شاهنشاه دریافت که ار راه دریا می‌توان از ایران به مصر سفر کرد. در پیش چشم دلش جلوه‌هایی از امکانات بازرگانی جهانی و در نتیجه رونق اقتصادی فرمانورایی پهناورش پدیدار شد که تا آن زمان به فکر کسی خطور نکرده بود، و بدین ترتیب به این فکر افتاد که کانال سوئز را که فرعون نخو (۵۹۵- ۶۱۰) آغاز کرده، اما بعد نیمه‌تمام رها کرده بود، به انجام برساند.

اما حقیقت داستان این کانال ناتمام چه بود؟ داریوش، خشنود از برنامه تازه خود با متخصصان مصری مشغول در پاسارگاد گفت و گو کرد، اما نتیجه‌ای نگرفت. از این رو، به طرف تخت جمشید حرکت کرد، یا چنان که یک نبشته مصری می‌گوید به «شهری که بیش‌تر از همه جا دوست می‌داشت». در اینجا نیز داریوش معمماران و هنرمندان بی‌شمار مصری را که در کار ساخت کاخ او شرکت داشتند،‌ گرد آورد و درباره وضع کانال ناتمام سوئز پرسید. اما سخنگوی آنها در پاسخ گفت که آنها نه این کانال را دیده‌اند و نه چیزی درباره‌اش شنیده‌اند. از این رو، شاهنشاه بر آن شد که یک کشتی اکتشافی به دریای سرخ بفرستد، تا محل دقیق کانال نخو و همه مسائل جانبی آن را معلوم کند.

در سال ۵۱۰، ناخدای کشتی اکتشافی‌ای که به دریای سرخ فرستاده شده بود، گزارش خود را درباره وضعیت کانال ناتمام نخو به شاهنشاه داد. متأسفانه این گزارش به صورت ناقص به ما رسیده است. در هر حال در آن سخن از شن بسیار است و ضرورت حفر چاه‌ها برای تهیه آب آشامیدنی. اما مهم این گفته بود که برای به پایان رساندن کانالی که نخو آغاز کرده بود، بادی هنوز مسافتی در حدود ۸۴ کیلومتر کنده می‌شد.

پس از آن داریوش فرمان مناسب را برای اجرای این برنامه که در آن روزگاران واقعا غول‌آسا بود، صادر کرد. داریوش با این کار تنها به اثرات اقتصادی مسرت‌بخش راهی آبی از دریای مدیترانه به دریایی عمان، خلیج فارس و اقیانوس هند فکر نمی‌کرده است، ‌بلکه پایان فرخنده این کار اثر شگرفی بر رعایای او می‌گذاشت و خاطره لشکرکشی ناموفق علیه سکاها به جنوب روسیه را کمرنگ می‌کرد.

در این کانال دو کشتی با سه ردیف پاروزن می‌توانستند پهلو به پهلوی هم حرکت کنند. در نتیجه عرض آن را می‌توان در حدود ۴۵ متر حساب کرد. اگر عمق کانال را اندکی بیش از سه منر بدانیم، باید برای کندن مسیر ۸۴ کیلومتری کانال، دوازده میلیون متر مکعب خاک برداشته می‌شد!

ساتراپ اریاونده می‌بایستی برای برآوردن فرمان شاه لشکری عظیم از کارگران مصری را به کار گرفته باشد. کارگران موفق شدند این کار را ظرف ده سال به پایان برسانند. در سال ۴۹۸ کار نخستین کانال سوئز به پایان رسید. سال بعد شاهنشاه با همه درباریان خود از شوش عازم سومین سفرش به مصر شد، تا با جشن و سرور کانال را افتتاح کند …

بنابراین در بهار ۴۹۷ داریوش از شوش به مصر رفت، تا کانال سوئز را افتتاح کند. مسیر این کانال رادر نقشه زیر می‌توانید ببینید. کانال از نیل و کنار بوباستیس (امروز زقازیق) در شمال قاهره کنونی، و نه مثل امروز از مدیترانه، شروع می‌شد و نخست کانال قدیم نخو را به سوس شرق تعقیب می‌کرد، تا حوالی اسماعیلیه امروز. اما به دریاچه تمساح نمی‌ریخت، بلکه پیش از دریاچه به سمت جنوب شرقی می‌رفت و دریاچه بزرگ تلخ را دور می‌زد و بعد از غرب کانال امروزی به طرف جنوب می‌رفت، تا برسد به سوئز و دریای سرخ. بدین ترتیب کانال داریوش برخلاف کانال کنونی، که از دریاچه تلخ می‌گذرد، ظاهرا فقط آب شیرین نیل را در خود داشت، که کار کشتیرانی را آسان می‌کرد. در آن روزگار از بوباتیس تا سوئز چهار روز طول می‌کشید.

DARIUS SUEZ CANAL.jpg

درباره جزئیات این کار بزرگ از خود داریوش اطلاعات بیش‌تری به دست می‌آوریم. داریوش در بلندی کنار کانال، کاملا در میدان دید کشتی‌ها، سنگ‌نبشته‌های قائمی با بلندی بیش از سه متر از گرانیت صورتی برپا کرده بود. یک روی این سنگ‌های قائم نبشته های میخی فارسی باستان و ایلامی و بابلی داشته و در روی دیگر نبشته‌ای بوده به خط هیروگلیف مصری. امروز فقط بقایای سه سنگ قائم در دست است و چهارمی گم شده است و البته ممکن است زمانی شمار این سنگ‌ها بسیار بیش از این بوده باشد.

در متن‌ها میخی بعد از ستایش اهورامزدا و نام و نشان شاه می‌خوانیم: «داریوش شاه گوید من پارسی هستم. مصر را از پارس گرفتم. این جوی (کانال) را دادم، از رودی به نام نیل که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس می‌رود. پس از آنکه این جوی به همان‌گونه‌ای که فرمان داده بودم کنده شد، کشتی‌ها از مصر از میان این جوی به سوی پارس می‌رفتند. همانگونه که مرا میل و کام بود.»

داریوش برای افتتاح کانال سوئز شاهزادگان و بلندپایگان بیشماری را فراخوانده بوده است. جشن یک سال پس از اتمام کار کانال در تابستان ۴۹۷ برگزار شد… می‌توان حدس زد که پس از پایان سخنرانی (اففتاح) شاهنشاه همراه با ولیعهدش خشیارشا شوار نخستین کشتی اولین کاروان دریایی‌ای شده است که در کانال سوئز شراع کشید. سپس کاروان دریایی‌ای که متشکل از ۲۴ کشتی بود پشت سر کشتی پرچمدار به سوی شرق به حرکت درآمد. احتمالا داریوش با کشتی سه‌ردیفه‌ خود تا سوئز همراه آنها بوده است.

داریوش به هنگام افتتاح کانال سوئز ۵۳ سال سن داشت . در این زمان او باید احساس کرده باشد که در اوج قدرت و توانایی است، چیزی که از نوشته‌های سنگ‌نبشته‌های قائم پیداست.

لینک‌های مرتبط:
کانال سوئز در ویکی‌پدیا

داریوش در ویکی‌پدیا
بی‌بی‌سی: روایتی شورمندانه از ‘داریوش و ایرانیان’

نظرات

  1. من کتاب پنجاه سال تاریخ تمدن ایران رو خوندم
    خیلی وقت بود و الان کنارم نیست که ببینم اما نمیدونم چرا فکر میکنم اونجا نوشته شده بود خشایار شاه اون کانال رو ساخته بود

    بعد هم اینکه این کانالی که حالا یکی از این دو نفر ساخته این کانال سوئز امروزی نیستا

  2. سلام فکر می کنم بد نباشه کمی هم تاریخ بدون غلو بخونیم

  3. سلام دوست عزیز
    تقریبا همیشه بهت سر می زنم و لذت می برم. واقعا که استفاده می کنم خسته نباشید . متاسفانه تو سایت های ایرانی به اصطلاح کپی و پیست راجه هر وقت می خوام مطلب جدید ببینم می ام اینجا.
    می خواستم بدون روزی چند ساعت رو به وب و نوشتن اختصاص میدین؟ ممنونم. کلا بیوگرافی تون رو می خواستم بدونم.

  4. سلام آقای مجیدی.
    به تعریف و تمجید از بلاگتان نیازی نمی بینم خودتان می دانید و هر کس که به وبلاگ سر می زند پس دیگر نیازی به تکرار دوباره ی آنها نیس. خرسندم از اینکه وبلاگی هست به نام یک پزشک!

    اما هدف اصلی من از این کامنت چیز دیگری است. من وبلاگی در سال گذشته افتتاح کردم( البته تجارب بلاگینگ من به خیلی قبل تر از این حرفا برمیگرده!)
    ولی تفاوت این وبلاگ با سایر آنها در اینه که این وبلاگو به زیان انگلیسی بسیار خاصی منتشر می کنم و در اون به شرح بسیاری از مسائل در خاورمیانه نه به طور سیاسی بلکه به طور تجربی و حسی برای مخاطب بین الملل می پردازم و البته بدیهیه که به خاطر عدم توجه من در سال گذشته به علت مشغله شدید تحصیلی و البته عدم توجهی که امسال هم به این وبلاگ مبذول خواهم داشت! این وبلاگ ساکت مونده و خواهد موند و البته باید بگم که روش کسب هیت و وزیت رو به صورت تخصصی بلدم و مشکل من این مسئله نیس!

    تنها یک درخواست از شما دارم: اینکه به عنوان یک وبلاگ نویس حرفه ای نظرتان را راجب این استایل خاص وبلاگ نویسی بدونم و نظرتونو در مورد اینکه اصلا برای این تیپ وبلاگ نویسی آینده خاصی پیش بینی می کنید یا نه داشته باشم! (به خصوص نوشتن برای مخاطب خارجی که تجربه جدیدی برای من به حساب میاد!) منتظر پاسخ شما در قسمت نظرات وبلاگ یا آدرس ایمیل یا توییتر
    ( http://twitter.com/hatef_dm) هستم.

    با سپاس از توجه شما

  5. خیلی ممنون از مطالب عالی و تازه…

  6. سلام .
    چه چیزا که تو تاریخ ادم نمی شنوه
    اما حیف که از این چیزا فقط برای مغرور شدن به گذشته ی پرافتخارمون بهره می گیریم نه به عنوان درسی از گذشته

    راستی آقا مدلاگ رو کنسل کردین ؟
    پاسخ: متأسفانه، بله.

  7. be nazar mirese shoma hameye interneto taskhir kardina… ama behetun tabrik migam be khatere site jalebetun…

  8. در اشتیاق معرفی های بیش از این در مورد کتاب های تاریخی هستم. چون یک یار عاشق تاریخ دارم که از بد روزگار یاری به سان من که آن قدرها هم از این مقوله سردرنمی آورد نصیبش شده است. 🙂

  9. خدا رو شکر که کوروش به داد یهودیها رسید و الا الان همین تاریخی که یهودیها اصرار دارن که تمدن ایران بر میگرده به هخامنشی ها هم نبودش.

  10. خیلی متشکرم بخاطر این اطلاع رسانیتون.آیا با گرانی سرسام آور این ۳ ماهه اخیر سال ۸۷ قیمت یک چنین کتابی که دست آورد ۳۵سال زحمت نویسنده است واقعا گران است؟ علی الخصوص که کتاب تاریخی و تمام بر مبنای تحقیق است(نمی دونم شاید گران است؟)

  11. ” و گزافه نیست اگر به کتاب دانشنامه هخامنشی لقب بدهیم ”
    I’m wondering how many books you’ve read about history of iran that easily let yourself to decide about validity of a book , and then caling it encyclopedia!!!!
    (I’m not saying this book is not worth reading , but I’m asking u : what is your profession?history or medicine?

  12. دیگر زمان آن است که هر آنچه به نام تاریخ به خورد ما داده اند به دور بریزیم
    شما را به تاملی در بنیان تاریخ دعوت میکنم که توسط پورپیرار آغاز شده است.
    http://www.naria.ir

  13. فکر کنم این بهترین پست شما توی این چند مدت بوده

  14. You haven’t answered me yet … are u scared of the fact that u made a point the u cant support? or u might not be able to read english….
    I dunno why u have so many prais for your bog, but u make points that only a professional can say that…not a doctor!!!
    پاسخ: شایسته نیست دو ایرانی هنگام صحبت به زبان بیگانه تکلم کنند. من نظر خودم را با دانش اندک خودم گفتم. شاید مبالغه کرده باشم ولی کتاب واقعا جامع است. شما خودتان کتاب را دیده‌اید؟

  15. ای بابا ، یه عده هستند ، به تاریخشون علاقه دارند ، یه عده هم نه .
    نمونه اش این یکی وبلاگ نویسه که به کوروش کبیر میگه همجنسباز !!! حالا ما بیاییم چه طوری به این ثابت کنیم که بابا این از نیاکان تو هست ، نمیدونم !
    دیگه نتوسنتم تحمل کنم و یه پست زدم در این رابطه ، از شما هم به عنوان یه ایرانی و نه یه وبلاگ نویس معروف و محبوب میخوام شما هم بگید کوروش یعنی تا این حد بد بوده ؟ یعنی اسلام گفته کوروش بده ؟ والله من که زندگیم رو روی تاریخ و فلسفه گذاشتم نشنیده بودم اینها رو !
    از شما هم دعوت میکنم که از این مطلب من دیدن کنید .

    خدانگهدار

  16. سلام
    کتابی هست به همین اعتبار که در مورد کوروش بزرگ باشه؟

  17. سلام فقط خواندن این مطالب است که انسان را به شوق میاورد تا بداند خالق ایران ونسل ایرانی که بوده است و با دنبال نمودن خط تاریخ است که نقاط ضعف این تمدن مشخص مگردد با تشکر از نویسنده.

  18. آری ! و این آری ما به زبان رسمی تمدن اینکا (از کشور بولیوی گرفته تا پرو و شمال برزیل و جنوب شرقی کلمبیا و اکوآتور) زبان کچوآ رسیده
    اگر امروز از کسی در بولیوی سوال کنید شما بلی یا yes
    را چگونه میگوئید خواهد گفت آری… نمیدانم چرا مردم ما بر اثر آشنائی با حماسه بزرگ خردمند پارسی فردوسی خیال میکنند در باره تاریخ دوران باستان همه چیز میدانند و کنجکاوی کافی درباه واقعات تاریخی شان ندارند. افسوس میخورم چرا وقتی برای سخنرانی در باره کتابم که در بیش از ۸۰۰ صفحه به زبان فرنگی نوشته شده به ایران رفتم نتوانستم با مترجم اثر بزرگ والتر هینتس ملاقات کنم / د ر گفتگوئی که در دو شماره روزنامه شرق انزمان با عنوان “آثار تمدن هخامنشیان در آمریکای لاتین” منتشر شد (بیست ونه و سیم شهریور گویا هفت هشت سال پیش) آمده است که چگونه ناوگان بزرگ پارسیان در پی شکست داریوش سوم به کرانه های کشور السالوادور میرسد و جهانگشائی تازه ای از سوی شکست خوردگان اغاز میشود که بر اثر آن امپراتوریهای مایا آزتک و بویژه امپراتوری اینکا شکل میگیرند / چکیده این کشف بزرگ را به زبانهای پارسی اسپانیولی فرانسوی و انگلیسی در آورده ام تا هر گاه شوقی و شوری در اینباره بود پیامی بفرستند تا پیرمرد از راه اینترنت برایشان بفرستد… بکوشیم تا شاید بتوانیم بار ذیگر همچنان چون زمان داریوش بزرگ سر فراز باشیم

  19. باسلام به همه
    نقدی داشتم بر این مطالب که امیدوارم پاسخ ملایمی از شما بگیرم.
    -پادشاهان هخامنشی طبق منابع تاریخی , همواره در جنگ و ستیز و یورش به سرزمینهای اطراف خود بودند و امپراطوری بزرگ ایران که نقشه شرق تا غرب آن که زبان زد تمام جهانیان و خصوصا ایرانیان است مؤید هین مطلب است.
    حال سوال این است که فرمانروای یک چنین کشوری که دائم به فکر کشور گشایی و توسعه قلمرو خود می باشد چگونه به فکر مسائل اقصادی نیز بوده.
    طبق متون تاریخی پادشان ایران باستان همواره در تجاوز و غارت دیگر ممالک بودند و از طریق همین غارتها بود مخارج سالیانه خود را تامین میکردند.
    اگر واقعا داریوش شم اقصادی داشته و کانال سوئز به دستور او ایجاد شده پس می باید خشایار شاه که فرزند خلف او بوده , نیز راه پدرش را ادامه می داده.
    لابد هنگامی که خشایار شاه با سپاه عظیمی به قصد روم و اروپا لشکر کشی کرد این لشکر اقصاد دانان و تجار ایرانی بودند که در تمام مسیر خود در حال عقد قراردادهای اقصادی با کشورها بوده.
    و در اصل این یک سفر تجاری و اقصادی بوده در جهت تعامل بیشتر با کشورهای دیگر نقاط جهان , نه یک هجوم ویرانگر و غارتگر و متجاوز به سایر کشورهای جهان.
    و اگر اینطور نبوده باشد مصداق پسر کو ندارد نشان از پسر مطرح میشود که اصلا و ابدا باورش محال است چرا که واقعا پسر نشان از پدر داشته و فقط به قصد تجارت و بازاریابی محصولات صنعتی و کشاورزی و توسعه اقصادی به کشورهای دیگر عزیمت می نمودند هم پدر و هم پسران خلف ایشان .

دیدگاه خود را با ما اشتراک بگذارید:

ایمیل شما نزد ما محفوظ است و از آن تنها برای پاسخگویی احتمالی استفاده می‌شود و در سایت درج نخواهد شد.
نوشتن نام و ایمیل ضروری است. اما لازم نیست که کادر نشانی وب‌سایت پر شود.
لطفا تنها در مورد همین نوشته اظهار نظر بفرمایید و اگر درخواست و فرمایش دیگری دارید، از طریق فرم تماس مطرح کنید.