ارگونومی تنبلی؛ آیا ابزارهای رفاهی جدید واقعا به سلامت جسمی ما کمک میکنند؟

بررسی رابطه میان ابزارهای رفاهی مدرن و سلامت جسمانی ما، موضوعی است که دانستن آن برای هر کسی که ساعتها پشت میز مینشیند یا از گجتهای هوشمند استفاده میکند، بسیار ضروری و کاربردی است. در این مقاله میخواهیم ببینیم ارگونومی تنبلی (Ergonomics of Laziness) چیست و آیا صندلیهای گیمینگ گرانقیمت یا میزهای ایستاده واقعاً باری از دوش سلامت ما برمیدارند یا صرفاً ابزارهایی برای تداوم بیتحرکی هستند. قصد داریم با هم مرور کنیم که چرا با وجود پیشرفتهترین ابزارهای ارگونومیک، نرخ دردهای مزمن ستون فقرات و گردن همچنان در حال افزایش است؟ آیا واقعاً تکنولوژی در حال خدمت به بدن ماست یا در پی آن هستیم که با ایجاد راحتی کاذب، عضلات ما را به تعطیلی بکشانیم؟
فهرست مطالب
- ۱. فریب بزرگ صندلیهای ارگونومیک
- ۲. فیزیولوژی نشستن و زوال عضلانی
- ۳. میزهای ایستاده؛ راهکار یا ترند زودگذر؟
- ۴. سندرم گردن پیامکی در عصر گوشیهای هوشمند
- ۵. ریشههای تکاملی حرکت و تضاد با رفاه مدرن
- ۶. ابزارهای پوشیدنی و وسواس ردیابی سلامت
- ۷. روانشناسی راحتی و تضعیف آستانه تحمل درد
- ۸. ارگونومی در محیطهای کاری آینده (VR/AR)
- ۹. بازتاب تنبلی مدرن در رسانهها و انیمیشنها
- ۱۰. خطاهای علمی در طراحی ابزارهای راحتی گذشته
- ۱۱. ارتباط ارگونومی با بهرهوری ذهنی و تمرکز
- ۱۲. استراتژیهای حرکت فعال به جای استراحت منفعل
۱. فریب بزرگ صندلیهای ارگونومیک
صندلیهای ارگونومیک (Ergonomic Chairs) با آن ظاهر علمی و پدهایی که برای هر قسمت از بدن طراحی شدهاند، اغلب به عنوان راه حل نهایی کمردرد فروخته میشوند. اما مشکل اصلی اینجاست که این صندلیها با ایجاد تکیهگاههای بیش از حد، عضلات تثبیتکننده ستون فقرات ما را از فعالیت باز میدارند. وقتی بدن شما در یک موقعیت کاملاً حمایت شده قرار میگیرد، مغز سیگنالهای انقباضی عضلات را کاهش میدهد و این امر در درازمدت منجر به ضعف عضلانی میشود. در واقع ما با استفاده از این صندلیها، یک «کمر مصنوعی» برای خود میسازیم که باعث میشود بدنمان توانایی طبیعی خود برای حفظ قامت را از دست بدهد.
علاوه بر این، بسیاری از این صندلیها بر اساس استانداردهای میانگین طراحی شدهاند و ممکن است برای آناتومی خاص شما اصلاً مناسب نباشند. نشستن طولانیمدت، حتی در بهترین صندلی جهان، همچنان نشستن است و فشارهای هیدرواستاتیک را بر دیسکهای کمر وارد میکند. فریب بزرگ اینجاست که ما تصور میکنیم با پرداخت مبالغ گزاف برای یک صندلی، مجوز ساعتها نشستن بیوقفه را دریافت کردهایم. اما واقعیت علمی این است که هیچ ابزاری نمیتواند جایگزین نیاز بدن به تغییر مداوم پوزیشن و حرکت شود. صندلیهای گرانقیمت بیشتر از آنکه به سلامت ما کمک کنند، به ما اجازه میدهند بدون احساس درد فوری، زمان بیشتری را در وضعیت مضر بیتحرکی سپری کنیم.
۲. فیزیولوژی نشستن و زوال عضلانی
بدن انسان برای حرکت طراحی شده است، نه برای سکون در زوایای ۹۰ درجه؛ فیزیولوژی ما در مواجهه با نشستن طولانیمدت واکنشهای منفی شدیدی نشان میدهد. وقتی مینشینیم، فعالیت الکتریکی در عضلات پا متوقف میشود، سوختوساز کالری به یک کالری در دقیقه کاهش مییابد و آنزیمهای مسئول شکستن چربیها تا ۹۰ درصد افت میکنند. این وضعیت نه تنها به ستون فقرات آسیب میزند، بلکه ریسک بیماریهای قلبی و دیابت را نیز به شدت افزایش میدهد. ابزارهای رفاهی جدید سعی دارند این فشارها را توزیع کنند، اما نمیتوانند ماهیت بیوشیمیایی نشستن را تغییر دهند، که به درستی «سیگار کشیدن جدید» نامیده شده است.
در سطح سلولی، نشستن مداوم باعث میشود که بافتهای همبند (Fascia) سفت شده و انعطافپذیری مفاصل از بین برود. عضلات همسترینگ و فلکسورهای لگن کوتاه میشوند که این خود عامل اصلی دردهای کمر در سنین بالاتر است. ابزارهای رفاهی مدرن با حذف کوچکترین تلاشهای فیزیکی (مانند بلند شدن برای تعویض کانال یا باز کردن پرده)، عملاً ما را در یک وضعیت «انجماد حرکتی» قرار میدهند. این زوال عضلانی به تدریج رخ میدهد و زمانی متوجه آن میشویم که انجام کارهای ساده روزمره نیز برایمان دشوار میشود. ارگونومی تنبلی در حقیقت یک معامله کوتاهمدت برای راحتی است که بهای آن را با پیری زودرس سیستم حرکتیمان میپردازیم.
۳. میزهای ایستاده؛ راهکار یا ترند زودگذر؟
میزهای ایستاده (Standing Desks) به عنوان ناجیانی در برابر اپیدمی نشستن وارد بازار شدند و بسیاری از شرکتهای سیلیکون ولی آنها را اجباری کردند. ایده پشت این میزها این است که ایستادن باعث سوزاندن کالری بیشتر و فعال نگه داشتن عضلات میشود. اما تحقیقات جدید نشان میدهند که ایستادن طولانیمدت و ثابت نیز مشکلات خاص خود را دارد، از جمله واریس، فشار بر مفاصل مچ پا و حتی خستگی قلبی-عروقی. در واقع، ارگونومی تنبلی اینجا هم خودش را نشان میدهد؛ افرادی که میز ایستاده دارند، تمایل دارند به یک سمت تکیه دهند یا وضعیت بدنی نامتقارنی به خود بگیرند که از نشستن هم مضرتر است.
راهکار واقعی که علم امروز بر آن تاکید دارد، «میزهای تغییرپذیر» (Sit-Stand Desks) است که اجازه میدهند کاربر بین وضعیت نشسته و ایستاده جابجا شود. اما حتی این میزها هم اگر درست استفاده نشوند، فقط یک گجت گرانقیمت دیگر هستند. کلید اصلی در «تنوع حرکتی» است، نه صرفاً تغییر وضعیت از یک حالت ثابت به حالت ثابت دیگر. بسیاری از کاربران پس از چند هفته شور و اشتیاق اولیه، دوباره به حالت نشسته برمیگردند یا در حالت ایستاده دچار قوز کردن میشوند. بنابراین، میز ایستاده به تنهایی یک معجزه نیست، بلکه ابزاری است که نیازمند آگاهی و انضباط فردی برای جلوگیری از آسیبهای جدید ناشی از ایستادن غلط است.
۴. سندرم گردن پیامکی در عصر گوشیهای هوشمند
سندرم گردن پیامکی (Text Neck Syndrome) یکی از بارزترین نمونههای آسیب ناشی از ابزارهای رفاهی و ارتباطی جدید است. وقتی ما سر خود را فقط ۱۵ درجه به جلو خم میکنیم تا به گوشی نگاه کنیم، فشاری معادل ۱۲ کیلوگرم به مهرههای گردن وارد میشود؛ در زاویه ۶۰ درجه، این فشار به ۲۷ کیلوگرم میرسد که معادل وزن یک کودک است. ما ساعتها در این وضعیت باقی میمانیم بدون اینکه متوجه تخریب تدریجی دیسکهای گردن و کشیدگی غیرطبیعی عضلات پشت باشیم. ابزارهای رفاهی جدید با کوچکتر کردن و در دسترستر کردن نمایشگرها، عملاً ما را در یک وضعیت سجود دائمی در برابر تکنولوژی قرار دادهاند.
این موضوع در کودکان و نوجوانان که ساختار اسکلتی در حال رشد دارند، فاجعهبارتر است و منجر به تغییر شکلهای دائمی در ستون فقرات میشود. ارگونومی تنبلی در اینجا به معنای ترجیح دادن وضعیت خمیده و راحت به جای نگه داشتن گوشی در سطح چشم است. برای مقابله با این پدیده، اپلیکیشنهایی طراحی شدهاند که به کاربر هشدار میدهند سر خود را بالا بیاورد، اما این خود پارادوکس دیگری است؛ استفاده از تکنولوژی برای حل مشکلی که خود تکنولوژی ایجاد کرده است. تا زمانی که آگاهی عمیقی نسبت به وضعیت بیومکانیکی بدنمان پیدا نکنیم، گوشیهای هوشمند همچنان به عنوان یکی از بزرگترین عوامل تخریب قامت در قرن حاضر باقی خواهند ماند.
۵. ریشههای تکاملی حرکت و تضاد با رفاه مدرن
از منظر تکاملی، بدن ما برای شکار و گردآوری طراحی شده است که مستلزم کیلومترها پیادهروی، دویدن، پریدن و چمباتمه زدن در روز بود. بیولوژی ما هنوز در آن دوران زندگی میکند و برای عملکرد درست ارگانهای داخلی، نیاز به پمپ عضلانی ناشی از حرکت دارد. رفاه مدرن با حذف تمام چالشهای فیزیکی، یک محیط مصنوعی ایجاد کرده که با نیازهای بیولوژیک ما در تضاد مطلق است. ابزارهای رفاهی جدید در واقع پاسخهایی به نیازهای مغز تنبل ما هستند که همیشه به دنبال ذخیره انرژی است، اما این ذخیره انرژی در دنیای وفور نعمت، تبدیل به چربی و بیماری شده است.
این تضاد تکاملی باعث شده که ما حتی برای انجام حرکات سادهای که اجدادمان به طور طبیعی انجام میدادند (مثل اسکات عمیق)، نیاز به کلاسهای اصلاحی و مربی داشته باشیم. ارگونومی تنبلی با طراحی صندلیهایی که تمام گودیهای بدن را پر میکنند، باعث میشود عضلات تثبیتکننده که مسئول حفظ تعادل ما در طبیعت بودند، به خواب بروند. ما در حال تبدیل شدن به موجوداتی هستیم که فقط در محیطهای تحت کنترل و با حمایت ابزارها قادر به فعالیت هستند. درک این ریشههای تکاملی به ما میآموزد که برای سلامت ماندن، باید آگاهانه کمی «سختی» و «ناآرامی» به زندگی خود اضافه کنیم تا بدنمان مجبور به حفظ کارایی خود شود.
۶. ابزارهای پوشیدنی و وسواس ردیابی سلامت
ساعتهای هوشمند و حلقههای ردیاب (Wearable Devices) با وعده پایش لحظهای سلامت وارد زندگی ما شدهاند. آنها تعداد قدمها، ضربان قلب و کیفیت خواب ما را اندازه میگیرند و با نمودارهای رنگارنگ به ما حس کنترل میدهند. اما تحقیقات نشان میدهند که این ابزارها گاهی منجر به نوعی «وسواس سلامتی» (Orthorexia) یا اضطراب ناشی از دادهها میشوند. ارگونومی تنبلی در اینجا به صورت اتکای بیش از حد به دادههای بیرونی به جای گوش دادن به سیگنالهای داخلی بدن ظاهر میشود. ما به جای اینکه وقتی خسته هستیم استراحت کنیم، منتظریم تا ساعتمان به ما بگوید که آیا خوب خوابیدهایم یا نه.
علاوه بر این، بسیاری از مردم تصور میکنند که رسیدن به عدد ۱۰ هزار قدم در روز، تمام گناهان ناشی از ۸ ساعت نشستن مداوم را پاک میکند. این یک خطای علمی بزرگ است؛ فعالیت بدنی شدید در یک ساعت از روز نمیتواند آسیبهای متابولیک ناشی از سکون در بقیه ساعات را کاملاً جبران کند. ابزارهای پوشیدنی گاهی به ما اجازه میدهند تا با انجام حداقلها، وجدان خود را راحت کنیم و به سبک زندگی تنبلانه خود ادامه دهیم. آنها ابزارهای مفیدی هستند، اما به شرطی که به جای جایگزینی برای خودآگاهی بدنی، به عنوان مکملی برای آن استفاده شوند. در غیر این صورت، ما فقط تنبلی خود را با دادههای دیجیتالی تزیین کردهایم.
۷. روانشناسی راحتی و تضعیف آستانه تحمل درد
میل به راحتی مطلق در ارگونومی جدید، پیامدهای روانشناختی عمیقی نیز دارد. وقتی محیط ما به گونهای طراحی شده که هیچ اصطکاک یا فشار فیزیکی به ما وارد نشود، آستانه تحمل درد و ناراحتی در سیستم عصبی ما کاهش مییابد. این پدیده باعث میشود که کوچکترین خستگی یا فشار عضلانی را به عنوان یک آسیب جدی تلقی کنیم و بلافاصله به دنبال ابزاری برای رفع آن باشیم. این چرخه منجر به وابستگی بیشتر به گجتهای رفاهی و تضعیف تابآوری جسمانی میشود. ما در حال فراموش کردن این واقعیت هستیم که بدن برای قوی شدن، نیاز به مقداری تنش و بارگذاری (Loading) دارد.
روانشناسی راحتی باعث شده که ما «تلاش فیزیکی» را با «رنج» اشتباه بگیریم. صندلیهای ماساژور، گرمکنهای صندلی و ابزارهای مشابه، سیستم پاداش مغز را تحریک میکنند اما هیچ فایده ساختاری برای بافتهای بدن ندارند. ارگونومی تنبلی به ما میآموزد که هرگونه ناخوشایندی فیزیکی بد است، در حالی که دردهای عضلانی ناشی از تمرین یا حرکت، نشانه رشد و بازسازی هستند. این نازکطبعی فیزیکی در نهایت منجر به ترس از حرکت (Kinesiophobia) میشود که خود عامل تداوم دردهای مزمن است. برای رهایی از این تله، باید ذهنیت خود را از «راحتی به هر قیمت» به سمت «سلامت از طریق چالش» تغییر دهیم.
۸. ارگونومی در محیطهای کاری آینده (VR/AR)
با ورود به عصر متاورس و استفاده از هدستهای واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR)، چالشهای ارگونومیک به کلی تغییر خواهند کرد. در این محیطها، ما دیگر محدود به یک مانیتور ثابت نیستیم و میتوانیم در یک فضای ۳۶۰ درجه فعالیت کنیم. این موضوع پتانسیل این را دارد که ما را به حرکت بیشتر تشویق کند، اما از سوی دیگر، وزن هدستها روی مهرههای گردن و حذف فیدبکهای بصری از دنیای واقعی، خطرات جدیدی ایجاد میکند. ارگونومی تنبلی در دنیای مجازی میتواند به معنای غرق شدن در دنیایی باشد که در آن بدن فیزیکی ما کاملاً فراموش شده و در وضعیتهای بسیار نامناسبی رها میشود.
طراحان رابطهای کاربری آینده باید به گونهای عمل کنند که تعاملات مجازی مستلزم حرکات فیزیکی معنادار باشد. اگر در دنیای مجازی هم فقط با حرکت انگشتان کارها را پیش ببریم، زوال جسمانی ما شتاب بیشتری خواهد گرفت. از طرفی، واقعیت افزوده میتواند با نمایش هشدارهای ارگونومیک در میدان دید کاربر، به بهبود پوزیشن بدن کمک کند. آینده ارگونومی نبردی است بین غرق شدن در توهم راحتی دیجیتال و استفاده از تکنولوژی برای یادآوری واقعیتهای بیولوژیک بدن. ما باید یاد بگیریم که چگونه در حالی که ذهنمان در کهکشانها سیر میکند، پاهایمان را روی زمین محکم نگه داریم و به نیازهای حرکتیشان پاسخ دهیم.
۹. بازتاب تنبلی مدرن در رسانهها و انیمیشنها
یکی از درخشانترین و در عین حال ترسناکترین بازتابهای ارگونومی تنبلی در سینما، انیمیشن «وال-ئی» (WALL-E) است. در این اثر، انسانهای آینده را میبینیم که روی صندلیهای پرنده معلق هستند، تمام نیازهایشان توسط رباتها تامین میشود و به دلیل بیتحرکی مطلق، دچار تحلیل استخوان و چاقی مفرط شدهاند. این تصویر، اگرچه اغراقآمیز به نظر میرسد، اما دقیقاً انتهای مسیری است که ابزارهای رفاهی امروزی برای ما ترسیم کردهاند. رسانهها اغلب با تبلیغ «زندگی بدون زحمت»، این ایده را القا میکنند که پیشرفت یعنی حذف هرگونه فعالیت فیزیکی، که این خود یک سم فرهنگی برای سلامت جامعه است.
در مقابل، مستندها و کتابهای جدیدی در حال ظهور هستند که به ستایش «انسان وحشی» (Rewilding) و بازگشت به حرکات پایه میپردازند. این آثار سعی دارند نشان دهند که زیبایی و سلامت بدن در عملکرد آن است، نه در راحتی آن. تضاد میان این دو دیدگاه در رسانهها، نشاندهنده یک بحران هویتی در انسان مدرن است. ما از یک سو به دنبال رفاه بیشتر هستیم و از سوی دیگر، دلتنگ قدرت و چالاکی بدنی که در حال از دست دادن آن هستیم. تحلیل این بازتابهای فرهنگی به ما کمک میکند تا بفهمیم ابزارهای ارگونومیک فقط وسیله نیستند، بلکه حامل یک ایدولوژی هستند که میتواند ما را به سمت زوال یا شکوفایی هدایت کند.
۱۰. خطاهای علمی در طراحی ابزارهای راحتی گذشته
نگاهی به تاریخ ارگونومی نشان میدهد که بسیاری از ابزارهایی که زمانی «علمی» تلقی میشدند، بعدها مشخص شد که آسیبزا هستند. برای مثال، زمانی تصور میشد که نشستن با زاویه دقیق ۹۰ درجه بهترین پوزیشن است، اما بعدها مشخص شد که این وضعیت بیشترین فشار را به دیسکهای کمر وارد میکند و زاویه ۱۳۵ درجه (کمی تکیه داده به عقب) بسیار سالمتر است. همچنین، کفشهای ورزشی با پاشنههای بسیار نرم و قطور که برای راحتی طراحی شده بودند، باعث ضعف عضلات کف پا و آسیب به زانو شدند. این خطاهای علمی نشان میدهند که «احساس راحتی لحظهای» لزوماً با «سلامت ساختاری» همسو نیست.
ارگونومی تنبلی اغلب بر اساس دادههای ناقص یا بازاریابیهای تهاجمی شکل میگیرد. بسیاری از گجتهایی که امروزه برای رفع دردهای مفصلی فروخته میشوند (مثل بریسهای اصلاح قوز)، در واقع باعث میشوند عضلات تنبلتر شده و پس از در آوردن آنها، وضعیت بدتر شود. علم مدرن اکنون به سمت «ارگونومی پویا» حرکت کرده است که به جای ثابت نگه داشتن بدن در یک وضعیت به اصطلاح ایدهآل، فرد را به تغییر موقعیت تشویق میکند. درس گرفتن از اشتباهات گذشته به ما میآموزد که به ادعاهای تبلیغاتی با دیده شک نگاه کنیم و همیشه به دنبال راهکارهایی باشیم که به جای جایگزینی عملکرد بدن، به تقویت آن کمک میکنند.
۱۱. ارتباط ارگونومی با بهرهوری ذهنی و تمرکز
سلامت جسمی و کارکرد ذهن دو روی یک سکه هستند. وقتی بدن در وضعیت ارگونومیک نامناسبی قرار دارد، بخش بزرگی از انرژی مغز صرف مدیریت سیگنالهای درد و ناراحتی میشود، که این امر به طور مستقیم بهرهوری ذهنی (Productivity) و تمرکز را کاهش میدهد. ارگونومی تنبلی با ایجاد راحتی کاذب، ممکن است در کوتاه مدت تمرکز را بالا ببرد، اما به دلیل کاهش جریان خون به مغز ناشی از بیتحرکی، در درازمدت منجر به مه مغزی و خستگی زودرس میشود. حرکت کردن در حین کار، نهتنها عضلات را فعال میکند، بلکه باعث ترشح نوروترنسمیترهایی میشود که یادگیری و خلاقیت را تقویت میکنند.
تحقیقات نشان داده افرادی که در فواصل زمانی مشخص حرکات کششی انجام میدهند یا از میزهای پویا استفاده میکنند، سطح هورمون کورتیزول (هورمون استرس) کمتری دارند و قدرت حل مسئله در آنها بالاتر است. این یعنی سرمایهگذاری روی ارگونومی درست، در واقع سرمایهگذاری روی عملکرد مغز است. ارگونومی تنبلی ما را به نشستن و فکر کردن تشویق میکند، در حالی که علم میگوید ما «متحرک فکر میکنیم». پیوند دادن حرکت فیزیکی به فرآیندهای کاری، یکی از پیشرفتهترین استراتژیها در مدیریت منابع انسانی شرکتهای پیشرو جهان است. برای داشتن ذهنی برتر، باید بدنی داشته باشیم که در تله تنبلی ابزارهای رفاهی گرفتار نشده باشد.
۱۲. استراتژیهای حرکت فعال به جای استراحت منفعل
برای مقابله با ارگونومی تنبلی، ما نیاز به یک تغییر پارادایم از «استراحت منفعل» (نشستن روی مبل پس از کار) به «حرکت فعال» داریم. این به معنای ادغام ریزحرکات (Micromovements) در طول روز است؛ مثلاً استفاده از پله به جای آسانسور، ایستادن هنگام تماسهای تلفنی، یا انجام تمرینات کششی ساده در فواصل بین جلسات. این فعالیتهای کوچک که به آنها ترموژنز فعالیتهای غیرورزشی (NEAT) گفته میشود، نقشی بسیار کلیدی در حفظ سلامت متابولیک و ساختاری بدن دارند. هدف این است که بدن را در حالت «آمادهباش» نگه داریم، نه در حالت «خواب زمستانی» که ابزارهای رفاهی القا میکنند.
همچنین، طراحی محیط زندگی و کار باید به گونهای باشد که حرکت را «تحریک» کند، نه اینکه آن را غیرممکن سازد. مثلاً قرار دادن چاپگر در اتاقی دیگر یا استفاده از سطل زباله دورتر، ترفندهای سادهای برای افزایش حرکت اجباری هستند. ما باید یاد بگیریم که از ابزارهای ارگونومیک به عنوان وسیلهای برای تسهیل حرکت استفاده کنیم، نه به عنوان بهانهای برای سکون. در نهایت، بهترین ابزار ارگونومیک، آگاهی خود ماست؛ توانایی شنیدن صدای بدن قبل از اینکه به فریاد درد تبدیل شود. با انتخاب آگاهانه سختیهای کوچک، خود را از دردهای بزرگ آینده بیمه میکنیم و اجازه نمیدهیم ارگونومی تنبلی، شکوه و قدرت طبیعی بدن ما را از بین ببرد.
جمعبندی نهایی
ارگونومی تنبلی پارادوکس بزرگ قرن ماست؛ جایی که ابزارهای طراحی شده برای راحتی، به دشمنان پنهان سلامت ما تبدیل میشوند. در این مقاله دریافتیم که صندلیهای فوقپیشرفته و گجتهای رفاهی اگر باعث حذف حرکت شوند، در واقع به زوال عضلانی و کاهش تابآوری ما دامن میزنند. از سندرم گردن پیامکی تا تضادهای تکاملی، همه نشاندهنده نیاز مبرم ما به بازگشت به «حرکت» هستند. راحتی نباید با بیتحرکی اشتباه گرفته شود. راهکار نهایی نه در خرید ابزارهای گرانتر، بلکه در تغییر ذهنیت و ادغام آگاهانه فعالیت در تار و پود زندگی روزمره است. بدن ما برای چالش ساخته شده؛ پس با حرکت دادن آن، حق زندگی و سلامت را به سلولهایمان بازگردانیم.









وای خدای من!!!! بالاخره آرزوی قدیمیم برآورده شد!!!
آقا من هم با عکسها مشکل دارم هم اینجا و هم http://1pezeshk.com/archives/2011/09/how-the-worlds-top-brands-got-started.html
دیده نمیشن
من هم نمی تونم ببینم عکسا رو!!!
چه جالب ولی من کسی رو ندیدم که انطوری کتاب بخونه معمولا روی شکم میخوابند
درست میگن که هرچه از عمر بشر می گذره, اختراعات مجبورند با ابتکارات ساده تر و جزئی تری بوجود بیان.
آرزوهای بشر یکی یکی پاسخ داده میشن و روزی ممکنه کسری آرزو بوجود بیاد!
امیدوارم نسخه ارزانتر چینیش هم تولید بشه که اختراعی بس مفیدست.
عجب!
ابتکار جدید وخلاقانه ای است ولی فکر میکنم موقع استفاده چشمها زودتر از باقی مواقع روی هم برود(بخاطر زاویه نگاه)
یک عینک ساز اهله مشهد پانته این عینک رو به این شرکت فروخته.
چه وسیله ی جالبی
؛)
خیلی با حال بود
به نظرم زیاد کاربردی نیست. چون نگاه کردن از درون این عینک مثل نگاه کردن از درون پریسکوپ (یا چیزی شبیه اون) است. و من به شخصه علاقه ای ندارم هنگام خواب تو همچین حالت سختی مثل بودن توی زیر دریایی، به خطوط کتابی نگاه کنم که در سطح آب است. در ضمن باز هم دستم به خاطر نگه داشتن کتاب خسته می شود!:دی
در هر حال ممنون.
به این صفحه هم سر بزنی شاید بی ربط به این اختراع نباشه!
http://www.life.com/image/3270485/in-gallery/25371/30-dumb-inventions
خیلی جالبه ولی …
آخه دکتر جان با ۵۰ هزرا تومن می دونی چند تا کتاب می شه خرید؟!
وای خدای من سویر!
جالب بود. ممنون
عکس اول بسیار زیرکانه بود ؛)
جالب بود !
مخصوصا قیمتش “تنها و تنها ۵۰ دلار” ؟
دکتر جان ما پول نداریم روزنامه بخونیم ! دانلود می کنیم ، آن وقت شما می گید فقط 50 دلار !!!!
:-]
فرهاد راست میگه.
لینکشُ بده دانلود کنیم!
50دلار واسه کتاب خوندن؟!!
من که نسیتم
خداوند خیر بی پایان بهش عطا کنه… ما گردن و چشم و بر و بازومون داغون شد
البته خداییش جای کتابهای صوتی تو ایران خیلی خالیه… خوراک اینجور وقتها کتاب صوتی هستش
خدا به سازنده اش عمر طولانی بده.
کلی به کتابخونها کمک میکنه.
مخصوصا توی ایران که همه عاشقش میشن ولی از دلشون نمیاد پول بدن :دی