مرثیه‌ای برای هیث لجر فقید؛ رازهای ناگفته و پشت صحنه فیلم توهم دکتر پارناسوس

💡مختصر و مفید

فیلم توهم دکتر پارناسوس ساخته تری گیلیام، اثری سورئال و فانتزی است که تحت تاثیر مرگ ناگهانی هیث لجر در میانه فیلم‌برداری قرار گرفت. داستان فیلم درباره پیرمردی است که با معامله با شیطان، عمر ابدی یافته و با آینه‌ای جادویی مردم را به دنیای تخیل می‌برد. برای جبران جای خالی لجر، بازیگران بزرگی چون جانی دپ، جود لاو و کالین فارل نقش او را در دنیای موازی بازی کردند. این اثر گرچه از ضعف جلوه‌های ویژه رنج می‌برد، اما به عنوان آخرین میراث سینمایی لجر ارزش تماشا دارد.

دنیای فانتزی تری گیلیام و پیش‌زمینه ساخت فیلم

پیش از آنکه به تماشای یکی از عجیب‌ترین و آشفته‌ترین آثار فانتزی تاریخ سینما بنشینیم، باید با ذهن خلاق و البته بدشانس کارگردان آن یعنی تری گیلیام (Terry Gilliam) آشنا شویم. گیلیام که سابقه درخشانی در ساخت آثار سورئال و متکی بر تخیلات بصری دارد، همواره به عنوان سازنده‌ای شناخته می‌شود که فیلم‌هایش مرز میان واقعیت و رویا را از بین می‌برند. او با ساخت آثاری همچون دوازده میمون و برادران گریم نشان داد که علاقه‌ای به روایت‌های خطی و معمول سینمایی ندارد و ترجیح می‌دهد تماشاگر را در تارهای پیچیده ذهن خود اسیر کند.

پروژه ساخت این فیلم با نام اصلی The Imaginarium of Doctor Parnassus در سال ۲۰۰۷ میلادی کلید خورد. پیش‌زمینه داستان بر اساس کهن‌الگوی قدیمی معامله با شیطان شکل گرفت؛ موضوعی که در ادبیات کلاسیک اروپا ریشه‌ای عمیق دارد و همواره بستری جذاب برای به چالش کشیدن اخلاقیات انسانی بوده است. گیلیام قصد داشت با بهره‌گیری از تکنیک‌های نوین جلوه‌های ویژه کامپیوتری و ترکیب آن با دکورهای تئاتری قرن نوزدهمی، تضادی آشکار میان لندن مدرن و دنیای فانتزی درون ذهن پارناسوس ایجاد کند تا مخاطب را به سفری فلسفی ببرد.

نقد و بررسی توهم دکتر پارناسوس

نوشتن از فیلمی که ۴۰ دقیقه‌ی اولش داشتم تلاش می‌کردم بفهمم داستان از چه قرار است و بیشتر حواسم به ژنده‌پوشی و پوکی پارچه‌های لباس بازیگران بود واقعاً سخت است. بیشتر تری گیلیام را برای کارگردانی برادران گریم می‌شناسیم. اما شاید اگر آن اتفاق وحشتناک در میانه‌ی ساخت فیلم نمی‌افتاد، توهم دکتر پارناسوس فیلم بهتری می‌شد؛ شاید اگر هیث لجر (Heath Ledger) نمی‌مرد.

در لندن و در زمان معاصر، گروه دوره‌گردی با شمایل قرن نوزدهمی با اجرای نمایش زندگی خود را می‌گذرانند، هرچند استقبال از کارهای آن‌ها بسیار اندک است. رهبر گروه، دکتر پارناسوس با بازی کریستوفر پلامر (Christopher Plummer) است که در نمایش‌ها ادعا می‌شود مردی به سن تمام دنیاست. ادعایی که چندان اشتباه نیست زیرا دکتر پارناسوس بخاطر قراردادی که با شیطان با بازی تام ویتس (Tom Waits) بسته، فنا ناپذیر شده است. او با دختر جوانش والنتینا با بازی لی‌لی کول (Lily Cole)، پسری جوان به نام آنتون با بازی اندرو گارفیلد (Andrew Garfield) و مردی ریزه‌نقش به نام پرسی با بازی ورن ترویر (Verne Troyer) گروه را می‌گرداند. جالب‌ترین وسیله در تئاتر آن‌ها، آینه‌ای است که با عبور از آن می‌توان وارد دنیای خیال دکتر پارناسوس شد و ممکن است هرگز موفق به خروج از آن نشد. پارناسوس همواره مست است. او سن دخترش را به دلایلی فاش نمی‌کند، تا این‌که در قرارداد جدیدی که با شیطان می‌بندد، سر و کله‌ی مرد جوانی که گروه او را از روی طناب دار نجات داده یعنی تونی با بازی هیث لجر به زندگیشان باز می‌شود؛ او گذشته‌اش را از یاد برده، اما حقیقت آن است که داستان پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

پوستر فیلم توهم دکتر پارناسوس با حضور هیث لجر

فیلم توهم دکتر پارناسوس تقریباً هم‌زمان با کار تازه اکران‌ شده‌ی تیم برتون یعنی آلیس در سرزمین عجایب ساخته شد و حدود یک ماه زودتر هم از آن اکران شد. فضای کلی کار، شباهت‌های زیادی به ماجرای سرزمین عجایب دارد، اما جلوه‌های ویژه‌ی فیلم تازه‌ی تیم برتون کجا و این فیلم کجا! جلوه‌های ویژه در بسیاری از بخش‌های فیلم، مثل افکت‌های ابتدایی ویدئوکلیپ‌های متوسط و ارزان‌قیمت است؛ کار نشده، زمخت و به نحو توهین‌کننده‌ای به بیننده، روی بد بازیگر به محیط افزوده شده است. شیطان فیلم که تام ویتس بازی می‌کند، تلاش می‌کند مرموز باشد، اما نیست. بهترین بازیگر نقش شیطان که من دیده‌ام و واقعاً توانست من را بترساند، ستاره‌ای درخشان به نام آل پاچینو (Al Pacino) در وکیل مدافع شیطان (The Devil’s Advocate) بود. سکانس آخر که دوست وکیل جوان ناگهان به شیطان تغییر قیافه می‌دهد، با آن لبخند مطمئنی که روی صورتش نشسته بود و حالت خاصی که زبانش را روی لب می‌کشید و زوج جوان را با نگاه بدرقه کرد، یادتان هست؟ در کمال تاسف متوجهتان می‌کرد که از نفوذ او گریزی نیست؛ یا آن سکانس داخل کلیسا که به مجسمه‌ی مسیح می‌نگرد، لبخند تمسخرآمیزی به او می‌زند و انگشت خود را در آب مقدس فرو می‌کند، مو به تن بیننده راست می‌شود. اما چیز تکان‌دهنده‌ای در کاراکتر ویتس نیست، مخصوصاً که در سکانس آخر این فیلم هم تقریباً قرار بوده چیزی شبیه به پایان ماجرای وکیل‌مدافع شیطان ساخته شود. این شیطان تازه، گاهی مواقع بلاهتش به شعور شیطان توهین می‌کند!

اما با این‌حال چیزی که این فیلم را ناراحت‌کننده می‌کند، مرگ هیث لجر است. بازیگری با اقیانوسی از استعداد که پیش از بازی در این فیلم، با نقش جوکر که در شوالیه‌ی تاریکی (The Dark Knight) بازی کرد، همه را انگشت‌به‌دهان کرد. آخرین فیلم او، همه‌ی توانایی‌اش نیست. خداحافظی بزرگی محسوب نمی‌شود و اشکی از بیننده را در نمی‌آورد که چرا در این اوج، باید خداحافظی کند. با این‌حال، همه می‌دانند دیگر هیچ‌کس، به معنای واقعی نمی‌تواند جوکر را بازی کند و دشمن بتمن، در واقع مرده است. به‌هر حال، تری گیلیام باید به‌گونه‌ای پروژه‌اش را به پایان می‌رساند، بنابراین او سه بازیگر سرشناس دیگر را هم برای نقش لجر در آن سوی آینه به‌کار دعوت کرد: جانی دپ (Johnny Depp)، جود لاو (Jude Law) و کالین فارل (Colin Farrell). کوتاه‌ترین نقش را دپ و طولانی‌ترین را کالین فارل بازی می‌کند. با این‌حال، هیچ‌کدام خوب نیستند؛ نه آن خوبی که همیشه از آن‌ها انتظار می‌رود. از بین این سه نفر، بازی جانی دپ معمولی‌تر است، انگار سریع می‌خواسته برداشتش را بگیرد و برود. جود لاو هم از بقیه بهتر بود و کالین فارل هم که در دل دیوانه نقش کوتاهی داشت، به اندازه‌ی آن فیلم خوب نیست. کریستوفر پلامر در نقش مردی که روحش را به شیطان فروخته و همواره مست است، بیشتر روی اعصاب بیننده می‌آید و لی‌لی کول خیلی لوس و عروسکی برای کاراکتری است که لجر بازی می‌کند و بعد خاصی ندارد. پس از مرگ لجر، سه بازیگر جانشین او تمام مبلغ قرارداد خود را به دختر دو ساله‌ی لجر، ماتیلدا، بخشیدند.

تاریخچه حضور شیطان در سینما و کهن‌الگوی فاوست

تا به‌حال، ۵۶۲ فیلم و سریال با حضور کاراکتر شیطان ساخته شده که اولین آن‌ها، در سال ۱۸۹۶ به نام دژ شیطان به کارگردانی ژرژ ملیس بود. از روی ایده‌ی معروف رمان فاوست به قلم گوته، که داستان مردی است که روح خود را به شیطان می‌فروشد تا زندگی ابدی و قدرت بیابد، با همان نام فاوست، هم بیش از ۳۰ فیلم ساخته شده است. حتی تله‌تئاتری هم در ایران برای آن ساخته شده بود که شادروان جمیله شیخی نقش ممفیستو (شیطان) و پرویز پورحسینی در نقش فاوست ظاهر شده بودند. با این‌حال، تری گیلیام ایده و داستان فیلم را زاده‌ی ذهن خود می‌داند.

در تاریخ سینمای جهان، بازنمایی شیطان همواره با تغییرات ایدئولوژیک و فرهنگی جوامع همگام بوده است. در دوران سینمای کلاسیک، شیطان غالباً موجودی ترسناک، با چهره‌ای کریه یا شاخ‌دار تصویر می‌شد که با وسوسه‌های آشکار، قهرمان داستان را به چاه نابودی می‌کشاند. اما در سینمای مدرن، این تصویر دگرگون شد و شیطان به شکل مردانی خوش‌پوش، پرحرف و بسیار باهوش درآمد که در نهادهای قدرتمند مالی یا حقوقی رخنه کرده‌اند؛ درست مانند کاراکتر به‌یادماندنی جان میلتون با بازی آل پاچینو که مظهر مادی‌گرایی و طمع‌ورزی انسان مدرن در جامعه سرمایه‌داری بود.

مرگ تراژیک هیث لجر و نجات پروژه توسط سه ستاره سینما

مرگ ناگهانی هیث لجر در ژانویه ۲۰۰۸، شوک عظیمی به جامعه سینمایی جهان وارد کرد و تولید این اثر را تا آستانه تعطیلی کامل پیش برد. لجر که تازه بازی در نقش نمادین جوکر را به پایان رسانده بود، در میان کار روی این فیلم درگذشت و تری گیلیام را با یک سناریوی نیمه‌کاره و بحرانی بزرگ رها کرد. کارگردان که نمی‌خواست آخرین هنرنمایی این ستاره جوان بایگانی شود، دست به بازنویسی فیلم‌نامه زد و ایده تغییر چهره تونی هنگام عبور از آینه جادویی را مطرح کرد.

حرکت تحسین‌برانگیز جانی دپ، جود لاو و کالین فارل در پذیرش این نقش‌ها بدون دریافت دستمزد، یکی از زیباترین جلوه‌های همبستگی در هالیوود را رقم زد. آن‌ها با حضور کوتاه خود اجازه دادند تا تکه‌های پازل بازی لجر در کنار هم قرار گیرد و فیلم به اتمام برسد. اگرچه این تغییرات ناگهانی به انسجام روایی اثر آسیب زد، اما ارزش عاطفی و تاریخی فیلم را به عنوان یادگاری از دوران طلایی بازیگری لجر برای همیشه در تاریخ سینما ثبت کرد.

جمع‌بندی نهایی

فیلم توهم دکتر پارناسوس اثری آشفته با جلوه‌های بصری ضعیف است که نتوانست پتانسیل‌های داستان فاوستی خود را به کامل‌ترین شکل ممکن آزاد کند. با این حال، ارزش این اثر فراتر از نقد فنی ساختار آن، در ارزش یادبود و نمادینی است که به خاطر مرگ هیث لجر پیدا کرد. فداکاری بازیگران بزرگی که بدون چشم‌داشت مالی برای اتمام کار لجر تلاش کردند، بار عاطفی خاصی به این پروژه بخشیده است. این فیلم شاهکار بی‌نقصی نیست، اما به عنوان آخرین ویترین از استعداد ناتمام لجر فقید، تماشای آن برای هر دوستدار سینمایی یک ضرورت احترام‌آمیز به شمار می‌رود.

سوالات متداول

۱. هیث لجر دقیقاً چند درصد از بازی خود در این فیلم را به پایان رسانده بود؟
لجر پیش از مرگ ناگهانی خود، تقریباً تمامی سکانس‌های مربوط به دنیای واقعی در لندن را فیلم‌برداری کرده بود. بخش‌های باقی‌مانده که نیاز به حضور او داشت، مربوط به قلمروهای خیالی درون آینه جادویی بود. همین موضوع به تری گیلیام اجازه داد تا با تغییر بازیگران در دنیای فانتزی، داستان را بدون نیاز به فیلم‌برداری مجدد سکانس‌های قبلی جلو ببرد.
۲. چرا جانی دپ، جود لاو و کالین فارل دستمزد خود را به دختر هیث لجر بخشیدند؟
پس از فوت ناگهانی لجر، مشخص شد که او به دلیل تغییرات اخیر در وصیت‌نامه‌اش نتوانسته بود بودجه مالی کافی برای آینده دختر خردسالش ماتیلدا باقی بگذارد. این سه ستاره بزرگ سینما با آگاهی از این شرایط، تصمیم گرفتند تمام درآمدهای حاصل از بازی در این نقش مشترک را به حساب ماتیلدا واریز کنند. این اقدام اخلاقی بازتاب بسیار مثبتی در رسانه‌های هنری جهان داشت.
۳. تفاوت اصلی میان تفسیر تام ویتس و آل پاچینو از نقش شیطان در چیست؟
تام ویتس در این فیلم نقش شیطانی طناز، کهنه‌کار و تا حدی شبیه به قماربازهای دوره‌گرد را بازی می‌کند که بیشتر به دنبال سرگرمی است. در مقابل، آل پاچینو در فیلم وکیل مدافع شیطان، مظهر قدرت مطلق، کاریزمای مرگبار و وسوسه‌های پیچیده مدرن است که وحشتی عمیق ایجاد می‌کند. تفاوت این دو در واقع تفاوت میان کمدی سیاه فانتزی و درام هیجان‌انگیز روان‌شناختی است.
۴. رمان فاوست گوته چه تاثیری روی داستان فیلم دکتر پارناسوس گذاشته است؟
فیلم به طور مستقیم از ایده مرکزی فاوست یعنی معامله با شیطان برای کسب جوانی یا جاودانگی الهام گرفته است. در داستان گوته، فاوست روح خود را در ازای دانش و لذت دنیوی می‌فروشد و در فیلم نیز پارناسوس برای عمر ابدی با شیطان شرط‌بندی می‌کند. تری گیلیام این تم کهن را با هنر تئاتر و روان‌شناسی رویاها ترکیب کرده است.
۵. آیا فیلم توهم دکتر پارناسوس در گیشه سینماها موفق بود؟
این فیلم با بودجه‌ای در حدود ۳۰ میلیون دلار ساخته شد و توانست در سراسر جهان حدود ۶۴ میلیون دلار فروش داشته باشد. با توجه به ژانر فانتزی مستقل و مشکلات شدیدی که در تولید آن وجود داشت، این رقم یک موفقیت مالی نسبی به شمار می‌رود. بخش زیادی از این استقبال به کنجکاوی تماشاگران برای دیدن آخرین نقش‌آفرینی هیث لجر مربوط می‌شد.
۶. اندرو گارفیلد در این فیلم چه نقشی دارد و در چه مرحله‌ای از بازیگری خود بود؟
اندرو گارفیلد نقش آنتون، پسر جوان و دستیار وفادار دکتر پارناسوس را بازی می‌کند که عاشق دختر اوست. در زمان ساخت این فیلم، گارفیلد هنوز به شهرت جهانی نرسیده بود و بازی در این اثر سورئال یکی از اولین گام‌های جدی او در هالیوود به شمار می‌رفت. بازی پرانرژی او در این نقش فانتزی نویدبخش آینده درخشانش در بازیگری بود.
۷. چرا جلوه‌های ویژه این فیلم ضعیف و ارزان‌قیمت به نظر می‌رسند؟
بخشی از این ضعف به بودجه محدود فیلم و بخشی دیگر به سبک بصری خاص و کارتونی تری گیلیام مربوط می‌شود. گیلیام تعمداً می‌خواست دنیای درون آینه شبیه به نقاشی‌های سورئال و فضاهای غیرواقعی باشد تا تفاوت آن با دنیای تاریک لندن مشخص شود. با این حال، مقایسه آن با استانداردهای دی‌پی و جلوه‌های ویژه مدرن امروزی نشان‌دهنده نقص‌های فنی آشکار است.

12 دیدگاه

  1. شما اصلا حتی به منظور و محتوی فیلم نزدیک هم نشدی جناب منتقد بنده به عنوان یک اماتور فهمیدم داستان فیلم راحب هفت گناه اصلیه واقعا شرم اوره!!! یکبار دیگه ببینید فیلمو اینبار ظرافت فیلم رو در نشون دازن گناهان اصلی و رنگ و لعبشون و زشتیهاشون ببینید شاهکاره وقتی بوسه ای به شهوت قراره زده بشه به ناگاه دریاچه بهشتی میشه مرداب!!!

  2. من چند وقت پیش با توصیه دوستم فیلم کلوپ مشت زنی دیوید فینچر رو دیدم ولی خداییش نفهمیدم چرا با اینکه دوستم میگه فیلم عالی هستش، من هیچی نفهمیدم از این فیلم
    میتونید یه تحلیل از این فیلم بنویسید که قضیه روشن بشه که چرا فیلم خوبیه چون تو ادب هم امتیاز داره ، ،و فیلم ۱۶ شده است. واقعا این فیلم چه خوبی داره؟
    ممنون میشم اگه نقدی در مورد این فیلم بنویسید.

    1. فیلم باشگاه دعوا بینظیره یه شاهکاره اگه به بطن و معنای درونی فیلم پی ببری باید درست فیلم رو ببینی این فیلم فلسفی و معناگراست به طور خیلی خلاصه این فیلم در مورد مردی هست که ذات درونیش میخواد اونو آزاد کنه از قید و بندهای اجتماعی از ارزش های جامعه و … خود واقعیش باشه و جوری که واقعا از ته دل میخواد زندگی کنه نه جوری که جامعه ارزش ها روش شهروندی قانون و غیره براش تعیین میکنن در اولین خونه راحت و امنشو آتش میزنه قدم دوم زدن مشت و لگد به خودشه تا حتی از قفس جسم هم آزاد بشه یا میشه گفت ازش بگذره اما همواره قسمت دیگری از ذات وجودیش مخالفه با این رهایی مثل همه ما طبق آداب و اصول و ارزشهای شهر و مملکتو جامعه مون رفتار میکنیم تمام زندگیمون طبق انتظار جامعه است نوع لباس پوشیدن نوع غذا خوردن شکل حرف زدن روش ازدواج و … همه مطابق با اصول و انتظارات جامعه مونه . و تو این فیلم ادوارد نورتون همون جنبه حقیق و اصولی شخصیت اصلی و براد پیت نه یه شخص حقیقی بلکه جنبه آزادی خواه و رهایی خواه از تمام قید وبندهای ادوارد نورتونه .

  3. بهترین شیطان های سینما به نظر من یکی دنیرو تو انجل هارت بود و یکی همین که گفتی شیطان فیلم کنستانتین رو هم دوست داشتم درباره این فیلم هم باهات همعقیده ام

  4. منم این فیلم رو چند هفته پیش سینما دیدم و فقط به همین علت که لجر وسط فیلم مرده بود و اینا. می خواستم ببینم چجوری اون سه نفر به جای لجر بازی کردند. ولی فیلم واقعا سر و ته خاصی نداشت و واقعا هم شیطون بی خاصیتی داشت :)

  5. به نظرم مطلب به خوبی فیلم رو نقد کرده.
    این فیلم یکی از فیلم هایی بود که من خیلی دوست داشتم ببینم و خیلی وقت پیش دیدمش، شاید دلیل اصلیش بازیگراش بودند، اما واقعا فیلم هر چی جلو تر میرفت حوصله ی آدم هم بیشتر سر میرفت. به طور کلی بیشتر از اینکه مشکل رو در بازیگراش و کارگردانی بدونم فکر میکنم مشکل از داستان ناگیراش بود.
    پ.ن. فک میکنم اسم “توهم خانه دکتر پارناسوس” برگردان مناسب تری برای اسم فیلم باشه.

  6. …هیچگاه از مرگ هیچ بازیگری بقدر هیت لجر دلگیر نشده بودم، صحنه های بازی اش در «شوالیه ی تاریکی» در نقش ژوکر را بارها و بارها دیده ام و هر بار از نو، از جذبه اش لذت برده ام و نقش آفرینی کم نظیرش را در «چهار پر» و …هرگز از یاد نمی برم و جدا از فقدان چنین بازیگر توانائی متاسف شدم. فیلم «توهم دکتر پارناسوس» شاید بیست سال پیش اگر ساخته می شد دیدنی بود اما حالا…برای من هیت لجر با ژوکر تمام می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
[wpcode id="260079"]